محمود فرجامی
Статистикаنوشتهها، عکسها، شوخیها و تجربههای محمود فرجامی. برای ارتباط مستقیم با من از این شناسه استفاده کنید لطفا @MahmudFarjami
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Картинки
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 157
- 1/48двое суток
- 1 325
- 1/72трое суток
- 1 430
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
جنگل خودمان است؛ آتشش بزنیم!🔥 اگر از من بپرسند دردناکترین موضوعی که در ایران دیدی چه بوده، پاسخم یک کلمه است: بنزین! مسئلهٔ سوخت و انرژی همیشه در ایران معضل بوده است، اما هیچوقت تا این حد بهتآور نبوده. ظاهراً این تنها حوزهای است که مردم، حکومت، اپوزیسیون و دشمنان سرزمینی ایران در آن توافق تام دارند: مصرف احمقانهٔ آب و برق و سوخت، با بالاترین سرعت و پایینترین قیمت و بیشترین ضرر. از این میان، بنزین واقعاً شاخصترین است: در حالی که متوسط قیمت خردهفروشی بنزین در جهان لیتری حدود یکونیم دلار است، در ایران ــ این ایرانِ جنگزده، پالایشگاهازدستداده، تحت تحریم و محاصره و واردکنندهٔ بنزین ــ بنزین، بسته به نوع سهمیه، لیتری ۱۵۰۰ تا پنجهزار تومان و مصرف مازاد نیز با کمترین محدودیت فروخته میشود. بله؛ درست خواندید: چیزی که متوسط قیمتش لیتری حدود صد و پنجاه سنت است، لیتری حدود ۰٫۸ تا ۲٫۷ سنت فروخته میشود! (گازوئیل سهمیهای؟ قیمت جهانی حدود ۲۹۰ هزار تومان و در ایران ۳۰۰ تا ۶۰۰ تومان. واقعاً علامت تعجب کم میآورد و به ایموجی پناه باید برد😱🤯🤬.) سادهترین توجیه این است که روی دریای نفتیم و سطح درآمد پایین است و این چیزها. توجیهاتی همانقدر کودکانه که مردم روسیه انتظار داشته باشند چون بزرگترین جنگلهای جهان را در اختیار دارند، نامحدود و به قیمت یکصدم بهای چوب روسی در بازارهای جهانی، جنگل را آتش بزنند! با این تفاوت که آنها لازم ندارند چوبشان را یکبار بفرستند خارج و بعد وارد کنند و حتی در این تمثیل هم دو گام از ما جلوترند. حتی در ونزوئلا که از نظر تولید ناخالص داخلی سرانهٔ اسمی نسبتا همسطح ایران است ــ طبق برآورد صندوق بینالمللی پول برای سال ۲۰۲۶، حدود ۴۱۴۰ دلار در ونزوئلا و ۳۴۱۵ دلار در ایران ــ و اتفاقاً تحت زعامت مدبرانهٔ بزرگاملاکی آمریکا اداره میشود، بنزین [بسیار اندک] سهمیهای لیتری حدود دو سنت، اما بنزین آزاد حدود پنجاه سنت است. یعنی در مقام قیاس و با همه ارفاقات بنزین آزاد باید حدود لیتری ۷۵ هزار تومان باشد که تازه به سطح ونزوئلای سوسیالیستی برسیم که عوام اقتصاددان و اقتصاددانهای عوام ما معتقدند چپگرایی این بلا را سرش آورد و اگر اقتصادش بازار آزادی بود به این روز نمیافتاد. در همین ایران و اتفاقاً در دوران یکی از عوامگراترین دولتها، که شعار اصلیاش حمایت از مستضعفان بود، بنزین با نرخی عرضه شد که، بر مبنای دلار رسمی، حتی از قیمت آن در آمریکا بالاتر بود؛ وقتی رجایی به تلویزیون آمد و ــ نقل به مضمون ــ گفت دولتی که درگیر جنگ است نمیتواند به بنزین سوبسید بدهد تا یک عده باک کادیلاکهایشان را پر کنند و بروند دوردور: از فردا بنزین آزاد لیتری شش تومان؛ حاجی خلاص. قیمتی که با نرخ رسمی دلار آن روز، از قیمت بنزین در آمریکا ــ لیتری حدود ۳۵ سنت ــ گرانتر درمیآمد. گفتن ندارد که آن دوره هم میان سطح درآمد ایرانیان