جامعه شناسی پزشکی، فمینیسم و ...
Статистикаنوشته ها و گفته های دکتر سیمین کاظمی پزشک و جامعه شناس تماس: drsiminkazemi@gmail.com
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Медицина
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 143
- 1/48двое суток
- 163
- 1/72трое суток
- 176
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مقاله ادیتوریال: همسرآزاری/ خشونت شریک زندگی، نظام سلامت و ضرورت شکستن سکوت ✍سیمین کاظمی/ فصلنامه سلامت اجتماعی @drsiminkazemi چکیده ▪️بنابر شواهد آماری خشونت شریک زندگی در ایران نسبت به دو دهه پیش افزایش یافته و شیوع آن از برخی کشورهای منطقه بیشتر است. یکی از علل افزایش همسرآزاری (IPV) می تواند بی توجهی به این مسأله و فقدان هر گونه اقدام جدی برای مقابله و پیشگیری از آن باشد. در حالیکه در اکثر کشورهای جهان قوانین حمایتی به تصویب رسیده و دولت ها برنامه هایی برای پیشگیری از خشونت طراحی کرده اند، در ایران هنوز بحث درباره ضرورت مداخله در خشونت خانگی به جایی نرسیده است. ▪️نظام سلامت و کنشگران آن برای عمل به مسؤولیت حرفه ای و نقش اجتماعی شان، لازم است با درک اهمیت مسأله خشونت مبتنی بر جنسیت و خشونت شریک جنسی به عنوان یکی از صور آن، بیش از پیش به آسیب ها و صدمات آن بپردازند و از همه ظرفیت های موجود برای طرح این مسأله و متقاعد کردن نظام حکمرانی به محافظت از زنان در برابر خشونت و اتخاذ واکنش چندبخشی به عنوان یک راهبرد پذیرفته شده بین المللی، استفاده کنند. 🔸متن کامل در لینک: https://journals.sbmu.ac.ir/ch/index.php/ch/article/view/31953
سیمین کاظمی در مناظره با همتیار، قاضی پیشین دیوان عالی: پرونده پژمان جمشیدی پروندهی مهمی است که سرنوشت پروندههای آینده را تعیین می کند که به چه راهی کشیده شوند ویدیوی کامل مناظره: https://youtu.be/sWqAbMKQIuc?si=NzPD1LaKboMr-caC
در ستایش از اکبر عبدی و اثبات توانمندی او در بازیگری به زن پوشی و بازی کردن او در نقش زنان اشاره می شود. اگر چه ایفای نقش زنان بخشی از توانمندی این بازیگر را نشان می دهد اما نباید این واقعیت را نادیده گرفت که زن پوشی یا نقش زن بازی کردن توسط مردان ایرانی دلالت های زن ستیزانه ای نیز دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. اول اینکه سپردن نقش زنانه به مردان، که اعلب به عنوان راهکاری برای مقابله با حجاب و محدودیت ارتباط اتخاذ می شود، به معنای پذیرش سانسور و محدودیت توسط سینماگران و نتیجتا کنار گذاشته شدن زنان است. این روش در کنار استفاده از هنرپیشه های زن خارجی که در سالهای اخیر باب شده، زنان ایرانی را از بعضی نقش ها محروم می کند. دوم ایفای نقش زنان توسط مردان به ویژه وقتی گفته می شود هیچ زنی قادر نبود نقش را مثل این مرد اجرا کند یا اینکه هیچ زنی نمی خواهد در این نقش قرار گیرد، در واقع نفی توانمندی زنان بازیگر و نوعی هنجارسازی برای آینده است که زنان همچنان به سمت چنین نقش هایی نروند. ایفای نقش زنان توسط مردان نشان می دهد که سینما همچنان یکی از مهمترین عرصه های تبعیض جنسیتی است. ✍️سیمین کاظمی @drsiminkazemi
وقتی بازار کار به مهندسان زن روی خوش نشان نمی دهد ▪️سیمین کاظمی/ از گفتگو با ایسنا @drsiminkazemi 🔻یک متغیر تعیین کننده در انتخاب رشته های تحصیلی وضعیت بازار کار است. در مورد رشته های فنی و مهندسی زنان به دلیل رد صلاحیت جنسیتی امکان کمتری برای ورود به بازار کار دارند، و همین انگیزه آنها را برای انتخاب این رشته ها کاهش می دهد. 🔻بسته بودن بازار کار بر زنان اساساً تحصیلات عالی را برای زنان به یک مناسک بی معنی تبدیل کرده است. ما در ایران در مورد زنان با پدیده "تحصیل برای تحصیل" مواجه هستیم که جامعه و سیاستگزاران به زنان تحمیل کرده اند. بخش بزرگی از زنان وارد دانشگاه می شوند و فارغ التحصیل می شوند اما شغلی برای آن ها وجود ندارد. به طور غیرمنصفانه زحمات و توانایی هایشان نادیده گرفته می شود و از بازار کار طرد می شوند. این وضعیت امکان تحرک اجتماعی و پیشرفت در زندگی را از زنان سلب و آنها را سرخورده کرده است. چنانکه زنان علیرغم تحصیلات و مهارت هایشان یا بیکار می مانند یا وارد مشاغل غیرمرتبط و غیررسمی می شوند. 🔻 موضوع کلیدی دیگر، ماهیت سیستم اقتصادی ماست. سرمایهداری در ایران، یک سرمایهداریِ محافظهکار و بهشدت مردسالار است. سرمایه داری مردسالار، اشتغال زنان در حوزههای فنی و مهندسی را نه یک فرصت، بلکه نوعی ریسک برای سرمایه و هدررفت منابع تحت کنترل مردان میداند. در نتیجه، با بیارزشسازی سیستماتیک نیروی کار زنان، نوعی فاشیسم جنسیتی را در بازار کار اعمال میکند؛ فاشیسمی که نتیجه اش حذف زنان تحصیلکرده از بازار کار است. 