tgindex
عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ

عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ

Статистика
@AlimaLhaghперсидский

⭕️کانال #علی_مع_الحق 💥پاسخ به شبهات اهل سنت و وهابیت 🔷کنفرانس با موضوعات اعتقادی و مذهبی 🔶گلچین روایات از کتب معتبر حدیثی شیعه و " کلیپ و مباحث قابل توجه و جذاب👌 t.me/joinchat/AAAAAD7K8g2ik4r3pDNkYA 👈با ما همراه باشید🔺🔺

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
12 авг.
Постов за неделю
8
Всего постов
55
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
549
+2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
215
40 постов
Вовлечённость
39,2%
к подписчикам
Постов в день
1,1
всего 55
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
156
1/48двое суток
178
1/72трое суток
192

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • برتری نورانی امیرالمؤمنین علیه السلام؛ آفرینش علی بن ابی‌طالب علیه السلام پیش از آسمان و زمین عبدالله بحرانی آورده است: سلمان فارسی روایت کرد که گفت: «در مسجد، نزد پیامبر خدا نشسته بودم که عباس بن عبدالمطلب وارد شد، سلام کرد و پیامبر پاسخ سلامش را داد و به او خوشامد گفت. عباس عرض کرد: ای رسول خدا، با اینکه گوهر و خاستگاه ما یکی است، خداوند به چه سبب علی بن ابی‌طالب را بر ما خاندان برتری داده است؟ پیامبر فرمود: ای عمو، اکنون تو را آگاه می‌کنم. خداوند، من و علی را آفرید، در حالی که نه آسمانی وجود داشت، نه زمینی، نه بهشتی، نه دوزخی، نه لوحی و نه قلمی. هنگامی که خداوند عزوجل خواست آفرینش ما را آغاز کند، سخنی فرمود و آن سخن نور شد. سپس سخن دیگری فرمود و آن سخن روح شد. آن دو را با یکدیگر درآمیخت و به اعتدال رساند و من و علی را از آن دو آفرید. سپس از نور من، نور عرش را شکافت؛ ازاین‌رو من از نور عرش برترم. آن‌گاه از نور علی، نور آسمان‌ها را شکافت؛ ازاین‌رو علی از نور آسمان‌ها برتر است. سپس از نور حسن، نور خورشید و از نور حسین، نور ماه را پدید آورد؛ بنابراین آن دو از نور خورشید و نور ماه برترند. فرشتگان خدا را تسبیح و تقدیس می‌کردند و در تسبیح خود می‌گفتند: پاک و منزه است خداوند؛ چه گرامی‌اند این نورها نزد خداوند متعال. هنگامی که خداوند متعال خواست فرشتگان را بیازماید، ابری از تاریکی بر آنان فرستاد. آن‌چنان که فرشتگان نه آغاز آن را از پایانش می‌دیدند و نه پایانش را از آغازش. فرشتگان گفتند: معبود و سرور ما، از روزی که ما را آفریده‌ای، چیزی مانند آنچه اکنون گرفتار آن شده‌ایم ندیده‌ایم. تو را به حق این نورها سوگند می‌دهیم، این تاریکی را از ما برطرف کن. خداوند عزوجل فرمود: به عزت و جلالم سوگند، چنین خواهم کرد. پس در همان هنگام نور فاطمه زهرا را آفرید که مانند چراغی بود و آن را بر گوشواره عرش آویخت. در پی آن، آسمان‌های هفت‌گانه و زمین‌های هفت‌گانه روشن شدند و به همین سبب فاطمه را زهرا، یعنی درخشنده، نامیدند. فرشتگان همچنان خدا را تسبیح و تقدیس می‌کردند. خداوند عزوجل فرمود: به عزت و جلالم سوگند، پاداش تسبیح و تقدیس شما را تا روز قیامت برای دوستداران این بانوی بزرگ، پدرش، همسرش و فرزندانش قرار خواهم داد. سلمان گفت: عباس از آنجا بیرون آمد و در راه با علی بن ابی‌طالب دیدار کرد. او را به سینه چسباند و میان دو چشمش را بوسید و گفت: پدرم فدای خاندان پیامبر برگزیده باد؛ چه گرامی هستید نزد خداوند متعال.» عوالم العلوم و المعارف و الاحوال من الآیات و الاخبار و الاقوال: ج 11، بخش 1، ص 18. ❖ کانال عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ➠ @AlimaLhagh

