tgindex
جنگل
@Jangal94персидский

دور یک میز درباره مشروطه گیلان، و جنبش و انقلاب جنگل

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
10
Всего постов
171
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
814
+10 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
393
40 постов
Вовлечённость
48,3%
к подписчикам
Постов в день
1,4
всего 171
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
171
1/48двое суток
195
1/72трое суток
211

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 13 авг.6501341

    без подписи

  • عریضه اهالی ساوجبلاغ به مجلس شورای ملی مسعود جوزی قطع جیبی مناسب مطالعه در تلفن همراه #سند #مقاله #اختصاصی کانال تلگرامی جنگل https://t.me/Jangal94

  • без подписи

  • سنگ مزار میرزا احمد آذری و پدرش غلامحسین آذری (بشارت‌الدوله) در آرامستان امامزاده عبدالله شهر ری در ارتباط با: عریضه اهالی ساوجبلاغ به مجلس شورای ملی #عکس #اهدایی جناب حسین عسکری پژوهشگر و نویسنده کتاب «تاریخ هشتگرد» است. با سپاس از ایشان! #سند https://t.me/Jangal94

  • میرزا کوچک‌خان و میرزا احمد آذری، مذاکرات صلح ۲۸ آذر ۱۲۹۸ [عکس با کمک هوش مصنوعی رنگی‌ شده و ارتقای کیفیت‌ یافته است.] در ارتباط با: عریضه اهالی ساوجبلاغ به مجلس شورای ملی همچنین نگاه کنید به این دو #عکس: میرزا احمدخان آذری، کفیل حکومت گیلان در نیمه دوم ۱۲۹۸ خورشیدی عکس یادگاری کوچک‌خان و آذری با اعیان و محترمین رشت و جمعی از جنگلی‌ها https://t.me/Jangal94

