tgindex
جیدو کریشنامورتی

جیدو کریشنامورتی

Статистика
@JidduKrishnamurtiiКнигиперсидский

✔️ کپی مطالب فقط با ذکر منبع مجاز هست کانال اختصاصی کریشنامورتی مطالب کریشنامورتی در این کانال کاملا اختصاصی قرار میگیرد Admin @hossein_akbarlu

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 283
−5 за 5 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
507
23 постов
Вовлечённость
22,2%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
121
1/48двое суток
138
1/72трое суток
149

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • عقاید، باور ها، معیار ها، فرمول ها و ایدئال ها فرهنگی را تشکیل می دهنـد که در آن زندگی می کنیم و این فرهنگ یعنـی مـن و تـو. ساختمان روانـی مـا حاصل و تجلی فرهنگ ماست و ما با قالب و زمینهی فرهنگی خاص خـود بـه همه چیز نگاه می کنیم. در این صورت نگاه به معنا واقعی ابـدأ وجـود نـدارد. اگر به آن چه اکنون می گویم واقعاً گوش می کنید ـ بدون هیچ تعبیـری فـقـط گـوش کنید. آن زمینه و قالب فرهنگی، یعنی اتوریتـه بـه کلی از ذهـن شـمـا پـاک می شود. شما هیچ نیازی به تلاش و کوشش برای از بین بردن آن ندارید. فقـط این واقعیت را عمیقاً درک کنید که زمینه و قالب فرهنگی مانع نـگـاه کـردن مستقیم شما به قضایا می گردد. نفس همین ادراک، شما را در یک کیفیت ارتباطی صحیح نه تنها با درخت، با ابر، با کوه و با زیبایی های هستی، بلکه در ارتباط مستقیم با آن چه هم اکنون به صورت واقعیت در وجود خودتان جریان دارد نیز قرار خواهد داد و وقتی در ارتباط مستقیم با خویشتن خود قرار گرفتید، هیچ مسئله ای باقی نمانده است. مسئله تـا زمـانی وجـود دارد که ارتباط با درون خـویش، ارتباطی مستقیم نیست؛ تـا زمـانی اسـت کـه شـمـا بـه عنوان « مشاهده کننده» چیزی را به عنوان «مشاهده شونده» جـدا از خود می بینید. در این صورت است که ارتباط مستقیم و به معنا واقعی وجـود نـدارد. تمام تضاد ها، رنج ها، حسرت ها و اضطراب ها ناشی از دو گانه بینی اسـت کـه مـانع ارتباط مستقیم با «آن چه هست» می گردد، و درنتیجـه رنـج و مسئله بـه بـار می آورد؛ رنج و مسئله ناشی از عدم ارتباط با واقعیت است. کریشنامورتی نگاه در سکوت ص 35

  • سلام دوستان گرامی 🌹 برای کمک به 5 خانواده نیازمند در تأمین مواد غذایی، نیازمند همراهی و یاری شما عزیزان هستم. این خانواده ‌ها در شرایط بسیار دشوار معیشتی قرار دارند؛ یکی از آن ‌ها خانواده‌ای است که خانم 29 ساله آن با بیماری مزمن دست‌ و پنجه نرم می‌ کند و به‌ دلیل شرایط مالی، امکان تهیه منظم داروهای ضروری خود را ندارد. خانواده های دیگر نیز با مشکلات معیشتی و اجاره ‌خانه در پرداخت آن رو به ‌رو هستند و در معرض فشار شدید صاحب خانه قرار دارد دوستان عزیزم افزایش شدید هزینه‌های زندگی، این خانواده‌ ها را در تأمین ابتدایی‌ ترین نیازها با دشواری جدی رو به‌ رو کرده است. روزانه درخواست‌ های متعددی برای کمک دریافت می‌ شود، اما بدون حمایت شما همراهان نیک‌ اندیش، امکان پاسخ‌ گویی به این نیازها وجود ندارد. در صورت تمایل و توانایی، خواهشمند است حتی با مبالغ اندک در این امر انسانی مشارکت فرمایید تا بتوانیم گامی هر چند کوچک در کاهش آلام این خانواده‌ ها برداریم. 6104 3375 4205 0339 بانک ملت به نام حسین اکبرلو پیشاپیش از حسن توجه، همدلی و حمایت ارزشمند شما صمیمانه سپاسگزارم 🌹❤️

