آوای درناها
Статистика- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 58
- 1/48двое суток
- 66
- 1/72трое суток
- 71
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
رؤیاورزی پیوسته در بیداری و خواب در حال وقوع است. درست مانند ستارگان که حتی زمانی که نور آنها با تابش خورشید محو میشود، در آسمان وجود دارند. بنابراین رؤیاورزی کارکردی مداوم در ذهن است، حتی زمانی که رؤیاهای ما توسط تابش زندگی و بیداری از گستره هشیاری محو میشوند. رؤیاورزی، آزادانهترین، جامعترین و عمیقترین شکل کار روانشناختی است که انسانها قادرند انجام دهند. در غیاب قابلیت رؤیاورزی ما از ایجاد معنایی که احساس کنیم مختص خودمان است، عاجزیم، نمیتوانیم بین توهم و ادراک، میان ادراکات خود و ادراکات دیگران و بین زندگی رؤیاگونه و زندگی بیداری خود تمایز قائل شویم. در این حالت روان شناختی، «شخص نمیتواند به خواب رود و نمیتواند بیدار شود . رویاورزی چه توسط خودمان انجام شود و چه با کمک دیگری، عمیقترین شکل تفکر است. ابزار اصلیای است که ما از طریق آن کار روانشناختی انسان بودن و انسان شدن را در مواجهه با واقعیت مسائل هیجانیمان و کنار آمدن با آنها، انجام میدهیم. «رویاورزی چه توسط خودمان انجام شود و چه با کمک دیگری»، جوهرهٔ اصلی درمان تحلیلی است.
без подписи
«چهبسا حقیقت این است که تا کسی ندیده باشدمان، وجود نداریم؛ نمیتوانیم درست حرف بزنیم، تا وقتی کسی به حرفمان گوش بدهد، و در یک کلام، کاملا زنده نیستیم، تا زمانی که دوست داشته شویم.»
https://www.instagram.com/p/Dbqd0EejOXm/?igsh=MWZnNTlrd3I0ajUxbw==
عنوان فصل دوم، تجربهی درونی است. تجربهی درونی چیست؟ «تجربهی درونی ما را به فراسوی فرار میبرد، آنجا که همهی صورتهای اقتدار بیرونی، همچون مذهب یا فلسفه، «مهر باطل میخورند». این فصل از پیوند باتای با نیچه سخن میگوید، از زیست اجتماعی-سیاسی باتای و بافتی تاریخی که سرنوشت باتای را به نیچه گره میزند. در ادامه نویسندهی کتاب به این پرسش پاسخ میگوید که باتای چگونه جامعهای را میپسندید؟ باتای به دگردیسی سیاست علاقهمند بود: «یگانه جامعهی لبالب از زندگی و نیرو، یگانه جامعهی آزاد، جامعهی دو یا چند سر است که به تعارضهای بنیادین زندگی یک خروجی انفجاری همیشگی، اما محدود به ارزشمندترین صورتها، اختصاص میدهد». تجربهی درونی در نهایت تجربهی امر ناممکن است و امر ناممکن چیست؟ لطفاً در کتاب مطالعه بفرمایید. لینک خرید نسخهی الکترونیکی کتاب: https://t.me/+ozx9hfRaVWQ3NDY0
بیشتر آدمها فکر میکنند درمان یعنی پیدا کردن پاسخها، اما گاهی درمان، فقط جرأتِ ایستادن کنار آبهای تاریکِ درون است! نه برای روشن کردن همهی تاریکی، بلکه برای دوباره در دست گرفتن چراغی که سالها زیر ترس، خشم و اندوه پنهان شده است؛ نوری که فقط آنقدر میتابد که قدمِ بعدی را ببینی!
