tgindex
جامعه‌شناسی زن روز

جامعه‌شناسی زن روز

Статистика
@Zane_Ruz_ChannelВидеоперсидский

کاوش‌های جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، دین‌پژوهی و تاریخ‌پژوهی زنان ⬅️ تماس : 📩 @Zaneruz_admin 🏷️کانال توییتر زن روز: t.me/Zane_Ruz_Twitter 🏷️کانال فیلم زن روز: t.me/+pJ5JKb7UcYEyYmQ0

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
7
Всего постов
293
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Видео
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
9 432
+53 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 571
40 постов
Вовлечённость
16,7%
к подписчикам
Постов в день
1,0
всего 293
Упоминаний
20
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1 066
1/48двое суток
1 221
1/72трое суток
1 317

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🎬 تمامی فیلم‌های فمینیستی کانال جامعه‌شناسی زن روز به همراه تحلیل آن‌ها به کانال زیر انتقال یافتند. 🔗 https://t.me/+pJ5JKb7UcYEyYmQ0

  • 13 авг.9352423

    🎬Tully 🎬تالی 🎭#تحلیل_فیلم فیلم تالی در سطح داستانی‌اش دربارهٔ «مارلو» است: مادری با سه فرزند که پس از زایمان سوم، زیر فشار بی‌خوابی، کار مراقبتی، توقعات خانوادگی و فرسودگی روانی قرار گرفته است. 🎞 فیلم بیش از آن‌که صرفاً روایتی از افسردگی پس از زایمان باشد، افشای یک تناقض بنیادین است: جامعه مادری را امری طبیعی، عاشقانه و غریزی معرفی می‌کند، اما کار مادی، جسمانی و روانیِ آن را نامرئی و خصوصی نگه می‌دارد. مارلو فقط «مادر» نیست؛ او هم‌زمان: پرستار شبانه‌روزی نوزاد است؛ تنظیم‌کنندهٔ هیجان‌ها و بحران‌های کودکان است؛ مسئول نظم، غذا، لباس، مدرسه و سلامت خانواده است؛ بدنش پس از بارداری و زایمان هنوز درگیر درد، هورمون، شیردهی و بی‌خوابی است؛ و باید در عین حال تصویری از «مادر خوب» را نیز حفظ کند. ✒️فیلم به‌خوبی نشان می‌دهد که این حجم از کار، هرچند در خانه رخ می‌دهد، کار واقعی است؛ کاری بی‌وقفه، بدون ساعت کاری، مرخصی، دستمزد یا امکان استعفا. در این خوانش، فرسودگی مارلو شکست شخصی او نیست. مسئله این نیست که او «به‌اندازهٔ کافی قوی» نیست؛ مسئله ساختاری است: نظام خانوادهٔ هسته‌ای، مراقبت را بر دوش یک زن متمرکز می‌کند و سپس از او انتظار دارد آن را با عشق، سکوت و لبخند انجام دهد. 📹 تالی با تصویر غالبِ مادر آرمانی مقابله می‌کند: مادری که باید همیشه صبور، فداکار، شاد، زیبا، جنسی، منظم، مراقب و قدردان باشد. مارلو از این الگو فاصله دارد. او خشمگین می‌شود، بدخلق است، بدنش را دوست ندارد، از فرزندانش خسته می‌شود و گاهی آرزو می‌کند از وضعیت موجود بگریزد. این‌ها در فرهنگ رایج اغلب به‌عنوان نشانهٔ «مادر بد» خوانده می‌شوند؛ اما فیلم، دست‌کم در لحظه‌های کلیدی، نشان می‌دهد که چنین احساساتی غیرطبیعی نیستند. ✅آنچه غیرطبیعی است، توقع مراقبت بی‌پایان از یک انسان بدون حمایت اجتماعی و عاطفی است. فیلم، بدن مارلو را برخلاف تصویر پالایش‌شده و سکسی رایج از مادری نشان می‌دهد: بدنی متورم، خسته، زخمی، شیرده، بی‌خواب و از خودبیگانه. 🌸 فرهنگ مسلط معمولاً بدن زن را یا در مقام ابژهٔ میل می‌خواهد یا در مقام مادرِ مقدس؛ اما بدن واقعی زنِ پس از زایمان اغلب جایی در این تصویرها ندارد. مارلو نه به ایده‌آل زیبایی نزدیک است و نه به تصویر قدسی و بی‌جسم مادر. او بدنی دارد که کار کرده، درد کشیده و تحت مطالبهٔ دائمی دیگران قرار گرفته است. فیلم در ظاهر روایتی از فرسودگی یک مادر سه‌فرزندی است؛ اما از منظر فمینیستی، می‌توان آن را نقدی تلخ و هوشمندانه بر مادری ایده‌آل‌سازی‌شده، کار مراقبتی نامرئی، نابرابری جنسیتی در خانواده، و ازخودبیگانگی زن در بدن و زندگی روزمره دانست. این فیلم نقدی است بر الگویی از خانواده که ممکن است ظاهراً مدرن و مهربان باشد، اما در عمل هنوز بر مبنای پیش‌فرضِ «مادر مسئول اصلی مراقبت است» اداره می‌شود. #مادری #بدن_زن #معرفی_فیلم #فیلم_فمینیستی 📹 فیلم Tully را اینجا تماشا کنید ❤️ @Zane_Ruz_Channel