  • عمر و نسبت هذیان دادن به پیامبر؛ تصریح ابن‌تیمیه وأما عمر فاشتبه علیه هل کان قول النبي صلي الله عليه وسلّم من شدة المرض، أو کان من أقواله المعروفة. والمرض جائز علی الأنبیا‌ء. ولهذا قال: أَهَجَرَ؟ فشك في ذلك. اما در خصوص عمر، برای او مشتبه شد که آیا سخن پیامبر از شدّت بیماری بود یا از سخنان شناخته‌شده و همیشگی او؛ چرا که بیماری بر پیامبران رواست. از این‌رو گفت: آیا هذیان می‌گوید؟ پس در این باره دچار تردید شد. [منهاج السنه النبویه]: ج ۶، ص ۲۴ *** تأملاتی کوبنده بر این تصریح: ۱. نقض آشکار عصمت: اگر سخن پیامبر (ص) می‌تواند ـ حتی در فرض بیماری ـ در حدّ هذیان پنداشته شود، پس آیه صریح «وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ۝ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ» چه می‌شود؟ آیا این نسبت، ردّ مستقیم قرآن نیست؟ ۲. معیار تشخیص کلام وحی: عمر با چه معیاری میان کلام پیامبر و هذیانِ بیماری داوری کرد؟ آیا تشخیص او از نصّ پیامبر و وحی الهی بالاتر بود؟ ۳. تزلزل در همه سخنان پایانی پیامبر: اگر احتمال هذیان در سخن واپسین پیامبر پذیرفته شود، چه تضمینی است که دیگر گفتارهای آن حضرت در روزهای بیماری نیز مشمول همین توجیه نشود؟ ۴. شک یا ممانعت؟ ابن‌تیمیه می‌گوید عمر «شک» داشت؛ اما شکِ حقیقی باید به پرسش و توقف بینجامد، نه به فریاد «هذیان می‌گوید» و جلوگیری از وصیت پیامبر. ۵. توجیه یا هتک حرمت؟ آیا جایز دانستن بیماری برای پیامبران، مجوزی برای نسبت دادن هذیان به مقام عصمت است؟ ❖ کانال عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ➠ @AlimaLhagh

