🎼شعر دکلمه نوای دل🎼
Статистика🎶 محفل شعر | دکلمه | موزیک | متن 🎶 🔥 owner👉 @ads_bahman BOT 💯 @Navay60Del
- Последний пост
- 30 июн.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 108
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دوستانی که وقت و تایم برای پست گذاری داخل شعر دکلمه نوای دل داره به آیدی زیر جهت همکاری پیام دهند. @ads_bahman
وعده دادی که وفادار منی یادت هست؟ تا ابد دلبر و دلدار منی یادت هست؟ گفته بودی که بجز عشق نگویی با من چون در این عشق گرفتار منی یادت هست؟ گفته بودی که شوم مست ز بویت هردم در گلستان گل بی خار منی یادت هست؟ گفته بودی به شبم ماه نمیخواهم چون تو فقط ماه شب تار منی یادت هست؟ گفته بودی که نگویم به کسی رازم را تاخودت محرم اسرار منی یادت هست ؟ گفته بودی که نداری به طبیبی ، حاجت مهربانم تو پرستار منی یادت هست ؟ من همانم که تو را با دل و جان باور کرد و تو هم مطلع اشعار منی یادت هست؟ تک به تک یاد تو اوردم و میگویم که گرچه هم در پی انکار منی ، یادت هست؟ ✍#اسماعیل_حاج_علیان 🎙#نگارراد
…….. یادته یه بار خندیدی، اونقدر که اشک از چشمت اومد؟ من اون لحظه قسم خوردم: اگه قراره عاشق چیزی توی این دنیا باشم، اون فقط خندههاته… میدونی؟ تو با خندههات، آدمو جادو میکنی، بیاینکه حتی بخوای… گاهی از خودم میپرسم: چرا خندهی تو انقدر خاصه؟ شاید چون تهش یه ذره کودکیه، یه ذره شوق، یه ذره بیخیالی ناب که هیچکس دیگه نداره… تو بخند… حتی اگه دنیا داره میسوزه. تو بخند، چون خندههات، تنها دلیلیه که گاهی من از رختخواب بلند میشم. من از صدای خندههات، امید میچینم… برای روزایی که بیتو هیچ معنایی ندارن. هر بار که میخندی، یک نفر نجات پیدا میکنه… و اون یه نفر، همیشه منم. خندههات بیاجازه وارد دل آدم میشن، ساکن میشن، و جاشونو با هیچ خشم و بغضی عوض نمیکنن. قول بده بخندی… قول بده نذاری دنیا اون لبای قشنگو ازت بدزده… تو نمیدونی چقدر آدم هستن که فقط به عشق خندهی تو زندگی میکنن… من یکی از همونا. حتی وقتی نمیخندی، یاد خندههات، از هزار تا قرص آرامبخش مؤثرتره… خندههاتو هیچوقت فراموش نکن… چون همین خندهها بزرگترین معجزهی دنیامن. ✍️#مـاکان 🎙️#نرگس_حقانی
خدا کنه عزیزم، گیرِ آدمِ ناجور نیفتی! خدا کنه چترت رو زیر باران، به کسی نبخشی که با همان چتر بزنه زیر میز اعتمادت و جهانت رو زیر و رو کنه. خدا کنه چراغت رو به خاطر کسی خاموش نکنی که تاریکیت را بهانه کنه و به تو از پشت خنجر بزنه. خدا کنه معاشرین تو آدمهای آدمی باشند، که اگه بخشیدی بفهمند، که اگه از خودت گذشتی، قدر بدانند و لطفت را وظیفه ای قلمداد نکنند. خدا کنه توسط کسانی که باید؛ همانگونه که شاید، مورد پذیرش و قدردانی و عشق واقع بشی. خدا کنه هیچ زمانی برای خوب بودن احساس حماقت نکنی. ✍️#نرگس_صرافیان_طوفان 🎙#نگارراد
