آموزش خط و زبان پهلوى
Статистикаهدف این کانال آموزش خط و زبان دوره ساسانی (#پارسی_میانه/ #پهلوی) به شیوه علمی و دانشگاهی است. امید است که دریچه ای باشد بر گوشه ای از فرهنگ و اندیشه نیاکانمان و یاوری باشد بر نیرومند ساختن زبان شیرین پارسی.
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 237
- 1/48двое суток
- 271
- 1/72трое суток
- 292
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#زندبهمنیسن ۱۰ پس چون سر هزارۀ تو باشد ای اسفنتمان زرتشت خورشید تیزتر گذرد و سال و ماه و روز کمتر بود و اسفندارمد(=زمین) تنگتر بود و زمین بَر کمتر دهد و تخم جوردایان(=غلات) از ده پنج بکاهد و دو افزاید و آنکه افزاید سیری نکند و آنچه بیفزاید پاک نبود و نیز آنکه دو بود خوره(خوارک=طعم) و چاشنی و مژه(=مزه) ندارد و مردم که در آن زمانه زایند نیرو کمتر دارند کانتر(!) و فریفتارتر باشند مهر روان کمتر دارند و آزرم نان و نمک ندارند وگر کسی را مهر روان و روان دوست باشد از مهر روان داور را خوار دارند و آنکه بدکردار و بدفعل و بداندیشه و بد کنش او را دوست میدارند ای زرتشت مردم دیندار و اشو در آن هنگام وتر(=بدتر) کار کرفه(=کار خیر) کمتر توانند کرد و کار ایزدی بر دست ایشان کمتر رود و جد کیش(=دارنده دیگر دین (بد)) و دین دشمن بسیار باشند و مردم دین دوست را رنج و سختی نمایند و همه جهان بدخواه ایشان باشند و نسازکان(! احتملا تحریفی برای دفن مرده) و نساپوشان(=کفن کردن) و نساشویان(=مرده شوری) و نساسوزان(=مرده سوزی) و نساخواران(=مرده خواری) باشند و نسا(=جسد) *به آب و آتش برند و *به داد(=قانون) دارند و از نسا پرهیز نکنند و بکرفه(=صواب، درست) انگارند و بدی اوارونی(=شرارت) و راه دوزخ ورزند 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 @frataak
#زندبهمنیسن ۹ و بناکامی و ستم یافتن و عاجزی و دُش(=بد) پادشاهی که کند و ایران و آنِ اورمزددادِ من در دست دیو گشاده دوارشنی(=تازشگر اهریمنی) فریفتار افتد و سیاه جامه و فریفتار که از نیکوئی آنکه گویند و کنند و عمل و پیمان و زینهار بدروغ کنند و ننگ(=شرم) ندارند…
در گرامیداشت یکصد و بیستمین سالروز پیروزی انقلاب و صدور فرمان مشروطه، پادکست ارزشمند "ماجرای مشروطه" از آقای امیر خادم پیشکش به همراهان: https://t.me/mashrutehwithAmirKhadem @Frataak
🪻با اينهمه غم، در خانۀ دل اندکی شادی بايد که گاهِ نوروز است🪻 🪻فرخنده نوروز کیان پیروز باد🪻 🪻 شام میهن همه روز باد 🪻 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 @Frataak
💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚
#زندبهمنیسن ۹ و بناکامی و ستم یافتن و عاجزی و دُش(=بد) پادشاهی که کند و ایران و آنِ اورمزددادِ من در دست دیو گشاده دوارشنی(=تازشگر اهریمنی) فریفتار افتد و سیاه جامه و فریفتار که از نیکوئی آنکه گویند و کنند و عمل و پیمان و زینهار بدروغ کنند و ننگ(=شرم) ندارند و زینهار و خواری، فرخ و بزرگی انگارند و دست و پیمان که کنند وفا نکنند و از بسیاری مکر و فریب، دادستانی(=عدالت) که کنند در ایران زمین ویرانی و خرابی بسیاری پدید آید و اندران شگفت ایّام امّا همۀ مردم فریفتار