  • اعترافِ ناخواستهٔ ابن‌حزم بر نقشِ عمر بن خطاب در محرومیتِ امت از کتابِ مانعِ گمراهی ابن‌حزم اندلسى در کتاب خود، ذیل بررسی حدیثِ «دوات و قلم» (رزية يوم الخميس) مى‌نویسد: «هذه زلة العالم التي حذر منهما الناس قديما، وقد كان في سابق علم اللّه تعالى أن يكون بيننا الاختلاف، وتضل طائفة وتهتدي بهدي الله أخري، فلذلك نطق عمر ومن وافقه بما نطقوا به، مما كان سببا الي حرمان الخير بالكتاب الذي لو كتبه لم يضل بعده، ولم يزل أمر هذا الحديث مهما لنا، وشجی‌ في نفوسنا، وغصة نألم لها.» ترجمه: «این [اقدام]، همان لغزشِ دانشمندی است که از دیرباز مردم را از آن بیم داده‌اند. در علمِ پیشینِ الهی مقدر بود که میان ما اختلاف افتد و گروهی گمراه شوند و گروهی دیگر به هدایتِ خدا راه یابند؛ از این‌رو بود که عمر و موافقانِ او، آن سخنان را بر زبان راندند؛ سخنانی که سببِ محرومیتِ امت از خیری سترگ شد؛ یعنی همان نوشته‌ای که اگر نگاشته می‌شد، هرگز پس از آن گمراه نمی‌شدند. مایهٔ این حدیث همواره اندوهی جانکاه در دل‌های ما و غصه‌ای گلوگیر بوده است که از آن درد می‌کشیم.» 📚 الإحکام في اصول الأحکام (ابن‌حزم): ج ۷، ص ۱۲۳. سؤالات: ۱. تناقض میان «لغزش اجتهادی» و «گمراهی امت»: ابن‌حزم تلاش می‌کند اقدام عمر بن خطاب را تحت عنوان «زلة العالم» (لغزشِ مجتهد) توجیه کند؛ اما بلافاصله اقرار می‌کند که این سخن، علتِ محرومیتِ ابدیِ امت از نوشتارِ مانعِ گمراهی («لم يضل بعده») و در نتیجه، بسترسازِ تفرقه و ضلالتِ بخشِ بزرگی از مسلمانان شده است. از منظر قواعد کلامی و اصولی، چگونه می‌توان اقدام فردی را که آگاهانه یا ناآگاهانه مانعِ هدایت پیامبر (ص) شده و امت را به تعبیر ابن‌حزم دچار «غصه‌ای گلوگیر و ابدی» کرده است، صرفاً یک «لغزش ساده» دانست و از پیامدهای تکلیفی و وضعی آن چشم‌پوشی کرد؟ ۲. مسئولیتِ تاریخی در انسدادِ بابِ هدایتِ معصوم: با توجه به تصریحِ متنِ روایتِ نبوی (که ابن‌حزم نیز بر آن صحه گذاشته) مبنی بر اینکه نگارش آن سندِ مکتوب، مانعِ ابدیِ گمراهیِ امت می‌شد («لن تضلوا بعده أبداً»)، مانع‌شدن از این امر خطیر به معنای گشودنِ عملیِ بابِ ضلالت بر روی مردم است. آیا کسانی که با شعار «حسبنا کتاب الله» مانعِ نگارشِ این عهدنامه شدند، مسئولِ انحرافاتِ عقیدتی، تفرقه و خون‌ریزی‌های بعدی در تاریخ اسلام نیستند؟ و آیا این رویداد، بزرگ‌ترین مصیبتِ وارد شده بر پیکر اسلام (رزية الإسلام) به‌شمار نمی‌رود؟ ❖ کانال عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ➠ @AlimaLhagh

  • 9 авг.291105

    امام سجاد (ع) پناهگاه زنان بی‌سرپرست در واقعه حره ✨ روایتی از زمخشری در کتاب "ربیع الابرار" زمانی که یزید بن معاویه، سپاهی را به فرماندهی مسلم بن عقبه برای سرکوب و ویرانی اهل مدینه گسیل داشت (اشاره به فاجعه‌ی ناگوار واقعه‌ی حره)، پس از آنکه شهر مدینه دستخوش ویرانی و مصیبت شد، حضرت علی بن الحسین (علیهما السلام) بارِ سنگینِ سرپرستیِ چهارصد زنِ بی‌خانمان و بی‌یاور را بر دوش گرفتند و آنان را در خانه‌های خویش پناه دادند. ➖ یکی از زنانی که از این فاجعه جان سالم به در برده بود، با قلبی لرزان و چشمی اشکبار چنین گفت: «به خدا قسم، در تمام دوران زندگی‌ام، در کنار پدر و مادرم نیز، هرگز چنین آرامش و عزت و بزرگواری را تجربه نکرده بودم که در پناه این مرد شریف (امام سجاد علیه السلام) یافتم.» 📝 متن عربی: لَمَّا وَجّهَ يزيدُ بنُ معاويةِ مسلمَ ابنَ عُقبَةِ لاستِباحَةِ أَهلِ المَدينةِ، ضَمَّ عليُّ بنُ الحُسَينِ عَلَيهِمَاالسَّلامُ إِلی نَفسِهِ أَرْبَعَمائةٍ اِمْرَأَةٍ بحَشَمِهِنَّ، يَعولُهُنَّ إلى أَنْ تُقُوِّضَ جَيشُ مُسلِمِ. فَقالَت إمرأةٌ منهُنَّ: «مَا عِشتُ وَاللهِ بَینَ أبَوَيَّ بِمثلِ ذلكَ الشَّريفِ.» 📚 منبع: ربیع الابرار، تألیف زمخشری، جلد اول، صفحه ۴۲۷ ❖ کانال عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ➠ @AlimaLhagh

