عرفان ، حکمت و زندگی
Статистикаفهرست کانال عرفان، حکمت و زندگی https://t.me/err8kd تجمیع ویسها https://t.me/tajmievoshaee کتابخانه مجازی https://t.me/khodashenashi آرشیو مراقبه نور درون https://t.me/bahwDH رنگ خدا https://t.me/RrANggd2
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 36
- Всего постов
- 69
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 188
- 1/48двое суток
- 215
- 1/72трое суток
- 232
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
══ 💛 ══ ❥ 🟡 چگونه از کائنات درخواست کنیم؟ 👈 خانهی شمــع و انرژی ☟ ☟ ✦ https://t.me/Sham_Energi77 ▪️▪️
видео или голосовое, без подписи
🔥 حکایت «بتِ ابوسعید»؛ رهایی از وابستگی در تذکرةالأولیاء عطار حکایتی درباره ابوسعید ابوالخیر آمده است: جوانی که آوازه ابوسعید را شنیده بود، با مال و دارایی بسیار نزد او آمد و همه اموالش را به او بخشید. ابوسعید نیز همه را در راه درویشان و نیازمندان خرج کرد و چیزی برای خود نگه نداشت. جوان سالها به عبادت، ذکر، شبزندهداری و خدمت مشغول بود. مدتی نیز به کارهای دشوار پرداخت و سپس نیازمند کمک مردم شد. مدتی مردم به او کمک کردند، اما کمکم او را خوار شمردند و دیگر چیزی به او ندادند. ابوسعید نیز به اطرافیان گفته بود که به او کمک نکنند. حتی رفتار خود او با جوان سخت شد و سرانجام او را از خانقاه بیرون کردند. جوان سه روز در گوشهای افتاده بود؛ نه چیزی میخورد و نه میخوابید. روز چهارم، در خانقاه سفرهای برپا بود. جوان از شدت گرسنگی به مطبخ رفت، اما به دستور ابوسعید غذایی به او ندادند و اجازه نشستن بر سر سفره را نیز ندادند. ابوسعید او را سرزنش کرد و دستور داد بیرونش کنند. جوان، ناامید از همه، به مسجدی خراب رفت. بر خاک افتاد و با گریه گفت: «خداوندا، تو میدانی و میبینی که چگونه رانده شدهام. هیچکس مرا نمیپذیرد و هیچ پناهی ندارم جز تو.» آنقدر گریست تا از شدت ضعف بر زمین افتاد. در این هنگام ابوسعید با چند تن از یارانش به مسجد آمد. جوان با اندوه گفت: «چگونه دلت آمد با من اینهمه جفا کنی؟» ابوسعید گفت: «تو از همه خلق امید بریده بودی، اما هنوز به من امید داشتی. حجاب میان تو و خدا، ابوسعید بود. در راه تو جز این یک بت باقی نمانده بود؛ باید این حجاب برداشته میشد و این بت شکسته میگردید. اکنون برخیز که مبارکت باد.» 🌿 نتیجه و معنای حکایت این حکایت نمادی از رهایی از وابستگی است. بت همیشه سنگ و چوب نیست؛ گاهی یک انسان، یک رابطه، مال، مقام، تأیید دیگران، حتی یک استاد یا یک وسیله معنوی میتواند در دل ما تبدیل به «بت» شود؛ یعنی چیزی که آرامش و امید نهایی خود را به آن گره زدهایم. تفاوت بزرگی میان استفاده از وسیله و وابستگی قلبی به وسیله وجود دارد. میتوان از انسانها محبت گرفت، از استادان آموخت و از اسباب زندگی استفاده کرد؛ اما نباید دل را به آنها گره زد. وسیله میتواند راهنما باشد، اما تکیهگاه نهایی فقط خداست. گاهی فرو ریختن یک تکیهگاه بیرونی، مجازات نیست؛ فرصتی است برای اینکه انسان ببیند دلش واقعاً به چه چیزی تکیه کرده است. رهایی حقیقی یعنی: محبت کنی، اما وابسته نباشی؛ بیاموزی، اما کسی را قبله قلبت نکنی؛ از اسباب استفاده کنی، اما دل به اسباب نبندی. وقتی همه تکیهگاهها فرو میریزند، انسان با حقیقتی روبهرو میشود که همیشه نزدیک او بوده است: خداوند 🦋💐🦋💐🦋 🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی 💎💎💎 https://t.me/atesalbeallah
видео или голосовое, без подписи
خانم سرخوش عزیز از گروه عاشقان دیدار رب🌹🍃 🦋💐🦋💐🦋 🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی 💎💎💎 https://t.me/atesalbeallah
