tgindex
مجله الکترونیکی تخصصی شعر چرو

مجله الکترونیکی تخصصی شعر چرو

Статистика
@cherouuперсидский

چرو مستقل است و به #شعر_آوانگارد و #ادبیات_پیشرو می پردازد.

Последний пост
3 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
28
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 325
−1 за 5 дн.
Сутки
+1
+0,08%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
466
28 постов
Вовлечённость
35,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 28
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
216
1/48двое суток
247
1/72трое суток
266

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • برای خارک برای آهوی گورْمعبدِ پالمیران برضمیر مخفی ِ “من ‌می‌بوسم‌ت”، جنگ می‌آید و کرور ِ آهویِ مُسَجّل حلالْ‌خوابِ شریف‌زاده‌ی مرجانی‌ست. برای آغوشِ شنی‌ات تا کجا بنویسم با این همه دریا که مُدام می‌شوُیدَت برای شیشه‌ی چشم‌های نارنجی‌ات در قوس‌ها و دهلیز‌ها برای ناف -که چاله‌ی نفت است شِتَکِ سم‌های هراسیده بر رنگین‌کمانِ آتشِ تَر تعلیم ِ ساق‌های من به نرفتن بود حافظه‌‌ی پرگار اختفای دریوزه‌‌ی ضمایر بر طبیعت نیش من حاضر رفته‌ام و تنِ بی‌شعاع حفرِ گورْمعبدِ خضر است ای حبیب ِ برشته‌ی من ! کَندَن همیشه یعنی تَلَنبار طبع ِ گور و منار از طوفانِ پروانه و آهو بگو بگو که این دَرَک پله‌های رو به حقیقتِ دریاست.. #نازنین_آیگانی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • شعر و صدای #عرفان_دلیری مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • "تریاژ" سرخط خبرها: گلوله بر تن که از سفید‌ران تا خیزاب میدان کینه به کینه می‌آید گلوله بر خون که از لهاسایِ صدا تا شامگاه عزا سینه به سینه می‌آید گلوله بر جنون که از چاکرایِ تن تا گلوی زن سراسیمه می‌آید جمع می‌شود نفیر در دهانه‌ی گلو که از دهان باز بیفتد دهان از حمد وُ رِّبِ آب و آفتاب میان مفرقِ هفت رنگ منقش شد بریزد برنده تابنده کوبنده لخت، کنار شیشه‌ای مشجّر تا گلوله بر تن که از سفیدران تا خیزاب میدان تا گلوله بر خون که از لهاسایِ صدا تا شامگاهِ عزا تا گلوله بر جنون که از چاکرایِ تن تا گلوی زن که صدا روی صدا؟ واز شُورُوندَه نم بارون َخَطرِ کوچَه خیابون خوُدِ تنهاتَه قِرارُم زخمی‌یُم سوزُم غبارُم خُونی‌یُم دردُم دچارُم دَربه دَر در بِهِ هواتُم َدَم به دَم اشکِ نگاتُم َخَط به خَط با خَطِراتُم خورانده‌اند همه را در خواب خوابانده‌اند خوابی که روی آب برگشت می‌خورد جای تعبیر تغییر می‌کند رویه را دنبال کنید به همین منوال که زن یعنی نیمه کاره وطن یعنی پتیاره من یعنی رجاله پای رادیو، تلویزیون، مانیتور حتی صدای او وطن یعنی سوظن! زن یعنی مال من؟ من حمال می‌شود روی مثال سوال حل می‌کند امسال بر هفت سین و سماعِ این سوفی بر تنبور وُ پنجه‌ی بی گلوی این بَخشی سالِ تکلمی جِریده که هزار لهجه‌ام و جراید از مجاری صدایم از شبکه رگ‌هایم از هلاهلِ اعصابم تلخ که می‌شود کِل می‌کشند در خیابان که آتش بیافتد بر خانه‌ی عنکبوت‌ها رعشه جای پای باز کند مشبک از خشمِ دو چشم خلیفه‌ی تان باد از هر سو بر خیزران‌ها عینهو باد بوزد تا منتهاالیه خون باشم منتها علیه خون مشروح خبرها: گلوله بر تن که از سفید‌ران تا خیزاب میدان کینه به کینه می‌آید گلوله بر خون که از لهاسایِ صدا تا شامگاهِ عزا سینه به سینه می‌آید گلوله بر جنون که از چاکرایِ تن تا گلوی زن سراسیمه می‌آید ِترسِش از غَمایه داغَه خودِشُو که از چراغَه بغض وامُوندَه ی باغَه اَخرِ راهَه درازَه یَله‌ مویَه قصَه سازَه زخمَه چند قرنَه که وازَه به خَنِه ای که خون نِشستَه به اسیرِ خیره موُندَه به غمی که سینَه رُوندَه به گِلو که لا پرُوندَه به مُویی که از تو خُوندَه به تُویی که در مُو مُوندَه نِفس از وطن؟ و خطبه‌ی آفتاب بر خانقاه خون از هلهله‌ی نقاره‌ها خط الارض مناره‌ها حمد وُ مدح قداره‌ها از امیرنامم تا حایل رُخم که با مرکب و پوست می‌نوشت زبانی که بلند شد از زبانم نامم را که از چهره بردارم آینه را نخ‌نما می‌کند قلاده‌ی سگ هار بر گردنم مبادا که گرگ را هرزه‌تر کند عناوین خبرها: #عرفان_دلیری از مجموعه شعر ساپیوفیل نشر دگرگون مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • ♦️#معرفی_کتاب ♦️مجموعه شعر #ساپیوفیل ♦️اثر #عرفان_دلیری ♦️نشر #دگرگون مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • "خِشاب" پدر با خِشابِ پُرش از راه می‌رسید خانه، ضامنش را پیشاپیش کشیده بود مادرم خونِ ششم‌اش گرم بود هنوز که گلوله‌ای دیگر در رحمش جا می‌گرفت برادرم دهانش به پستانِ مادرم بود به آخرین سفیدیِ جهان و من یکی از همان گلوله‌ها که در تاریکی جان گرفت مادرم میانِ شیر و خون میانِ لالایی و نفس‌های مردی که بوی باروت می‌داد هر شب کمی از خودش را از دست می‌داد من از چشم‌های او به دنیا آمدم نه از رحمش نیرومندتر کدام بود؟ خِشابِ همیشه‌پُرِ پدر یا نبضِ کوچکی که اصرار داشت به دنیا بیاید؟ سال‌ها گذشته است اما هنوز صدای گلوله‌ای را می‌شنوم که هیچ‌کس آن را شلیک نمی‌نامد. #آیدا_امیدواری مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • دو شعر از #حامد_اشرف‌زارعی ۱) |شاعر مرده است| «چند برگ بیفتد پاییز می‌شود؟ چند برگ بیفتد پاییز می‌رود؟ چند ماهی باید بمیرد تا اشک‌های ابر سرازیر شود؟ دریا چند ماهی بمیرد تمام خواهد شد؟ چندبار جنازه‌اش را چندبار از پشت شب بالا بکشد خورشید؛ غروب سیر می‌شود از خوردن خون او؟ زمستان با چند دانه‌‌ی برف می‌آید؟ بهار چندبار که از روی زمین پارچه‌ی سفید را بکشیم بیرون می‌زند؟ رودخانه چندبار آبشار را تمرین کند؟ از اوج چندبار برگردد فواره؟ با چند کلمه برف آب می‌شود؟ با چندکلمه زمستان تمام؟» به خودکار بگو بیهوده بر سفیدِ کاغذ نریز... ۲) |منظره| پلی که از روی اتوبان رد می‌شد خم شد نگاهی به مرگ انداخت بعد چشمش را بست و به آب‌تنی در رودخانه‌ای فکر کرد که می‌توانست از روی آن بگذرد مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • دو شعر از #هوشنگ_چالنگی ۱) "اسب از گرسنگی می‌آید" در های‌های باد -در باد- از روزن خیالی من ذره‌ای نسیم دزدیدم. من کاسه‌ی مسین را از بار قاطران تا رودخانه بردم با همسرایان -در باد- خواندم: اسب از گرسنگی می‌آید اسب از گرسنگی می‌آید (با یال‌های انبوه، با یال‌های بازیگوش بی‌آرام) و خوان بی‌دریغ را گسترده می‌بیند! با بادهای مانوس با بادهای پچ‌پچ‌کن با زلف‌های خیس، من آن دبستان را تا خانه با فرار با گریه می‌دویدم. اکنون فصل همیشه‌گریان بودن را با چشم‌های مادر می‌خوانم اکنون گم می‌شوم میان جماعت گم می‌شوم، تا مادری که مجبور است دست مرا بگیرد. ۲) "اکنون کدام مذهب" - هول کدام گرداب موی بر سر تو سپیده کرده است ای خسته از تلالوی بی‌درختی! به هنگامی که از گرداب‌ها می‌آمدم قومی که خزه از کاکل من می‌سترد منقرض شده بود. از سموران محتاط بپرس روزگارانی را که با دهان پلنگ نفس می‌کشیدم بر گذشته، بر گذشته. اکنون ای برادران! لحظه‌ای فانوس را نگه دارید تا من از گریه‌ی موعود خلاص یابم سراغ مهتاب را در قصری متروک از کدام کنیز می‌گیری؟ به هنگامی که بر تن من از هولی که با من رفته سخن می‌گوید! اکنون کدام مذهب از قوم من عریان‌ترست؟ مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • دو شعر از #افسانه_پورقلی ۱) سایه‌ام گیر افتاده دست مُشتی هورمون نقطه اتکایی نیست دور خودم می‌چرخم دور میدان دوباره نمادها، بنرها، پرده‌ها خون را چه کسی به بیرون از رگ راه داد طناب و تیر و دار و رگ ظهر جمعه چه کسی فریاد زد مرگ بلندگو اسمم را به تکرار یاداور می‌شود باید خودم را به جنینم برگردانم گربه، سگ، شاید هم پرنده‌ای که آفتاب می‌خورد و آزادی می‌زایید کلمات را زخمی نمی‌کند پوست‌های زخمی خیابان را راهی بیمارستان بیمارستان را شرمنده‌ی زخم نمی‌کند دهانم به لهجه‌اش شک دارد شلیک می‌کند و من که اندازه دو مرگ جان داشتم... ۲) زمین گرد بود چشم‌های خورشید بسته در بازی چرخش‌ها فاصله از پوست وارد شد منطقی نبود بین این همه حروف الفبا قلب قلاب شب شود دلتنگی را از کُندترین لاکپشت جهان بگیرد از شیب تند زمین استفاده کند بریزدش در دهلیزها پمپاژ کند به پنجره به خیابان به صورتِ همه، که تویی و صدا را بگیرد از آرواره‌ی موریانه ببرد کنج گنجه لای پیراهن خونی جامانده از قامت بلند تو که بوت را از استمرار نبودن دوخته باشد به جوشش چشمه به پهنای آسمان به خروش رود زاینده‌رود سپیدرود پلرود، رود، رود... رود که نبود امتداد نام تو بود تا کشآمدگی دلتنگی تا شب و تنگنا و شیب تند جهانی که از بودن‌ها نبودنت را سپرده بود به خانه به شهر به بیداری پلک‌های من تا دیگر اهلی هیچ خانه‌ای نشوم و صبح، رعایت نور نباشد میراث گریه باشد در صدای خروس همهمه‌ی گنجشک‌ها و بوی شیر سوخته روی اجاق #افسانه_پورقلی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • شعر و صدای #شهرام_میرشکاک مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • گلوی تو باشم اسماعیل‌‌ات قربانی‌ات خونم پیش چشم تو ریخته شود همه سال دست‌وپا بزنم بزنم پا بر زمین بهانه بگیرم کودکی که آغوش تو را طلب کرده است شوم مادرم شده‌ای به وقتِ گم دور، در ازدحام چادرها، خلخال‌ها، النگوها هر چادری که کشیدم غریبه بود اما گُمی گورِ دسته جمعیِ منی به تنهایی بوی تو گم بوت روی گلوم بزند بوت خنجر است روی گلو و نمی‌دانی خنجر با گلو چه می‌کند نمی‌دانی روبروی باد بایستم مَردم،چادری که ندارم تکان بخورد در باد با چشم بسته نفس بکشم اسماعیلم دست و پا بزنم با دستِ بسته، دست‌و‌پا بزنم با دستِ بسته دست‌و‌پا زدن نمی‌دانی بیخ گوشم باد شده باشی بگویی: دوستت دارم اِی قربانی! این قربانی منم این دوست داشته شده با دشنه‌ای در مسیر نفس‌هاش یا این خونِ ریخته با حباب‌هاش من خون ریخته‌ام تو خون ریخته نمی‌دانی. عید مردگانم من در عزای تو عیدم هرگز نمرده بودم اگر خونِ مرا به کفش داماد نمی‌کشیدند... #شهرام_میرشکاک مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • دهانش