tgindex
اشعار بیدل دهلوی

اشعار بیدل دهلوی

Статистика
@beedeldehlawiперсидский

برگزیده از بهترین غزلیات، رباعیات و تک بیت های مولانا عبدالقادر بیدل دهلوی و دیگر شاعران برتر

Последний пост
21 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 244
+2 за 5 дн.
Сутки
−3
−0,24%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 097
21 постов
Вовлечённость
88,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
476
1/48двое суток
545
1/72трое суток
588

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • https://sidiwar.com/siagahi/listings/6dbdbc49-373b-4006-aaf7-667641d1c7b3

  • без подписи

  • без подписи

  • 7 июл.897199

    من و در خاک غلتیدن، تو و حالم نپرسیدن به عاشق آن‌چنان زیبد، به دلدار این‌چنین باید! 👤#بیدل_دهلوی

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 1 июл.978112

    без подписи

  • صید مجنون طینتان بی دام الفت مشکل است هرکه بیمار محبت گشت سر تا پا دل است «بیدل»

  • 25 июн.1 374127

    آن کشته که بردند به یغما کفنش را تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را خون از مژه می‌ریخت به تشییع غریبش آن نیزه که می‌برد سر بی‌بدنش را پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد با خار عوض کرد گل پیرهنش را زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد شمعی به طواف آمده پرپر زدنش را آغوش گشاید به تسلای عزیزان یا خاک کند یوسف دور از وطنش را خورشید فروزان شده در تیرگی شام تا باز به دنیا برساند سخنش را

  • 25 июн.1 0931318

    گر ز بی سرمایه گی دستت ز سیم و زر تهیست می توان تسخیر دل ها کرد با خلق حَسَن «صائب»

  • 21 июн.1 40592

    без подписи

  • 16 июн.1 324181

    без подписи

  • 14 июн.1 2241110

    سعدیا گر بِکَند سیلِ فنا خانهٔ عمر دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست «سعدی»

  • 13 июн.1 176135

    без подписи

  • 5 июн.1 311177

    без подписи

  • 30 мая1 476165

    без подписи

  • 30 мая1 35465

    без подписи

  • 30 мая1 28479

    بیدل - [غزل شمارهٔ ۸۰] عشق اگر در جلوه آرد پرتو مقدور را ازگداز دل دهد روغن چراغ طور را عشق چون‌گرم طلب سازد سر پرشور را شعلهٔ افسرده پندارد چراغ طور را بی‌نیازی بسکه‌مشتاق لقای عجز بود کرد خال روی دست خود سلیمان موررا از فلک بی‌ناله‌کام دل نمی‌آید به دست شهد خواهی آتشی زن خانهٔ زنبور را از شکست‌دل چه‌عشرتهاکه برهم خورد و رفت موی چینی شام جوشاند از سحر فغفور را آرزومند ترا سیرگلستان آفت است نکهت‌گل تیغ باشد صاحب ناسور را سوختن در هرصفت منظورعشق افتاده‌است مشرب پروانه ز آتش نداند نور را صاف و دردی نیست در خمخانهٔ تحقیق لیک دار بالا برد شور نشئهٔ منصور را گردلی داری تو هم‌خون‌ساز و صاحب‌نشئه باش می‌شدن مخصوص نبود دانهٔ انگور را درطریق نفع خودکس نیست محتاج دلیل بی‌عصا راه دهن معلوم باشدکور را خوش‌نما نبود به پیری عرض‌انداز شباب لاف‌گرمی سرد باشد نکهت‌کافور را برامید وصل مشکل نیست قطع زندگی شوق منزل می‌کند نزدیک‌، راه دور را نغمه همه درنشئه پیمایی قیامت می‌کند موج می تار است بیدل‌کاسهٔ طنبور را تولید شده توسط نرم افزاربیدل iTunes: http://goo.gl/iWHuwl PlayStore: http://goo.gl/V2RYAR

  • 30 мая1 1581311

    در نمازم فکر می‌کردم چه کاری داشتم؟ یادم آمد با دل سنگت قراری داشتم بر همین سجاده در مستی دلم را باختم در همین میخانه با هستی قماری داشتم شیشه‌ی مِی را اگر نشکسته بودم دستِ‌کم با خود از لب‌های سرخت یادگاری داشتم آنچه ما آموختیم از عمر، درسِ رنج بود ای فلک من سنگدل آموزگاری داشتم چون صدف بر خاک ساحل ماندم اما مثل موج باز می‌گشتم اگر چشم‌انتظاری داشتم در دلت یادی هم از من نیست می‌دانم ولی من زمانی در دلِ سنگت مزاری داشتم #فاضل_نظری