!!!هویجوری!!!
Статистикаهمون هویج ِبلاگفا، خوبه ثبت احوالات و احساسات یه گوشه، خب البته که آهنگ ترکی و ترجمه هم دارم، کامنت ها: @fantalizam https://t.me/BiChatBot?start=sc-116230-lisFkEP
- Последний пост
- 10 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
کاری که دلم میخواد با یه سری قابلمه فلان در کوچکترین لکه بکنم اصلا چرا من همچین کارگاه مجهزی ندارم؟ https://www.instagram.com/reel/DZezSxZJ60a/?igsh=bDhsandnZHF0d2Zo
جالب شد این همه سال زحمت کشیدی مانور دادی فیلم و نمایش و یه جریانی درست کردی بعد جنگ رو شروع کردی و همهی دنیا رو بیدار کردی از این خواب مصنوعی همه گفتن حق با ایرانه از فوتبال هم نگذشتی و باز خواستی جلوی جریانش رو بگیری و باز همهی دنیا دارن میگن حق با ایرانه ولله یه هنر حماقت خاصی میطلبه البته ما بهش میگیم: وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ
اصلا نباشن، غیرت و تلاش بچهها برامون یک دنیا ارزش داره
توپهای بازی هم مشکوکن
بددددم میاد بعضیا میگن وای شانس نداریم شانس نیاوردیم گلمون فلان شد آفساید شد چرا بخت ما ایرانیا فلان عزیزم ما شانس داریم ولی آمریکا کسکشه انقدر اذیت کرد از جنگ بگیر تا ویزای بچهها باز دوباره آدرس اشتباه ندن بهتون آره خیلی هم عالی بودن بچهها و تیم
بابام یه دفترچه داشت که توش شماره و شماره حساب و شعرایی که خوشش میومد رو مینوشت، اون روز خونهی مامان بودم دنبال باتری میگشتم و رفتم سراغ اون کمد پاتختی بابا. به خاطر پول زیاد شمردن تو جوانی و بانک، انگشت اشارهش بی حس بود و به سختی خودکار میگرفت.
"افغانیا به چی چی میگن و این واقعا زیباست"جدید چی اومده؟ افغانستان و به نظر من شرق خیلی عمیق و زیباست و همه ی زشتی های این تکه از زمین شاید استعدادی از خودمون باشه ولی به شدت توسط نیروی غیر خودی تقویت شده. من رویایی دارم رویای بدون مرز بودن کشور ها تو دنیا…
🇮🇷
https://www.instagram.com/reel/DZS2IEfoSTi/?igsh=MXZ2bXl2eWJ2OGhseg==
без подписи
فکر کن کلا بچهی آرومی بود و حرکات کمی داشت ولی اون لگد صبح رو بااااید میزد :))
دیروز تا آلارمم صداش در اومد زود قطع کردم تا مایسا بیدار نشه حداقل به دلم مونده اون دعای سحری پلی کنم به یاد رادیوی مامان که هر سحری روشن میکرد همون اللهم فلان در سکوووووت محض اجرا میکنم مراسم سحری رو :))) خلاصه هیچی آلارم رو خاموش کردم گرفتم خوابیدم با صدای اذان بیدار شدم😌 دیگه به داود که گفتم کلی همکاری کرد و صبحانهی مایسا رو داد و من هشت و نیم بیدار شدم ببین مسئله اصلا گشنگی نیست :)))) اون خواب یک ساعته کامل شارژم کرد و انگار نه انگار چیزی نخوردم و فقط یه کم تشنه بودم همین! نهار هم پختم و همچنان حالم خوب بود. امروز هم جمعه بود و باز صبحانهی مایسا رو داده باهاش بازی کرده، خوابیدم تا ده. اومده میگه چطوری؟ میگم خووووب، خستگی چهار سال بچه داری از تنم در رفت. حالا خوبه من کلا آدم صبح بخوابی نبودم و هشت اینا همیشه بیدار میشدم ولی بعد بچه انگار به دل آدم میمونه. مایسا هم چون شب زود میخوابه معمولا صبح رو زود بیدار میشه از اول حتی اون موقع که هفت و نیم هشت یه لگد محکککککم میزد :))
و در نهایت همهی پردهها افتاد… جنگ آخر به قول اون مستند ظهور، جنگ دودمانها است. https://www.instagram.com/reel/DVN27nEDjWG/?igsh=MWEyazVtejBxazFlbg==
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
یکی از بلاگرای ترکیه میگفت من آتئیست بودم و برای نقد شروع کردم بخونم و خوندم و خوندم و تا که به اون آیه حمله روم به ایران رسیدم که انقدر مطمئن در مورد اتفاقی که نزدیکه گفته و نتیجه رو اعلام کرده بود. برام عجیب بود که چقدر به خودش مطمئنه که لاف به این بزرگی میزنه و میدونه نزدیکه و اگر اتفاق نیفته خب مسخره میشه و از اونجا فهمیدم که نویسندهی کتاب نمیتونه بشر باشه.
بچهها من میمیرم و فراموش میشم ولی اگر از من یه جمله قراره تو ذهنتون بمونه لطفا این باشه: قرآن زیاد بخونین. بخونین که نقدش کنین، بخونین که اشکالاتش رو در بیارین حتی ولی بخونین اول و بعد.
без подписи