World Zoroastrian NEWS
Статистикаاین کانال مراسم و برنامه های دینی زرتشتیان جهان را به اطلاع همکیشان زرتشتی میرساند . This channel publishes ceremonies and religious information of Zoroastrians around the world. 👇🏻 @newswz #زرتشت #زرتشتیان #world_zoroastrian_news #اخبار_زرتشتیان_جهان
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 76
- Всего постов
- 1 503
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 134
- 1/48двое суток
- 153
- 1/72трое суток
- 165
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
World Zoroastrian NEWS pinned «درود هموندان گرامی و محترم در پاسخ به نوشته های فوق ، ضرورت دیدم پاسخی منطقی به ادعاهای مطرحه شده بدهم . امیدوارم این پاسخ ها به نظر مدیران کانال @yazd_balad و نویسنده آن برسد . https://t.me/newswz 👇🏻👇🏻»
👇🏻👇🏻 این نکته برای بحث ما بسیار مهمتر از مقایسه عددی جزیه و زکات است. حتی اگر زکات یک مسلمان بیشتر از جزیه یک زرتشتی باشد... فرض کنیم در یک مورد خاص، مبلغ زکاتی که یک مسلمان ثروتمند میپرداخته از جزیه یک زرتشتی بیشتر بوده باشد. آیا از این موضوع میتوان نتیجه گرفت که جزیه و زکات یکسان بودهاند؟ خیر. زیرا میزان یک پرداخت، بهتنهایی ماهیت آن را تعیین نمیکند. مثلاً مالیاتی که دولت بر زمین میگیرد ممکن است از مالیات یک فعالیت دیگر کمتر باشد؛ این دو به همین دلیل یک نوع مالیات محسوب نمیشوند. به همین ترتیب، اگر زکات یک مسلمان ثروتمند از جزیه یک زرتشتی بیشتر باشد، این امر ثابت نمیکند که جزیه و زکات از نظر حقوقی و دینی همارز بودهاند. مقایسه صحیحتر چیست؟ اگر هدف بررسی عدالت یا فشار اقتصادی نظام مالیاتی در ایران قاجار باشد، باید دستکم این موارد را در کنار هم قرار داد: برای زرتشتیان: جزیه؛ مالیات زمین و محصولات؛ مالیات املاک و آب؛ مالیات اصناف و پیشه؛ عوارض و وجوه دیوانی؛ و سایر مطالبات رسمی یا غیررسمی. برای مسلمانان: مالیات زمین و محصولات؛ مالیات املاک و اصناف؛ سایر عوارض حکومتی؛ و در حوزه دینی، زکات. آنگاه میتوان درباره تفاوت واقعی بار مالی قضاوت کرد. و این نکته ارتباط مستقیم با لغو جزیه دارد درست به همین دلیل، فرمان ناصرالدینشاه در رمضان ۱۲۹۹ق اهمیت زیادی دارد. شاه تنها نگفت مبلغ جزیه کاهش پیدا کند؛ بلکه دستور داد این مبلغ از زرتشتیان برداشته شود و مالیاتها و عوارض دیگر آنان مانند مسلمانان دریافت شود. بنابراین اهمیت فرمان را نباید به این سؤال محدود کرد که: «۸۴۵ تومان بیشتر بود یا کمتر از زکات مسلمانان؟» پرسش تاریخی مهمتر این است: «چرا یک جامعه دینی، علاوه بر مالیاتها و عوارض عمومی، مشمول پرداختی اختصاصی به دلیل وضعیت دینی خود بود و چرا سرانجام این پرداخت اختصاصی لغو شد؟» نتیجه از نظر تاریخی، جزیه و زکات را نمیتوان دو مالیات همسان دانست. زکات در اصل یک تکلیف مالی دینی برای مسلمانان بود، در حالی که جزیه مالیاتی مرتبط با وضعیت حقوقی و دینی غیرمسلمانان در نظام اسلامی بود. از سوی دیگر، زرتشتیان ایران تنها جزیه نمیپرداختند؛ آنان مشمول مالیاتها و عوارض عمومی نیز بودند و منابع تاریخی از مالیات بر زمین، معاملات، اصناف و دیگر وجوه سخن میگویند. بنابراین، اگر بخواهیم ادعای «بیشتر بودن زکات مسلمانان از جزیه زرتشتیان» را مطرح کنیم، این مقایسه بهتنهایی پاسخگوی مسئله نیست. مقایسه واقعی باید میان مجموع بار مالی مسلمانان و مجموع بار مالی زرتشتیان انجام شود، نه میان یک تکلیف دینی مسلمانان و یک مالیات اختصاصی غیرمسلمانان. و از این منظر، استدلالی که فقط با مقایسه مبلغ زکات و جزیه میکوشد سنگینی جزیه بر زرتشتیان را کمرنگ کند، از نظر روش تاریخی ناقص است؛ زیرا بخش مهمی از نظام مالیاتی و تفاوتهای حقوقی دو جامعه را از محاسبه خارج میکند. https://t.me/newswz
جزیه و زکات یکسان نبودند چرا جزیه زرتشتیان را نباید با زکات مسلمانان مقایسه کرد؟ در بحث درباره جزیه زرتشتیان ایران، گاهی گفته میشود که جزیه مالیاتی بوده مشابه زکات مسلمانان و حتی ممکن است میزان زکات مسلمانان از جزیه غیرمسلمانان بیشتر بوده باشد. از همین دیدگاه، نتیجه گرفته میشود که جزیه الزاماً فشار مالی ویژهای بر زرتشتیان ایجاد نمیکرد. اما این مقایسه از نظر تاریخی و حقوقی نیازمند دقت بیشتری است. جزیه و زکات دو مفهوم متفاوت بودند جزیه مالیاتی بود که حکومت اسلامی از غیرمسلمانانِ مشمول نظام ذمه دریافت میکرد. دانشنامه ایرانیکا آن را «مالیات سرانه» بر جوامع غیرمسلمان معرفی میکند و تصریح دارد که زرتشتیان نیز در ایران در شمار کسانی قرار گرفتند که جزیه از آنان دریافت میشد. اما زکات اساساً یک تکلیف مالی دینی در اسلام است. بنابراین، حتی اگر هر دو پرداخت در برخی دورهها به درآمد حکومت مربوط شده باشند، از نظر منشأ، مخاطب و جایگاه دینی و حقوقی یکسان نیستند. به بیان ساده: جزیه = پرداختی که به وضعیت دینی و حقوقی غیرمسلمان در نظام اسلامی مربوط بود. زکات = تکلیف مالی دینی مسلمانان. از این رو، صرف اینکه هر دو نوعی پرداخت مالی بودهاند، به معنای یکسان بودن آنها نیست. جزیه را باید با کل مالیات مسلمانان سنجید نکته مهمتر این است که اگر بخواهیم فشار مالی جزیه را بر زرتشتیان با وضعیت مسلمانان مقایسه کنیم، مقایسه جزیه با زکات بهتنهایی کافی نیست. در نظام مالی قاجار، انواع مالیات و عوارض وجود داشت؛ از جمله مالیات زمین و محصولات، مالیات اصناف، مالیات املاک، عوارض و دیگر وجوه دیوانی. پژوهش ویلم فلور درباره نظام مالی صفوی و قاجار تصریح میکند که در دوره قاجار انواع مختلف مالیات وجود داشت و جزیه یکی از این مالیاتها بود؛ در کنار آن مالیات زمین، مالیات اصناف، مالیاتهای نظامی و عوارض دیگر نیز وجود داشت. همچنین جزیه زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان معمولاً به صورت یک تعهد جمعی دریافت میشد. بنابراین اگر زرتشتیان علاوه بر جزیه، مالیاتهای مربوط به زمین، آب، ملک، پیشه، تجارت و دیگر عوارض را نیز میپرداختند، نمیتوان گفت: «جزیه آنها همانند زکات مسلمانان بود.» مقایسه درستتر این است که کل بار مالیاتی زرتشتیان با کل بار مالیاتی مسلمانان در همان شرایط اقتصادی و اجتماعی مقایسه شود. سند مهم درباره ایران قاجار در پژوهش مربوط به زرتشتیان یزد و کرمان در قرن نوزدهم آمده است که زرتشتیان علاوه بر جزیه، بر معاملات تجاری و زمینهای خود نیز مالیات پرداخت میکردند و در برخی موارد این مالیاتها دو برابر مالیات مسلمانان بوده است. این نکته بسیار مهم است. زیرا اگر چنین تفاوتی وجود داشته باشد، مقایسه صرفِ مبلغ جزیه با زکات مسلمانان، بخش بزرگی از واقعیت اقتصادی زرتشتیان را حذف میکند. به عبارت دیگر، باید پرسید: زرتشتی یک مبلغ جزیه میپرداخت و سپس چه مالیاتها و عوارض دیگری میپرداخت؟ و در مقابل: مسلمان چه مالیاتهای حکومتی میپرداخت و زکات او چه جایگاهی در این مجموعه داشت؟ تنها پس از پاسخ به این دو پرسش میتوان درباره «بار مالی» دو گروه داوری کرد. جزیه، مالیات حکومتی بود؛ زکات الزاماً همان کارکرد را نداشت حتی اگر در برخی دورهها زکات وارد ساختار مالی حکومت شده یا حکومت در وصول آن نقش داشته باشد، نباید مفهوم دینی زکات را با جزیه یکی کرد. جزیه در منابع تاریخی صراحتاً به وضعیت غیرمسلمان بودن و قرار گرفتن در نظام ذمه مربوط بوده است. ایرانیکا حتی به ریشه قرآنی جزیه در آیه ۲۹ سوره توبه اشاره میکند و توضیح میدهد که این مالیات در تاریخ اسلام گاه با مفهوم خضوع و فرودستی غیرمسلمانان نیز تفسیر شده است. در مقابل، زکات تکلیف مالی مسلمانان بود و ارتباط آن با ایمان و احکام دینی روشن است. پس این دو را نمیتوان صرفاً با این استدلال که «هر دو پرداخت مالی بودند» همارز دانست. جزیه زرتشتیان در ایران نیز فقط یک رقم روی کاغذ نبود موضوع دیگری که در این بحث اهمیت دارد، شیوه وصول جزیه است. در پژوهش ایرانیکا درباره جزیه آمده است که جزیه، در مناطق مختلف جهان اسلام به شیوههای متفاوت دریافت میشد و میزان آن نیز ثابت و یکسان نبود. همچنین مواردی از سوءاستفاده مأموران وصول جزیه و فشار بر پرداختکنندگان ثبت شده است. درباره زرتشتیان ایران نیز ایرانیکا تصریح میکند که جزیه از سنگینترین فشارهای اقتصادی بر آنان بود و چون در بسیاری از موارد به صورت تعهد جمعی روستا یا محله تعیین میشد، کاهش جمعیت یا افزایش فقر لزوماً باعث کاهش متناسب مبلغ نمیشد. در نتیجه، بار مالی بر افراد باقیمانده میتوانست افزایش یابد. https://t.me/newswz 👇🏻👇🏻
