Land of thoughts 💭
Статистикаمن جواد هستم، خوشحالم تا اینجا هستید ولی در اینجا دنبال نظم خاصی نگردید، اینها فقط نوشتههایی هستند که شاید هیچ وقت به آوا تبدیل نشن... درک میکنم شاید برای خیلیها جذاب نباشن.
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 32
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 24
- 1/48двое суток
- 27
- 1/72трое суток
- 29
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
چند روز پیش گزارشی میخوندم درباره شاخص NEET (مخفف Not in Employment, Education or Training). این شاخص نشوندهنده جوانانی ه که همزمان سه ویژگی دارن: نه شغلی دارن، نه در حال تحصیلان و نه مهارتی یاد میگیرن. تفاوت این دسته با بیکاران معمولی اینه که بیکارِ رسمی، فعالانه دنبال کار میگرده؛ اما فردِ قرارگرفته در دسته NEET، به دلایل مختلف به کلی از چرخه آموزش، مهارت و بازار کار بیرون افتاده. طبق آماری که روزنامه دنیای اقتصاد منتشر کرده، در سال 1404 حدود 24 درصد از جوانان 15 تا 24 ساله کشور (یعنی بیش از 2.7 میلیون نفر) در دسته NEET قرار گرفتهان؛ اون هم در حالی که نرخ بیکاری این رده سنی حدود 20 درصد اعلام شده. این یعنی بخش قابلتوجهی از نیروی جوان کشور، اصلاً در آمارهای رسمی بیکاری دیده نمیشن و رسماً «غیرفعال» شدن. نکته تأملبرانگیزتر گزارش این بود که حدود 66 درصد (نزدیک به 1.8 میلیون نفر) از این جمعیت را زنان تشکیل میدن. محدودیتهای ساختاری، مسئولیتهای خانوادگی و نبود فرصتهای شغلی مناسب بخشی از این شکاف را توضیح میدن. نویسنده مقاله علت اصلی را ناهماهنگی نظام آموزشی با بازار کار و دستمزدهای تحقیرکننده میدونه.. اما چیزی که ذهن من را بیشتر درگیر کرده، احساسی ه که پشت این اعداد پنهان شده: ناامیدی. ناامیدی از آیندهای که در آن حتی اگر تمام توانت را هم صرف کنی، مطمئن نیستی تلاشت به نتیجهای شایسته برسه. انگار فاصله " تلاش کردن" و " امید داشتن به نتیجه" هر روز بیشتر میشه... و شاید به همین خاطره که این روزها، خودِ " امید داشتن" تبدیل شده به کاری که باید براش به آدمها دستمریزاد گفت.
گاهی بعضی آدمها، درست در لحظهای که باید از راه میرسند؛ اصیل و با مرام بعضی حضورها شبیه خونهن، آروم، آشنا و امن... اما گاهی میون آدمها و اونچه میخوان، چیزی هست که نه با دوست داشتن حل میشه، نه با خواستن... تلخترین قصهها همیشه قصه نرسیدن نیست، گاهی قصهها راههایی هستن که میتونستن طی شن، اما گاهی دنیا شکل دیگهای رقم میزنه و بعضی کاشها نه از پشیمونی که از فکر کردن به تمام اون چیزی میاد که میتونست باشه...
از اینکه تو زندگیم، آدمایی دارم که حتی تو این هوا باهاشون چای خوردن هم حال میده، واقعاً خوشحالم.
دلم برای خود این خونهها تنگ نشده، دلم برای اون حس امنیت، سادگی و کشف کردن تنگ شده
یه سندرومی هست به نام " تعویق " اینجوریه که هیچ دلیل خاصی نداری ولی الکی ساعت ها، زمانتو از دست میدی و هیچ کاری نمیکنی و هفته ها کارتو میندازی عقب...
Listen to یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن - شجریان - علی حاتمی - دلشدگان by Sajad on #SoundCloud https://on.soundcloud.com/R9MZQBrhqdjufC8ve2
видео или голосовое, без подписи
یه چالش ریز بریم و یکم محتوای بصری اینجا رو جذاب کنیم. قشنگترین عکسی که ماه قبل گرفتی رو با ما به اشتراک بذار :) (اگر چنل دارین روی این پیام ریپلای کنین تا عکساتونو بفرستم)
سلام 🌸🤍 اگر احساس میکنید به جلسات تراپی نیاز دارید و تا این لحظه هزینه درمان مانع حضور شما در جلسات شده، من تصمیم گرفتم ۵ ظرفیت با هزینهی کمتر برای مرداد ماه ایجاد بکنم. از طریق آیدی زیر میتونید با من هماهنگ بشید. : @psy_onlinee
بدترین جنبدگان نزد خداوند کسانیاند که نسبت به حقایق کر و لال اند. سوره انفال/ آیه ۲۲
قطع دسترسی به سایت فوتبال ۳۶۰ نشون داد که تاب نقد پذیری سیستم چقدره... وقتی اجازه نقد یه تیم ورزشی داده نشه... آیا میشه به نقد لایههای دیگه مملکت فکر هم کرد؟
بزرگسالی واقعا سخته؛ خودت افسردهای، دوستات افسردهان، تو مشکلاتت تنهایی، و مدام در تلاشی خودتو نکشی..