  • منع اعمش از روایت فضایل امیرالمؤمنین و راندن مرجئه از مسجد قال يعقوب وسمعت الحسن بن الربيع يقول قال أبو معاوية قلنا للأعمش لا تحدث هذه الأحاديث الأحاديث قال يسألوني فما أصنع ربما سهوت فإذا سألوني عن شيء من هذا وسهوت فذكروني قال وكنا يوما عنده فجاء رجل فسأله عن حديث قسيم النار قال فتنحنحت قال فقال الأعمش هؤلاء المرجئة لا يدعوني أحدث بفضائل علي رضي الله عنه أخرجوهم من المسجد حتى أحدثكم حسن بن ربیع روایت کرد که گفت: «ابومعاویه گفت: به اعمش گفتیم این احادیث را روایت نکن. گفت: از من می‌پرسند، پس چه کنم؟ گاهی فراموش می‌کنم، اما وقتی درباره چیزی از این قبیل از من می‌پرسند و فراموش کرده‌ام، مرا به یاد می‌آورند. روزی نزد او بودیم که مردی آمد و از حدیث قسیم النار پرسید. من ناله‌ای کردم. اعمش گفت: این مرجئه‌اند که مرا از روایت فضایل علی ـ رضی‌الله‌عنه ـ بازمی‌دارند. آنان را از مسجد بیرون کنید تا برای شما حدیث بگویم.» تاريخ مدينة دمشق: ج 42، ص 299. ❖ کانال عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ➠ @AlimaLhagh

  • 7 авг.260112

    امیرالمؤمنین عليه السلام و برتری‌های هفت‌گانه در داوری و ایمان أخبرنا أبو علي الحداد الحسن بن أحمد أنا أبونعيم أحمد بن عبد الله نا إبراهيم بن أحمد بن أبي حصين نا محمد بن عبد الله الحضرمي نا خلف بن خالد العبدي نا بشر بن إبراهيم الأنصاري عن ثور بن يزيد عن خالد بن معدان عن معاذ بن جبل قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم يا علي أخصمك بالنبوة ولا نبوة بعدي وتخصم الناس بسبع ولا يحاجك فيه أحد من قريش اللهم أنت أولهم إيمانا بالله وأوفاهم بعهد الله وأقومهم بأمر الله وأقسمهم بالسوية وأعدلهم في الرعية وأبصرهم بالقضية وأعظمهم عند الله مزية \ ح \ ثور بن یزید از خالد بن معدان از معاذ بن جبل روایت کرد که گفت: «رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای علی علیه‌السلام، من با نبوت با تو مخاصمه می‌کنم، و پس از من نبوتی نیست؛ و تو مردم را در هفت ویژگی مغلوب می‌کنی، و هیچ‌یک از قریش در این باره با تو به جدال برنمی‌خیزد: خدایا، تو نخستین آنان در ایمان به خدا هستی، و وفادارترینشان به پیمان خدا، و استوارترینشان در فرمان خدا، و عادل‌ترینشان در میان رعیت، و بیناترینشان به قضاوت، و بزرگ‌مرتبه‌ترینشان نزد خدا.» تاريخ مدينة دمشق: ج 42، ص 58. ❖ کانال عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ➠ @AlimaLhagh