🔻مهمترین اقدام اصلاح ساختاری بازار کار و عادلانه کردن فرآیندهای جذب نیرو است. این کار مستلزم اتخاذ سیاستهای اقدام مثبت و تعیین سهمیه تشویقی برای اشتغال زنان در بخشهای فنی، صنعتی و مهندسی (هم در بدنه دولتی و هم بخش خصوصی) است. این سیاست به معنای تنزل دادن استانداردهای تخصصی یا استخدامهای صوری نیست؛ بلکه هدف، آن خنثیسازی و حذف عامل جنسیت در ارزیابی صلاحیت متقاضیان است. 🔻برای شروع، دولت و سیاستگذاران میتوانند با اعطای مشوقهای مالیاتی، تسهیلات یا امتیازات رتبهبندی به سازمانها و شرکتهایی که تنوع جنسیتی را در کادر فنی خود رعایت میکنند، این چرخه اصلاحی را فعال کنند. با چنین تغییری در فضای اشتغال، انگیزه زنان برای تحصیل در رشته های فنی و مهندسی بیشتر خواهد شد و شکاف جنسیتی موجود کاهش پیدا می کند. متن کامل در لینک: isna.ir/xdWMDQ
🔺 مقاله علمی پژوهشی: واکاوی دیدگاه و تجارب پزشکان عمومی درباره تبلیغات شرکت های دارویی، یک مطالعه کیفی سیمین کاظمی @drsiminkazemi فصلنامه سلامت اجتماعی, دوره 12 شماره 4 چکیده زمینه و هدف: پزشکان به واسطه شغل شان در معرض تبلیغات شرکت های دارویی قرار دارند. تأثیرپذیری از این تبلیغات میتواند منافع بیمار را به خطر بیندازد. هدف این مطالعه واکاوی دیدگاه و تجارب پزشکان در رابطه با تبلیغات صنعت داروسازی است. روش و مواد: این مطالعه کیفی به روش پدیدارشناسی انجام شد و داده ها از طریق مشاهده همراه با مشارکت و مصاحبه با 15 نفر از پزشکان به شیوه اشباع نظری گردآوری شد. در مرحله تحلیل، داده ها کدگذاری و استخراج مقوله ها صورت گرفت. یافته ها: از تحلیل داده ها، هفت مقوله به دست آمد که شامل افزایش دانش دارویی، اثبات صلاحیت علمی، فقدان مرجع مشخص معرفی داروهای جدید، بی تأثیر بودن تبلیغات و هدایای شرکت ها، عاملیت و استقلال در تجویز، پایبندی به طرح ژنریک و انتقاد به صنعت داروسازی بود. نتیجهگیری: مطالعه نشان داد، پزشکان تبلیغات دارویی را برای اطلاع یافتن از تازه های دارویی و بازار دارو و بهبود عملکرد حرفه ای مفید می دانند. آنها معتقدند که تسلیم محض تبلیغات دارویی نیستند و به روش های شخصی اثربخشی داروهای تبلیغ شده را ارزیابی می کنند. کلمات کلیدی: پزشک، تبلیغات دارو، منافع بیمار، حرفه گرایی متن کامل مقاله در لینک زیر https://journals.sbmu.ac.ir/ch/index.php/ch/article/view/31922
تبعیض جنسیتی و یائسگی @drsiminkazemi 🚺 این ویدیو به یائسگی به عنوان یکی از محمل های تبعیض علیه زنان می پردازد و در رسانه khabarfarda_tv تهیه شده است. 🚺مجری آن آوا شجاعی و برای بررسی موضوع گفتگویی با سیمین کاظمی انجام شده است. 🚺علاوه بر آن با چند نفر از زنان درباره تجربیات شان از یائسگی گفتگو شده است.
زنان فقیر قربانیان آینده سرطانهای مرتبط با HPV ➖سیمین کاظمی/گفتگو با ایلنا @drsiminkazemi ▪️عفونت hpv در ایران روند افزایشی دارد. در یک پژوهش ۳۸.۷ درصد زنان مورد مطالعه مبتلا به این عفونت بوده اند که سویه های پرخطر مرتبط با سرطان دهانه رحم را هم در بر می گرفته. در مطالعه دیگری ۲.۸ درصد جمعیت عمومی زنان مبتلا به دو سویه پرخطر عفونت hpv یعنی ۱۶ و ۱۸ بوده اند. با توجه به اینکه بین عفونت اولیه و بروز سرطان ممکن دو سه دهه فاصله باشد نتیجه احتمالی این ابتلای کنونی در آینده افزایش چشمگیر بسرطان های مرتبط با HPV خواهد بود. وقتی چنین خطری وجود دارد و واکسن هم برای پیشگیری از آن وجود دارد راهکار عقلانی و علمی این است که واکسن HPV در برنامه ملی واکسیناسیون گنجانده شود. این کاری است که ۱۴۰ کشور دنیا از جمله کشورهای مسلمان جنوب خلیج فارس شامل عربستان، قطر، امارات متحده عربی و بحرین انجام داده اند. ▪️آنچه درباره واکسن HPV در ایران اتفاق افتاده مصداق دقیق و روشنی از کالایی سازی سلامت است. افراد ثروتمند که در اقلیت هستند می توانند واکسن را تهیه کنند و سایرین از تهیه آن عاجز هستند. نتیجه این می شود که اولا شیوع عفونت HPV روند افزایشی خواهد یافت چون دسترسی به واکسن عمومیت ندارد و اکثریت جامعه در برابر آن محافظت نشده اند. ثانیا در آینده عمده قربانیان سرطان های مرتبط با HPV از بین فقرا و مشخصا زنان فقیر خواهند بود. ▪️واکسن HPV در ایران مخالفانی دارد که بار اخلاقی و مذهبی را به این واکسن که یک ابزار پیشگیرانه در پزشکی است تحمیل می