سیاست و دیپلماسی (کورش احمدی)
Статистикаهدف سیاست خارجی باید تامین امنیت ملی، منافع ملی و کمک به تامین رفاه و آسایش مردم یک کشور باشد.. تماس با ادمین: @kouahmadi
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 35
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 368
- 1/48двое суток
- 421
- 1/72трое суток
- 454
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آیا با بنبست مواجهیم؟ کوروش احمدی، سرمقاله روزنامه شرق، 20 مرداد 405 تحولاتی که در چند روز گذشته رخ داده، ظاهرا و متأسفانه حکایت از سختترشدن مواضع ایران و آمریکا در ارتباط با حل دیپلماتیک مسئله دارد. مقامات ایرانی از هفته گذشته تأکید داشتند که نیل به توافقی با عمان در مورد خطوط تفکیک ترافیک دریایی (TSS) شرط کافی برای بازگشایی تنگه هرمز نخواهد بود. بیانیه دبیر سابق شورای امنیت ملی در شنبه گذشته حاوی فهرستی از شروط ایران بود.... متن کامل👇🏽 https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1120574
گفتگو با "نفت ما" در مورد تاثیر بسته بودن تنگه هرمز بر کاهش اهمیت ژئوپلیتیک این تنگه، کوروش احمدی، 19 مرداد 405 https://www.naftema.com/report/188526/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%AA-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%B1%DB%8C%D8%B3%DA%A9
"پیمان دفاعی مکه" کوروش احمدی، یادداشت روز دنیای اقتصاد، 18 مرداد 405 در مورد اینکه نگرانی عربستان عمدتا از ناحیه ایران و گروههای متحد ایران است، تردیدی وجود ندارد. اکنون ظاهرا اولویتهای عربستان در مرکز توجه قرار دارد و هدف پیمان تمرکز بر این اولویتها است. اما پیمان جدید رسما دفاعی توصیف شده و دو عبارت «حمله مسلحانه علیه یکی» و نیز «بازدارندگی جمعی» در بیانیه مکه نیز موید دفاعی بودن آن است. بر این پایه تکذیب شده که این پیمان علیه کشور مشخصی است. اما بدون شک ایران با توجه به کم و کیف رابطهاش با عربستان مهمترین کشوری است که باید پیامدهای آن را بررسی کند. متن کامل👇🏽 https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-68/4287418-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D9%87
محکومیت فرود هواپیماهای خارجی در فرودگاه های صنعا و الحدیده در خبر است که شورای امنیت سازمان ملل متحد با صدور یک بیانیه مطبوعاتی فرود هواپیماهای بدون مجوز دولت رسمی یمن در فرودگاههای صنعا و الحدیده در ماه ژوئیه گذشته را محکوم کرده است. متنی که منتشر شده یک بیانیه مطبوعاتی توسط رئیس شورای امنیت است. بیانیه مطبوعاتی سومین رده از اسناد شورا است و دارای کمترین رسمیت در بین اسناد شورا محسوب می شود که در سوابق شورا ثبت و رکورد هم نمی شوند . اما متن چنین بیانیه هایی تنها در صورت موافقت کلیه اعضا شورا نهایی می شود و باید قبل از انتشار در نشست مشورتی غیرعلنی 15 عضو مطرح شود و با مخالفت هیچ یک از آنها مواجه نشود. تنها در این صورت رئیس می تواند متن را به عنوان بیانیه مطبوعاتی شورا منتشر کند. مطابق روند کار شورا، بیانیه مطبوعاتی می تواند نقطه شروع اقدامات بیشتری توسط شورا باشد. موافقت چین و روسیه با این بیانیه شورا مهم است. اما می توان احتمال داد که متن اولیه بیانیه تندتر بوده و احتمالا به فرود هواپیماهای ایران در فرودگاه های صنعا و الحدیده اشاره داشته و روسیه و چین بعد از تعدیل متن و شاید حذف نام ایران با متن نهایی موافقت کرده اند. اما به هر حال متن منتشره به همین شکل در حکم مخالفت شورا با شکسته شدن محاصره هوایی یمن بدون مجوز دولت رسمی یمن است. کوروش احمدی 17 مرداد 405 https://t.me/covid_policy_dip