  • 6 авг.180112из fatemi_pdf

    📗 کتاب الکفایة فی النصوص علی عدد الائمة اثنی عشر (معروف به کفایة الاثر) ✍ نویسنده: مرحوم ابی القاسم علی بن محمد بن علی الخزاز القمی الرازی 📝 ترجمه و تحقیق: رضا رفیعی 📖 ناشر: انتشارات جمکران 📄 تعداد صفحات: ۴۴۹ 📙 زبان : فارسی ⬅️ مولف در این کتاب روایات و نصوص دال بر خلافت و امامت ائمه اطهار علیهم السلام را گرد آورده است. مرحوم علامه مجلسی این کتاب را ارزشمند و گران‌بها و اثری بی‌نظیر توصیف می‌کند که تا حال مانند آن در باره امامت نگاشته نشده است.‌ #امامت #ائمه_اطهار #کتابخانه_دیجیتال_فاطمی ➖➖➖➖➖➖ ✦ @fatemi_pdf

  • 6 авг.228103

    حدیث منزلت؛ گواهی عمر بر نفاق دشنام‌دهنده   أخبرناه أبو منصور بن خيرون أنا أبو بكر الخطيب أنا أحمد بن محمد القطيعي نا محمد بن عبد الله بن محمد الكوفي حدثني علي بن محمد بن مروان أبو الحسن المقرىء من كتابه أنا الحسن بن يزيد الجصاص المخرمي سكن سر من رأى نا إسماعيل بن يحيى بن عبيد الله التيمي عن ابن جريج عن عطاء بن السائب الثقفي من أهل الكوفة عن سويد بن غفلة عن عمر بن الخطاب أنه رجلا يسب عليا فقال إني أظنك منافقا سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول إنما علي مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبي بعدي \ ح \ سوید بن غفله از عمر بن خطاب روایت کرد که گفت:   «او مردی را دید که به علی دشنام می‌داد. پس گفت: من تو را منافق می‌پندارم؛ از رسول خدا شنیدم که می‌فرمود: همانا علی نسبت به من، همچون منزلت هارون نسبت به موسی است، جز اینکه پس از من پیامبری نیست.»   تاريخ مدينة دمشق: ج 42، ص 167. ❖ کانال عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ➠ @AlimaLhagh

  • 4 авг.275104

    #حضرت_زینب_س_اربعین از آن ساعت که خود را ناگزیر از تو جدا کردم تو بر نی بودی و دیدی چه‌ها دیدم، چه‌ها کردم گمان بر ماندن و قبر تو را دیدن نمی‌بردم ولی فیض زیارت را تمنّا از خدا کردم به یادم مانده آن روزی که می‌جستم تو را اما تنت پیدا به زیر سنگ و تیر و نیزه‌ها کردم تو را ای آشنایِ دل اگر نشناختم آن روز مرا اکنون تو نشناسی، وفا بین تا کجا کردم تن چاک تو را چون جان گرفتم در برم اما برای حفظ اطفالت، تو را آخر رها کردم به‌سان شمع، آبم کرد بانگ آب‌آب تو اگرچه تشنه بودم چشمه‌های چشم وا کردم میان خیمه‌های سوخته همچون دلم آن شب نماز خود نشسته خواندم و بر تو دعا کردم.. ولی هرگز ندادم عجز را ره در حریم دل سخنرانی میان دشمنان چون مرتضی کردم ❖ کانال عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ➠ @AlimaLhagh

  • 3 авг.254101

    کاش زائر حسین بودم… آرزویی که روز قیامت همگان خواهند کرد حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الطَّحَّانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ مَا مِنْ أَحَدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا وَ هُوَ يَتَمَنَّى أَنَّهُ مِنْ زُوَّارِ الْحُسَيْنِ لِمَا يَرَى مِمَّا يُصْنَعُ بِزُوَّارِ الْحُسَيْنِ ع مِنْ كَرَامَتِهِمْ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى. كامل الزيارات، النص، ص: 135 عبد اللَّه طحّان گفت: شنيدم از امام عليه السّلام كه مى ‏فرمودند: احدى نيست در روز قيامت مگر آنكه آرزو مى‏ كند از زوّار امام حسين عليه السّلام باشد زيرا مشاهده مى ‏كند با ايشان چه معامله‏اى شده و چه كرامتى حق تبارك و تعالى در باره آنها منظور مى ‏فرمايد. ❖ کانال عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ➠ @AlimaLhagh