و آمریکاییها شکاف بزرگی وجود داشت؛ آنچه احتمالاً اینقدر از هم فاصله نداشت، شعور اقتصادی در فهم بدیهیات اقتصاد و منافع ملی بود. البته که آن همه را لولو خورد و آن محبوبیت و اقتدار و اعتماد نسبی، به همت زعمای قوم دود شد و به هوا رفت. چنانکه هفت سال پیش، وقتی در اقدامی انقلابی و نیمهشبانه قرار شد قیمت بنزین به لیتری حدود سیزده تا بیستوشش سنت ــ حدود یکدهم تا یکچهارم قیمت جهانی وقت ــ نزدیک شود، اعتراضات و شورشهای بزرگی درگرفت. وضعیت طوری است که پوپولیستترین دولت تاریخ معاصر ایران، که سرمایهٔ ملی را کامل حیفومیل کرد، پیش آن روسفید است. حتی احمدینژاد هم با چپاول هفتصد میلیارد دلار صندوق ذخیره ارزی، و نفتی که قیمتش تا نزدیک ۱۵۰ دلار هم رسید، حواسش بود که نمیشود بنزین را مفت و نامحدود روانهٔ باک ماشینها کرد. همهٔ شعارهای باند و حامیان نادرستکردارش ــ بهشمول احمد توکلی و امثال او ــ در اعتراض به گرانی حاملهای انرژی، که صرفاً مصرف انتخاباتی و ضداصلاحطلبانه داشت، را کنار گذاشت و علاوه بر افزایش قیمت، با کارتی و سهمیهایکردن بنزین اندکی کنترلی بر آن گذاشت. خاطرم هست صبح روزی که طرح اجرا شد، خیابانهای تهران خلوت بود و اگر کسی دغدغهٔ قیمت نداشت، نگران تمامشدن سهمیهاش بود. بماند که اگر به قیمت جهانی حساب کنیم، قیمت بنزین ایران در آن ایام دستکم ده برابر الان بود. وضعیت سوخت در ایران، در یک کلام، فاجعه است. سود قاچاق در این بخش و با این قیمتها چنان است که اگر کسی تریاک را سر مزرعه از برادران طالب بخرد و آنطرف ترکیه تحویل اروپاییان بدهد، بعید است بتواند دههزار درصد سود کند؛ اما اگر به هر نحوی گازوئیل را از این طرف مرز ایران به آنطرف ببرد، دو برابر چنان سودی به جیب میزند و حتی در صورت گیرافتادن هم مجازات چندانی در انتظارش نیست. معنای «کارتیبودن بنزین» در ایران را باید در پمپها دید و فهمید. با کارت، لیتری ۱۵۰۰ تومان میزنی؛ بدون کارت از متصدی میخواهی کارتش را بدهد و با قیمت لیتری پنجهزار تومان ــ حدود ۲٫۷ سنت ــ باکت را پر میکنی. قیمتها حتی در مقایسه با سایر اقلام در داخل مسخره است: در حالت اول، کل هزینهٔ یک باک میشود پول یک استکان چای در ارزانترین قهوهخانه؛ در حالت دوم میشود چند قطره اسپرسو در کافهای متوسط! همهٔ اینها در حالی است که فقط هزینهٔ حمل هر لیتر بنزین تا جایگاه و حق جایگاهدار، بین سه تا چهار هزار تومان است. برای هرچه سوررئالتر کردن این کاریکاتور مسخره باید دانست که اندکی پیش اعلام شد سوخت گاز مایع در جایگاهها رایگان عرضه میشود (بار الها، پاول دورفا، ایموجی برسان) تأسفآورتر از انتظارات تودهٔ کودکمانده، رفتار قلیلکسانی است که این واقعیات را میدانند و فاجعههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی ناشی از آنها را میبینند، اما برای بهدستآوردن دل مشتی عامی چند، دم برنمیآورند و گاه حتی برای گدایی چند لایک، به دفاع از وضع موجود میپردازند. نزنید... سرمایههای این مملکت را آتش نزنید... نه تو، ای دولت و حکومت، که فکر میکنی داری باج میدهی تا وضعیت حساس کنونی ــ که انگار همیشه در آن هستیم ــ بگذرد و نه تو، ای شهروند، که عادت کردهای به ننربودن... کارتان از جنگل را بیابان کردن گذشته، آتشش میزنید، شادمان، با نفط رایگان. و همهمان هم تویش هستیم.