پیمان امنیتی عربستان، پاکستان و ترکیه پیمان سه جانبه امنیتی که دیروز توسط عربستان، ترکیه و پاکستان در مکه مکرمه امضا شد و در آن تصریح شده که "حمله به یک عضو حمله به هر سه تلقی خواهد شد" ، موجب موجی از اظهارنظر ها در داخل شده است. در مورد این پیمان امنیتی حرف زیاد است، اما مقدمتا لازم به ذکر است که آنچه که تاکنون در مورد این پیمان منتشر شده تنها یک بیانیه مشترک است. یعنی هنوز روشن نیست که حمله به یکی تنها حمله به هر سه تلقی می شود؟ و آیا ورای چنین تلقی شدنی اقدامات مشخصی نیز باید انجام شود؟ و ... به عبارت دیگر متن پیمان هنوز منتشر نشده لذا هنوز معلوم نیست که تعهدات مشخص اعضا در قبال حمله به یک عضو چه خواهد بود. در مورد محتوای این پیمان و کم و کیف تعهدات اعضا تنها زمانی می توان قضاوت کرد که متن پیمان که مورد توافق قرار گرفته و امضا شده منتشر شود. لذا فعلا و در این مرحله مقایسه متن این بیانیه مشترک با متن موافقتنامه ناتو درست نیست و چیزی از آن مستفاد نمی شود. ضمن اینکه موافقتنامه دفاع متقابل پاکستان و عربستان که در 25 سپتامبر 2025 امضا شد، وارد برخی مراحل اجرایی هم شده و از جمله می دانیم که حداقل 8 هزار سرباز پاکستانی و اسکادرانی از جنگده های JF-17 پاکستان در عربستان مستقر شده اند. کوروش احمدی 17 مرداد 405
جنگ یا تسلیم؟ / دیپلمات پیشین ایران از ضرورت " گزینه سوم" میگوید ✍جواد مرشدی گروه سیاسی چندثانیه آنلاین کوروش احمدی دیپلمات پیشین در بررسی روند مذاکرات، شایعات و گزینههای پیش رو درباره رابطه ایران با آمریکا و مسیرهای ممکن برای حل و فصل مناقشه به "چند ثانیه" می گوید: 🔹مسئله این است که برای اینکه یک تحولی در روند این تقابلهایی که وجود داشته و دارد شکل بگیرد، یک اراده سیاسی لازم است. اراده سیاسی در جهت یک راه حل ممکن شکل بگیرد؛ راه حلی که نمی تواند برای هر دو طرف قابل قبول و به اصطلاح بُرد بُرد نباشد. 🔹اگر این اراده سیاسی وجود نداشته باشه خُب این بن بست میتواند ماه ها و حتی سال ها ادامه پیدا کند و قطعا هیچکس نفعی از این بنبست نمی برد. در داخل تصور بر این است که ما الان در یک وضعیت هیچ همه چیز و تسلیم یا مخاصمه قرار داریم ،این تصور تصور اشتباهی است. 🔹یک حالت سوم بین تسلیم و مخاصمه نیز وجود دارد و آن این است که طرفین انعطاف نشان دهند چرا که قاعده تعاملات دیپلماتیک و روابط بین کشورها بر انعطاف است. بیش از ۲۰۰ کشور در این دنیا دارند زندگی می کنند و مبنای کارشان هم در رابطه با همدیگر انعطاف است. 🔹اگر تندروها یا هر طیفی که تصمیم گیراست فرضش بر این باشد که ما باید یا تسلیم شویم یا در وضعیت تخاصم دائمی باشیم خُب این موضوعی است که ماهها و سالها میتواند ادامه پیدا کند و متاسفانه ظاهرا ما الان در یک چنین وضعیتی قرار داریم. به عبارتی یک عدهای معتقدند که ما باید تخاصم را ادامه دهیم چون آمریکا به ما حمله و رهبران ما را ترور کرده. آنها تصوری جز جنگ ندارند و اگر هم صحبت از صلح می کنند نیز به نحوی صحبت می کنند صلحی حاصل نشود و انتهای روند صلح نباشد. 