  • 3 авг.257103

    امام زین‌العابدین علیه السلام؛ شکایت از روزگار اهل‌بیت در میان امت قرأت على أبي غالب بن البنا عن أبي محمد الجوهري أنا أبو عمر بن حيوية إجازة أنا سليمان بن إسحاق نا حارث بن أبي أسامة نا محمد بن سعد نا مالك بن إسماعيل نا سهل بن شعيب النهمي وكان نازلا فيهم يؤمهم عن أبيه عن المنهال يعني ابن عمرو قال دخلت على علي بن حسين فقلت كيف أصبحت أصلحك الله فقال ما كنت أرى شيخا من أهل المصر مثلك لا يدري كيف أصبحنا قال فأما إذ لم تدر أو تعلم فأنا أخبرك أصبحنا في قومنا بمنزلة بني إسرائيل في آل فرعون إذ كانوا يذبحون أبناءهم ويستحيون نساءهم وأصبح شيخنا وسيدنا يتقرب إلى عدونا يشتمه ويسبه على المنابر وأصبحت قريش تعد أن لها الفضل على العرب لأن محمدا منها لا يعد لها فضل إلا به وأصبحت العرب مقرة لهم بذلك وأصحبت العرب تعد لها الفضل على العجم لأن محمدا منها لا تعد لها فضل إلا به وأصبحت العجم مقرة لهم بذلك فلئن كانت العرب صدقت أن لها الفضل على العجم وصدقت أن كان لها الفضل على العرب لأن محمدا منها إن لنا أهل البيت الفضل على قريش لأن محمدا منا فأصبحوا يأخذون بحقنا لا يعرفون لنا حقا فهكذا أصبحنا إذ لم تعلم كيف أصبحنا قال فظننت أنه أراد أن يسمع من في البيت تاريخ مدينة دمشق ج 41 ص 396 پدر سهل از منهال بن عمرو روایت کرد که گفت: «بر علی بن حسین وارد شدم و گفتم: خدا تو را اصلاح کند، چگونه صبح کردی؟ فرمود: گمان نمی‌کردم پیرمردی از اهل این شهر چون تو نداند که ما چگونه صبح کرده‌ایم. گفت: چون نه دانستی و نه آگاه بودی، من تو را خبر می‌دهم. ما در میان قوم خود به‌سان بنی‌اسرائیل در میان آل فرعون صبح کرده‌ایم؛ آن‌گاه که پسرانشان را می‌کشتند و زنانشان را زنده می‌گذاشتند. و حال آن‌که پیر و بزرگ ما برای نزدیک‌شدن به دشمن ما، او را بر منبرها دشنام می‌دهد و ناسزا می‌گوید. و قریش چنین صبح کرده‌اند که برای خود بر عرب فضیلتی می‌شمارند، زیرا محمد از ایشان است، و برای آنان جز به او فضیلتی به‌شمار نمی‌آید، و عرب نیز این را برای آنان پذیرفته‌اند. و عرب چنین صبح کرده‌اند که برای خود بر عجم فضیلتی می‌شمارند، زیرا محمد صلی الله علیه و آله از ایشان است، و برای آنان جز به او فضیلتی به‌شمار نمی‌آید، و عجم نیز این را برای آنان پذیرفته‌اند. پس اگر عرب راست گفته باشد که به سبب آن‌که محمد از ایشان است، بر عجم فضیلت دارد، و اگر راست گفته باشد که قریش به سبب آن‌که محمد از ایشان است، بر عرب فضیلت دارد، پس ما اهل‌بیت بر قریش فضیلت داریم، زیرا محمد از ماست. اما آنان حق ما را می‌گیرند و هیچ حقی برای ما نمی‌شناسند. این‌گونه صبح کرده‌ایم، اگر نمی‌دانستی که چگونه صبح کرده‌ایم.» منهال گفت: «پنداشتم که او می‌خواست کسانی را که در خانه بودند، بشنواند.»