  • ادامه از پست قبل 👆 آذری که از بازگشت به خدمات دولتی ناامیدشده بود، با آن‌چه در این مدت اندوخته بود «در سال ۱۳۰۰ ‌ش به منطقه ساوجبلاغ آمد و اراضی موسوم به چریشک در غرب استان البرز را از فردی به نام میرزا علی‌نقی طباطبایی خرید. او این زمین‌های بایر را به روستایی آباد به نام "قلعه آذری" تبدیل کرد» (عسکری: ۴۶۱)؛ روستایی سرسبز و پررونق که هم‌اینک نیز با همین نام در تقسیمات کشوری شهرستان نظرآباد باقی است و از مناطق مورد توجه گردشگران و فعالان بازار خرید و فروش املاک به‌شمار می‌رود.[1] اما کشاورزی و درآمدن به سلک مالکان او را از پیگیری مطالبات خود بازنمی‌داشت. «آذری در سال ۱۳۰۲ در دوره پنجم مجلس شورای ملی از حوزه انتخابیه شهریار، ساوجبلاغ و کردان نامزد شد اما شکست خورد. مدتی نیز به کار مطبوعاتی پرداخت و از نویسندگان روزنامه "نهضت شرق" محسوب می‌شد (خلاصه از همان). نامه حاضر که نخستین بار در صفحه ۷۰۲ کتاب «تاریخ هشتگرد از روزگاران کهن تا انقلاب اسلامی» منتشر شد، عریضه اهالی ساوجبلاغ است خطاب به مجلس شورای ملی به تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۰۲. در این نامه اهالی با اشاره به مظالم آذری در سال ۱۲۹۲ که امین خالصه[2] (عسکری: ۷۰۲) یا رئیس مالیه ساوجبلاغ (عین‌السلطنه، ج ۵: ۴۱۱۳) بود، از اعمال خلاف قاعده او در ایام تبلیغات انتخابات فعلی شکایت کرده‌اند. نکته جالب در این نامه نقل‌قولی از آذری است که نشان می‌دهد هم تحرک سیاسی اخیر و هم فعالیت‌های مطبوعاتی چند سال گذشته او به قصد پیگیری مطالبات دوران حکومت او در گیلان بوده است: «گفته بود چون مرا از وزارت مالیه خارج کرده‌اند و تا کنون مبلغی متضرر شده[ام]، حتی روزنامه تأسیس نمودم که احقاق حق خود نمایم، ممکن نمی‌شود؛ مگر مقام وکالت را دارا شوم» (همان: ۷۰۲). ولی در نهایت این کارها نتیجه نداد و «او در سال ۱۳۰۹ ش. با رتبه اداری ۹ از وزارت مالیه منتظر خدمت گردید» (همان ۴۶۲)؛ و در نهایت «آذری در ۱۳ امرداد ۱۳۱۶ درگذشت و پیکرش در آرامستان امامزاده عبدالله شهر ری به خاک سپرده شد» (همان: ۴۶۳). درباره زندگی احمد آذری و دوران حکومت چندماهه‌اش در گیلان مقاله مفصلی نوشته‌ام که در کتاب آماده چاپ «چند تکه از پازل جنگل» منتشر خواهد شد.   منابع: ستاره ایران [نشریه]، سال هفتم (۱۳۰۰) صدر، محسن (۱۳۶۴). خاطرات صدرالاشراف، تهران: انتشارات وحید عسکری، حسین (۱۴۰۲). تاریخ هشتگرد از روزگاران کهن تا انقلاب اسلامی، تهران: سفیر اردهال عین‌السلطنه (سالور)، قهرمان میرزا (۱۳۷۴). روزنامه خاطرات عین‌السلطنه، به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار، تهران: انتشارات اساطیر مجموعه اسناد همایش بازشناسی نهضت جنگل (۱۳۸۲). برگزار کننده: شورای شهر رشت، رشت: انتشارات شهر باران [1]. اراضی خریداری‌شده آذری در آن زمان حدود ۲۰۰ هکتار بود که وی زمینی به‌ وسعت ۳۳ هزار متر مربع از آن را جدا کرد که هم‌اینک نیز به‌صورت باغی آباد با بنایی زیبا (و ‌اکنون تاریخی) باقی است. او برای آبادی بقیه این اراضی نیز کشاورزانی از روستاهای مجاور و نیز سرزمین مادری‌اش آذربایجان را بدان‌جا فراخواند که روستای سرسبز و آباد «قلعه آذری» را بنا نهادند. پس از درگذشت آذری در ۱۳۱۶، اداره این روستا را پسرش فرهنگ آذری به‌عهده گرفت که دانش‌آموخته کارشناسی ارشد حقوق سیاسی از دانشگاه تهران و کارمند عالی‌رتبه وزارت دارایی بود. فرهنگ آذری که علاقه بسیار به آبادانی این زمین‌ها داشت تا حدی که یک بار به‌عنوان کشاورز نمونه غرب استان تهران انتخاب شد، علاوه بر رونق دادن به کشاورزی این روستا، مدرسه‌ای نیز در آن بنا کرد. تحولات سال‌های بعد از جمله واگذاری ۵۰ هکتار از این زمین‌ها به روستاییان در جریان اصلاحات ارضی، و نیز قطعه‌بندی‌ها و خرید و فروش‌های مکرر در تحولات اقتصادی و اجتماعی پس از انقلاب، در نهایت کار را به آن‌جا رساند که با جلب توجه سرمایه‌گذاران تهران و کرج، هم‌اکنون این روستای زیبا و خوش آب و هوا یکی از مناطق ویلایی پرطرفدار کردان محسوب می‌شود. ولی باغ اصلی و قلعه تاریخی آن چند سال پس از درگذشت فرهنگ آذری در سال ۱۳۸۵، توسط فرزندان وی که اکنون همگی مقیم خارج از کشور هستند، فروخته شده؛ و تا کنون بلااستفاده و بلاتکلیف باقی مانده ‌است (اطلاعات به‌دست آمده از کتاب «تاریخ هشتگرد» و نیز گفت‌وگو با حسین عسکری پژوهشگر و نویسنده این کتاب، و مجتبی رجایی مهر از اهالی آگاه روستا). [2]. اراضی خالصه به اموال غیرمنقول از قبیل زمین‌ها و مراتعی گفته می‌شد که در مالکیت دولت بود و درآمد حاصل از آن‌ها (مالیات، اجاره و عایدات) وارد خزانه دولت یا خزانه شخصی شاه می‌شد. به کارگزار دولتی که مسئول نظارت مستقیم بر این املاک بود، امین خالصه می‌گفتند. همچنین ببینید: فیلم مستندی درباره قلعه آ‌‌‌‌‌‌ذ‌‌ری #سند #مقاله #اختصاصی کانال تلگرامی جنگل https://t.me/Jangal94

