tgindex
Kᴀʜᴋᴀsʜᴀɴ Wʀɪᴛᴇs

Kᴀʜᴋᴀsʜᴀɴ Wʀɪᴛᴇs

Статистика
@kahkashan_writesКнигиперсидский

از سکوت، واژه می‌سازم… و از زخم، داستان 💙 📚 نویسنده‌ی رمان دلبرک مغرور خان و عصیانگر ¹⁷.Aug.²0²³ Create 📅

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
38
Всего постов
98
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 922
−12 за 5 дн.
Сутки
−1
−0,05%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
78
40 постов
Вовлечённость
4,1%
к подписчикам
Постов в день
5,4
всего 98
Упоминаний
5
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
86
1/48двое суток
98
1/72трое суток
106

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • #شما_فرستادین پنج سال شد؛ گفتنش شاید ساده به نظر برسد. اما اندوه و تأثیرش هنوز پابرجاست، میان قلب‌ها و ذهن‌ها... خاطره‌ها نابود شد، آرزوها دفن شد، رؤیاها تمام شد، قصه‌ها کوتاه شد، رفت‌وآمدها کم‌تر شد و بی‌پولی بیشتر شد. داغِ از دست دادن فرزند، بر روح مادر مظلوم هنوز باقی مانده است. دست‌هایی پینه بسته، پدر؛ از همان زحمت‌هایی که برای چند لقمه نان حلال کشیده، و ترکش هنوز تازه است. کودکی که در کودکی بزرگ شده است... و چقدر مکتب‌ها که بدون دختران، شاگردان‌شان را فارغ دادند. چقدر کوچه‌ها تشنه‌ی دیدار دختران مکتب‌اند. چقدر ذهن‌ها تهی شده از «نشد»ها. چقدر کتاب‌ها بوی موهبت می‌دهند. چقدر زندگی شبیه زندان شده است. و چقدر نفس کشیدن برای‌مان شبیه قبض روح شده... پس می‌گوییم پنج سال شد؛ با قلب ناآرام و روح خسته: زندگی جریان دارد. فقط ما، کمی طولانی‌تر از همیشه، در این بیابان گم شده‌ایم. #نویسنده: #نرگس_علیزاده @kahkashan_writes

  • ‌ درست یادم هست پنج سال پیش در همین تاریخ در خانه بودم با دختر عمیم مهمان داشتیم و او روز هم ما رخصت بودیم ولی خواهر و برادرهایم رفته بودند مکتب مه و دختر عمیم رفته بودیم سوپر مارکیت برای خودما خرید داشتیم خرید ما تمام شده بود تازه از سوپر مارکیت برامدیم که یک وضعیت ای بود مردم همه پریشان در چهره های شان ترس همه گی هر طرف میرفت معلوم نبود کی چی کار میکنه از هر طرف برای ما میگفتن زود خانه تان برین حله زود طالبان کابل گرفتن ما هم زود خودمان ره به خانه رساندیم ما کودک بیش نبودیم اصلا طالب ره نمیفامیدم چیست کی هست اصلا بار اول ما بود اسم شان میشنیدیم،خانه امدیم که در خانه هم یک وضعیتی هست که حتی نمیتوانم بیانش کنم همه گی وارخطا پریشان جگرخون و همچنان ترسیده بودند چون خواهر و برادرهایم مکتب بود و مکتب هم خیلی دور بود خوب خلاصه ای که اونا امدن خبر رسید دروغ است ولی بعدا معلوم شد راست است گرفتن افغانستان ره وقتی ما شنیدیم خیلی ناراحت شدیم ترس در دل های ما بود که نشودد کم کم از ما حق ماره بگیرن که از چیزی که بترسی سرت میایه و حال تمام چیزای که آرزوی اش ره داشتیم حق ما بود دیگه از ما نیست چیزی که خداوند و رسولش برای ما گفتن اقرا بخان ولی ما پنج سال است محروم هستیم آخر تا کی باید صبر کنیم صبر ما تمام میشود ولی ای کابوس نه! #شما_فرستادین @kahkashan_writes

  • ‌ ۲۴ اسد برای دختران افغانستان فقط یک تاریخ نیست؛ روزی‌ست که خیلی از رویاها در سکوت شکستند… 💔 دخترانی که کیف مکتب‌شان را کنار گذاشتند، دانشجویانی که کتاب‌های‌شان را بستند و مادرانی که آرزوهای دختران‌شان را در دل پنهان کردند. تلخ است وقتی یک دختر فقط به جرم «دختر بودن» از درس، کار و ساختن آینده‌اش محروم شود. ۲۴ اسد، یادآور اشک‌هایی‌ست که دیده نشد و رویاهایی که ناتمام ماندند. کاش روزی برسد که هیچ دختر افغان مجبور نباشد آرزوی ساده‌ی رفتن به مکتب را در دلش دفن کند. 💔🇦🇫 #شما_فرستادین @kahkashan_writes

  • ‌ در این پنج سال به اندازه ی پنجاه سال پیر شدم نه برای زمان اش از برای افکارِ که در بیست و چهار ساعت بیست ساعت همراهِ من بودند،همین حالا هم همانندِ قاتل های سریالی رهایی ندارم از این افکارِ پوچ، آخر اش چه خواهد شد…؟ #شما_فرستادین @kahkashan_writes

