نشر اگر
Статистикаناشر کتابهای داستانی، ناداستان و علوم اجتماعی www.agarpub.ir
- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 470
- 1/48двое суток
- 538
- 1/72трое суток
- 580
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
رمزگشایی از اعداد جنجالی خزر: ۵۰، ۲۰ یا ۱۱ درصد؟ | بازخوانی کتاب «مناقشه در خزر» کتاب «مناقشه در خزر؛ مطالعاتی درباره اختلافات حقوقی ایران و همسایگان» نوشته فرشاد کاشانی، منتشرشده از سوی «نشر اگر» در سال ۱۴۰۲، برای فهم این مناقشه یکی از منابعیست که میتوان به آن رجوع کرد. فرشاد کاشانی متخصص حقوق بین الملل و حقوق دریاها به جای آغاز کردن از درصدها، به عقب برمیگردد و سابقه حقوقی خزر، قراردادهای ایران و روسیه و سپس شوروی، وضعیت عملی دو کشور، فروپاشی اتحاد شوروی، مذاکرات پنج کشور ساحلی و سرانجام کنوانسیون آکتائو را دنبال میکند. یکی از نکات پایهای کتاب این است که خزر تا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی میان ایران و شوروی تقسیم نشده بود. کاشانی مینویسد این دریا تا ۴ دی ۱۳۷۰ دریای مشترک میان دو دولت بود و «هرگز بین ایران و روسیه (شوروی بعدی) تقسیم نشد». قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ مهمترین اسناد تنظیمکننده روابط دو کشور در خزر بودند. این نکته مستقیما به یکی از بحثهای امروز مربوط است: آیا ایران پیش از فروپاشی شوروی مالک ۵۰ درصد خزر بود؟ ادامه این متن را در وبسایت نیماد بخوانید: https://neemaad.com/nmd10033891.htm
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
فقر و رنج بیماری دیروز نشست پرباری برای رونمایی از کتاب تازهی استادمان، هادی خانیکی، در کتابفروشی نشر چشمه کارگر برگزار شد. به جای سخنرانی، فرصتی فراهم شده بود تا شرکتکنندگان سخن بگویند. شرکتکنندگان در نشست طیف متنوعی را تشکیل میدادند. گروهی از آنان نسبتی با سرطان یا بیماریهای سخت داشتند؛ از پزشک و بیمار گرفته تا اعضای خانواده و دوستان بیماران و کنشگران نهادهای مدنی مرتبط. از قضا، همین گروه شوق بیشتری برای گفتن از تجربههایشان داشتند. پاسخهای همدلانه، گشوده و انعطافپذیر هادی خانیکی، تجربهی زیستهی او با بیماری و حضورش در جامعهی مدنی، همراه با تسلط فریبا اقدامی بر تسهیلگری و گفتوگو و تجربهی شخصیاش از سرطان، فضایی مناسب برای گفتوگو فراهم کرده بود. کتاب همنشینی با سرطان: روایت رویارویی و رهایی محملی میشد برای طرح بحثهایی دربارهی بیماری، رنج، مراقبت، اخلاق، فساد، نقد نظام سلامت، مسائل اجتماعی و سیاسی و آنچه گاه «سرطان وطن» خوانده میشود. اما بحثی که بیش از همه ذهن مرا درگیر کرد، رابطهی اقتصاد و بیماری بود. تناسب نداشتن هزینههای بیماری با درآمد و دارایی خانوادهها یکی از رنجهای پنهان بسیاری از بیماران و خانوادههای آنان است. ناتمام ماندن فرایند درمان به دلیل فقر نیز یکی از آسیبهای شایع است. هزینههای دارو و درمان در بیماریهای سخت چنان است که میتواند زندگی یک خانواده را زیر و رو کند. یکی دو سال پیش با یکی از دوستان پژوهشگرم که دربارهی تأمین اجتماعی در ایران کار کرده بود، صحبت میکردم. او نمونههایی را سراغ داشت که پیش از بیماری در رفاه نسبی زندگی میکردند، اما در جریان درمان ناچار شده بودند خانه و زندگیشان را بفروشند و پس از پایان درمان، فقیر شده بودند. دیروز هم یکی از کنشگران از خانوادهای گفت که برای درمان پدر ناگزیر شده بودند خانه و ماشینشان را بفروشند و پس از مرگ پدر، بچهها آواره شده بودند. در شرایط اضطرار ـ یا به تسامح، هنگام «سرطان وطن» ـ این مصیبتها کمتر دیده میشوند. سخن پایانی هادی خانیکی نیز اشارهای به همین داشت. برای داشتن سیاست درمانی مناسب و اصلاح و بهبود شرایط، به صلح نیاز داریم. اینجاست که رنج فردی به رنجهای جمعی گره میخورد.
