کانال نو اندیشی دینی کیان
Статистикаبا رویکرد نواندیشی دینی hesamtaha53@yahoo.com
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 23
- Всего постов
- 121
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 367
- 1/48двое суток
- 420
- 1/72трое суток
- 453
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🎥 روشنفکران چپ علیه اقتصاد؟! | مناظره احمد زیدآبادی و مرتضی کاظمی ▪️در دومین مناظره اقتصادنیوز، احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی و مرتضی کاظمی، اقتصاددان در مقابل هم قرار گرفتند تا درباره نسبت روشنفکران به ویژه روشنفکران چپ با اقتصاد آزاد، گفتگو کنند. ▪️در این مناظره نیز علی شریعتی به کانون مناقشه تبدیل شد؛ زیدآبادی معتقد است که فضای چپ جهانی بر شریعتی اثر گذاشته بود؛ اما او ضد استالینیسم بود و مالکیت خصوصی را رد نمیکرد. ▪️او همچنین میگوید که نباید چپها را دچار جراحت عاطفی کرد و متعقد است که موسی غنینژاد اثر مثبتی بر فضای امروز فضای کشور ما دارد. ▪️در مقابل مرتضی کاظمی که بیشتر نگاه اقتصادی دارد، معتقد است که نباید خشم امروز مردم را نسبت به امثال شریعتی را نادیده گرفت، چراکه جامعه و اقتصاد ما تحتتاثیر ایدههای افرادی مانند شریعتی به وضعیت امروز رسیده است. ▪️او منتقد نگاه رماتیک به روشنفکران است و میگوید ارائه نسخه سوسیالیستی از اسلام امروز هم وجود دارد. ⬅️ ویدئوی کامل این مناظره، به زودی در سایت و کانال یوتیوب و آپارات اقتصادنیوز منتشر خواهد شد. بله | وبسایت | اینستاگرام @EghtesadNews_com
دین و رفتارهای دیگریدوستانه آیا یادآوری موضوعات مذهبی باعث افزایش گرایش به همکاری و دیگریدوستی در افراد میشود؟ آیا موضوع مجازاتهای الهی در ادیان رابطهای با افزایش همکاری دارد؟ آیا ممکن است در لحظاتی که مقدسات مذهبی به افراد یادآوری میشود، آنها گرایش به نوعدوستی بیشتری پیدا کنند؟ در این ویدیو عظیم شریف به این سوالات میپردازد. 🏷ترجمه و زیرنویس: پانیذ بوذری رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین ravaschool.com t.me/Ravaschool
💎 معرفی مجموعه کتابهای «فلسفه در جهان اسلام، در بافتار» P. Adamson, N. Germann, R. Hajatpour, U. Rudolph and G. Tamer (eds.), Philosophy in the Islamic World in Context, Leiden: Brill (2019-2026) 💠 وقتی از «فلسفه» در جهان اسلام سخن میگوییم، مرادمان چیست؟ آیا تنها از سنتی فکری در امتداد ترجمهٔ میراث یونانی حرف میزنیم، یا معنایی عامتر و گستردهتر مد نظر است که هرگونه تلاش عقلانی برای صورتبندی مفاهیم مختلف را دربرمیگیرد؟ ⭐️پاسخ به این پرسش بنیادین، هستهٔ اصلی پروژهٔ «Philosophy in the Islamic World in Context» را تشکیل میدهد؛ مجموعهای به ویراستاری پیتر آدامسون، نادیا گرمان، رضا حاجتپور، اولریش رودلف و جورج تامر که با هدف بازاندیشی در تاریخنگاری «فلسفه» در جهان اسلام شکل گرفته است. پاسخ مختصر ویراستاران و نویسندگان مقالات این مجموعه به پرسش بالا چنین است: طبقهبندی سنتی علوم اسلامی را نباید با تاریخنگاری فلسفه در جهان اسلام یکی انگاشت. در ادبیات متعارف تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی (یا فلسفه در جهان اسلام)، فلسفه عمدتاً در سنت ارسطویی و نوافلاطونی، و شاخههایی چون منطق، معرفتشناسی، متافیزیک، اخلاق و سیاست منحصر بوده است. اما بسیاری از مباحث عمیق فلسفی در تاریخ تحولات فکری مسلمانان، ذیل رشتههایی همچون اصول فقه، کلام، زبانشناسی، شعر و عرفان پرورش رشد و توسعه یافته است. اما این رویکرد بخش مهمی از ظرفیتهای فلسفی سنت اسلامی را نادیده گرفته است. بسیاری از حوزههایی که امروزه شاخههای مستقلی از فلسفه به شمار میآیند، در جهان اسلام نیز سابقهای غنی دارند، اما کمتر در کانون مطالعات تاریخ فلسفه قرار گرفتهاند. به بیان دقیقتر، مسئلهای را که نویسندگان مقالات این مجموعه با آن سر و کار دارند، میتوان چنین صورتبندی کرد: بسیاری از مباحثی که محتوایی فلسفی دارند، در تاریخ اندیشهٔ اسلامی ذیل رشتههایی همچون اصول فقه، کلام، زبانشناسی، شعر و عرفان پرورش یافتهاند و ازاینرو، در تاریخنگاری متعارف فلسفه معمولاً بیرون از قلمرو فلسفه قرار گرفتهاند. آیا این بدان معناست که این حوزهها فاقد اهمیت فلسفیاند و باید از تاریخ فلسفه کنار گذاشته شوند، یا آنکه اساساً مرزهای رایج تاریخنگاری فلسفی نیازمند بازنگری است؟ اگر کمی فراتر از این پرسش پیش رویم، این مسئله در نهایت به پرسشی بنیادینتر دربارهٔ چیستی فلسفه و معیارهای تمایز آن از دیگر علوم در سنت اسلامی بازمیگردد: آیا درکودریافت سنتی از چیستی فلسفه در جهان اسلام، پیشاپیش جوانب مهمی از اندیشۀ فلسفی در سنت اسلامی را -که در رشتههایی جز الفلسفة بسط یافتهاند- از نظر دور نگاه نمیدارد؟ در این مجموعه، علاوه بر این که تأثیر و تأثر سنت الفلسفة و سایر شاخههای علوم بر یکدیگر بررسی میشود، بحثی بنیادی بر سر معیار دقیق طبقهبندی علوم و تفکیک فلسفه از غیر آن جاری است. آیا تفکیک صریح فلسفه از فقه و اصول فقه، زبانشناسی، عرفان و دیگر جوانب اندیشۀ اسلامی به معنای این است که این علوم، علیرغم شباهت محتوایی و بعضاً روشیِ پررنگشان، کاملاً از یکدیگر مجزا هستند؟ در این صورت، ارتباط میان اینها چگونه میبایست ترسیم شود؟ بر همین اساس، نویسندگان مقالات این مجموعه میکوشند تاریخ فلسفهٔ اسلامی را از چارچوب محدود «تاریخ فیلسوفان» فراتر ببرند و آن را در نسبت با دیگر عرصههای فرهنگ اسلامی بازخوانی کنند. مقصود از واژهٔ بافتار (Context) در عنوان مجموعه نیز همین است: فلسفه نه دانشی منزوی، بلکه بخشی از شبکهای گسترده از تعاملات فکری است که با فقه، زبان، شعر، ترجمه، عرفان و دیگر شاخههای اندیشهٔ اسلامی پیوند خورده و از آنها تأثیر پذیرفته یا بر آنها اثر گذاشته است. از این رو، هر یک از مجلدات این مجموعه به یکی از این حوزهها اختصاص یافته تا نشان دهد چگونه مسائل فلسفی در دل سنتهای گوناگون فکری جهان اسلام شکل گرفته و بسط یافتهاند. 📎 پیتر آدامسن در سخنرانی خود با عنوان «فلسفه در جهان اسلام» این ایده را شرح داده است. 🍔 از این مجموعهٔ پنججلدی تا کنون سه جلد بهطبع رسیده است. در روزهای آینده گزارشی تفصیلی از هر یک از مجلدات طبعشده و مقالات آن در انعکاس منتشر خواهد شد. 💳 عناوین مجلدات بهطبعرسیده ⭐️فلسفه و فقه در جهان اسلام (۲۰۱۹) Philosophy and Jurisprudence in the Islamic World (2019) ⭐️فلسفه و زبان در جهان اسلام (۲۰۲۱) Philosophy and Language in the Islamic World (2021) ⭐️فلسفه و عرفان در جهان اسلام (۲۰۲۶) Philosophy and Mysticism in the Islamic World (2026) 🔵 جمعی از نویسندگان مقالات این مجموعه، در ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس نیز ارائه خواهند داشت. 🔗برای کسب اطلاعات تکمیلی و ثبتنام در این مدرسه، به این پیوند مراجعه کنید. @Inekas
🎞«فلسفه» در جهان اسلام چیست؟ | با زیرنویس فارسی 👤 پیتر آدامسن (دانشگاه LMU مونیخ) ❗️ ویدئوی فوق گزیدهای است از سخنرانی آدامسن در یکی از سخنرانیهای سالانهٔ موسسهٔ فلسفهٔ خرونینگن (GRIPh) با عنوان «فلسفه در جهان اسلام» که در آن ایده خود را درباره چیستی فلسفه در جهان اسلام شرح داده است. 🍔 وقتی از «فلسفه» در جهان اسلام صحبت میکنیم، دقیقاً از چه چیزی حرف میزنیم؟ آیا این عنوان تنها به «الفلسفة»، یعنی روندِ دریافت، ترجمه و تفسیر آثار یونانی و سنت ارسطویی بهدست متفکرانی چون کندی، فارابی، ابنسینا و ابنرشد محدود میشود، یا سنتهای بومی دیگری مانند «کلام» نیز بخشی از تاریخ «فلسفه» در جهان اسلام هستند؟ پیتر آدامسن، استاد فلسفه در دانشگاه LMU مونیخ، خالق پادکست History of Philosophy Without any Gaps و یکی از ویراستاران مجموعه «فلسفه در جهان اسلام، در بافتار»، در این سخنرانی به بازخوانی مفهوم فلسفه در جهان اسلام پرداخته است. آدامسن با نقد نظریهٔ «مشعلداری» که مسلمانان را صرفاً واسطهگرانی برای انتقال فلسفهٔ یونان به اروپای سدههای میانه میداند، و همچنین با نقد نظریهٔ «انحصار سنت عقلانی در جهان اسلام به فلسفه» نشان میدهد که چگونه متکلمان حتی پیش از نهضت ترجمه، دربارهٔ مسائل پیچیدهای چون یگانگی خدا، صفات الهی، اختیار و ذرهگرایی (الجزء الذي لا يتجزأ) بحث میکردند و متفکرانی مانند کندی، در حقیقت آراء خود را در تعامل و در مقام پاسخگویی به متکلمان ارائه دادهاند؛ امری که این پرسش چالشبرانگیز را مطرح میکند که آیا کلام را هم باید گونهای از فلسفه دانست یا خیر؟ ▶️ مشاهدۀ نسخۀ کامل این ارائه در یوتوب ⭐️ معرفی مجموعهٔ «فلسفه در جهان اسلام، در بافتار» 🔵 پیتر آدامسن یکی از ارائهدهندگان ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس است. 🔗برای کسب اطلاعات تکمیلی و ثبتنام در این مدرسه، به این پیوند مراجعه کنید. @Inekas