🔹وضعیت طرفین دعوا به این شکل است که آمریکا یعنی ترامپ بعد از اینکه در جنگ نتوانست به نتیجه برسد واز طریق تحمیل یک جنگ تجاوزکارانه و غیر قانونی نتوانست به خواستهها و اهداف خود برسد برایش روشن شد که باید مبنا را بر این بگذارد که از طریق مذاکره کار را پیش ببرد و این یادداشت تفاهمی هم که دو طرف در مورد آن توافق کردند کاملا به نفع ایران بود. 🔹اگر از جانب ما اراده سیاسی کسانی بر این قرار نگیرد که این مسئله باید از طریق مذاکره حل شود در نتیجه ما هیچ وقت به هیچ جایی نمیرسیم و نتیجه ای حاصل نمی شود و این وضعیت و حالت تقابل جنگی همیشه ادامه پیدا میکند. 🔹مسئله مهم این است که ما دارای اقتصادی با جی دی پی حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیاردی هستیم و آمریکا اقتصادی با جی دی پی ۳۲ تریلیون دلاری یعنی در حدود ۱۰۰ برابر اقتصاد ما دارد. اگر قرار شود که بن بست شکل بگیرد و این بن بست ماه ها و سال ها ادامه پیدا کند، بالاخره آمریکا با آن اقتصادی که دارد ضررهایی می کند و قیمت بنزین در آمریکا بالا می رود و نرخ بهره یا اوراق قرضه ۱۰ ساله بالا می رود و در مجموع اینها برای آمریکا ضررهایی دارد. 🔹ولی با توجه به مشکلات ساختاری که ما داریم؛ مشکل انرژی و آب و مشکل صندوقهای بازنشستگی مشکل بانکها، مشکل تورم سه رقمی و اینکه ممکن است تورم از کنترل خارج شود، مسئله برای ما حاد است. 🔹اگر ما نتوانیم مشکل را با آمریکا حل کنیم از دو حال خارج نیست یا آنها به دنبال جنگ فراگیر وگسترده می روند و یا به دنبال حفظ همین وضعیت موجود، یعنی ادامه محاصره دریایی و افزایش فشار تحریم ها. قیمت نفت هم نشان داد که به رغم اینکه تنگه هرمز بسته است و تنگه باب المندب هم در واقع نیمه بسته است و یک حمله هم به یک بندری در مدیترانه نزدیک کانال سوئز انجام شد، اما قیمت نفت چندان بالا نرفته است. امروز نفت برنت حدود ۸۱ دلار بود. 🔹از این منظر از لحاظ مشکل انرژی و مشکل تورم جهانی و مشکلات داخلی آمریکا باز آنها در یک وضعیت خیلی حاد قرار نمی گیرند و این ما هستیم که از نظر اقتصادی در وضعیت دشواری قرار می گیریم. بنابراین ما چاره ای نداریم جز اینکه برویم دنبال حل مسئله از طریق مذاکره. 🔹اگر حل مسئله از طریق مذاکره مبنای کار قرار گیرد طرفین نمی توانند انتظارات حداکثری داشته باشند و انتظاراتشان را باید تعدیل کنند .اگر قرار باشد مسئله تنگه هرمزبا این شرایطی که مد نظرماست حل شود، یعنی حاکمیت کامل ایران بر تنگه هرمز را ما بخواهیم و تا آخر هم روی این ایستادگی بکنیم این را اگر آمریکا بپذیرد یعنی یک شکست تاریخی و استراتژیک برای آمریکا وترامپ خواهد بود. 🔹معلوم نیست آمریکایی ها چنین چیزی را قبول کنند و مشکل هم الان مشکل تنگه هرمزاست. به هر حال اگر قرار باشد ما انعطاف نشان ندهیم این و معادله تسلیم یا تخاصم ادامه پیدا می کند و ما تمرکزمان بر تخاصم باشد، این عواقب خوبی برای کشور نخواهد داشت. @chandsanieh_news chandsaniehonline.com