شوند و بدی کنند و بر روی یکدیگر مهر ورزند و بدل دشمنی دارند و بدخواه یکدیگر باشند و آزرم و مهر ورزیداری و امید از جهان برخیزد و مهر درج(=پیمان شکنی) در جهان بسیار شود و روان دوستی از جهان بشود و مهر پدر از پسر برخیزد و جدائی پدید آرد و مهر برادر از برادر برخیزد و مهر دختر از مادر برخیزد و جددینی پدید آید و زر و سیم با بد اصیلان(=بدگوهران) افتد دوستی با ایشان کنند 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 @frataak
#زندبهمنیسن ۸ پرسید زرتشت از اورمزد که نشان سر هزاره چه بود اورمزد فرمود که روشن کنم و نشان هزارۀ تو بسر رود و اندران تیز هنگام که رسد و دیو گشاده می و سیه جامه و هیشم(=خشم) تخم از سوی خراسان و صد گونه و هزار گونه و بیور(=ده هزار) گونه اندر ایران شهر دوارند و بردارند زین سیاه برگرفت(!) دارند و می گشاده و بر پشت دارند و کودک و بنده بزرگ نمایند و درویشان را بتر(=بدتر) باشد و پیران را حرمت ندارند و هیشم تخمه را قوت باشد و بجای دیو در ایران دوارند بسیار چیز بسوزند و مردمانرا از خان و مان خود دور کنند و فرمان و زینهار وهشتر(!) و رامش و دوستی همه دهشن(=آفریده) اورمزد ازین جهان بشود و دین نزار شود و تبه گردد و آتش ورهرام(=بهرام) بنهان نشانند و بسیاری ناپیدا شود و خرده مردم *به بزرگی رسند و بنده، آزاد و آزاد، بنده و بزرگ شهر روستا شود و بزرگ ده و دیده(=دوده) نیست شود و ناپیدا شود 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 @frataak
در کانال وزین «سریانیات»، آقای نیما جمالی یادداشتی درباره سرود و دستافشانی در آیین سوگ درگذشتگان و سپس منع آن در کلیسای مسیحیت، و جزماندیشی دینفروشان زمانه، منتشر کردهاند که مطالعه آن خالی از فایده نیست: https://t.me/syriacapersica/331 در پی این نوشته، در کانال وزین «پسینباستان» نیز آقای بهرام روشنضمیر نکاتی تکمیلی افزودند، از جمله نبودِ عزا و ماتم در آیین زرتشتی برای درگذشتگان: https://t.me/HistoriographyOfIran/2340 من هم مایلم به این گفتوگوی مجازی و غیرمستقیم دو نکته بیفزایم: نخست آنکه، همانطور که اشاره شد، در آیین درگذشتگان نیاکان زرتشتی ما، هرگونه مویه و شیون (افراطی) شدیدا نکوهیده شده و گواه روشن آن را میتوان در فصل شانزدهم از کتاب ارداویرافنامه بازجست. جاییکه ارداویراف به رودی بزرگ و خروشان به تاریکیِ چون دوزخ میرسد و آنجا روانهایی را میبیند که با رنجی فراوان در تقلای گذر از آن رود اند. ارداویراف از همراهانش، سروش اهلو و ایزد آذر، از چیستی آن رود و کیستی آن روانها میپرسد و پاسخ چنین میگیرد که سرچشمه آن رود خروشان، اشکی است که زندگان برای درگذشتگان ریختهاند، و هر اشکی که به واسطۀ شیون و مویه و گریهٔ اَداد (نادرست و نامناسب) فروچکیده، بر آن رود افزوده و رنج و دشواری بر روان آن درگذشته آورده است. در پایان سروش اهلو و ایزد آذر از ارداویراف میخواهند که به جهانیان پیغام دهد که مویه و زاری نکنند و با شیون، رنجی به روان درگذشتگان نرسانند. دومین نکته دربارهٔ جایگاه ساز و ابزارهای موسیقی در دیانت زرتشتی است؛ حوزهای که آگاهی از آن بسیار اندک است. مهمترین اشاره به آن را در فصل بیستم از