  • آموزش واقعی یعنی درک اهمیت زندگی نه آماده شدن برای امتحانات. نوعی دزدی نیز در سطح بالا وجود دارد و آن دزدیدن عقاید و دانش دیگران است. وقتی ما در طلب «بیش تر» به هر نوعی هستیم مطمئناً دزدی می کنیم. چرا ما همیشه سؤال می کنیم، می طلبیم، می خواهیم و می دزدیم؟ چرا در درون خود چیزی نداریم. در درون و روان خود مانند یک طبل توخالی هستیم. چون احساس خلاء می کنیم سعی داریم خود را پر کنیم نه تنها با دزدیدن چیز ها بلکه با تقلید از دیگران. تقلید کردن نوعی دزدیدن است. شما هیچ نیستید و او کسی است پس سعی می کنید با تقلید کردن از او قسمتی از جلال و شکوه او را به دست آورید. این فساد درست از میان زندگی انسان می گذرد و تعداد کمی از انسان ها از آن رها هستند. پس مهم است که دریابیم آیا می توانیم خلاء درونی را پر کنیم. تا زمانی که ذهن در تلاش پر کردن خود باشد همیشه خالی باقی خواهد ماند. وقتی ذهن دیگر نگران پر کردن خلاء خود نباشد آن خلاء از میان می رود. کریشنامورتی فرهنگ آموختن و عشق ورزیدن ص 243

  • 12 авг.2431111

    شما باید نسبت به تمام کارهایی که انجام می دهید آگاه باشید، در حال توجه باشید. آگاهی و توجه نه بر اساس معیارهای اعتباری. چنین آگاهی و توجهی، آگاهی و توجه به معنای واقعی نیست. شما دارید به آن معیارهای قالب ها و الگوهای اعتباری توجه می کنید نه به واقعیت هستی خودتان. پس فقط به واقعیت آن چه خودتان هستید؛ و به واقعیت کارها و رفتارهای خودتان توجه کنید. به صحبت کردن تان در خانه، در اداره یا هر جا هستید توجه کنید. توجه کنید که چگونه مدام خود را سرزنش و ملامت می کنید؛ چگونه مدام خود را مقایسه می کنید؟ چگونه سخت، خشن و بی رحم اید. همه این ها را فقط مشاهده کنید؛ به شکلی بی طرفانه نسبت به همه آن ها توجه کنید. برای چنین توجهی نیاز به تفسیر کنندگان و واسطه ها ندارید. و نیز به فعل و انفعالاتی که در ذهن تان جریان دارد توجه کنید. توجه کنید که ذهن تان چگونه عمل می کند. این کار خیلی ساده است. برای آن هم نیاز به واسطه و تأویل کننده ندارید. در این توجه ساده هستی خود را خواهید شناخت. انسانی که خود را نمی شناسد، انسانی که واداده و خودباخته است؛ انسانی که پر از ترس و آشفتگی است به دیگری مراجعه می کند. کریشنامورتی تعالیم ص 127 و 128

  • 7 авг.455167

    اگر میخواهیم سبک، آزاد و به راستی آسوده باشیم، لازم است بُعد معنوی زندگی مان را پرورش دهیم. لازم است تمرین کنیم تا این گونه فضا داشتن را بازیابیم تنها زمانی که بتوانیم فضایی درون خود باز کنیم،،میتوانیم به راستی به دیگران کمک کنیم. اگر برای پیاده روی بیرون رفته یا سوار اتوبوس همگانی - به واقع هر جا - باشیم، به آسانی میشود متوجه شد آیا کسی فضایی در خود دارد یا ندارد. شاید این گونه افراد را دیده باشید - حتی آنها را خوب نمی شناسید، اما با آنها راحت و آسوده هستید زیرا آسان گیر و بی تنش اند، از خودشان لبریز نیستند. اگر بتوانید فضایی درون خود باز کنید، در می یابید دیگران، حتی کسی که شاید از شما دوری می کرده (دختر نوجوان تان، یارتان که با او جنگ داشتید، مادر پدرتان) میخواهد بازگردد و نزدیک تان باشد، لازم نیست کاری کنید یا بکوشید چیزی به آنها بیاموزید یا حتی چیزی بگویید. اگر دارید تنهایی تمرین میکنید و فضا و سکوتی در خود می آفرینید، دیگران به فضای شما کشیده می شوند. به دلیل کیفیت حضورتان، افراد پیرامون از در کنار شما بودن آسایش می یابند. تیک نات هان سکوت ص 69 و 70