میخوام از تو آروم بشم خوب من با چشمات عوض میکنی حالمو توو دنیای چشمات دیوونه شم میخوام خوش کنم با تو احوالمو صدای نفسهات دل می بره تموم میشه دردام پیشم بمون نباشی نفسهام درگیرتن نباشی میخوام گم بشه آسمون بیا یکقدم پیشتر دستمو - بگیر و برام از نگاهت بگو میخوام گم بشم تووی آغوش تو میخوام زیر ورو شم فقط زیر و رو تموم نفسهات آرامشه تویی که با چشمات آروم میشم تویی که لبت رو لبم عاشقه میخوام با حضورتو فردایی شم تموم میکنم با تنت درد مو شروع خوشیهام آغوش توست هزار حرف ناگفته مونده برام ولی داغ لبهام با گوش توست من و تو توو آغوش هم گم شدیم خجالت چه خوبه ، بیا آب شیم یه امشب بیا تا با دردای هم روی تخت تنهایی همخواب شیم ✍#سعیدخاکسار 🎙#شیواملکزاده
……اسمم سباستینه پدرم سیاستمدار بود و مادرم صاحب مراکز زنجیرهای از محصولات لوکس سلامت بهترین کفشها را میپوشیدم ، جدیدترین آیفون را داشتم و در قصری بزرگ زندگی میکردم … اما درونم ، تنهایی خفهکنندهای لانه کرده بود. قربانیِ همیشگی من ، پسری بود به نام توماس ، دانشآموز بورسیهای با لباسهای کهنه ، سر همیشه پایین ، و غذایی در یک کیسهی کاغذی قهوهایِ چروک و لکهدار از روغن….. براساس داستانی واقعی ✍#ناشناس 🎙#نگارراد
تویی جواب تمام بهانه های محالم اگر که سربگذاری به شانه های خیالم چرا غریبه بمانی و من غرییه بمیرم تویی عزیز خیالم تویی خیال محالم زمانه بستر اندوه و شهر جای هیاهو نگاه کن که ببینی چه ساده رو به زوالم دهان بسته برای نگفتنت که ندارم منی که واژه ندارم چگونه از تو ننالم جهان من به نگاه تو در مصاف جنون است جنونِ من به جهانت همیشه گرم جدالم بیاد قهوه چشمت که خواب چشم مرا برد گرفته ام همه شب فال و رفته ای تو ز فالم ✍️#سعیدخاکسار 🎙#برنادت
صبا بر نگارم ، سلامم رسان .. به آن نوبهارم، سلامم رسان ، به جانم نمودست صد آشیان .. بگو سخت زارم ، سلامم رسان ، به آن قبله و کعبه و ، نورعشق .. به چشم خمارم ، سلامم رسان ، بگو تا به کی در غمت این چنین .. بسوزم ، به یارم سلامم رسان ، چنان گشته ام از غمش بی قرار .. بگو اشکبارم ، سلامم رسان ، نبودست با او چنینم قرار .. نماند اختیارم ، سلامم رسان ، به آن جان وجانان ، به آن جان و دل ، به دار و ندارم ، سلامم رسان ، کسی را ندیدم چو خود شیفته .. به پایش غبارم ، سلامم رسان ، به چشم سیاهش به لعل لبش .. به زلف نگارم ، سلامم رسان ، به قدِ چو سروَش ، به آن سرو ناز ... به ان گلعذارم ، سلامم رسان ، به وصل تو #راحم ، هنوزم هنوز .. بگو انتظارم ، سلامم رسان ، ✍#راحم_تبریزی 🎙#نگارراد
🎼شعر دکلمه نوای دل🎼 pinned a voice message
آید به سرت رنج و غم و حسرت بسیار روزی برسد پیر شوی خسته شوی یار با ما که نکردیم بدی،چرخ چنین کرد هرچند قَسم دادمَش،اِنگار نه اِنگار در محفل ما جز غم و اندوه نمانده چند بیت غزل مانده و چند تکه ی آوار تنهایی و بی خوابی و اندوه فراوان جان رفت و غمش ماند و غزل های دلی زار در حسرت عشقش چو زمین گیر شدم من سهمم شد از این عشق فقط تکیه به دیوار رفت و همه ی بودن او شد دو سه تاعکس من ماندم و شب را به سحر کردن دشوار دشمن نکند با دل من آنچه تو کردی یادت همه شب اشک شود بر سرم آوار در اوج جوانی همه ی دل خوشیم رفت با رفتن او خون به جگر شد دلِ غم خوار صبر و خوشی و تاب و تحمل که نمانده یارب نظری کن به دلم، دست نگه دار ✍#آرمان_طاهري 🎙#ژیلا
