بانک مقالات مرمت و باستان شناسی
Статистикаبانک مقالات مرمت و باستان شناسی مقالات، کتاب، فیلم و مستندات علمی در شاخه های مرمت، باستان شناسی، مطالعات معماری و شهرسازی ارتباط با ادمین : d.shaahin@yahoo.com
- Последний пост
- 26 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 584
- 1/48двое суток
- 669
- 1/72трое суток
- 721
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ثبت جهانی الموت، نتیجه سالها زحمات دکتر چوبک @restorationarcheology
Nizari Ismaili Monument Peter Willey, Encyclopaedia Iranica @restorationarcheology
Seyedhamed Yeganehfarzand, “The Network of Ismaʿili Castles in the Alamut Region: Power and Governance” Yeganehfarzand, Seyedhamed Yeganehfarzand, Seyedhamed. “The Network of Ismaʿili Castles in the Alamut Region: Power and Governance.” ARTiculate 2, no. 2 (2017/2019): 58–84. @restorationarcheology
Alamut and Lamasar: Two Mediaeval Ismaili Strongholds in Iran Wladimir Ivanow Two Mediaeval Ismaili Strongholds in Iran: An Archaeological Study. Tehran: The Ismaili Society, 1960. @restorationarcheology
Alamūt Hourcade, Bernard. Encyclopaedia Iranica @restorationarcheology
A Visit to Alamut in 1920 C. J. Edmonds Edmonds, C. J. “A Visit to Alamut in 1920.” The Geographical Journal 77, no. 1 (1931). @restorationarcheology
The Eagle Returns: Evidence of Continued Ismaili Activity at Alamut and in the South Caspian Region Following the Mongol Conquests Shafique N. Virani Journal of the American Oriental Society 123(2), 2003. @restorationarcheology
فیلم: مستند ایران از پس هزاره ها مستندی درباره¬های فعالیت های احسان یغمایی فراگیری : باستان شناسی، مرمت احسان یغمایی فرزند حبیب یغمایی متولد ۲۷ شهریور ۱۳۲۰ در تهران است. در سال ۱۳۳۹ از دبیرستان ۱۵ بهمن دیپلم گرفته و سپس در دانشکدهٔ باستان شناسی و تاریخ هنر دانشگاه تهران پذیرفته شد. او دارای درجهٔ فوق لیسانس باستان شناسی از دانشگاه تهران است. در اردیبهشت ۱۳۴۶ در ادارهٔ باستان شناسی کل کشور استخدام شده و از آن تاریخ به بعد یغمایی به عنوان سرپرست در شمار زیادی از کاوشهای باستان شناسی در ایران همکاری کرد. جدیدترین کتاب احسان یغمایی شوش (کاوشهای باستانشناسی در شهر پانزدهم) نام دارد. @Restorationarcheology
بهار دلکش رسید و دل بجا نباشد نوروز ۱۴۰۵ نوروز امید @qabnevesht