  • شکی نیست که همه ما در هر جریانی یک شخصیت مجلل اجتماعی را جست و جو می کنیم. از اول که وارد روابط شده ایم همین را مهمترین هدف زندگی به ما القاء کرده اند. بعد از آشنایی با سیستم هورنای چیزی که بیش از همه توجه مرا جلب کرد حرف هایی است که درباره مهرطلبی و خصوصيات حقيرانه این تیپ گفته است. برای کسی که تشنه شخصیت است، این جنبه است که باید به آن بپردازد. مهمترین نیاز مهرطلب جلب محبت و حمایت دیگران است و در ازاء جلب محبت حاضر است هر بهایی بپردازد، و مهم ترین بهایی که می پردازد گذشتن از استقلال رای و آزادی است، با این است که در ازاء محبت دیگران تمام وقت و زندگی و پول خود را وقف آنها می کند و اسم این کار را می گذارد "خدمتگزار بودن، فداکار بودن و سخاوتمند بودن"، و می دیدم که همه این جریانات دقیق در مورد من صادق است دچار ذوق زدگی ناشی از کشف و شناخت میشدم، و این ذوق زدگی به خاطر آن بود که هورنای گفته است شناخت یک مسأله مساوی است با رفع آن. ولی در عین ذوق زدگی دچار احساس حقارت، غبن، حسرت و افسردگی نیز می شده و شروع می کردم به ملامت خود که چرا باید چنین شخصیت ذلیل و وابسته و حقیر و بی دفاعی داشته باشم. محمد جعفر مصفا زندگی و مسائل ص 43 و 44

  • 1 авг.6641024

    مدیتیشن تکرار کلمات و «مانترا»هانیست. خود هیپنوتیزه کردن و خود تخدیری به وسیله توهمات نیست؛ آن حالت باید اتفاق بیفتد بی آنکه شما آن را اراده کرده باشید یا خواسته باشید. باید در سکوت و آرامش نیمه شب اتفاق بیفتد؛ هنگامی که یک باره از خواب بیدار می شوید و می بینید که مغزتان کاملا آرام است و در آن کیفیت خاصی از مدیتیشن جریان دارد. باید چنان آرام و ساکت اتفاق بیفتد که حرکت یک مار در لای علف های بلند، سبز و باطراوت از تابش نور صبح. باید در عمیق ترین زوایای مغز اتفاق بیفتد، مدیتیشن عمل حصول و رسیدن نیست. برای تحقق آن هیچ روش، متد و تمرین خاصی وجود ندارد. مدیتیشن با پایان یافتن مقایسه، و نیز پایان یافتن میل «شدن» یا «نشدن» تحقق می یابد. همان گونه که زنبور عسل لای علف ها و برگ ها نجوا می کند، فعل و کردار نیز نجوای مدیتیشن است. کریشنامورتی تعالیم ص 311

  • به خاطر کارماست که حتی یک کودک متولد نشده، شخصیت در حال تولد خاصی دارد. اگر از زنانی که بیش از دو یا سه فرزند داشته اند بپرسید، به شما خواهند گفت که رفتار آنها در رحم یکسان نبود. اساس یا دانه شخصیت از قبل وجود دارد. این چیزی است که ما کارما می نامیم. در مرحله پیش از تولد، کالبد کارمایی کاملا وجود دارد. زمانی که کودک متولد می شود، به اندازه شما کالبد کارمایی دارد. فقط اینکه کالبد فیزیکی هنوز پُر نشده است. امـا ايـن بـدان معنا نیست که کودک تحت تأثیر کارمای والدینش قرار دارد. انتخاب های خاصی هنوز وجود دارد. فرض کنیم پدر شما یک مجرم بوده. شـما حق انتخاب دارید که ردپای او را دنبال کنید و مجرم شوید. یا اگر آگاهی و هوش داشته باشید، شاید از حق انتخابتان استفاده کرده و به دنبال نوع دیگری از زندگی باشید. ممکن است ژن ها یکسان باشند، محیط پر از جرم و جنایت باشـد، اما برخی باز هم ورای آن رشد می کنند. وقتی فاصله خاصی بین شما و تمام چیزهایی که جمع کرده اید، وجود داشته باشد، می توانید زندگی تان را به هر چیزی تبدیل کنید. وقتی فاصله ای بین شما و کارمایتان وجود داشته باشد، شما آزادید. سادگورو کارما ص 239 و 240