  • ادامه از پست قبل 👆 از این جهت در وحشت و اضطراب افتاده‌ایم و با سابقه آشنایی که به احوال او داریم، از اسم او می‌ترسیم؛ و دیده‌ایم آن‌چه باید ببینیم. همین آذری بود که در ساوجبلاغ قوای مجریه او عموماً از ارامنه [بودند] و در تمام ساوجبلاغ یک قطعه باغ متعلق به ارمنی [بود] و در آن‌جا منزل نموده بود. به اسباب‌چینی، ریش‌سفیدان ما را حبس [کرده] و به دوش آن‌ها سنگ از رودخانه برای فرش خیابان باغ ارمنی می‌کشید. همین آذری مسلمان بود که یک نفر رعیت خالصه را حبس [کرد] و به تخم او سنگ بست و بیچاره را کشت. همین آذری بود که از رؤسای محترم ما را در یک سوراخ با سگ‌بچه‌ها حبس و هم‌غذا می‌نمود. همین آذری است که به‌عنوان اظهار عیال فرنگی که داشت، هفتصد تومان جرم از معاذالسلطان،[1] حکومت فعلی ساوجبلاغ، گرفت. سایر اقوال شرم‌آور او را عرض نمی‌کنیم، چه این شخص معلوم‌الحال که خوش‌وقت بودیم به‌واسطه رویه خود از استخدام وزارت مالیه محروم شده و دیگر امین مالیه ما نخواهد شد، امروز می‌خواهد به شبهه و زور و پول، رأی ما بیچارگان را ببرد. فطرت او اگر وکیل شود، مقتضی است حقوق ملت ایران را... درباره این سند: برکناری میرزا احمدخان آذری از کفالت حکومت گیلان آبرومندانه و بی‌سروصدا نبود. او که در ۵ فروردین ۱۲۹۸ پس از کمتر از شش ماه از سوی وثوق‌الدوله رئیس‌الوزرا به پایتخت فراخوانده شده بود، «به تصور این‌که می‌تواند رفع شبهه و تقصیر خود را از خاطر وثوق‌الدوله بکند، خانه و اثاث‌البیت خود را در رشت گذاشته، و خود در طهران بود که [میرزا احمد] اشتری برای حکومت آمد؛ و اشتری که تقرب فوق‌العاده به وثوق‌الدوله داشت، خاطر او را از آذری به درجه‌ای مشوب نموده بود به‌محض ورود به رشت، خود و معاونش، میرزا باقرخان پدر که دایم مست بود، تمام اموال آذری را تصاحب کردند و بردند؛ و آذری هر چه شکایت کرد، به جایی نرسید» (صدر: ۲۴۷). اشتری «اموال آذری... را چاپیده و فروخت» (مجموعه اسناد: ۱۷۴). علاوه بر آن، اتهامات مالی نیز بر او وارد شد؛ تا حدی که در مهر ۱۳۰۰ نامه شکواییه‌ای خطاب به قوام‌السلطنه، رئیس‌الوزرای وقت، در روزنامه ستاره ایران منتشر کرد که در آن با تأکید به این‌که در طول دوره زمامداری چهار نخست‌وزیر پیشین (وثوق‌الدوله، مشیرالدوله، فتح‌الله‌خان سپهدار رشتی و سیدضیاء طباطبایی) نیز «در این محیط فساد و زهرآلود» پیگیر مطالبات و «صدمات و خسارات جامه‌های اتهام به اندام» خود بوده است، از او استدعا کرد نماینده‌ای معین کند تا «به این محاسبات خاتمه داده شده و بدهی یا طلب فدوی معین گردد» (ستاره ایران، س ۷: ش ۵۷)، اما این نامه‌نگاری‌ها سودی نداشت. [1]. شخصی با لقب معاذالسلطان به‌عنوان حاکم ساوجبلاغ در ۱۳۰۲ یافت نشد. نزدیک‌ترین حدس فردی با لقب معاضدالسلطان است که در نامه‌ای از وزارت داخله خطاب به وزارت مالیه به تاریخ ۳۰ شهریور ۱۲۸۸، برای تصدی حکومت ساوجبلاغ بر میرزا سیدعباس‌خان منتظم دیوان مرجح دانسته و پیشنهاد شده بود. نگاه کنید به: «واگذاری حکومت ساوجبلاغ به معاضدالسلطان [سند به تاریخ ۱۳۲۷ قمری]» در سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران (opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/3212338). ادامه در پست بعد 👇 https://t.me/Jangal94