  • 12 авг.2 110102131

    ❤️ چرا کودک‌نما بودن زیبا شد؟ 🔴«کودک‌سازی» زنان آیا «زیبایی» زنانه در فرهنگ امروز به نوعی «کودک‌خواهی پنهان» (پدوفیلی) آغشته شده است؟ وقتی «سادگی» و «لطافت» به معنای «رفتار کودکانه» تعریف می‌شود، چه چیزی در ناخودآگاه جامعه در حال تخریب است؟ بیایید این نقاب زیبا را برداریم. فرهنگ مصرف‌گرا، با تزریق استانداردهای بصری کودکانه، در حال ساخت «زن ابدی نابالغ» است. ریشه‌ی این ماجرا در تمامی فرهنگ پدرسالار برای کنترل است؛ زنی که کودک‌نما باشد، «خطرناک» نیست، «مطیع» است و قدرت تحلیل ندارد. درواقع، «زیبایی» به مثابه لباسی است که روی یک ساختار قدرت کشیده شده تا آن را عادی‌سازی کند. ✅این انحراف در سه سطح خود را نشان می‌دهد: ۱. فیلترها و میکاپ: ترجیح چهره‌هایی که ویژگی‌های نوزادگونه دارند (مثل چشم درشت) و خطوط بلوغ را پاک می‌کنند. ۲. ادبیات کلامی: استفاده از لحن کودکانه (Baby talk) در بزرگسالی. ۳. رفتار اجتماعی: ستایش وابستگی و ناتوانی در تصمیم‌گیری به عنوان «دلبری زنانه». وقتی فرهنگ، ویژگی‌های «کودکانه» را به عنوان «استاندارد جذابیت زنانه» معرفی می‌کند، عملاً «میل جنسی بزرگسال» را به سمت ویژگی‌های کودک‌وار سوق می‌دهد. این «پدوفیلی فرهنگی» یا میل به کودک‌خواهی زمانی رخ می‌دهد که جامعه با ستایش معصومیت تصنعی، قیف میل به «کودک‌وارگی» را می‌سازد. این دستکاری رسانه‌ای، مغز را در وضعیتی قرار می‌دهد که سیستم پاداش، به جای لذت از «سوژه‌ی بالغ» (کسی که صاحب قدرت و هویت است)، به «ابژه‌ی کودک‌گونه» تمایل پیدا می‌کند. در واقع، مرز بین تحسین زیبایی و بهره‌کشی انحرافی در ناخودآگاه جمعی مخدوش می‌شود. این بحث، بحث «زشت یا زیبا» نیست؛ بحث «بلوغ یا اَسارت» است. ✒️وقتی فرهنگ ما مدام بر «کودک‌بودن زن» تأکید می‌کند، در حال بازتولید نیاز به کنترل است. زنانگی اصیل در «قدرت»، «بلوغ» و «فهم جهان» است، نه در «معصومیت ساختگی». «زیبایی» اگر در مرزهای «کودک‌بودگی» زندانی شود، دیگر ستایش شکوه زنانه نیست؛ بلکه بازتولید همان ساختارهای سلطه‌ای است که بلوغ را تهدیدی برای خود می‌بینند. 🌸وقتی «معصومیت ساختگی» به استاندارد اصلی جذابیت تبدیل می‌شود، آیا ما در حال تحسین زیبایی هستیم یا در حال عادی‌سازی یک انحراف عمیق در ناخودآگاه جمعی؟ #زیبایی #بدن_زن ▫️ravan_technique ✈️@Zane_Ruz_Channel