نه دهلیزی تاریک بود که هرشب دسته‌های گریه از آن عبور می‌کردند و در چای، جنازه‌ی روز را غسل می‌داد. از چشمش دود بیرق‌ها بالا رفت و بر تارک آن مردی ایستاده بود با گذرنامه‌ای سوخته در دست که هر بار نامش را فریاد می‌زد از حنجره‌ی بریده‌ای دیگر مرزها هنوز نفس می‌کشیدند اما ما تنها لهجه‌مان را نجات دادیم و آن را در چمدانی پیچیدیم کنار زبانی که دیگر نام خود را نمی‌دانست. باد در پرچم ترسید و خاک آیه‌ای را بلعید که روزی از زبان زنی جاری شده بود با گهواره‌ای خالی و پستان‌هایی خشکیده از وعده‌های نامرئی ما از کوچه‌های بی در نه با چمدان که با خاکستر اجساد بی نام گذشتیم به امید قطره‌ای که گلوهای بریده از آن بگریزند. آسمان آن شب کور بود و زمین تنها بر زخم‌هایش بذر فراموشی پاشید. در خانه‌ای که نذر هیچ روضه‌ای نبود نخی از صدا آویزان بود که تا گهواره میرسید. نوارها آهسته در تاریکی چرخیدند و صدای مردی از لای خش نوار عبور کرد روضه در تنش پیچید زن بی صدا در بخار چای سرد نشست میان پرده‌ها میان دیوار و لای صداهایی که دیگر زنده نبودند شروع کرد به لرزیدن - چنان آرام که هیچکس نفهمید کدام صدا از او گذشته بود. #مریم_یعقوبی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • مجله چرو درگذشت #شهرنوش_پارسی_پور را به خانواده ایشان و جامعه ادبیات تسلیت می‌گوید.

  • ♦️#معرفی_کتاب ♦️مجموعه شعر #مراتب_زخم ♦️اثر #حامد_بشارتی ♦️نشر #دوات_معاصر مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • ♦️#معرفی_کتاب #مجموعه_شعر "بدرود، واپسین افسون پاندورا" ♦️#فرزانه_قوامی ♦️#نشر_نورهان مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • به «جواد»که نام خانوادگی‌اش را نمی‌دانم با این حال خوش دارم «ایران »باشد. به جاوید نام «جواد ایران» از بند پنجم جمله‌ای که به فعل‌اش نمی‌رسد آغازت می‌کنم. این گزارشی است از امکان کش آمدن در مرگ... آنجا که گلوله برای ساکنان خانه دستور تخلیه صادر کرد. ما از حصارهای مشبک از پرهایی در غبار به تنگ آمده بودیم پس دست‌ها دست به تخیل زدند در مرز میان «اما» و «اکنون» در مرز میان ضمائم صورتی آسمان روی نسخه‌ی ویرایش نشده‌ای از استعاره‌هایت... آنجا که صف نعل‌بند درختان پلنگی را رقیق‌تر می‌کرد می‌بینید چشم‌های ما تسلیم نمی‌شوند! پرواضح است که مرگ هر چیزی را در عنصری تازه غوطه‌ور می‌کند. با این حال دهان تو دهان چرمی تو شکل تازه‌ای از مذاب ما بود.. خون بود و رگه‌هایی از فلز بر مدار ماه... کسی فریاد زد: به خانه‌هایتان برگردید و یا... «یا» یعنی مرگ... «یا» درد منتشر است «یا» سردی نفس را به ستاره می‌برد این بار زنی فریاد زد: با «با» چه می‌کنی؟ با «بای»تنها با دلهره و تشویش زنی که باکرگی را بر آسفالت خیابان تف کرده است... می خواهم هوای مرده شده در ریه‌ات باشم و یا اصلا هوای مرده شده در ریه‌ات را بالا بیاورم... این را زن می‌گفت.. تاریکم کن من به این آفتاب‌های لب بام مشکوکم به صدای اشک‌هایم «جواد» در تاریک‌خانه‌ی عکاسی به آن عطرهای مارک فرانسوی مشکوکم می‌خواهم آستین‌ها را بالا بزنم و نبش قبر کنم تمام آن بوسه‌های بی کفن را درون خاک‌های سرد. #روح‌اله_آبسالان مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • پس از گریه‌هایت غم را بر صورتم در آینه ریختم برای اینکه لبخند تو را به من نشان