👇🏻👇🏻 در پژوهش دانشگاهی دیگری نیز لغو جزیه در سال ۱۸۸۲ بهعنوان حاصل لابی و مذاکره تدریجی میان طرفهای مختلف معرفی شده و نقش تلاشهای مانکجی و پارسیان پشتیبان او مورد تأکید قرار گرفته است. پس تعبیر دقیق این نیست که «مانکجی به تنهایی جزیه را لغو کرد»، اما به همان اندازه نیز درست نیست که اهمیت اقدام او با عنوان «اغراق» کمرنگ شود. مانکجی فقط جزیه را دنبال نکرد اهمیت مانکجی در تاریخ زرتشتیان ایران بسیار گستردهتر از مسئله جزیه بود. بر اساس پژوهش ایرانیکا، او در کنار مبارزه برای لغو جزیه، در ایجاد مدارس، بازسازی آتشکدهها و دخمهها، سامان دادن انجمنهای زرتشتی، کمک به تهیدستان، ایجاد مهمانخانهها و بهبود شرایط اجتماعی زرتشتیان نیز فعالیت کرد. پس اگر درباره جایگاه تاریخی او سخن میگوییم، باید مجموعه فعالیتهای او را دید، نه فقط مبلغ جزیه را. آیا میتوان گفت شهبازی قصد کوچک کردن مانکجی را داشته است؟ اینجا باید منصف بود. ما نمیتوانیم بدون سند درباره نیت شخصی شهبازی داوری کنیم. نمیتوان گفت او حتماً با قصد تخریب مانکجی چنین نوشته است؛ زیرا اثبات نیت نویسنده نیازمند سند است. اما میتوان یک نقد کاملاً مستند مطرح کرد: ادعای «اغراق مانکجی» در متن ارائهشده با سند مستقیم اثبات نشده است. اینکه نویسنده معتقد باشد مانکجی اهمیت کار خود را بیش از اندازه نشان داده، یک تفسیر تاریخی است؛ اما تعبیر «روشن است که مانکجی اغراق کرده» نیازمند دلیل است. بهخصوص هنگامی که: فرمان رسمی ناصرالدینشاه وجود دارد؛ رقم مندرج در فرمان با رقم گزارش مانکجی فاصله بسیار کمی دارد؛ تلاش مانکجی برای لغو جزیه حدود ۲۵ سال ادامه داشته است؛ پارسیان هند از فعالیت او حمایت مالی و سیاسی کردهاند؛ فشارهای دیپلماتیک نیز در این روند دخیل بودهاند؛ و پژوهشهای جدید تاریخی نقش او را در این مبارزه تأیید میکنند. پرسش اصلی باقی میماند بنابراین پرسش ما نباید این باشد که آیا باید از مانکجی یک قهرمان بینقص ساخت یا نه. پرسش دقیقتر این است: چرا باید بدون ارائه سند، گزارش مردی را که نزدیک به سه دهه برای بهبود وضعیت زرتشتیان ایران فعالیت کرد، «اغراقآمیز» دانست و سپس اهمیت یک مالیات را فقط با مقایسه آن با ثروت دولت قاجار سنجید؟ اگر سندی وجود دارد که نشان میدهد مانکجی مبلغ جزیه یا اهمیت موفقیت خود را عمداً بزرگنمایی کرده است، باید آن سند ارائه شود. تا آن زمان، عبارت «مانکجی درباره این کار خود اغراق کرده» بیش از آنکه یک نتیجه اثباتشده تاریخی باشد، یک داوری بدون ارائه دلیل کافی است. و شاید مهمتر از همه، نباید فراموش کرد که برای زرتشتیان ایران، مسئله فقط ۸۴۵ تومان نبود؛ مسئله رهایی از یک پرداخت اختصاصی و دستیابی به وضعیتی بود که در آن، دستکم در فرمان شاه، مقرر شد مالیاتهای دیگر آنان مانند مسلمانان دریافت شود. از این منظر، ارزش تاریخی اقدام مانکجی را نمیتوان با حساب کردن درآمد روزانه راهآهن یا انعام شاه اندازه گرفت. ارزش واقعی این اقدام در تغییری بود که برای زندگی و جایگاه اجتماعی زرتشتیان ایران به دنبال داشت. منابع اصلی Firoze M. P. Kotwal, Jamsheed K. Choksy, Christopher J. Brunner & Mahnaz Moazami, “Hataria, Manekji Limji,” Encyclopaedia Iranica. “Zoroastrians of 19th-Century Yazd and Kerman,” Encyclopaedia Iranica. “Yazd and its Zoroastrians,” Iranian Studies, Cambridge University Press. فرمان ناصرالدینشاه، رمضان ۱۲۹۹ق، درباره لغو جزیه زرتشتیان. متن فرمان https://t.me/newswz
چرا باید از مقام مانکجی کاست؟ نقدی بر ادعای «اغراق مانکجی» در ماجرای لغو جزیه زرتشتیان ایران در نوشتهای درباره لغو جزیه زرتشتیان ایران در دوره ناصرالدینشاه، استاد عبدالله شهبازی پس از نقل گزارش مانکجی لیمجی هاتریا درباره موفقیت او در لغو جزیه، مینویسد: «روشن است که مانکجی درباره این کار خود اغراق کرده و تلاش کرده آن را در میان پارسیان ثروتمند بمبئی خیلی مهم جلوه دهد.» این جمله، پرسشی اساسی ایجاد میکند: دلیل این داوری چیست و سند آن کجاست؟ اگر مانکجی واقعاً برای بزرگ جلوه دادن مقام خود، درباره اهمیت لغو جزیه اغراق کرده است، انتظار میرود سندی وجود داشته باشد؛ برای نمونه، نامهای که در آن مبلغ را عمداً بیشتر از واقع اعلام کرده باشد، یا سندی از انجمن پارسی پانچایت که گزارش او را نادرست دانسته باشد، یا مدرکی که نشان دهد رقم واقعی جزیه بسیار کمتر از آن چیزی بوده که مانکجی گزارش کرده است. اما در نوشته مورد بحث، هیچیک از این اسناد ارائه نشده است. فرمان ناصرالدینشاه چه میگوید؟ درست در برابر این ادعا، یکی از مهمترین اسناد تاریخی این واقعه قرار دارد: فرمان رسمی ناصرالدینشاه در رمضان ۱۲۹۹ق / اوت ۱۸۸۲م. در این فرمان، شاه دستور میدهد مبلغی که از زرتشتیان گرفته میشده لغو شود و صراحتاً رقم ۸۴۵ تومان را ذکر میکند. همچنین مقرر میکند مالیاتهای دیگر زرتشتیان مانند مسلمانان و «بلازیاده و نقصان» دریافت شود. این فرمان نشان میدهد که موضوع صرفاً گزارش شخصی مانکجی نبود؛ سرانجام به یک تصمیم رسمی سلطنتی تبدیل شد. متن فرمان ناصرالدینشاه درباره لغو جزیه نکته جالب اینجاست که مانکجی در گزارش خود رقم ۸۳۷ تومان و پنج هزار را ذکر کرده، در حالی که فرمان شاه ۸۴۵ تومان را ثبت کرده است. این اختلاف چند تومان، نه تنها دلیلی برای اثبات اغراق مانکجی نیست، بلکه نشان میدهد که هر دو سند در محدودهای بسیار نزدیک به یکدیگر از وجود مبلغی در همین حدود سخن میگویند. بنابراین اگر ادعا این است که مانکجی مبلغ جزیه را عمداً بزرگنمایی کرده، باید سندی فراتر از این مقایسه ارائه شود. مانکجی فقط درباره یک مبلغ پول سخن نمیگفت اهمیت فعالیت مانکجی را نمیتوان تنها با ارزش ۸۳۷ یا ۸۴۵ تومان سنجید. دانشنامه ایرانیکا گزارش میکند که مانکجی از سال ۱۸۵۴ تا ۱۸۹۰ نماینده پارسیان هند در ایران بود و از همان سالهای نخست، گزارشهای مفصلی درباره وضعیت اجتماعی، اقتصادی و حقوقی زرتشتیان ایران تهیه میکرد. او گزارش کرده بود که بخش بزرگی از زرتشتیان روستایی ایران در فقر شدید زندگی میکنند و در شرایط بسیار دشواری به سر میبرند. پس از بررسی گزارشهای او، رهبران پارسی در بمبئی از سال ۱۸۵۵ برای کمک به زرتشتیان ایران و بهویژه برای کاهش یا لغو جزیه برنامهریزی کردند. پس موضوع فقط این نبود که مانکجی بخواهد یک مبلغ کوچک را بزرگ نشان دهد؛ مسئله، وضعیت اجتماعی و حقوقی یک جامعه کوچک و آسیبپذیر بود. مقایسه ۸۳۷ تومان با ثروت شاه چه چیزی را ثابت میکند؟ شهبازی برای کوچک نشان دادن اهمیت مبلغ جزیه، آن را با درآمد راهآهن، انعام ناصرالدینشاه، قیمت اسب و دارایی برخی رجال مقایسه میکند. اما این مقایسه یک مشکل اساسی دارد: ثروت دولت با توان مالی جامعهای که مالیات را میپردازد یکسان نیست. اینکه ۸۴۵ تومان برای خزانه دولت قاجار رقم بزرگی نبوده، نمیتواند ثابت کند که همین مبلغ برای زرتشتیان ایران نیز ناچیز بوده است. پژوهش ایرانیکا حتی گزارش میکند که جزیه در دوره مورد بحث بهتدریج از حدود ۲۵۰ تومان به حدود ۱۰۰۰ تومان افزایش یافته بود، در حالی که جمعیت زرتشتیان کاهش یافته بود. بنابراین پرسش درست این نیست که: «۸۴۵ تومان برای دولت قاجار چقدر بود؟» بلکه باید پرسید: «این مبلغ برای جامعهای کوچک که بخش بزرگی از آن کشاورز، روستایی و کمدرآمد بود، چه فشاری ایجاد میکرد؟» این دو پرسش نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند. آیا مانکجی تنها عامل لغو جزیه بود؟ خیر؛ و این نکته اتفاقاً جایگاه واقعی او را بهتر روشن میکند. پژوهشهای تاریخی نشان میدهند که لغو جزیه حاصل تلاش مجموعهای از عوامل بود: فعالیت مانکجی در ایران، حمایت پارسیان هند، فعالیت پارسیان مقیم بریتانیا و فشارهای سیاسی و دیپلماتیک بریتانیا بر دولت قاجار. اما این مسئله از اهمیت مانکجی نمیکاهد. برعکس، ایرانیکا تصریح میکند که هدف لغو جزیه یکی از وظایف اصلی مانکجی بود و این تلاش از حدود ۱۸۵۷ تا ۱۸۸۲ ادامه یافت؛ یعنی حدود یک ربع قرن فعالیت و پیگیری. سرانجام در رمضان ۱۲۹۹ق فرمان لغو جزیه صادر شد. https://t.me/newswz 👇🏻👇🏻
درود هموندان گرامی و محترم در پاسخ به نوشته های فوق ، ضرورت دیدم پاسخی منطقی به ادعاهای مطرحه شده بدهم . امیدوارم این پاسخ ها به نظر مدیران کانال @yazd_balad و نویسنده آن برسد . https://t.me/newswz 👇🏻👇🏻
... مسلمانان و غیرمسلمانان تنها تفاوت در نام آن (جزیه یا زکات) بود. مضافاً این که، قطعاً «زکات» مسلمانان مبلغی بسیار بیش از «جزیه» ثروتمندان غیرمسلمانی بود که با داشتن ده هزار درهم و بیشتر دارایی، تنها ۴۸ درهم در سال مالیات میپرداختند. این مسئله روشن، از سوی برخی مورخین غربی سدههای نوزدهم و بیستم، و برخی مورخین ایرانی و هندی متأثر از آنان، با حذف یک روی سکه، یعنی اخذ مالیات (زکات) از مسلمانان، تحریف شده و چنین وانمود میشود که «جزیه» نوعی باجگیری از شهروندان غیرمسلمان بود به دلیل عقاید دینیشان نه حق طبیعی دولت در اخذ مالیات از شهروندان خود. @yazd_balad
لغو جزیه زرتشتیان ایران در دوره ناصری/ رمضان ۱۲۹۹ ق استاد عبدالله شهبازی مانکجی لیمجی هاتریا، نماینده پارسی پانچایت (انجمن اکابر پارسیان هند) در ایران، با کمک مقامات عالیرتبه سفارتخانههای فرانسه و بریتانیا، توانست ناصرالدین شاه را به لغو جزیه زرتشتیان ترغیب کند. مبلغ جزیه طایفه زرتشتی ایران در آن زمان، طبق نوشته مانکجی، «هشتصد و سی و هفت تومان و پنج هزار» بود. مانکجی به مناسبت این امر، جشن مفصلی در باغ ظهیرالدوله برپا کرد و خود نیز نطقی جامع و مفصل درباره اوضاع زرتشتیان ایران بیان نمود. مبلغ جزیه سالیانه زرتشتیان ایران در سال ۱۲۹۹ یعنی ۸۳۷ تومان در آن زمان مبلغ مهمی بشمار نمیرفت بویژه که بخشی از زرتشتیان یزد و کرمان به دلیل ارتباط تجاری با بمبئی بسیار متمول بودند. با مراجعه به یادداشتهای عینالسلطنه میتوان ارزش این پول را در حوالی سالهای ۱۲۹۹- ۱۳۰۰ ق. شناخت: جو به علت کمبود و گرانی خرواری ده تومان بود. صندلی خوب یک الی دو تومان قیمت داشت. از ارثیه صنیع الملک ۳۴ هزار تومان پول نقد به خزانه دولت برگشت مضافاً که ۱۵ هزار تومان نیز از دولت طلبکار بود و ۹ هزار تومان برای ورثه باقی ماند. راهآهن تهران روزی ۵۰۰- ۶۰۰ تومان درآمد دارد. ناصرالدین شاه در هفتم ذیحجه هزار تومان به عزالدوله انعام میدهد. قیمت دو اسب کالسکه ۸۰ تومان بود. نایبالسلطنه «پنجاه تومان انعام فرمودند.» چادر ییلاقی شارژدافر انگلیس چهار هزار تومان قیمت دارد. روشن است که مانکجی درباره این کار خود اغراق کرده و تلاش کرده آن را در نزد پارسیان ثروتمند بمبئی خیلی مهم جلوه دهد. او در گزارش خود به پارسی پانچایت مینویسد: «از نظر اولیای دولت قویشوکت گذرانید و از مصدر عظمت و عنایت نیز از راه رعیتپروری تخفیف در وجه جزیه طایفه زرتشتیان ساکنین ایران عطا گردید که اکنون به جهت جزیه طایفه زرتشتی مبلغ هشتصد و سی و هفت تومان و پنج هزار برقرار است که در این خصوص نیز حکم محکم از مصدر عظمت صادر شده است که سوای این مبلغ مزبوره هیچ کس مسئول منالوجوه و به هیچ اسم و رسم دیناری علاوهتر مطالبه ننمایند و مبلغ مزبور را هم اکابر صاحبان هندوستانی به جهت امداد همکیشان خویش همه ساله به توسط این مسافر به وزارت امور خارجه رسانیده و میرسانند و بدین واسطه امیدواری کلی از برای اکابر صاحبان هند حاصل گردیده است و یک نوع مراوده و مراسله با امنای دولت علیه بهم رسانیدهاند...» و در جای دیگر مینویسد: «اکنون از عنایت و عدالت بندگان دارادربان سرکار اقدس همایون شاهنشاه عالمیانپناه تخفیف در تنخواه جزیه عطا و وجه آن را که به همه جهت مبلغ هشتصد و سی و هفت تومان و پنج هزار است به تیول جناب جلالتمآب اجل افخم وزیر امور خارجه دام اجلاله العالی مقرر فرمودهاند که بدون محصل و خدمتانه همه ساله از طرف انجمن هندوستان به توسط مسافر مزبور به وزارت امور خارجه کارسازی میشود.» در عرف دولت گورکانی هند نیز جزیه و زکات دو شکل مالیاتی بود که دولت مسلمان دهلی از اتباع خویش دریافت میکرد. نام مالیاتی که از مسلمانان اخذ میشد «زکات» و نام مالیاتی که از غیرمسلمانان دریافت میشد «جزیه» بود. اکبر شاه گورکانی انواع مالیاتها، اعم از جزیه و زکات، بود را کاهش داد و آنچه بنام لغو جزیه از سوی اکبر شاه شهرت یافته لغو جزیه نبود. در فرمان سال ۹۹۹ ق./ ۱۵۶۰ م. او چنین میخوانیم: از آنجا که هندوستان «مأمن مسافران هفت اقلیم است»، برای رفاه تجار حکم میشود کالاهایی که «مدار جمهور انام و املاک معیشت خواص و عوام است»، بجز اسب سواری و فیل و گوسفند و بز و اسلحه و قماش، از انواع مالیاتها، «تمغا و باج و زکات و صدیک و آنچه از قلیل و کثیر میگرفتهاند»، «معاف و مرفوعالقلم بوده باشد.» در سال ۱۰۹۱ ق./ ۱۶۷۹ م. اورنگزیب نظام مالیاتی جدیدی وضع کرد. او غیرمسلمانان را به سه گروه غنی، متوسط و فقیر تقسیم کرد. "غنی" یعنی کسانی که ارزش اموال آنها ده هزار درهم و بیشتر است. "متوسط" کسانی که بیش از ۲۰۰ درهم دارایی دارد. "فقیر" کسانی که کمتر از ۲۰۰ درهم دارد. جزیه گروه اول ۴۸ درهم در سال، گروه دوم ۲۴ درهم و گروه سوم ۱۲ درهم تعیین شد. در این فرمان تاکید شده بود از کسانی که «کسب از قوت عیال او زیاده نباشد چیزی نگیرند.» بنابراین، مالیات موسوم به «جزیه» تنها شامل غیرمسلمانانی میشد که درآمدی بیش از معاش خود داشتند و میتوانستند این مالیات را پرداخت کنند. و نیز مقرر شده بود از بیماران نباید جزیه گرفت و حتی اگر پس از وضع جزیه بهبود یابد، جزیه آن دوران شامل او نمیشود. بدینسان، سالیانه از «مملکت گجرات» حدود پنج لک روپیه "جزیه" جمع میشد. (هر لک هند برابر با ۱۰۰ هزار روپیه است. پنج لک= پانصد هزار روپیه.) بنوشته گشتاسب شاه نریمان، محقق نامدار پارسی (زرتشتی) هند، در اخذ مالیات میان ...ادامه 👇 @yazd_balad
видео или голосовое, без подписи