کتاب بندهش مییابیم جاییکه در مطلبی نهچندان روشن، اوستاخوانی را به همراهی سازهایی چون بربط، تنبور و چنگ پیوند میدهد. (ظاهرا این همراهی موسیقیایی در زمان اوستا خوانی در منابع یونانی و هندی و یهودی اشاراتی دارد.) افزون بر این، فصل هشتادوششم از کتاب صد در بندهش، وجود بربط و رباب در خانه را عامل دور دارنده دیوان و دروجان از آن خانه میداند. از مجموع این دو اشاره، با احتیاط بسیار، شاید بتوان حضور سازهای موسیقی در آیین سدوش درگذشتگان را فرض گرفت. آیینی که در آن شیون و زاری جایی نداشته و در عوض، با اوستاخوانی میکوشیدند روان درگذشته را در پناه ایزدان و دوری از دیوان دارند و نیز با افشاندن عطر و بوی خوش در مراسمی به نام نیرنگ بوی دادن، در پی شادی بازماندگان و روان درگذشته در گذر از گیتی به سوی بهشت باشند. روان همهٔ فرزندان ایران و جان فدایان میهن به گرودمان روشن شاد باد 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 @frataak
گفتگو با عنوان: میان مصر و بابل: تجربهٔ یهودیان در دوران شاهنشاهیهای ایرانی ۰۷ اسفند از ساعت ۲۱:۰۰ به وقت تهران https://gc-cuny-edu.zoom.us/meeting/register/ejufnYvAT2OhCuGn66TyVA#/registration فایل جلسه: ... @frataak
#زندبهمنیسن ۷ دیگر درختی را دیدم که هفت شاخ داشت یکی زرین دیگر سیمین سه دیگر روئین چهارم برنجین پنجم ارزیزین(=قلع) ششم پولادین هفتم آهنین گمیختین(=آمیخته، ناخالص) و ایستاد پس دادار اورمزد فرمود که ای زرتشت از هنگام پیشین گویم که درختی که دیدی که چهار شاخ داشت *از ایوخشست(=فلز) بدانکه آن درخت که تو دیدی آن گیتی است و آن هفت شاخ که تو دیدی آن هفت هنگام است و اوّل شاخ زرین که دیدی آنست که *به هم پُرسۀ (=گفتگوی) من رسیدی و دین پذیرفتی و گشتاسپ از تو دین بپذیرد و در جهان روا بکند و کالبد دیوان بشکند و نهان روشن شوند و با کهندوکان(تحریف شدۀ ویشودگان=زادگان اهریمن) بتم کاتار(تحریف شدۀ تم و تار=تاریک ) دوزخ دوارند(=رفتن و تازش اهریمنی) و پرهیز(=نگهداری (آئینی)) آب و آتش و زمین پیدا آید و شاخ دوّم که دیدی که سیمین بود بپادشاهی اردشیر کیان شاه است که بهمن اسفندیار خوانند که دیو از مردم جدا کند و از یکدیگر بیالاید و بجهان دین به روان کند(=رواج دهد) و دُرُج آشموغ(=دروغ بدعت) از جهان باز دارد و شاخ برنجین پادشاهی اشکانیان هست که رای و رستۀ دُرَوَند(دروغین) پدید آورد و اسکندر کلیله شاه باشد و دین بهی را تباه کند و خود از جهان کم پدیدار شود و آن شاخ روئین که دیدی پادشاهی اردشیر جهان آراست شاپور شاه که این جهان بیاراید و دین و داد راست در جهان روا پیدا کند و آدر باد مهر اسفندان ای(=کسره اضافه) فیروزبخت و دین *آراستار رود(=روی) گداخت بر سینه ریزد که تا جددینان(=جدا دینان، غیر بهدینان) شک و گمان از دل برگیرند و دین بِه را روا کنند و بی دیوستان(تحریف شدۀ بی دین و دیویسن) را با رای راست آورد و شاخ ارزیزین پادشاهی بهرام گور و شاهنشاه است که مینوی روشن در جهان روا و پیدا کرد و اهرمن دروند دیوان در دوزخ دوارند و نزار شوند و شاخ پولادین پادشاهی خسرو قبادان هست که انوشیروان خوانند و در هنگام او گجسته(=ملعون) مزدک بد گُهر(=گوهر) پدیدار آید بسیار آئین بدی بنهد ولیکن زود هلاک شود و هفتم شاخ آهن گمیخت و هزارۀ تو سر آید ای اسپنتمان زرتشت و دیو سیاه جامه گشاده می(=مو) و با هاشم(=خشم) تخمه اندر جهان و ایران شهر دوارند 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 @frataak
