ماموستا كریكار | فارسی
Статистикаبنیاد حفظ و نشر آثار ماموستا کریکار " کانال رسمی " كوردی: @krekar_co
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 62
- Тип
- открытый
- Язык
- ku
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 245
- 1/48двое суток
- 280
- 1/72трое суток
- 302
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ئایا راستە پێغەمبەری پێشەوامان (صلی الله علیه وسلم) موتعـ ـەی حەڵاڵکردووە، بەڵام دواتر عومەری کوڕی خەتاب (پەروەردگار لێیڕازیبێت) حەرامیکردووە؟!
خُردنوشتهایی در «مجازاتهای اسلامی» ٩. اثرگذاری توبه و اظهار پشیمانی بر سقوط مجازات شرعی (بخش ٣) دیدگاه دوّم. توبه و اظهار ندامت پیش از دستگیری، مجازات شرعی را لغو نمیکند: مالکیّه بر این دیدگاه هستند؛ همچنین هر کدام از مذاهب حنفی، شافعی و حنبلی در یک قول، این دیدگاه را پذیرفتهاند. دلایل این دیدگاه: ١. آیاتی که مجازاتهای حدّی را تعیین کردهاند، به صورت کلّی به اجرای آنها دستور دادهاند، بدون اینکه تفاوت و تمایزی میان افرادی که توبه کردهاند و افرادی که توبه نکردهاند قائل شوند. قائلین به دیدگاه نخست: چگونه تفاوتی میان این دو گروه، وجود ندارد؟ مگر مشاهده نکردهاید که سنّت، معنای کلّی آیات مورد اشاره را به افرادی اختصاص داده که از توبه کردن سر باز زدهاند؟! ٢. روایات مربوط به ارتکاب زنا ازسوی ماعز و زن غامدی، این نکته را مشخص میکند که آنان با وجود توبه، تقاضا میکردند تا حدّ شرعی بر آنان اجرا شود با این هدف که از گناهشان پاک شوند. بنابراین اگر توبه، اجرای مجازات شرعی را لغو میکرد، پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) هرگز حدّ شرعی را بر این افراد، جاری نمیکرد. قائلین به دیدگاه نخست: اگرچه توبه همچون مجازات، باعث پاک شدن از گناه میشود امّا این دو صحابی بزرگوار با وجود توبهی صادقانه، بر اجرای مجازات شرعی نیز تأکید کردند تا اینگونه پاکتر گردند. ابن القیّم در پاسخ به این دیدگاه میگوید: «دیدگاه میانه و صحیح، آن است که توبه پیش از دستگیری، مجازات شرعی را لغو میگرداند؛ این دیدگاه، حدّ میانهی دو دیدگاه دیگر است: ١. کسانی که میگویند: پس از توبه نباید مجازات شرعی، جاری شود و ٢. گروه دیگری که میگویند: اگرچه توبه کند امّا بایستی مجازات شرعی نیز بر او جاری گردد! اگر ما سیره و سنّت پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) را مورد ملاحظه و مطالعه، قرار دهیم میبینیم که به این دیدگاه میانه، عمل کرده است» [إعلام الموقِّعين]. دیدگاه ماموستا کریکار: صحیحترین دیدگاه، چیزی است که ابن القیّم بیان کرده است؛ زیرا این دیدگاه علاوه بر قوّت ادلّه، با روح، اهداف و مقاصد شریعت، سازگارتر و هماهنگتر است که سرتاسر بر رحمت، رأفت و اصلاح مسلمانان ضعیف و منحرف، تأکید میکند. منبع: کتاب «فقه اسلامی» ماموستا کریکار، بخش مجازاتهای شرعی.