  • 2 авг.181111

    #معارف_حسینی 🔰 سِرّ عظیم پیاده‌روی به طرف قبر مطهر سیدالشهدا علیه‌السلام.... 🔺عاشقانِ‌طریقِ «مَشّایه» حتماً بخوانند🔺 چند روایت،گوشه‌ای از اسرار و برکات پیاده‌روی به طرف قبر مطهر سیدالشهداء علیه‌السلام را برای ما بیان می‌کند👇 🗯 امام صادق علیه السلام فرمودند: 📋 مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَةَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام إِنْ کَانَ مَاشِیاً کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةٌ وَ مُحِیَ عَنْهُ سَیِّئَةٌ ▪️هر که به قصد زیارت حسین بن علی علیه‌السلام از خانه خارج شود، اگر پیاده باشد به هر گامی که برمی‌دارد، برایش یک کار نیکو نوشته می‌شود و یک کار بد از او محو می‌شود، 📋 حَتَّی إِذَا صَارَ فِی الْحَیْرِ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُفْلِحِینَ الْمُنْجِحِینَ حَتَّی إِذَا قَضَی مَنَاسِکَهُ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِینَ ▪️ و چون در حرم مطهر قدم بر می‌دارد ، خداوند او را از رستگاران و نجات یافتگان نویسد، و چون آیین زیارت را به جای آورد خداوند او را از رستگاران نویسد، 📋 حَتَّی إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَکٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَکَ مَا مَضَی ▪️ و چون قصد بازگشت کند فرشته ای نزد او آید و گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید که کار را از سر بگیر که همه گذشته ات آمرزیده شد. 📚 کامل الزیارات: ص۱۳۲ 🗯 ابی صامت گوید: از امام صادق علیه‌السلام شنیدم که می‌فرمود: 📋 مَنْ أَتَی الْحُسَیْنَ علیه السلام مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ ▪️هر که پیاده به زیارت امام حسین علیه السلام بیاید، خداوند به هر گامش برای او هزار حسنه نویسد و هزار سیئه از وی پاک نماید و مرتبه اش را هزار درجه بالا ببرد. 📚کامل الزیارات،ص ۲۲۱ 🗯 ابی سعید قاضی گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلام فرمود: 📋 مَنْ أَتَی قَبْرَ الْحُسَیْنِ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ یَرْفَعُهَا وَ یَضَعُهَا عِتْقَ رَقَبَةٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ وَ مَنْ أَتَاهُ فِی سَفِینَةٍ فَکُفِئَتْ بِهِمْ سَفِینَتُهُمْ نَادَی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ طِبْتُمْ وَ طَابَتْ لَکُمُ الْجَنَّةُ ▪️هر که پیاده به زیارت قبر مطهر امام حسین علیه السلام بیاید، خداوند برای هر گامی که بر می‌دارد و بر زمین می‌گذارد، آزاد کردن یک اسیر از فرزندان اسماعیل علیه السلام را می‌نویسد. و هر که سوار بر لنج به زیارت وی آید و از روی لنج به دریا بیفتند، منادی از آسمان فریاد بر می‌آورد که نیک روزگار باشید و بهشت شما را گوارا باد. 📚 کامل الزیارات، ص۱۳۴ 🗯 راوی گوید از امام صادق عليه السلام پرسیدم؟ 📋 فما لمَن زارَه ماشیاً؟ ▪️چه ثوابی دارد کسی که پیاده به زیارت امام حسین علیه السلام می‌رود؟ حضرت فرمودند: 📋 لَهُ بِکلّ خُطوةٍ حَجّةٌ و عُمرَة ▪️برای هر قدمش یک حج و یک عمره. می‌نویسند. 📚فضل زیارة الحسین علیه السلام، ص۶۲ ✅ علاوه بر روایات فوق، در سیره اهلبیت علیهم السلام وارد شده است با اینکه اسب‌ها و شتران همراه آن حضرات بودند ولی ایشان با 👈پای پیاده👉 به حج مشرف می‌شدند؛ این در حالی است که روایات فراوانی در افضلیت زیارت سیدالشهدا علیه‌السلام بر حج و همچنین افضلیت زمین کربلا بر کعبه، وارد شده است. 🗯 به عنوان نمونه به چند روایت در سنت پیاده‌روی در سیره اهلبیت علیهم‌السلام اشاره می‌کنیم: 📌 از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: 📜 کَانَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ علیه‌السلام یَحُجُّ مَاشِیاً وَ تُسَاقُ مَعَهُ الْمَحَامِلُ وَ الرِّحَالُ ▪️امام حسن مجتبی علیه السلام پای پیاده به حج می‌رفت، در حالی که محمل‌ها و مال‌های سواری در کاروان با آن حضرت در حرکت بودند. 📚بحارالانوار ج۴٣ص٣۵١ 📌 در روایتی دیگر از سیره امام حسین علیه السلام آمده است: 📜 لَقَدْ حَجَّ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهماالسلام خَمْساً وَ عِشْرِینَ حَجَّةً مَاشِیاً وَ إِنَّ النَّجَائِبَ لَتُقَادُ مَعَهُ عُیُونُ الْمَحَاسِنِ ▪️امام حسین علیه السّلام با پای پیاده بیست و پنج حج به جا آورد، در صورتی که اسب‌های خوبی در کاروان آن حضرت بود. 📚التهذیب ج٣ص١١۶ 📌 در روایت دیگر آمده است: 📜 حَجَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهماالسلام مَاشِیاً فَسَارَ عِشْرِینَ یَوْماً مِنَ الْمَدِینَةِ إِلَی مَکَّة ▪️علی بن الحسین امام سجاد علیه‌السلام پیاده به حج رفت و از مدینه تا مکه بیست روز در راه بود. ─‌┅═‌✧❁🇮🇷❁✧═‌┅─‌ 📚 الارشاد، ص۲۷۳ ❖ کانال عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ➠ @AlimaLhagh

  • عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ pinned a video

  • 1 авг.291124

    مظهر صفات فعل خدا جمیع خلق بود قطره و علی دریا تمام برده و بنده، علی بود مولا کسی که عاشق مولا علی نمی‌باشد به حقِ حق که نبرده است بویی از معنا به جز پیمبر والا و عترت پاکش ز هر که صاحب منصب بود، علی اَولیٰ برای آن‌که شود قلب ساحران پر نور دهد به موسی عمران، علی یدِ بیضا اگر به نفخهٔ عیسی مدد نمی‌فرمود، نداشت قدرت احیاگری دمِ عیسی اگر افاضه نمی‌شد از او به ابراهیم چهار مرغِ جدا سر، کجا شدی احیا؟ سخن خلاصه کنم، انبیاء والاقدر مدد گرفته از آن شه به جهر یا اخفا رسول امجد اسلام (ص) بارها فرمود: فضایل علوی نیست در خورِ احصا مصون بود ز تمام حوادث مُهلک گرفته آن‌که به حِصنِ ولایتش مأوا به جز صحیفهٔ اعمالِ عاشقانِ علی صحیفهٔ عملِ کس نمی‌شود امضا کسی که حامیِ حقِ علی است، می‌باشد همیشه موردِ الطافِ عالیِ اعلا نبود نفسِ پیمبر کسی مگر حیدر نبود کفوِ علی هیچ‌کس مگر زهرا صفاتِ فعلِ خداوند در مقامِ ظهور نداشت بهتر از آن مَظهرِ خدا، مَجلیٰ مشو ز شکرِ خدا «ملتجی» دمی غافل که کرد نطقِ تو را در مَدیحِ او گویا *** مرحوم علی اصغر یونسیان ❖ کانال عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ➠ @AlimaLhagh

  • 1 авг.182111

    🍃 دعای استغفار امير المؤمنين (ع) جهت فزونی روزی و اولاد فایل پی دی اف ❖ کانال عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ➠ @AlimaLhagh