مصاحبه با جماران، ۱۲ مرداد ۴۰۵ https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1721270
⭕️ خطر ناتمام سایه تهدید بر زیرساختهای ایران همچنان وجود دارد ✍️ کوروش احمدی؛ دیپلمات پیشین ♦️ دستور دونالد ترامپ برای توقف حملات گسترده علیه ایران، اگرچه از شدت تنشها کاسته است اما به هیچوجه بهمعنای رفع تهدید نیست. تجربه جنگهای معاصر نشان میدهد که پایان یک دور از درگیری، لزوماً پایان خطر نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، تنها مقدمه ورود به مرحلهای پرشدتتر و پرهزینهتر است؛ مرحلهای که هدف آن ممکن است زیرساختهای حیاتی کشورها باشد. 🔰تجربه جنگها همیشه و بهویژه طی سه، چهار دهه اخیر، نشان میدهد که همیشه اقدام طرفهای درگیر علیه زیرساختهای حیاتی یکدیگر، یکی از گزینههاست. در این جنگها، شبکههای برق، پالایشگاهها، تأسیسات نفت و گاز، بنادر، خطوط انتقال انرژی و زیرساختهای حملونقل، گاه به اهداف اصلی تبدیل شدهاند. جنگ ایران و عراق، با حمله به پالایشگاهها و تأسیسات نفتی و بنادر آغاز شد و به «جنگ نفتکشها» انجامید. 💠 نمونه کلاسیک این الگو نیز عملیات ناتو علیه صربستان در سال ۱۹۹۹ در جریان جنگ کوزوو است؛ جایی که ناتو پس از تضعیف توان نظامی صربستان در آخرین مرحله کوشید تا با حملات گسترده به زیرساختهای اقتصادی و انرژی مانند نیروگاههای برق، پلها، راهها، راهآهن و بسیاری دیگر میلوشویچ را به پذیرش مذاکره و شرایط خود وادار کند. ◀️ از این منظر، ایران نیز نمیتواند و نباید نهایتاً خود را از چنین سناریویی مصون تلقی کند. حتی اگر بهرغم چند دور تهدید، کار تاکنون به حملات گسترده علیه زیرساختهای کشور نینجامیده نباید این وضعیت را یک قاعده دائمی تلقی کرد. هرگونه تشدید تنش میتواند، طرفین را به سمت راهبردی سوق دهد که هدف آن، فلج کردن توان اقتصادی و اجتماعی رقیب از طریق تخریب زیرساختها باشد. ◀️ در شرایط کنونی، سه سناریوی اصلی قابلتصور است که یکی از آنها گسترش جنگ به حوزه زیرساختهای انرژی است. 1️⃣سناریویی که در آن حمله به تأسیسات ایران با پاسخ متقابل ایران علیه زیرساختهای انرژی کشورهای منطقه همراه شود. چنین روندی نهتنها اقتصاد ایران بلکه امنیت انرژی خلیجفارس و بازار جهانی نفت را نیز با بحرانی کمسابقه مواجه میکند. 2️⃣ سناریوی دوم، مهار تنش از طریق بازگشت به مذاکره و احیای تفاهمات پیشین است. این گزینه، واقعبینانهترین و مسئولانهترین مسیر برای جلوگیری از ورود منطقه به چرخهای از تخریب متقابل است. هرچه کانالهای دیپلماتیک زودتر فعال شوند، احتمال جلوگیری از حمله به زیرساختهای حیاتی افزایش خواهد یافت؛ زیرساختهایی که بازسازی آنها ممکن است مستلزم صرف سالها زمان و صدها میلیارد دلار هزینه باشد. 3️⃣ سناریوی سوم، عقبنشینی کامل آمریکا از تقابل و واگذاری ابتکار عمل به ایران است؛ فرضیهای که از منظر موازنه قدرت، چندان محتمل بهنظر نمیرسد. پذیرش چنین وضعیتی، هزینههای سنگینی برای اعتبار بینالمللی ایالات متحده و شخص ترامپ خواهد داشت و واقعبینانه اگر نگاه کنیم، احتمال این سناریو بالا نیست. *️⃣ تردید نباید داشت که برای اسرائیل اصلاً دردآور نخواهد بود؛ چه اینکه جنایتکاران اسرائیلی ترجیح میدهند که امکانات همه کشورهای