چهار نیایش بزرگ اوستا؛ در پیرامون گاهان، نه در شمار خودِ گاتها پژوهشی دربارهٔ جایگاه «یَتا اَهو وَئیریو»، «اَشِم وُهو»، «یَنگهه هاتام» و «اَیریَمَن ایشیا» در یسنا در میان متون اوستایی، چهار نیایش کوتاه و بسیار مهم جایگاهی ویژه دارند که در سنت زرتشتی به عنوان چهار نیایش بزرگ شناخته میشوند: یَتا اَهو وَئیریو ـ یسنا ۲۷٫۱۳ اَشِم وُهو ـ یسنا ۲۷٫۱۴ یَنگهه هاتام ـ یسنا ۲۷٫۱۵ اَیریَمَن ایشیا ـ یسنا ۵۴٫۱ نکتهٔ مهم این است که این چهار نیایش، خودِ گاتها یا پنج گاتای اصلی نیستند؛ بلکه در ساختار یسنا، سه نیایش نخست پیش از گاهان و نیایش چهارم پس از آن قرار گرفته است. سه نیایش در آغاز گاهان پیش از آغاز نخستین گاتا، سه نیایش مشهور پشت سر یکدیگر در یسنا ۲۷، بندهای ۱۳ تا ۱۵ آمدهاند: یَتا اَهو وَئیریو در یسنا ۲۷٫۱۳ اَشِم وُهو در یسنا ۲۷٫۱۴ یَنگهه هاتام در یسنا ۲۷٫۱۵ این سه متن، پیش از آغاز اهونود گاتا قرار گرفتهاند و از همین رو در سنت آیینی، مقدمهای مهم برای ورود به گاهان به شمار میآیند. اما نباید به دلیل قرار گرفتن آنها در این جایگاه، آنها را بخشی از خودِ گاتها دانست. گاهان در میان این نیایشها پس از این سه نیایش، مجموعهٔ گاهان آغاز میشود. گاهان شامل پنج بخش یا گاتا است: اهونود گاتا اشتود گاتا سپنتمد گاتا وهوخشتر گاتا وهیشتوایشت گاتا این پنج گاتا، بخش اصلی و کهنِ گاهان را تشکیل میدهند. بنابراین: یَتا اَهو وَئیریو، اَشِم وُهو و یَنگهه هاتام = پیش از گاهان و پنج گاتا = خودِ مجموعهٔ گاهان اَیریَمَن ایشیا؛ نیایش پایانی در سوی دیگر مجموعهٔ گاهان، اَیریَمَن ایشیا قرار دارد. این نیایش در: یسنا ۵۴٫۱ آمده است. اَیریَمَن ایشیا یکی از پنج گاتای اصلی نیست؛ اما در ساختار یسنا، پس از پایان مجموعهٔ گاهان قرار گرفته و به این ترتیب، در سوی دیگرِ گاهان جای دارد. از این رو، اگر ساختار را به صورت ساده نمایش دهیم: یَتا اَهو وَئیریو اَشِم وُهو یَنگهه هاتام ⬇️ پنج گاتا؛ مجموعهٔ گاهان ⬆️ اَیریَمَن ایشیا این ساختار سبب شده است که چهار نیایش بزرگ را بتوان در پیرامون مجموعهٔ گاهان مشاهده کرد. آیا میتوان گفت چهار نیایش «داخل گاهان» هستند؟ خیر، اگر منظور از گاهان همان پنج گاتای اصلی باشد. این چهار نیایش را نباید هنگام شمارش گاتها جزو پنج گاتا حساب کرد. عبارت دقیقتر این است: چهار نیایش بزرگ در یسنا، در پیرامون مجموعهٔ گاهان قرار گرفتهاند؛ سه نیایش در آغاز و اَیریَمَن ایشیا در پایان آن. این تعبیر از نظر پژوهشی از گفتنِ «چهار نیایش داخل گاهان هستند» دقیقتر است. چرا این چهار نیایش اهمیت دارند؟ این چهار متن از شناختهشدهترین و پرکاربردترین نیایشهای اوستایی هستند و در سنت زرتشتی جایگاهی بسیار مهم دارند. یَتا اَهو وَئیریو دربارهٔ اَهو، رَتو، اَشا، منش نیک و یاری به نیازمندان است. اَشِم وُهو در چند واژهٔ کوتاه، مفهوم بنیادین اَشا و پیوند آن با «اوشتا» یا خوشبختی را بیان میکند. یَنگهه هاتام به ستایش شایستگان بر پایهٔ اَشا میپردازد. اَیریَمَن ایشیا نیز با درخواست یاری اَیریَمَن برای مردان و زنان زرتشت و پیوند آن با منش نیک و اَشا ارتباط دارد و در سنتهای بعدی با درمان و دفع بیماری نیز پیوند بیشتری پیدا کرده است. نتیجه چهار نیایش بزرگ: یَتا اَهو وَئیریو ـ اَشِم وُهو ـ یَنگهه هاتام ـ اَیریَمَن ایشیا از نظر جایگاه در یسنا، ساختاری بسیار جالب پیرامون گاهان ایجاد میکنند. سه نیایش نخست در یسنا ۲۷٫۱۳–۱۵ پیش از گاهان قرار دارند و اَیریَمَن ایشیا در یسنا ۵۴٫۱ در پایان مجموعهٔ گاهان میآید. بنابراین دقیقترین بیان این است: این چهار نیایش، خودِ گاتها نیستند؛ بلکه سه نیایش در آغاز و یک نیایش در پایان، مجموعهٔ گاهان را در یسنا دربر گرفتهاند. این تمایز کوچک، از نظر شناخت ساختار اوستا بسیار مهم است و مانع از آن میشود که چهار نیایش بزرگ با پنج گاتای اصلی یکی گرفته شوند. منابع پژوهشی Encyclopaedia Iranica، Gāthās i. Texts؛ دربارهٔ ساختار گاهان و جایگاه نیایشهای آغازین و پایانی. Encyclopaedia Iranica، Yasna؛ دربارهٔ ساختار یسنا و جایگاه گاهان در آن. Yasna 27.13–15؛ برای متن و جایگاه سه نیایش نخست. Yasna 54.1؛ برای متن و جایگاه اَیریَمَن ایشیا. https://t.me/newswz
👇🏻👇🏻 یَتا اَهو وَئیریو ـ یسنا ۲۷٫۱۳ اَشِم وُهو ـ یسنا ۲۷٫۱۴ یَنگهه هاتام ـ یسنا ۲۷٫۱۵ و در پایان با اَیریَمَن ایشیا ـ یسنا ۵۴٫۱ خاتمه مییابند. بنابراین تعبیر دقیق این است: اَیریَمَن ایشیا نیایش پایانیِ مجموعهٔ گاهان است، اما یکی از پنج گاتای اصلی نیست. چهار نیایش بزرگ در سنت پژوهشی، این چهار نیایش به عنوان چهار نیایش بزرگ آیینی شناخته میشوند: ۱. یَتا اَهو وَئیریو ـ یسنا ۲۷٫۱۳ ۲. اَشِم وُهو ـ یسنا ۲۷٫۱۴ ۳. یَنگهه هاتام ـ یسنا ۲۷٫۱۵ ۴. اَیریَمَن ایشیا ـ یسنا ۵۴٫۱ سه نیایش نخست در آستانهٔ گاهان قرار گرفتهاند و چهارمین نیایش در پایان آن میآید. این ساختار نشان میدهد که این چهار نیایش از نظر سنت آیینی، پیوند بسیار نزدیکی با گاهان دارند. اَیریَمَن ایشیا و جایگاه زنان یکی از نکات ارزشمند این نیایش، اشارهٔ صریح آن به: مردان و زنان زرتشت است. این عبارت نشان میدهد که جامعهای که در این نیایش مورد خطاب و حمایت قرار میگیرد، شامل مردان و زنان است. ایرانیکا نیز در بررسی جایگاه زنان در اوستا، یسنا ۵۴٫۱ را از نمونههای روشن یاد میکند که در آن برای یاری مردان و زنان جامعهٔ زرتشتی دعا شده است. اَیریَمَن ایشیا در سنتهای بعدی اهمیت این نیایش در دورههای بعد از اوستا نیز ادامه پیدا کرد. در متون پهلوی، دربارهٔ اَیریَمَن و این نیایش مطالبی وجود داشته است. حتی بخشی از وَرشتْمانسر نسک که به صورت متن اوستایی و ترجمهٔ پهلوی باقی مانده، به تفسیر اَیریَمَن ایشیا، یسنا ۵۴٫۱ مربوط بوده است. در سنت زرتشتیِ متأخر، قدرت دفعکننده و درمانگر این نیایش اهمیت بیشتری پیدا کرد. حتی در زرتشتیگری امروز نیز اَیریَمَن ایشیا در خارج از چارچوب کامل یسنا خوانده میشود و در برخی آیینها، از جمله اَشیرْواد (پیوند زناشویی)، کاربرد دارد. جمعبندی اَیریَمَن ایشیا یکی از مهمترین نیایشهای اوستایی و یکی از چهار نیایش بزرگ آیینی است که در یسنا ۵۴٫۱ آمده است. این نیایش با درخواست آمدن اَیریَمَنِ خواستنی برای یاری مردان و زنان زرتشت آغاز میشود و در ادامه با منش نیک، اَشا و پاداش شایسته پیوند مییابد. مضمون مستقیم متن، بیش از آنکه یک دعای ساده برای درمان باشد، درخواست یاری و پشتیبانی از جامعهٔ زرتشتی و نیروهای نیک است. ارتباط بسیار نیرومند آن با درمان و دفع بیماریها در سنتهای بعدی زرتشتی گسترش یافته است. از نظر جایگاه نیز باید با دقت گفت: اَیریَمَن ایشیا در یسنا ۵۴٫۱ است؛ جزو پنج گاتای اصلی نیست، اما نیایش پایانیِ مجموعهٔ گاهان به شمار میآید. به این ترتیب، سه نیایش یَتا اَهو وَئیریو، اَشِم وُهو و یَنگهه هاتام در آغاز و اَیریَمَن ایشیا در پایان، چارچوب آیینی مهمی پیرامون مجموعهٔ گاهان ایجاد میکنند. منابع پژوهشی Christopher J. Brunner, “Airyaman Išya,” Encyclopaedia Iranica؛ دربارهٔ متن، مفهوم، پیشینه و کاربرد آیینی نیایش. Helmut Humbach, “Gathas i. Texts,” Encyclopaedia Iranica؛ دربارهٔ جایگاه اَیریَمَن ایشیا در ساختار گاهان. Yasna 54.1، متن گلدنر در TITUS؛ برای مقابلهٔ متن اوستایی. Encyclopaedia Iranica، Yasna؛ دربارهٔ ساختار آیینی یسنا و جایگاه یسنا ۵۴. Encyclopaedia Iranica، Women ii. In the Avesta؛ دربارهٔ اشارهٔ یسنا ۵۴٫۱ به مردان و زنان زرتشت. https://t.me/newswz