این شاید برای شما یک عکس ساده باشد ولی برای من تصویر سالها رویاست: برگشتن و نشستن و گفتن و شنیدن. یکشنبهای که گذشت با جمعی حدودا هفتاد نفره از دوستان در کافه عمارت منشا در تهران نشست و دیداری داشتیم. پیش از آن در کافهکتاب آفتاب در مشهد. خوشحالم از بودن در جمع دوستان، در وطن، و ماندن. حرف در این زمینه بقدری دارم که نمیدانم از چه بگویم. خود تجربه مهیب جنگ چهل روزه آنقدر هست که مثنوی هفتاد من کاغذ میشود (و بله... همه آن ایام را هم همینجا بودم. فکر کنم تا همینجا هم دلیل سکوت طولانیام در آن ایام مشخص شد: من هم مثلا سایرین دسترسی به اینترنت نداشتم و آن مدت خیلی کوتاهی که با هزار بدبختی و هزینه فراوان به اینترنت وصل میشدم اصولا مجالی برای گذاشتن لایو یا نوشتن با خیال راحت و اطلاعات حداقلی دست نمیداد.) سوالات و کنجکاویهای زیادی دوستان دارند که به مرور جواب خواهم داد. اما پیش از اینها باید به کار مهمترمان بپردازیم: کمک به ساختن مملکت. از وطن فقط همین یکدانهاش را داریم. مخلص محمود (عکس از کیانوش آتشی)
اگر تهران هستید یا این جمعه میتوانید باشید، و باز اگر دوست دارید همدیگر را ببینیم ساعت پنج و نیم عصر بیایید کافه منشا در نوفل لوشاتو (بله ما همچنان خارجکی هستیم!). البته قبلش زیر یک دقیقه وقت بگذارید و در لینک پیوست نام مبارکتان را وارد کنید چون پذیرش بر…
با مالیات شما بمب روی سر ما میریزند دوست آمریکانشین عزیز! بحث یقهگیری نیست، یادآوریست.
اگر تهران هستید یا این جمعه میتوانید باشید، و باز اگر دوست دارید همدیگر را ببینیم ساعت پنج و نیم عصر بیایید کافه منشا در نوفل لوشاتو (بله ما همچنان خارجکی هستیم!). البته قبلش زیر یک دقیقه وقت بگذارید و در لینک پیوست نام مبارکتان را وارد کنید چون پذیرش بر…
اگر تهران هستید یا این جمعه میتوانید باشید، و باز اگر دوست دارید همدیگر را ببینیم ساعت پنج و نیم عصر بیایید کافه منشا در نوفل لوشاتو (بله ما همچنان خارجکی هستیم!). البته قبلش زیر یک دقیقه وقت بگذارید و در لینک پیوست نام مبارکتان را وارد کنید چون پذیرش بر اساس همین فرم خواهد بود و ضمنا لازم است یک آماری از شرکتکنندهها داشته باشیم. https://forms.gle/cMGDFo6X6thbsDEW7 پ.ن. پاسخ به سوالتان: بله، مدتیست ؛) پ.ن.۲: گنجایش پر شد و فرم بسته.