کنند. آنها معتقدند تلقیح واکسن HPV به معنی عادی سازی و قبح زدایی از روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج است. این در حالی است که هیچ شواهدی وجود ندارد که واکسن تاثیری بر وقوع یا افزایش روابط جنسی خارج از ازدواج داشته باشد. در واقع مخالفان واکسن، با این دیدگاه سلامت جامعه و بخصوص زنان را به خطر می اندازند. برنامه های پیشگیری منطبق بر شواهد و داده ها و واقعیت های اجتماعی هستند و واقعیت اجتماعی شیوع فزاینده عفونت HPV است. با تقبیح و ممنوع کردن واکسن اچ پی وی، روابط جنسی خارج از چارچوب کمتر نمی شود ولی شیوع اچ پی وی و سرطان های مرتبط با آن قطعا بیشتر خواهد شد. ▪️علت دوم ملاحظات اقتصادی دولت و هزینه های تامین واکسن است که این نگاه با روح پیشگیری و بهداشت مغایرت دارد. بدیهی است هزینه در راه پیشگیری، منافعش را در آینده نشان خواهد داد و یقینا هزینه های درمان سرطان های مرتبط با hpv بسیار بیشتر از هزینه واکسن است. متاسفانه با تسلط این نگاه که پیشگیری سود آنی و فوری ندارد و هزینه ساز است، برنامه های پیشگیرانه در ایران ضعیف و به حاشیه رانده شده اند، در عوض عمده منابع مالی به سمت درمان هدایت می شود. ▪️علت سوم احتمالا نارضایتی و اعمال نفوذ واردکنندگان واکسن های خارجی است که با گنجانده شدن واکسنHPV بازار فروش آن را از دست می دهند. ▪️علت چهارم این است که Hpv هر چند با سرطان های مختلف در زنان و مردان مرتبط است اما چون بیشترین ارتباط را با سرطان دهانه دحم دارد از این رو بیماری و مشکل زنان معرفی می شود. در واقع زنانه شدن hpv آن را از یک مشکل سلامت عمومی به یک مشکل زنان تقلیل داده و در بستر تبعیض جنسیتی که مشکلات سلامت زنان چندان جدی گرفته نمی شوند، گنجاندن واکسنhpv در برنامه واکسیناسیون عمومی به عنوان یک امر ضروری شناسایی نمی شود. ▪️برای حفظ سلامت جامعه لازم است هم مردان و هم زنان از کودکی در برابر این ویروس محافظت شوند و راه عقلانی و علمی محافظت هم گنجاندن واکسن HPV در برنامه واکسیناسیون کشوری و تلقیح آن برای هر دو جنس از سن ۱۱ تا ۱۲ سالگی است. https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1806507
فاشیسم و زنان: چرا برخی زنان از گروه پهلوی حمایت می کنند؟ 3⃣ قسمت سوم ✍ سیمین کاظمی @drsiminkazemi فاشیسم، زنان و پهلوی 🔻در ایران اوج گیری جنبش فاشیستی را باید واکنشی دانست به ظهور جنبش زن، زندگی آزادی، که یک جنبش دموکراتیک، نفی کننده ارزش های سنتی، ضدمحافظهکاری، خشونت پرهیز و با محوریت حقوق زنان و عاملیت نوظهور زنان در میدان مبارزات اجتماعی بود. برآمدن جنبش فاشیستی محصول احساس ناامنی مردانه ای بود که جایگاه برتر و هژمونیک خود را در جنبش زن زندگی آزادی در خطر می دید. جنبش فاشیستی که به حاشیه رفته بود و یکی از ارکان آن یعنی هژمونی قدرت مردانه مورد تهدید قرار گرفته و ارزش های مردسالاری را در خطر می دید با احساس ناامنی و سرگشتگی تلاش هایی را برای به دست گرفتن این جنبش جدید یا به عبارتی کنار زدن زنان، با جعل شعار مرد، میهن آبادی آغاز کرد، شعاری که آشکارا حامل مردسالاری، ناسیونالیسم افراطی و قدرت طلبی مردانه بود. با فروکش کردن جنبش زن زندگی آزادی، تلاش های جنبش فاشیستی با حمایت قدرت های خارجی و بازنمایی رسانه ای تشدید شد و این جنبش به تدریج ماهیت خشونت طلبی، ضدیت با دموکراسی و حمله به نیروهای مستقل و دموکراسی خواه و به خصوص نیروهای چپگرا، جنگ طلبی، سرسپردگی به امپریالیسم و دشمنی با فمینیسم را عیان ساخت. 🔻حال با وجود رویگردانی گروه پهلوی از جنبش زن زندگی آزادی و حملات بی امان به فمینیست ها و فعالان حقوق زنان، جای تأمل است که برخی زنان از این گروه و ایدئولوژی آنها حمایت می کنند. پهلویگرایان با ارائه تصویری گزینشی از دوره پهلوی و تکیه بر برخی اقدامات شاه سابق مثل اعطای حق رای به زنان خود را مدافع زنان جا می زنند اما واقعیت آن است که این مراحم ملوکانه به معنای باورمندی به برابری جنسیتی و حقوق زنان نبوده و از راهبردهایی است که ضد زن ترین سیاستمداران هم بنا به اقتضائات زمانه و برای اهدافی دیگر اتخاذ می کنند؛ چنان که در ایتالیای فاشیست هم موسولینی برای کسب حمایت زنان کارگر و طرفداران حق رأی، به زنان حق رای داده بود ولی همو بود که باور داشت زنان نباید جدی گرفته شوند، زنان باید اطاعت کنند، زنان باید فرزند بیاورند و همسران و مادران خوبی باشند - ماموریت اصلی آنها باید مراقبت از خانواده و زایمان باشد. زنان باید تابع اقتدار شوهران خود باشند، زنان نباید کار کنند زیرا این امر موجب انحراف از تولید مثل میشود و شروع به محدود کردن فرصتهای شغلی برای زنان کرد تا مشاغل بیشتری برای مردان فراهم شود. 