بدهد تمرین می‌کنم راه رفتن روی این مرداب را وقتی باید با چشم‌های بسته تو را دوست داشته باشم نخواه این سنگ را بردارم و گوشه‌های این قلب را با آن بشکنم نخواه سیاهی این بازو آنقدر باشد تا دیگر نتوانم تکه‌هایت را به‌هم بچسبانم نخواه تکه‌ی لاغر این گلدان را آبیاری کنم وقتی شاخه‌ای خشک بر دهان دارم و هنوز نام زیبای تو از سقف دهان بر درّه‌های گلویم می‌ریزد می‌خواهم ذرّه‌های این نمک مانند یک ابر بر زخم‌هایم ببارد تا آسمان این خون آبی باشد...! #ایمان_سیدی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • ۲ شعر از #فرناز_جعفرزادگان عزیز که این روز‌ها با حکمی ناجوانمردانه روبه‌روست، به یاد او هستیم. ۱) پیش از این‌ که با تو آشنا شوم  تو را دیده‌ام پیش از این که پیش از این که پیش از این...  هزار اساطیر  در من می‌دوید  و دخیل می‌بستند بر موهام   از گیسوم  طنابی بافتند بر حلقوم تاریکی   و قدرت گُر گرفت بر آتش،  صداها برخاستند آیا  دیگری را در ناله‌ی روز دیده‌ای؟   در صدا نام‌ را دیدم   فریاد زدم آدمی را فریاد برآورد تو را که شکل عظیمِ بودنی  ۲) باز رفتار روز باز در،  دری باز می‌کند شهر تفنگ در دست بر شقیقه می‌زند  فکرها شقه‌شقه می‌شوند  من باران می‌شوم  خاک را می‌شویم و نور، آتش در دست  آن گرداب تاریک را می‌بلعد  درد به خاک افتاده  درد سیگارش را خاموش می‌کند  و تمام الاهه‌ها را صدا می‌زند  من هستیا  هرا آناهیتا  من صورتکی غمگین است...  حالا چشم‌های سرخ در عهدِ ازل  با یادم نشسته‌اند  و کوه‌ها غارها خانه‌ها  در جادوی آب و آتش خاک شکننده را تطهیر می‌کنند. هرا: الهه‌ی یونانیِ ازدواج و خانواده، همسر زئوس و از دوازده المپ‌نشین. هستیا: الهه‌ی آتشدان و کانون خانه در یونان باستان، نماد آرامش و پایداری. آناهیتا: ایزدبانوی آب‌ها و باروری در ایران باستان، ستوده در اوستا به نام «اردوی‌سورا آناهیتا». #فرناز_جعفرزادگان مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • "نامه‌ای به مردگانِ تنبل" که بوی سوسن بدهی به فراسو و بیاید از راه که دوری می‌نمود از شناسه‌ها، کمانِ کشیده دهی به کودک از دست بدهی ترکش از شانه و طلوع کنی که خطا کنی روی جهان خاک تعارف کنی به ابدان کهن دوره‌گرد بفروشد ماه را به چهره‌های نیم‌چهر و پنهان بگشاید از اسرار قرون را بیاوری بر صفحه‌ی ساعت و زن ِ پنهان به سطر بعد بیاید امان‌نامه بگیری برای ساکنان حرمِ ستر و عفاف شیر از سینه‌ی رئیسه بگیری برادر شوی با نظامی، تشبیه را به اوج برسانی و بگویی که من‌ام برادرِ حکیم ابومحمد الیاس پسر یوسف به کنعان بسته‌ی پُستی بفرستی به نامه‌رسان گیاه تعارف کنی و بمیری در رواق از دست پسر در سوگ فرزند خاقانی خرقه بدری و اعلامیه را از پشتِ در برگیری به سطلِ آشغال سیگار به سوی میت دوان از دود بگریزد که تنی دیگر، که تنی در فندکِ سنگی شنای میرشکاران در بحرالمیت به سوی روان رفته بیاید به باز، به گردی از زنبورِ عسل می‌بینی چه زیباست زندگی در جهان مردگان و آبنباتِ چوبی در گوشه‌ی لبِ معشوق! که ببوسی با ولع نبودنِ آن شب‌های رفته را به اختیار دیدی چه آرزوهایی داشت بشر؟! و تسخیر جهان به چه کار می‌آمد که خود اسیر بود و مسخر بروی در پستوی دلِ زنی روی خود پتو بکشی و بمیری در خواب بعد از مرگ بیدار شوی در کاسه‌ای مسی گریه کنی که فلزات را چگونه می‌شود