  • درباره عریضه اهالی ساوجبلاغ به مجلس شورای ملی    مسعود جوزی    متن #سند: ۱۲ جوزا [خرداد] ۱۳۰۲ مقام مقدس مجلس دارالشوری ملی شیدالله ارکانه با کمال احترام، [ما] اهالی ساوجبلاغ[1] پیشامدهای ناگوار[ی را] که در این صفحه از ناحیه [میرزا احمد] آذری پیدا [شده است] و جریان دارد، اطلاعاً عرضه می‌داریم. چند روز است به تواتر از طرف ایشان روزنامه و فوق‌العاده[ای را که] به‌طور مجانی به‌توسط میرزا حسن رجایی که در ساوجبلاغ پروپاکان[2] ایشان است برای اهالی فرستاده می‌شود، ملاحظه می‌کنیم؛ از جمله روزنامه قانون شماره ۱۲۹ و جریده شمس و غیره و فوق‌العاده از جراید صاعقه؛ تعریف از آذری و تنقید از میرزا یدالله‌خان [دهستانی، رقیب آذری در این انتخابات] و عریضه ساختگی به اسم اهالی ساوجبلاغ. عجب و قبیح آن است که از طرف ما دروغ می‌نویسد نسبت به امین خالصه، و به دست خودمان می‌رساند که مطلع شویم، و به امین خالصه می‌رسد که با ما مخالفت بکند. اولاً از مأمورین مالی شکایتی نکرده[ایم] و [ایشان] تا امروز مداخله به امور انتخابات ننموده‌اند. مفتشِ آن‌ها شب و روز مراقب [است] و از مرکز مکرر متحدالمآل حتی به طبقه کدخدایان صادر می‌شود [که] به‌محض مداخله منفصل خواهند شد. به‌علاوه مخصوصاً برای تفتیش چند نفر مفتش [از] اهل [محل] و یک نفر هم مفتش مستقیماً [از مرکز] در محل گذاشته‌اند. ثانیاً علت جبن اهالی از آذری و شرح واقعه را ذیلاً عرض و اطلاع می‌دهیم چیست. مشارالیه در طهران [در] خانه جلال همایون نام که مختصر علاقه در ساوجبلاغ دارد، منزل نموده؛ و سابقاً به او گفته بود چون مرا از وزارت مالیه خارج کرده‌اند و تا کنون مبلغی متضرر شده[ام]، حتی روزنامه تأسیس نمودم که احقاق حق خود نمایم، ممکن نمی‌شود؛ مگر مقام وکالت را دارا شوم. از مشارالیه و یکی دو نفر ساوجبلاغی قول گرفته بود که او را وکیل نمایند. قریب یک ماه قبل به ساوجبلاغ، ملکی جلال همایون، وارد گردید. بدواً میرزا یدالله‌خان را ملاقات نموده که به دست او خود را پروپاکان[3] نماید و حقوق وکالت خود را که چهار هزار و هشتصد تومان می‌شود، به او سند بدهد. مشارالیه قبول نکرد. چند روزی مخارج نموده خان‌محمد و علی‌مردان نام علی‌اللهی را با خود همدست نمود. چون شرح واقعه مقابله با میرزا یدالله‌خان در روزنامه قانون شماره ۱۲۵ درج شده بود، این راپورت را از میرزا یدالله‌خان دانسته، نوشته درست کرده و چند امضای الحاقی[4] گذاشته، مشغول معارضه و مجادله در جراید با میرزا یدالله‌خان گردیده که هنوز هم جریان دارد؛ و اینک شکایت به اسم اهالی ساوجبلاغ را هم درست نموده و ضمیمه قرار داده که روح ساوجبلاغی ابداً خبر ندارد. چون ده سال قبل خود آذری در زمان مسیو مرنار[5] با یک اقتدار عظیمی امین خالصه ساوجبلاغ بود، تصور می‌کند امین خالصه امروز همان حال اقتدار را دارا خواهد بود و با او مساعدت نمی‌کند. [بنابراین] اسباب‌چینی و سیاست خود را این‌طور دیده [که] شاید این امین خالصه را معزول [کند] و دیگری فعال شود که به دست او به مقصود نایل گردد. [1]. در آن زمان از بخش‌های استان تهران و اکنون شهرستانی در استان البرز. [2]. تبلیغات‌چی (از پروپاگاندا). [3]. تبلیغ [4]. در متن: الهاقی [5]. ژاک ژوزف مرنارد (Jacques-Joseph Mornard) بلژیکی از سال ۱۲۸۰ رئیس اداره مرکزی گمرک پایتخت بود؛ و بعدها به مدیرکلی گمرکات ایران و خزانه‌داری کل ایران هم رسید (kaowarsom.be/en/notices_mornard_jacques_joseph). ادامه در پست بعد 👇 https://t.me/Jangal94