هی ما به غیرمشهدیها دائما میگوییم هر اسم و اصطلاحی در زیان مشهدی حکمت، پیشینه و حتی آیندهای خاص دارد، بعضیها شک دارند. فکر میکنید یهودیان مشهد وقتی تصمیم به مهاجرت به اروپا گرفتند، کجا را انتخاب کردند؟ «میلان»! (از گفتگوی مجید تفرشی با مرجان یشایایی) توضیح: ما در مشهد کوچه و سرک نداریم، میلان داریم. مثلاً من بچه میلان هشتم ضد هستم. یعنی در خانهای واقع در میلان هشتم فلکه ضد به دنیا آمدهام. (فلکه ضد: Z square) ضمنا فکر کنم الان مشخص شد چرا کلا ضدیت دارم 😅
کسی تا بحال فینال جامجهانی در این حد ضعیف و فشل دیده بود؟ بازی که جای خود، حتی فیلمبرداری و وضعیت نور ورزشگاه هم افتضاح بود. اصلا راستش را بخواهید هم این دوره و هم دوره قبل آبروریزی و نشانههای واضح فساد کامل فیفا و بلکه کل نهاد فوتبال حرفهای/قهرمانی بودند. قطر که به وضوح با رشوه میزبان شد و چه قبلش و چه حین برگزاری جام با موفقیت خیرهکنندهای ثابت کرد بهیچ وجه لیاقتش را ندارد. با اینحال آمریکا در این دور توانست آبرو را به قطر برگرداند، و ثابت کند چطور یک سازمان ورزشی میتواند وقاحت را هم به فساد اضافه کند، مثلاً با اعطای جایزه مندرآوری صلح و حقوق بشر به ترامپ، و تغییر در مجازات بازیکن کارت قرمز گرفته به دستور ترامپ. اوج اینها البته سکوت در برابر اجحاف و پلشتی عظیمی بود که سر تیم فوتبال ایران درآوردند با آن ویزای ساعتی (بعد از آنهمه بامبول و جنگ روانی در ترکیه سر اصل ویزا) و کشاندن و برگرداندن یک تیم خسته... بگذریم. بیله دیگ بیله چغندر. شاید هم اگر جز این بود جای تعجب داشت. عجالتا همینکه اسپانیا از تیم رانتی آرژانتین برد کمی کل جریان را قابل تحمل کرد. بهرحال خوشحالم که فوتبال را در همین حد چندتا بازی تیم ملی، و فینال جامجهانی دنبال میکنم و همین را هم امیدوارم به زودی ترک کنم.
۵۵ میلیارد دلار... بیانیه حزب توسعه ملی در پی صدور حکم برائت بیژن زنگنه در پرونده کرسنت: 🔸 هفته گذشته دادگاه رسیدگیکننده به پرونده موسوم به کرسنت، رأی خود مبنی بر برائت آقای مهندس بیژن زنگنه، وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران در زمان انعقاد قرارداد مذکور را صادر کرد. اجرای این قرارداد، ایران را به هاب گازی منطقه خلیج فارس تبدیل میکرد و ظرفیتهای اقتصادی و امنیتی مهمی برای جمهوری اسلامی ایران به ارمغان میآورد. 🔸 اما کارشکنی عدهای با محوریت آقای سعید جلیلی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، به بهانه وقوع فساد، به توقف و جلوگیری از اجرای قرارداد انجامید. نتیجه این اقدام آن بود که علاوه بر تحمیل خسارت حدود سی و پنج میلیارد دلاری ناشی از عدم فروش گاز بر کشور، شرکت اماراتی با طرح شکایت به دادگاه بینالمللی، مدعی حدود بیست میلیارد دلار زیان شده است. 🔸 حتی اگر فسادی در جریان قرارداد صورت گرفته بود، توقف اجرای قرارداد، نه در صلاحیت دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، بلکه جزو وظایف قوه قضاییه و دادگاههای صالحه بود. اکنون و پس از تبرئه آقای زنگنه، تحمل خسارتی معادل بودجه یکسال کشور، موضوعی نیست که بتوان آن را به حاشیه فراموشی سپرد. 🔸 اکنون که با صدور حکم برائت آقای مهندس زنگنه، پوچی اتهامات و ادعاهای این جریان علیه قرارداد مذکور روشن شده است، حزب توسعه ملی ایران اسلامی از قوه قضائیه میخواهد: ۱- متن حکم دادگاه جهت اطلاع افکار عمومی منتشر شود. ۲- در اسرع وقت به عملکرد آقای جلیلی و جریان مذکور که موجب وارد آمدن میلیاردها دلار خسارت به کشور شده است رسیدگی و نتیجه آن را به ملت گزارش کند. ۳- در صورتی که در روند قرارداد فسادی صورت گرفته است، مفسدان به ملت معرفی و مورد پیگرد قانونی قرار گیرند. ۴- شفافیت و گزارش صریح به افکار عمومی تنها راه جلوگیری از اعمال نفوذهای احتمالی در مسیر پرونده خواهد بود.