🔻در دوره پهلوی هیچگاه برابری جنسیتی به رسمیت شناخته نشد و زنان نتوانستند در هیچ حوزه ای به برابری با مردان دست یابند. اقداماتی که برای زنان انجام شد محدود به زنان شهری و طبقه مرفه بود و سایر زنان از آن بی نصیب. هر دو شاه پهلوی جنبش مستقل زنان را سرکوب کردند و فعالیت در حوزه زنان تنها در صورتی امکان پذیر بود که تحت کنترل حکومت و با تایید حکومت باشد. حق رای زنان که از دوره انقلاب مشروطه مطالبه زنان بود و سالها پیگیری شد، بعد از بیش از نیم قرن به زنان داده شد. پهلوی گرایان منش واقعی شان در مواجهه با مسأله زن را عیان و آشکار کرده اند. نفی جنبش زن زندگی آزادی، حمله به فمینیست ها و فعالان حقوق زنان، فحاشی و خشونت کلامی جنیست زده، مشارکت حداقلی زنان در فضاهای رهبری، سکوت درباره ستم جنسیتی و به حاشیه بردن مسائل زنان و درک ناچیزشان از فمینیسم همگی نشان می دهد که این جنبش پایبندی و تعهدی به حقوق زنان ندارد و زنان تنها سیاهی لشکر مطیع و سرسپرده این گروه در فضای مجازی و تجمعات شان در خارج از کشورند. 🔻مانوسفر[1] فارسی زبان با اوباشگری اعضای جنبش فاشیستی پهلوی گرا، فضایی است که با هدف مرعوب کردن فعالان مستقل حقوق زنان شکل گرفته و محیط را برای فعالیت فمینیستها و زنان مستقل ناامن می کند، اما فمینیستها باید با درک خطر فاشیسم، برای جلوگیری از به یغما رفتن دستاوردها و مبارزات زنان و زنده نگهداشتن چراغ مطالبه گری و گام برداشتن در مسیر برابری جنسیتی تلاش کنند و اجازه ندهند یک جریان ضد زن، جنبش فمینیستی ایران را به سکوت یا انحراف بکشاند. [1] Manosphere منابع: در فایل pdf https://t.me/drsiminkazemi/1352
فاشیسم و زنان: چرا برخی زنان از گروه پهلوی حمایت می کنند؟ 2⃣ قسمت دوم ✍ سیمین کاظمی @drsiminkazemi فاشیسم و زنان 🔻فاشیست ها از ارزش های سنتی و خانواده دفاع می کنند. فاشیسم تقسیم کار جنسیتی را به عنوان ضامن حفظ ارزش های سنتی ترویج می کند. فاشیستهای تاریخی عموماً استدلال میکردند که وظیفه اصلی زنان، خانهداری و تولید مثل است. چه در آلمان، ایتالیا یا کرواسی، آنها انتظار داشتند که زنان شهروندان، سربازان و مادران آینده نژاد را تولید کنند. در آلمان، فقط زنان آریایی به اندازه کافی «تکامل یافته» در نظر گرفته میشدند که بتوانند نقش مادری را ایفا کنند یا فرزندان «سالم» به دنیا بیاورند. در ایدئولوژی فاشیسم سقف فضیلت برای هر زنی مادر بودن است و آنچه از زنان تحسین می شود همین نقش مادر بودن است. فاشیسم حق زنان در کنترل بر بدن را به رسمیت نمی شناسد و آنچه از زنان انتظار دارد اطاعت و انقیاد است. فاشیسم سیستمی است که فرمانبرداری زنان را تثبیت و سپس تقویت میکند. در حالی که به زنانی که با انتظارات مردسالارانه مطابقت دارند پاداش می دهد، همزمان زنانی را که این سلطه را به چالش میکشند، مجازات خواهد کرد. 🔻جنبشهای فاشیستی به بازگرداندن گذشته مردسالارانه اسطورهای متکی هستند که در آن مردان میتوانند بر حوزه عمومی حکومت کنند و زنان به مادری و خانه - به حوزه خصوصی - محدود میشوند. این نوع نوستالژی برای ارزشهای سنتی وجود دارد و این نوستالژی به فاشیسم قدرت عاطفی میدهد و مردم را به سمت آرمان خود جذب میکند، زیرا میتواند نوید بازگشت به سلطه و کنترل مردانه را بدهد. زنانه شدن فاشیسم 🔻با این وجود جنبش های فاشیستی زنان را حذف نکرده اند و زنان بخشی از این جنبش ها بوده اند، چنانکه هم در سالهای اخیر به رهبری این جنبش ها رسیده اند و حتی هم در انتخابات به نامزدهای راست افراطی رای داده اند. به طوری که اکنون با برآمدن مارین لوپن رهبر راست افراطی در فرانسه، جورجیا ملونی در ایتالیا، سیو ینسن[1] نروژ و بیتا زیدلو[2] لهستان فاشیسم چهره ای زنانه یافته است. 🔻احزاب راست افراطی با استفاده ابزاری از فمینیسم توانسته اند از خود شیطان زدایی کنند تا بتوانند آراء زنان را به دست آوردند. داشتن یک زن در رأس حزب یا در مناصب تأثیرگذار، بهبود تصویر راست افراطی، ارائه آن به عنوان حزبی مدرنتر و مترقیتر و در نتیجه اغوای رأیدهندگان زن را آسانتر میکند. به این ترتیب، آنچه که قبلاً زنان را از سیاست محروم میکرد، اکنون میتواند به موفقیت آنها کمک کند: به اصطلاح نرمی یا شفقت زیاد زنان در واقع برای دور نگه داشتن زنان از سیاست استفاده میشد، اما اکنون برای گنجاندن آنها استفاده میشود، طبق این ایده که زنان سیاست را متفاوت از مردان انجام میدهند. 🔻رهبری زنان بر راست افراطی در حالی صورت میگیرد که زنان بیشتری به احزاب راست افراطی رأی دادهاند، با وجود اینکه این احزاب اغلب سیاستهایی را پیش میبرند که حقوق زنان را از بین میبرد، مانند دسترسی به مراقبتهای باروری. بنابراین می توان نتیجه گرفت که زنانه شدن راست افراطی، بیشتر یک استراتژی سیاسی برای شیطان زدایی و عادیسازی احزاب راست افراطی است تا یک تغییر واقعی به سمت ارزشهای فمینیستیتر. [1] Siv Jensen [2] Beata Szydło https://t.me/drsiminkazemi/1352