مناقشه در خزر این روزها بحث درباره سهم ایران از دریای خزر و رژیم حقوقی آن دوباره بالا گرفته است. در چنین فضایی، شنیدن این نشست شاید مفید باشد. این فایل صوتی مربوط به نشست نقد و بررسی کتاب «مناقشه در دریای خزر» نوشته دکتر فرشاد کاشانی است؛ با حضور فریدون مجلسی، هومن یوسفدهی و خود نویسنده. این کتاب از معدود آثاری است که بهطور مشخص به مناقشه حقوقی دریای خزر، قراردادهای ایران و شوروی و مسئله سهم ایران پرداخته است. هر سه سخنران نیز سالها در حوزه روابط بینالملل و دریای خزر کار کردهاند. برای کسانی که میخواهند بحث این روزها را کمی دورتر از شعارها و با رجوع به اسناد و استدلالهای حقوقی دنبال کنند، شنیدن این گفتوگو میتواند مفید باشد.
پیشنهاد کتاب برای مرداد ماه برهمکنش روایت رسمی، سانسور، تحقیر ملی، و روان جمعی ایرانیان چند سالی است به ۲۸ مرداد که نزدیک میشویم، بحث دربارهی مصدق بالا میگیرد و برخی علیه او و برخی در دفاع از او میگویند و مینویسند. امسال پیشنهاد میکنیم مردادماه خود…
پیشنهاد کتاب برای مرداد ماه برهمکنش روایت رسمی، سانسور، تحقیر ملی، و روان جمعی ایرانیان چند سالی است به ۲۸ مرداد که نزدیک میشویم، بحث دربارهی مصدق بالا میگیرد و برخی علیه او و برخی در دفاع از او میگویند و مینویسند. امسال پیشنهاد میکنیم مردادماه خود را با خواندن کتاب «از مصدق تاریخی تا مصدق اسطورهای» نوشتهی علیاصغر سیدآبادی بگذرانید، زیرا این کتاب در میان این دوگانه مسیر دیگری را انتخاب میکند. نویسنده از همان آغاز تأکید میکند که موضوع کتاب نه زندگینامه مصدق است، نه کشف اسناد تازه و نه داوری درباره درستی یا نادرستی تصمیمهای او؛ پرسش اصلی این است که چگونه «مصدق تاریخی» در ذهن ایرانیان به «مصدق اسطورهای» تبدیل شد؟ همین جابهجایی پرسش، مهمترین ویژگی کتاب است. به جای آنکه دوباره ماجرای ملی شدن نفت یا ۲۸ مرداد روایت شود، نویسنده توجه خود را به «پدیدار» مصدق در افکار عمومی و روان جمعی معطوف میکند؛ اینکه یک شخصیت تاریخی چگونه در گذر زمان معنایی فراتر از زندگی واقعی خود پیدا میکند. کتاب در دو بخش تنظیم شده است. بخش نخست به تحول روایتها میپردازد: تغییر تصویر مصدق در میان هواداران و مخالفان، دگرگونی مفهوم «کودتا» به «قیام ملی» در روایت رسمی، تحول گفتار محمدرضا شاه درباره ۲۸ مرداد و شکلگیری روایت رسمی حکومت پهلوی. بخش دوم میکوشد توضیح دهد که چرا، با وجود این روایتسازی رسمی، تصویری دیگر از مصدق در ذهن جامعه شکل گرفت و دوام آورد. یکی از نقاط قوت کتاب، گسترهی منابع آن است. نویسنده به کتابها