اَیریَمَن ایشیا؛ نیایش یاری و پشتیبانی از مردان و زنان زرتشت پژوهشی دربارهٔ جایگاه، متن، مفهوم و پیشینهٔ «اَیریَمَن ایشیا» در اوستا اَیریَمَن ایشیا (Airyaman Išya) یکی از چهار نیایش بزرگ و بسیار مهم آیینی در سنت زرتشتی است. این نیایش در یسنا ۵۴، بند ۱ آمده و با واژههای «آ اَیریَمَا ایشیو...» آغاز میشود. از نظر ساختار ادبی و آیینی، اَیریَمَن ایشیا در پایان مجموعهٔ گاهان قرار گرفته است. پژوهشهای اوستاشناسی آن را نیایشی به زبان اوستایی کهن (گاتایی) میدانند. متن اوستایی متن یسنا ۵۴٫۱ چنین است: ā airyəmā išyō rafəδrāi jaṇtū nərəbiiascā nāiribiiascā zaraϑuštrahē vaŋhəuš rafəδrāi manaŋhō yā daēnā vairīm hanāt mīždəm ašahiiā yāsā ašīm yąm išiiąm ahurō mazdā masatā آوانویسی فارسی برای خواندن آ اَیریَمَا ایشیو رَفِذْرای جَنتو نَرِبییَسچا نائریبییَسچا زَرَثوشتْرَهِ وَنگهاوش رَفِذْرای مَنَنگهو، یا دَئِنا وَئیریم هَنات میژدَم اَشَهییا یاسا اَشیم، یَم ایشییَم اَهوره مَزدا مَسَتا در انتقال آواهای اوستایی به خط فارسی، تفاوتهای جزئی در شیوهٔ نوشتن طبیعی است؛ بنابراین این بخش آوانویسی برای خواندن است، نه جایگزین متن علمی اوستایی. متن علمی یسنا ۵۴٫۱ در پایگاه TITUS نیز همین ساختار چهار بخشی را ثبت میکند. ترجمهٔ مفهومی ترجمهٔ نزدیک به مفهوم متن: «باشد که اَیریَمَنِ خواستنی برای یاری و پشتیبانی بیاید؛ برای مردان و زنان زرتشت، برای یاریِ منش نیک؛ آن وجدان و آیینی که پاداش ارزشمند به دست آورد. من پاداش خواستنیِ اَشا را میخواهم؛ همان پاداشی که اهورامزدا، دانای بزرگ، مقرر میدارد.» در ترجمههای پژوهشی، در جزئیات واژهها و ارتباط نحوی عبارتها تفاوتهایی دیده میشود؛ اما محور اصلی متن روشن است: آمدن اَیریَمَن برای یاری جامعهٔ زرتشتی، مردان و زنان زرتشت، و پیوند این یاری با منش نیک و اَشا. ایرانیکا نیز ترجمهای بسیار نزدیک به همین مضمون ارائه میکند. «اَیریَمَن ایشیا» یعنی چه؟ نام این نیایش از آغاز آن گرفته شده است: Ā airyəmā išyō و بهطور کلی مفهومی نزدیک به: «باشد که اَیریَمَنِ خواستنی بیاید» دارد. دربارهٔ معنای دقیق اَیریَمَن (airyaman) بحث زبانشناختی وجود دارد و نباید آن را صرفاً به یک واژهٔ امروزی مانند «دوستی» یا «همبستگی» ترجمه کرد. در پژوهش ایرانیکا، اَیریَمَن در این نیایش با قدرت و پشتیبانی جامعه یا قبیله ارتباط داده شده و احتمال داده شده است که این نیایش در اصل برای فراخواندن نیروی اَیریَمَن در جهت حفاظت از جامعهٔ زرتشتی پدید آمده باشد. بنابراین بهتر است «اَیریَمَن» را در اینجا یک مفهوم بسیار گستردهٔ دینی ـ اجتماعی بدانیم که با یاری و حفاظت جامعه پیوند دارد. اَیریَمَن در این نیایش چه نقشی دارد؟ در متن، از اَیریَمَن خواسته میشود که برای یاری مردان و زنان زرتشت بیاید. این نکته بسیار مهم است، زیرا متن صریحاً: nərəbiiascā nāiribiiascā zaraϑuštrahē را دارد؛ یعنی از مردان و زنان زرتشت ( زرتشتی ) سخن میگوید. بنابراین این نیایش، جامعهٔ زرتشتی را به صورت مجموعهای از مردان و زنان مورد توجه قرار میدهد و یاری اَیریَمَن را برای آنان درخواست میکند. پیوند با «منش نیک» در ادامهٔ نیایش، عبارت: vaŋhəuš ... manaŋhō با مفهوم منش نیک / اندیشهٔ نیک ارتباط دارد. از این رو، درخواست یاری تنها برای یک هدف مادی یا جسمانی نیست؛ بلکه یاری اَیریَمَن با منش نیک و پاداش معنوی پیوند خورده است. این نکته نشان میدهد که در متن اصلی، اَیریَمَن ایشیا را نباید فقط یک «دعای درمان بیماری» دانست. ارتباط اَیریَمَن ایشیا با درمان اَیریَمَن در سنت اوستایی و زرتشتیِ بعدی ارتباط بسیار نیرومندی با درمان و مقابله با بیماری پیدا کرده است. در وندیداد ۲۰٫۱۲، نیروی اَیریَمَن در برابر بیماریها و نیروهای زیانآور فراخوانده میشود. ایرانیکا توضیح میدهد که با تحول و گسترش سنت دینی، این نیایش به صورت فرمولی برای فراخواندن اَیریَمَنِ درمانگر نیز به کار رفت. بنابراین باید دو موضوع را از یکدیگر جدا کنیم: مضمون مستقیم یسنا ۵۴٫۱: یاری و پشتیبانی از مردان و زنان زرتشت، پیوند با منش نیک و اَشا. کاربرد و تفسیر بعدی: فراخواندن اَیریَمَن به عنوان نیروی درمانگر و دفعکنندهٔ بیماری و آسیب. این تفکیک برای یک مقالهٔ پژوهشی بسیار مهم است. جایگاه اَیریَمَن ایشیا در گاهان اَیریَمَن ایشیا در یسنا ۵۴٫۱ قرار دارد. اما یک نکتهٔ دقیق باید گفته شود: اَیریَمَن ایشیا جزو پنج گاتای اصلی نیست. در عین حال، این نیایش مجموعهٔ گاهان را به پایان میرساند. ایرانیکا توضیح میدهد که گاهان با سه نیایش در آغاز معرفی میشوند: https://t.me/newswz 👇🏻👇🏻
👇🏻👇🏻 ۳. یَنگهه هاتام — یسنا ۲۷٫۱۵ ۴. اَیریَمَن ایشیا — یسنا ۵۴٫۱ بنابراین یَنگهه هاتام، برخلاف آنچه ممکن است از نام آن برداشت شود، یکی از یشتهای ۲۱گانه نیست؛ بلکه یکی از چهار نیایش بزرگ آیینی در سنت اوستایی است. سخن پایانی این سه نیایش کوتاه، با وجود حجم اندک، بخش مهمی از اندیشه و آیین زرتشتی را در خود جای دادهاند. یَتا اَهو وَئیریو از سرور، رَتو، اَشا و یاری نیازمندان سخن میگوید. اَشِم وُهو، اَشا را بهترین نیکی و سرچشمهٔ اوشتا، یعنی خوشبختی و سعادت، معرفی میکند. یَنگهه هاتام نیز به ستایش هستیهای شایسته بر پایهٔ اَشا میپردازد. در کنار یکدیگر، این سه نیایش تصویری فشرده از سه مفهوم مهم را نشان میدهند: راهنمایی و مسئولیت، راستی و اَشا، و ستایش شایستگان. از همین رو، شناخت درست آنها نهتنها برای مطالعهٔ اوستا، بلکه برای شناخت ساختار نیایش و اندیشهٔ اخلاقی آیین زرتشتی اهمیت دارد. منابع پژوهشی Encyclopaedia Iranica، مدخل Yeŋhē Hātąm؛ دربارهٔ جایگاه، زبان و کاربرد آیینی یَنگهه هاتام. Encyclopaedia Iranica، Gāthās i. Texts؛ دربارهٔ زبان و جایگاه متون گاهانی. Yasna 27.13–15؛ متن سه نیایش یَتا اَهو وَئیریو، اَشِم وُهو و یَنگهه هاتام. Yasna 19–21؛ شرحهای اوستایی مربوط به این سه نیایش. https://t.me/newswz
سه نیایش بنیادین اوستا؛ یَتا اَهو وَئیریو، اَشِم وُهو و یَنگهه هاتام متن اوستایی، آوانویسی فارسی و برگردان مفهومی در میان نیایشهای کوتاه اوستا، سه نیایش یَتا اَهو وَئیریو، اَشِم وُهو و یَنگهه هاتام جایگاهی بسیار مهم دارند. هر سه در یسنا ۲۷، بندهای ۱۳ تا ۱۵ پشت سر یکدیگر آمدهاند و درست پیش از آغاز گاهان قرار گرفتهاند. با این حال، از نظر زبانشناختی و تاریخی نباید هر سه را یکسان و همدوره دانست. این سه نیایش در سنت زرتشتی از شناختهشدهترین مانترههای آیینی هستند و در نیایشهای روزانه نیز جایگاهی بنیادین دارند. ۱. یَتا اَهو وَئیریو؛ اهونَوَر جایگاه: یسنا ۲۷، بند ۱۳ متن اوستایی Yathā ahū vairiiō athā ratush ashāt chit hacā vaŋhəush dazdā mananŋhō shyaothananąm aŋhəush mazdāi ahurāi yā yim drigubyō dadat vāstārəm آوانویسی فارسی یَتا اَهو وَئیریو اَتا رَتوش اَشات چیت هَچا وَنگهاوش دَزدَا مَنَنگهو شیاوتَنانام اَنگهاوش مَزدائی اَهورائی یا یِم دِریگوبیو دَدات وَستارِم مفهوم «چنانکه سرورِ آرمانی است، داور و راهنمای برگزیده نیز بر پایهٔ اَشا باشد؛ کردارهای نیکِ اندیشه و زندگی به اهورامزدا اختصاص یابد؛ او همان کسی است که پشتیبان نیازمندان را قرار میدهد.» این نیایش با مفهوم اَهو، رَتو، اَشا، اندیشهٔ نیک و یاریرسانی به نیازمندان پیوند دارد و در سنت زرتشتی یکی از بنیادیترین مانترهها به شمار میرود. ۲. اَشِم وُهو؛ ستایش اَشا جایگاه: یسنا ۲۷، بند ۱۴ متن اوستایی Ašəm vohū vahištəm astī uštā astī uštā ahmāi hyat ašāi vahištāi ašəm آوانویسی فارسی اَشِم وُهو وَهِشتِم اَستی اوشتا اَستی اوشتا اَهمائی هْیَت اَشائی وَهِشتائی اَشِم مفهوم «اَشا و راستی، بهترین نیکی است؛ خوشبختی است. خوشبختی از آنِ کسی است که برای بهترین اَشا و راستی بکوشد.» اَشِم وُهو از کوتاهترین نیایشهای اوستایی است، اما در چند واژه، یکی از پایههای مهم اندیشهٔ زرتشتی را بیان میکند: اَشا. اَشا تنها «راستگویی» به معنای محدود امروزی نیست؛ بلکه مفهومی گستردهتر از راستی، حقیقت، نظم درست و هماهنگی با سامان درست هستی دارد. ۳. یَنگهه هاتام؛ ستایش شایستگانِ اَشا جایگاه: یسنا ۲۷، بند ۱۵ متن اوستایی Yeŋhē hātąm āat yesnē paitī vaŋhō mazdā ahurō vaēθā ašāt hacā yāŋhąmcā tāscā tāscā yazamaide آوانویسی فارسی یَنگهه هاتام آات یِسنه پَئیتی وَنگهو مَزدائ اَهوره وَئِثا اَشات هَچا یانگْهَمچا تَسچا تَسچا یَزَمَئیده مفهوم «از میان آن هستیهایی که شایستهٔ ستایشاند، اهورامزدا میداند کدامیک بر پایهٔ اَشا نیکترند؛ ما آنان را میستاییم.» محور اصلی این نیایش نیز اَشا است. ستایش در اینجا بدون معیار نیست؛ اهورامزدا شایستگیِ هستیها را بر پایهٔ اَشا میشناسد و نیایشگر نیز آنان را میستاید. جایگاه سه نیایش در یسنا این سه نیایش به ترتیب چنین آمدهاند: یسنا ۲۷٫۱۳ — یَتا اَهو وَئیریو یسنا ۲۷٫۱۴ — اَشِم وُهو یسنا ۲۷٫۱۵ — یَنگهه هاتام پس از این سه بند، ساختار متن به سوی گاهان پیش میرود. این جایگاه اتفاقی نیست و اهمیت آیینی این سه نیایش را نشان میدهد. آیا هر سه گاتایی هستند؟ خیر؛ این نکته از نظر پژوهشی بسیار مهم است. قرار گرفتن این سه نیایش در آستانهٔ گاهان، به این معنا نیست که هر سه از نظر زبانشناختی بخشی از گاهان هستند. یَتا اَهو وَئیریو و اَشِم وُهو از متون بسیار کهن اوستاییاند، در حالی که یَنگهه هاتام از نظر زبانشناختی با اوستایی جوان و صورتی کهنگرایانه از آن ارتباط دارد. بنابراین بهتر است از عبارت «سه نیایش مهم و کهنِ اوستا در یسنا ۲۷» استفاده کنیم، نه اینکه هر سه را «سه سرود گاتها» بنامیم. پژوهشهای ایرانیکا نیز بر این تفاوت زبانی تأکید دارند. آیا یَنگهه هاتام همان «فرامون یشت» است؟ خیر. این موضوع در نوشتههای مربوط به خردهاوستا گاهی باعث اشتباه میشود. فرامون یا پیرامون یشت عنوانی سنتی است که در برخی نسخهها و سنتهای خردهاوستا برای یَتا اَهو وَئیریو و اَشِم وُهو به کار رفته است؛ اما یَنگهه هاتام متن مستقلی در یسنا ۲۷٫۱۵ است و نباید آن را جزو فرامون یشت دانست. بنابراین: یَتا اَهو وَئیریو ≠ اَشِم وُهو ≠ یَنگهه هاتام هر سه به یکدیگر پیوند آیینی دارند، اما یکی نیستند. یسناهای ۱۹، ۲۰ و ۲۱؛ شرح سه نیایش اهمیت این سه نیایش زمانی بیشتر آشکار میشود که به یسناهای ۱۹ تا ۲۱ توجه کنیم. در این بخشها، برای سه نیایش یسنا ۲۷ شرحهایی کهن وجود دارد: یسنا ۱۹ → یَتا اَهو وَئیریو یسنا ۲۰ → اَشِم وُهو یسنا ۲۱ → یَنگهه هاتام وجود این شرحها نشان میدهد که این سه نیایش از دیرباز جایگاهی ویژه در سنت تفسیر اوستا داشتهاند. چهار نیایش بزرگ در پژوهشهای اوستاشناسی، از چهار نیایش بزرگ آیینی یاد میشود: ۱. یَتا اَهو وَئیریو — یسنا ۲۷٫۱۳ ۲. اَشِم وُهو — یسنا ۲۷٫۱۴ 👇🏻👇🏻
👇🏻👇🏻 ایرانیکا اشاره میکند که در دستورهای آیینی یسنا، یَنگهه هاتام پس از اَشِموهو در پایان بخشهای گاهان و برخی دیگر از بخشهای یسنا خوانده میشود. یَنگهه هاتام آت یِسنه پَئیتی وَنگهو مَزدائ اَهوره وَئِثا اَشات هَچا یَنگهَمچا تَسچا تَسچا یَزَمَئیده از این نظر، یَنگهه هاتام فقط از لحاظ محتوای دینی مهم نیست؛ بلکه در ساختار و معماری آیینی متن اوستا نیز نقش دارد. آیا یَنگهه هاتام نیایش امشاسپندان است؟ در سنت زرتشتی، این نیایش با امشاسپندان و دیگر شایستگان ستایش ارتباط داده شده است. اما از دید پژوهشی، بهتر است آن را صرفاً و بهطور قطعی «نیایش امشاسپندان» ننامیم. متن از «هستیهایی» سخن میگوید که اهورامزدا آنها را بر پایهٔ اَشا نیک میشناسد و نیایشگر آنها را میستاید. بنابراین دامنهٔ معنایی متن را نباید بدون دلیل به یک فهرست مشخص از امشاسپندان محدود کرد. بهتر است بگوییم: «یَنگهه هاتام نیایشی برای ستایش هستیهای شایستهٔ ستایش بر پایهٔ اَشا است و در سنت زرتشتی با امشاسپندان نیز ارتباط یافته است.» رابطهٔ یَنگهه هاتام با «فرامون یشت» این بخش برای جلوگیری از اشتباه بسیار مهم است. یَنگهه هاتام خودِ «فرامون یشت» نیست. در سنت خردهاوستا، عنوان فرامون/پیرامون یشت برای مجموعهای شامل یَتا اَهو وَئیریو و اَشِموهو به کار رفته است؛ در حالی که یَنگهه هاتام متن مستقلی در یسنا ۲۷٫۱۵ است. بنابراین نباید این سه را یکی دانست. البته هر سه در آغاز ساختار گاهان و در آیین یسنا با یکدیگر پیوند بسیار نزدیکی دارند. چهار نیایش بزرگ در سنت پژوهشی، چهار نیایش بزرگ آیینی زرتشتی عبارتاند از: ۱. یَتا اَهو وَئیریو — یسنا ۲۷٫۱۳ ۲. اَشِموهو — یسنا ۲۷٫۱۴ ۳. یَنگهه هاتام — یسنا ۲۷٫۱۵ ۴. اَیریَمَن ایشیا — یسنا ۵۴٫۱ ایرانیکا یَنگهه هاتام را صریحاً یکی از چهار نیایش بزرگ یا مانترههای آیینی زرتشتی معرفی میکند. سه نیایش نخست در یسنا ۲۷، پیش از گاهان قرار دارند و چهارمین نیایش، اَیریَمَن ایشیا، در پایان مجموعهٔ گاهان میآید. اهمیت یَنگهه هاتام اهمیت این نیایش را میتوان در چند نکته خلاصه کرد: نخست: یکی از چهار نیایش بزرگ آیینی زرتشتی است. دوم: در یسنا ۲۷٫۱۵ و درست در آستانهٔ گاهان قرار دارد. سوم: برای آن در یسنا ۲۱ شرح و تفسیر کهن باقی مانده است. چهارم: در مراسم یسنا نقش ساختاری دارد و برای پایان و گذار میان بخشهای متن به کار میرود. پنجم: مضمون آن بر ستایش شایستگان بر پایهٔ اَشا استوار است. ششم: از نظر زبانشناختی، نباید آن را بدون توضیح «گاتایی» نامید؛ زیرا زبان آن با زبان اوستایی کهن گاهان یکسان نیست. جمعبندی یَنگهه هاتام یکی از کوتاهترین اما مهمترین نیایشهای اوستا است. این نیایش در یسنا ۲۷٫۱۵ قرار دارد و در کنار یَتا اَهو وَئیریو و اَشِموهو، در آستانهٔ گاهان جای گرفته است. مضمون اصلی آن، ستایش هستیهای شایستهٔ ستایش بر پایهٔ اَشا است؛ یعنی ستایش با معیار راستی و نظم درست، نه صرفاً ستایش بیقیدوشرط. وجود شرح آن در یسنا ۲۱، کاربرد گستردهاش در آیین یسنا و جایگاه آن در کنار سه مانترهٔ بزرگ دیگر، نشان میدهد که یَنگهه هاتام از متون بسیار مهم برای شناخت ساختار آیینی و اندیشهٔ دینی اوستا است. و از نظر پژوهشی باید سه موضوع را از یکدیگر جدا نگه داشت: یَنگهه هاتام = یسنا ۲۷٫۱۵ اَشِموهو = یسنا ۲۷٫۱۴ یَتا اَهو وَئیریو = یسنا ۲۷٫۱۳ و هیچکدام را نباید بدون توضیح با عنوان «یکی از یشتهای ۲۱گانهٔ اوستا» معرفی کرد. منابع پژوهشی Christopher J. Brunner, “Yeŋhē Hātąm,” Encyclopaedia Iranica؛ دربارهٔ جایگاه، زبان، کاربرد آیینی و شرح یسنا ۲۱. Helmut Humbach, “Gāthās i. Texts,” Encyclopaedia Iranica؛ دربارهٔ جایگاه یَنگهه هاتام در کنار گاهان و تفاوت زبانی آن با گاهان. Bernfried Schlerath, “Ašəm Vohū,” Encyclopaedia Iranica؛ دربارهٔ چهار نیایش بزرگ و جایگاه یسنا ۲۷٫۱۳ تا ۱۵. TITUS – Avestan Corpus, Yasna؛ برای مقابلهٔ متن اوستایی یسنا ۲۷٫۱۵ با نسخههای دستنویس و صورت علمی واژهها. https://t.me/newswz
یَنگهه هاتام؛ نیایش ستایش شایستگانِ اَشا پژوهشی دربارهٔ جایگاه، متن، معنی و اهمیت «یَنگهه هاتام» در اوستا یَنگهه هاتام (Yeŋhē Hātąm) یکی از چهار نیایش بزرگ و بسیار مهم آیینی در اوستا و در سنت زرتشتی است. متن آن در یسنا ۲۷، بند ۱۵ قرار دارد و درست پیش از آغاز گاهان آمده است. سه بند ۱۳ تا ۱۵ یسنا ۲۷، یعنی یَتا اَهو وَئیریو (اهونَوَر)، اَشِموهو و یَنگهه هاتام، مقدمهای بر گاهان هستند. چهارمین نیایش بزرگ، اَیریَمَن ایشیا، در یسنا ۵۴٫۱ قرار دارد و در پایان مجموعهٔ گاهان میآید. متن یَنگهه هاتام متن اوستایی این نیایش در یسنا ۲۷٫۱۵ چنین است: Yeŋhē hātąm āat yesnē paitī vaŋhō mazdā ahurō vaēθā ašāt hacā yāŋhąmcā tąscā tāscā yazamaide در خط فارسی و برای خواندن: یَنگهه هاتام آات یِسنه پَئیتی وَنگهو مَزدائ اَهوره وَئِثا اَشات هَچا یانگْهَمچا تَسچا تاسچا یَزَمَئیده صورت آوانویسی فارسی ممکن است در کتابهای مختلف اندکی متفاوت نوشته شود، زیرا انتقال دقیق برخی آواهای اوستایی به خط فارسی آسان نیست. متن علمی اوستایی در منابع نسخهشناختی نیز همین ساختار سهمصراعی را نشان میدهد. معنی و مفهوم نیایش ترجمهٔ این نیایش در میان مترجمان تفاوتهایی دارد؛ زیرا متن بسیار کوتاه و از نظر دستوری فشرده است. مفهوم کلی آن را میتوان چنین بیان کرد: «از میان آن هستیهایی که شایستهٔ ستایشاند، اهورامزدا میداند کدامیک بر پایهٔ اَشا نیکترند؛ ما آنان را میستاییم.» در این ترجمه، «اَشا» را نباید تنها به معنای «راستگویی» دانست. اَشا در اندیشهٔ اوستایی مفهومی گستردهتر از راستی دارد و با نظم درست، حقیقت و سامان درست هستی و زندگی ارتباط دارد. بنابراین، محور اصلی این نیایش، ستایشِ هر موجودی بدون معیار نیست؛ بلکه شایستگیِ ستایش با اَشا پیوند دارد. «یَنگهه هاتام» چه معنایی دارد؟ نام این نیایش از آغاز خود آن گرفته شده است: Yeŋhē Hātąm «هاتام» با مفهوم «هستیها/موجودات» ارتباط دارد و کل ترکیب در ساختار جمله به «آن هستیهایی که...» مربوط میشود. از همین رو، در ترجمهٔ فارسی بهتر است از افزودن مفاهیمی که عیناً در واژههای متن وجود ندارند، پرهیز شود. برای نمونه، گاهی در ترجمهها عبارتهایی مانند «زنان و مردان» دیده میشود؛ اما این تعبیر را نباید بدون توضیح بهعنوان ترجمهٔ لفظبهلفظ متن اوستایی معرفی کرد. متن اصلی چنین فهرست صریحی از «زن و مرد» ندارد. یَنگهه هاتام در کجای اوستا قرار دارد؟ جایگاه دقیق آن: یسنا ۲۷، بند ۱۵ است. یسنا بخش مرکزی اوستاست و متن آیینی اصلیِ مراسم یسنا را تشکیل میدهد. خود یسنا در مجموع ۷۲ بخش دارد. در یسنا ۲۷، سه نیایش مهم پشت سر هم قرار گرفتهاند: ۲۷٫۱۳ — یَتا اَهو وَئیریو ۲۷٫۱۴ — اَشِموهو ۲۷٫۱۵ — یَنگهه هاتام این سه نیایش درست پیش از گاهان قرار دارند و از نظر ساختار آیینی اهمیت ویژهای دارند. آیا یَنگهه هاتام از گاهان است؟ اینجا یک نکتهٔ زبانشناختی بسیار مهم وجود دارد. یَنگهه هاتام در کنار آغاز گاهان قرار گرفته، اما نباید آن را یک سرود گاتایی به معنای دقیق زبانشناختی دانست. بر اساس پژوهش ایرانیکا، یَتا اَهو وَئیریو و اَشِموهو به اوستایی کهن تعلق دارند؛ اما یَنگهه هاتام به زبان اوستایی جوانِ کهنگرایانه یا احتمالاً بازکهنسازیشده رسیده است. بنابراین جایگاه آن در کنار گاهان بسیار مهم است، ولی از نظر زبان با سرودهای گاهان یکسان نیست. این نکته باعث میشود تعبیر دقیقتر چنین باشد: «یَنگهه هاتام نیایشی کهن در یسنا و مقدمهٔ آیینی گاهان است» و نه اینکه بدون توضیح بگوییم: «یکی از سرودهای گاهان است.» یسنا ۲۱؛ شرح یَنگهه هاتام یکی از مهمترین دلایل اهمیت یَنگهه هاتام این است که برای آن در خود اوستا شرح و تفسیر وجود دارد. یسنا ۲۱ به شرح یَنگهه هاتام اختصاص دارد و درست پیش از گاهان قرار گرفته است. این موضوع در کنار یسنا ۱۹ و ۲۰ اهمیت ویژهای دارد: یسنا ۱۹ شرح یَتا اَهو وَئیریو را دربردارد. یسنا ۲۰ به اَشِموهو مربوط است. یسنا ۲۱ به یَنگهه هاتام میپردازد. این سه بخش، مجموعهای از شرحهای بسیار کهن بر سه نیایش مهم یسنا ۲۷ هستند. ایرانیکا تصریح میکند که این شرحها در سنت اوستایی ساسانی وجود داشتهاند و بخشهایی از آنها در یسناهای ۱۹ تا ۲۱ باقی مانده است. کاربرد آیینی یَنگهه هاتام یَنگهه هاتام تنها یک متن مستقل برای خواندن نیست؛ در ساختار آیینی یسنا نیز نقش مهمی دارد. در آیین یسنا، این نیایش پس از اَشِموهو میآید و بهصورت نوعی ستایش پایانی یا دوکسا، پایان یک بخش و گذار به بخش بعدی را مشخص میکند. https://t.me/newswz 👇🏻👇🏻
فرامون یشت؛ دو نیایش بنیادین در سنت خُردهاوستا پژوهشی دربارهٔ «فرامون/پیرامون یشت»، جایگاه اَشِموهو و یَتا اَهو وَئیریو و معنای این عنوان «فرامون یشت» یا «پیرامون یشت» نامی است که در سنت نسخههای خُردهاوستا برای مجموعهای بسیار کوتاه اما مهم به کار رفته است. نکتهٔ مهم این است که فرامون یشت، یکی از ۲۱ یشت شناختهشدهٔ اوستا نیست؛ بلکه عنوانی برای دو نیایش مشهور اَشِموهو و یَتا اَهو وَئیریو است. دانشنامهٔ ایرانیکا نیز تصریح میکند که این بخش در نسخهها با عنوان پهلوی pērāmōn yašt آمده و تنها شامل همین دو نیایش است. معنای «فرامون یشت» صورتهای فرامون، فیرامون و پیرامون در منابع دیده میشود. در ایرانیکا، عنوان نسخهای آن به صورت fīrāmūn و شکل پهلوی pērāmōn yašt ثبت شده و معنای تحتاللفظی آن را چیزی مانند «یشتِ پیرامون» یا «یشتِ گرداگرد» دانسته است؛ البته خود ایرانیکا تأکید میکند که دقیقاً چرا این عنوان به این دو نیایش داده شده، کاملاً روشن نیست. در سنت توضیحی زرتشتی، دلیل نامگذاری را چنین دانستهاند که این دو نیایش کوتاه در آغاز و پایان بسیاری از متون و نیایشهای اوستایی قرار میگیرند و به نوعی گرداگرد دیگر نیایشها را فرا میگیرند. دو نیایش فرامون یشت فرامون یشت از دو سرود تشکیل میشود: ۱. اَشِموهو (Ašəm Vohū) این نیایش در یسنا ۲۷، بند ۱۴ آمده است و یکی از کوتاهترین و در عین حال بنیادیترین سرودهای اوستایی است. مضمون آن بر اَشَه، یعنی راستی و نظم درست، و اوشتا، یعنی خوشی و سعادت، استوار است. مفهوم کلی آن چنین است: راستی بهترین نیکی است؛ راستی خوشبختی است؛ خوشبختی از آنِ کسی است که خواستار بهترین راستی باشد. در اینجا «اَشَه» را نباید فقط به معنای اخلاقیِ محدودِ «راستگویی» گرفت؛ این واژه در اندیشهٔ اوستایی مفهومی گستردهتر از راستی، نظم درست و هماهنگی با نظام درست هستی دارد. ۲. یَتا اَهو وَئیریو (Yaθā Ahū Vairiiō) این نیایش نیز در یسنا ۲۷، بند ۱۳ قرار دارد و با واژههای مشهور: یَتا اَهو وَئیریو... آغاز میشود. این سرود دربارهٔ اَهو (سرور/فرمانروا)، رَتو (راهنما یا داورِ برگزیده بر پایهٔ اَشا)، منش نیک، شهریاری و حمایت از نیازمندان سخن میگوید. متن آن در یسنا دارای جایگاه ویژهای است و در بخشهای بعدی یسنا نیز برای آن تفسیر و شرح اوستایی آمده است. آیا «فرامون یشت» همان «یشت» است؟ خیر، دستکم نه به معنای فنیِ یکی از یشتهای ۲۱گانهٔ اوستا. یشتهای شناختهشده، مانند مهر یشت، آبان یشت، تیشتر یشت، فروردین یشت، بهرام یشت و زامیاد یشت، مجموعههایی مستقل با ساختار و محتوای خاص خود هستند. «فرامون یشت» در فهرست ۲۱ یشت قرار ندارد. از این رو، بهتر است هنگام نوشتن پژوهشی از تعبیر: «فرامون یشت یا پیرامون یشت در سنت خُردهاوستا» استفاده شود تا با فروردینیشت و دیگر یشتهای مستقل اشتباه نشود. آیا «ینگهه هاتام» هم جزو فرامون یشت است؟ اینجا باید دقت بیشتری داشت. در بعضی نوشتههای معاصر، ینگهه هاتام نیز در کنار دو نیایش دیگر قرار داده شده و حتی «سه نماز مهم» معرفی شدهاند. اما منبع مرجع ایرانیکا در مدخل خُردهاوستا، فرامون یشت را مشخصاً شامل دو نیایش اَشِموهو و یَتا اَهو وَئیریو میداند. بنابراین در یک مقالهٔ پژوهشی بهتر است ینگهه هاتام را جزو فرامون یشت معرفی نکنیم، مگر اینکه دیدگاه یک منبع یا سنت مشخص را جداگانه گزارش کنیم. نکتهٔ تاریخی مهم هر دو نیایش اَشِموهو و یَتا اَهو وَئیریو در یسنا قرار دارند، نه در بخش یشتها. بنابراین عنوان «فرامون یشت» بیشتر یک عنوان سنتیِ نسخهشناختی و آیینی در خُردهاوستا است، نه اینکه این دو سرود واقعاً بخشی از «یشتهای ۲۱گانه» باشند. ایرانیکا نیز این تمایز را روشن میکند. جمعبندی فرامون یشت نامی سنتی در خُردهاوستا است که به دو نیایش بسیار کوتاه و بنیادین اَشِموهو و یَتا اَهو وَئیریو اطلاق شده است. این عنوان احتمالاً با جایگاه این دو نیایش در پیرامون دیگر متون و نیایشها ارتباط دارد، هرچند معنای دقیق و منشأ نامگذاری آن کاملاً قطعی نیست. مهمتر از همه، فرامون یشت را نباید با یکی از ۲۱ یشت مستقل اوستا اشتباه گرفت. منابع اصلی برای پژوهش: Encyclopaedia Iranica, مدخل Khordeh Avesta؛ بخش «fīrāmūn / pērāmōn yašt». یسنا، هات ۲۷، بندهای ۱۳ و ۱۴؛ جایگاه یَتا اَهو وَئیریو و اَشِموهو. Khordeh Avesta، متن و ترجمهٔ کانگا، برای بررسی سنت خُردهاوستا و جایگاه این دو نیایش. https://t.me/newswz