  • 11 авг.1 202156

    ❤️ دوره‌های مدرسه فمینیستی زن روز: 🌸 دوره «چالش‌های زنان در مسیر شغلی» ⬅️ با ارائه نازلی ابراهیمی |آغاز دوره: ۲۵ مردادماه | ۱۰ جلسه | یکشنبه‌ها ساعت ۱۸ 🌸 دوره «تفکر انتقادی در معرفت‌شناسی فمینیستی» ⬅️با ارائه‌ دکتر سارا قزلباش | آغاز دوره: ۳ شهریورماه | ۴ جلسه | سه‌شنبه‌ها ساعت ۱۸ 🌸 دوره «بدن زن و سینما» ⬅️ با ارائه طاهره جورکش | آغاز دوره: ۵ شهریورماه | ۶ جلسه |‌ پنجشنبه‌ها ساعت ۱۶ 🌸دوره «از شرم بدن تا پذیرش خود» ⬅️ با ارائه: چکامه شمسی |آغاز دوره: ۲ شهریورماه | ۴ جلسه |‌ دوشنبه و چهارشنبه‌ها ساعت ۱۸ ✅ برای ثبت‌نام به آیدی تلگرامی زیر پیام دهید: ✈️@Zaneruz_admin ✈️ t.me/Zane_Ruz_Channel