از آن دعوت به سکوتش که بگذریم، به نظرم بقیه حرفهای کسی که این پیام را فرستاده قابل تامل است. در واقع خودم مدتیست دارم به همین فکر میکنم: این که مدتی فقط روی طنز و کمدی متمرکز باشم،. این چهارتا نکتهای که هر از گاهی در مسائل سیاسی و اجتماعی و رسانهای به ذهنم میرسد را هم نگه دارم برای خودم. نظر شما چیست؟
گزارش تحقیقی مجله تایم: عملیات نفوذ اسرائیل برای مقابله با آتشبس ایران سالهاست که این پولها، روان جمعی ما ایرانیان را هدف گرفتهاند. چشممان را بر حقایقی بستهاند و دروغها را به نام حقیقت به ما قالب کردهاند، مفاهیم را جابجا کردهاند، قبح خیانت و تجاوز و نوکری بیگانه را ریختهاند، ما را جلوی گلوله فرستادهاند، تمام آن رویافروشانی که شب و روز تجاوز بیگانه به خاک ایران را و کشته شدن سربازان را و تلفات جانبی و ناگزیر قلمداد کردن کشته شدن غیرنظامیان را توجیه میکردند، با چنین پولهایی روح خود را به شیطان فروختهاند. برخی نیز در ایران با شعارهای تند، عملا آب به همین آسیاب میریزند، حتی اگر نیتی دیگر داشته باشند. گزارش مجله تایم گوشهای از ماجراست، نوک کوه یخ است. این گزارش بسیار مفصل است. من به کمک هوش مصنوعی بخشهای مرتبط به ایران انتخاب کردهام **** مجلهی تایم در گزارشی تحقیقی نوشته است که دولت اسرائیل از سپتامبر ۲۰۲۵ ماهانه ۱٫۵ میلیون دلار به شرکت «کلاک تاور ایکس»، متعلق به برد پارسکیل، مدیر سابق کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ، پرداخت کرده است تا یک عملیات گستردهی رسانهای و دیجیتال را در آمریکا اجرا کند که در هفتههای اخیر هدف اصلی آن مقابله با آتشبس با ایران است. این برنامه در ظاهر با عنوان «مبارزه با یهودستیزی آنلاین» معرفی شده بود، اما یک مقام وزارت امور خارجهی اسرائیل به تایم گفته است هدف اصلی آن جلوگیری از روی گرداندن محافظهکاران جوان و حامیان جنبش ماگا از اسرائیل بود. شرکت پارسکیل موظف بود ماهانه دستکم ۱۰۰ محتوای دیجیتال تولید کند که حداقل ۸۰ درصد آن برای نسل زد در تیکتاک، اینستاگرام، یوتیوب و پادکستها طراحی میشد. هدف، دستیابی به حداقل ۵۰ میلیون بازدید در ماه بود. این عملیات از طریق شبکهای از شرکتهای تبلیغاتی و اینفلوئنسرهای محافظهکار اجرا میشد. بر اساس گزارش تایم، برخی اینفلوئنسرها در گروههای خصوصی، متنها و عبارتهای پیشنهادی را دریافت میکردند و زمان انتشار مطالب آنان نیز هماهنگ میشد. دستمزدها بر اساس میزان بازدید و تعامل تعیین میشد. در نمونهای مشابه، هر اینفلوئنسر میتوانست برای یک پست تا ۴۲۵۰ دلار دریافت کند. بخشی از برنامه نیز به تأثیرگذاری بر پاسخ ابزارهای