اشعار بیدل دهلوی
Статистикаبرگزیده از بهترین غزلیات، رباعیات و تک بیت های مولانا عبدالقادر بیدل دهلوی و دیگر شاعران برتر
- Последний пост
- 21 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 476
- 1/48двое суток
- 545
- 1/72трое суток
- 588
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
https://sidiwar.com/siagahi/listings/6dbdbc49-373b-4006-aaf7-667641d1c7b3
без подписи
без подписи
من و در خاک غلتیدن، تو و حالم نپرسیدن به عاشق آنچنان زیبد، به دلدار اینچنین باید! 👤#بیدل_دهلوی
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
صید مجنون طینتان بی دام الفت مشکل است هرکه بیمار محبت گشت سر تا پا دل است «بیدل»
آن کشته که بردند به یغما کفنش را تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را خون از مژه میریخت به تشییع غریبش آن نیزه که میبرد سر بیبدنش را پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد با خار عوض کرد گل پیرهنش را زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد شمعی به طواف آمده پرپر زدنش را آغوش گشاید به تسلای عزیزان یا خاک کند یوسف دور از وطنش را خورشید فروزان شده در تیرگی شام تا باز به دنیا برساند سخنش را
گر ز بی سرمایه گی دستت ز سیم و زر تهیست می توان تسخیر دل ها کرد با خلق حَسَن «صائب»
без подписи
без подписи
سعدیا گر بِکَند سیلِ فنا خانهٔ عمر دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست «سعدی»
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
بیدل - [غزل شمارهٔ ۸۰] عشق اگر در جلوه آرد پرتو مقدور را ازگداز دل دهد روغن چراغ طور را عشق چونگرم طلب سازد سر پرشور را شعلهٔ افسرده پندارد چراغ طور را بینیازی بسکهمشتاق لقای عجز بود کرد خال روی دست خود سلیمان موررا از فلک بینالهکام دل نمیآید به دست شهد خواهی آتشی زن خانهٔ زنبور را از شکستدل چهعشرتهاکه برهم خورد و رفت موی چینی شام جوشاند از سحر فغفور را آرزومند ترا سیرگلستان آفت است نکهتگل تیغ باشد صاحب ناسور را سوختن در هرصفت منظورعشق افتادهاست مشرب پروانه ز آتش نداند نور را صاف و دردی نیست در خمخانهٔ تحقیق لیک دار بالا برد شور نشئهٔ منصور را گردلی داری تو همخونساز و صاحبنشئه باش میشدن مخصوص نبود دانهٔ انگور را درطریق نفع خودکس نیست محتاج دلیل بیعصا راه دهن معلوم باشدکور را خوشنما نبود به پیری عرضانداز شباب لافگرمی سرد باشد نکهتکافور را برامید وصل مشکل نیست قطع زندگی شوق منزل میکند نزدیک، راه دور را نغمه همه درنشئه پیمایی قیامت میکند موج می تار است بیدلکاسهٔ طنبور را تولید شده توسط نرم افزاربیدل iTunes: http://goo.gl/iWHuwl PlayStore: http://goo.gl/V2RYAR
در نمازم فکر میکردم چه کاری داشتم؟ یادم آمد با دل سنگت قراری داشتم بر همین سجاده در مستی دلم را باختم در همین میخانه با هستی قماری داشتم شیشهی مِی را اگر نشکسته بودم دستِکم با خود از لبهای سرخت یادگاری داشتم آنچه ما آموختیم از عمر، درسِ رنج بود ای فلک من سنگدل آموزگاری داشتم چون صدف بر خاک ساحل ماندم اما مثل موج باز میگشتم اگر چشمانتظاری داشتم در دلت یادی هم از من نیست میدانم ولی من زمانی در دلِ سنگت مزاری داشتم #فاضل_نظری