  • 11 авг.1 5284454

    ❤️ آزمایش ارزش کارخانگی یک درمانگر از ۳۰ زن متأهل خواست برای یک هفته کارهای نامرئی خانه را انجام ندهند؛ شوهرهایشان فقط ۹ روز دوام آوردند. چرا درمانگر این پژوهش را انجام داد؟ در طول صدها جلسه مشاوره یک مشاور روابط الگوی مشابهی را می‌دید: زن‌ها بار کار ذهنی و شناختی نامرئی خانه را به دوش می‌کشیدند کاری که شوهرانشان واقعاً از وجود آن آگاه نبودند. نه فقط انجام دادن کارهای فیزیکی، بلکه کار پیش‌بینی‌کننده - یعنی دانستن اینکه چه چیزی باید انجام شود چه زمانی باید انجام شود و اگر انجام نشود چه‌ چیزی خراب می‌شود. هدف: نامرئی کردن این بار ذهنی را پایان دادن و نشان دادنش با حذف کامل آن. ✅اولین نشانه‌های مشکل ظاهر شد: روز اول: هیچ چیز واضحی اتفاق نیفتاد. زن‌‌ها احساس اضطراب داشتند. خانه‌ها همچنان مرتب به نظر می‌رسیدند. روز دوم: دستمال توالت تمام شد. یک شوهر بدون اینکه کسی بگوید آن را خرید. بیشترشان حتى متوجه نشده بودند. روز سوم: اولین برگه اجازه مدرسه فراموش شد. مدرسه با مادر تماس گرفت، او پاسخ نداد.‌ پدر مجبور شد رسیدگی کند - اما گیج بود که چرا مادر کاری نکرده است. ✅اولین انباشته شدن مشکلات: وقت ملاقات: چندین خانواده حداقل یک قرار مهم را از دست دادند. لباس‌ها: چند کودک چند روز پشت سر هم لباس‌های مشابه پوشیدند. فلان چیز کجاست؟ سه شوهر درباره وسایلی سؤال کردند که هیچ‌وقت مسئول پیگیری آنها نبوده‌اند. یکی از زنان گفت: «احساس می‌کردم دست‌هایم را از روی فرمان برداشته‌ام با این تفاوت که فقط من می‌دانستم چه کسی رانندگی می‌کند.» 🌸جمله‌ای که پژوهش را تمام کرد. یکی از شوهرها، وقتی نتایج نبودن آن بار ذهنی را دید، این جمله را گفت. نه از روی بدجنسی، بلکه واقعاً با تعجب: ✒️«چرا فقط به من نگفتی که این کارها باید انجام شوند؟» او واقعاً نمی‌دانست این کارها اصلاً در حال انجام شدن بوده‌اند. نمی‌توانست نبود چیزی را احساس کند که هرگز آن را ندیده بود. «فقط به من بگو»، واقعاً چه چیزی را نشان می‌دهد؟ اطلاع دادن، یک کار به دیگری، خودش یک کار است. ۱. توجه کردن: فهمیدن اینکه چه چیزی باید انجام شود. ۲. مدیریت کردن: تصمیم گرفتن اینکه چه کسی و چه زمانی آن را انجام دهد. ۳. ارتباط برقرار کردن: گفتن به او — که همچنان وظیفه زن باقی می‌ماند. اگر زن همچنان کارها را دنبال کند و به شوهر اطلاع دهد، هنوز مدیر است و مرد تبدیل می‌شود به کارمندی که منتظر دستور است. 🌸یافته‌های جامعه‌شناس، آلیسون دمینگر او چهار بخش از کار شناختی خانه را شناسایی کرد: 🌸پیش‌بینی کردن (Anticipating) تشخیص نیازهای آینده 🌸پیدا کردن گزینه‌ها (Identifying Options) تحقیق کردن و پیدا کردن راه‌حل‌ها 🌸تصمیم گرفتن (Deciding) انتخاب بین گزینه‌های مختلف 🌸نظارت کردن (Monitoring) اطمینان حاصل کردن از اینکه کار کامل شده است. زنان بیشتر مسئول مراحل ۱، ۲ و ۴ بودند - همان بخش های نامرئی و مردان بیشتر در مرحله ۳ وارد می‌شدند و اغلب اعتبار اجتماعی آن را دریافت می‌کردند. بعد از آزمایش چه تغییر کرد؟ درمانگر آزمایش را در روز نهم متوقف کرد نه به این دلیل که شوهرها درخواست کردند، بلکه چون هدف آزمایش محقق شده بود. نیازی به سخنرانی نبود. این تجربه‌ها کافی بودند: برگه‌های مدرسه، تمام شدن دستمال توالت و آن سؤال گیج‌کننده‌ «چرا فقط به من نگفتی؟» سؤالی که مرد به زنی گفت که همیشه بی‌سروصدا از قبل همه‌چیز را می‌دانست. تجربه واقعی: هر شوهر حالا یک تجربه شخصی و مشخص از کاری داشت که قبلاً نامرئی بود. آگاهی قدم اول است - اما راه‌حل نهایی نیست. تقسیم کار بر اساس وظیفه «به من اگر یادآوری کنی برگه‌ها را انجام می‌دهم» این فقط انجام دادن کار را منتقل می‌کند نه مسئولیت متوجه شدن و مدیریت کردن را. تقسیم مسئولیت بر اساس حوزه: «مسئولیت کامل کارهای مدرسه با من است» یعنی مسئولیت تشخیص برنامه‌ریزی و اجرا منتقل می‌شود. زوج‌هایی که به برابری پایدار رسیدند بار ذهنی را بر اساس حوزه‌های کامل تقسیم کردند - یعنی مالکیت کامل یک مسئولیت نه فقط انجام یک کار وقتی درخواست شود. #کار_خانگی #کارخانگی_زنانه_نیست ▫️ravanshenaserabete ✈️@Zane_Ruz_Channel