و اسناد شناختهشده اکتفا نکرده و از گفتوگوهای تاریخ شفاهی، صورتجلسات شورای عالی فرهنگ، کتابهای تبلیغاتی دوره پهلوی و همچنین شعر و ادبیات معاصر نیز بهره گرفته است. اهمیت این منابع، در اعتبار سندیت آنها نیست، بلکه در نشان دادن نحوه شکلگیری ذهنیت عمومی است. از ویژگیهای قابل توجه کتاب، ورود مفاهیم ارتباطات و روابط عمومی به تحلیل ۲۸ مرداد است که شاید نسبتی با امروز ما هم داشته باشد. نویسنده با استفاده از پژوهشهای موجود و برخی اسناد، عملیات روانی، روایتسازی و فعالیتهای روابط عمومی را بخشی از فرایند براندازی دولت مصدق میداند و این رخداد را از منظر تاریخ ارتباطات نیز بررسی میکند. این زاویه نگاه، کتاب را از بسیاری آثار رایج درباره مصدق متمایز میکند. در بخشهای بعدی، نویسنده نقش سانسور، دادگاه مصدق، ادبیات، شعر و اسطورههای ایرانی را در شکل گرفتن تصویری فراتاریخی از او بررسی میکند. استدلال اصلی کتاب این است که اسطوره شدن مصدق صرفاً نتیجه کنشهای خود او یا هوادارانش نبود، بلکه حاصل برهمکنش روایت رسمی حکومت، سانسور، احساس تحقیر ملی، ادبیات و روان جمعی ایرانیان بود. از نظر شیوه نگارش نیز کتاب میان پژوهش دانشگاهی و جستارنویسی قرار میگیرد. نویسنده تصریح میکند که کوشیده است ضمن حفظ دقت پژوهشی در ارجاعات و استنادها، متن را به جستار نزدیک کند تا خواندنیتر باشد و از ظرفیت روایت نیز استفاده کند. همین انتخاب باعث شده کتاب، برخلاف بسیاری از پژوهشهای دانشگاهی، متنی خوشخوان و روان داشته باشد.
رونمایی از کتاب تازهی هادی خانیکی دعوت به گفتوگو دربارهی رنج و مراقبت رونمایی از کتاب تازهی هادی خانیکی استاد ارتباطات اجتماعی و کنشگر مدنی با عنوان «همنشینی با سرطان؛ روایت رویارویی و رهایی» به شکل گفتوگوی گروهی دربارهی رنج و مراقبت برگزار میشود نشست رونمایی و گفتوگوی جمعی دربارهی موضوعات مرتبط به کتاب «همنشینی با سرطان؛ روایت رویارویی و رهایی» نوشته هادی خانیکی، پنجشنبه ۱۵ مرداد ساعت ۱۸:۳۰ با حضور فریبا اقدامی همبنیانگذار باشگاه از…تا در کتابفروشی چشمه کارگر برگزار میشود. «همنشینی با سرطان» از تجربه شخصی نویسنده در رویارویی با سرطان آغاز میشود، اما از روایت بیماری فراتر میرود و به تأملی درباره رنج، امید، مراقبت، دوستی، مسئولیت اجتماعی و معنای زیستن در کنار دیگری میپردازد. این برنامه به جای سخنرانی، به شکل گفتوگویی جمعی برگزار خواهد شد. حضور در این نشست برای علاقهمندان آزاد است. مکان: تهران، خیابان کارگر شمالی، تقاطع بزرگراه گمنام، خیابان چهارم، پلاک ۴، کتابفروشی نشر چشمه.