без подписи
راه ما، ادامە راه پیامبران است... نوشتەهایی از ماموستا کریکار پس از پایان کتابهایشان در زندان های نروژ و ایتالیا @fatih_krekar
خُردنوشتهایی در «مجازاتهای اسلامی» ٨. اثرگذاری توبه و اظهار پشیمانی بر سقوط مجازات شرعی (بخش ٢) در خُردنوشت ٧ به مجازاتهایی پرداختیم که به اجماع فقهاء توبه، آنها را ساقط میکند به شرطی که پیش از دستگیری باشد. در این خُردنوشت به مجازاتهایی میپردازیم که دربارهی لغوشان با توبه، میان فقهاء اختلاف وجود دارد. ب. مجازاتهایی که فقهاء دربارهی سقوطشان با توبه، اختلاف کردهاند: فقهاء دربارهی سایر حدود شرعی (یعنی بهجز حدّ راهزنی و ترک نماز) اختلاف کردهاند که اگر متّهم پیش از دستگیری، توبه کرد آیا مجازات شرعی از او ساقط میشود یا خیر؟ آنان بر دو دیدگاه هستند: دیدگاه نخست. توبه و اظهار ندامت پیش از دستگیری، مجازات شرعی را لغو میکند: حنفیه و حنابله در یک قول، شافعیه و ابن تیمیّه بر این دیدگاه هستند. دلایل این دیدگاه: ١. خداوند درباره زناکاران میفرماید: «وَاللَّذَانَ يَأْتِيَانِهَا مِنكُمْ فَآذُوهُمَا فَإِن تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمَا» [النساء: 16]؛ «مرد و زنی از شما که زنا میكنند را بيازاريد؛ ولی اگر توبه كردند و به اصلاح پرداختند، دست از آنان برداريد». ٢. پس از ذکر مجازات دزد میفرماید: «فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ» [المائدة: 39]؛ «امّا كسی كه پس از ارتكاب ستم (دزدی)، پشيمان شود و توبه كند و به اصلاح پردازد، خداوند توبهی او را میپذيرد». ٣. انس روایت میکند: «نزد پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) بودم، مردی آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! گناهی مرتکب شدهام که سزاوار حدّ شرعی است، آن را بر من اجرا کن! اما ایشان هیچ سؤالی از او نکرد. وقت نماز فرا رسید و او نیز همراه با پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) نماز گزارد؛ پس از اتمام نماز، آن مرد برخاست و دوباره سخنانش را تکرار کرد. این بار نیز پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) چیزی از او نپرسید؛ سپس فرمود: مگر تو با ما نماز نگزاردی؟ عرض کرد: بله. فرمود: پس بیگمان خداوند گناهت را مورد بخشش قرار داد» [روایت از بخاری و مسلم]. ٤. حدیث «التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ، كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ» [روایت از ابن ماجه و بیهقی، با سند حسن]؛ «کسی که از گناه، پشیمان شده و توبه کرده، همچون کسی است که آن گناه را مرتکب نشده است». ٥. قیاس: اگر توبهی محاربان و راهزانان پیش از دستگیری، مجازات شرعی را از آنان ساقط کند، پس بدون تردید توبه از سایر گناهان نیز مجازات شرعی را ساقط میکند؛ زیرا راهزنی از تمامی گناهان دیگر، خطرناکتر و دارای آثار مخرّب و زیانبارتر است. ٦. بعضی از فقهاء به این آیه، استدلال کردهاند: «قُل لِلَّذِينَ كَفَرُواْ إِن يَنتَهُواْ يُغَفَرْ لَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ» [الأنفال: 38]؛ «به كافران بگو: (درگاهِ توبه، هميشه باز است)، پس اگر (از كفر و عناد ) دست بردارند، گذشتهی اعمالشان بخشوده میشود». اگر خداوند، چنین لطف و رحمِ بینظیری را نسبت به کافران داشته باشد، تردیدی وجود ندارد که لطف و رحم او نسبت به مؤمنانِ گنهکاری که مرتکب معصیت شدهاند بیشتر است؛ پس توبهی صادقانه، مجازات را ساقط میکند. دیدگاه دوّم در خُردنوشت ٩ مورد بررسی، قرار خواهد گرفت. منبع: کتاب «فقه اسلامی» ماموستا کریکار، بخش مجازاتهای شرعی.