#مناجات_رمضان #آوازمثنوی_افشاری #دعای_ربنا #محمدرضا_شجریان #ضبط: #تابستان۱۳۵۸ #التماس_دعا
اسفند که میرسه فقط هوا عوض نمیشه، دلهامونم یهجوری تکون میخوره. بوی عید از لای پنجرهها میاد، از صدای جارو، از دستهایی که دارن خونهتکونی میکنن و از دلهایی که دوست دارن سبکتر برن تو سال نو. خونهتکونی فقط گردگیری و مرتب کردن نیست، مرتب کردن خاطرههاست، جمع کردن خستگیهاو بخشیدن دلخوریها تا جا باز شه برای نو شدن.اما بین این همه شلوغی و هیاهوی عید، دلهایی هم هستن که آرومترن ،دلهایی که جای خالی بعضی آدما تو هر گوشهی خونه بیشتر به چشم میاد. اونایی که سر سفرهی عیدشون یه صندلیه خالیه و افطارشون با یاد اسمی میگذره که دیگه کنارشون نیست.و درست همین روزها ماه رمضون آروم و مهربون از راه میرسه تا مرهمی باشه برای دلای دلتنگ. سحرها،وقتی شهر خوابه، بعضیها با اشک بیدار میشن و دعا یواشیواش اسم عزیزای رفته رو با خودش میبره بالا. افطارم یه لحظست که دلتنگی کنار شکرگزاری میشینه و یه جرعه آب هم طعم صبر داره ،هم طعم امیدمیده و ما …… ✍و🎙#نگارراد
آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرس ابر بارانیست از اشک از اشک چو بارانم بپرس تخته ی دل در کف امواج غم خواهد شکست نکته را از سینه سرشار توفانم بپرس نبودی و نشنیدی دلم به گریه نشسته میان خاطره هایت چه کرده ای که پس از تو به هر کجا که تو بودی غمی نشسته به جایت کجای این شب هجران کجای این همه راهی که از دریچه چشمت نمیرسم به نگاهی در همه لوح ضمیرم هیچ نقشی جز تو نیست آنچه را میگویم از آیینه ی جانم بپرس آتش عشقت به خاکستر بدل کرد آخرم گر نداری باور از دنیای ویرانم بپرس بگو که از غم عشقت چگونه جان برهانم چگونه این همه غم را به هر طرف بکشانم نه پای رفتن از اینجا نه طاقتی که بمانم چگونه دست دلم را به دست تو برسانم ✍#فاضل_نظری 🎙#همایون_شجریان
وقتی فهمیدم کمی کسالت داره، بیشتر هواشو داشتم نه از روی عادت، از روی دوست داشتن. دلم میخواست مرهمش باشم نه فقط با یک پیامِ معمولی، سلام ……خوبی؟ نه اینجوری دوست نداشتم میخواستم کنارِ دلش وایسم. اما تو به خاطرِ اون با من بیتفاوت شدی… انگار محبتِ من اضافی بود، انگار بودنم به چشم نمیومد. من گرمتر شدم، و تو سردتر… تا جایی که فهمیدم عشقِ یکطرفه آدمو یخی میکنه حالا منم سرد شدهام… نه از روی لج، از روی فهمیدن. فهمیدم نباید تمامِ قلبم رو خرجِ کسی کنم که نگاهش جای دیگه ایه اگر روزی پرسید چرا مثل قبل نیستم، میگم من همونم فقط دیگر برای بیتفاوتی نمیسوزم. سرد شدم تا دوباره خودم رو گرم نگه دارم. ✍#نگار 🎙️#نگارراد
گفتم ای دل، نروی! خار شوی، زار شوی! بر سرِ آن دار شوی! بی بَر و بی بار شوی! نکند دام نهد! خام شوی، رام شوی! نپَری جلد شوی، بی پر و بی بال شوی! نکند جام دهد! کام دهد، ازلب خود وام دهد! در برت ساز زند، رقص کند، کافر و بی عار شوی! نکند مست شوی! فارغ از این هست شوی! بعد آن کور شوی، کر شوی، شاعر و بیمار شوی! نکُنَد دل نکَنی، دل بکَنَد، بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد برود در بر یار دگری، صبح که بیدار شوی! ✍#مولانا 🎙#ابراهام