کتاب « زیستن با فلسفهی دلقکها: تاملی بر دگرگونی معرفتشناسی نوجوانان ایران یا تاکید بر دههی هشتادیها» دی ماه سال ۱۴۰۴ منتشر شد، اندکی پیش از فاجعهی دی ماه. این روزها، به بهانهی پدیدهی نیما تکیدو و گردهمایی نوجوانان و دهه هشتادیها در ایرانمال بار…
کتاب « زیستن با فلسفهی دلقکها: تاملی بر دگرگونی معرفتشناسی نوجوانان ایران یا تاکید بر دههی هشتادیها» دی ماه سال ۱۴۰۴ منتشر شد، اندکی پیش از فاجعهی دی ماه. این روزها، به بهانهی پدیدهی نیما تکیدو و گردهمایی نوجوانان و دهه هشتادیها در ایرانمال بار دیگر اقبال به این کتاب افزایش یافته است. دکتر سمیه توحیدلو، پژوهشگر اجتماعی دربارهی این کتاب نوشته است. https://t.me/smtohidloo/795
مذاکره با مردگان از مارگارت اتوود، کتابی دربارهی مرگ نیست، دربارهی نوشتن است. اتوود در این اثر، بر پایهی مجموعهای از سخنرانیهای دانشگاه کمبریج، از تجربهی نویسندگی، نسبت نویسنده با خواننده، تخیل، حافظه، سنت ادبی و مسئولیت نوشتن سخن میگوید. این کتاب نه رمان است و نه کتاب آموزشی، بلکه گزارشی از تجربهی چند دهه نویسندگی است. به همین دلیل، برای نویسندگان، مترجمان، پژوهشگران ادبیات و حتی خوانندگانی که میخواهند فرایند شکلگیری یک اثر ادبی را از نگاه نویسنده بشناسند، کتابی ارزشمند است و طیف وسیعی از خوانندگان آثار ادبی میتوانند، مخاطبان این کتاب باشند. این کتاب همزمان خاطره، نقد ادبی، تاریخ اندیشه و تأملاتی دربارهی نویسندگی است. سمیه سمساریلر ترجمهای روان و وفادار به فضای کتاب به دست داده است که در آن، لحن گفتاری سخنرانیهای اتوود را تا حد زیادی حفظ کرده و در عین حال، متن را برای خوانندهی فارسیزبان قابلفهم کرده است. این کتاب را میتوان بارها خواند و هر بار از زاویهای تازه به آن بازگشت. نشر اگر به زودی این کتاب را منتشر خواهد کرد.
سیاست دوستی در زیر آوار پوشه شنیداری بحث مقصود فراستخواه در نقد کتاب خلق جهان مشترک ایرانی( محمد جواد غلامرضا کاشی) مکان: خانه کتاب اردیبهشت تهران زمان: 6 مرداد 1405
видео или голосовое, без подписи
«همنشینی با سرطان: روایت رویارویی و رهایی» تازهترین کتاب هادی خانیکی، از دل تجربهی شخصی او با سرطان آغاز میشود؛ اما خیلی زود از مرز روایت بیماری عبور میکند و به تأملی عمیق دربارهی رنج، امید، مراقبت، دوستی، مسئولیت اجتماعی و معنای زیستن در کنار دیگری میرسد. رونمایی این کتاب ویژه را، به جای سخنرانی، به گفتوگویی جمعی اختصاص دادهایم دربارهی «رنج و تجربهی زیستهی آن، امید و تابآوری در روزهای دشوار، کاستن از رنج خود و دیگران، مراقبت، همدلی و همراهی و روابط انسانی، مسئولیت اجتماعی در برابر رنج دیگران. » در این گفتوگو، هادی خانیکی، استاد ارتباطات اجتماعی، نویسنده کتاب و کنشگر مدنی که تجربهی رویارویی با سرطان را پشت سر گذاشته است، در کنار فریبا اقدامی، همبنیانگذار باشگاه از…تا و تسهیلگر گفتوگو که او نیز این تجربهی دشوار را از سر گذرانده، دربارهی جهان کتاب و موضوعات مربوط با حاضران گفتوگو خواهند کرد. اگر این موضوعها برای شما هم اهمیت دارد، خوشحال میشویم در این گفتوگو همراه ما باشید.