اسلامی نابود شود. از نظر آمریکا نیز اگرچه خسارت به زیرساختهای منطقه قطعاً از نظر افزایش بهای نفت خسارتبار خواهد بود اما نهایتاً این کشورها با سپردههای بزرگی که در غرب دارند برای بازسازی سراغ شرکتهای آمریکایی خواهند رفت و این میتواند، امتیازی برای آمریکا باشد. ✅ در نهایت، اگرچه توقف موقت حملات میتواند فرصتی برای کاهش تنش فراهم کند اما نباید آن را پایان بحران تلقی کرد. تجربه جنگهای معاصر نشان داده که زیرساختها، نخستین قربانیان مرحله فرسایشی جنگ هستند. از همینرو اتکا به دیپلماسی و بازگشت به مسیر تفاهم نه صرفاً یک انتخاب سیاسی بلکه ضرورتی راهبردی برای جلوگیری از ورود منطقه به جنگی است که بازنده اصلی آن، امنیت، اقتصاد و ثبات همه بازیگران منطقهای خواهد بود. 🔺برای خواندن مطلب کامل به سایت سازندگی مراجعه کنید https://saazandegi.ir/خطر-ناتمام
آیا اصرار بر سر مسیر تردد کشتیها در تنگه درست است؟ اظهارات آقای دکتر عراقچی مبنی بر اینکه ایران و عمان به توافق نزدیک هستند، به خودی خود چیزی را روشن نمیکند. این دو کشور حدود چهار ماه است که با هم در حال مذاکره هستند و به نظر میرسد که مواضع عمان در تاکید بر رعایت حقوق دریاها و عدم موافقت با "تحمیل هزینه" به کشتیها حداقل از اول ژوئیه صریحتر و تندتر شده است. این اصرار در 9 ژوئیه به تصویب قطعنامهای در شورای سازمان دریانوردی بینالمللی با حمایت حدود 135 عضو این سازمان انجامید. مشکل این است که مذاکرات ایران و عمان تاکنون تنها در مورد مسیر تردد کشتیها در تنگه هرمز و اینکه این مسیر از دریایی سرزمینی ایران بگذرد یا دریایی سرزمینی عمان، بوده است. قبلا در چند نوبت در جاهای دیگر یادآوری کردهام که حتی اگر در این مورد توافقی حاصل شود، مسائل مهمتر همچنان باقی خواهد بود. به عبارت دیگر، مسیر تنها یک وسیله است و اگر در تعقیب هدفی نباشد، حتی اگر مذاکرات با عمان کاملا موفق باشد و تمام مسیرهای در آبهای ایران تثبیت شود، چیزی جز ضرر و دردسر و آلودگی زیست محیطی بیشتر برای ما نخواهد داشت. از طرفی، اگر هدف این باشد که کشتیها چون از آبهای سرزمینی ایران عبور خواهند کرد، حتما باید قبلا مجوز عبور از ایران دریافت کنند و هزینهای الزامی پرداخت کنند و ... اول باید دید که آیا تحقق چنین اهدافی ممکن است یا خیر. قبلا در این مورد و نیز در مورد تحریم "سازمان تنگه خلیج فارس" توسط آمریکا نوشتهام. https://t.me/covid_policy_dip/2643 لذا، اول باید دید که نیل به اهداف مد نظر ممکن است یا خیر. شاید اظهارات دیروز آقای دکتر بقایی مبنی بر اینکه "تفاهم ایران و عمان برای مسیر جدید، ربطی به بازگشایی یا مسدود ماندن تنگه هرمز ندارد؛ این تفاهم شرط لازم هست، اما شرط کافی نیست"، اشارهای مهم به همین معنا باشد. در واقع، سوال این است که آیا اصرار بر سر مسیر تا حدی که به فروپاشی یادداشت تفاهم و جنگ سوم انجامید، اقدام درستی بوده و باید بر آن اصرار شود. آیا درست نیست که در جهت بازگشت وضعیت قبل از 16 تیر حرکت کنیم؟ به این معنی که تنگه هرمز باز شود و در ازای آن محاصره دریایی ایران لغو شود و مذاکرات ادامه یابد؟ کوروش احمدی 12 مرداد 405 https://t.me/covid_policy_dip