видео или голосовое, без подписи
🌿 بیوگرافی مختصر ملاصدرا صدرالدین محمد شیرازی، معروف به ملاصدرا (۹۷۹–۱۰۵۰ هـ)، فیلسوف، عارف و مفسر بزرگ ایرانی است. او در شیراز زاده شد، در اصفهان نزد استادانی چون میر داماد و شیخ بهایی فلسفه و عرفان آموخت، و پس از سالها خلوت و ریاضت در کهک قم، به شهود و تأملی تازه در هستی رسید. ملاصدرا بنیانگذار حکمت متعالیه است؛ مکتبی که فلسفه، عرفان و قرآن را در یک نظام واحد جمع میکند. از آثار مهم او: - اسفار اربعه - شرح اصول کافی - تفسیر قرآن ✨ ✨✨ دیدگاههای اساسی و توحیدی ملاصدرا 🌟 اصالت وجود ملاصدرا میگوید: حقیقتِ هستی، «وجود» است نه «ماهیت». ماهیتها سایههای وجودند؛ و وجود، پرتوی از نور الهی است. در این نگاه، خداوند سرچشمهی همهی وجودهاست و هر موجود، مرتبهای از ظهور اوست. 🌟 تشکیک وجود وجود، یک حقیقت واحد است اما دارای شدت و ضعف. از ضعیفترین مرتبه (ماده) تا قویترین مرتبه (حق مطلق)، همه در یک پیوستارِ وجودیاند. این نظریه، پلی میان فلسفه و عرفان است؛ زیرا نشان میدهد که همهی هستی، در مسیر بازگشت به وحدت است. 🌟 حرکت جوهری او باور دارد که نهتنها اجسام، بلکه «جوهر» و «ذات» موجودات نیز در حرکتاند. جهان، سیلان دائمی وجود است؛ هر لحظه، آفرینشی تازه رخ میدهد. این حرکت، سیر از نقص به کمال و از کثرت به وحدت است. 🌟 توحید و تجلی در نگاه ملاصدرا، خداوند وجود مطلق است؛ جهان، تجلی اوست؛ و انسان، آینهی تمامنمای آن تجلی. توحید یعنی دیدن همهی هستی بهعنوان ظهور یک حقیقت واحد. 🌟 انسان و سیر چهارگانه در کتاب اسفار اربعه، ملاصدرا مسیر انسان را در چهار سفر بیان میکند: 1. از خلق به سوی حق 2. در حق با حق 3. از حق به سوی خلق با حق 4. در میان خلق برای هدایت خلق این سفرها، سیر روح از محدودیت به حضور الهیاند. 🌟 عرفان و شهود ملاصدرا فلسفه را بدون عرفان ناقص میدانست. میگفت: عقل باید با نور شهود همراه شود تا حقیقت را ببیند. در نگاه او، علم حقیقی، علم حضوری به خداست؛ یعنی شناختی که از دلِ حضور و عشق برمیخیزد. 💫💫💫 🌸 خلاصه ملاصدرا، فیلسوفِ وحدت و حرکت است؛ وجود را حقیقتِ یگانهی هستی میداند، جهان را تجلی خدا، و انسان را مسافرِ راهِ بازگشت به حق. 🦋💐🦋💐🦋 🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی 💎💎💎 https://t.me/atesalbeallah
══ 💚 ══ ❥ 🟢 از افســردگــی تــا آرامــش 👈👈 با سـابـلـیـمـیـنــال ❖ SubliMinal•Halekhoob ⚘️⚘️
видео или голосовое, без подписи
. اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم🩵🦋 🦋💐🦋💐🦋 🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی 💎💎💎 https://t.me/atesalbeallah
видео или голосовое, без подписи
🌿 تو در راهی؛ از حرکت جوهری تا ملاقات رب ⭐️بسم الله الرحمن الرحیم⭐️ «يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ» 💢«ای انسان، تو با تلاش و رنج بسیار به سوی پروردگارت در حرکتی، پس او را ملاقات خواهی کرد.» (سوره انشقاق، آیه ۶) این آیه یکی از عمیقترین توصیفهای قرآن از وضعیت وجودی انسان است. قرآن نمیگوید انسان گاهی حرکت میکند؛ میگوید: «إِنَّكَ كَادِحٌ»؛ تو در حال کَدح و تلاش و حرکتی. کَدح، حرکتی همراه با کوشش، رنج و مجاهده است. گویی انسان از لحظهای که پا به این عالم میگذارد، در یک مسیر دائمیِ شدن قرار گرفته است. ما معمولاً تصور میکنیم زندگی مجموعهای از اتفاقاتی است که برای «ما» رخ میدهد؛ اما نگاه عمیقتر این است که هر اتفاق، هر انتخاب، هر رنج، هر آگاهی و هر واکنش، در حال ساختن ماست. اینجاست که مفهوم حرکت جوهری ملاصدرا افق زیبایی برای فهم این آیه باز میکند. در نگاه ملاصدرا، حرکت فقط جابهجایی جسم