#زندبهمنیسن ۶ دادار اورمزد از زرتشت پرسید که چه دیدی اندرین خرد هروسپ آگاه؟ زرتشت گفت که ای دادار وه افزونی دیدم کسانی که ایشان خواست(=اموال) داشتند بگیتی و تن نکوهیده بودند و روان ایشان در دوزخ بود و دل من بسوخت؛ و بسیار مردم درویش دید که در گیتی گنه کار بودند روان ایشان در دوزخ بود و دل من بوی بسوخت و بخشایش آورد؛ و بسیار درویش دیدم و بیچاره روز، روان دوست، و روان ایشان ببهشت بود و من از آن شاد گشتم؛ و دیدم که درویش بودند و فرزند داشتند و از فرزند خوشدل بودند و روان ایشان در بهشت و جای نیکان بود و من خرم و شاد گشتم؛ و دیدم توانگر بودند ولیکن فرزند نداشتند آنها در دوزخ بودند و بسیاری غم و اندوه بدل من آمد. 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 @frataak
#زندبهمنیسن ۵ پس اورمزد خرد هروسپ آگاه خویش (را) بمانندۀ آب بر دست زراتشت نهاد. زرتشت را فرمود که بازخور. چون زرتشت بازخورد و خرد هروسپ آگاه اندر زرتشت انگیخت و هفت شبان روز چون اورمزد هروسپ آگاه به بید و بدید که اندر هفت کشور زمین هر تنی در منشن(=منش) و گوشن(=گفتار) و کنشن(=کنش) چه دارد و بدید که بر چهارپای و گاو و گوسفند چند مویست و رگ و پی و استخوان چند است و بدید که بیخ گیاه و درختان و ریشه بر زمین چند دارد و چند است و چنان گمان برد (به چشم) سر میبیند و پس چون و آخر روز چون خرد هروسپ آگاه از زرتشت جدا گشت زرتشت چنان دید که در خواب خویش میدید پس هر دو دست بر روی مالید و گفت دیر زمانست که تا من خسبیدم هنوز سیر نگشتم از خواب خوش. 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 @frataak
#زندبهمنیسن ۴ و اندر زند بهمن یشت پیداست *که دیگرباره زرتشت از اورمزد پرسید و اهوش(=انوش، بیمرگی) خواست که (برای) من در مرگ را بسته کن و همچنان که یعنی بر گوپت شاه بسته ایستید و یود شاه و پشوتن وشتاسپان و چنانکه هیچ دشمن را بر من دست نیابد که تا مردمان بینند و حقیقت دانند که من از تو دین پذیرفتم و تا هیچ شک و گمان نباشد و بر ره آویژ(=ویژه، پاک) بمانند و از راه کژ دور باشند و بر درست و ایکانه (=یگانه) باشند و اهوشی من معجزی باشد. پس دادار اورمزد گفت که ای زرتشت اکر ترا بیمرگ کنم پس تور براتروحش بیمرگ شود و رستاخیز تن پسین نشاید کردن. زراتشت را به منش دشوار آمد. 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 @frataak
#زندبهمنیسن ۳ اورمزد گفت که آن چهار شاخ چهار هنگام است که بر شما نمودم و (شاخ زرین آن است که) شاه گشتاسب از شما دین قبول کند و کالبد دیوان جمله شکست و نهان گشتن و شاخ سیمین پادشاهی اردشیر کیان شاه و آن شاخ پولادین پادشاهی انوشیروان خسرو قبادان و شاخ آهنین هنگام دیو گشاده (موی) میباشند. بجهت که هزارۀ تو سر بید (=باشد). و ای زرتشت دیگر باره در زند بهمن یشت و خورداد یشت پیداست که در هنگام انوشیروان خسرو قباد گجسته