فاشیسم و زنان: چرا برخی زنان از گروه پهلوی حمایت می کنند؟ 1⃣ قسمت اول ✍سیمین کاظمی @drsiminkazemi 🔻 فاشیسم با خصلت هایی همچون ضدیت با سنت عقلی و روشنفکری، نژادپرستی، قدرت پرستی، محافظه کاری، سنت گرایی، جنگ طلبی، ناسیونالیسم افراطی و امپریالیسم، رهبرپروری و رادیکالیسم خرده بورژوایی شناخته می شود و نظام های سیاسی برآمده از آن بر اطاعت و انضباط، سلسله مراتب، نابرابری، همبستگی بر اساس مقولاتی مانند نژاد و نفی دموکراسی و آزادی استوارند. فاشیسم به عنوان یک سیستم و به عنوان یک گرایش، نادیده گرفتن و نقض کامل دموکراسی و حقوق مردم است. شکل نظام سیاسی فاشیسم اساساً اشرافی، الیگارشی و نخبهگرایانه و متضمن عنصری نیرومند از پاتریمونیالیسم است. 🔻 ایدئولوژی فاشیسم و نظامهای سیاسی فاشیستی مدافع تقسیم کار جنسیتی هستند که بر اساس آن زنان باید به خانه داری مشغول و وظیفه اصلی شان تولید مثل باشد. 🔻با این حال فاشیسم همچنان طرفدارانی دارد و این ایدئولوژی به جنبش های اجتماعی در برخی نقاط جهان از جمله ایران راه یافته و مورد اقبال اقشار مختلفی از مردم، از اوباش گرفته تا دانشجویان و تحصیلکرده ها و نخبگان فکری و سیاسی، و از جوانان و زنان گرفته تا زحمکتشان قرار گرفته است. اینکه چرا فاشیسم برای جامعه جذابیت دارد و مردم به فاشیسم گرایش پیدا می کنند، پرسشی است که پاسخ هایی چند برای ان ارائه شده است. چنانکه گرایش به فاشیسم پاسخی به وضعیت آنومی یا بی هنجاری و فقدان احساس امنیت شمرده می شود که برخی گروههای اجتماعی برای جبران این فقدان امنیت به دامن قدرت چنگ می یازند. 🔻بحران های اقتصادی و اجتماعی که بی هنجاری و ناامنی را رقم می زنند بستر گسترش جنبش فاشیستی را هموار می کنند. اغلب پیروان فاشیسم از طبقه متوسط رو به فروپاشی می آیند که با از دست رفتن همبستگی اجتماعی و جایگاه شان دچار وضعیت آنومی شده و در جستجوی من ایدئال هستند تا احساس حقارت و سرگشتگی را در آنها پر کند. آنها به دنبال رهبر مقتدر و قوی هستند که جامعه را از گرداب مشکلات نجات دهد و همه از او اطاعت کنند و برای ساخت یک هویت مشترک به گذشته طلایی خیالی و عظمت از دست رفته و ارزش های سنتی دل می بندند. در این مسیر هر که با این تصویر بی نقص مخالفت کند، خشونت علیه او موجه میشود. با فاشیسم جامعه خود را در معرض تهدید بیگانگان میبیند و مهاجران، اقلیت ها، فمینیست ها و ... را به عنوان تهدید معرفی می کند و آنها را مقصر وضع نامطلوب تلقی می کند. فاشیسم در ایران 🔻در ایران تظاهر فاشیسم را می توان در جنبش اجتماعی نوظهوری یافت که اکنون در فضای اجتماعی ایران با مشخصاتی مثل نژاد پرستی و بیگانه هراسی (دشمنی با اعراب و افغان ها)، ناسیونالیسم افراطی (حسرت گذشته باشکوه)، ضدیت با دموکراسی و چپ ستیزی، حمله به فمینیست ها و حقوق زنان، رهبرسازی و ترویج اطاعت و همبستگی، جنگ طلبی و تجویز خشونت ابراز وجود می کند. بر این اساس کنشگری سیاسی گروه پهلوی و حامیان شان را می توان به عنوان نمونه ای از یک جنبش فاشیستی مورد بررسی قرار داد. 🔻یکی از جنبه های قابل بررسی در مورد گروه پهلوی حضور زنان در میان حامیان و طرفداران آنهاست. این پرسش اساسی پیش می آید که چرا برخی زنان و بعضاً کسانی که اعتبارشان را از فمینیسم کسب کرده اند، از یک جنبش فاشیستی که پیش از همه تهدیدی برای حقوق زنان است حمایت می کنند؟ اما پیش از این پرسش ابتدا باید به دیدگاه فاشیست ها درباره زنان پرداخت و اینکه نظام های فاشیستی مشخصاً چه برنامه ای برای زنان دارند؟ https://t.me/drsiminkazemi/1352
فاشیسم و زنان: چرا برخی زنان از گروه پهلوی حمایت می کنند؟ ✍سیمین کاظمی @drsiminkazemi دوماهنامه ارژنگ شماره ۴۷ و ۴۸ 🔻این یادداشت (فایل پی دی اف ضمیمه) با معرفی مختصری از فاشیسم آغاز می شود و به رویکرد فاشیسم به زنان و زنانه شدن فاشیسم می پردازد. در بخش بعدی به این سوال پاسخ می دهد که چرا برخی زنان از گروه پهلوی حمایت می کنند.