از «خلق جهان مشترک» تا تجربه بیخانمانی؛ امکانی دیگر برای خانه ایرانی ✍سیدفرید حاجسیدجوادی در نشست بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» اثر دکتر محمدجواد غلامرضاکاشی—که با نقد و بررسی دکتر مقصود فراستخواه و دکتر رضا نجفزاده همراه بود—محور اصلی بحث بر ضرورت جستوجوی افقی تازه برای زیست جمعی ایرانیان میچرخید. کتاب با ایدهای جذاب و در عین حال حیاتی، دست بر نقطهای میگذارد که زیست امروز ما بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمند است: «ایجاد جهان و خانهای مشترک». اما مواجهه با این ایده، پرسشی بنیادین را در ذهن برمیانگیزد؛ آیا صورتبندیِ «خانه مشترک» برای جامعه ایرانی ایدهای تازه است، یا ما در تاریخ معاصر و تکوین هویت ملی خود بارها و بارها به سراغ این پروژه رفتهایم؟ واقعیت این است که ایده بنا نهادن خانه مشترک برای زیست جمعی ایرانیان، پیشینهای طولانی دارد. اگر به تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران نگاهی بیندازیم، دستکم سه تجربه و آزمون بزرگ را برای تحقق این سازه بیبدیل مشاهده میکنیم: تجربه صفویه، پروژه پهلوی و تجربه جمهوری اسلامی. سه آزمون تاریخساز: موفقیتها و ناکامیها صفویه را میتوان موفقترین تجربه در همپوشانی هویت، مذهب و جغرافیا دانست؛ ساختاری که توانست در عصر خود نوعی یکپارچگی انسجامبخش و «جهانی مشترک» را برای تکوین ایران جدید به وجود آورد. اما دو تجربه بعدی، یعنی پهلوی و جمهوری اسلامی، پروژههایی ناتمام باقی ماندند. چرا این دو تلاشِ کلان برای ساختن سقف و خانهای فراگیر برای همه ایرانیان، به سرانجامی پایدار نرسید و در نیمه راه دچار گسست شد؟ پاسخ را شاید بتوان در دو عنصر کلیدی جستوجو کرد: «جامعه رنجور و تروماتیک» و «منطق حذف و پیرایش». بستر تروماتیک و منطق حذف هم پهلوی و هم جمهوری اسلامی در بستری شکل گرفتند که جامعه ایرانی از بحرانها، فروپاشیها و تروماهای تاریخی، چه از درون و چه از بیرون، به شدت آسیبدیده و رنجور بود. در چنین وضعیت شکننده و مضطربی، پروژه ساخت خانه مشترک نه از طریق «گشودگی و رواداری»، بلکه از مسیر «پیرایش و حذف گذشته» دنبال شد. در این الگوی معماری سیاسی-اجتماعی: در دوره پهلوی، سعی شد با حذف و نادیده گرفتن سنت، مذهب و بخشهایی از هویت بومی، سازهای مدرن بنا شود که در آن، گروههای وسیعی از جامعه احساس غریبگی و بیخانمانی کردند. در دوره جمهوری اسلامی، همین الگوی حذف به شکلی دیگر تکرار شد؛ اینبار با حاشیهرانی تجدد، هویت غیرمذهبی و سبکهای زندگی متفاوت، تا ساختاری ایدئولوژیک برپا گردد. نتیجه مشترک هر دو پروژه، تولید گروههایی از «بیخانمانشدگان اجتماعی» بود. گروههایی که احساس کردند سهمی از این سقف مشترک ندارند و بخش مهمی از هویت، تاریخ یا باورهایشان برای بنا نهادن خانه جدید تراشیده و دور ریخته شده است. ضرورت گام نهادن در وضعیتی آرامتر و روادارتر اگر قرار است ایدهای همچون «خلق جهان مشترک ایرانی» به سرنوشت پروژههای گذشته دچار نشود و از حد یک آرزوی روشنفکرانه فراتر رود، باید از تجارب گذشته درس آموخت. ساختن خانهای که همه ایرانیان—با تمام تنوعهای فکری، فرهنگی و زیستیشان—در آن احساس امنیت و تعلق کنند، در وضعیت اضطرار، شتابزدگی و تقابلهای کینهتوزانه ممکن نیست. جامعه برای چنین معماری عظیمی نیاز به آرامش، رواداری و شکیبایی دارد. خانه مشترک آینده نباید بر ویرانههای گذشته یا بر پایه بیخانمان کردن بخشی از مردم ساخته شود. تنها با پذیرش تکثر، به رسمیت شناختن تروماهای تاریخی، و ایجاد فضایی برای گفتگو و رواداری است که میتوان به صدایی واحد و خانهای پایدار دست یافت؛ خانهای که در آن هیچ ایرانی احساس غربت نکند.