فیلم : ایران از پس هزاره ها مستندی درباره فعالیت های دکتر عبدالمجید ارفعی فراگیری : باستان شناسی، مرمت استاد پروفسور دکتر عبدالمجید ارفعی تنها متخصص ایرانی زبان های آکدی و ایلامی و از انگشت شمار ایلام شناسان جهان و از آخرین بازماندگان مترجم خط میخی ایلامی در جهان می باشد. بسیاری از لوح های گلی تخت جمشید با تلاش ایشان ترجمه شده است و کتاب گل نوشته های باروی تخت جمشید ایشان کتاب سال نیز شناخته شده است. گنجینه ی سترگی از مجلات، مقالات و کتابهای گوناگون درباره تاریخ ایران و جهان و گل نوشته ها و خط های خوانده شده با همت ایشان در بین سالهای ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ خورشیدی گردآمده است که هم اکنون در پژوهشکده علوم انسانی نگهداری می شود. ارزش دلاری آن کتابخانه سترگ در زمان خرید بین ۳ تا ۴ میلیون دلار بوده که اگر امروز بخواهد تهیه شود ارزشی به مراتب بالاتر خواهد داشت. تالار کتیبه های موزه ملی ایران نیز یادگار استاد می باشد که توسط ایشان و دو تن از دانشجویانشان ساخته و آماده شده است. استاد که سابقه همکاری با بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد و بنیاد پژوهشی شوش را در کارنامه خود دارد هم اکنون با همکاری دانشگاه تهران بر روی کتیبه بیستون کار می کند و قصد دارد برای نخستین بار در جهان از روی متن کتیبه و به سبک اصلی، آن را ترجمه کند. استاد نخستین مترجم استوانه کوروش بزرگ (منشور کوروش بزرگ) از زبان اصلی بابلی نو به فارسی بوده و بخشی از یک خط ناخوانده از لوح که دیگر مترجمان آلمانی یا انگلیسی نتوانسته بودند آنها را بخوانند با تلاش ایشان خوانده شده است و در کتاب ایشان با نام فرمان کوروش بزرگ به چاپ رسیده است. استاد فرزند میر عبدالله ارفعی اوزی و متولد شهریورماه ۱۳۱۸ در کوه گنو بندرعباس می باشد. وی دوران دبستان را در مدارس بندرعباس و یزد به اتمام می رساند و در سال ۱۳۲۸ با خانواده به تهران می آید و در مدرسه منوچهری و البرز به تحصیل می پردازد. وی پس از اخذ دانشنامه لیسانس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران عازم کشور آمریکا می شود و با توصیه شادروان استاد پرویز ناتل خانلری و استقبال شادروان استاد پور داوود پس از دو سال آموختن مقدمات زبان آکدی به دانشگاه شیکاگو می رود و ۸سال زیر نظر شادروان دکتر ریچار هلک یکی از مشهورترین استادان خط و زبان ایلامی به فراگیری زبان ایلامی و اکدی که هیچ ایرانی تا پیش از آن در آن رشته تحصیل نکرده بود، مشغول می شود و همانجا با گل نوشته های ایلامی و کتیبه های تخت جمشید که به امانت نزد دانشگاه شیکاگو بوده آشنا می شود. هلک در آن دوران هر شب چندتایی کتیبه خوانده شده را به ارفعی می داد و او از روی متن ترجمه شده کتیبه ها را می خواند. این کار آنقدر ادامه پیدا داشت که بعدها هلک کتیبه های خوانده نشده را به ارفعی می داد تا در آماده سازی کتاب گل نوشته های باروی تخت جمشید به او کمک کند. ارفعی هر شب آنها را می خواند و صبح به استاد تحویل می داد. هم اکنون ارفعی تنها متخصصی است که می تواند بقیه آن کتیبه ها را بخواند و ترجمه کند. تیرماه ۱۳۵۳ خورشیدی عبدالمجید ارفعی از رساله ی دکتری خویش با عنوان “زمینه های جغرافیایی فارس بر اساس گل نوشته های تخت جمشید” دفاع می کند و با مدرک دکتری به تهران باز می گردد. دکتر عبدالمجید ارفعی پس از بازگشت از آمریکا نزد شادروان استاد پرویز ناتل خانلری می رود که در این سالها انتظارش را می کشید و در فرهنگستان ادب و هنر ایران به همکاری می پردازد که نتیجه اش گردآوری آن مجموعه ی سترگ کتابها می شود که در آغاز از آن سخن گفته شد. @Restorationarcheology
پرسشنامه سلام و ادب اعضای کانال بانک مقالات مرمت و باستانشناسی، من کرمی هستم ارشد تاریخ خواهشمندم در تکمیل این پرسشنامه کمکم کنید از این پژوهش فقط برای داده های تحلیلی استفاده میشود و هدف بررسی نظرات کارشناسی و به روز جهت بهبود حفاظت از آثار تاریخی است . ممنون میشم از شما عزیزانی در این حوزه تحصیلات مرتبط دارید تاریخ معماری شهر سازی باستان شناسی،حقوق ، ثبت اسناد و سایر مشاغل مرتبط .... با آثار تاریخی دارید یا مالک خصوصی آثار تاریخی هستید کمکم کنید چند دقیقه وقت ارزشمند خود را برای میراث فرهنگی کشور گذاشته و با تکمیل این پرسشنامه جهت حمایت از آثار تاریخی گامی مهم بردارید .هم اکنون نیازمند یاری دستان سبزتان هستم .سایه تون مستدام 🙏🙏🙏 لینک پرسشنامه: https://survey.porsline.ir/s/3vvplPce @restorationarcheology
لاله بهار لاله خونین کفن از خاک سر آورده برون خاک مستوره قلب بشر آورده برون دل ماتم زدهٔ مادر زاریست که مرگ از زمین همره داغ پسر آورده برون آتشین آه فرو مردهٔ مدفون شده است که زمین از دل خود شعلهور آورده برون راست گو که زبانهای وطن خواهانست که جفای فلک از پشت سرآورده برون یا به تقلید شهیدان ره آزادی طوطی سبز قبا سرخ پر آورده برون یا که بر لوح وطن خامهٔ خونبار بهار نقشی از خون دل رنجبر آورده برون موسیقی: پرویز مشکاتیان خواننده: شهرام ناظری شاعر: ملک الشعرا بهار @qabnevesht
حافظه علیه فراموشی بهطور کلی، در این مدت هیچ اعصاب و حوصلهای برای فعالیت در کانالهایی که سالهاست در تلگرام بهروز نگهشان میدارم ندارم. در رخدادهای سالهای گذشته، مانند آبان ۹۸ و جنبش مهسا، پس از دورهای خاموشی و سوگ دوباره به فعالیت برگشتم؛ اما اینبار واقعاً هیچ انرژیای برای بازگشت به روال عادی در خودم نمیبینم. فقط یک درخواست دارم: تاریخ بخوانیم. نه برای دانستن، برای بهخاطر سپردن. تاریخ معاصر را، همین پنجاه سال اخیر را. نگذاریم حافظهمان تهی شود. نامها را تکرار کنیم، چون نامها جان دارند. نه نام صاحبان قدرت، که نام مردمان. ما مردمان، زخمیترین و در عین حال ماندگارترین فصل این تاریخیم. و این سرزمین، هرچند بارها تکهتکه شده، هر بار دوباره برخاسته؛ با سوگ، با خاطره، با نام. به یاد جاویدنامان دیماه ۱۴۰۴ @restorationarcheology
مقاله: مطالعه و مقایسه کاشیکاری مدرسۀ غیاثیه خرگرد با کاشیکاری مجموعۀ مصلای گوهرشاد و مقبرۀ خواجه عبدالله انصاری در هرات نویسندگان: زهرا راشدنیا؛ احمد صالحی کاخکی مدرسۀ غیاثیه خرگرد، یکی از محدود بناهای دورۀ تیموری است که در آن تکنیکهای اجرایی و تزیینی گوناگون کاشی نظیر، معرق، هفترنگ، نقاشی زیرلعابی، طلاچسبان، معقلی و غیره بهکار رفته است. بنابراین، یکی از اهداف این پژوهش، ارائه ویژگیهای