انستیتو هنر داستان
Статистикаکانال ادبی و هنری انستیتو هنر داستان 🌐 دیگر صفحات مجازی: 🔹 http://www.storycenter.ca 🔹 http://Instagram.com/art.of.story 📩 ارتباط با ما: ▪️ @Raavihaa ▪️ @ASI_AD
- Последний пост
- 2 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 93
- 1/48двое суток
- 106
- 1/72трое суток
- 114
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔷 برنامههای فصل اول (باشگاه ادبیات) با «فرحان نوری» در دو سطح: 🔹بخش «مخاطبان حرفهای» ▪️جلسات آنلاین تحلیل داستان کوتاه (مجموعه داستان نیویورکر ۲۰۲۰) ▪️جلسات تحلیل فیلم: (به پیشنهاد اعضای باشگاه) ▪️جلسات معرفی و ارائه کتاب نظری: (نوشتن با تنفس آغاز میشود، اثر لرن هرینگ) جلسات اصلی این بخش در سه دستهی ادبیات، سینما و نظریه به طور ثابت برگزار خواهد شد؛ اما برنامههای جانبی مثل جلسات گفتگو پیرامون یک رمان و سریال انتخابی هم به پیشنهاد اعضا قابل برگزاری است. 🔹بخش «نویسندگان» ▪️نوشتن یک داستان کامل در طول فصل (از مرحلهی ایدهپردازی تا ویرایش نهایی) ▪️تمرینهای هفتگی عمومی و اختصاصی متناسب با نیاز و سطح نویسنده 📎در واقع هدف این باشگاه، تشکیل یک جامعهی ادبی فعال و کوچک است که ساختار آن توسط اعضا طراحی و تنظیم میگردد. 📎شرکت در تمامی جلسات و انجام تمرینها اجباری نیست و اعضا میتوانند با توجه به سلیقه و زمانبندی در برنامههای مورد نظرشان حضور داشته باشند. 📎 مباحث اصلی هر جلسه ضبط و یا به صورت کتبی منتشر خواهد شد. 📎 ثبتنام در دو سطح «مخاطبان حرفهای و نویسندگان» انجام میشود. 🔖برای ثبتنام و عضویت در باشگاه ادبیات، از طریق اکانت زیر اقدام کنید: @Amouzesh1405
جعبه ابزار راوی چگونه نویسندگان با دستکاری زمان، یک داستان را خلق میکنند 🔸 کانال ادبی هنری «انستیتو هنر داستان» @Art_of_Story
از خواندن نوشتههای متظاهرانه و بسیار زیرکانه فوراً خوابم میگیرد. لزومی ندارد که نویسنده کلک بزند یا ادا و اطوار درآورد یا حتی باهوشترین آدم عالم باشد؛ گاهی باید با پذیرفتن خطر احمق جلوه کردن بایستد و با حیرتی مطلق و ساده و با دهان باز به این یا آن چیز،…
از خواندن نوشتههای متظاهرانه و بسیار زیرکانه فوراً خوابم میگیرد. لزومی ندارد که نویسنده کلک بزند یا ادا و اطوار درآورد یا حتی باهوشترین آدم عالم باشد؛ گاهی باید با پذیرفتن خطر احمق جلوه کردن بایستد و با حیرتی مطلق و ساده و با دهان باز به این یا آن چیز، غروب یا کفشی کهنه، نگاه کند. ریموند کارور مقدمه «کلیسای جامع»
درآمدی بر فهمِ «مسخ» اثر «کافکا» | هادی نوری (مشهد ـ 1392) 🔸 کانال ادبی هنری «انستیتو هنر داستان» @Art_of_Story
(حلقهی کتابخوانی - فصل تابستان) خوانش و بررسی آثار ریموند کارور دورهی آنلاین با «هادی نوری» 🕰 یکشنبهها ساعت ۲۱:۳۰ 📎 جزئیات کارگاه: ▪️بررسی مجموعه داستان «کلیسای جامع» ▪️تشکیل گروههای گفتوگو و نقد 📌 ثبتنام، از طریق اکانت زیر: 📩 @RahelehMsv