یادی از کریم سلیمانی یک سال از گذشتن و رفتن و پرکشیدناش گذشت. چند روز پیش از درگذشت او مهماناش بودم. یک روز و یک شب نزد او ماندم و مانند همیشه از مباحث و موضوعاتی که علاقه و دغدغهی مشترکمان بود سخنها گفتیم. از آن میان بیش از همه از مصدق و جنبش ملی سخن به میان آمد. بسیار آزرده بود از پارهای کژروایتهای سستبنیاد که کسانی در سالهای اخیر دربارهی مصدق و جنبش ملی برساخته و در بوق و کرنا کرده و رواج دادهاند. کمر همت بسته بود تا به سهم خود در این باره کاری کند. برنامهای پژوهشی و درازدامن داشت و بهرههایی از آن را در پارهای رسانهها منتشر کرده بود. میگفت همهی کارهای دیگر را کنار نهادهام و بر این تمرکز کردهام و تا به انجاماش نرسانم آرام نمیگیرم. دریغا که ناگهان و نابهنگام رفت و آن کار سترگ نیمهتمام ماند. دانش و دقت و بصیرت او در تاریخ جنبش ملی ستودنی بود. در این راه بسیار گام زده و فراوان کوشیده بود. بسیاری از اسناد و منابع و پژوهشهای مربوط به این موضوع را به دقت خوانده و وارسیده بود. پارهای از آنها را بارها زیر و رو کرده و انبوهی یادداشت فراهم آورده بود. در طول سالها دوستی و همصحبتی از او فراوان آموختم. نه تنها از دانش گسترده و بینش ژرف و دقت و احتیاط علمی و باریکبینیاش، بلکه بیش از همهی اینها از منش ستودهی او: از فروتنی مثالزدنیاش، از بردباری و رواداری و شکیباییاش، از گذشت و بخششاش، از مردمداری و ایرانمداری و ایراندوستیاش، از اندوهگساریاش برای دردمندان و فرودستان، و... کریم بود و کریم زیست و کریم رفت. یادش گرامی باد. #داریوش_رحمانیان نهم امرداد هزار و چهارصد و پنج https://t.me/dariush_rahmanian
تجربه جنگ ناتو علیه صربستان از جنگ 78 روزه بین ناتو و صربستان در مارس تا ژوئن 1999 به عنوان نخستین جنگ در دوره مدرن اسم برده شده که بدون مداخله نیروی زمینی و تنها با اتکا به نیروی هوایی انجام شد و نیروهای ناتو تحت فرمان آمریکا توانستند به اهداف مد نظر خود دست یابند. اگر چه ناتو رسما در این جنگ درگیر بود، اما در عمل عمده عملیات توسط آمریکا انجام شد. هدف اعلام شده ناتو این بود که میلوسوویچ رهبر صربستان تنها از طریق یک جنگ هوایی به خواست ناتو مبنی بر خروج از کوزوو و تحقق استقلال دوفاکتو کوزوو تن دهد. تحلیلگران نظامی این جنگ را "عملیات اجبار" (coercive operation) نامیده اند؛ چرا که هدف آن واداشتن بلگراد به مذاکره و پذیرش خواستههای ناتو بود. از حدود 1000 جنگنده ناتو در این عملیات استفاده شد که 700 جنگده آن توسط آمریکا تامین شده بود. نیروهای دریایی ناتو نیز از دریای آدریاتیک موشک تاماهاک شلیک میکردند. واحدهایی از ارتش ناتو از مبدا ترکیه و مجارستان اقداماتی را علیه صربستان انجام دادند. این عملیات نظامی طی سه مرحله انجام شد: در مرحله اول دفاع هوایی صربستان با هدف تفوق بر فضای آن کشور مورد حمله قرار گرفت. در مرحله دوم به نقاط تمرکز نیروهای زمینی صربستان در کوزوو و اطراف آن حمله شد. در مرحله سوم، ناتو با این فرض که حملات تاکتیکی به تنهایی باعث تسلیم میلوسویچ نمیشود، اقدام به گسترش جنگ علیه زیرساختهای راهبردی صربستان کرد و ازجمله به صورت سیستماتیک تاسیسات انرژی و نیروگاههای برق را تعمدا و به نحوی گسترده هدف حمله قرار داد. در این مرحله