پادکستهای اردشیر رستمی
Статистика|دورهمی علاقهمندان اردشیر رستمی| - Ardeshir Rostami Official Channel 🔻 @ardeshirrostamiofficial 👤
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 14
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 667
- 1/48двое суток
- 1 910
- 1/72трое суток
- 2 060
Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.
Посты
🌱 دوره ۸ جلسهای مدیتیشن برای مبتدیها این دوره برای کسی است که: هیچ تجربهای از مدیتیشن ندارد. فکر میکند «من برای مدیتیشن ساخته نشدهام». در طول روز دائماً درگیر فکر و حواسپرتی است. میخواهد آرامتر و آگاهانهتر زندگی کند. دنبال یک تمرین ساده و قابلاجراست، نه یک برنامه پیچیده. آدم معمولیِ پرمشغلهای که میخواهد یاد بگیرد چگونه کمی از حالت «همیشه در حال انجام دادن» فاصله بگیرد و حضور بیشتری را تجربه کند. در این دوره با تمرینهای ساده مدیتیشن و Mindfulness یاد میگیریم توجه خود را بهتر ببینیم، وقتی ذهنمان سرگردان شد متوجه شویم و دوباره به لحظه حاضر برگردیم. جزئیات دوره: 🗓 شروع: شنبه ۱ شهریور ⏳ مدت دوره: ۱ ماه | ۸ جلسه 🕐 مدت هر جلسه: ۱ ساعت 💻 برگزاری: آنلاین در بستر Google Meet 👥 ظرفیت: فقط ۱۰ نفر 💰 هزینه ثبتنام: ۹۹۹ هزار تومان ( هزینه 2 تا پیتزا🍕 ) لینک کانال کُندزیستی : https://t.me/kondZisti اگر دوست دارید در این دوره شرکت کنید یا درباره جزئیات آن سوالی دارید، از طریق آیدی زیر پیام بدهید: @Sir_Khoshbakht
معرفی کتاب: اردشیر رستمی شاعر، نویسنده، نقاش و بازیگر ایرانی است که با تصویرسازیها و نوشتههای شاعرانهاش شناخته میشود. او در سال ۱۳۴۹ در تبریز متولد شد و علاوه بر هنرهای تجسمی، در آثاری مانند سریال «شهریار» نیز به ایفای نقش پرداخته است. وقتی انسان احساس کند که «کسی شده است»، ممکن است آرامآرام از رشد و یادگیری فاصله بگیرد. غرور باعث میشود آدم فکر کند دیگر نیازی به تغییر، شنیدن و بهتر شدن ندارد. بزرگترین سقوطها زمانی آغاز میشوند که انسان خودش را کامل و بینیاز از دیگران بداند. آدمی تا زمانی زنده و پویاست که بداند هنوز چیزهای زیادی برای آموختن و تجربه کردن دارد. گاهی فروتنی همان چیزی است که انسان را در اوج نگه میدارد؛ چون کسی که خود را تمامشده بداند، آغازِ پایانش را رقم زده است.
یک رابطهی اصیل زمانی متولد میشود که دو نفر بگویند: «میدانم زندگی پر از ناهمواری است، اما من طی کردن این مسیر را با تو میخواهم.» عشق منحصر به روزهای خوش یا هیجانات رمانتیک نیست؛ بلکه در سادهترین رفتارهای روزمره نفس میکشد. عشق یعنی تعهد مداوم به یکدیگر، وقتی که روزگار سخت میشود و انتخاب دوبارهی هم، شجاعت میخواهد.
کمتحرکی، از سیگار کشیدن هم خطرناکتره! یه تحقیق بزرگ که روی بیش از ۱۲۲ هزار نفر انجام شده، نشون میده که ورزش نکردن حتی از سیگار کشیدن و دیابت هم برای بدن خطرناکتره. البته این به معنی کمخطر بودنِ سیگار نیست! سیگار همچنان یکی از عوامل اصلی و مهم بیماری و مرگومیره.
تلگرام ۱۳ ساله شد! 🎉 ۱۳ سال پیش، در چنین روزی، پیامرسان اجتماعی تلگرام متولد شد. 💙
یادآوری امروزت: همهچی موقتیه! همهچی... حتی بهترینها، مخصوصاً بهترینها. ما فقط چند سال محدود داریم. همهی لحظاتش رو زندگی کن، حتی اونایی که سخت و طاقتفرسان؛ چون اونها هم موندگار نیستن. و اینها همون تجربهست. ناامنی؟ تجربهست. دلشکستگی؟ تجربهست. سردرگمی؟ تجربهست. شادی؟ تجربهست. ریسک کردن؟ تجربهست. ▪️چیزی از دست نمیدی؛ یا میبری، یا یاد میگیری.