برای نوشتن رمان، به اعتقاد من، نویسنده باید در جهانی زندگی کند که معقول باشد. جهانی که نویسنده بتواند به آن معتقد باشد، به سویش نشانه برود و بعد به دقت دربارهاش بنویسد. جهانی که دست کم تا مدتی در یک جا ثابت بماند. [...] اما جهانی که من میشناختم و در آن زندگی میکردم چنین وضعی نداشت. جهان من جهانی بود که گویی هر روز دنده و جهت و قواعدش را عوض میکرد. گاهگاه به جایی میرسیدم که نمیتوانستم جلوتر از اول ماه آینده را ببینم یا برنامه ریزی کنم و با عرق جبين يا كلك، آنقدر پول جمع میکردم تا بتوانم اجاره را بدهم و لباسهای مدرسه بچهها را بخرم. بله، قضیه این بود. میخواستم برای به اصطلاح تلاشهای ادبی خود دلایلی ملموس پیدا کنم. پته یا وعده و وعید نمیخواستم یا به اصطلاح وعده سر خرمن. برای همین بود که عمداً و الزاماً خود را محدود به نوشتن کارهایی کردم که میدانستم میتوانم در یک نشست یا دست بالا، در دو نشست تمامشان کنم. ریموند کارور مقدمه «کلیسای جامع»
(حلقهی کتابخوانی - فصل تابستان) خوانش و بررسی آثار ریموند کارور دورهی آنلاین با «هادی نوری» 🕰 یکشنبهها ساعت ۲۱:۳۰ 📎 جزئیات کارگاه: ▪️بررسی مجموعه داستان «کلیسای جامع» ▪️تشکیل گروههای گفتوگو و نقد 📌 ثبتنام، از طریق اکانت زیر: 📩 @RahelehMsv
(حلقهی کتابخوانی - فصل زمستان) خوانش و بررسی آثار ریموند کارور دورهی آنلاین با «هادی نوری» 🕰 یکشنبهها ساعت ۲۱:۳۰ 📎 جزئیات کارگاه: ▪️بررسی مجموعه داستان «کلیسای جامع» ▪️تشکیل گروههای گفتوگو و نقد 📌 ثبتنام، از طریق اکانت زیر: 📩 @RahelehMsv
بن بستِ شکسپیر در نوشتن @Art_of_Story
🔸 کانال ادبی هنری «انستیتو هنر داستان» @Art_of_Story
آرشیو #کارتون های مجله نیویورکر در سال 2015 👇
(حلقهی کتابخوانی - فصل زمستان) خوانش و بررسی آثار ریموند کارور دورهی آنلاین با «هادی نوری» 🕰 یکشنبهها ساعت ۲۱:۳۰ 📎 جزئیات کارگاه: ▪️بررسی مجموعه داستان «کلیسای جامع» ▪️تشکیل گروههای گفتوگو و نقد 📌 ثبتنام، از طریق اکانت زیر: 📩 @RahelehMsv
نویسنده مورد علاقهت کیه؟ :)) «Ketab.khore» 🌲@JangaleVarooneh
🖋 جنگل وارونه، جایی برای انتشار یادداشتهای کوتاه دربارهی ادبیات و سینما 🌲@JangaleVarooneh 🌲@JangaleVarooneh
خوان رولفو در نوشتههایش زندگی روستایی و فقر دهقانان مکزیکی را با زبانی شاعرانه و واقعگرا به تصویر کشیده است. آثار او، بهویژه دشت سوزان (El Llano en Llamas)، سرشار از اصطلاحات محلی و عامیانهای است که به گفته ایلان استاوانس، مترجم این اثر به انگلیسی، انتقال آنها به زبانی دیگر دشوار است. استاوانس در توضیح این چالشها به کلماتی مانند “چوتا” (chota) اشاره میکند که در اسپانیایی به معنای پلیس است و بار معنایی منفی و ترس دارد. او معتقد است که هیچ معادل دقیقی در انگلیسی مانند “cops” یا “pigs” نمیتواند این حس را منتقل کند. همچنین، استفاده از اصطلاحات مشابه در فرهنگهای