Série Next Wave: New Directions in Women's Studies
Статистикаمن: https://t.me/paym_nashenasBot?start=aDUiFemxRAfw
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 131
- 1/48двое суток
- 150
- 1/72трое суток
- 161
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
"One lives and speaks only by killing the infans in oneself (in others also); but what is the infans? Obviously that in us which has not yet begun to speak and never will speak; but, more importantly, the marvelous (terrifying) child which we have been in the dreams and the desires of those who were present at out birth (our parents, society in general)."
devries1998.pdf
de Vries, H. (1998). “Lapsus Absolu”: Notes on Maurice Blanchot’s The Instant of My Death. Yale French Studies, 93, 30. https://doi.org/10.2307/3040729
اگر به متن کامل این مقاله دسترسی دارید، لطفا برای منم بفرستید. 🥹 https://doi.org/10.1386/macp_00113_1
https://avadwyer6.substack.com/p/you-are-not-sylvia-plath?r=74apyg&utm_medium=ios
اگر میتوانستیم یک شهر ساسانی را بشنویم، چه میشنیدیم؟ صدای بازار، حیوانات، پیشهوران، بندر و مردمانی که قرنهاست خاموش شدهاند؛ آیا میتوان این صداهای ازدسترفته را بر اساس شواهد تاریخی دوباره بازسازی کرد؟ ✍ تحریریۀ تاریخ دیروز 📃 مقالۀ «چشماندازهای صوتی…
اگر میتوانستیم یک شهر ساسانی را بشنویم، چه میشنیدیم؟ صدای بازار، حیوانات، پیشهوران، بندر و مردمانی که قرنهاست خاموش شدهاند؛ آیا میتوان این صداهای ازدسترفته را بر اساس شواهد تاریخی دوباره بازسازی کرد؟ ✍ تحریریۀ تاریخ دیروز 📃 مقالۀ «چشماندازهای صوتی ایرانشهر» نوشتۀ دومیزیانا روسی، منتشرشده در سال ۲۰۲۶ در مجلۀ العصور الوسطی، به همین پرسش میپردازد و تلاش میکند محیط صوتی شهر ساسانی ریواردشیر را بازسازی کند. ◽️مسئلۀ اصلی این است که صدا برخلاف بناها، اشیا و متون، معمولاً از گذشته باقی نمیماند. منابع تاریخی ممکن است از بازار، بندر، کارگاه یا زندگی شهری سخن بگویند، اما کمتر میتوان فهمید این فضاها چگونه شنیده میشدهاند. نویسنده برای پر کردن این خلأ، دادههای مربوط به صدا را از منابع تاریخی استخراج کرده و آنها را با شواهد باستانشناختی، محیطی و اطلاعات مربوط به جغرافیا و زندگی شهری ترکیب کرده است. 🗒روند کار را میتوان در سه مرحله خلاصه کرد: - ابتدا شناسایی صداها؛ یعنی بررسی اینکه بر اساس شواهد، چه صداهایی احتمالاً در شهر وجود داشتهاند. - سپس تهیه نمونههای صوتی از کتابخانههای افکت و بازسازی یا ضبط برخی صداها. - در مرحله سوم، فایلها در نرمافزار Pro Tools کنار هم قرار گرفتهاند و با تنظیم بلندی، جایگاه چپ و راست، پژواک و انعکاس، تلاش شده فضایی شبیه یک محیط واقعی ساخته شود. نتیجه، یک مدل صوتی از زندگی روزمره در ریواردشیر است، نه ادعای بازتولید دقیق صدای واقعی آن شهر. همین نکته، اهمیت روششناختی مقاله را نشان میدهد. این پژوهشگر فقط نمیپرسد «در گذشته چه اتفاقی افتاده است؟»، بلکه میپرسد «مردم گذشته چه چیزی را تجربه میکردند و چه میشنیدند؟». چنین پرسشی توجه را به گروهها و فعالیتهایی نیز جلب میکند که در منابع مکتوب کمتر دیده میشوند؛ از مردم عادی و کارگران گرفته تا زنان، کودکان، حیوانات و فعالیتهای روزمره شهری. ◽️مهمترین دستاورد مقاله، خود فایل صوتی نیست؛ بلکه تبدیل خلأ منابع به پرسش پژوهشی است. وقتی پژوهشگر میخواهد صدای یک شهر را بازسازی کند، ناچار میشود درباره گروهها و فعالیتهایی تحقیق کند که در منابع کمتر دیده میشوند. از این نظر، چشمانداز صوتی میتواند حضور گروههایی