بدگوهر مزدک پدیدار آید و بسیار آئین بد نهد و خسرو انوشه روان دستوری خویش دماوند بن شاپور، و آدُر (=آذر) اورمزد دین دستوری آدربادگان (=آذربایجان)، و کادر فزایند ارباد (=کی آذر فراینیدار آذرباد)، و آذر مهر، بخت آفرین بخواند و با گجسته مزدک پیغام کند که اگر ایشانرا جواب بکند حق باشی وگر نه بکشتن ارزانی کند. باشد چه پیمان کند و از گجسته مزدک ده سخن دینی بپرسد و یکی را جواب کردن نداند پس خسرو انوشه روان او را بزودی نیست کند و جهان از پتیارهمندی (=فتنه) پاک کند. 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 @frataak
#زندبهمنیسن ۲ زراتشت *به هورمزد وه افزونی (=نیکی افزا) گفت و اهوشی (=انوشی، بیمرگی) خواست. اورمزد خرد هَروِسپ آگاهی (=خرد آگاهی بر همه چیز، خرد دانایی کل و کامل) (را) به تن زراتشت نمود. پس زراتشت (از طریق خرد) بدید که درختی چهار شاخ داشت یکی زرین و دیگر سیمین و سه دیگر پولادین و چهارم آهنین. و زرتشت (آن) چنان دید (=تصور کرد) (که) در خواب میبیند، و چنین خرد هروسپ آگاه از زرتشت زود گشت (=جدا شد). چنان دانست (که) در خواب میبیند و بیدار گشت. اورمزد پرسید که چه دیدی؟ زرتشت گفت که ای خدای گیتیان و مینوانِ وهست (=بهشت) مهست، دیدم که درختی که چهار شاخ داشت. 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 @frataak
#زندبهمنیسن ۱ بنام ایزد مهربان دادگر دستگیر معنی زند وهمن یشت نویسم. این کتاب زند وهمن یشت خوانند بخط اوستا (=پازند) آوردم از خط پهلوی* تا همه کس بتوانند خواندن و آسانتر باشد و همه کس بر ما دعا و سلام رسانند و آمرزش خدای از پس𐬺 * سر آغاز از برگردان پازندِ متن پهلوی است که نشان میدهد نسخه فارسی از نسخه پازند برداشت شده است. توجه شود که نسخه فارسی با پازند تفاوتهایی دارد و برگردان یک به یک آن نیست چنانکه نسخه پازند هم برگردان یک به یک متن پهلوی نیست و افزوده و کاستههای زیادی دارد. ** آنچه در کمانک میآید افزوده ما بر متن است به جهت روانی بیشتر. 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 @frataak
زَندِ بهمن یَشت/یَسن متنی پیشگویانه و آخرالزمانی است که در سه گونهٔ زبانی/خطی به دست ما رسیده است: پهلوی، پازند، و فارسی نو. این متن برخلاف نام آن، از جملۀ سرودهای دینی و یشت به شمار نمیرود و در واقع اثری است که به روایت سلسله وقایعی میپردازد که با دورۀ زرین پادشاهی گشتاسپ و پذیرش دین زرتشت آغاز و تا به زمان پایان جهان ادامه دارد و در سیری پیشگویانه، از بروز بلایا و جنگها، فروپاشی نظم اجتماعی و آنچه از حوادث بر ایران و ایرانیان میرود، سخن میگوید تا به سرانجام هزارهها و بازآمدن منجی و نبرد نهایی آخرالزمان و نابودی دیوان و دروجان و ضحاک. وجود واژهٔ زند در عنوان اثر نشان میدهد که این متن احتمالاً بر پایهٔ هستهای اوستایی شکل گرفته است که امروزه از میان رفته و در دسترس نیست. با این حال، اما دیدگاه متضادی هم مطرح است که با وجود برخی شواهد زبانی و سبکی، اصل اوستایی مستقل برای این اثر را نامحتمل میداند و آن را اثری متأخرتر میشمارد. ورای ارزش ادبی، زَندِ بهمن یَسن برای مطالعهٔ تطبیقی تاریخ ادیان نیز اهمیت بنیادین