از چیزهای دیگر
Статистикаشمس و قمرم آمد نور بصرم آمد چیز دگر ار خواهی چیز دگرم آمد!
- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 145
- 1/48двое суток
- 166
- 1/72трое суток
- 179
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آراء ادبیای که موجب کفر و ارتداد خواهد شد! ۱. اعتقاد به اینکه مطلقِ وجود کلمهٔ غریب در کلام، مخل فصاحت است. ۲. اعتقاد به وجود استفهام حقیقی در قرآن. ۳. اعتقاد به اینکه حروف الفبای زبان عربی، حادثاند. (به رأی احمد حنبل) مورد اول در مطول هست. توضیح آنکه اگر کسی معتقد باشد صِرف وجود کلمهٔ غریب، کلام را از فصاحت میاندازد، فصاحت قرآن را انکار کرده است و به کفر میانجامد. چراکه در قرآن بعضی الفاظ غریب نظیر «ضیزی» و «دسر» بهکار رفته است. دومی در مغنیاللبیب هست. بهاین توضیح که استفهام(یعنی پرسش)، خبر از جهل گوینده میدهد. پس پرسشهای قرآن باید همه مجازی باشند نه حقیقی. حمل دو مورد اخیر بر کفر و ارتداد، مأخوذ از دروس مدرس افغانی است. سومی را در کشفالاسرار دیدم. حتماً مأخذ دستاولتری هم دارد. بخاطر این موجب کفر است که به حدوث قرآن میانجامد.
از تقریرات درس مطوّل مدرس افغانی.
видео или голосовое, без подписи
از احمدرضا احمدی نقل میکنند که گفته بود: «در جستجوی زمان ازدسترفته را جز مهدی سحابی و حروفچینهای انتشارات کسی نخوانده». و نیز وقتی با یکی از دوستان خوب و ظریفم در همینباره گفتگویی بود. ایشان گفتند که: «اگر این کتاب رو بخونی، آخرش تازه میفهمی زمان ازدسترفته…
از احمدرضا احمدی نقل میکنند که گفته بود: «در جستجوی زمان ازدسترفته را جز مهدی سحابی و حروفچینهای انتشارات کسی نخوانده». و نیز وقتی با یکی از دوستان خوب و ظریفم در همینباره گفتگویی بود. ایشان گفتند که: «اگر این کتاب رو بخونی، آخرش تازه میفهمی زمان ازدسترفته همینی بوده که برای خوندن این کتاب گذاشتی». ما تصمیم گرفتیم این اقوال رو صحتسنجی کنیم. اینجا در جستجوی زمان ازدسترفته رو میخونیم، گزارش میکنیم و احیاناً چیزی دربارهش مینویسیم. خوشحال میشیم که شما هم همراه ما باشید!
فضولی: سردفتر انبیای مرسل اونلارده هم آخر و هم اول
حیف که جامی نگفته این بیتو وگرنه تکمیل میشد.
