𝗏𝖺𝖼ı𝗈 (end)
Статистика ̶ ̶ будь со мной Я отведу тебя во тьму моего разума
- Последний пост
- 15 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
Channel name was changed to «𝗏𝖺𝖼ı𝗈 (end)»
𝗏𝖺𝖼ı𝗈 (end) pinned «گاهی پایان بیصدا از میانِ شلوغ ترین روز ها عبور میکند، درست شبیه به غروبی که کسی متوجه آخرین تکه نورش نمیشود. این سطرها روزی از عشق زاده شدند اما اکنون در سکوتِ فقدان، آخرین نفس های خود را میکشد. عزیزی میگفت، بعضی رفتن ها فقط آدم ها را با خود نمیبرد تمام…»
گاهی پایان بیصدا از میانِ شلوغ ترین روز ها عبور میکند، درست شبیه به غروبی که کسی متوجه آخرین تکه نورش نمیشود. این سطرها روزی از عشق زاده شدند اما اکنون در سکوتِ فقدان، آخرین نفس های خود را میکشد. عزیزی میگفت، بعضی رفتن ها فقط آدم ها را با خود نمیبرد تمام میل به نوشتن و ایمان به کلمات را نیز میبرد. از همین رو، این صفحه نیز به آخرین سطرش رسیده است؛ اگر روزی در میان این واژگان اندکی از خودتان را پیدا کردید همان برای ماندگاریِ این قصه کافیست. حال وقتِ آن است که آخرین نقطه آرام بر آخرین جمله بنشیند.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
ㅤㅤ#ㅤ𝗌𝗇𝗂𝗉𝖾𝗋 ?? 🔝 Я навсегда останусь недосягаемым.
فرشتگانِ ایران زمین🖤
видео или голосовое, без подписи
هجده دی در دل شب، هنگامی که سایه تاریک بر خیابان ها نشسته بود صدای زنگ دل های شکسته مادران به گوش میرسید. مادرانی که فرزندانشان را در آغوش گرفته بودند حالا در غم از دست دادن جوانانی که به خاطر آرزوهایشان جان باختند در سکوتی عمیق غوطه ور بودند. آن شب یاداور…
هجده دی در دل شب، هنگامی که سایه تاریک بر خیابان ها نشسته بود صدای زنگ دل های شکسته مادران به گوش میرسید. مادرانی که فرزندانشان را در آغوش گرفته بودند حالا در غم از دست دادن جوانانی که به خاطر آرزوهایشان جان باختند در سکوتی عمیق غوطه ور بودند. آن شب یاداور فریاد هایی بود که در دل تاریکی گم شد، فریاد هایی که اکنون تنها در یاد تک تکمان زنده است. سی و شش هزار جوان هر یک با رویایی در دل و لبخندی بر لب به میدان رفتند تا آزادی را فریاد بزنند. اما به جای شنیده شدن صدایشان آن ها را در آغوش سرد زمین خواباندند. هر کدام از آن ها داستانی ناگفته داشتند؛ داستان هایی از جنس عشق، امید و آرزو هایی که به ناگاه خاموش شد! مادران با چشمانی پر از اشک و دل هایی آکنده از درد در یاد فرزندانشان گردهم آمدند. در میان جمعیت با گریه رقصیدند؛ رقصی غمانگیز و پر از احساس، رقصی که در آن نه شادی وجود داشت و نه امید بلکه تنها تسلیای برای دل های سوختهشان بود. این رقص غمانگیز گویی ندا بود برای جهانیان؛ ندایی برای یاداوری اینکه هر یک از این جوانان نه تنها یک عدد بلکه دنیایی از آرزو بودند. حال ما نیز پا به پای مادران داغ دیده و دل شکسته میرقصیم و فریاد میزنیم «ما فراموش نخواهیم کرد!»
видео или голосовое, без подписи
ای ماه پنهان شبهای بیپایانم؛ اگر این سطرها به ساحل نگاهت رسید، بدانی که تمام عمرم نذر نام تو بوده است. هر ستاره را با یاد تو شمردهام و هر سپیدهدم را با امید دیدارت نفس کشیدهام. اگر سرنوشت، دیدار ما را به تأخیر انداخت، بگذار واژههایم پلی میان دل من و جان تو بسازد. دریا اگر راز این نامه را در سینهی خود پنهان کند، عشق من همچون افق، جاودانه بر پهنهی هستی خواهد درخشید. و اگر روزی نسیم این کلمات را به گوش تو رساند، آن نغمه، همان تپش جاودان قلبیست که تنها برای تو میتپد.
видео или голосовое, без подписи
𝀚 𝖨 𝗐𝖺𝗌 𝗈𝗎𝗍 𝖻𝖺𝖼𝗄 𝗐𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗌𝗁 𝖺𝗍 𝖼𝗋𝗎𝗂𝗌𝖾 𝃇 𝗍𝗁𝖾 𝖼𝗂𝗍𝗒 𝗂𝗇 𝖺 𝖻𝗎𝗅𝗅𝖾𝗍𝗉𝗋𝗈𝗈𝖿 𝖼𝖺𝖽𝗂𝗅𝗅𝖺𝖼 𝂞
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
𝂍 あなた , 𝗒𝗈𝗎 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗍𝗈 𝗍𝗋𝗒 𝗆𝗎𝖼𝗁 𝗁𝖺𝗋𝖽𝖾𝗋 𝁓 まだ 𝗒𝗈𝗎 𝖺𝗋𝖾𝗇𝗍 𝗈𝗇 𝗆𝗒 𝗅𝖾𝗏𝖾𝗅.