  • عریضه اهالی ساوجبلاغ به مجلس شورای ملی ۱۲ جوزا [خرداد] ۱۳۰۲ مقام مقدس مجلس دارالشوری ملی شیدالله ارکانه با کمال احترام، [ما] اهالی ساوجبلاغ پیشامدهای ناگوار[ی را] که در این صفحه از ناحیه [میرزا احمد] آذری پیدا [شده است] و جریان دارد، اطلاعاً عرضه می‌داریم. چند روز است به تواتر از طرف ایشان روزنامه و فوق‌العاده[ای را که] به‌طور مجانی به‌توسط میرزا حسن رجایی که در ساوجبلاغ پروپاکان ایشان است برای اهالی فرستاده می‌شود، ملاحظه می‌کنیم؛ از جمله روزنامه قانون شماره ۱۲۹ و جریده شمس و غیره و فوق‌العاده از جراید صاعقه؛ تعریف از آذری و تنقید از میرزا یدالله‌خان [دهستانی، رقیب آذری در این انتخابات] و عریضه ساختگی به اسم اهالی ساوجبلاغ... درباره این #سند در پست بعد #ساوجبلاغ https://t.me/Jangal94

  • افسوس برای گیلان حسن اکبری، مجموعه‌دار تاریخ گیلان قدیمی‌ترین #نقشه شناخته‌شده گیلان، نقشه آدام اولئاریوس مربوط به سال‌های ۱۶۶۲–۱۶۶۳ میلادی است. اما اخیراً نقشه‌ای بسیار کمیاب و ارزشمند از گیلان، مربوط به ۱۷۸۲ میلادی به بنده پیشنهاد شد؛ نقشه‌ای از دوره صفویه که گفته می‌شود تنها یکی دو نسخه از آن در جهان باقی مانده است. متأسفانه قیمت چند میلیارد تومانی آن در توان شخصی من نبود. اما افسوس بزرگ‌تر این است که هیچ مسئول یا نهاد استانی برای حفظ این اثر در گیلان پیش‌قدم نشد. ۳ یا ۴ میلیارد تومان در برابر اثری که موزه‌ها و مجموعه‌داران بزرگ جهان برای داشتنش رقابت می‌کنند، واقعاً رقم بزرگی نیست. کاش مسئولان محترم و استاندار عزیز امروز تصمیم بگیرند؛ فردا شاید این نقشه دیگر متعلق به گیلان نباشد. میراث گیلان، حق مردم گیلان است. از: کانال تلگرامی دارالمرز گیلان #فراجنگل #سند https://t.me/Jangal94

