tgindex
| مصوَّت |

| مصوَّت |

Статистика
@Mosavvatперсидский

همیشه برایم بنویس حتی بسیار اندک؛ ولی همیشه... مجله هنری مصوَّت twitter.com/mosavvat

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
340
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
238
21 постов
Вовлечённость
70,0%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
40
1/48двое суток
45
1/72трое суток
49

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ریشه در تنهایی‌ام دارد، نه در تن خواهی‌ام! درک من سخت است با این مردم ناسازگار #مجتبی_سپید شاید آدم ترجیح می‌داد درکش کنند تا دوستش بدارند. بریده ای از کتاب #۱۹۸۴ لن تفهموني دون معجزة لأن لغاتكم مفهومة إن الوضوح جريمة مرا بی معجزه هرگز نمی‌فهمید چرا که زبان‌هایتان قابل فهم‌ است و شفّاف بودن جُرم #محمود_درویش #محبوبه_افشارى | @Mosavvat

  • دنیا نخواست؟ یا من و تو کم گذاشتیم؟ با من بگو قرار من این ها نبود! بود؟! #عبدالجبار_کاکایی وَلي سقمُ أَيُّوبٍ وغُربةُ يونُسٍ وأَحزانُ يَعقوبٍ ووَحشةُ آدمِ رنجوریِ ایوب وُ غریبانگیِ یونس وُ اندوهانِ یعقوب وُ پریشانیِ آدم دارم #الوأواء_الدمشقي ترجمه: #محمد_حمادی به درخت‌های خشک پیاده‌رو خیره شد: برف شاخه‌ها را خم کرده بود و در بارش بعد حتمآ می‌شکستشان. آدم‌ها هم مثل درخت‌ها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانه‌های آدم وجود داشت و سنگینی‌اش تا بهار دیگر حس می‌شد. بدیش این بود که آدم‌ها فقط یک بار می‌مردند. و همین یک بار چه فاجعه دردناکی بود. #سمفونی_مردگان #عباس_معروفی | @Mosavvat

  • به من بیاموز چگونه عطر، به گُلِ سُرخش باز می‌گردد تا من به تو باز گردم مادر! به من بیاموز چگونه خاکستر، دوباره اخگر می‌شود و رودخانه، سرچشمه وآذرخش‌ها، ابر و چگونه برگ‌های پاییز دوباره به شاخه‌ها باز می‌گردد تا من به تو بازگردم مادر!... [غادة السَّمّان، غمنامه‌ای برای یاسمن‌ها ترجمهٔ دکتر عبد‌الحسین فرزاد] | @Mosavvat وداع تلخ مادران با قطعات پیکر فرزندان شهیدشان امروز ۶۲ قطعه تازه تفحص شده از پیکر شهدای دانش آموز میناب در این شهر تشییع و به خاک سپرده شد پ‌ن: قرارش نیست طفلی را که از مادر جُدا باشد...

  • اشیاء کهنه و بی‌مصرف تسلطی عجیب بر انسان دارند. دور انداختن عینکی که شیشه‌هایش ترک خورده است یعنی اعتراف کنی تمام دنیایی که تابه‌حال از پشت این عینک دیده‌ای برای همیشه پشت سرت بر جا می‌ماند، یا برعکس، از جلوت سر در می‌آورد، در آن قلمرو نیستی که به‌سرعت به سمت تو در حرکت است… خرده‌ریزه‌های گذشته مثل لنگری هستند که روح را به چیزی بند می‌کنند که دیگر وجود ندارد. بخشی از کتاب «رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید» گفتم: کجا رِسم به تو؟ گفتی: مگر به خواب! اما‌ من از خیال تو‌خوابم‌ نمی برد! #پوریا_شیرانی | @Mosavvat پ‌ن: خاطره‌ها می‌ماند ولی صاحب خاطره‌ها می‌روند!

  • آویزه‌ی همیشه‌ی گوشم صدای اوست امشب کجاست راستی آن گوشواره ام؟ #سیده_تکتم_حسینی | @Mosavvat وكان الليل لامتناهياً كجرحي.. و شب هم‌چو زخمِ من بی‌انتها بود.. #غادة_السمان پ‌ن: «این را دانستم و می‌دانم که آدم به آدم است که زنده است؛ آدم به عشق آدم زنده است.» #کلیدر | #محمود_دولت_آبادی

  • گرفتم سهل سوز عشق را اول، ندانستم که صد دریای آتش از شراری می‌شود پیدا #صائب_تبریزی | @Mosavvat

  • این واژه ها صراحت تنهایی من اند با اینهمه، مخواه که تنها ببینی ام... #محمدعلی_بهمنی | @Mosavvat

  • پای مرا برای دویدن به سوی تو پای تو را برای سفر آفریده است... #غلامرضا_طریقی | @Mosavvat

  • أين يستريح المتعبون من أنفسهم؟ آنان که از خویش خسته‌اند، کجا خستگی در می‌کنند؟ پ‌ن؛ وقتی قرارِ وصلِ تو باشد میانِ خواب شب تا حلولِ صبحِ قیامت سحر مباد! @Mosavvat

  • کربلایی حمید علیمی – بخش ششم - شور ( جلوی آیینه خودمو میبینم )

  • Blackfield – Some Day

  • میان دشمن و وطن ننگ بر آن که شک کند ننگ بر آن که خواسته شمر به ما کمک کند... #حسبی_الله

  • Mohammad Esfahani – Booye Baran

  • مراد ما وصال تست از دنیا و از عقبی وگرنه بی‌شما قدری ندارد دین و دنیا را...

  • ﻣﻴﺨﻮام ﺑﺒﺨﺸﻢ ﺧﻮدﻣﻮ واﺳﻪ ﻳﻪ دﻧﻴﺎ ﺧﺴﺘﮕﻴﻢ...

  • هزار مرتبه از ریشه ریشه کن شده‌ام اگر چه خم نشدم چون تو استخوان منی... #فاطمه_اتحاد | @Mosavvat

  • درون خیل آدم ها تمام جان من گم شد مرا طفلی که از مادر جدا افتاده می فهمد... #احمد_جم | @Mosavvat

  • Mohammad Esfahani – Zire Baroon

  • ای آخرین شاهنامه افسانه ی بی ادامه بی سنگ و کباده بابا تنهائی پرده خونا ته مونده ی پهلونا از اسب افتاده بابا #حسین_صفا | @Mosavvat

  • گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود گاهی بساط عیش خودش جور می شود  گاهی دگر، تهیه بدستور می شود گه جور می شود خود آن بی مقدمه  گه با دو صد مقدمه ناجور می شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است  گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود…

| مصوَّت | — tgindex