«نقدی به دیدگاه دکتر سروش در خصوص "محمد راوی رؤیاهای رسولانه" (٣/٣)» ۵.غیر روشمندبودن نظر دکتر سروش: دیدگاه دکتر سروش هیچ روشی را برای مطالعه و فهم قرآن ارائه نمیدهد مگر خوابگزاری. خوابگزاری نیز نه یک روش، بلکه یک ادعاست. بدین ترتیب او روشهای سنّتی فهم قرآن شامل تفسیر و روشهای جدید فهم قرآن شامل هرمنوتیک را نفی میکند، اما پس از این رد و طرد، روشی قابل اتکا به عنوان بدیل ارائه نمیکند. این دیدگاه بدین ترتیب از نظریهبودن سقوط میکند و به یک ادعای بیاساس مبدل میگردد، چراکه بر آن است تا اعتبار خود را از نفی سایر روشها اخذ نماید، بدون آنکه خود روشی جدید در فهم قرآن برای عموم مسلمانان عرضه نماید. مضاف بر این؛ حوالهدادنِ فهم قرآن به خوابگزاران سبب میشود که ارتباط قرآندوستان با این کتاب قطع گردد، چون آنان برای فهم قرآن مجبور خواهند بود چشم به دهان خوابگزارانی باشند که ادعای تعبیر خوابهای قرآنی را خواهند داشت. این واسطهگرانِ جدید راه مردم را بر قرآن خواهند بست و این واسطهگرایی، قرآن را از دسترس عمومی دور خواهد ساخت و سررشتهی کارِ فهم قرآن را در دست قشر جدیدی خواهد سپرد که این امر بسی خطرناک است و معلوم نیست آنان چه سوءاستفادههایی که از این واسطهگری جدید نخواهند کرد و این حق انحصاری دسترسی به قرآن، راه را بر پژوهشگران قرآنی نیز خواهد بست و راه را برای انحراف پیام قرآن این بار به دست واسطهگرانی جدید به نام خوابگزاران باز خواهد نمود. ضمن اینکه در این باره هیچ اسلوبی و بنیادی در اسلام اندیشیده نشده است. همچنین فقر روشمندی نظر آقای سروش، امکان آزمون تجربی و علمی آن را از آن سلب میکند و به قول کارل پوپر: اگر امکان آزمون تجربی نظری وجود نداشته باشد، امکان ابطال آن نیز فراهم نمیآید. این محصوربودن در حصار آزمونناپذیری به معنی غیرمعتبربودن آن نظریه است. درنتیجه مدعی نظر مجبور میشود در وادی دفاع کور غیرقابل آزمونِ ادعایی صرف فروغلتد و بنابراین؛ چنین ادعایی هرگز هویت و قابلیت نظریهبودن را دارا نخواهد بود. نتیجهگیری: برپایهی نقد پنجگانهی فوق؛ آنچه که دکتر سروش مطرح نموده، ویژگیهای یک نظریه را دارا نمیباشد. ادعای ایشان غیرروشمند است، بافتار اجتماعی و فرهنگی نزول وحی را نادیده میگیرد، ارتباط دیالکتیکی میان کلام خداوند و ساختار فرهنگی، مردمشناختی و تاریخی بستر دریافتکنندهی وحی را انکار میکند، وجه اجتماعی مأموریت حضرت رسولص را خصلتی توهّمی میبخشد و با خوابآلوده معرفیکردن محتوای قرآن، زمینهای مهیا میکند تا نسبت به کلام وحی تشکیک و تردید وارد آید. این دیدگاه امینبودنِ کلام قرآن و سخن حضرت رسولص را نفی میکند. همچنین این دیدگاه؛ نه شأن نزول آیات را در نظر میگیرد، نه ارتباط تعاملی آیات قرآن را با بافتار اجتماعی_فرهنگی لحاظ میکند، نه نظم اجزای ساختاری قرآن را شناسایی مینماید و نه به چگونگی ساختهشدن کتاب توجه میکند. این دیدگاه بیشتر نوعی ایجاد اختلال در روشهای موجود در باب فهم قرآن است و زیستن یقینمند در نشانههای وحی خداوندی را مختل مینماید. فراخواندن قشر جدیدی به نام خوابگزاران برای سپردن قرآن به آنان میتواند خود مسبب فجایع جدیدی در به انحرافکشاندن پیام حضرت رسولص و سوءاستفاده از متن قرآنی را رقم بزند که این نیز پیامد دیدگاه دکتر سروش خواهد بود. این نظر با منطق عقلانی نیز سازگاری ندارد و بر ادعاهایی مختلکننده و غیرقابل اثبات استوار گردیده است. به این دلایل؛ دیدگاه آقای سروش نه یک نظریه، بلکه یک ادعای غیرقابل پذیرش است که در توضیح هیچ چیز نیست، بلکه تنها درصدد نفی روشهای موجود در بستر تحمیل توهّم و اختلال در فهم قرآن است. ٢٢ امرداد ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
«نقدی به دیدگاه دکتر سروش در خصوص "محمد راوی رؤیاهای رسولانه" (٢/٣)» ۲. عدم توجه به شکلگیری ساختار قرآن: آقای دکتر سروش در مقالهی خود به بیَنظمی در قرآن اشاره میکند و پراکندگی ساختار قرآن را ناشی از شکلگیری آیات آن در فضای رؤیاگونه میداند و به همین سبب فهم آنها را بر عهدهی خوابگزاران مینهد. این ادعا از نظر دور میدارد که ساختار کنونی قرآن نه توسط خداوند یا حضرت رسولص، بلکه توسط خلیفهی سوم پیشنهاد و محقق گردید و جانمایی آیات قرآن کاری است بشری و مسئولیت آن بر دوش حضرت رسولص نمیباشد. بعید است دکتر سروش خود از این ماجرا بیاطلاع باشد و طرح چنین موضوعی از جانب ایشان هم تعجببرانگیز است و هم این شائبه را به ذهن متبادر میسازد که مبادا ایشان برای اثبات ادعاهای خویش حاضر است واقعیتهای متقن تاریخی را نادیده بینگارد و برآن باشد از هر راهی نظرات خود را بر کرسی تأیید بنشاند. از سوی