https://t.me/newswz/11674
👇🏻👇🏻 ستیپیر؛ نمونهای از پیوند فرهنگ و کنش اجتماعی شهریار هیربد تنها درباره فرهنگ و آیینهای زرتشتی نمینوشت، بلکه در برخی فعالیتهای اجتماعی نیز حضور داشت. در گزارش مربوط به زندگی او آمده است که هیربد با همکاری دیگر فرزانگان، در روز اشتاد ایزد و خوردادماه سال ۱۳۷۵ در رونق بخشیدن دوباره به زیارتگاه ستیپیر نقش داشت. این موضوع نشان میدهد که برای او حفظ میراث فرهنگی تنها با نوشتن و کتابت تحقق پیدا نمیکرد؛ بلکه زنده نگه داشتن مکانها، آیینها و گردهماییهای فرهنگی نیز بخشی از همین مسئولیت بود. یک پژوهشگرِ تاریخ شفاهی اگر آثار و فعالیتهای شهریار هیربد را در کنار یکدیگر قرار دهیم، یک ویژگی مشترک در آنها دیده میشود: تلاش برای نجات خاطره از فراموشی. او خاطرات خود را نوشت؛ درباره آیینهای زناشویی پژوهش کرد؛ از روستاها و فرهنگ زرتشتیان یزد گفت؛ درباره بزرگان و نامآوران نوشت؛ با نشریات همکاری کرد و در رونق بخشیدن به برخی آیینها و مکانهای فرهنگی حضور داشت. به همین دلیل، ارزش میراث او تنها در تعداد کتابهایش خلاصه نمیشود. نوشتههای او بخشی از حافظه اجتماعی زرتشتیان یزد در سده اخیر را ثبت کرده است؛ حافظهای که از زندگی روزمره مردم، آیینها، جشنها، مکانهای مقدس، بزرگان و خاطرات خانوادگی تشکیل شده است. یک نکته کتابشناختی مهم در برخی گزارشهایِ زمانِ درگذشت شهریار هیربد، مجموعه «خاطرات رستم شاپور مهر» چهارجلدی معرفی شده است. اما کتابشناسی حسین مسرت، که مشخصات نشر و تعداد صفحات را نیز ثبت کرده، این مجموعه را سه جلد در سال ۱۳۹۳ معرفی میکند. بنابراین در یک نوشته پژوهشی، بهتر است فعلاً سه جلد به عنوان داده کتابشناختی مستندتر ذکر شود و اگر نسخهای از جلد چهارم در اختیار خانواده یا کتابخانهای وجود دارد، پس از بررسی مشخصات آن، این موضوع اصلاح شود. یادگار یک فرهنگپژوه شهریار هیربد در ۲۳ امرداد ۱۴۰۳ درگذشت. در سالهای پس از درگذشت او، یادنامهها و نوشتههای متعددی درباره زندگی و آثارش منتشر شده و از او به عنوان نویسنده، پژوهشگر و کنشگر اجتماعی یاد شده است. اکنون که دومین سالگرد درگذشت او در ستیپیر برگزار شده است، شاید بهترین شیوه بزرگداشتش، تنها یاد کردن از نام او نباشد؛ بلکه خواندن و شناساندن آثارش و بهره گرفتن از نوشتههای او برای پژوهش درباره تاریخ اجتماعی زرتشتیان یزد است. رستم شاپور مهر، یا شهریار هیربد، بخشی از آنچه را از گذشتگان خود شنیده و دیده بود، به کلمه سپرد. ارزش کار او در همین جاست: آنچه در حافظه یک انسان بود، به حافظه یک جامعه منتقل شد. یاد و نام روانشاد شهریار هیربد، رستم شاپور مهر، به نیکی و آثار فرهنگی او ماندگار باد🌿 https://t.me/newswz
رستم شاپور مهر؛ راوی و ثبتکننده بخشی از حافظه فرهنگی زرتشتیان یزد از خاطرات روستاهای زرتشتینشین تا ثبت آیینها، بزرگان و فرهنگ اجتماعی در میان پژوهشگران و نویسندگان معاصر زرتشتی یزد، نام شهریار هیربد، با نام رستم شاپور مهر جایگاه ویژهای دارد؛ زیرا بخش مهمی از کوشش فرهنگی او صرف ثبت چیزهایی شد که اگر نوشته نمیشدند، بسیاری از آنها ممکن بود با گذشت نسلها از حافظه جامعه دور شوند. او در ۱۹ فروردین ۱۳۲۹ خورشیدی در روستای مبارکه شهرستان تفت یزد زاده شد. از کودکی به شعر و نوشتههای ادبی علاقه داشت و در جوانی نوشتههای خود را برای مجلات آن روزگار میفرستاد. بعدها نیز همکاری او با نشریات و رسانههای فرهنگی ادامه یافت. #شهریار_هیربد در سال ۱۳۵۵ در صداوسیمای مرکز یزد به عنوان تکنسین تأسیسات مشغول به کار شد و پس از سی سال خدمت بازنشسته شد. پس از آن، فعالیت فرهنگی و اجتماعی او گستردهتر شد و با نهادها و انجمنهای زرتشتی و همچنین نشریات مختلف همکاری کرد. پژوهش از دل زندگی مردم وجه برجسته کار هیربد این بود که تاریخ را تنها در کتابهای رسمی جستوجو نمیکرد. او به سراغ زندگی مردم، روستاها، خانوادهها، آیینها، جشنها، پیرانگاهها و خاطرات نسلهای گذشته رفت. #حسین_مسرت، پژوهشگر فرهنگ یزد، او را از «انگشتشمار پژوهشگران زرتشتی یزد» دانسته و گفته است که تحقیقات هیربد درباره زندگی، آداب و رسوم، تاریخ و فرهنگ زرتشتیان استان یزد بود. این ویژگی را میتوان در مجموعه خاطرات او بهخوبی دید. هیربد خاطرات خود از زندگی، آدابورسوم، تاریخ و فرهنگ زرتشتیان استان یزد و نیاکانش را گردآوری کرد و در ابتدا نام «رازهای ماندگار» را بر آن گذاشت. این اثر سرانجام با عنوان «خاطرات رستم شاپور مهر» در مشهد و از سوی انتشارات پاپلی در سال ۱۳۹۳ منتشر شد. «بر پایه اطلاعات کتابشناختی ثبتشده در نوشتههای حسین مسرت...» این مجموعه در سه جلد منتشر شده است: «آوای سرو چم»، «جشن در وادی کهن» و «پارسیان، پنج دهه فرهنگ و تمدن». کتابشناسی هر سه جلد را در سال ۱۳۹۳ و مجموعاً در سه جلد ثبت کرده است. «پیوند مهرگان»؛ ثبت یک آیین خانوادگی نخستین کتاب او «پیوند مهرگان» بود که در سال ۱۳۸۴ منتشر شد. این کتاب درباره آیین زناشویی نزد زرتشتیان ایران و بهویژه زرتشتیان یزد است و با یاری سید محمد موسوی به چاپ رسید. ارزش چنین اثری در ثبت جزئیاتی است که معمولاً در تاریخهای رسمی جایی ندارند: آیینهای خانوادگی، شیوه برگزاری مراسم و رسمهایی که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند. از این منظر، «پیوند مهرگان» تنها یک کتاب درباره ازدواج نیست؛ بلکه سندی از فرهنگ اجتماعی و خانوادگی زرتشتیان یزد در روزگار معاصر به شمار میآید. «داستان رَز و دشت سپیدان»؛ جغرافیای خاطره اثر دیگر او «داستان رَز و دشت سپیدان» است؛ کتابی که در کنار دیگر آثارش به گذشته و فرهنگ زرتشتیان یزد توجه دارد. گزارشهای مربوط به کارنامه او، این اثر را در شمار کتابهایی میآورند که نتیجه سالها گردآوری تاریخ و فرهنگ جامعه زرتشتی بودهاند. در آثار هیربد، مکان تنها یک نشانی جغرافیایی نیست؛ روستا، پیرانگاه، آبانبار و دیگر بناها، بخشی از حافظه جمعی هستند. از همین رو نوشتههای او برای شناخت جغرافیای فرهنگی زرتشتیان یزد نیز اهمیت دارند. «گوهر پاک»؛ پاسداشت یاد و فرهنگ «گوهر پاک» نیز از آثار شناختهشده شهریار هیربد است. این کتاب با گردآوری او منتشر شده و در رده آثاری قرار میگیرد که زندگی، فرهنگ و یاد بزرگان و جامعه زرتشتی را ثبت میکنند. نسخهای از این اثر نیز در قالب دیجیتال در دسترس قرار گرفته است. در معرفی آثار او همچنین از «جشن در وادی کهن» یاد شده است؛ اثری که در کنار «پیوند مهرگان»، «داستان رَز و دشت سپیدان»، «گوهر پاک» و مجموعه خاطرات، تصویری گستردهتر از علایق فرهنگی و پژوهشی او به دست میدهد. حضور در مطبوعات زرتشتی و یزد فعالیت شهریار هیربد به کتاب محدود نبود. او با نشریاتی مانند «امرداد» و «خاتم یزد» همکاری داشت و در هفتهنامه «ندای یزد» نیز سلسله نوشتههایی با عنوان «گفتم...، گفت...» مینوشت. در «ندای یزد» همچنین از او به عنوان همکاری فعال در صفحه «یادها و خاطرهها» یاد شده است. نوشتههای او در این زمینه بیشتر درباره تاریخ ایران باستان، آیینها، سالروزها و مناسبتهای فرهنگی بود. این بخش از فعالیت او اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا نشریات محلی و زرتشتی، بخشی از تاریخ اجتماعی معاصر جامعه را در خود حفظ کردهاند و نوشتههای افرادی مانند هیربد، بعدها میتوانند برای پژوهشگران به عنوان منابع تاریخ شفاهی و اجتماعی مورد استفاده قرار گیرند. https://t.me/newswz 👇🏻👇🏻