  • 9 авг.326413

    نقشه‌ها و تصاویر این سخنرانی #نقشه https://t.me/Jangal94

  • 9 авг.360321

    🎙 تاریخ گیلان از کی و کجا آغاز شد؟ ناصر عظیمی ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، کتابخانه مرکزی رشت نقشه‌ها و تصاویر این سخنرانی درباره ناصر عظیمی #پادکست https://t.me/Jangal94

  • 8 авг.415313

    نقدی بر کتاب «مشروطه‌ی ایرانی»  ناصر عظیمی به مناسبت یکصد و بیستمین سالگرد مشروطه قطع جیبی مناسب مطالعه در تلفن همراه درباره ناصر عظیمی #مقاله #مشروطه_گیلان #مشروطه https://t.me/Jangal94

  • تاریخ گیلان از کی و کجا آغاز شد؟ با حضور و سخنرانی: ناصر عظیمی ‌شنبه، ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ۱۷ عصر کتابخانه مرکزی رشت درباره ناصر عظیمی #همایش https://t.me/Jangal94

  • عمارت بلدیه رشت ساخته سینا مومن صالحی با کمک هوش مصنوعی صفحه اینستاگرام هنرمند عمارت بلدیه رشت حدود دو دهه بعد از ایجاد بلدیه، در سال ۱۳۰۵ در مرکز شهر رشت ساخته شد. ساخت این عمارت در ابتدا به‌دلیل تخریب بقعه‌ سیدابوجعفر و گورستان اطرافش، موجب نارضایتی گسترده شده بود. در زلزله سال ۶۹ برج این عمارت تخریب شد که در مدت کوتاهی توسط روبرت واهانیان، معمار و گیلان‌شناس، بازسازی شد. در نهایت این بنا تا امروز باقی مانده است و بعد از بازسازی اساسی، قرار است به موزه تبدیل شود. #فیلم https://t.me/Jangal94

  • صادق‌خان اکبر؛ سردار معتمد رشتی هومن یوسفدهی نشر فرهنگ ایلیا، چاپ اول ۱۴۰۵ درباره این #کتاب از کانال تلگرامی ناشر: صادق‌خان اکبر، مشهور به سردار معتمد رشتی، از برجسته‌ترین مالکان و رجال گیلان عصر قاجار بود؛ شخصیتی که با تکیه بر ثروت موروثی و کوشش فردی، به یکی از بانفوذترین چهره‌های اقتصادی و سیاسی زمان خود بدل شد. گستردگی املاک، تشکیلات منظم اداره دارایی‌ها، حضور در عرصه‌های حکمرانی، وزارت و وکالت، و نیز جایگاه اجتماعی ویژه، تصویری کم‌نظیر از زندگی یکی از تأثیرگذارترین اعیان ایران قاجاری ارائه می‌دهد. این کتاب با نگاهی مستند، ابعاد گوناگون زندگی، فعالیت‌های اقتصادی، نفوذ سیاسی و نقش تاریخی سردار معتمد را بررسی می‌کند و خواننده را با فراز و فرود زندگی مردی آشنا می‌سازد که نامش با تاریخ گیلان و ایران درهم تنیده است. خرید از کتاب‌فروشی‌ها یا سایت نشر فرهنگ ایلیا پخش در کتاب‌فروشی‌های تهران: بیدگل، چشمه، ماهریس، دِگر، پیام امروز دریافت با پُست یا پیک از کافه ‌کتاب ایلیا (رشت): 01333325795 - 6 #کتاب_تازه https://t.me/Jangal94