  • رعایت قانون جبران دوستان عزیز در مسیر رشد معنوی و بیداری آگاهی، فراموش نکنیم که قانون جبران یکی از ارکان اساسی جهان هستی است. هر نیکی، هر لطف، هر حمایت، چون دانه‌ ای در زمین آگاهی کاشته می ‌شود و دیر یا زود به شکلی زیبا به زندگی ما باز می ‌گردد. اگر محتوای…

  • عالیه گوش کنید❤️🌹

  • مدیتیشن یکی از بزرگترین هنرهای زندگی است - شاید بزرگترین هنر است و شخص نمی تواند آن را از دیگری بیاموزد و این است رمز زیبایی آن. برای آن هیچ روش و تکنیکی نیست. در این صورت برای تحقق آن هیچ مرجع و «دیگری» در کار نیست. هنگامی که شما خود را می پایید و نسبت به خود توجه دارید، هنگامی که به چگونگی سخن گفتن، چگونگی خوردن، راه رفتن، نفرت ورزیدن، رشک ورزیدن و تمام حرکات و رفتار خود توجه دارید و از طریق این توجه گسترده، محدود ناشده و انتخاب ناشده نسبت به تمامیت هستی خویش شناخت و آگاهی می یابید، عملا در کیفیت مدیتیشن هستید. کریشنامورتی شعله حضور و مدیتیشن ص 151 و 152

  • مدیتیشن یعنی رفتن به فراسوی زمان. زمان یعنی فاصله ای که در آن فکر به جست و جوی هوس ها و خواسته های خود می رود. سفر فکر همیشه در راهی است کهنه و گذشته که فقط به وسیله پوششی ظاهری شکلی نو به خود گرفته است. این راه کهنه مناظری نو بر دید باز می نماید، ولی راه هـمان راه کهنه است؛ راهی که جز به رنج و اندوه به هیچ جا نمی انجامد. تنها هنگامی که ذهن به فراسوی زمان می رود، حقیقت دیگر یک چیز انتزاعی نیست. در آن صورت مسرت و خجستگی ایده ای نیست حاصل شده از یک لذت بلکه حقیقتی است غیر قابل بیان. تھی شدن ذهن از زمان یعنی سکوت حقیقت. و هنگامی که ذهن حقیقت این معنا را در می یابد نفس دیدن و دریافتن عین عمل کردن است. بنابراین بین دیدن و عمل کردن جدایی و فاصله وجود ندارد. فاصله نهفته در دوگانگی جدایی دیدن و عمل کردن چیزی است که تضاد به بار می آورد؛ که بدبختی و آشفتگی به بار می آورد و آنچه برون از زمان است جاودانه است. کریشنامورتی شعله حضور و مدیتیشن ص 180

  • بیدار شوید، چشم هایتان را باز کنید و زندگی پیش روی خود و زندگی در همه جا را به تماشا بنشینید. توجه را که چشم گیر ترین نیروی مغز شما است، برای دیدن حقیقت مردم به کار بگیرید. فرا سوی آدم های نا هشیار را با همه ترس ها و باور هایشان ببینید؛ حتی اگر یکی از آن ها خود شما باشید. شاید شما ستاره داستان های نمایشی، آدمی بدبین یا منتقد باشید. فراسوی داستان ها فرضیه ها و باور هایتان را ببینید به جای این که خود را در برابر صدا هایی که می شنوید، بی حس کنید به آن ها گوش بدهید به آن صدا ها توجه کنید ببینید و جلوی فکر هایی را که شما را دیوانه می سازند، بگیرید. روایت هایی را که حوصله شما را سر می برند کنار بزنید شما داستان سرا را خلق کرده اید و به تکرار همان داستان ها به شیوه همیشگی اش خو گرفته اید. به صدای درون سرتان «نه» بگویید. ترس را به عنوان خود ترس یعنی واکنش بدن به «من» ببینید. بسیاری از ما همه عمرمان را صرف فرار از صدای خودمان می کنیم. ما از افکارمان می گریزیم، زیرا آن ها را باور کرده ایم این افکار ما را می ترسانند و تحقیر می کنند. با این حال، هنوز به آن ها باور داریم. برای میانبر زدن از میان همه افکارتان، حواس خود را به کار بگیرید با زندگی بازی کنید، همان گونه که پیش از آغاز کار دولت درونتان و همان طور که پیش از زمانی که قانون، مجازات و رییسی وجود داشت که باید به او پاسخ می دادید، زندگی می کردید، آرام شوید و در را به روی احساس هایتان بگشایید‌ اجازه دهید زندگی با شما بازی کند. آن گاه شاید برای پذیرش حقیقت عشق، آماده باشید. دُن میگل روییز سه پرسش ص 109 و 110