نظامی: ای ختم پیمبران مرسل حلوای پسین و ملح اول امیرخسرو: شاه رسل و شفیع مرسل خورشید پسین و نور اول فضولی: سردفتر انبیای مرسل اونلارده هم آخر و هم اول فیضی دکنی: آن مرکز دور هفت جدول گرداب پسین و موج اول هلالی جغتایی: ای سرور انبیای مرسل هم آخر جملهای هم اول مکتبی شیرازی: آن مجمل آفرینمفصل خورشید پسین و صبح اول
نظامی: ای امر تو را نفاذ مطلق وز امر تو کائنات مشتق امیرخسرو: ای حکمت تو به امر مطلق عالم ز دو حرف، کرده مشتق نظامی: این خانهٔ هفتسقفکرده بر چار خلیفه وقف کرده امیرخسرو: ای چار بساط و هفت پرده بر هفت عروس وقف کرده نظامی: ای عالم جان و جان عالم دلخوشکن آدمی و آدم امیرخسرو: ای نورده چراغ عالم مردمکن آدمی و آدم نظامی: جوابش داد کان حرف الهی برون است از سپیدی و سیاهی امیرخسرو: حرف تو به نامهٔ الهی بیرون ز سپیدی و سیاهی نظامی: صاحب تویی آن دگر غلامند سلطان تویی آن دگر کدامند؟ امیرخسرو: قادر تویی آن دگر که باشد؟ منعم تویی آن دگر چه باشد؟
امیرخسرو دهلوی، تقلید و بحثی در مسئلهٔ تحدی نوجوان که بودم، مبلغی از عزیزترین سالهای عمرم را صرف خواندن مباحث اعجاز قرآن و تحدی و فلان و بهمان آن کردم. ادعای رایج این است که قرآن، دیگران را به آوردن متنی «مثل» خودش فراخوانده، و چون دیگران نتوانستهاند این کار را بکنند پس اعجاز آن ثابت میشود. همینجا عرض کنم که من با صغرا و کبرای این استدلال موافقم. اما «مثل» قرآن_که کلمهای است که عیناً در متن مقدس آمده_ یعنی چه؟ بحث را همینجا نگه میدارم. امروز از کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران_حماها الله من شرّ کل ذیشر_ یک جلد مجنون و لیلی امیرخسرو دهلوی به امانت گرفتم. دیباچهاش را به زور و زحمت تا آخر خواندم. حالم بههم خورد بسکه جملات و تعابیر و کلمات نظامی را پس و پیش کرده و «نظیره» برای لیلی و مجنون تراشیده. ابیاتی که فقط حین خواندن سرسری دیباچهٔ این متن به حافظهام خطور کرد را ذیلاً ارائه میکنم. بهخاطر بیاوریم که خمسهٔ امیرخسرو، به گواهی سخنسنجان قدیم و جدید(مثلاً جامی در بهاستان)، بهترین نظیرهٔ خمسهٔ نظامی است. حالا این آقای امیرخسرو دقیقاً چهکار کرده است؟ جز این که سعی کرده است «مقلد» خوبی برای نظامی باشد؟ اینجا ما یک پارادوکس بزرگ داریم: اگر امیرخسرو پا جای پای نظامی و سبک او بگذارد، امثال من خواهند گفت متنش دستدوم و تکراری و ملالآور است و برای کسی که خود لیلی و مجنون را خوانده باشد خستهکننده. و اگر سبک جدیدی پایهگذاری کند که اصلاً در نظیرهپردازان نظامی حسابش نمیکنیم. میبینید که معاملهای است دوسر باخت، به ضرر «مقلد». هکذا قرآن چنین است. من در همان سنین میفهمیدم که چندین نفر که سعی در آوردن نظیرهای برای قرآن کردهاند، توانستهاند به متن موردنظر نزدیک شوند، اما مشکل کارشان اینجاست که هرچه کنند متن تقلیدی، دستدوم است. ازطرفی اگر سعی در تقلید از قرآن نکنند هم که نمیتوانند با آن تحدی کنند! اینجاست که لابد باید گفت تحدی با شاهکار، ذاتاً محال است. هر شاهکاری که باشد.
اینایی که لفت دادن با من مشکل داشتن یا با پدربزرگ گلستان؟
و خاطرات شیرین گلستان از پدربزرگ. پرسش دربارهٔ فروغ فرخزاد بوده.
پدربزرگ ابراهیم گلستان.
و پسرعموی ابراهیم گلستان.
видео или голосовое, без подписи
پدربزرگ ابراهیم گلستان.
видео или голосовое, без подписи
این لیست احتمالاً به مرور زمان کاملتر خواهد شد.
آیهٔ مورد استناد در این حکم، این آیهست: إِذَا سَمِعۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ يُكۡفَرُ بِهَا وَيُسۡتَهۡزَأُ بِهَا فَلَا تَقۡعُدُواْ مَعَهُمۡ (۱۴۰ نساء) هنگامى كه در مجلسى باشيد و بشنويد افرادى آيات خدا را مورد انكار و استهزاء قرار مىدهند، با آنها ننشينيد (از ترجمهٔ طاهره صفارزاده).
اجازهٔ اجتهاد او و اخذ سهم امام