از به اصطلاح بمب نرم (soft bomb) علیه نیروگاههای برق استفاده شد. این بمب در بالای نیروگاهها منفجر میشوند و رشتههای گرافیتی کربنی(carbon graphite filaments) آزاد میکنند. این رشتهها موجب اتصالی در ترانسفورماتورها و تجهیزات سویچینگ میشوند و مناطق وسیعی را در تاریکی فرو میبرند؛ بدون اینکه خسارات فیزیکی زیادی ایجاد کنند. از این طریق، تا ماه می حدود 80 درصد برق صربستان قطع شد و سایر سرویسها حیاتی وابسته به برق را نیز تحت تاثیر قرار داد. آمریکا در جنگ 1991 و در مراحل اولیه جنگ 2003 علیه عراق نیز کم و بیش از این سلاح استفاده کرد. بعلاوه، ناتو پالایشگاهها، دپوهای سوخت، پلها، راهها، راهآهن، ایستگاههای رله مخابرات، مرکز رادیو تلویزیون صربستان، ایستگاههای مخابراتی و شماری از کارخانهها را نیز هدف قرار داد. گفته میشود که نیروگاههای مدرن در برابر این حمله با بمب نرم مقاوماند. همزمان گفته میشود که امکانات مدرنتری مانند حمله به سیستمهای فرعی، عملیات سایبری و جنگ الکترونیک برای اختلال در برقرسانی وجود دارد. کوروش احمدی https://t.me/covid_policy_dip
без подписи
без подписи
در گفت و گو با کوروش احمدی
بحران نفت و تشدید تنش برخی از مقامات ما و بویژه برخی کارشناسان در اطراف این مقامات از سال 1391نشسته اند به انتظار که افزایش بهایی نفت موجب ورشکستگی اروپا و آمریکا شود. در 91 می گفتند نفت ایران اگر تحریم شود، هر بشکه نفت به 250 دلار .خواهد رسید در سال 402 گفتند با جنگ اوکراین، "زمستان سخت" غرب را به زانو در خواهد آورد و با این استدلال مانع بازگشت به برجام شدند. در جریان جنگ 40 روزه نوید فروپاشی اقتصاد جهانی در ماه ژوئیه را می دادند. و هنوز هم مرتبا وعده نفت 150 و 250 دلاری می دهند. و چون می بینند که نمی شود، راه حل را به قول خودشان در تصعید و تنش بیشتر می بینند و توصیه به شدت عمل بیشتر و بردن جنگ به باب المندب و سوئز و جبل الطارق و ... می کنند. با این حال بهای نفت برنت امروز و برغم بسته بودن تنگه هرمز و نیمه بسته بودن باب المندب و حمله به نقطه ای در مصر در نزدیکی سوئز حدود 88 دلار در هر بشکه است. اینان گاه مدعی اند که بهایی نفتی که اعلام می شود، قیمت کاغذی است و بهای واقعی نفت که نفت اسپات می نامند، 150 بیشتر است. اما نمی گویند که آیا ایران هیچگاه به این قیمتها فروشی داشته است یا خیر. نمی دانند یا نمی گویند که طی 4 ماه گذشته به گفته سازمان بین المللی انرژی تنها حدود 12 میلیون بشکه نفت به صورت اسپات فروخته شده است. مشکل اساسی اینان این است که قضایا را تک بعدی و تک فاکتوری می بینند. توجه ندارند که بازار نفت طی 20-10 سال گذشته دستخوش تحولاتی عمیق و ساختاری شده. انقلاب نفتی شیل، انرژی های تجدید پذیر بالفعل و بالقوه، تغییر نقشه جهانی انرژی، واکنش متحول مصرف کنندگان در سطح فرد و جامعه و دولت به بحران های انرژی، تحول در ذخیره سازی استراتژیک و تجاری و ... را در معادلات خود وارد نمی کنند . نتیجه اینکه عرض خود می برند و زحمت ما می دارند. کوروش احمدی 9 مرداد 405 https://t.me/covid_policy_dip