без подписи
خُردنوشتهایی در «مجازاتهای اسلامی» ٧. اثرگذاری توبه و اظهار پشیمانی بر سقوط مجازات شرعی (بخش ١) به صورت کلّی، توبه و اظهار ندامت و پشیمانی بر لغو اجرای مجازات شرعی یا واجب شدن اجرا، اثرگذار است؛ این موضوع در دو حالت، قابل بررسی است: ١. اگر توبه و اظهار ندامت، پس از دستگیریِ متّهم بود: چنین توبهای اثری بر اجرای مجازات شرعی و نیز فرض شدن مجازات ندارد. ٢. اگر توبه و اظهار ندامت، پیش از دستگیری متّهم بود: در این حالت، توبه و اظهار ندامت بر گناهانی که حدّ شرعی به آنها تعلّق میگیرد مؤثّر است؛ البته فقهاء دربارهی بخشی از آنها اختلاف ورزیدهاند و دربارهی بخشی دیگر نیز، اتّفاق تنظر دارند. الف. مجازاتهایی که به اجماع فقهاء با توبهی پیش از دستگیری، ساقط میشوند: فقهاء، اجماع دارند بر اینکه اگر محارب و راهزن، همچنین تارکُ الصّلاة (ترککنندهی نماز) پیش از دستگیری، توبه و اظهار ندامت و پشیمانی کنند مجازات شرعی از آنان ساقط میشود. دلیل اصلی، آیه 34 سوره مائده است که خداوند پس از تبیین و تشریح مجازات محاربان و راهزنان میفرماید: «إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ»؛ «مگر كسانی (از محاربان و راهزنان) كه پيش از دستيافتن شما بر آنان، از كردهی خود پشيمان شوند و توبه كنند؛ چه بدانيد كه خداوند، دارای مغفرت و رحمت فراوان است». بنابراین اگر محارب، راهزن و تارک الصلاة پیش از دست یافتن حکومت اسلامی به آنان، توبه کنند و شرایط توبه را به صورت کامل، رعایت نمایند (همچون بازگرداندن داراییهای که به غارت بردهاند و ...)، اجرای مجازات شرعی بر آنان لغو و ساقط میشود. منبع: کتاب «فقه اسلامی» ماموستا کریکار، بخش مجازاتهای شرعی.
без подписи
📢 بڵاوکراوەیەکی نوێ کە دەبێتە چەکی دەستی هەموو بانگخوازێک! کاتێک (هزری قوڵی سەیید قوتب) و (قەڵەمی مامۆستا کرێکار) یەکدەگرن... بەرهەمەکەی دەبێتە ژوورێکی ئۆپەراسیۆن بۆ بونیادنانی عەقڵ و ئیرادەی موسوڵمانان! بە شانازییەوە، کتێبی "ڕێبازی بانگەواز4" دەخەینە بەردەستی خوێنەرانی کورد. ئەم کتێبە تەنها تیۆرییەکی ساده نییە، بەڵکو دەستوورێکی مەیدانییە بۆ ئەو کەسانەی دەیانەوێت لە تاریکییەکانی واقیعدا ببنە هەڵگری مەشخەڵی گۆڕانکاری. لەم کتێبەدا چی دەخوێنیتەوە؟ ئەم بەرهەمە زێڕینە لە چوار باسی ستراتیژی پێکهاتووە کە وەڵامی کێشەکانی ئەمڕۆمان دەداتەوە: ⚔️ جوگرافیای ململانێکان: ناسینی بەرەی شیرک و بەرەی ئیمان، وە تێگەیشتن لە کەللەڕەقیی جاهیلییەت و ئەو باجە قورسەی مرۆڤایەتی لەژێر سایەی شیرکدا دەیدات. 🛡 دەرچوون لە بێهێزی و شکست: شیکارییەکی دەرونیی بزوێنهر بۆ هۆکارەکانی لاوازی و ترسنۆکی، ئەم کتێبە پێت دەسەلمێنێت کە "شلگیری، یەکەمین هەنگاوی دووڕووبوونە" و فێرت دەکات چۆن حەقیقەتی هێز لە پشتبەستن بە خودادا بدۆزیتەوە. 🎭 هەڵماڵینی دەمامکی دوژمنان: ئاشکراکردنی پیلانە نەگۆڕو بهردهوامەکانی دوژمن، بەتایبەت لێدان لەو (دەزگا تەزویرە ئیسلامییانەی) کە بە ناوی ئیسلامەوە دامەزراون بۆ ڕیشەکێشکردنی ئیسلامی ڕاستەقینە! كه ناسینی ئەم دەزگایانە نیوەی سەرکەوتنە. 🔋 ههستی ئیمانیی و توێشووی ڕێگا: چونکە ڕێگای حەق سهخته، باسی کۆتایی تەرخان کراوە بۆ چەکی پشوودرێژی (نوێژ، دوعا، ڕۆژوو، تەقوا، و ئیرادەی ڕێبڕین)، تاوەکو بانگخواز لەبەردەم زریانەکاندا ههرهس نههێنێت. 💡 ئهم كتێبه بۆ کێیە؟ بۆ هەر گەنجێک کە دەیەوێت لە میوانێکی سەر زەوییەوە ببێتە خاوەن پهیام و پڕۆژهی بنیاتنانهوه، بۆ هەر کادیرێکی سهرڕاستی دینداری کە دەیەوێت لۆژیکی وهههم تێکبشکێنێت، وە بۆ هەر سەرکردەیەک کە بەدوای پارسەنگی دید و ڕێبازدا دەگەڕێت. 📍 ئێستا لە پێگهی مامۆستا كرێكار KREKAR.CO بەردەسته!
كتێبی ڕێبازی بانگهواز بهرگی چوارهم نووسینی: سهیید قوتب وهرگێڕانی: مامۆستا كرێكار. لهم بهستهره https://krekar.co/krebxanadetail.aspx?TypeID=41 یان لهمه https://krekar.co/Files/Documents/182026135541REBAZY%20BANGAWAZ%204%20KREKAR.CO.pdf
💠 توصیههای مهم ماموستا کریکار درباره ازدواج: به دختران: توقعات خود را کم کنید... به خانودهها: بخاطر خداوند مهریه سنگین تعیین نکنید... به پسران: با دختران باایمان ازدواج کنید... @fatih_krekar
خُردنوشتهایی در «مجازاتهای اسلامی» ٦. علّتهایی که اجرای حدود شرعی را متوقّف میکنند (بخش ٢) علّت دوّم. وجود ظنّ و گمان دربارهی ارتکاب جُرم: تمامی فقیهان (جز ابنحزم) برآنند که اجرا و تطبیق مجازات شرعی در صورت وجود ظنّ و گمان، لغو میشود؛ منظور از ظنّ و گمان در این بحث، هر چیزی است که نوعی امّا و اگر و احتمال را در صحّت و سقم اثبات جرم به وجود بیاورد: خواه مربوط به خودِ متّهم باشد مثل اینکه با زنی بیگانه، همبستر شود به این گمان که همسر اوست، یا مربوط به خودِ عمل مرتکبشده باشد، مثل اینکه خودِ عملِ همبستری، محل ظنّ و گمان باشد که آیا جایز است یا خیر؟ برای مثال، همبستری پس از عقد موقّت (صیغه). دلیل: ١. حدیث «ادْرَءُوا الْحُدُودَ بِالشُّبُهَاتِ» ؛ «اجرا و تطبیق حدود شرعی را در صورت وجود شُبهه، لغو کنید». هرچند آلبانی، حدیث را ضعیف دانسته است. ٢. حدیث «ادْرَءُوا الْحُدُودَ عَنِ الْمُسْلِمِينَ مَا اسْتَطَعْتُمْ، فَإِنْ كَانَ لَهُ مَخْرَجٌ فَخَلُّوا سَبِيلَهُ، فَإِنَّ الْإِمَامَ أَنْ يُخْطِئَ فِي الْعَفْوِ خَيْرٌ مِنْ أَنْ يُخْطِئَ فِي الْعُقُوبَةِ»[اترمذی و دارقطنی]؛ «تا جایی که برایتان ممکن و میسّر است، اجرای حدود شرعی را از مسلمانان دور نگه دارید (در صورت وجود ظن و گمان و ...)؛ اگر راه خروج و نجاتی وجود داشت، آنان را رها کنید، زیرا امام (حاکم) در عفو و بخشش، دچار اشتباه شود برای او بهتر است از آنکه در مجازات، دچار خطا و اشتباه گردد». آلبانی، این حدیث را نیز ضعیف دانسته است. ٣. ابن مسعود میفرماید: «ادْرَءُوا الجَلْدَ عَنِ الْمُسْلِمِينَ مَا اسْتَطَعْتُمْ»[ابن أبيشيبة و بیهقی با سند حسن]؛ «تا جایی که برایتان مقدور و میسّر است، شلاق زدن (حدّ شرعی) را از مسلمانان، دور سازید». ٤. سیّدنا عُمر میفرماید: «لأَن أُعَطِّلَ الحُدُودَ بِالشُّبُهَاتِ أَحَبُّ إلىَّ مِن أَن أُقِيمَها فِي الشُّبُهَاتِ» [ابن أبيشيبة با سند صحیح]؛ «اینکه حدود شرعی را به سبب وجود شُبهه و ظن، متوقّف کنم نزدم بهتر است از اینکه آنها را با وجود شُبهه و ظن، اجرا کنم». دیدگاه ماموستا کریکار: اگرچه شیخ آلبانی، احادیث شماره 1 و 2 را ضعیف دانسته، امّا دربارهی تضعیف آنها میان محدّثان، اختلاف وجود دارد. از طرفی، حکم قطعی و فراگیر، آن است که نباید حدّ شرعی بر اَحدی جاری شود مگر پس از اثبات آن به صورت قطعی و فارغ از شُبهه و گمان. بنابراین وجود هر نوع شبهه، ظنّ و گمان، مانع از اجرای حدود شرعی میگردد؛ والله أعلم. منبع: کتاب «فقه اسلامی» ماموستا کریکار، بخش مجازاتهای شرعی.
без подписи