видео или голосовое, без подписи
نوشتن زیر بمباران گفتوگو با علی اصغر سیدآبادی درباره کتاب وقتی گنجشکها مضطرب میشوند همزمان با جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، یادداشتهایی روزانه با محور زندگی در جنگ در فضای مجازی منتشر شد؛ یادداشتهایی که علیاصغر سیدآبادی، نویسنده و پژوهشگر، آنها را در شبکههای…
نوشتن زیر بمباران گفتوگو با علی اصغر سیدآبادی درباره کتاب وقتی گنجشکها مضطرب میشوند همزمان با جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، یادداشتهایی روزانه با محور زندگی در جنگ در فضای مجازی منتشر شد؛ یادداشتهایی که علیاصغر سیدآبادی، نویسنده و پژوهشگر، آنها را در شبکههای اجتماعی برای گروهی از نویسندگان، تصویرگران و هنرمندان غیرایرانی مینوشت؛ روزنوشتهایی که با اعلام آتشبس، در کتابی با نام «وقتی گنجشکها مضطرب میشوند» گرد آمد و همراه با عکسهایی از عکاسان ایرانی، از سوی نشر NOP در انگلستان منتشر شد. هفته گذشته، نسخه فارسی این اثر نیز با تغییراتی از سوی نشر «اگر» در تهران منتشر شد؛ سیدآبادی در گفتوگوی پیشرو، چگونگی شکلگیری و ویژگیهای این کتاب را شرح میدهد. ابتدا درباره ماجرای شکلگیری ایده نگارش این کتاب بگویید. اول قرار نبود کتابی نوشته شود. همچنان که جنگ هم قرار نبود آن روز، درست وسط یک جر و بحث اینستاگرامی، وارد خانه ما شود. نزدیک ساعت 10 صبح بود. با دوستی درباره موضوعی سیاسی بحث میکردم که ناگهان صدای انفجار آمد و پنجره لرزید. برایش نوشتم: «دیگر بحثمان تمام شد، جنگ شد!» برای هم آرزوی سلامتی کردیم. میدانستم اینترنت بهزودی قطع میشود، برای همین با عجله مطلب کوتاهی نوشتم؛ مخالفت با حمله خارجی و آرزوی تندرستی برای همه ایرانیان، حتی کسانی که با آنان اختلاف داشتم. چند دقیقه بعد اینترنت کاملاً قطع شد. سه روز بدون اینترنت بینالمللی گذشت. روز سوم به دفتر روزنامهای رفتم، آنها تازه به اینترنت بینالمللی دسترسی پیدا کرده بودند. اول رفتم سراغ اینستاگرام، از سرکنجکاوی که بازتاب مطلبم را ببینم و خبری نبود. در میان پیامها یکی از نویسندگان برجسته اروپا اظهار نگرانی کرده و دعوت کرده بود، برویم خانهاش. تأکید کرده بود اگر من هم جای شما بودم، مطمئنم که همین کار را میکردید. فوری جوابش را که سپاس و قدردانی بود، نوشتم. آنلاین بود و دعوتش را تکرار و اصرار کرد. هیچ اطلاعی از وضعیت صدور ویزا و در نوبت ماندن و تعطیلی خدمات کنسولی سفارتخانهها و تعطیلی فرودگاهها نداشت. اطلاعاتش را کامل نکردم و فقط تشکر کردم، چون مطمئن بودم که اگر همه چیز هم روبهراه بود، باز هم میماندیم تهران. در فیسبوک هم چند نویسنده و تصویرگر جویای حال ما شده بودند. همانجا تصمیم گرفتم هر وقت به اینترنت دسترسی پیدا کردم، برایشان بنویسم در تهران بر ما چه میگذرد. بنابراین این یادداشتها از پاسخ به احوالپرسی شروع شد. اول هم نوشتهها کوتاه بود. وقتی شروع به نوشتن کردم، فکر نمیکردم این یادداشتها روزی کتاب شوند. فقط میخواستم دوستانم بدانند ما هنوز زندهایم و خانهمان هنوز سر جایش است، اما کمکم نوشتهها با کامنتهایی که آنها میگذاشتند، شکل خود را پیدا کردند. میانه جنگ بود که یکی پیشنهاد داد، این نوشتهها را تبدیل به کتاب کنم، البته با تمجیدی اغراقآمیز. خودم هم کمکم به این ایده رسیده بودم، اما همزمان نگران بودم اگر فکر کنم کتاب مینویسم، خود به خود صمیمیت نوشتهها که وابسته به حس و حال آن روز و گاهی همان لحظات نوشتن بود، از دست برود. در پایان روز چهلم، یکی زیر آخرین نوشته پرسید: «آیا این نوشتهها را به کتاب تبدیل خواهی کرد؟» نوشتم: «اولین کارم آمادهسازی کتاب خواهد بود.» احتمالاً همانجا بود که برای اولینبار پذیرفتم که میخواهم کتابشان کنم. پیش از آن، کتاب کمکم ساخته شده بود، بیآنکه خودم متوجه شده باشم. متن کامل را اینجا بخوانید!
видео или голосовое, без подписи