دیگر ایشان این امر را از نظر دور داشته که آن دسته از آیات که هنگامهی نزول، ساختار یک سورهی مشخص را داشتهاند، از استواری ساختاری و نظم و پایداری اعجازآمیز و خیرهکنندهای برخوردارند. سورههای کوتاه قرآن جزو این دستهاند. فروکاستن چنین سورههایی با نظمی عظیم و معنایی بس بلند به محصولات بیپشتوانهی خواب، بسی تقلیلگرایانه و بسیار تباهکننده است و این سخن نمیتواند توسط کسی بیان شود که به فهم زیباییهای ظریف قرآن نائل آمده باشد. ۳. ستیزه با منطق عقلی: عقل سلیم نمیپذیرد که پیامبری که برای تبدیل حال انسان و جامعه به احسنالحال مبعوث گردیده، عالم بیداری را وابنهد و الهام تبدیلکنندهی مورد نظر خود را از عالم رؤیا برگیرد. منطق عقلی حکم میکند که راهکارها و راهحلهای معضلات انسان و جامعه در عالم بیداری اندیشیده شوند و مطابق با ظرفیت مخاطبان ساخته و پرداخته گردند تا هنگامهی عرضه، امکان پذیرش معقول یابند. بر کیفیت و فرآیند و حالات و اصالت و حقانیت رؤیا اعتمادی نیست و مردم از پیرامون پیامبری که سخنان خود را از خوابهای خویش وام گیرد و منشاء تعالیمش در رؤیاهایش نهفته باشند، پراکنده میگردند و از وی تأثیری درخور نمیپذیرند و به او تأصی نمیجویند و رسالت او را جدی نمیگیرند و اگر چنین میبود کلام او را معتبر نمیشمردند و از گِردَش میپراکندند. اما دیدیم که چنین نتیجهای به بار نیامد و از سوی دیگر هیچگاه در تاریخ شنیده نشد که مخالفین پیامبر گفته باشند محمد محصولات خوابهای خود را بر ما میافکند و انتظار دارد ما به خوابهای او ایمان بیاوریم. این واکنشهایی که هرگز شنیده نشدهاند، نشان میدهد که چنین موضوعی که آقای سروش مدعی آن است، هرگز قابلیت طرح نداشته و ندارد. پیامبری که قرار است جامعه و فرهنگ را متحول سازد، نمیتوانسته متکی به خواب که شانهبهشانهی توهّم است راه برود و راه ببرد. چنین کاری رسالت او را بیبنیان و موفقیت او را با بحران مواجه میساخت. عقل حکم میکند که پیامبرِ بیدارکننده خود بیدار باشد و وقایع را در بیداری چاره کند و راهبری مردم را در بیداری تدبیر نماید. او که خود بیدارترین انسان است، چگونه ممکن است در خفتگی سخن ساز کند در بستر توهّم تدبیر جامعه و انسان کند؟ ۴.نفی امینبودن قرآن و پیامبر: ادعای دکتر سروش امینبودن قرآن و حضرت رسولص را مخدوش و نفی میکند. از منظر درونمتنی؛ در قرآن بسیارند آیاتی که تصریح میکنند این کتاب و آیات آن از سوی خدا به محمد(ص) نازل شدهاند. اعتقاد و ایمان به ادعای قرآن در این باره جزیی از طرح مسلمانی است. به قول حضرت خداوند در قرآن بالاترین اعتماد را بشاید. دیدگاه دکتر سروش این اعتماد به راستگویی قرآن را نفی میکند. از سوی دیگر حضرت رسولص برساختن آیات قرآن از جانب خود که تهمتی ناروا از سوی حقستیزان بود را همواره رد نموده و بر آسمانیبودن محصول وحی تأکید داشتند. حضرت رسولص حتا پیش از بعثت به امینبودن شهره بود و همین امینبودن سبب جذب مردم به ایشان میگردید. بسیاری به واسطهی همین امینبودن وی به دین وی گرویدند. ادعای آقای سروش بر خلاف این امر، نوعی توهّمافکنی در صحّت سخنان حضرت رسولص و ساحت امانتداری اوست. حتا قرآن به جبرئیل لقب روحالامین میدهد تا بر امانتداری داری او در انتقال محتویات وحی به پیامبر تأکید نماید. دکتر سروش میگوید که داستانهای قرآنی را محمد پیش از بعثت میدانست و آنها را سپس در خواب میدید و تعریف میکرد! اما قرآن بارها بیان نموده که محمدص از ماجراهای تاریخی که برای او بیان میکند، هرگز اطلاعی نداشته است. در این باره دکتر سروش باز هم سخن قرآن را نادیده میانگارد و ادعایی ناروا به پیامبر نسبت میدهد که با سخن قرآن در تضاد است. 🌿@drBehrouzMoradi 👇
«نقدی به دیدگاه دکتر سروش در خصوص "محمد راوی رؤیاهای رسولانه" (١/٣)» 🖍دکتر بهروز مرادی؛ قرآنپژوه و جامعهشناس دین بیش از ٣دهه است که دیدگاههای دکتر عبدالکریم سروش در خصوص دین در مرکز توجهات دینپژوهان و دیندوستان قرار دارد. چند سالی است که نظریهی رؤیای رسولانهی ایشان مطرح و مناقشات و مباحثات بسیاری را بهوجود آورده است. نویسندهی این یادداشت تلگرامی که خود را از طایفهی نواندیشان دینی میداند، پیش از این طی مقالهی مفصلی که در شماره ی ٣١ مجلهی پیام ابراهیم به چاپ رسید، به نقد این نظر پرداخته است. اینک خلاصهای از آن نقد: دکتر سروش چنین مطرح نموده که: "محمد(ص) مخاطب و مخبر پیام وحی نبوده و خدا با وی سخن نگفت و کتابی ننوشت، بلکه انسانی تاریخی که پیامبر باشد به جای او سخن گفت و