بخشید! بمیری و هی بمیری و هی بمیری که مرگ آخرین سیگار در پاکت مچاله بود ای حلق بشر! از گلو بپرس آن دستِ هجری به کجا رفت که سرشاریم از استخوان دوست، ای اموات رفته بیایید ای امواتِ تنبلِ لوس برویم که پستان عمیقِ رابعه غرق نیاز به مکیدن بسیار. #علی_الفتی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • تکرار شو تکرار شو و مرا به ساعتی بعد از آمدنت بکشان گویی که پرت می‌شوم از بلندی یک برج صبح به صبح انگشت‌هایت را از لابه‌لای موهایم از برجستگی گونه‌هایم از انحنای تنم بردار و در جیب پالتوی تیره‌ات پنهان کن بگذر از دری که هر روز راس ساعتی مقرر بسته می‌شود از زنی که در تختخواب فرو می‌رود و این خواب آنقدر عمیق است که انگشت به جامانده  بر لب‌هایم را بترساند... تکرار شو تکرار شو و تکه‌های دور افتاده‌ام را از خیابان از پیاده‌رو از شاخه‌های درختان سالمند بردار و فکر کن چگونه می‌شود دوست داشت زنی را که هرشب بی لمس انگشت‌هایت به‌خواب می‌رود... #آمنه_مرادی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

  • در موسمِ گَرده‌ها باد در انتشارِ غم اَفشانی‌ست من در هیاهوی خود اِفشایی! از پستانِ معلقِ درخت انار شیرِ سرخ می‌جوشد و از واژه‌های ملتهبِ سرخ؛ من! کجاست آن باد آن بادِ تکان دهنده در اصلِ بقا! کجاست آن گشاده‌رویی آن کلامِ نیمه روشن که از پسِ میله‌های شب ماه را التیام می‌بخشد! اکنون جفت پایم رنج است من دروغ را با لحنی صادقانه خوانده‌ام که تا گُل هست شاید مرگ؛ جان ِکمتری از پرندگان برگیرد! کجاست گُلپر آن گونه‌ی معطر در رفعِ ناراحتیِ اعصاب! که در پسِ پوسیدگیِ امیالم بشارت لب‌هایش را داده‌اند! کجاست آن ضرورتِ ناگهانی آن مرگ؛ که یک لایه گلایول وُ یک لایه گِل و لایه لایه گلایه است! کجاست آن تلخ‌ترین باورِ خرافیِ من که میان پریدن پلک‌ها و غلتیدن پرندگانِ زخمی یک رگِ خونی در کار است! کجاست آن خصیصه‌ی مفاصل به هنگامِ استقامت که من با دومچ‌بندِ مبتلا به آرتروز سی بندِ مُنفردم میانِ ارتعاشِ دو دست! سی شب‌ام سی مرغی که شیهه می‌کشد سی تابوت که مُشت می‌شود کجاست آن اشیاءِ مُنهدم در مهلکه‌ی بقا که من گره به گره عطرِ گل‌های مرده می‌دهم! با گریبانی دریده می‌پرسم -هر شیشه عطر جان کندنِ چند گُل است؟ کجاست آن بلیطِ بی‌بازگشت؟ آن منِ آبیِ در آستانه‌ی غرق شدن؟ آن منِ آبی‌تر آن آب؛ که یک لایه فریاد است وُ یک لایه سکوت و لایه لایه هیچ! از شاخه‌ها شَرم می‌شکوفد از خوشه‌های نارسِ احوالِ آدمی؛ مَلال مَلال! و تو ای مغروقِ اتفاق‌ها؛ بلند بلند خوانده‌اند تقدیرت را برای تورها برای اسکله‌ها برای بنادری که از گل‌و‌لای کشیده‌اند تو را! این حباب‌ها که تاول تاول بر تن دریا کف کرده‌اند بوسه‌های هواییِ بادست وُ بوسه‌های آبیِ ماهی! این منم که چون آوایِ غریبی در زبان پرندگان تقطیع می‌شوم! در این دوراهیِ آسمان یا دریا به شکلِ آه از لقاح طبیعیِ ماه و ماهی به دنیا آمدم کجاست آن اتفاقِ ملایم آن گمانِ خوبی که نمی‌افتد بعدِ تو با روحی لایه لایه بر سر کرانه‌ها ایستاده‌ام موج خوانی کن؛ که در پیِ تو از گرم‌ترین لایه‌های خاک برخاسته‌ام! و در جستجوی تو از جویی به جویی پریده‌ام موج خوانی کن که در کشاکشِ آبراهه‌ها من؛ یک لایه تَب وُ یک لایه غم و لایه لایه توأم! #الهام_بسویط مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد