🦌 ساج | Saj 🦌
Статистика🦌 شعر | رمان | سینما | موسیقی | نقاشی🦌 گروه: @Khaneye_ShereAzad برای ارتباط و ارسال شعر: @Mohammad_askari_saj اینستاگرام: Instagram.com/mohammad_askari_saj
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 15
- Всего постов
- 43
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 63
- 1/48двое суток
- 72
- 1/72трое суток
- 77
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
ماهی ها در شب پشت کدام موج گریه می کنند که ساحل دق نمی کند چه کسی ماهی های مرده را مجاب می کند روی آب بیایند ساحلی که در خودش غرق شده خودکشی کدام نهنگ را در سایه اش دیده است موج موج تنهایی موج موج ترانه ی محزون موج موج پرنده ای که کوچ می کند با دریا حرف می زنم با ابر تیره ای که از خیالش بیرون زده حرف می زنم با قایقی که قندیل های قلبم را به چشم هایم می رساند حرف می زنم حرف می زنم حرف می زنم حرف می زنم کاکایی ها اما می گویند حرفها حریف باران های تند نمی شوند با غروبی که سیگار تاریکی ام را روشن می کند سکوت می کنیم ... #سمیه_بحرکاظمی 🦌 @Sajpoem 🦌 @Khaneye_ShereAzad
آخرین زورم را میزنم تا آدامسِ صورتیام بزرگتر شود مثل ماه وقتی دوربینم را زوم میکنم تا از تاریکیاش سر دربیاورم یا مشتی توخالی که پیشِ من باز است هنوز به ترکیدن اعتماد نکرده است گویی درختی ایستادهام با هزاران آدامسِ رنگی بر پوستِ پیرم که به بهار فکر میکنم #نفس_موسوی 🦌 @Sajpoem 🦌 @Khaneye_ShereAzad
مدینه دو بار یتیم شد یکبار با خاموشی آخرین سلام و بار دیگر با لبخندیکه زهر از آن پیشی گرفت رحلت پیامبر اکرم و شهادت امام حسن مجتبی(ع)تسلیت باد 🏴🖤 🦌 @Sajpoem 🦌 @Khaneye_ShereAzad
روزنامه جای نهال ها را لو داد، درختان دهنلق #حسام_رجبی #شعر_کوتاه 🦌 @Sajpoem 🦌 @Khaneye_ShereAzad
«از آهسته خواندنِ مخفیِ بلور» دوستت دارم، مثل بارانِ تشنه به طعمِ نی. به بوی خاک و به عیشِ دی. هی دیِ باردارِ اردیبهشت، بگذار خوب نگاهت کنم. کلماتِ ناپیدای من، می از دستِ بامداد و مضراب از مزامیر مولوی خوردهاند، با این همه، تنها فروغ را دوست میدارم، تو را و طلسمِ این ترانه را. هی دیِ باردارِ اردیبهشت! ببین لب از لمسِ ولرمِ تو تاکجای این زمهریر، به زِهدان نی میرسد! هی پیداترین پارۀ بلور اضطرابِ شکستنِ نور! من با اجازۀ تو از ترنمِ نی خواهم گذشت، و چلچله در خوابِ دی به داناییِ خنیاگران خواهد رسید. هی عسلنوشِ آهویِ هو پس کو کلمات پنهان من و مزامبر حضرتِ او، کو؟ #سیدعلی_صالحی 🦌 @Sajpoem 🦌 @Khaneye_ShereAzad
90 اسب هاي چموش سر در آخور ندارند تنها گاوها نشخوار مي كنند .. مي نشينم بر تخته سنگ لحظه ها را مرور مي كنم - حرف هايي كه ناحق خورده ام .. از پيشاني ِبلند ِسكوت پاك مي كنم عرق ِشرم را . #شهناز_صمدی 🦌 @Sajpoem 🦌 @Khaneye_ShereAzad
اشتباه آمده ای! پشت پلک هایم هیچ پنجره ای دهان باز نکرده اینجا تمام شیشه ها از سرما لکنت گرفته اند گوش در را پیچانده ام تا تورا در آغوش نگیرد حالا تو هروز، طلبکار آمدنت هستی و من با جیب های خالی به جنگ بغض هایی می روم که در گلویم تیز شده اند... وضو با باران گرفته ام تا به نماز کسی بروم که قبله گاهش قتلگاه من است سجاده را پهن می کنم و جایِ تو، خون بالا می آورم شاید خدا فهمید چرا هربار که نامت را به زبان می آورم، دهانم بویِ مرگ می دهد... #حدیث_عبدلی 🦌 @Sajpoem 🦌 @Khaneye_ShereAzad
بالاخره جنگ تمام می شود عروسکها دست و پاهایشان را پیدا میکنند اما دیگر با هیچ تفنگی بازی نمیکنند #گندم_طریقت (۹ ساله) 🦌 @Sajpoem 🦌 @Khaneye_ShereAzad
به خطراتِ جوی بسیاری دچارم از همان ساعت که آفتاب در جمجمه ی چراغ خواب غروب کرد با هر تلنگرِ سرما تکه تکه می شوم (همین جا مسئولیتِ حمله تروریستی علیه خودم را به عهده می گیرم) دیروز آتئیست بودم امروز مسیحی هستم ممکن ست فردا مسلمانی باشم که به یادِ تو سجده می کنم و اگر روزی چند کودک از فرط گرسنگی گلوله خوردند قطعاً یهودی شده ام (حالا با بوی خون پای کوسه ها به این مسیر باز می شود؛ دریا در خودش غرق شده است) با احتیاط جلوتر بیا آمدنِ تو شالیزارست ولی درونِ من یک معدن کارگر زیر آوار مانده اند آ و ا ر آهی بود که کوه در سینه داشت!! #پژمان_بدری 🦌 @Sajpoem 🦌 @Khaneye_ShereAzad
جنگ که تمام میشود گلولهها از جیب کودکان مرده میرویند و درختان استخوانهای سربازان رابه جای خاک در آه تاریک سینه ی مادران دفن میکنند تو باید این سرنیزهی زنگزده را به دست کلاغی بسپاری که سالهاست نامه های عاشقانهی مرا به گورستان پرندگان مرده میرساند باید خون خودت را با خون من در رودخانه های مشترک جاری کنی تا خودسوزی پروانه را با گرد سوز نگاهت نبینی اکنون جنگ اخرین پرهایشان را به باد داده تو هم تفنگت را به آب های روان بسپار و دست خالی به شکار پرنده ای برو که پلک هایش را در اینه ی نگاه تو دفن کرده است حالا در همین دم بین ماشه و شلیک آغوشت را بروی من باز کن می بوسمت جنگ بر می گردد واز گلویم بیرون می پرد صدای شیهه ی آهو و قناری ... #پرستو_تبریزی 🦌 @Sajpoem 🦌 @Khaneye_ShereAzad
چگونه پاک شود مزه ی پاستیلهای غرق شده در خون از دهان شهر #سارا_ابراهیمی 🦌 @Sajpoem 🦌 @Khaneye_ShereAzad
خوابهایم را ریختم در کیسهی زبالهی خوابها پرت کردم در سطل زبالهی خوابها زبالهگرد خوابها کیسهی زبالهی خوابم را با خودش برد چیزی اگر بازیافت شود تویی! #محمد_عسکری_ساج 🦌 @Sajpoem 🦌 @Khaneye_ShereAzad