  • 10 авг.1 2752724

    ❤️ نمایش رقص کاروان و حضور زنان بر صحنه‌ی نمایش عمومی در ایران 🖍سوما نگه‌داری‌نیا سال ۱۹۴۶، بر صحنه‌ی یک تئاتر عمومی در تهران، سه زن به نام‌های نِستا رمضانی، هایده احمدزاده و ویلما پروتیوا برای اجرای رقصی با عنوان کاروان ظاهر شدند. این اجرا نقطه‌ی عطفی در تاریخ حضور زنان بر صحنه‌ی نمایش در ایران به شمار می‌آمد؛ چرا که تا پیش از آن، حضور زنانی از اقشار متوسط و تحصیل‌کرده در فضای عمومی تحت عنوان رقصنده، عملاً ممکن نبود اما اجرای نمایش رقص کاروان در واقع واکنشی بود به قرن‌ها دگردیسی، حذف و استحاله‌ی بدن که ریشه در اعماق تاریخ ایران داشت. تاریخ رقص در ایرانِ پیش از اسلام، با آیین‌های مذهبی و درباری گره خورده بود. بر اساس پژوهش‌های روبن گالاسیان و شواهد باستانی، رقصندگان در دوران ساسانی و هخامنشی جایگاه والایی داشتند و بدن زنانه، نمادی از باروری و ایزد بانوانی چون آناهیتا بود. اما با گذر زمان و تغییرات کلان مذهبی و اجتماعی، رقص از یک آیین جمعی و قدسی به سرگرمی‌های محصور در دربار سلاطین یا اندرونی‌ها تقلیل یافت. این روند در عصر قاجار به دوگانگی پیچیده‌ای رسید؛ از یک سو رقصندگانِ برگزیده در حرم‌سراها برای شاه و زنان حرم در فضایی بسته می‌رقصیدند و از سوی دیگر، گروه‌های لوطی و مطرب‌های دوره‌گرد در جشن‌ها و عروسی‌ها به اجرای رقص و حرکات موزون مشغول بودند. در این میان، غیبتِ فیزیکی زن در فضای عمومی، منجر به پدیدار شدنِ بدن‌های جایگزین شد. 🌸افسانه نجم‌آبادی، تاریخ‌نگار، استدلال می‌کند که جامعه‌ی آن دوران را می‌توان جامعه‌ای هم‌جنس‌اجتماعی (Homosocial) دانست که در آن، فضای عمومی عمدتاً در سیطره‌ی مردان بود. این الگو به دنیای نمایش نیز تسری یافت؛ به‌طوری که بسیاری از رقصندگانِ گروه‌های مطرب، پسران رقاص، بودند که با پوشیدن لباس‌های خاص و آرایش زنانه، در قهوه‌خانه‌ها و خیابان‌ها اجرا می‌کردند. این پسران که به مهارت‌های آکروباتیک و زیبایی‌شان شهرت داشتند، در واقع نقشِ زن را بر عهده می‌گرفتند تا جای خالیِ بدنِ زنانه را در تماشای عمومی پر کنند. ✅این در حالی بود که در فضای خصوصی، زنان برای زنان می‌رقصیدند؛ رقصندگانی که مهارت‌های فنی و آکروباتیکشان خیره‌کننده