سندروم خستگی از سیاست مواجهه پر شدت و حدودا 50 ساله مردم ایران با سیاست و بیهودگی این مواجهه موجب فرسودگی و زخم برداشتن روح و روان فرد و جامعه ایرانی شده است. این پدیدهای است که "سندروم خستگی سیاسی" (politics or political fatigue syndrome) نامیده میشود. خستگی سیاسی شرایطی روحی است که گریبانگیر فرد و جامعه میشود و بازتاب فرسودگی ذهنی و عاطفی و سرخوردگی و اضطرابی است که ناشی از مواجهه بیوقفه با روندهای بیسرانجام، بینتیجه و بیهوده سیاسی است. سیاست مهمترین و اثرگذارترین فعالیت بشری است؛ چرا که در سیاست صحبت از قدرت است و قدرت مقررات بازی را تعیین میکند و چارچوبهای حقوقی و نهادی را برای فعالیتهای اجتماعی در همه حوزههای اعم از اقتصاد، آموزش، بهداشت، جنگ و صلح و ... شکل میدهد. فرد ایرانی به تجربه متوجه این معنا است و حل مشکلات خود در همه حوزهها، از معیشت تا آزادیهای فردی، اجتماعی و سیاسی تا فضایی حداقلی برای آفرینشهای فرهنگی و هنری و ... را در سیاست میجوید. در جوامع دیگر سیاست بسیار به ندرت موضوع اصلی صحبت مردم عادی است. در حالی که در ایران، مردم طی این دوره طولانی پیوسته نگران و پیگیر سرانجام روندهای سیاسی بوده و سیاست موضوع اصلی صحبت بین آنها بوده؛ به این امید که از طریق تحول در بازیهای سیاسی، گرهی از کار فروبستهشان گشوده شود. اما سیاست نه تنها هیچگاه نتیجهای در جهت بهبود شرایط زندگی مردم و قرار دادن کشور در مسیری امیدبخش نداشته، بلکه اسباب عقب ماندگی اقتصادی-اجتماعی کشور از همگنان خود در منطقه را فراهم کرده و موجب اضطراب، سرخوردگی و یاس مردم بوده است. از طرفی، چون سیاست مستقیما به زندگی روزمره مردم گره خورده است، امکان رها کردن و بیتفاوت شدن نسبت به آن نیز وجود ندارد. جنگ هشت ساله با عراق و تنش مستمر با غرب و کشورهای منطقه و تحریمهای گسترده طی چند دهه اخیر مردم را مستمرا و به ناچار درگیر سیاست کرده است. سه جنگ اخیر طی یک سال بیش از پیش مردم را در معرض سیاست قرار داده و بیش از پیش خسته، فرسوده و سرخورده کرده است. این در حالی است که در اکثریت بزرگی از دیگر کشورها، تعاملات سیاسی کارآمد معمولا موجب شکلگیری یک جریان اصلی سیاسی میانهرو میشود؛ به نحوی که چرخش نخبگان سیاسی در ادوار انتخاباتی تاثیری چندانی در زندگی روزمره مردم ندارد. چنین روندی مشوق بیتفاوتی بخش عمدهای مردم نسبت به روندهای سیاسی است. کوروش احمدی https://t.me/covid_policy_dip
https://youtu.be/TzbtjP3T9yg?si=cz6DZCPLWmAqv1ML
https://www.eghtesadonline.com/0092OP
https://www.instagram.com/reel/DbbFGMCBrU_/?igsh=MTZndHNrbTIzcjFpdQ==
🎥 به جای آمریکا با چین مذاکره کنیم 🔹عباس آخوندی و کوروش احمدی، در میزگرد برنامه «همپرسه» اقتصادآنلاین، دو روایت از آینده ایران را مطرح میکنند. 🔹 آخوندی معتقد است این جنگ در پازل رقابت آمریکا و چین تعریف میشود و ایران باید پیش از مذاکره با آمریکا، تکلیف خود را با چین روشن کند و نقش پکن را در معادلات اخیر جدی بگیرد. 🔹کوروش احمدی تأکید میکند که ایران باید به جای ادامه تنش و گزینههایی مانند بستن تنگه هرمز، به سمت یک توافق پایدار حرکت کند. 🔹در کنار این بحث، فرصتهای تاریخی از دسترفته ایران در سیاست خارجی نیز واکاوی میشود. 🔹فیلم کامل برنامه «همپرسه» را از اینجا تماشا کنید. eghtesadonline.com @eghtesadonline