تزیینی شاخص آرایههای کاشیکاری مدرسۀ غیاثیه است. همچنین، یافتن وجوه اشتراک تزیینات کاشیکاری این مدرسه، با بناهای مجموعۀ مصلای گوهرشاد و مقبرۀ خواجه عبدالله انصاری هرات، جهت دستیابی به وجوه هنری مشترک احتمالی بین آنها، هدف دیگر پژوهش حاضر است. روش یافتهاندوزی بر پایه پژوهشی میدانی و با استناد به منابع مکتوب صورت گرفته که به روش تاریخی-تفسیری، به تحلیل دادههای بهدستآمده از نمونه مطالعاتی میپردازد. نتایج حاکی از آن است که متفاوت بودن رنگ نام شاه و القابش نسبت به سایر متن کتیبه، استفاده از گره ششضلعی منتظم حمیلدار در ازارهها و غیره ازجمله ویژگیهای شاخص کاشیکاریهای مدرسۀ غیاثیه خرگرد است که در سایر ابنیه دورۀ تیموری نیز، مشاهده میشود. تشابه نقشمایههای گل، برگ و غنچه، همانندی فرم اشکمانند در پسزمینه کتیبهها، بهکارگیری تکنیک نقاشی آبی و سفید زیرلعابی و غیره از وجوه اشتراکی هستند که از حیث طرحها، نقوش، کتیبهها و تکنیکهای اجرایی و تزیینی در تزیینات کاشیکاری مدرسۀ غیاثیه خرگرد با مجموعۀ مصلای گوهرشاد و مقبرۀ خواجه عبدالله انصاری هرات، میتوان یافت. بنابراین، با توجه به این شواهد، در ساخت مدرسۀ غیاثیه خرگرد و مجموعۀ مصلای گوهرشاد و مقبرۀ خواجه عبدالله انصاری در هرات، هنرمندان مشترکی نقش داشتهاند که سبب این وجوه اشتراک و ایجاد ویژگیهای متمایز شده است. مشخصات مقاله: راشدنیا زهرا, صالحی کاخکی احمد. مطالعه و مقایسه کاشیکاری مدرسۀ غیاثیه خرگرد با کاشیکاری مجموعۀ مصلای گوهرشاد و مقبرۀ خواجه عبدالله انصاری در هرات. jgk, 1404; 16(58): 27-64. لینک دانلود مقاله: https://jgk.imamreza.ac.ir/article_206419_66e710b366c75d7b26b593d39078b1d8.pdf @restorationarcheology
مقاله: قوام مکتب معماری یزد در سده هشتم هجری قمری با تأکید بر تعدادی از مدارس دوران ایلخانی و آلمظفر نویسندگان: رویا ریسمانیان؛ رضا ابوئی؛ علی آرام دوران حاکمیتِ مظفریان کوتاه بود اما میراث این سلسله در یزد ساخت بناهای مختلفی بود که آثار آن تا سالها پس از آن نیز باقی ماند و الگوی معماریهای بعد از آن قرار گرفت. در این بین مدارس از اهمیت بالائی برخوردارند. هدف اصلی در این پژوهش، تحلیل معماری این دسته از بناهای دوره ایلخانی و آلمظفر بر اساس شواهد و بقایای موجود از سه منظر "ساختاری"، "تکنولوژی ساخت" و "تزئینات" میباشد که پس از دوران مغول پا به منصۀ ظهور گذاشتند. این پژوهشِ تاریخی به روش موردکاوی استقرائی و با توصیف و تحلیل شواهد کالبدی برجای مانده از آن دوران و با استناد به منابع تاریخی و غیرمستقیم انجام گرفته است. برای اولین بار یک دولتی ایرانی پس از سدهها استیلای ترکان و مغولان شکل گرفت که اقبال خود را در ساخت تأسیسات عامالمنفعه بیشتر یافت. نتایج تحقیق نشان میدهد تأکید بر فعالیتهای عمرانی وجود داشته که با توجه به فترت دوران مغول و انگیزه معماران وقت برای بازشناسی هویت از دست رفته، طبیعی بوده و این احیاء و تداومِ آن در دوران پساایلخانی