بود و نقاشی‌های به‌جامانده از آن دوران، آن‌ها را در وضعیت‌های نمایشی دشوار و متعادل‌کننده نشان می‌دهد. با این حال، به رغم این مهارت‌های ستودنی، رقص نه یک هنر بلکه نوعی پیشه‌وری تلقی می‌شد. رقصندگان که اغلب از گروه‌های اقلیت، فرودست یا کولی‌ها بودند، به لحاظ اجتماعی در طبقات پایین نگاه داشته می‌شدند و واژه‌ی رقاصه به مرور باری تحقیرآمیز به خود گرفت. 🟡آنتونی شِی این وضعیت را با اصطلاح رقص‌هراسی (Choreophobia) توصیف می‌کند؛ نوعی ترس و بدگمانیِ عمیق که ریشه در لایه‌های مذهبی داشت و رقص را نه‌تنها به دلیل پیوند با بزم، بلکه به خاطر پتانسیلش در دور کردن انسان از معنویت، ناپسند می‌شمرد. با آغاز دوران پهلوی اول و پروژه‌ی مدرنیزاسیون، تلاش شد تا با کشف حجاب، حضور فیزیکی زن در فضای عمومی بازتعریف شود. اما در دهه‌‌های بعد این حضور در نسبت با رقص زنان بار دیگر با چالش روبرو شد. در دهه‌ی ۱۹۴۰ در کافه‌های مرکز تهران و لاله‌زار، رقص موسوم به کاباره‌ای رواج یافت که در آن زنان در همراهی با گروه موسیقی برای مشتریان در فضای بسته‌ی کافه‌ها و بارها می‌رقصیدند. اگرچه این رقصندگان زن جسارتِ حضور بر صحنه را داشتند، با این حال در نگاهِ حاکم و ذهنیت سنتی آن زمان، بدنِ آن‌ها صرفاً به کالایی برای لذتِ مردانه تعبیر می‌شد. همین امر باعث شد تا زنانِ طبقات متوسط و تحصیل‌کرده، برای حفظِ شأن اجتماعی خود، از رقص در عرصه‌ی عمومی دوری بجویند. 🌸در چنین فضای غبارآلودی بود که نستا رمضانی، هایده احمدزاده و ویلما پروتیوا با اجرای نمایش رقص کاروان، تلاش کردند زبانِ بدن برای رقص زنان را تغییر دهند. ✒️نستا رمضانی در توصیف واکنش تماشاگران می‌نویسد که آن‌ها در ابتدا با نوعی سکوتِ سنگین به اجرا می‌نگریستند، چرا که حرکات ما بسیار کند و انتزاعی بود و با انتظار آن‌ها از رقص، که معمولاً با شادی و شور همراه بود، تفاوت داشت. او درباره‌ی نگاهِ مردانِ حاضر در سالن که با ذهنیتِ دیدنِ رقص‌های لرزشی به تئاتر آمده بودند، می‌گوید: آن‌ها انتظار داشتند ما برایشان طنازی کنیم، اما ما با بدنی منقبض و نگاهی که به دوردست خیره شده بود، به آن‌ها فهماندیم که این صحنه، جایِ دیگری است. #بدن_زن #تاریخ_زنان 📎ادامه مطلب ✈️@Zane_Ruz_Channel