  • 🎙 درباره جنگل گفت‌وگو کنیم درباره ریشه‌های جنگل‌ستیزی رایج این روزها مسعود جوزی «چی شد که یهو همه با میرزا بد شدند؟» البته «یهو» نبود، و «همه» هم دشمن کوچک‌خان و جنگل نشدند. اما این درست است که این روزها از تازه‌جوانان بلاگر اینستاگرام تا «دانشمندان» مستقر در یوتیوب، همه انگار در اتهام و ناسزا به مجاهدان جنگل («تجزیه‌طلب» و «چپ» و «وطن‌فروش» و...) مسابقه گذاشته‌اند. این بود که وقتی پارسال قرار شد در سال‌روز شهادت میرزا چند کلمه‌ای بر مزارش حرف بزنم، تصمیم گرفتم به این پرسش پاسخ بدهم. آن گردهمایی کوچک ۱۴ آذر ۱۴۰۴ پیش از آن‌که نوبت سخن به من برسد، با دخالت نیروی انتظامی برهم خورد. (این هم از بخت بد کوچک‌خان که از هر دو طرف می‌خورد!) این بود که یکی دو روز بعد یکی از رفقای برگزارکننده آن همایش ناتمام از سخنرانان ناکام درخواست کرد حرف‌های نگفته خود را در یک فایل صوتی بفرستند تا در قالب یک پادکست منتشر شود. این کار را کردم اما دی‌ماه رسید و ناگهان زمین و زمان متوقف شد... حالا تصور می‌کنم اندک مجالی برای انتشار آن چند کلمه حرف ناگفته فراهم شده باشد. بیایید درباره‌اش گفت‌وگو کنیم! #پادکست https://t.me/Jangal94

  • محمد پورعبدالله که #عکس پاکت سیگارِ «فرمایشی» پست چند روز پیش را از مجموعه شخصی و کانال تلگرامی او آورده بودیم، لطف کرده و تصویر دیگری از این پاکت سیگار لوکس را فرستاده که در کنار دو پاکت دیگر در کتاب «بسته وطنی: ۶۰ سال بسته‌بندی در ایران» (به کوشش علی علیزاده طارمسری، چاپ و نشر نظر ۱۴۰۲) منتشر شده است. تفاوت دو پاکت تازه با آن قبلی: ۱. در هر دو عکس «سلطان احمدشاه» در مستطیل وسط آمده است. ۲. به‌جای شعارهای «حریت، عدالت، مساوات، اخوت» دو واژه «عدالت» و «مشروطیت» آمده است. ۳. عکس «حضرت اشرف سپهدار اعظم» حفظ شده، ولی به‌جای ستارخان و صمصمام‌السلطنه، عکس‌ سردار اسعد آمده است که گفتیم یکی از دو فرمانده فتح تهران بود. چون تصویر پشت پاکت‌ها موجود نیست، نمی‌شود به‌یقین گفت که این دو پاکت هم به فرمایش (سفارش) جناب «سمی‌اوف» ساخته شده باشد؛ اگرچه به احتمال قوی چنین است. برای توضیح بیشتر هم برگردید به همان پست پیشین. #عکس #مشروطه https://t.me/Jangal94

  • کرانه‌های جنوبی دریای کاسپین (از آغاز تا پایان قرن یازدهم) هومن یوسفدهی نشر اگر، چاپ اول ۱۴۰۵ درباره این #کتاب از خبرگزاری کتاب ایران: این کتاب حاصل سال‌ها پژوهش هومن یوسف‌دهی و روایتی مستند و خوش‌خوان از بیش از سه هزار سال تاریخ این منطقه، از دوران اساطیری و پیش از اسلام تا پایان قرن یازدهم هجری است. نویسنده کوشیده تاریخ پیچیده و پراکنده این سرزمین را با زبانی روان و قابل‌فهم برای مخاطب امروز بازگو کند و تصویری یکپارچه از تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شمال ایران ارائه دهد. کتاب شامل ده‌ها نقشه و تصویر، نمودار و بازسازی تاریخی در سراسر آن است که مطالعه را جذاب‌تر و فهم رویدادها و جغرافیای تاریخی را آسان‌تر می‌کند. چاپ روی کاغذ سفید، صفحه‌آرایی خوانا و قطع وزیری نیز باعث شده کتاب، با وجود بیش از ۴۰۰ صفحه، برای مطالعه طولانی خسته‌کننده نباشد. ‎⁨ اگر پژوهشگر، دانشجو، معلم تاریخ یا صرفاً علاقه‌مند به گذشته ایران هستید، این کتاب می‌تواند به یکی از منابع مرجع کتابخانه‌تان تبدیل شود؛ اثری که هم برای مطالعه پیوسته مناسب است و هم برای مراجعه‌های مکرر. #کتاب_تازه https://t.me/Jangal94

