آلباتروس
Статистика- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 117
- 1/48двое суток
- 134
- 1/72трое суток
- 144
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
یه چیزی بهت یاد میدم که هیچوقت فراموش نکنی. چطور یه بیسکوییت رو بدون اینکه بشکنه پر از کره کنیم. یه بیسکوییت رو میذاری رو اون یکی و کره رو میمالی روی بالایی. بیسکوییت زیری مانع از شکستن بیسکوییت بالایی میشه. من هر چی بلدم به تو یاد میدم و در عوض تو هم هر چی بلدی رو به من یاد میدی. Baisers volés 1968 François Truffaut به قول دیکسن تو فیلم در مکانی خلوتِ نیکلاس ری یه صحنهی عاشقانه خوب باید درباره چیزی غیر از عشق باشه. @Albatros1374
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
Alex Kanevsky اگه یه پرتقال و کاسه رو در نظر بگیریم. وقتی پرتقال داخل کاسه باشه اگه پرتقال رو کمی هل بدیم دوباره برمیگرده به مرکز کاسه و اگه پرتقال روی کاسهی وارونه باشه کوچیکترین جابهجایی باعث میشه از اون نقطه دور بشه و پایین بیفته. نقاشی نباید مثل پرتقال داخل کاسه، معنای ثابت داشته باشه که هر بار بهش دست بزنی دوباره سر جای خودش برگرده؛ بلکه باید مثل پرتقال روی کاسهٔ وارونه، با یک هل کوچک(تفسیر و تجربههای شخصی) از طرف ذهن بیننده، از تعادل خارج بشه و معناهای غیرمنتظره تولید کنه. @Albatros1374
رابطهی لیلا با لکهها دگرگون شده است؛ آنچه تاکنون سد راه او بود اکنون خود تبدیل به راه شده است. لکه، دیگر گیر و گره نیست؛ یک امکان است؛ یک ورودی. لیلا از طریق لکهگیری، درگیری جدی با لکهها جمعیت خاطر پیدا کرده است. داستان لکه زویا پیرزاد @Albatros1374
وقتی مرگ دیگر رشتههای پیوند را جملگی گسسته، آنچه میماند نام است. صـــ11 استاد پترزبورگ جی.ام. کوتسی محمدرضا ترکتتاری @Albatros1374
Window at night Antonio López García @Albatros1374
L'attention est la forme la plus rare et la plus pure de la générosité. Simone Weil @Albatros1374
داستان شاهزاده خوشبختِ اسکار وایلد، داستان مجسمهای از یه شاهزادهست که وقتی زنده بود و تو قصرش زندگی میکرد چون از همهجا بیخبر بود خودش رو خوشبخت میدونست اما بعد از مرگش همهچیز رو میبینه و وقتی دید دیگه نمیتونه چشمهاشو ببنده. مجسمه، از پرستویی که ناخواسته همراهش شده میخواد طلا و جواهراتی که ازشون درست شده رو بکنه و بده به آدمایی که دارن رنج میبرن تا کمی از رنجشون کم شه و در نهایت، خودش و پرستو از پا میافتن. داستان در مورد اینه که وقتی دیدیم، با اونچه که دیدیم چه میکنیم. و حالا حس میکنم اونچه دیدیم داره از پا درمون میاره و نمیدونم باهاشون چیکار کنم. @Albatros1374
یه سکانس از فیلم بید و باد به نویسندگی محمدعلی طالبی و کیارستمی میبینم. دوتا پسر کوچیک سوار یه موتورن. پسر عقبی یه شیشه تو دستشه؛ میگه آروم برو الان از دستم میوفته. راننده میگه خیلی آرومه، گاز نمیدم، باد داره میبره مارو. پسر عقبی باز میگه آروم برو، من میخوام پیاده شم. راننده میگه نترس سفت بشین. ایندفعه با گریه میگه اگه بشکنه دیگه پول ندارم بخرم، میخوام پیاده شم. و موتور همینجور میره. بیتوجه به گریهها، عجزها، لابهها. و تو باید با شیشه توی دستت ادامه بدی. با اشکها، نخواستنها.
از بازمانده بودن متنفرم. از فقط بازمانده بودن متنفرم.
Pour avoir si souvent dormi Avec ma solitude Je m'en suis fait presqu'une amie Une douce habitude Elle ne me quitte pas d'un pas Fidèle comme une ombre Elle m'a suivi ça et là @Albatros1374
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
به سلامتی روابط خانوادگی! Father Mother Sister Brother 2025 Jim Jarmusch @Albatros1374
تو مرگِ من بودی: تو را میتوانستم نگهداشتن، آنگاه که مرا همهچیز از دست [و از یاد] میرفت. پل سلان @Albatros1374
۶ ماه نگذشت... @Albatros1374
@Albatros1374
اگر یک کویر را پر آب کنی، احتمالاً یک دریا را خالی کردهای...من آن دریای خالی هستم. تعمیرکار پرسیوال اورت مجموعهی خوبیِ خدا امیرمهدی حقیقت @Albatros1374
@Albatros1374