  • 21 июл.7501613

    ای محبوب، خواهشا گوش بده : خردمندانه نیست که زندگی ات را با زندگی دیگران مقایسه کنی، چون هر جریان زندگی یگانه است و بیانگر راه و هستی ناب است. درون قلبت بدان که زندگی ات برای بیداری در پاسخ به ارادهی قادر مطلق طرح ریزی شده است. حتی اگر مشقت بزرگی برایت رخ دهد، شکوه نکن، قضاوت مکن و دل بر خود نسوزان. نیرویت را صرف این نکن. در عوض، از این مشکلات و شرایط استفاده کن تا نیروی بصیرت خود را تقویت کنی و انگیزه ات را برای آزادی و رهایی از قید شرطی سازی روانی و نیروهای شر در امان بداری. تو اینجا حیاتی هستی که به سوی سرچشمه خودش جاری است. زندگی ات را با ظن بنگر. موجی آتش سپید ص 118 و 119

  • без подписи

  • اصول اخلاقی و روانی اجتماع انعكـاس وجـود روانـی فـرد فـرد مـا انسانهاست. شما ممکن است انـواع قـوانین و دستورالعمل های اخلاقی و روانی ایدئال را وضع کنید و انسان را به زور وا دارید تا خـود را با آن الگوها و دستورالعمل ها انطباق بدهد؛ ولی تا زمانی که انسان از درون متحـول نگشته و تا زمانی که از درون تغییر نیافته است، ارتباط او با آن الگو گسسته، جزئی و ناهماهنگ خواهد بود؛ و نهایتاً خود آن الگو شکسته و تکه تکه می گردد. شـما انسان را در یک قالب و چارچوب بسته قرار دهید ـ مثل کاری که در کشورهای کمونیستی می کنند ـ چیزی نمی گذرد که چارچوب می شکند و فرو می ریزد. پس باید ببینیم ما انسانهایی که در این دنیای آشفته، پر از خصومت و پر از رنج زندگی می کنیم، می توانیم در هستهی وجودی خویش یک تحول بنیادی ایجاد نماییم؟ به نظر من مهم ترین موضوعی که برای ما مطرح است، ایجـاد چنین تحولی است ـ نه اینکه من این طور یا آن طور فکر می کنم، این عقیـده یـا آن عقیده را دارم، چنین هستم و چنان نیستم، و انواع «بودن» هایی که همه ریشه در ترس دارند. کریشنامورتی نگاه در سکوت ص 75 و 76

  • خوشی و لذت را می توانید در هر بازاری ابتیاع نمایید. امـا آن کیفیت شکوهمندی را که سعادت نامیده می شود ـ چه آن را برای دیگران بخواهید و چه برای خویشتن خود ـ نمی توانید از بیرون حاصل کنید. خوشی و لذت مقید به زمان است. آن خجسته ناشناخته تنها در آزادی متبلور می گردد. خوشی و لذت را می توانید جست و جو کنید و آنها را به طرق گوناگون بیابید ولی این ها کیفیت هایی هستند ناپایدار. آن خجستگی که سعادت پایدار نامیده می شود احساس عجیبی است از مسرت ـ بدون هر گونه محرک. شما به هیچ وجه نمی توانید آن را جست و جو کنید. آن حالت خجسته ورای زمان، ورای سنجش و بدون هر گونه علت همین که ایجاد گشت باقی می ماند ــ بـاقی ماندن آن بستگی به کیفیت ذهن شما دارد. مدیتیشن جست و جوی لذت یا خوشحالی نیست؛ بلکه بر عکس، مدیتیشن حالتی از ذهن است که در آن هیچ تصور یا فرمولی وجود ندارد. بنابراین کیفیتی است آزاد. تنها بر چنین ذهـن آزادی است که آن خجسته خود را باز می نماید ـ ناخواسته و بدون هر گونه اندیشه درباره آن. هنگامی که آن کیفیت مبارک در انسان است می تواند در یک دنیای آشفته، با بی رحمی های آن، لذت های پوچ و سطحی آن زندگی کند و معذلک هیچ یک از آنها کمترین اثری بر او نگذارند. هنگامی که آن حالت هست تضاد نیست. ولی پایان تضاد لزوماً بـه معنای آزادی کامل نیست. مدیتیشن یعنی حرکت ذهـن در مـتـن ایـن آزادی. در شکفتگی آن سعادت جاودانه دید آدمی بسیار روشن می گردد و عشق یعنی میمنت. کریشنامورتی شعله حضور و مدیتیشن ص 157 و 158