без подписи
اگر بتوانم یک بار دیگر زندگی کنم. می کوشم بیشتر اشتباه کنم ، نمی کوشم بی نقص باشم.. راحت تر خواهم بود ؛ سرشارتر خواهم بود از آنچه حالا هستم... -خورخه لوئیس بورخس
https://www.instagram.com/p/DbD10w0DEDW/?igsh=MTR3NGw5dWExem5mZA==
без подписи
جنوبیهای عزیز امیدوارم در امان باشید. 💔
без подписи
حوزهی ایمان در روانکاوی: سفری در آثار وینیکات، لکان و بیون قسمت اول در میان مفاهیم انبوه روانکاوانه، گاه به مفهومی برمیخوریم که نه یک سازوکار دفاعی است، نه یک مرحلهی تحولی مشخص، و نه حتی یک محتوای ناخودآگاه. بلکه بیشتر شبیه یک «شیوهی بودن» در دنیا است؛ یک حالت روانی که در آن فرد با تمام وجود خود را به تجربه میسپارد، بیآنکه بخواهد آن را کنترل کند یا مالک آن شود. این حالت را مایکل اِیگن، روانکاو برجستۀ آمریکایی، در مقالهی خود با عنوان «حوزۀ ایمان در آثار وینیکات، لکان و بیون» مورد کاوش عمیق قرار میدهد. او نشان میدهد که این سه نظریهپرداز بزرگ روانکاوی، هر یک به شیوهای متفاوت اما همگرا، به اهمیت «ایمان» به عنوان شرط بنیادین تجربهی اصیل انسانی و تحول روانی پی بردهاند. ایمان در اینجا نه یک باور دینی، بلکه گشودگی بیدفاع به حقیقت عاطفی لحظه و دیگری است. وینیکات: از تجربهی انتقالی تا استفاده از ابژه اِیگن برای روشن شدن ابعاد این حوزه، ابتدا به سراغ دونالد وینیکات میرود. وینیکات در مفهوم معروف خود یعنی «تجربهی انتقالی» (Transitional Experiencing)، تصویری از نخستین گامهای ایمان در زندگی روانی نوزاد ارائه میدهد. در این تجربه، نوزاد با ابژهی انتقالی (مثل گوشهی پتو یا خرس عروسکی) چنان رابطه برقرار میکند که گویی آن را هم ساخته است و هم یافته است. وینیکات میگوید ما هرگز از نوزاد نمیپرسیم: «آیا این ابژه را خودت ساختی یا از بیرون پیدا کردی؟» این پارادوکس عمداً محافظت میشود، زیرا خودِ همین ندانستن، شرط زیستن در فضای خلاقیت است. در این فضا، خود و دیگری نه یکی هستند و نه دو تا؛ بلکه در هم تنیدهاند. نوزاد در «حمام خلاقیت» غوطه میخورد و بدون آنکه بنیاد هستی را زیر سؤال ببرد، به جهانی ایمان دارد که به او پاسخ میدهد. وینیکات این فضا را در مقابل جهان «خود واحد» (unit self) قرار میدهد؛ دنیایی که در آن سازوکارهای درونفکنی و برونفکنی حاکم است، خود را به شکل یک جزیره جدا افتاده تجربه میکند، و دائماً در تلاش است تا دیگری را به قلمرو قدرت خود درآورد. این دنیا، اگرچه برای شکلگیری هویت لازم است، اما به همان اندازه میتواند زندانی باشد که ایمان اصیل را نابود میکند. اما وینیکات فراتر از تجربهی انتقالی، گامی دیگر به جلو برمیدارد و آن مفهوم «استفاده از ابژه» (Object Usage) است. اینجا جایی است که ایمان به سطحی تازه و شگفتانگیز میرسد. وینیکات میگوید که برای اینکه سوژه بتواند دیگری را به عنوان موجودی کاملاً جدا و واقعی تجربه کند، باید او را در خیال «نابود» کند. این نابودگری، نه از روی خشم و کینه، بلکه بخشی از تلاش برای هیچ شدن، مانند جوجهای که پوسته را میشکند. سوژه با تمام قدرت به ابژه حمله میکند، اما ابژه سالم میماند و تلافی نمیکند. همین بقا و عدم تلافی، به سوژه نشان میدهد که ابژه در بیرون از قلمرو جادویی و خیالی او قرار دارد. در این لحظه است که سوژه فریاد میزند: «سلام ابژه! من تو را نابود کردم ... دوستت دارم! تو برای من ارزش داری زیرا از نابودگری من جان سالم به در بردی.» وینیکات تأکید میکند که این عشق، ویرانگری را خلاق میکند و احساس گناه کلاینی (که نیاز به ترمیم دارد) را بینیاز میسازد. در اینجا ایمان به صورت شادیآور و غافلگیرکنندهای ظهور میکند: شادی از اینکه من و تو میتوانیم واقعی باشیم، و تفاوت ما، به جای تهدید، مایهی طراوت است. این ایمان بر خلاف نگاه کلاین که ریشه در گناه و بازسازی دارد، ریشه در لذت و سپاسگزاری دارد. @psychoanalysislibrary
https://www.instagram.com/p/DZ7vjzejIDo/?igsh=MTFrYmdrZ3JkY290Nw==
امید رادیکال: بعد از آن هیچ چیزی رخ نداد… سامان توکلی ۴ تیرماه ۱۴۰۵ بر اساس کتاب: جاناتان لیر | ۲۰۰۶ | امید رادیکال: اخلاق در مواجهه با فروپاشی فرهنگی 🔉 کانال تلگرامی روانپزشکی پویاییشناختی 🌄 صفحهی اینستاگرامی روانپزشکی پویاییشناختی
به زبان فربرن روانکاو : بازنویسی قرارداد ناهشیار در رابطه، اینگونه است.
без подписи
без подписи
بیمار نهتنها «چیزی» را میگوید، بلکه وضعیتِ تخریبشدهی ذهنش را زندگی میکند و به تحلیلگر منتقل میکند؛ و کار تحلیل، بازسازی توانِ معنا، فکر و ارتباط است.
без подписи