مراد: " ارباب تا حالا عاشق شدی؟ " ارباب: " نه. " مراد: " چرا؟ " ارباب: " چون زن ها 9 برابر بیشتر مردها لذت میبرن " مراد: " یا شاید مردها 9 برابر کمتر از زن ها لذت میبرن " یه مصاحبه ای از سروش صحت یادمه که توش میگفت (نقل به مضمون) آدمهایی که تجربه های کمتری…
خسرو : " خسته شدم از موندن توی این دیوونه خونه، چرا نمیرم من از اینجا؟ " مراد: " نمیتونی... " خسرو: " چرا؟؟؟؟ " مراد: " چون عادت کردی... " همیشه پیش خودم میگفتم که" آدمی زاده عادت ه " ولی وسط این نمایش داشتم به این فکر میکردم که آیا آدم میتونی به شکنجه هم…
مراد: " نمیدونم سایه ها زاده منه یا من زاده سایه ها " یه جای روایت داستان، ارباب داشت میگفت که مراد که نقش نوکر اعظم رو داشت برای اون عمارت، چطور با هزار دوز و کلک از بابای ارباب، دستخطی رو گرفته که توی اون عمارت موندگار باشه... تعبیر غریبی هست، سایه، وجودی…
سه شخصیت اصلی داستان یعنی ارباب، مراد، خسرو و البته یه عروسک که نقش زری که توی دست دیگر شخصیت ها، دست به دست میشد... شخصیت مراد، من رو یاد، کارکتر ویلی وانکا ی جانی دپ توی کارخانه شکلات سازی مینداخت، حاوی رفتارهای نامتعارف، به نظرم اگه وانکا رو از هر نشانی…
دیوانه خانه زری بوره همایون غنی زاده داشتم فکر می کردم چقدر سخته که توی یه دیوونه خونه زندگی کنی که هر کاراکتر صرفاً در نقش سوهان باشه روی روانت، شکنجه ای باشه که دلمون نخواد تجربه اش کنیم ولی کی میدونه چرخ روزگار چطور می چرخه و این سیب تا زمین برسه چند بار…
اول هفته رفتم، این تئاتر رو دیدم و باورتون میشه، از اون روز میخوام راجع به حسهایی که داشتم بنویسم و وقت نکردم 😒🤦♂️
بجای غصه خوردن بی فایده و پیامای احساسی، لطفا اگه شرایط اهدای خون دارید به مراکز اهدا مراجعه کنید، خصوصا گروههای منفی بشدت کمبود خون دارن.
جنگ سوم و ضرورت از پرهیز هیجان با حمله روز شنبه آمریکا به ۴ استان جنوب ایران جنگ چهارم (سومین جنگ در یک سال اخیر) رسما آغاز شد. آنچه روایت رسمی تلویزیون ایران بود ابتدا کشتی تجاری بدون اجازه قصد عبور از تنگه هرمز را داشته و به هشدارهای رادیویی توجهی نکرده لذا نیرو دریایی سپاه، کشتی را هدف حمله قرارداده است. تا به همینجا میشود گفت که جنگ چهارم را نمیشود جنگ تحمیلی نامید. نیروی دریایی سپاه آگاه به ریسک های موجود اقدام به شلیک کردند. نتیجه اینکه حملات گسترده ارتش امریکا به زیر ساخت های نظامی و صنعتی از چابهار تا خرمشهر شروع شد که فقط خدا میداند چه حجمی از ویرانی و هزینه جانی و مالی بر روی دست مردم ایران باقی خواهد گذاشت. به تصورم بعد از 3 ماه درگیری، ایران و ایالات متحده به توافقی موقت رسیده بودند تا بر سر مسائلی صحبت کنند اما جریانی تندرو و اقلیت با هزینه و تبلیغات زیاد در برگزاری تشییع علی خامنه ای دوباره بر طبل جنگ کوبیدند و اقدام به تشویق و تحریک هیجانات کردند. اگر واقعا این جماعت میتوانستند انتقامی در حد همتا بگیرند، نزدیک به 7 سال بعد از مرگ قاسم سلیمانی حداقل وزیر جنگ اسراییل یا امریکا را باید از بین میبردند. پس پیداست بهانه این جماعت انتقام است ولی در عمل حتی یک مقام عالی رتبه نظامی یا دولتی هم نتوانستند شکار کنند. انتقام شعاری بیش نیست که مصرف داخلی دارد و کلید واژه نوعی فشار جهت پذیرش نارسایی های موجود است. بدنه ای تندرو از حاکمیت فهمیده اند با پیش انداختن جنگ و شرایط ویژه میتوانند مطالبه جمعی در خصوص مسائل مالی و خدمات اسیب دیده اجتماعی ، رفاهی، اقتصادی و محیط زیستی را فعلا سرپوش بگذراند. در چنین شرایطی لازم است وضعیت کنونی به خوبی برای جوانان تعریف شود و در مرحله بعد این ظلم و کم خردی تقبیه شود. مطالبه امروز باید بر خلاف جنگ قبلی بر اتمام جنگ حاضر و کاهش تنش ها باشد. چیزی که طبقه تندرو نمیخواهد همین اتمام جنگ است. جنگ باید خواست عمومی باشد نه مطالبه صنفی یا انتقام شخصی و مطالبه گر باید مورد پذیرش اکثریت باشد. نه یک رسانه بی مخاطب یا چند فرد با ارای حداقلی. ساکت ننشینید که در صورت ادامه جنگ جز زمین سوخته از ایران باقی نخواهد ماند. #حمیدو