دیگر، مانند زبان کشاورزان آمریکای میدوست، میتواند زمینه فرهنگی داستان را تخریب کند. به همین دلیل، استاوانس در بسیاری از موارد تصمیم گرفته است کلمات اصلی را در متن حفظ کند تا اصالت و روح فرهنگ مکزیکی در داستانها باقی بماند. یکی از داستانهای برجسته این مجموعه، «آیا صدای پارس سگها را نمیشنوی؟» (You Don’t Hear Dogs Barking)، تجربهای خاص را برای استاوانس رقم زد. او در بازدید از یک زندان با امنیت بالا در نیویورک، با گروهی از زندانیان که این داستان را خوانده بودند، به گفتوگو نشست. زندانیان درک عمیقی از احساسات پدر داستان، که میان عشق و نفرت به فرزندش گرفتار است، داشتند. این تجربه، دیدگاه استاوانس را تغییر داد و نشان داد که چگونه مخاطبانی خاص میتوانند لایههای جدیدی از یک اثر را کشف کنند. خوان رولفو با زبان غنی و داستانهای تأثیرگذارش، مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و تبدیل به صدای جهانی انسانهایی شده است که در سکوت و انزوا زندگی میکنند. آثار او، فراتر از زمان و مکان، بخشی از ادبیات جهانی به شمار میروند. منبع: “Latin Americans have become contemporaries with the rest of the world” | A Conversation with Ilan Stavans (Part 2) 🔸 کانال ادبی هنری «انستیتو هنر داستان» @Art_of_Story
без подписи
تبلیغ جالب سایت آمازون برای کتابخوانی «فاطمه وزان» 🌲@JangaleVarooneh
از بسیاری نویسندههای ایرانی معاصر، چه در محفلهای رسمی و چه در محفلهای غیررسمی، شنیده شده که به بکارت اندیشه اهمیت فراوانی میدهند و ترجیح میدهند پاکی و صافی ذهنشان را با عبارتها، واژهها و اصطلاحهای فنی برهم نزنند و نیرو و انرژی درونیشان را خالصوخلّص نگه دارند برای خلق شاهکارهای ادبی. اینجا درست همان جایی است که هنرمندی که ابزار کارش ابزاری مدرن است، رو میآورد به استدلالهایی که با اندیشهٔ مدرن در تضاد و تعارض است. نتیجهٔ چنین شیوهٔ استدلالی همین اوضاعواحوال بیحسابوکتابی میشود که سالهاست گریبان ادبیات داستانی ما را گرفته؛ اوضاعواحوالی که بسیاری ربطش دادهاند به ممیزیها و دست بردنها و توقیف کردنها. بیتردید ممیزیهای بیحسابوکتاب و کموبیش سلیقهای و قرائت سیاسی کردن از هر داستانی و از هر جملهای در هر داستانی، ضربهای مهلک به پیکر ادبیات داستانی یک مملکت میتواند وارد کند، اما سؤال اینجاست که آیا ناتوانی بسیاری از نویسندههای ایرانی – و بهخصوص جوانترها – در خلق یک جهان داستانیِ تأثیرگذار یا تعدادی شخصیت بهیادماندنی یا صحنههایی زنده و ماندگار هم تحتتأثیر همین برخوردهای سلیقهای و سیاستزدگی است؟ بیشتر و پیشتر از اینها بهنظر میرسد آنچه نمیگذارد ادبیات داستانی ایرانی در جهتی درست رشد کند و به بلوغ نزدیک شود، سنت نادرستی است که میگوید: «برای داستان نوشتن یه قلم و کاغذ کافیه». از مقدمه «حرفه: داستاننویس ۱» 🔸 کانال ادبی هنری «انستیتو هنر داستان» @Art_of_Story
без подписи