پویا مانده است. الگوی مدارس این دورانمتأثر از شرایط فرهنگی و اجتماعی حاکم بر عصر نیز بوده است. حمله مغول سبب پریشانی اهل فرهنگ شد و توجه به این اقشار به خصوص نزد مظفریان و علائق آنها به آبادانی، رونق ساخت و ساز را به ارمغان آورد. این مدارسِ عمدتاً گنبددار، دارای پلانهایی با ساختار محورمند بوده و معمولاً با تزئینات معتنابه مخصوصاً با تقسیمات نغول و تاقبندی سهتائی، رنگینههای مقاوم و نیز دقت در اجرای هندسه هستند. زیباشناختی کاربردی، پرحجمی و تنوع نشان از توجه بالای آمران و طراحان سده هشتم دارد که عرصه برای خلاقیت آنها بخوبی فراهم بوده است و علیرغم اوضاع سیاسی نامطلوب، اقداماتشان در راستای رفاه عامه مردم بوده است. مشخصات مقاله: ریسمانیان, رویا, ابوئی, رضا, آرام, علی. قوام مکتب معماری یزد در سده هشتم هجری قمری با تأکید بر تعدادی از مدارس دوران ایلخانی و آلمظفر. معماری اقلیم گرم و خشک, 1403; 12(20): 37-60. لینک دانلود مقاله: https://smb.yazd.ac.ir/article_3902_ec3f29f5bca1c7ff79e500186b414102.pdf @restorationarcheology
کتاب جدید: شاهان و آرامگاهان / مقابر سلطنتی و آیین تدفین هخامنشیان در سرزمین آناتولی نویسنده: علیرضا مسفروش چاپ اول ۱۴۰۴ نشر: ندای تاریخ آیین خاکسپاری همواره تحت تأثیر مذهب بوده و انعکاسدهندهٔ اندیشههای تاریخی، فرهنگی، آیینی و اساطیری اقوام و ملل گوناگون بوده است. با مهاجرت پارسیان به فلات ایران باورها و اندیشههای نو آغاز شد، و در پی آن، با شکلگیری شاهنشاهی قدرتمند هخامنشی تبلور این اندیشهها را میتوان در پیدایش هنر معماری آرامگاههای سلطنتی آنان در پاسارگاد، نقش رستم، تختجمشید در ایران، و به دنبال آن در مناطق فتح شدهای همچون آناتولی مشاهده کرد. در این کتاب این منطقه در حکم یکی از بخشهای مهم شاهنشاهی هخامنشیان مورد بررسی قرار گرفته و شیوههای گوناگون تدفینهای سلطنتی در آنجا بررسی شده است تا از طریق این آرامگاهها بتوان تا حدودی با مذهب و آیین تدفین هخامنشیان و شیوهٔ تفکر آنان در اداره این شاهنشاهی وسیع آشنا شد. @qabnevesht
مقاله: چهارباغ تیموری: بررسی تطبیقی چهارباغها در متون مکتوب فارسی قرون نهم و دهم هجری با چهارباغ ابونصری هروی نویسندگان: محمدجواد اخلاقی شریف؛ حمیدرضا جیحانی این پژوهش با هدف تبیین ویژگیها و تحولات مفهومی چهارباغها در متون فارسی سدههای نهم و دهم هجری، به بررسی این متون میپردازد و ویژگیهای چهارباغها را استخراج و با الگوی ابونصری هروی در «ارشادالزراعه» مقایسه میکند. مسئلۀ اصلی پژوهش، شناسایی چهارباغهای ذکرشده در این دوره، بررسی ویژگیهای کالبدی، کارکردی و معنایی آنها و تعیین میزان انطباق یا تمایز آنها با الگوی هروی است. این مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و تحلیل محتوای متون تاریخی دستهاول، توصیفات چهارباغها را استخراج و براساس زمان تألیف متون، آنها را تحلیل و با الگوی هروی مقایسه میکند. یافتهها نشان میدهد که الگوی واحدی برای