  • هر سخنی در مورد فردا دارین🇦🇫❤️‍🩹را از طریق ناشناس بفرستین👇 https://t.me/HarfChatBot?start=4ccb79de6513

  • هر سخنی در مورد فردا دارین🇦🇫❤️‍🩹را از طریق ناشناس بفرستین👇 https://t.me/HarfChatBot?start=4ccb79de6513

  • حواست به کسانی باشد که وقتی می‌خواهی راجع به چیزی که به آن افتخار می‌کنی صحبت کنی، موضوع را عوض می‌کنند... @kahkashan_writes

  • سلام جمعه تان بخیر🌱

  • ﷽ 🤍ﺍﻟﻠَّﻬُﻢَّ ﺻَﻞِّ ﻋَﻠَﻰ ﻣُﺤَﻤﺪٍﷺ,ﻭَﻋَﻠَﻰ ﺁﻝِ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍﷺ🤍 ٱللَّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَعَلَىٰ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَعَلَىٰ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ. ٱللَّٰهُمَّ بَارِكْ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَعَلَىٰ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَعَلَىٰ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ.🤍🌙✨ @kahkashan_writes🦋✨

  • روز جهانی چپ‌دست‌ها مبارک‌مان باشد! 🤝

  • 13 авг.1018из Marwa

    روز جهانی چپ‌دست‌ها مبارک‌مان باشد! 🤝

  • آه… که عشق، رستاخیزی‌ست خاموش؛ مرا ناگه می‌کشاند به جهانی سرشار از سکوت و مکاشفه، آنجا که معنای گستردن جان را در بارگاه خالق خواهم دانست، و سجده را نه با پیشانی، که با تمام هستی‌ام به جا خواهم آورد. ✍🏻 #بانو_کهکشان @kahkashan_writes

  • سلام…🙃 https://t.me/HarfChatBot?start=eb885d5f0966

  • آدمیزاد برای بخشیدن کسی که دوستش داره، چه دروغ‌هایی که به خودش نمیگه. @kahkashan_writes

  • #خيام @kahkashan_writes

  • نرو، من ترا با تمام‌ دردهایت دوست دارم. @kahkashan_writes

  • آن شبِ مهتابی با تو را هرگز فراموش نمی‌کنم. آن شب برای اولین‌بار به من گفتی: "دوستت دارم." گفته بودی که: "همیشه خدا را شکر می‌کنم که تو را سرِ راهم قرار داده. " گفته بودی: "تو بهترین اتفاق زندگی‌ام هستی. صدایت، نگاهت، حرف‌هایت، بهترین حسِ دنیا را برایم می‌دهند. تو را بیشتر از هرکسی در دنیا دوست دارم. با وجودِ تو، نیاز به بودنِ هیچ آدمِ دیگری ندارم. تو آرامِ جان و مرهمِ دردهایم هستی. تا ابد تنها صاحبِ قلبم تو هستی. می‌خواهم بدانی که من همیشه کنارت می‌مانم؛ وقتی تنها هستی، خسته هستی، وقتی نیاز به حمایت داری، وقتی کسی درکت نمی‌کند، وقتی همه از تو دلخورند... در همه شرایط من کنارت می‌مانم." گفته بودی: "دلم می‌خواهد همین حالا به خیابان بروم و داد بزنم که من خوشبخت‌ترین مردِ جهانم." و آن شب، من از شادی‌ در آسمان‌ها سیر می‌کردم؛ قلبم از خوشحالی فراتر از آسمان‌ها پرواز کرده بود. حالا که یادم می‌آید، از ساده‌دلیِ خودم بالای خودم خشمگین‌ می‌شوم. از اینکه‌ ساده‌لوحانه‌ به‌حرف‌هایت باور کرده‌ بودم‌، خشمگینم. البته، من که ساده‌دل نبودم... من واقعاً عاشقت بودم. عاشقت بودم و به همین دلیل هرگز فکر نمی‌کردم به من دروغ بگویی. من تک‌تک کلماتت را با قلبم تصدیق می‌کردم. من تو را می‌پرستیدم و هرگز فکر نمی‌کردم خدای من به من دروغ بگوید. اما‌ تو تمامِ اعتماد من نسبت به خودت را از بین‌ بردی. دیگر هیچ حسِ قشنگی‌ نسبت به‌تو در قلبم‌ ندارم‌. تو برای‌ من یک خاطره قشنگ‌ هستی و بس. می‌خواهم بگویم: اگر روزی خواستی برگردی، برنگرد! من از تو گذشته‌ام... #نواندیش

  • без подписи

  • ای نامرد😩💔 واقعا وقتی به جایی برسی دشمنان ات بیشتر می شود با عرض تاسف این پی دی اف دست خورده بود و پاکش میکنم حالا حالا ها باید برای آین کتاب صبر کنم...😕😑 @kahkashan_writes

  • پی دی اف کتاب که فیسبوک و مجازی ره تکان داد ره بلاخره پیدا کردم🫢😩 اگر پی دی اف کتاب عیاض ره کار داشتین برتان آرسال میکنم🫤