کتاب نوشت و سخنش همان سخن وی بود". او همچنین مینویسد: "ما هنگام قرائت قرآن اغلب فراموش میکنیم که خوابنامهای را میخوانیم که زبانش زبان بیداری نیست، بلکه زبان خواب است. قرآن که خوابنامه است، نیازمند خوابگزاران است تا حقایقی را که به زبان ویژهی رؤیا بر محمد(ص) پدیدار شدهاند، به زبان بیداری برای ما برگردانند .....". سروش قرآن را دارای نظمی پریشان میبیند و این بینظمی را به خوابآلودگی نویسندهاش نسبت میدهد. هماینک نقد دیدگاه دکتر سروش در ۵ بعد انجام میگردد: ۱. نادیدهگرفتن دانش شأن نزول: آیات قرآن در ۲۳سال نازل گردیدند. بسیاری از این ٱیات در پاسخ به مسائل اجتماعی روزمره بیان شدهاند. در کمتر مواردی این آیات فیالبداهه و بدون وجود زمینهی اجتماعی فروفرستاده شدهاند. گاهی اوقات پرسشی از سوی مؤمنان با نزول آیاتی پاسخ داده میشد. دانستن شأن نزول آیهها در فهم ٱنان نقشی تعیینکننده دارد. نکتهی قابل توجه؛ اختلافی است که در مورد برخی ٱیات و رأی حضرت رسول وجود دارد. به عنوان مثال، آیهی ۳۴ از سورهی نساء زمانی نازل گردید که حضرت رسول پیش از نزول آن، پاسخ متفاوتی به مراجعهکننده داده بودند و آیه نظر حضرت را نسخ نمود. پیامبر آنگاه فرمود: «اینک جبرئیل این آیه را برایم آورده. ما را ارادهای است و خدا را هم ارادهای، ولی آنچه خدا اراده نموده، بهتر است.» برخلاف نظر دکتر سروش در اینجا دو نفر سخن میگویند و این دو سخن گاهی با هم اختلاف هم دارند. بسیارند آیاتی که شأن نزولی تعیینکننده در فهم خود دارند. یک مورد دیگر: سورهی الضّحی است. پس از مدتی که از نزول آیات اولیه گذشت، حضرت رسولص برای مدتی مورد مخاطب جدید قرار نگرفت و این امر ایشان را پریشانخاطر ساخت که مبادا این قطع ارتباط دائمی باشد. سورهی الضّحی در پاسخ به این نگرانی نازل گردید. اینچنین است که خداوند در واکنش نسبت به واقعیات بر حضرت رسولص تجلی میکند. شأن نزول، اطلاعاتی را شامل و حامل است که در عالم واقعیت وجود دارند و مسائلی واقعیتگرایانه پاسخهایی در عالم بیداری میطلبند و چگونه خواب میتواند به مسائل عالم بیداری پاسخ دهد تا آنجا که کتابی اینچنین پرمغز و معجزهگون با بیش از ۶۰۰۰ آیه محصول کُنشهای خوابآلوده باشد. سرچشمههای اجتماعی بسیاری از آیات قرآن نشان میدهند که این کتاب محصول تعامل خداوند با حضرت رسولص در عالم بیداری و یعنی در تعامل با محیط اجتماعی است. قرآن تا حد زیادی محصول واکنش نسبت به بافتار اجتماعی جامعهی دریافتکنندهی وحی است. ارائهی پاسخها و راهکارها و راهحلهای قرآنی، واکنش دیالکتیکی و پویای خداوند به واقعیات اجتماعی است تا پیامبرش را گامبهگام در راستای اهداف اجتماعی و فرهنگی هدایت نماید. هنگامی که قرآن پاسخی به مسائلی واقعی دنیای انسانی است و قرار است انسانها را بر بستر عینی واقعیتهای اجتماعی و فرهنگی ره بنماید، معضلات انسانی را حل کند، به پرسشها پاسخ دهد، به رهگمکردگان هشدار و به درستکاران نوید بدهد، چه نیازی است که عالم بیداری را وابنهد و به سخنگویی در عالم خواب بپردازد؟ مسائل عینی پاسخهای عینی میطلبند و عالم واقعیت را پاسخی از عالم بیداری بباید. درحالیکه رؤیا عالمی است که بر آن اعتماد و اطمینانی نیست. این امر بویژه خود را در تشریع احکام اجتماعی بیشتر نمایان میسازد. برخی از آیات نیز که بیشتر فرهنگیاند تا اجتماعی، ریشه در باورداشتهای اعتقادی و مردمشناختیِ مخاطبان وحی دارند که برای فهم چنین آیاتی ناگزیر از داشتن دانش مردمشناختیِ بایسته نسبت به بافتار اجتماعی جامعهی دریافتکنندهی وحی هستیم. مأموریت حضرت رسولص کم یا بیش اجتماعی است و خوابآلودهدانستنِ این کتاب، نادیدهگرفتن این مأموریت و نافی ضرورت شأن نزول آیات است. 🌿@drBehrouzMoradi 👇
با سلام خدمت مخاطبین نشریه کوچه و همهء صاحبان قلم کوچه برای شصت ویکمین شماره خود با موضوع "آموزش در زمان بحران و جنگ" پذیرای مقالات مرتبط شما عزیزان با محورهای زیر خواهد بود: ۱. بازتعریف متدولوژی تدریس در شرایط اضطراری ۲. نقش مدرسه در تقویت مهارتهای مقابلهای ۳.چالشهای آموزشی دانشآموزان پناهنده و آواره ۴. نقش تسهیلگری و گفتوگو در کلاسهای درسِ آسیبدیده ۵. گذار از مدرسهمحوری به یادگیریِ خانگی و محلی ۶. شکاف دیجیتال و آموزش از راه دور در مناطق جنگزده ۷. تربیت برای آیندهای بدون خشونت ۸. چالشهای تدریس در هراس و اضطراب ۹. چگونگی ارزشیابی تحصیلی بدون آزمونهای استاندارد ۱۰. هنر تدریس در کلاسهای درسِ بیامکانات ۱۱. نقش نوشتن و قصهگویی در بازیابی روانی کودکان ۱۲. آموزش تفکر انتقادی در مواجهه با اخبار و پروپاگاندا ۱۳. آموزش حقوق کودکان و قوانین بینالملل به دانشآموزان بدیهیست این محورها به صورت کلی مطرح شده و از هر مطلبی که مرتبط با موضوع اصلی ما باشد استقبال خواهیم کرد. *حداکثر تعداد واژگان ۱۵۰۰ واژه میباشد. پیشاپیش از حسن توجه و همکاری شما عزیزان سپاسگزاریم. کوچه