مهاجرت معکوس زنان، یک پاکسازی اجتماعی ▪️سیمین کاظمی/ گفتگو با آتیه آنلاین @drsiminkazemi ♦️«کالایی سازی» مسکن موجب شده، مسکن به عنوان یک نیاز و حق اساسی به رسمیت شناخته نشود و به عرصه ای برای سرمایه گذاری و سودآوری تبدیل شود. با این وصف هر عاملی که بازار را دستخوش نوسان کند، شامل سیاست های کلان اقتصادی، تحریم و اخیراً جنگ، وضعیت مسکن را نیز تحت تأثیر قرار می دهد به طوری که با گرانی اجاره بها، امکان دسترسی به مسکن مناسب بیش از پیش دشوار می شود. در شهرهای بزرگ این تغییرات شدیدتر و از دسترس خارج شدن مسکن گسترده تر است. در واقع آنچه اتفاق می افتد نقض «حق به شهر» است که قربانیان آن فرودستان اجتماعی فقرا، زحمتکشان و به خصوص زنان هستند. گرانی مسکن در سالهای اخیر بحرانی را ایجاد کرده و الگوهای جدیدی از وضعیت اسکان فرودستان به دنبال داشته مانند، کوچکتر شدن فضا (زندگی در خانه یا اتاق کوچکتر)، حاشیه نشینی، همزیستی و همخانگی اجباری، ماشین خوابی، پارکینگ نشینی، پشت بام نشینی، گورخوابی و بی خانمانی... کسانی که نتوانند با این الگوها کنار بیایند مجبور به مهاجرت به شهرهای کوچکتر و ارزانتر هستند. ♦️زنان فقیر مهاجر که در تلاقی سه محور تبعیض (نابرابری جنسیتی، نابرابری طبقاتی و نابرابری فضایی) قرار دارند، در بحران مسکن ممکن است تاب آوری کمتری داشته باشند و مجبور به مهاجرت معکوس شوند. باید در نظر داشت که زنان عموماً به علت نابرابری دستمزدی، درآمد کمتری دارند، در بحران ها بیشتر در معرض اخراج قرار دارند و به طور کلی فقر چهره ای زنانه دارد، برای همین تاب آوری زنان دربرابر بحران های اقتصادی کمتر است. مهاجرت معکوس زنان فقیر، در واقع یک «پاکسازی اجتماعی» مبتنی بر جنسیت و طبقه است که زنان به ناچار از شهرهای بزرگ به شهرهای کوچک یا حاشیه ها مهاجرت می کنند. ♦️در شرایطی که نابرابری جنسیتی عادی است و اقدامی برای رفع آن صورت نمی گیرد، زنان مجبور هستند در میان محدودیت های ساختاری، راهی برای گذر از تبعیض جنسیتی پیدا کنند. این گذر از تبعیض جنسیتی در شهرهای کوچک سخت و حتی غیرممکن است. بسیاری از این زنان در شهرهای کوچک زنان امکان توانمند شدن و و شکوفایی استعدادها و بروز توانایی هایشان را ندارند هم به دلیل توسعه نیافتگی اقتصادی و هم به دلیل موانع اجتماعی و فرهنگی. چنین شرایطی باعث می شود زنان در این فضاها احساس گیرافتادگی داشته باشند. اما در شهرهای بزرگ و توسعه یافته زنان می توانند دست کم به بعضی فرصت های شغلی دست پیدا کنند و وارد بازار کار شوند. از منظر حقوق زنان، نابرابری فضایی که بیکاری و خانه نشینی زنان در شهرهای کوچک و فرصت های شغلی بیشتر در شهرهای بزرگ را رقم می زند، مهاجرت را به گزینه ای رهایی بخش و روشی برای مقاومت در برابر تبعیض تبدیل می کند. در واقع زنان برای توانمندسازی خود مهاجرت را انتخاب می کنند. اما بحران های اقتصادی با افزایش بهای مسکن و سایر هزینه های زندگی موجب شده زنان در معرض «طرد فضایی» و رانده شدن از فضای شهرهای بزرگ قرار گیرند و دوباره به فضاهای اجتماعی برگردند که جایی برای کار و بروز خلاقیت و استقلال زنان ندارند و الزامات اجتماعی، زنان را به پذیرش کنترل و فرودستی وادار می کند. ♦️ مهاجرت معکوس نشانه ای از محدودیتی است که توسط ساختار اقتصادی و اجتماعی بر عاملیت زنان در مسیر رهایی تحمیل می شود. بحران مسکن موجب می شود زنان فقیر یا به فضاهای اشتراکی و محدود و حاشیه ای رانده شوند یا مجبور به مهاجرت معکوس و فرار از مرکز شوند. در هر صورت یا باید برای استقلال هزینه بیشتری بپردازند و متحمل رنج بیشتری شوند یا به کلی از آن چشم پوشی کنند و انقیاد و محدودیت در شهرهای کوچک را بپذیرند. با این روند نرخ مشارکت اقتصادی زنان کاهش می یابد و بازار کار بیش از پیش مردانه می شود و در انحصار مردان قرار می گیرد. کاهش نرخ مشارکت اقتصادی، شکاف جنسیتی را بیش از پیش افزایش می دهد. آنهم در شرایطی که نرخ اشتغال زنان فقط 11.5 درصد است و رتبه ایران از نظر نرخ مشارکت اقتصادی زنان 146 در بین 148 کشور و در شکاف جنسیتی 145 است. ♦️در حال حاضر مهمترین راه برای برای رهایی از تبعیض جنسیتی و توانمند شدن زنان، دستیابی آنها به استقلال اقتصادی است. اما شرایط به گونه ای است که زنان با وجود داشتن مهارت و تحصیلات امکان اشتغال به ویژه در شهرهای کوچکتر و توسعه نیافته را ندارند و با بحران اقتصادی و بحران مسکن راه حل مهاجرت را هم از دست داده اند. مهاجرت خود یک عارضه ساختاری است و نمی تواند پاسخی به نابرابری های اجتماعی باشد، ولی در شرایط موجود همین راه هم از دسترس خارج شده است. طرد زنان فقیر از شهرهای بزرگ و از بازار کار احساس محرومیت و سرخوردگی و نارضایتی را افزایش می دهد و آنان را بیش از پیش در معرض ستم جنسیتی و طبقاتی قرار می دهد. https://atiyeonline.ir/post/77410