  • پاکت سیگار سفارشی مشروطه درباره پست پیشین این پاکت سیگارِ «فرمایشی» از مجموعه شخصی و کانال تلگرامی محمد پورعبدالله است؛ پاکت سیگار لوکسی که به فرمایش (سفارش) «سمی‌اوف» نامی از طرفداران #مشروطه و احتمالاً در سال ۱۲۸۸ خورشیدی ساخته شده است. سطح مستطیلی روی پاکت به سه کوچک مستطیل عمودی مساوی تقسیم شده که در مستطیل وسطی، بالای علامت شیر و خورشید و در کنار عبارت «کاغذ اَعلی» واژه «حُرّیت»، و بر دو ضلع راست و چپ آن واژگان «عدالت» و «مساوات» نقش بسته است. در این سه مستطیل تصاویر سه سردار قهرمان مشروطه آمده که از راست با عبارات «ستارخان سردار آذربایجان»، «حضرت اشرف سپهدار اعظم [محمدولی‌خان تنکابنی]» و «صمصام‌السلطنه [نجف‌قلی‌خان بختیاری] سردار عراق عجم» معرفی شده‌‌اند. [در زمان پایان دادن به استبداد صغیر (تیر ۱۲۸۸ خ.) از این سه تن، سپهدار اعظم که در مستطیل وسطی با شیر و خورشید بالای سرش و لقب «حضرت اشرف» با جایگاهی برتر نمایان شده، فرمانده سپاه گیلان بود که همراه با علی‌قلی‌خان سردار اسعد (برادر صمصام‌السلطنه بختیاری) به‌عنوان فرمانده سپاه اصفهان، قهرمانان فتح تهران شمرده می‌شدند. در این زمان صمصام‌السلطنه حکومت و امنیت اصفهان را برعهده داشت، و ستارخان در تبریز در محاصره سپاهیان روس و قوای استبدادی محمدعلی‌شاه گرفتار بود که مدتی پس از پیروزی همراه با باقرخان و دیگر مجاهدان آذربایجان به تهران آمد.] پشت پاکت هم به دو نیم تقسیم شده که در نیمه راست علاوه بر تکرار نقش شیر و خورشید و تکرار سه واژه پیشین، واژه «اخوت» هم به این‌ شعارها افزوده شده است. اگر عدالت و مساوات را تقریباً معادل بدانیم، این چهار واژه در مجموع تکرار همان شعار معروف انقلاب فرانسه یعنی «آزادی، برابری، برادری» (Liberté, égalité, fraternité) است. در مستطیل نیمه راست پشت پاکت هم شعری آمده که اگر درست خوانده باشیم، چنین است: مژده ای ایرانیان آگاهی از طهران رسید پرچم عدل سپه‌دار جهان آمد پدید پشت استبداد از نیروی آزادان شکست می‌دهد آزادی ایران را به آبادی نوید از نژادِ کاوه گویی زاده ایل بختیار کاوه از آغاز کرد ایرانیان را روسفید برای مطالعه بیشتر درباره وقایع آن دوران، هشتگ #مشروطه_گیلان را در همین کانال جستجو کنید؛ و به‌ویژه این #عکس را ببینید: فاتحان تهران، سپهسالار تنکابنی و سردار اسعد بختیاری https://t.me/Jangal94