هوش مصنوعی مانند چتجیپیتی، کلود و جمینای دربارهی اسرائیل و جنگ اختصاص داشت. برای این منظور، وبسایتها و محتواهایی تولید میشد که بتوانند وارد منابع موتورهای جستوجو و سامانههای هوش مصنوعی شوند. موضوع ایران زمانی اهمیت بیشتری پیدا کرد که آمریکا و ایران به توافق آتشبس رسیدند. مقامهای دولت ترامپ انتظار داشتند حامیان او از توافق استقبال کنند، اما شماری از اینفلوئنسرهای نزدیک به ماگا تقریباً بهطور همزمان مطالبی علیه آتشبس منتشر کردند و ترامپ را متهم کردند که پیش از نابودی برنامهی هستهای ایران عقبنشینی کرده است. شباهت متنها، لحن و زمان انتشار این پیامها باعث شد مقامهای آمریکایی احتمال دهند یک کارزار هماهنگشده در حال تأثیرگذاری بر پایگاه سیاسی ترامپ و فشار بر او برای ادامهی تقابل نظامی با ایران است. پارسکیل هرگونه تلاش برای تضعیف ترامپ یا مقابله با طرح آتشبس او را رد کرده است. با این حال، یک مقام ارشد اطلاعاتی آمریکا به تایم گفته است مسئلهی اصلی این است که اینفلوئنسرهای آمریکایی از یک دولت خارجی پول میگیرند و سپس برای تغییر نظر رئیسجمهور و اطرافیانش موج رسانهای ایجاد میکنند. پارسکیل مدعی است این کارزار توانسته حمایت از اقدام نظامی علیه ایران را در میان بخشی از حامیان ترامپ از ۷۸ درصد به ۸۴ درصد افزایش دهد. با وجود این، مقامهای اسرائیلی از نتیجهی کلی عملیات ناراضیاند؛ زیرا حمایت جوانان آمریکایی و محافظهکاران جوان از اسرائیل همچنان رو به کاهش است. گزارش تایم در نهایت تصویری از یک عملیات پرهزینهی نفوذ خارجی ارائه میدهد: پرداخت مستقیم دولت اسرائیل به شرکتهای تبلیغاتی، سازماندهی شبکهای از اینفلوئنسرهای ظاهراً مستقل، هدفگیری نسل جوان و پایگاه ماگا، تأثیرگذاری بر هوش مصنوعی و تلاش برای تغییر فضای سیاسی آمریکا، از جمله در موضوع جنگ و آتشبس با ایران. https://time.com/article/2026/07/13/brad-parscale-israel-influence-operation/
وقتی گوگل تصویر درست رو پیشنهاد میده ؛)
ساعت ۳ برگشتم خانه مامان. هوا عالی، مهتاب کامل، خیابانها تمیز. یک رفتگر داشت جلوی خانه را جارو میزد. رفتگر لباس سبز و کلاه لبه دار تمیزی داشت. نشست توی پیادهرو. رنگش پریده بود. پرسیدم چیزی شده، گفت کمی تشنج دارد و آب خواست. رفتم تو، مامان بیدار بود داشت وضو میگرفت. آب و هندوانه برایش بردم. موقع خوردن همصحبت شدیم. مامان هم آمد توی کوچه. خوش گذشت.
ما به VAR باختیم.. اگر این بزرگوار نبود هفت امتیازه بودیم. عجیبه تکنولوژی هم جای جاش دشمن ماست. تنها دوستمان در جهان هایتِک همین تلگرامه که به قول یکی، قطعش هم از واتساپ بهتره.