ایستادگی زنان افغانستانی در برابر سرکوب و خشونت ▪️سیمین کاظمی/ گفتگو با جهان صنعت @drsiminkazemi 🔸زنان افغانستان زیر سلطه یک نظام تمامیت خواه مذهبی مردسالار هستند که هیچ حقی برای زنان قائل نیست و زنان همچون بردگان فاقد حقوق انسانی در شرایطی بغایت ظالمانه گرفتار شده اند. اعتراض زنان افغانستانی نشان می دهد مقاومت همچنان زنده است و زنان مرعوب نظام زن ستیز و خشن طالبان نشده اند و تا پای جان از مطالبه حقوق مسلم شان یعنی کار، تحصیل و آزادی دست نمی کشند. علاوه بر این عامل اولیه تظاهرات یعنی بازداشت زنانی که چادری/برقع نپوشیده اند نیز نشان دیگری از مقاومت و ایستادگی در برابر کنترل دولتی بر پوشش زنان است. 🔸خشونت خیابانی علیه زنان وجه عریان خشونت ساختاری است که در ابعاد و سطوح مختلف بر زنان اعمال می شود. طالبان بر اساس قرائتی که از دین اسلام دارد و برای اجرای ایدئولوژی خود خشونت را تجویز و اجرا می کند. 🔸نظام فرهنگی اجتماعی مردسالاری که به روابط نابرابر قدرت بین مرد و زن شکل داده، سابقه ای طولانی دارد و در همه ارکان زندگی اجتماعی ریشه دوانده. بر این اساس خشونت ابزاری برای کنترل زنان و اِعمال ارزش های مردسالاری بر زنان است. هر زن که هنجارهای جامعه مردسالاری را رعایت نکند یا از آنها عبور کند سزاوار تنبیه و مجازات شناخته می شود. انضباط مردسالاری که بر زنان اعمال می شود مغایر با آزادی و حقوق انسانی زنان است، از این رو وقتی زنان به حقوق شان آگاه می شوند زیر بار محدودیت های دولت/ قانون، عشیره/فرهنگ و خانواده نمی روند و ممکن است مورد خشونت قرار گیرند. 🔸مقاومت زنان منطقه متوقف نخواهد شد، چون هر چه می گذرد زنان بیشتر به حقوق شان آگاه می شوند و کمتر ستم و تبعیض جنسیتی را تحمل خواهند کرد. حرکت های زنان برای دستیابی به حقوق برابر ادامه پیدا خواهد کرد و این حرکتها قطعا دستاوردهای مثبتی برای زنان به ارمغان می آورد. ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ https://jahanesanat.ir/?p=635229
پایان مطالب معوق! از این پس مطالب جدید منتشر می شوند. @drsiminkazemi
زنان سرپرست خانواری که خانه شان ویران شد ▪️سیمین کاظمی/گفتگو با پیام ما @drsiminkazemi 🔺 ترکیب "زن سرپرست خانوار"، ترکیب محرومیت طبقاتی و جنسیتی است. وقتی گفته می شود که این محرومترین گروه اجتماعی خانه شان را در جنگ از دست داده اند، یعنی فاجعه ای تمام عیار رخ داده است، و حالا به ترکیب زن سرپرست خانوار، بی جاشدگی هم افزوده شده است. بی جاشدگی بزرگترین تروما برای یک خانواده است که حتی از بیکاری هم سهمگین تر است. 🔺مسکن یکی از نیازهای پایه انسان است و وقتی نباشد امکان زیست عادی سلب می شود و توام با سرگردانی و استیصال مطلق است. بی جاشدگی یک شوک بزرگ است و در خانواده های فقیر زن سرپرست امکان مقاومت و تاب اوری در برابر چنین ضربه ای کم و ناچیز است. نداشتن مسکن و اسکان موقت موجب افت کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار و خانواده تحت تکفل شان می شود و چنین وضعیتی در وهله اول به سلامت جسمی و روانی آنها آسیب می زند. امکان برخورداری از تغذیه مناسب، خواب کافی و بهداشت فردی را از دست می دهند و ممکن است دچار اضطراب و افسردگی شوند و این تبعات در فرزندان کوچک آنها ممکن است شدیدتر باشد. 🔺 فراهم کردن مسکن با وضعیت اقتصادی کنونی برای طبقه متوسط هم دشوار است و کسر بزرگی از درآمد را می بلعد. با این وصف برای فقرایی همچون زنان سرپرست خانوار تهیه مسکن استیجاری به مراتب دشوارتر و حتی می توان گفت غیرممکن است. اگر کمک های جبرانی و حمایت دولتی صورت نگیرد بی خانمانی و فقر و فلاکت در انتظار خانواده های زن سرپرست است و آسیب های اجتماعی در انتظار آنها و خانواده هایشان است. سوءتغذیه، بیماری، بازماندگی از تحصیل، انزوای اجتماعی، بی خانمانی و سوق یافتن به انحرافات اجتماعی، قرار گرفتن در معرض استثمار و سوءاستفاده از جمله تبعات قابل انتظار است که لازم است مورد توجه قرار گیرند و برای پیشگیری از آنها اقدام شود. 