💠 آیا میتوان با کسانی کە از نظر عقیدە و استراتژی با ما تفاوت دارند همکاری کنیم؟ پاسخ ۱٥ سال پیش ماموستا کریکار فک اللە اسرە بە این پرسش شنیدنی است... @fatih_krekar
خُردنوشتهایی در «مجازاتهای اسلامی» ٥. علّتهایی که اجرای حدود شرعی را متوقّف میکنند (بخش ١) برخی علّتها موجبِ توقّف اجرای حدود شرعی میشوند؛ ما به دو مورد از این علّتها خواهیم پرداخت: علّت نخست. پشیمانی و بازگشت از اعترف پیشین: جمهور فقهاء برآنند که اگر شخصی پیشتر به گناه خود که موجب حدّ است اعتراف کند سپس از اعتراف خود پشیمان شود، مجازات شرعی از او ساقط میگردد. همچنین اگر در حین اجرای مجازات، فرار کند نیز رها میشود؛ بنابر دلایل زیر: - ابوهُریره میفرماید: «پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) در مسجد بود، مردی نزدش آمد و عرض کرد: ای پیامبر خدا، مرتکب زنا شدهام! پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) رویش را از او برگرداند، تا اینکه آن شخص چهار بار سخنش (اعتراف به زنا) را تکرار کرد. پس از چهار بار شهادت علیهِ خود، پیامبر (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) او را فراخواند و فرمود: آیا دیوانه هستی؟» [بخاری و مسلم]. این حدیث، نشان میدهد که پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) خواسته به صورت غیرمستقیم به شخص، یاد دهد که از اعتراف خود پشیمان شود. اگر بدین سبب نبوده، پس چرا چند بار به سخنانش گوش نداده و در پایان نیز از او سؤال کرده که آیا دچار دیوانگی شده است؟ در روایت دیگرِ همین حدیث آمده است که پس از چهار بار اعتراف و سؤال دربارهی دیوانگی: «در چهارمین بار، دستور داد که او را به حَرَّه (دشتی پایینتر از مکّه) ببرند و آنجا سنگسار شد؛ وقتی دردِ ناشی از برخورد سنگها به بدنش را حس نمود، فرار کرد! در مسیر به شخصی برخورد کرد که استخوان شتری در دست داشت، فوراً آن را بر بدنش کوبید و مردم نیز به ضرباتشان ادامه دادند تا اینکه در نهایت کشته شد؛ وقتی ماجرا را برای پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) تعریف کردند، فرمود: چرا او را رها نکردید؟ (بایستی او را رها میکردید)» [أبوداود؛ با سند حسن]. امّا ابوثور و امامان مالک و شافعی هر کدام در یک قول گفتهاند: پس از اعتراف کامل و فاقد از شک و شبهه به انجام گناه، پشیمانی و بازگشت از اعتراف از او پذیرفته نمیشود؛ دلیل، یکی از روایتهای حدیثِ ماعز است که وی پس از اعترف و در هنگام اجرای حدّ رجم، فرار کرد؛ امّا مردم او را دنبال کردند و در نهایت کشته شد؛ پیامبر (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) فرمود: «چرا او را رها نکردید و نزد من نیاوردید؟». جابر (راوی حدیث) میفرماید: «منظورِ رسول خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) این بود تا دربارهی ماجرا تحقیق بیشتری کند و اینکه چرا فرار کرده و هدفش چه بوده؟ امّا اینکه منظورش این بوده باشد تا حدّ را از او ساقط نماید، خیر؛ منظور و هدفش این نبود». دیدگاه ماموستا کریکار: دیدگاه راجح، قول جمهور فقهاء است. منبع: کتاب «فقه اسلامی» ماموستا کریکار، بخش مجازاتهای شرعی.