مانند زنان، کودکان، کارگران و مردم عادی را در روایت تاریخی آشکارتر کند. این روش همچنین مفهوم «منبع تاریخی» را گستردهتر میکند. دادههای محیطی، جانورشناختی، معماری، جغرافیایی و زبانشناختی میتوانند در کنار متون تاریخی قرار بگیرند. در نتیجه، تاریخ فقط بازسازی رویدادها نیست؛ بلکه میتواند به مطالعه تجربه زیسته انسانها در گذشته نیز بپردازد. در عین حال، این روش محدودیت مهمی دارد: صداهای بازسازیشده سند تاریخی نیستند. هرجا داده مستقیم وجود ندارد، پژوهشگر ناچار به استنباط و فرضیهپردازی است. بنابراین ارزش کار نه در اینکه بگوید «این دقیقاً صدای ریواردشیر بوده»، بلکه در این است که نشان دهد بر اساس شواهد موجود، چه محیط صوتیای میتوانسته وجود داشته باشد و کدام بخشهای این بازسازی قطعی، محتمل یا فرضیاند. ◽️این رویکرد در امتداد پژوهشهای گستردهتری درباره صدا و تجربه حسی گذشته قرار میگیرد؛ از جمله کارهای کایسا لوند و روپرت تیل. در سالهای اخیر نیز کتاب «کاوش در صداها و مکانهای باستانی» و «مجله باستانشناسی موسیقی» به گسترش این حوزه کمک کردهاند. ◽️اهمیت این روش برای تاریخپژوهی در نهایت به خود فایل صوتی محدود نمیشود. این رویکرد میتواند دامنه منابع و پرسشهای تاریخی را گسترش دهد و تاریخ را از بازسازی صرفِ رویدادها به مطالعه تجربه زیسته انسانها نزدیکتر کند. اگر بتوان گذشته را از طریق صدا مطالعه کرد، میتوان پرسشهای مشابهی را درباره بو، مزه، لمس، نور و دیگر جنبههای زندگی حسی انسانهای گذشته نیز مطرح کرد. 📎فایل صوتی بازسازیشدهای که خود مقاله بهعنوان ضمیمه ارائه کرده، در پیام قبلی همین پست قرار داده شده است. میتوانید آن را بشنوید و نمونهای از چشمانداز صوتی بازسازیشده ریواردشیر را تجربه کنید. @Dirooz_history #تاریخ_ایران #تاریخ_صوتی #چشمانداز_صوتی #باستانشناسی_صدا #تاریخ_دیجیتال #علوم_انسانی_دیجیتال
https://youtu.be/w3e0T_u15YQ?si=f4yBnwWQINzDeD8K
Improper Life Technology an_ (Z-Library).pdf
Improper Life: Technology and Biopolitics from Heidegger to Agamben (Posthumanities)
چه خبر از مقالهها و کتابهای جالب؟
📷#یکشنبهها_با_عکس_برتر_هفته ◽️لحظهای که مهاجران مراکشی سعی میکنند از کشور خود به منطقه سئوتا در اسپانیا وارد شوند. گفته میشود حداقل ۵۷ نفر مهاجر در تلاش برای رسیدن به سئوتا جان خود را از دست دادهاند. عکاس لحظهای را در اینجا به ثبت میرساند که یک نفر پشت به دوربین کنار حصارهای مرزی با لباس لئو مسی دیده میشود و چند مهاجر هم برای رویای زندگی بهتر خود را به بالای حصارها کشاندهاند. 📷عکاس: آنتونیو سِمپر همچون در یک آینه @ThroughaGlassDarkly #عکس #خبر
Walter_Benjamin_or_The_Commodity_as_Phantasmagoria_Gyorgy_Markus.pdf
без подписи
Walter Benjamin or The Commodity as Phantasmagoria Gyorgy Markus
بهترین مقالهای که میتونید نیمهشب بخونید رو الان میفرستم (اگر زندگی ندارید طبیعتا)
بدن بهعنوان شکلی محسوس _ که به اصطلاح خصلتی اثرگذار دارد و در زبان روزمره «فیزیک» یا ظاهر نامیده میشود و شامل ترکیب مشخصاً فیزیکی و نحوۀ حمل بدن است_ در میان همۀ مظاهر شخصیت کمترین تغییرپذیری را تجربه میکند و در برابر دگرگونی _ چه موقت و چه بهویژه دائمی_ بیشترین مقاومت را از خود نشان میدهد. -- یادداشتهای مقدماتی دربارهٔ ادراک اجتماعی بدن #پیر_بوردیو
And really, if nature ever falls short, art and industry can often take things a bit further. I am not given to melancholy but I am a daydreamer, and there is nothing I have fantasized about more than death, even at my most carefree. —Michel de Montaigne
без подписи