بر خلاف رفقای هوخشترهای، من با علاقه زیاد به بعضی نوحهها و قرائتهای قرآن گوش میدهم و ربطی هم بین اعتقادات مذهبی با موسیقی برقرار نمیکنم (و اصولا ژن هلوگرامدار آریایی هم ندارم که نگران مخدوش شدنش باشم). آنطوری باشد از بین موسیقیهایی تحت تاثیر کلیسا و یهودیت و بودیسم باید یکی را انتخاب کنیم بقیه را بگذاریم کنار، یا چون اعتقاد مذهبی نداریم لابد یک خاکنداز برداریم از باخ تا شجریان را بریزیم دور، چون یکی با ارگ کلیسا و دیگری با قرائت قرآن آموزش دیده و رشد کرده. البته شخصا بسیاری از نوحهها را هم نمیپسندم، ازین رپهای جدید که حسینحسین را حُسحُس کردند تا آنهایی که بیانیه سیاسی به اسم زینب میدهند (حتی آن اجراهای منظم و تمیز هیاتهای یزدی که اخیراً مشهور شدند را هم اصلا نمیپسندم). از کارهای خیلی گوشنواز سنتی به نظرم همین کاری است که فایلش را میفرستم. متأسفانه هر چه گشتم به فایل اصلی یا ویدیو دسترسی نیافتم. ظاهرا تبیان این را ادیت کرده و متاسفانه کمی هم ضرب را در بُرش خراب کرده، با این حال بسیار دوستش دارم. به نظرم رسید ریتم و ضرباهنگ این «زینب... زینب... » بیارتباط نیست با سرود «ایران... ایران»ی که رضا رویگری خوانده و ممکن است یکی تحت تاثیر دیگری تنظیم شده باشد. از قدرت صدا و تحریرهای موذنزاده، و زیبایی آهنگین زبان ترکی (و آن تعبیر عجیب و دلآبکنِ زلف آغشته به خون) هم که هر چه بگویم کم گفتهام. خیلی مایلم اطلاعات بیشتری درباره این نوحه داشتهباشم و اگر بشود فیلمش را دید که عالیست.
این تیم ملی فوتبال ایران شاید در مقایسه با تیم سی سال پیش خیلی هیجانانگیز نباشه، ولی ماجراش در تاریخ ورزش خواهد ماند. تیمی که نامردمی و پلشتیای نبود که در جریان جام جهانی سرش درنیاورند. یک تیم جنگزده، بدون بازی تدارکاتی مناسب، تحت انواع فشارهای روانی از داخل و خارج. تیمی که هزار بامبول برای صدور ویزایش درآورند و این کار کثیف از جانب میزبانی بود که ادعای دمکراسیاش و جدایی ورزش از سیاستش گوش فلک را کر کرده. بعد هم که اسکان در کشوری دیگه و کشاندن ورزشکارهای خسته به آن سوی مرز و صدور ویزای ساعتی! تلزه آن هم نه برای همه. دنیا چقدر رویای آمریکایی دید در همین چند ماه! همه اینها را بگذارید کنار کودکزامبیهای وطنی، پرچماسراییلبدوش و ناسزاگویان، دور اتوبوس حامل ورزشکاران. با این حال همین تیم خسته و انواع بمباراندیده و ناسزاشنیده گل کاشت مقابل بلژیک. امیدوارم بازی بعدی را ببرد.
без подписи
ببینیم همو؟ لطفا بنویسید کجا ساکنید 🙏
ترامپ به روایت پرامپت: حاصل پیرامپت (دستور) به هوش مصنوعی چتجیپیتی برای خلاصهنویسی امتیازات ایران در توافق امضا شده بدست پزشکیان و ترامپ: آزادسازی داراییها و اموال بلوکهشده ایران در خارج از کشور. ایجاد صندوق سرمایهگذاری و بازسازی مشترک با رقمی در حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برای توسعه و بازسازی زیرساختها. به رسمیت شناخته شدن حق ایران برای ادامه برنامه هستهای صلحآمیز. عدم الزام به برچیدن کامل تأسیسات هستهای موجود. ادامه غنیسازی در چارچوب توافقشده و تحت نظارتهای مشخص، بهجای توقف کامل برنامه. لغو تدریجی یا گسترده تحریمهای اقتصادی و مالی آمریکا. بازگشت ایران به نظام مالی و بانکی بینالمللی. رفع محدودیتهای صادرات نفت و گاز ایران. آزاد شدن دسترسی ایران به درآمدهای نفتی و ارزی خود. امکان جذب سرمایهگذاری خارجی در بخشهای انرژی، صنعت و زیرساخت. تشکیل سازوکاری برای بررسی و جبران بخشی از خسارتهای ناشی از جنگ و تحریم. تضمین عدم حمله نظامی و حرکت به سمت ترتیبات امنیتی جدید در منطقه. بازگشت شرکتهای خارجی و تسهیل همکاریهای اقتصادی و فناوری با ایران. کاهش فشار اقتصادی ناشی از تحریمها بر مردم و بخش خصوصی. افزایش مشروعیت بینالمللی برنامه هستهای غیرنظامی ایران از طریق توافق رسمی.