چهارباغ در این دوره وجود ندارد. برخی متون به درختان سرو کنار جوی اشاره دارند که با هروی مشترک است، اما وجود چندین عمارت یا تناقض در نوع گلها و درختان با توصیف هروی همخوانی ندارد. این عدم انطباق، انعطافپذیری چهارباغها در پاسخ به نیازهای محلی و حکومتی را نشان میدهد و احتمالاً هروی چهارباغی آرمانی را توصیف کرده است. تأثیر سیاق جغرافیایی هروی بر توصیف او نیز قابلتوجه است. بسیاری از چهارباغها در حومۀ شهرها، دارای کارکرد حکومتی، حوض و درختان میوه بودند و نقشهای سیاسی، فرهنگی (مانند گردهمایی شعرا در سمرقند)، و اجتماعی (مانند پیوندهای اسطورهای کابل و مذهبی مشهد) داشتند. فقدان شواهد هندسهای خاص، بهویژه چهاربخشی و تحول معنای چهارباغ (مانند خیابان چهارباغ اصفهان) بر اهمیت سیاق فرهنگی خراسان بزرگ تأکید دارد. مشخصات مقاله: اخلاقی شریف, محمدجواد, جیحانی, حمیدرضا. چهارباغ تیموری: بررسی تطبیقی چهارباغها در متون مکتوب فارسی قرون نهم و دهم هجری با چهارباغ ابونصری هروی. منظر, 1404; 17(72): 6-15. لینک دانلود مقاله: https://www.manzar-sj.com/article_227731_2befefbc4ce0796c8eef0ea82448d546.pdf @restorationarcheology
مقاله: قلعهکُهزادِ کوه وِزنهار/ وِیزِنِیار: مهرابهای اشکانی یا آتشکدهای ساسانی؟ نویسندگان: یونس یوسف وند، فرشاد میری، موسی سبزی بنای قلعهکُهزاد بر بلندترین نقطۀ کوه وِیزِنهار/وِیزِنیار در غرب دشت رومشگان و در جنوبغرب استان لرستان قرار دارد. کاوشهای باستانشناسی محوطه در اواخر دهۀ 60ه.ش. مجموعهای از واحدهای معماری به ابعاد 17×38متر را آشکار ساخت؛ این فضاها متشکل از دو چهارتاقیِ گنبددار با نقشۀ چلیپایی، تالاری چهارگوش با راهروهایی در اضلاع شمالی و جنوبی آن و چند فضای جانبی دیگر است که با لاشهسنگ و ملاط گچ ساخته شدهاند. بهکارگیری شاخصههایی مانند ستونهای تزئینی، گچبریهایی با نقش گل رزت، برخی دخل و تصرفات در عناصر معماری و مجسمههای مفرغی با منشأ نامعلوم، کاوشگر محوطه را بر این باور استوار کرد که بنای قلعهکهزاد را در زمرۀ «مهرابههای برجایمانده از اوایل حکومت اشکانی» قرار دهد؛ اما، مشخصات سازهای و نحوۀ آرایش فضاهای معماری درکنار دیگر شواهد بهدست آمده از بنا (سفال) این موضوع را تأیید نمیکند. در پژوهش حاضر تلاش میشود تا با استناد بر تمام شواهد موجود پرتو روشنی بر ابهامات پیشِرو در مورد ماهیت کارکردی و بازۀ زمانی ساخت بنا افکنده شود. یافتههای پژوهش ازطریق بازدیدهای میدانی و مطالعات کتابخانهای جمعآوری شده و با بهرهگیری از رویکرد تاریخی-تحلیلی مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفتهاند. نتایج نشان میدهد بنای قلعهکهزاد قرابت چندانی با مهرابه یا معبد آناهیتا ندارد؛ در این بنا بقایای معماری یا نمادها و نشانههایی که بتوان با استناد به آنها پرستش خدای میترا یا بغبانوی آناهیتا را گواهی داد، بهدست نیامده است. ویژگیهای فنی بنا مانند بهکارگیری تاقهای مازهدار با بیز کُند و استفاده از