  • رعایت قانون جبران دوستان عزیز در مسیر رشد معنوی و بیداری آگاهی، فراموش نکنیم که قانون جبران یکی از ارکان اساسی جهان هستی است. هر نیکی، هر لطف، هر حمایت، چون دانه‌ ای در زمین آگاهی کاشته می ‌شود و دیر یا زود به شکلی زیبا به زندگی ما باز می ‌گردد. اگر محتوای این مسیر برای دل شما ارزشمند بوده، دعوت می ‌کنم با واریز مبلغی به دلخواه همراهی ‌تان را با این راه نورانی ابراز کنید 6037 6974 9743 0766 حسین اکبرلو بانک صادرات این هدیه‌ کوچک، تنها نشانه‌ ای ‌ست از عشق تعادل و انرژی مثبتی که در این جریان جاری‌ است. با مهر و سپاس از حضور دلگرم ‌کننده‌تان🌿🌹 گزارش واریزی @hossein_akbarlu

  • 15 июл.6541015

    مدیتیشن یکی از بزرگترین هنرهای زندگی است - شاید بزرگترین هنر است و شخص نمی تواند آن را از دیگری بیاموزد و این است رمز زیبایی آن. برای آن هیچ روش و تکنیکی نیست. در این صورت برای تحقق آن هیچ مرجع و «دیگری» در کار نیست. هنگامی که شما خود را می پایید و نسبت به خود توجه دارید، هنگامی که به چگونگی سخن گفتن، چگونگی خوردن، راه رفتن، نفرت ورزیدن، رشک ورزیدن و تمام حرکات و رفتار خود توجه دارید و از طریق این توجه گسترده، محدود ناشده و انتخاب ناشده نسبت به تمامیت هستی خویش شناخت و آگاهی می یابید، عملا در کیفیت مدیتیشن هستید. کریشنامورتی شعله حضور و مدیتیشن ص 151 و 152

  • آگاهی نسبت به تراژدی زندگی در همه جای این کره؛ آگاهی نسبت به این که اگر یک شخص دیوانه فقط یک دکمه را فشار بدهد چه حوادث هولناکی در جهان واقع خواهد شد؛ آگاهی نسبت به این که کامپیوتر دارد جایگزین استعدادها و ظرفیت های آدمی میشود - کامپیوتر که از انسان سریع تر و بادقت بیشتری فکر میکند - نمیدانم چه بر سر انسانیت انسان خواهد آمد! این است مسئلهٔ عظیمی که ما با آن مواجهیم! نظام تربیتی دنیا اینطور است که بچه ها وارد دبستان میشوند و دوره دبستان، دبیرستان، کالج و دانشگاه را می گذرانند تا در فلان و فلان رشته تخصص پیدا کنند؛ مقدار زیادی دانش انباشته نمایند؛ سپس کار و شغلی پیدا کنند و برای بقیه عمرشان به آن بچسبند، به اداره بروند، از صبح تا شب کار کنند و جان بکنند؛ و در پایان همۀ این تلاش و تقلا هم بمیرند. این یک برخورد و نگرش بدبینانه نیست؛ این واقعیتی است که عملاً جریان دارد واقع میشود. در مشاهده این واقعیت نه خوشبینی هست و نه بدبینی؛ ایــن چیزی است که هست. و انسان - اگر جدیت و مسئولیت دارد - از خود می پرسد چه باید بکند؟ به یک صومعه و خانقاه پناه برد و خود را منزوی کند؟ یک کُمُون، جمعیت و آبادی اشتراکی تشکیل دهد؟ به آسیا برود و مدیتیشن ذن یا شکل دیگری از مدیتیشن را دنبال کند؟ من این سؤالات را خیلی جدّی می گیرم. وقتی انسان با دقت به این آشوبها و بحران ها نگاه میکند؛ وقتی از نزدیک با آنها برخورد میکند میبیند ریشۀ همۀ آنها در ذهن خود انسان است؛ در بیرون نیست. خود انسان عین آشفتگی و بحران است. یک ضرب المثل هست که می گوید: «ما دشمن را دیدیم، شناختیم، دشمن خودمانیم، در خودمان است». کریشنامورتی شعله حضور و مدیتیشن ص 106 و 107