روز تشکلهای مردمنهاد و فعالان اجتماعی گرامی باد به نام آنان که دغدغهشان، ساختن فردایی بهتر است؛ به احترام همهی انسانهایی که بیهیاهو، برای جامعه، محیطزیست، کودکان، سالمندان، فرهنگ و کرامت انسانی قدم برمیدارند. ۲۲ مرداد، روز تشکلهای مردمنهاد و فعالان اجتماعی، فرصتی است برای قدردانی از دلهای بزرگی که سرمایهی اصلی خود را اعتماد، همدلی و مسئولیت اجتماعی قرار دادهاند. 🌱 دست مریزاد به همهی کنشگران و داوطلبانی که با عشق و امید، چراغی برای جامعه روشن نگه میدارند. روزتان مبارک؛ حضورتان ارزشمند و قدمهایتان استوار باد. 🌷
♦️سخنرانی بمناسبت شهادت امام حسن(ع) چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ 🔷امام حسن و مدیریت عبور از جنگ و پاسخ بسوالات ▪️تهران .قلهک.مجمع احیای فضیلت @mohammadsorooshmahallati
🔸 بازرگان و تحول در انتظار از دین 🔸 تحول فکری بازرگان در سالهای پایانی عمر، منافاتی با اندیشههای پیشین او نداشت بلکه تغییر در برداشت او از قلمرو و کارکرد دین بود؛ گذار از نگاه حداکثری به دین، به نگاهی حداقلی و آخرتمحور. 🔹 دکتر عبدالکریم سروش @Bonyadbazargan 📌 بازرگان در سالهای پایانی عمر خود، در نگاهش به نسبت دین و دنیا تحولی مهم ایجاد کرد. او همچنان بر ضرورت جدی گرفتن دنیا و تلاش برای آبادانی آن تأکید داشت، اما به این نتیجه رسید که برای برنامهریزی و اداره امور دنیوی، نمیتوان از دین انتظار داشت که قواعد و فرمولهای مدیریت کشور، سیاست، اقتصاد و دیگر امور اجتماعی را در اختیار ما بگذارد؛ این امور به عقل و تجربه انسانها وانهاده شدهاند. 📌 از نظر او، دین علیالاصول آمده است تا راه آخرت و سعادت اخروی را به انسان نشان دهد. اگر رستاخیز و حیات دیگری در انتظار انسان نبود، اساساً پیامبری و دینی نیز نمیآمد. 📌 البته این به معنای بیتوجهی دین به دنیا نیست؛ چراکه دنیا مقدمه آخرت است و دین، بالتبع و بالعرض، نگاهی نیز به زندگی دنیوی انسان دارد. اینستاگرام تلگرام یوتیوب @Bonyadbazargan
عرضۀ بنزین با نرخ آزاد پالایشگاهی (۸۷ هزارتومانی) در استان کرمان متوقف شد. تا اطلاع ثانوی، فرآیند عرضۀ بنزین در جایگاههای سوخت استان مطابق روال پیشین ادامه خواهد داشت
با توجه به دیدن نتایج تلخ تصمیمات دی ماه که زمینه ساز جنگ ۴۰ روزه شد،تاکید بر اجرای نسخه های امتحان شده بر روی جامعه ای که همه گونه ایستاده دیگر بلاهت نیست،خیانت است وهمدستی با دشمن این آب وخاک است
صهیونیستها روی بحث اقتصاد و فشار اقتصادی روی مردم حساب ویژه ای باز کردن و منتظرن تا با بیشتر شدن فشارها مراحل بعدی توطئه های خودشون رو شروع کنن در مطالب دیگه ای حتی سران سابق موساد توصیه هایی درمورد چگونگی شکل گیری فتنه در این بخش رو هم شرح دادن دولتمردان و مسؤولان و نمایندگان مجلس تو این بخش نقش بزرگی دارن و انشاءالله بیشتر از توانشون برای اسایش مردم کار کنن و درک کنن که دشمن چشم دوخته به این قصه و ما مردم هم وظایفی داریم و باید در این جبهه سخت هم سربلند بیرون بیایم و مهمترین اون اسراف نکردن در همه زمینه ها است البته که از ماه ها پیش برای این شرایط اندیشیده شده و انصافا در طول این مدت جنگ مدیریت تامین کالا واقعا خوب بوده باید همه دست به دست هم بدیم و دشمن رو شکست بدیم تا روزهای آسایش بعدی به فضل خدا فرا برسه
در هفتههای اخیر میبینیم که محاصره ایران همچنان ادامه دارد و بر ایران تنگتر میشود. در آخرین جلسه کابینه نیز ایال زامیر، رئیس ستاد کل، بهطور صریح به وزرای کابینه میگوید: «محاصره ایران بسیار بسیار مؤثر است و بحران اقتصادی در آنجا روزبهروز شدیدتر میشود.» این برداشت دستگاه امنیتی اسقاطیل درباره محاصره ایران است، زیرا از نظر اقتصادی باید گفت که این محاصره واقعاً مؤثر است. یعنی ایران برای وارد کردن برخی اقلام به داخل با مشکل مواجه است. ایران همچنین برای انباشت ارز خارجی با مشکل روبهروست، زیرا چیزی صادر نمیکند. در دوره اخیر در پمپبنزینهای مختلف داخل ایران صفهای سوخت وجود دارد. یعنی شهروندان نیز دارند تحت تأثیر این وضعیت قرار میگیرند. تورم افزایش مییابد و قیمتها بالا میروند. چیزی