از نقطهای به نقطه دیگر نیست؛ بلکه در عالم مادی، خودِ وجود موجودات در بستر زمان، پیوسته در حال تغییر و شدن است. یعنی انسان یک موجود کاملاً ثابت و تمامشده نیست. انسان «شدن» است. تو فقط کسی نیستی که امروز هستی؛ تو حاصل مسیری هستی که تاکنون پیمودهای و در عین حال، در هر لحظه در حال ساختهشدن برای لحظه بعدی هستی. فکرهایت، نیتهایت، انتخابهایت، عادتهایت، اخلاقَت و حتی نحوه مواجههات با رنج، در این شدن نقش دارند. پس سؤال مهم فقط این نیست که «من چه کسی هستم؟» بلکه سؤال عمیقتر این است: «من دارم به چه کسی تبدیل میشوم؟» قرآن جهت این حرکت را نیز مشخص میکند: «إِلَىٰ رَبِّكَ» به سوی پروردگارت. این «به سوی» بودن، بسیار مهم است. انسان ممکن است خیال کند در زندگی سرگردان است؛ اما قرآن میگوید در سطحی عمیقتر، وجود تو در مسیر است. حتی اگر خودت از این مسیر غافل باشی، صیرورت و شدن تو متوقف نشده است. ✅اما اگر همه انسانها در حال شدن هستند، آیا همه به یک شکل میشوند؟ نه. ممکن است یک انسان از رنج، آگاهی بسازد و دیگری از همان رنج، کینه. یکی از فقدان، توکل بیاموزد و دیگری ناامیدی. یکی از قدرت، بندگی بسازد و دیگری تکبر. بنابراین حرکت اجتنابناپذیر است، اما کیفیت و جهت این شدن، با انتخابهای انسان پیوند دارد. 👌و اینجاست که سلوک آغاز میشود. 💥سلوک یعنی انسان از زندگی ناخودآگاه خارج شود و متوجه شود که دارد چه چیزی از خودش میسازد. قرآن میفرماید: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» «و کسانی که در راه ما مجاهده کنند، قطعاً آنان را به راههای خود هدایت خواهیم کرد.» (عنکبوت، ۶۹) یعنی انسان در این مسیر باید با خودش روبهرو شود؛ با ترسهایش، وابستگیهایش، خشمش، خودخواهیاش، قضاوتهایش و غفلتش. زیرا بزرگترین مانع دیدن حقیقت، همیشه در بیرون ما نیست؛ گاهی حجاب در خود ماست. و بعد قرآن میگوید: «فَمُلَاقِيهِ» پس او را ملاقات خواهی کرد. این ملاقات را نباید مکانی و جسمانی تصور کرد؛ خداوند محدود به مکان نیست. «ملاقات» در افق عرفانی میتواند به معنای مواجه شدن انسان با حقیقت ربوبی و رسیدن به نتیجه نهایی این مسیر باشد؛ جایی که انسان دیگر نمیتواند از حقیقت وجود خود و نسبتش با پروردگار فرار کند. در ظاهر آیه، سخن از حقیقتی قطعی است: تو در حرکتی و سرانجام با پروردگارت مواجه خواهی شد. اما در باطن، آیه یک بیدارباش بزرگ برای زندگی امروز ماست: تو همین اکنون نیز در مسیر ملاقات هستی. هر روز داری به آن انسانی نزدیکتر میشوی که با انتخابهایت میسازی. پس مسئله فقط پایان زندگی نیست؛ مسئله تمام شدن هر لحظه از زندگی و ساخته شدن لحظه بعدی است. و شاید یکی از زیباترین پیوندهای عرفانی این باشد: 👌حرکت جوهری میگوید: تو در حال شدنی. قرآن میگوید: این شدن جهت دارد. «إِلَىٰ رَبِّكَ» تو از یک وضعیت وجودی به وضعیت دیگری میروی؛ از غفلت به آگاهی، از خودمحوری به توحید، از پراکندگی به حضور. پس خودشناسی حقیقی فقط پیدا کردن یک تصویر زیبا از «من» نیست. گاهی خودشناسی یعنی دیدن آن چیزی که باید در ما کنار برود تا حقیقتی عمیقتر در ما آشکار شود. انسان در این سفر قرار نیست صرفاً اطلاعات بیشتری درباره خدا جمع کند؛ قرار است خودش تغییر کند. و شاید معنای عمیق این آیه همین باشد: تو مسافری نیستی که فقط به مقصد میروی؛ تو در خودِ این سفر، داری ساخته میشوی. و هر لحظه از زندگی، پرسشی خاموش در برابر تو قرار دارد: «من اکنون در مسیر إِلَىٰ رَبِّكَ چه چیزی از خودم ساختهام؟» چون تو خواهناخواه در حرکتی... «إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ» پس هوشیار باش؛ زیرا زندگی فقط گذشتن زمان نیست. 💚زندگی، شدنِ تو در گذر زمان است.