پسره میگفت: دوستدخترم از یه خانوادهی بهشدت فقیری بود. برای تولدش آیفون ۱۷ خریدم. وقتی بهش دادم، اولش شوکه شد، بعدش گریه کرد و بغلم کرد. این صحنه رو زیاد دیده بودم؛ فکر نمیکردم با بقیهی دخترا فرق داشته باشه. یهو دختره بهم گفت: «من خیلی ازت ممنونم برای کادوت، ولی خیلی گرونه، نمیتونم قبولش کنم؛ چون خودت میدونی بقیه اینو توی دست من ببینن، هی میگن بفروش، خرج خانواده کن. بعدشم من نمیتونم برات جبرانش کنم. من نمیخوام چیزی که با عشق بهم دادی، تبدیل بشه به چیزی که هر بار توی دستم میبینمش، یادم بیاره چقدر ازت عقبم و نتونستم برات کاری کنم. من کادوتو دوست دارم، بیشتر از خود گوشی، چون فهمیدم چقدر برات مهمم؛ ولی اگه واقعاً دوستم داری، بذار اینو پس بدم و به جاش یه چیزی بهم بده که بتونم با خیال راحت نگهش دارم.» ▪️همونجا فهمیدم این دختر با بقیه فرق داره؛ چون برای اولین بار کسی رو دیدم که ارزش عشق رو بیشتر از قیمت هدیه میدونه.
با دستی مینویسم که به قلبم نزدیکتر است. ❤️ امروز، ۱۳ اوت برابر با ۲۲ مرداد، روز جهانی چپدستهاست. این روز رو به همهی چپدستهای عزیز تبریک میگم. 🌱 روز بینالمللی چپدستها بهمنظور تجلیل از چپدستها و افزایش آگاهی دربارهی مزایا و ویژگیهای چپدست بودن است. این روز همچنین به مشکلات چپدست بودن میپردازد؛ مشکلاتی که چپدستها در جهانی عمدتاً راستدست با آن مواجهاند و بسیاری از ابزارها و امکانات برای راستدستها طراحی شدهاند. در حالی که حدود ۷ تا ۱۰ درصد از جمعیت جهان را چپدستها تشکیل میدهند.
صمیمیت زناشویی در اتاق خواب شروع نمیشود؛ بلکه از آشپزخانه، هنگام گوش دادن به خستگیهای هم، حمایت در برابر خانوادهها و ایجاد امنیت روانی شروع میشود. بدنها جایی به هم نزدیک میشوند که قبل از آن، قلبها به هم اعتماد کرده باشند.
یادآوری امروزت: نتیجهی تواضعِ بیش از حد، شنیدن نصیحت از یک ابله است. — ابنخلدون
اعتمادبهنفسی که موفقیت کاری و کسب درآمد بهت میده، واقعاً کجای دیگه پیدا نمیشه.
من شدیداً به این اعتقاد دارم: دلهایی که شاد میکنی، میشن «عجب شانسی آوردم»های زندگیت...
۱. هر وقت کسی بهت بدی کرد، حتماً، حتماً و حتماً باید واکنش نشون بدی. باید طغیان کنی. ۲. خیانت، تحقیر، بیاحترامی و سوءاستفاده، مخصوصاً وقتی از طرف آدمهای نزدیکت باشه، اصلاً و ابداً تحملش نکن؛ فقط به خاطر اینکه ثابت کنی آدم بالغ و فهمیدهای هستی. ۳. واکنش نشون بده، نه فقط برای تنبیه اون آدم؛ چون داری از عزت نفست دفاع میکنی، چون برای سلامت روانت لازمه. داری به خودت میگی: «من نمیپذیرم که اینطوری با من رفتار بشه.» ۴. و اما یه چیز مهمتر هم هست: اگه هیچ واکنشی نشون ندی، ممکنه اون آدم هیچوقت نفهمه کاری که با تو کرده چه آسیبی زده. ۵. تو با سکوت همیشگی، فرصت یادگیری رو از آدم مقابل میگیری. آدمها فقط از نصیحت کردن یاد نمیگیرن، بلکه باید با نتیجهی رفتار خودشون روبهرو بشن. ۶. مرز گذاشتن، اعتراض کردن، رابطه رو ترک کردن یا حتی عصبانی شدن، همهشون لزوماً نشونهی بیاخلاقی نیستن؛ نشونهی اینه که دیگه حاضر نیستی به خودت خیانت کنی. ۷. قرار نیست هر بدیای رو با بدی جواب بدی، اما قرار هم نیست هر ظلمی رو تحمل کنی. سالمترین واکنش اینه که بگی: «این رفتاری که با من کردی قابل قبول نیست و من دیگه اجازه نمیدم تکرار بشه.»
یادآوری امروزت: خودت را به خاطر شکوفا نشدن، در جایی که هیچگاه نورِ رشد به تو نرسید، سرزنش نکن.