ای یوسف خوشنام ما خوش میروی بر بام ما.. ای درشکسته جام ما .. ای بردریده دام ما ... ای نور ما ای سور ما .. ای دولت منصور ما .. جوشی بنه در شور ما.. تا ٫٫ می ٫٫ شود انگور ما.. ای دلبر ومقصود ما ... ای قبله ومعبود ما.. آتش زدی درعود ما.. نظاره کن در دود ما .. در گل بمانده پای دل.. جان میدهم چه جای دل .. وز آتش سودای دل.. ای وای ودل ..ای وای ودل .. ✍#مولانا 🎙#پریسا
دلِ من ، چشمهایم ، خانه ی تو ... من و غمهای من ، افسانه ی تو ، چه حکمت داشت ان عمق نگاهت .. که مستِ مستم از ، خُمخانه تو ، مپرس از من چرایی و ، کجایی ؟ شدم سرگشته و دیوانه ی تو ، هزاران جامها دارد لبانت .... خوشا بر مستی و پیمانه ی تو ، شب از شمع وجودت کامیابم ... زهی بر دل که شد پروانه ی تو ، مرا پیوند خویشی بود با خویش ... زخود رّستَم چو دیدم دانه ی تو ، دلم جا مانده است در بند زلفت ... فدای بند زلف و ، شانه ی تو ، عقیقی ؟ گوهری ؟ دُری ؟ چه هستی ؟ ز گوهر خوشترست ، دردانه ی تو ، به خاک پای تو صد بار سوگند ... که ذکرم روز وشب شکرانه ی تو ، تو جان عشقی و #راحم فدایت .. دل وجانم همه ، دیوانه ی تو ، ✍#راحم_تبریزی 🎙#نگارراد
وقتی که برگی رو زمین میفته حس می کنم گریه بی صداشو حس می کنم چی می گذره تو قلبش وقتی می بینه مرگ لحظه هاشو آخه منم یه برگ خشک و زردم که بی صدا یه عمره گریه کردم آخه منم یه برگ خشک و زردم که بی صدا یه عمره گریه کردم وقتی که پرپر میشه گل تو گلدون خالیه از کبوترا آسمون حباب بغضم تو گلو می شکنه ابر چشام دوباره میشه بارون وقتی که پرپر میشه گل تو گلدون خالیه از کبوترا آسمون حباب بغضم تو گلو می شکنه ابر چشام دوباره میشه بارون آخه منم یه برگ خشک و زردم که بی صدا یه عمره گریه کردم آخه منم یه برگ خشک و زردم که بی صدا یه عمره گریه کردم ✍#ایرج_مهدیان 🎙#حمیدرضا
دلم جنگل، دلم باران، دلم مهتاب میخواهد دلم یک کلبهی چوبی کنار آب میخواهد چنان دلگیرم از دنیا که ترجیحا دلم شعری پر از تصویر موزون و خیالی ناب میخواهد قلم دستم به دامانت، بکِش یک دسته مرغابی که دل آرامشِ محضِ لبِ تالاب میخواهد جهانی خالی از وحشت، نه کفتار و نه سگ باشد دلم یک جنگلِ سبزِ پُر از سنجاب میخواهد تمامِ حسِ شعرم را بگنجان در غزل امشب که این تصویر رویایی فقط یک قاب میخواهد اتاقی از اقاقی را برایم فرش کن در شعر که ذهن خستهی شاعر، دو ساعت خواب میخواهد ✍#محمدرضانظری 🎙#ژیلا
توکه رفتی به خدا ازهمه وحشت کردم آن همه خاطـره را طعمهٔ حسرت کردم آمدم پشتِ سرت، بـا غـزلی تـازه ولی تو نبودی! و من احساسِ خیانت کردم با دلِ سادهٔ خـوش باورم این بـار فقط از تـو و نفرتِ این فاصله صحبت کردم بعدِ تـو حوصله همراهِ دلم، رفت به باد با خودم، با در و بـا پنجره، خلوت کردم تـو کـه رفتی گـذرِ ثانیـه ها کُشت مرا بـه غم و غربتِ هـر ثانیـه، لعنت کردم آمدم پشتِ سرت ، شعر بخـوانم بـروم هرکجا میشد و هر قدرکه فرصت کردم هی غزل گفتم و هی گفتم و آزار شدم و به این بغضِ گلو ماندهام عادت کردم ✍️#علی_نیاکوئی_لنگرودی 🎙#نگارراد