🔺 زن سرپرست خانوار، چهره نمادین فقر و آسیب پذیری در یک جامعه گرفتار نابرابری های در هم تنیده اجتماعی است. برای آنکه وضعیت خانواده های زن سرپرست بهبود یابد لازم است نابرابری های اجتماعی و شکاف طبقاتی و تبعیض جنسیتی برطرف شود. تامین رفاه اجتماعی در صدر برنامه های دولت قرار گیرد. دسترسی به سه نیاز پایه نان، کار و مسکن برای همگان از جمله زنان فراهم شود. مسکن رایگان یا دست کم ارزان و مطمئن در اختیار خانواده های کم درآمد شامل حانواده های زن سرپرست قرار گیرد. در جهت توانمندسازی واقعی زنان اقدام شود و شرایط کار مناسب برای شان ایجاد شود. تنها با چنین تمهیداتی آسیب پذیری زنان سرپرست خانوار در بحران اقتصادی کاهش خواهد یافت. 🔺لازم است از پیچیدگی ها و موانع اداری برای کمک به خانواده های فقیر به خصوص خانواده زن سرپرست کاسته شود و حمایت به طور هدفمند، دائمی و واقعی صورت گیرد. تاریخ انتشار: ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ https://payamema.ir/payam/152679
جنگ نابرابری طبقاتی را عمیق تر می کند/تهدید خارجی تضادهای داخلی را پنهان می کند ▪️سیمین کاظمی/گفتگو با ایلنا @drsiminkazemi 🔘هزینه جنگ عمدتاً از جیب فرودستان پرداخت میشود و فرودستان بیشترین آسیب را از آن متحمل میشوند. در مقابل برخی ثروتمندان از آن به عنوان فرصتی برای افزایش سود و سرمایه استفاده میکنند. جنگهای احتمالی به افزایش بودجه نظامی و احتمالا کاهش بودجه رفاهی منجر میشود و فقرا و فرودستان اجتماعی که بیشتر از دیگران متکی به بودجه رفاهی و حمایتی هستند، تبعات آن را به دوش میکشند. 🔘همبستگی اجتماعی در دوره جنگ نوعی همبستگی مکانیکی است که بر اساس احساسات و نگرانی های مشترک اعضای جامعه شکل می گیرد. این نوع همبستگی یک امر موقتی و مربوط به دوره جنگ است و به همان سرعت که شکل می گیرد، با رفع تهدید خارجی و با سربرآوردن تضادهای اجتماعی و طبقاتی محو می شود و رنگ می بازد. تاریخ انتشار: ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ متن کامل مصاحبه در لینک: https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1786903
مشقت مادران؛ چالش های مادر شدن در شرایط جنگی ▪️سیمین کاظمی/ گفتگو با اعتماد @drsiminkazemi ❇️واقعیت این است که بحران اقتصادی و جنگ و شرایط جنگی هر چه می گذرد توان جامعه را برای مقابله با اثرات و پیامدهای منفی آن تحلیل می برد و بیش از پیش تضعیف می کند.برقرار کردن توازن بین درآمد و مخارج هر روز سخت تر می شود و به خصوص خانواده هایی که فرزند دارند بیشتر در مضیقه قرار گرفته اند. ❇️شرایط جنگی و تورم و گرانی افسارگسیخته امکان برنامه ریزی و محاسبه در زندگی را از شهروندان گرفته و شرایط به گونه ای است که نمی توان حتی برای یک ماه آینده برنامه ریزی انجام داد. نیازهای کودکان نیازهایی است که مرتبط با سلامت و رشد کودک است و نمی توان از آنها گذشت یا صرفه جویی کرد. با این وجود، در حال حاضر تامین این نیازها دشوارتر از قبل شده است و مراقبت از فرزند پرهزینه تر و سخت تر از هر زمان دیگر. ❇️طرح حمایتی دولت از کودکان مانند طرح یسنا یا طرح امنیت غذایی کودکان زیر پنج سال با افزایش تورم و گرانی عملا کارایی خود را از دست داده و کمک چندانی به خانواده ها و کودکان نمی کنند. در حالیکه سیاست دولتی تاکنون افزایش جمعیت و تشویق به فرزندآوری بوده است اما بحران اقتصادی و شرایط جنگی دشواری فرزندآوری و مراقبت از کودک را بیش از پیش آشکار و والدین را از حال و آینده فرزندان بیمناک تر کرده است. ❇️ موج بیکاری وسیع بعد از جنگ دامن بسیاری از خانواده ها را گرفته و پیامد بیکاری و فقدان درآمد برای خانواده هایی که فرزند کوچک دارند بیشتر نگران کننده است. شرایط ناپایدار و محاسبه ناپذیر که بعد از جنگ ایجاد شده نه تنها از نظر اقتصادی بلکه از لحاظ روانی نیز به جامعه آسیب می زند و استرس و فشار بیش از حد را بر والدین وارد می کند چون آنها مسوولیت مراقبت از فرزندان را به عهده دارند. برای برونرفت از این وضعیت لازم است میزان حمایت دولتی از زنان باردار و کودکان متناسب با شرایط روز افزایش یابد و مهمتر از آن پایان دادن به جنگ و خروج از شرایط جنگی و رسیدن به ثبات اقتصادی و برقراری عدالت اجتماعی است. تاریخ انتشار: ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ مشقت بارداری در شرایط فعلی - سلامت نیوز https://www.salamatnews.com/news/397731/%D9%85%D8%B4%D9%82%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D9%81%D8%B9%D9%84%DB%8C
без подписи
без подписи
без подписи