без подписи
без подписи
خُردنوشتهایی در «مجازاتهای اسلامی» ٤. مسئولیتِ اجرا و تطبیق حدود شرعی برعهدهی چه کسی است؟ اجرا و تطبیق حدود شرعی، وظیفه و مسئولیتِ بالاترین مقام صاحب قدرتِ مسلمانان یا نمایندگان اوست؛ بنابراین نباید افراد امّتْ خودشان به صورت فردی، عهدهدارِ اجرای حدود شرعی بر یکدیگر شوند. اگرچه تردیدی وجود ندارد که خداوند به صورت عامّ، خطاب به همهی مسلمانان دستور داده که بایستی حدود شرعی را اجرا کنند، اما امرِ قطعی و حتمی، آن است که اجراکنندهی حدود بایستی دارای قدرت و توان باشد، زیرا شرط دائمیِ این اجرا و تطبیق، وجود قدرت است. بنابراین افرادی که از قدرت و توان کافی برخوردار نیستند، اجرا و تطبیق حدود شرعی بر آنان فرض نیست. از این روست که امّت اسلام بر این مسأله، اجماع دارد که اجرا و تطبیق حدود شرعی، وظیفهی حکّامِ صاحب قدرت است؛ زیرا نه در عصر پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) و نه در عصر خلفای راشدین (رضي الله عنهم)، مردم در میان خود، حدود را اجرا نمیکردند مگر بر اساس اذن و دستور آنان؛ زیرا حدود شرعی، قطعی و حتمی هستند و هیچ محلّی برای اجتهاد کردن در زمینهی تخفیف و تبدیل مجازات در آنها وجود ندارد. از طرفی احتمال روا داشتن ظلم و ستم بههنگام اجرا و تطبیقشان نیز وجود دارد، بنابراین لازم است تنها توسط خلیفه یا نمایندگان او یا امیر مناطق اسلامیِ مستقل و تنها با اذن ایشان، اجرا و انجام شوند. برای مثال، ملاحظه میکنیم که پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) در جریان اجرای حدّ زنا بر زنی زناکار، خطاب به اُنَیس فرمود: «وَاغْدُ يَا أُنَيْسُ عَلَى امْرَأَةِ هَذَا فَإِنِ اعْتَرَفَتْ فَارْجُمْهَا» [بخاری و مسلم]؛ «ای اُنَیس! نزد همسرِ این مرد برو، اگر به زنا اعتراف کرد او را رجم کن». البته این مسأله بدان معنا نیست که تا خلیفهی اسلامی دوباره بر سر کار نیاید، نباید حدود شرعی اجرا گردند! خیر، در صورت وجود یک منطقهی مستقل در زیرِ فرمان و دستور یک حاکم اسلامی، اجرا و تطبیق حدود شرعی، لازم و واجب میگردد به شرطی که قدرت او به اندازهای باشد که بر متّهمان، تسلّط کافی داشته باشد و بتواند واکنشها به اجرای مجازات شرعی را کنترل کند؛ زیرا چنانکه امام ابن تیمیّه گفته است در اساس نباید اجرای حدود شرعی به حاکمانی سپرده شود که به آن، اهمیّت چندانی نمیدهند یا از قدرت کافی برای آن برخوردار نیستند. منبع: کتاب «فقه اسلامی» ماموستا کریکار، بخش مجازاتهای شرعی.