فیلپوشهای مخروطی برای برپایی گنبدها بههمراه گونهشناسی نمونههای سفالی، بیانگر تعلق بنای مزبور به دورۀ ساسانی است. همچنین پلان بنا و آرایش واحدهای معماری همچون ترکیب چهارتاقیهای چلیپایی گنبددار با دالانهای طواف و تالار مرکزی، الگوی رایج آتشکدههای دورۀ ساسانی را تداعی میکند. وجود بقایای محل پایهآتشدان و سکوهای مکعب-مستطیل در فضای داخلی چهارتاقیهای قلعهکهزاد نیز در راستای انجام مراسمات مذهبی در ارتباط با آئین زرتشتی قابل درک است. مشخصات مقاله: یوسف وند, یونس, میری, فرشاد, سبزی, موسی. قلعهکُهزادِ کوه وِزنهار/ وِیزِنِیار: مهرابهای اشکانی یا آتشکدهای ساسانی؟. مطالعات باستان شناسی, 1404; 17(1): 233-260. لینک دانلود مقاله: https://jarcs.ut.ac.ir/article_96080_2cc3da43381ce3b8fd2d4de60c03a274.pdf @restorationarcheology
مقاله: خانقاه قرون اولیه شهر شوش؛ تداوم سنتهای کهن ایرانی در نظام خانقاهی نویسندگان: مجید منتظرظهوری؛ داریوش براتی دشت راهی گیرشمن باستان شناس فرانسوی در سال 1947 میلادی در شمال شرق مسجد قرون اولیه شوش، موفق به کشف بنای موسوم به خانقاه شد. اولین بار مونیک کروران، این بنا را خانقاه مربوط به قرون نخستین اسلامی معرفی کرد. باتوجهبه شواهد باستان شناسی و سخنان مقدسی جغرافیدان قرن چهارم مبنی بر ورودش به خانقاهی در شوش، می توان به جریان تصوف و وجود خانقاه در این شهر تأکید کرد. خانقاه شوش به لحاظ مطالعات باستان شناسی از اهمیت مطالعاتی بالایی برخوردار است و می تواند از طرفی ما را تا حدی به بازیابی ریشه های معماری و از طرف دیگر نظام رفتاری و ایدئولوژیک خانقاه نزدیک کند. سوال اصلی این پژوهش که نویسندگان سعی در طرح آن دارند و باتوجهبه شواهد باستانشناسی می-کوشند پاسخی همسو ارائه کنند عبارت است از: خاستگاه معماری خانقاه شوش به لحاظ ساختاری و متعاقباً بازبینی فرهنگ رفتاری و دینی حاکم بر این بنا چگونه تبیین می گردد؟ ارتباط خانقاه شوش از لحاظ ساختاری با بناهای مذهبی و نظام ایدئولوژیک پیش از اسلام چگونه ارزیابی می گردد و چه نسبتی با مبانی فرهنگی دوران اسلامی دارد؟ پژوهش زیر در جهت پاسخ به سؤالات مطرح شده از روش توصیفی - تحلیلی و از رویکرد باستانشناختی - تاریخی استفاده نموده است. شواهد باستانشناسی حکایت از همخوانی برخی عناصر معماری خانقاه شوش با مهرکده های شناسایی شده دوره ساسانی در جنوب ایران دارد که بعدها حتی در معماری دوران میانی و متأخرتر اسلامی نیز بازتاب یافت. همچنین با بازخوانی منابع و بررسی سنن کهن ایرانی در می یابیم، برخی از رفتارهای دینی موجود در نظام خانقاهی ریشه در باورهای پیش از اسلام دارد. مشخصات مقاله: منتظرظهوری, مجید, براتی دشت راهی, داریوش. خانقاه قرون اولیه شهر شوش؛ تداوم سنتهای کهن ایرانی در نظام خانقاهی. پژوهش های ایران شناسی, 1404; 15(2): 93-116. لینک دانلود مقاله: https://jis.ut.ac.ir/article_96859_cf6e384f99edc2eb8653e93b5345327e.pdf @restorationarcheology
без подписи