видео или голосовое, без подписи
✅سیستم عصبی خسته 🎙خانم سرخوش عزیز از گروه عاشقان دیدار رب 🦋💐🦋💐🦋 🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی 💎💎💎 https://t.me/atesalbeallah
видео или голосовое, без подписи
🌿 بیوگرافی بسیار مختصر ابنعربی محییالدین محمد بن عربی (۵۶۰–۶۳۸ هـ) مشهور به شیخالاکبر، از بزرگترین عارفان تاریخ اسلام است. او در اندلس زاده شد، در جوانی وارد سلوک عرفانی شد و در سفرهای گستردهاش به مغرب، مصر، مکه، بغداد و شام با بزرگترین مشایخ زمان دیدار کرد. سرانجام در دمشق اقامت گزید و همانجا درگذشت. میراث او بیش از ۴۰۰ اثر است؛ دو ستون اصلی اندیشهاش: - الفتوحات المکیه - فصوص الحکم ✨ مهمترین دیدگاههای عرفانی و توحیدی ابنعربی 🌟 وحدت وجود وجود حقیقی فقط خداست؛ موجودات عالم، جلوهها و ظهورات اویند. اصطلاح «وحدت وجود» بعدها برای توصیف اندیشهاش ساخته شد، اما روح سخنش همین است: کثرت، سایهی وحدت است. 🌟 تجلی و ظهور جهان صحنهی تجلی اسماء الهی است. هر موجود، یک «اسم» را آشکار میکند: جمال، جلال، حکمت، رحمت… هستی، جریان بیپایان ظهور است؛ لحظهای تکرار نمیشود. 🌟 اسماء و صفات الهی ذات خداوند دستنیافتنی است؛ اما اسماء و صفات، راه شناختاند. شناخت جهان = شناخت اسماء شناخت اسماء = شناخت نحوهی ظهور حق 🌟 انسان کامل انسان کامل، آینهی تمامنمای اسماء الهی است. او واسطهی میان حق و خلق است؛ جایی که خدا خود را در آینهی انسان میبیند و انسان حقیقت خدا را در آینهی وجود خویش. 🌟 خیال خیال، فقط تصور ذهنی نیست؛ یک «عالم» است میان ماده و معنا. محل رؤیا، مکاشفه و صورتهای معنوی. جایی که حقایق روحانی در قالب قابلادراک ظاهر میشوند. 🌟 برزخ برزخ یعنی چیزی که هم جدا میکند و هم وصل. در اندیشه ابنعربی: - عالم خیال = برزخ میان وجود مطلق و موجودات محدود - انسان کامل = برزخ میان حق و خلق 🌟 جمع میان تنزیه و تشبیه خداوند از هر چیزی فراتر است = تنزیه و در عین حال نشانههای او در عالم ظاهرند = تشبیه ابنعربی تلاش میکند این دو را همزمان حفظ کند 🌟 بازگشت انسان به خدا انسان از حق آمده، در کثرت تجربه میکند، با شناخت اسماء، وحدت را مییابد و به حقیقت الهی بازمیگردد. کمال انسان = شناخت نسبت خود با خدا. ✅ وجود حقیقی خداست؛ جهان تجلی اوست؛ انسان کامل آینهی اسماء الهی است؛ خیال و برزخ ساختار ارتباطی میان حق و خلقاند؛ و مسیر انسان حرکت از کثرت به شناخت وحدت است. 🦋💐🦋💐🦋 🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی 💎💎💎 https://t.me/atesalbeallah
видео или голосовое, без подписи
🌸 از امروز، سفری تازه آغاز میکنیم؛ سفری در میان دلهای بیدار، در میان آنان که از خاک برخاستند و به افلاک رسیدند. هر روز، با یکی از بزرگانِ عرفان همراه خواهیم شد؛ 💫با اندیشهشان، با عشقشان، با نوری که در جانشان جاری بود. در هر نام، در هر سخن، جرعهای از حقیقت نهفته است؛ جرعهای که جان را روشن میکند و دل را به یادِ اصلِ خویش میبرد. 🦋💐🦋💐🦋 🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی 💎💎💎 https://t.me/atesalbeallah
══ ❤️ ══ ❥ 🛑 دانـش ریڪی • انرژیدرمانـی ◉ Reiki•Knowledge ▪️▪️
видео или голосовое, без подписи