بلە من پیروجنبش هستم... این جنبش ادامە دهندە حرکت پیامبران است... @fatih_krekar
خُردنوشتهایی در «مجازاتهای اسلامی» ٣. فضیلت اجرا و تطبیق حدود شرعی و حکم میانجیگری در آن الف. فضیلت تطبیق حدود شرعی در زمین: پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) میفرماید: «إِقَامَةُ حَدٍّ بِأَرْضٍ خَيْرٌ لأَهْلِهَا مِنْ مَطَرِ أَرْبَعِينَ صَبَاحًا» [نسائی با سند حسَن]؛ «اجرا و تطبیق یک حدّ شرعی در منطقهای، برای ساکنان آن بهتر از چهل روز باران باریدن است». ب. حکم میانجیگری در اجرای حدود شرعی: قاعدهی ثابت و محلّ اتّفاق میان تمامی فقهاء، آن است که در اجرا و تطبیق حدود شرعی، هر نوع شفاعت، واسطهگری و میانجیگری غیر قابل قبول است؛ بنابراین هرگاه پروندهی یکی از گناهان حدّی به حاکم (خلیفه، امام، نمایندگانشان و ...) ارجاع داده شد، برای اَحدی جایز نیست که در آن میانجیگری کند، زیرا میانجیگری و شفاعت در این کار، به منزلهی ترک یک واجب قطعی و رها ساختن حکم خداوند است. دلایل این قاعده: ١. چنانکه در خُردنوشت پیشین، بیان شد زمانی که اُسامه خواست برای زنی که دزدی کرده بود شفاعت کند، پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) با عصبانیت، خطاب به او فرمود: «أَتَشْفَعُ فِي حَدٍّ مِنْ حُدُودِ اللهِ؟» [بخاری و مسلم]؛ «آیا در حدّی از حدود خداوند، شفاعت و میانجیگری میکنی؟». ٢. ابن عمر (رضي الله عنهما) میفرماید: «هرکس با شفاعت و میانجیگری، حدّی از حدود شرعی را متوقّف کند، در حکم یکی از بندگان خدا علیه خداوند، اعلان دشمنی کرده است». امّا پیش از ارجاع پرونده به حکّام، امکان شفاعت و واسطهگری وجود دارد، بنابر دلایل زیر: ١. پیامبر خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) میفرماید: «تَعَافُّوا الْحُدُودَ فِيمَا بَيْنَكُمْ، فَمَا بَلَغَنِي مِنْ حَدٍّ فَقَدْ وَجَبَ» [ابوداود با سند حَسن]؛ «حدود شرعی را در میان خود حلّ و فصل کنید؛ زیرا پروندهی هر حدّی به من ارجاع داده شود، اجرا و تطبیق آن فرض میگردد». ٢. صفوان بن اُمیّه (رضي الله عنه) میفرماید: «در مسجد خوابیده بودم و عبایم را زیر سرم گذاشته بودم که قیمت آن سی درهم بود؛ شخصی آمده و آن را دزدیده بود. شخص را نزد رسول خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) آوردند، فرمان داد تا دستش را قطع کنند. نزدش رفتم و عرض کردم: آیا به سبب سی درهم دست او را قطع میکنید؟ من آن را به او میفروشم و صبر میکنم تا وقتی توانایی داشته باشد و آنگاه پرداختش کند (در روایتی: آن را به او بخشیدم). پیامبر (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) فرمود: پس چرا پیش از اینکه او را نزد من بیاورند، چنین نکردی؟!». یعنی اگر پیش از ارجاع، چنین میکردی پذیرفته میشد. بنابراین اگر پیش از ارجاع پرونده به حاکم، قاضی و ... باشد امکان واسطهگری و حلّوفصل وجود دارد. منبع: کتاب «فقه اسلامی» ماموستا کریکار، بخش مجازاتهای شرعی.