که صبح قیمت مشخصی داشته، شب دیگر همان قیمت را ندارد. تورم در ایران تا این حد در حال افزایش است و ارزش پول نیز کاهش مییابد. به همین دلیل رئیس ستاد کل به وزرا میگوید: «این محاصره بسیار بسیار مؤثر است.» نکته دیگر که بسیار مهم است، این است که این فقط یک بحران اقتصادی فعلی نیست، بلکه آنچه اکنون رخ میدهد یک بحران اقتصادی مداوم و ادامهدار است که حتی اگر ایران فرضاً فردا صبح نوعی توافق با ایالات متحده امضا کند، خروج از آن برایش دشوار خواهد بود. برای مثال، در موضوع نفت، ایران برای ذخیره کردن آنچه از همان چاهها استخراج میکند با مشکل مواجه است. در مرحلهای این وضعیت، استخراج این مواد را برای ایرانیها دشوار میکند و بنابراین مجبور میشوند فعالیت را کاهش دهند؛ در نتیجه چاهها از کار میافتند یا تولید آنها کاهش پیدا میکند و این مسئله برای مدت طولانی باقی میماند. بنابراین جمعبندی این است که بحران اقتصادی ایران قابلتوجه است، محاصره ایران تأثیرگذار و بسیار مؤثر است و علاوه بر این، انتظار میرود این بحران حتی مدتها پس از آن نیز ادامه داشته باشد؛ حتی اگر فرض کنیم نوعی توافق میان ترامپ و ایرانیها حاصل شود.
social unrests and fuel prices: the role of macroeconomic, social and institutional factors 2023 ما اکثر العبر و اقل الاعتبار … #کرمان #بنزین ۲۱ مردادماه ۱۴۰۵ @mmojahedi
دو شأن جداگانه پیامبر ما محمد که درود خدا بر او باد، دو نقش بزرگ در تاريخ ایفا کرد. نقش نخست او پیامبرانه بود. او تجربهٔ عمیق معنوی خود از وحدانیت خداوند و عالم هستی و حیات اخروی و راه سعادت بشر را به صورت یک جهانبینی در قالب آیاتی معطوف به حسن رفتار و اخلاق فردی و جمعی نوع انسان ارائه کرد تا برای همیشه راهنمای رهجویان باشد. نقش دوم او رهبری سیاسی یک جامعهٔ کوچک بود که از راه یک توافق توسط مردم مدینه به او واگذار شد و از شأن پیامبرانهٔ او ماهیتی جدا داشت. محمد ۱۳ سال در زادگاه خود مکه، فقط پیامبر بود و از قوم خود اذیت و آزار بسیار دید. ۱۰ سال آخر زندگانی پیامبر ما علاوه بر رسالت پیامبری، رهبری سیاسی مردم یثرب بود که به مدينه یعنی شهر یا مرکزی از مدنیت و قانونمندی در برابر توحش و بیقانونی تغییر نامش داد. پیامبر رهبر سیاسی بسیار کاردان و واقعبین و توانایی بود. به مقتضای امر سیاست به وقت لازم، قرارداد بست، جنگید، صلح کرد، بخشید، سخت گرفت، عقبنشینی کرد و به پیش رفت. رسالت پیامبری، انسان را "بدانگونه که باید باشد" خطاب قرار میدهد، اما رهبری سیاسی انسان را "بدانگونه که هست" اداره میکند. از این رو پیامهای پیامبرانهٔ محمد میراثی فراتاریخی و همیشگی است و رهبری سیاسی او تابع ماهیت متغیر و متحول شرایط روز است و همهٔ بغرنجیها و تراژدیها و انعطافپذیریهای لازمهٔ امور نسبی را با خود دارد. پیامبر ما امر سیاسی را حقیقتی از پیش مکشوف و متعین نمیبیند، آن را به شور میگذارد و از طریق مشورت با اهل مدینه تصمیم میگیرد. کسانی از باورمندان و یا بیباوران به آیین محمد توان تفکیک بین این دو نقش را ندارند و از همین رو در فهم کار سترگ او دچار بدفهمی میشوند. #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad
🔴اجرای عدالت، روحِ دین است از مهمترین امتیازهای تعلیمات پیامبر اسلام(ص) و رسالت ایشان، دعوت به برقراری عدالت اجتماعی است. در نگاه علامه حکیمی هر کس مختصر اطلاعی از تعلیمات دین داشته باشد، درمییابد که اجرای عدالت در جامعه روحی است که دین خدا به آن زنده است و صراط مستقیم به آن پیموده میشود. . مروری بر سیره پیامبر(ص) در اندیشه علامه حکیمی: . عالمان و حاکمان منشا فسادهای بزرگ . حدیثی از پیامبر که هزارانبار در ایران تجربه شده است . سرنوشت مسئولانی که زندگی مردم را تباه میکنند . عظمت قرآن کریم . نمایش ایمان یا ایمان نمایشی . حاکمیت مسئول فقر مردم است . مدارا لازمه زندگی اجتماعی . دستورالعملی ربانی از پیامبر (ص) @allamehhakimi
حاجیه خانم فاطمه عباسی ورده، مادر چهار شهید دفاع مقدس، از صبرش بر زخم زبانهای برخی ناهموطنان در همان دوران میگوید. برخی امروز وطن فروشیشان به هزار علت و دلیل ربط میدهند اما این جماعت با این خصلت همیشه بودهاند، چه دهه ۶۰ چه امروز وطن فروش و نمک به حرام بودهاند و همیشه برای این خباثتشان بهانههایی جور کردهاند. در مقابل یک عده هم مانند این زن بزرگوار همیشه بی منت برای این سرزمین بزرگترین فداکاریها را کردهاند و در لحظه سختی و فداکاری هیچ عذر و بهانهای نیاوردهاند.
