بیت روز
Статистика- Последний пост
- 23 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 147
- 1/48двое суток
- 168
- 1/72трое суток
- 181
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تیز در ریش ثنا گفتیم ما مر خواجهای را که نشناسد مُقَفّا از مُرَدَّف عطارد در اسد بادش همیشه یکی مقلوب و آن دیگر مُصَحَّف (سنایی، دیوان، چاپ مَظاهر مصفّا، ص ۷۱۰) نام فارسی عطارد، «تیر» است و مصحّف آن، «تیز». اسد نیز به فارسی، «شیر» میشود و مقلوب آن، «ریش». https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
یارب تو نگهبان دل اهل وطن باش کامید بدیشان بود ایران کهن را #بهار
بعین عجب و تکبر نگه بخلق مکن که دوستان خدا ممکناند در اوباش #سعدی
تو چنان زی که بمیری برهی نه چنان چون تو بمیری برهند #سنایی
باد و ابر است این جهانِ فسوس باده پیش آر هرچه بادا باد #رودکی
بسیار سالها به سر خاک ما رود کاین آب چشمه آید و باد صبا رود این پنج روزه مهلت ایام، آدمی بر خاک دیگران به تکبر چرا رود؟ ای دوست بر جنازهٔ دشمن چو بگذری شادی مکن که با تو همین ماجرا رود #سعدی
ز روز گذر کردن اندیشه کن پرستیدن دادگر پیشه کن به نیکی گرای و میازار کس ره رستگاری همین است و بس #فردوسی
زمانه مرد مصاف است و من ز ساده دلی کنم به جوشنِ تدبير، وهمِ دفعِ مضار ز منجنیقِ فلک سنگ فتنه میبارد من ابلهانه گريزم در آبگينه حصار #عرفی شیرازی
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار #حافظ
افسانه عمرم آورد خواب عمری که نبود، خواب دیدم در سیل گذشت روزگاران امواج به پیچ و تاب دیدم از عشق و جوانیم چه پرسی من دسته گلی بر آب دیدم دل بدرقه با نگاه حسرت #شهریار
گر رهایی است، برای همه خواهیم از خلق ورنه تنها خودی از لجه رهانیم که چه؟ #شهریار
حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر کنایتی است که از روزگار ایران گفت
گذشت عمر و شکست دل آشکار نکردم هزار گل به بغل داشتم بهار نکردم #بیدل
کس نیست که تا بر وطن خود گرید بر حال تباه مردم بد گرید دی بر سر مردهای دوصد شیون بود امروز یکی نیست که بر صد گرید #کمال_اسماعیل
هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود #حافظ
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست این سبزه که امروز تماشاگه ماست تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست #خیام
خوش وقت بوریا و گدایی و خواب امن کاین عیش نیست درخور اورنگ خسروی #حافظ
صوفی نهاد دام و سر حقّه باز کرد بنیاد مکر با فلک حقّهباز کرد بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد #حافظ
عمرها خوردی و بردی، غیر از این باری نداری حیف حیف از این همه رنج بشر در رهگذارت #اخوان_ثالث
نسیم نفس دوست به من خورد و چه خوشبوست همینجاست همینجاست همه خانه بگردید #سایه