عموی عزیزشان ترامپ... بندهایی از متن تفاهمنامه میان ایران و آمریکا که ایرنا منتشر کرده: ۱. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و متحدین آنها در جنگ حاضر، با امضای این یادداشت تفاهم خاتمه فوری و دائمی عملیاتهای نظامی را در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، اعلام کرده و تعهد میکنند از این پس هیچ جنگ یا هیچ عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند. توافق نهایی خاتمه دائمی جنگ در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، و بقیه مفاد این بند را تایید خواهد کرد. ۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد میشوند که به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند. ۴. بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم، ایالات متحده آمریکا شروع به رفع محاصره دریایی خود و هرگونه مزاحمت یا ممانعت علیه جمهوری اسلامی ایران میکند، و ظرف ۳۰ روز به محاصره دریایی به طور کامل خاتمه خواهد داد. در طول این مدت، تردد کشتیها متناسب با تعداد ترافیک قبل از جنگ که از سوی جمهوری اسلامی ایران برقرار میشود، خواهد بود. ایالات متحده آمریکا همچنین متعهد میشود تا ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای نظامی خود را از حوزه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران خارج کند. ۵. با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد. تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز، و با توجه به ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مینزدایی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، مطابق با حقوق بین الملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، گفتگو خواهند کرد و با دیگر کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز تبادل نظر میکنند. ۶. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود، با شرکای منطقهای خود، برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران یک برنامه قطعی مورد توافق طرفین را با تامین حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار ایجاد کند. سازوکار اجراییسازی این برنامه، به عنوان بخشی از توافق نهایی ظرف ۶۰ روز نهایی خواهد شد. تمامی تائیدیهها، اسقاطیهها و مجوزهای مورد نیاز برای تراکنشهای مالی مربوطه توسط ایالات متحده آمریکا ارائه خواهد شد. ۷. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود به تمامی انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد، قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، و تمامی تحریمهای یکجانبه آمریکا، اعم از اولیه و ثانویه، برابر یک برنامه زمانی مورد توافق به عنوان بخشی از توافق نهایی، خاتمه دهد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به اهمیت اساسی موضوع خاتمه تحریمها که در بالا ذکر شده است اذعان دارند و قصد خود را برای رسیدگی فوری به این موضوعات در مذاکرات، به منظور دستیابی به توافق متقابل در مورد آنها اظهار میکنند. ۸. جمهوری اسلامی ایران مجدداً تایید میکند که سلاح هستهای تولید یا ابتیاع نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت کردهاند که وضعیت مواد غنیشده ذخیره شده را از طریق یک سازوکار مورد توافق طرفین و مطابق با برنامه زمانی مندرج در بند ۷، حداقل به شیوه رقیقسازی در محل، تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، حل و فصل کنند. ۹. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت میکنند که تا زمان توافق نهایی وضعیت موجود را حفظ کنند؛ جمهوری اسلامی ایران وضع موجود را در برنامه هستهای خود حفظ خواهد کرد، و ایالات متحده آمریکا هیچ تحریمهای جدیدی علیه ایران وضع نخواهد کرد و نیروهای نظامی بیشتری را در منطقه مستقر نخواهد کرد. ۱۰. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم و تا زمان خاتمه تحریمها، اسقاطیههای وزارت خزانهداری را برای صادرات نفت خام ایران، محصولات پتروشیمی و مشتقات آنها، و تمامی خدمات مرتبط شامل تراکنشهای بانکی، بیمهها، حمل و نقل و غیره صادر کند. ۱۱. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود تا وجوه و داراییهای محدود یا مسدود شده جمهوری اسلامی ایران را با اجرای این یادداشت تفاهم به طور کامل برای استفاده در دسترس قرار دهد. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در مورد روال مربوط به آزادسازی این وجوه در طول مذاکرات، به صورت دوجانبه توافق میکنند. ...تنک یو!