واقعاً رابطهی خوب پیدا کردنی نیست، ساختنیه؛ ولی آدم خوب دقیقاً پیدا کردنیه، ساختنی نیست!
خانمی ۳۳ ساله، رابطهاش با دختر نوجوانش رو اینطور برام تعریف کرد: دخترم از یه مهمونی شبانه با دوستاش بهم پیام داد: «مامان... هنوزم از شارژر خونه استفاده میکنیم؟» دیگه ازش استفاده نمیکردیم... اما این، رمز بین ما بود. «شارژر» یعنی: همین الان بیا دنبالم. «هدفون» یعنی: تا چند دقیقه دیگه بهم زنگ بزن. «بطری آب» یعنی: حالم خوبه، همهچی روبهراهه. اون شب فقط نوشت: «شارژر.» نپرسیدم چرا. پشت سر هم پیام ندادم. فقط کلیدامو برداشتم و راه افتادم. وقتی سوار ماشین شد، آروم گفت: «واضحاً داشت عجیب میشد... احساس امنیت نمیکردم.» تمام مسیر رو در سکوت برگشتیم خونه. نه بازجویی... نه سرزنش... فقط امنیت. ▪️هر بچهای باید یه راه خروج داشته باشه؛ راهی که برای استفاده ازش، مجبور نباشه توضیحی بده. 🤍
مامانم چجوری هم حوصلهی ما رو داره، هم کار میکنه، هم غذا درست میکنه، هم خونه رو تمیز میکنه، ظرفها رو میشوره، لباسها رو اتو میکنه؛ هم حواسش بهمون هست، هم مهربونه، هم خوشاخلاقه، هم خندونه! مامانم انگار اندازهی دو نفر انرژی داره و من حتی بعد از کار نمیتونم خوشاخلاق باشم، چه برسه به اینکه درس و غذا و لباس و ظرف و ارتباطات اجتماعی رو هم مدیریت کنم... آخه دیگه انرژی ندارم!
یادآوری امروزت: خلاصه بگویم، آدم آسانی نباشید و آسان به دست نیایید آسان نپذیرید و به آسانی با همهچیز کنار نیایید آدمها، هرآنچه ساده به دست میآید را، به سادگی از دست میدهند قدرش را نمیدانند، به هدرش میدهند! این را به خاطر بسپارید، به همان میزان که بر خود ارزش مینهید، برایتان ارزش قائل خواهند شد...
من باور دارم انسان، عجیبترین مسافر دنیاست... گاهی آنقدر سقوط میکند که فکر میکند دیگر جایی برای پایینتر رفتن نیست؛ اما مگر نه اینکه بعضی پروازها، از عمیقترین سقوطها آغاز میشوند؟ من از روزهایی عبور کردم که زمین زیر پایم خالی شد، آدمهایی رفتند، امیدهایی خاموش شدند و چیزهایی فرو ریختند که فکر میکردم ستون زندگیام هستند. اما میان همان ویرانهها، چیزی را دیدم که سالها از آن غافل بودم؛ خودم را... شاید سقوط همیشه به معنای از دست دادن نباشد؛ گاهی زندگی، ما را از ارتفاع توهم پایین میآورد تا با حقیقت خودمان روبهرو شویم. و شاید عجیبترین راز انسان همین باشد... اینکه میتواند از دل تاریکی عبور کند، زخم بردارد، فرو بریزد، اما از همان جایی که شکسته است، دوباره جوانه بزند. شاید بعضی سقوطها، سقوط نبودند... فروریختن قفسی بودند که سالها اسمش را «زندگی» گذاشته بودیم.
نامهای به دخترم دخترکم! من عشق و آزادی را نزیسته بودم، اما همیشه در اعماق وجودم، دختری را پروراندم که زندگی را بیعشق و بیآزادی نمیداند... دخترکم، من موهایی بلند نداشتم و با پیراهن گلدارم، در دشتهای سبز نرقصیدم! دخترکم، من هیچگاه بلند و از ته دل نخندیدم؛ و هیچگاه زندگی را طولانی و گرم، در آغوش نگرفتم... دخترکم، من راهِ شادی را جز کوچهای که به آزادی، به عشق و به رؤیا ختم میشد، نمیدانستم! و ترانهی حیات را بهجز از دهانِ زنی زیبا، که در انتهای آن کوچه نشسته بود، نشنیده بودم! دخترکم، دلم میخواست دستهایی جادویی داشته باشم یا کولهباری از تجربه، تا تو را از غمها و ورطههای سهمگین نجات دهد؛ اما شاد باش! چرا که من، تنها زنی دیوانه بودم که روی صفحات کاغذ میزیست و آنقدر مینوشت و مینوشت تا زندگیِ نزیستهاش را خلق کند...