دارد. زیراکه برخی پژوهشگران بر این باورند که کتاب دانیال و سنت متون پیشگویانه در یهودیت و سپس مسیحیت، ناشی از سنتی ایرانی است و این متن بازمانده و نمایاننده آن است. در مقابل، نظریهٔ متضادی هم ارائه شده که سنت ایرانی را تحت تاثیر سنت یهودی میداند. این تضاد آرا ریشه در ابهام در تعیین زمان شکلگیری هستهٔ اولیهٔ متن دارد: اینکه آیا ریشه در دوران باستان و آشوب پس از سقوط هخامنشیان دارد، یا محصول دورهای متأخرتر است که در سایه سنت یهودی و کتاب دانیال از دوره سلوکی شکل گرفته است. هر چه بوده و باشد، زَندِ بهمن یَسن حاصل بیشمار دورههای رنج و غم و ستم و تباهی و تجاوز و فروپاشی است که بارها و بارها در طول هزارهها بر این خاک رفته و مردمان به جان آمده را با شعلۀ امید آمدن منجی و بازآرایی عصر زرین امیدوار داشته تا هر بار سرانجام مردمان با فرهنگ این سرزمینهای مزدا آفریده، هر دیو و دروج را شکسته و دشمنان این خاک را در خود ذوب و منهدم کردهاند، چه به نام، چه به ننگ، و چه به بسیار جانهای شیرین. آنچه در ادامه و روزهای آینده به تدریج میآید، نسخه فارسی این متن است که در صفحات ۸۶ تا ۹۷ از جلد دوم مجموعهای به نام روایات داراب هرمزدیار به ویرایش مانکجی رستمجی اونوالا (۱۹۲۲) منتشر شده است. لازم به ذکر است که نسخه فارسی این متن، در مقایسه با متن پهلوی هم کوتاهتر و هم دچار آشفتگی است و همچنین باید توجه شود که این متن در طول زمان بارها و بارها بازنویسی شده و هر بار مطابق با تحولات و بلایا و فهم زمانه ویرایش شده است. 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 #زندبهمنیسن @frataak
ای زرتشت سپیتامان این دههای ایران که من اورمزد آفریدم، به زشت کامی و ستم و فرمانروایی بد ویران کنند. دیوان گشاده موی فریفتار هستند و آنچه گویند، نکنند. بد دین هستند و آنچه نگویند، کنند. ایشان را عهد و پیمان و راستی و آئین نیست و زنهار ندارند و به عهدی که کنند، نایستند. این دههای ایران که من اورمزد آفریدم، با فریفتاری و آز و فرمانروایی بد ویران کنند. ... ای زرتشت سپیتامان هنگامی که زمان سر شود، دشمنان چنان نابود شوند، مانند ریشۀ درختی که به یک شب زمستان سرد که فرا رسد، به یک شب برگ افکند. این دههای ایران که من اورمزد آفریدم باز بیارایند. ... سام با پیروزگری برخیزد، به مقابله ضحاک رود و او سخنش نشنود و گرز پیروزگر بر سر بکوبد و بزند و بکشد. پس رنج و پتیاره از این جهان برود تا هزاره را به پایان رسانم. بخشهایی از کتاب #زندبهمنیسن 💚🤍❤️پاینده ایران❤️🤍💚 @frataak
💚🤍❤️ پاینده ایران 💚🤍❤️ تصویر مهر هخامنشی پیدا شده از سواحل دریای سیاه @frataak
همه بام و در مردم شهر بود کسی کش ز جنگاوری بهر بود همه در هوای فریدون بدند که از درد ضحاک پرخون بدند ز دیوارها خشت وز بام سنگ به کوی اندرون تیغ و تیر و خدنگ … به شهر اندرون هر که برنا بدند چه پیران که در جنگ دانا بدند سوی لشکر آفریدون شدند ز نیرنگ ضحاک بیرون شدند خروشی برآمد ز آتشکده که بر تخت اگر شاه باشد دده همه پیر و برناش فرمان بریم یکایک ز گفتار او نگذریم نخواهیم بر گاه ضحاک را مر آن اژدهادوش ناپاک را تصویر برگی از شاهنامۀ دانشگاه پرینستون @frataak