بر کرسی آن نشسته است. اما چه فرقی میکند؟! اگر امروز سروش هم به ایران برگردد (که میخواهد) و کرسی سابق خود را از حسن رحیمپورازغدی پس بگیرد، همان میکند که گفته است: «من آنموقع با این ایده (پاکسازی اساتید) موافق بودم. همین الان هم اگر قرار باشد دانشگاه دانشگاه شود باید عدهای را بهنظرم محاکمه و اخراج کنند. منتها نه به خاطر انقلابی نبودن، بلکه به خاطر اینکه استادان خوبی نیستند و دانشگاه را به سستی کشاندهاند. همین امروز اگر این دانشگاه را به من بدهند عدهای را به دادگاه میفرستم به خاطر جفایی که به دانشگاه و دانشجویان کردند. دهها منصب گرفتند و باز هم سر کلاس میرفتند و چیزی به دانشجو نمیآموختند و حقوق دانشگاهی میگرفتند و بهعبارت صریحتر حرامخواری میکردند.» به این ترتیب سروش همواره دانشگاه را در دادگاه میخواهد؛ چه به اتهام انقلابی نبودن و چه به اتهام حرامخواری. انقلاب در فرهنگ یعنی همان تمنای محالی که عبدالکریم سروش هنوز بعد از ۴۵ سال دارد و به قول خودش به ارتجاعی مترقی رسیده است. استاد فلسفه علم در قرن بیستویکم در ایالاتمتحده آمریکا نشسته است و برای ایرانیانی که ۱۲۰ سال است برای توسعه و ترقی و تجدد مبارزه میکنند و چند انقلاب و جنبش و کودتا و جنگ را سپری کردهاند نسخه قناعت میپیچد! بازگشت سروش در قامت شیخ روشنفکری دینی اینک او بازگشته است. در قامت شیخ روشنفکری دینی و پیر طریقت سروشیه که از یاد برده است که نخستین فردی که به این پیکر ایدئولوژی تبر زد خود او بود که از علی شریعتی عبور کرد. اما اکنون نهتنها از علی شریعتی دفاع میکند و میگوید، «تا امروز هم آن بدگمانیها را نسبت به شریعتی ندارم... شریعتی کار بزرگی در کشور ما کرد و دین را از انزوا بیرون آورد و مارکسیسم را که مذهب جوانان شده بود به انزوا برد و به وقوع انقلاب کمک کرد که حادثه میمونی در تاریخ کشور ما بود»، بلکه در پاسخ منتقدان علی شریعتی که همین نقش او را در آمیختن اسلام و مارکسیسم نقد میکنند برمیآشوبد و بر اقتصاددانی نجیب که برای توصیف تقلب علمی شریعتی کلمهای بهتر نیافته است بدتر از آن کلمه توهین میکند و بیخبر از جنبش فکری آزادیخواهانهای که روشنفکران ملی و اقتصاددانان آزادیخواه همچون موسی غنینژاد، محمد طبیبیان، سید جواد طباطبایی، مسعود نیلی و... با همه تمایزات در این سالهای دور از خانه سروش و دیگر روشنفکران دینی ساختهاند، باز باب تحقیر و توهین را باز میکند. پایان روشنفکری دینی اینک اما با کمال تاسف باید اعلام کنیم که روشنفکری دینی نهتنها به پایان راه خود رسیده است، بلکه به میراث خود چه در اندیشه، چه در اخلاق پشت کرده است و با تبدیل شدن از جریانی فکری به حلقهای و فرقهای با خودی-غیرخودی کردن، بلکه شخصی کردن مباحث فکری از فرقه و قبیله خود دفاع میکند، حتی اگر ذرهای باور به آن نداشته باشد. سروش هنوز خود را وامدار شریعتی میداند (ص ۴۸)، درحالیکه دیگر هیچ نسبتی در اندیشه میان آن دو نیست، جز اینکه شریعتی (که یارانش از شیاد خواندن او ناراحت هستند) هم فیلسوفان را پفیوزان تاریخ میخواند. جز اینکه عبدالکریم سروش (که از طرح نامسلمانی شریعتی بهدرستی ناراحت است) خود درباره سید احمد فردید (که خود استاد علی شریعتی و استاد احسان شریعتی در غربستیزی بود) از دیگران با میل و رضا نقل میکند که «این آدم دیو خبیثی است» و از آن فراتر وارد حوزه خصوصیاش میشود و از «اینکه ناگهان بعد از انقلاب چگونه دست و روی او را که به اصناف منکرات و مسکرات آلوده بود شستند و بر کرسی تقدس نشاندند» استفاده میکند. سید احمد فردید البته همچون علی شریعتی بود که هر یک را جناحی از انقلابیون ایدئولوگ ساختند، اما اگر شیادی و نامسلمانی شریعتی را در رسانه گفتن حرام است، چرا باید حتی در حق سید احمد فردید پرونده منکرات و مسکرات او را گشود؟! عبدالکریم سروش میتوانست با تداوم پروژه اصلاح دینی و بها دادن به فلسفه سیاسی، اقتصاد سیاسی، حقوق اساسی و از همه مهمتر، تاریخ روشنفکری دینی را به پروژهای بدل کند. اما ماهیت صوفی او مانع از آن شد که بتواند اهمیت علوم اجتماعی را بهعنوان علوم دنیوی بپذیرد و برای سیاست و اقتصاد و حقوق انسانها نسخه درویشی نپیچد و در حالیکه خود در اوج نعمت است سخن از قناعت نگوید.