  • 9 авг.1 1872024

    ❤️ مدرسه فمینیستی زن روز برگزار می‌کند: ❗️از شرم بدن تا پذیرش خود ❗ با ارائه: چکامه شمسی ♥️تحلیلی فمینیستی از استانداردهای زیبایی و تصویر بدنی در زنان ❗ درباره‌ی دوره: این دوره با هدف افزایش آگاهی نسبت به مفهوم تصویر بدنی، تأثیر استانداردهای زیبایی تحمیل‌شده از سوی جامعه و رسانه‌ها و تقویت پذیرش و احترام به بدن برگزار می‌شود. شرکت‌کنندگان با مفاهیمی همچون شرم بدن، مقایسه اجتماعی، تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر عزت نفس و راهکارهای تقویت تصویر بدنی سالم آشنا خواهند شد. ❗ ساختار دوره: • تعداد جلسات: ۴ • مدت هر جلسه: ۱.۵ تا ۲ ساعت ♥️ سرفصل جلسات: ⚡️ جلسه اول: شرم بدن از کجا آغاز می‌شود؟ ۱.آشنایی با مفاهیم: تصویر بدنی (Body Image)، شرم بدن (Body Shame)، بادی‌شیمینگ (Body Shaming) ۲. شرم بدن چگونه شکل می‌گیرد؟ ۳. شرم بدن در مراحل مختلف زندگی ۴. شرم بدن در دختران ⚡️ جلسه دوم: استانداردهای زیبایی؛ چه کسی آن‌ها را می‌سازد؟ ۱. استاندارد زیبایی چیست، چگونه شکل می‌گیرد و چه کسانی آن را بازتولید می‌کنند. ۲. تاریخچه استانداردهای زیبایی ۳. نگاه فمینیستی به بدن: چرا فشار بر بدن زنان بیشتر از مردان است؟ ۴. مروری کوتاه بر تاریخ مبارزات زنان ⚡️ جلسه سوم: بهای شرم بدن؛ وقتی ظاهر بر زندگی سایه می‌اندازد ۱. بادی‌شیمینگ: انواع بادی‌شیمینگ نشانه‌ها و مصادیق آن ۲. پیامدهای شرم بدن ۳. صنعت زیبایی و جراحی‌های زیبایی ۴. سن‌گرایی و ترس از پیری ⚡️ جلسه چهارم: آشتی با بدن؛ از پذیرش تا احترام ۱. بازتعریف نگاه به بدن ۲. تنوع بدن‌ها ۳. عکس، خاطره و زندگی ۴. بدن زن در چرخه زندگی ۵. آشتی با بدن ⏰ زمان برگزاری: • دوشنبه و چهارشنبه‌ها ساعت ۱۸ • محل برگزاری: پلتفرم آنلاین اسکای‌روم ♥️ جهت ثبت‌نام به آیدی زیر در تلگرام پیام دهید: ✈️@Zaneruz_admin ✈️@Zane_Ruz_Channel

  • 9 авг.1 1381122

    🎧 #فایل_صوتی 📻 پادکست نامکرر 📻 روایت اول: بیزاری اینجا صدای زنانی را می‌شنویم که روایت عشق‌های زشت و زیبا و کوتاه و بلندشان را از دایره امن خود بیرون آورده و با صدای بلند آن را فریاد می‌زنند. نخستین داستان نامکرر را زنی از سال‌ها قبل برایمان تعریف می‌کند؛ از سال‌هایی‌ که «عشق اول همه‌چیز بود.» ✒️اما سوال اینجاست که پشت این جمله چه تجربه‌‌های ناشنیده‌ای مانده‌ است؟ ✅نامکرر؛ کاری از الهه خسروی یگانه ✅مدیر اجرایی: سبا حاج‌جعفر ✅لوگو و هویت بصری: احسان چوپان ✅کاورآرت و گرافیک: نیکان خالصی ✅موسیقی: هادی ملایری ✅ضبط و تدوین: هادی ملایری ✅امور فنی: امید اعظمی ❤️ @Zane_Ruz_Channel

  • 9 авг.1 3191315

    گروه علمی‌تخصصی جامعه‌شناسی تفسیری برگزار می‌کند: برساخت جنسیت و کار عاطفی؛ باز اندیشی تجربه زیسته زنان در پرتو جامعه‌شناسی تفسیری 🔸 سخنران: بی‌تا مدنی پژوهشگر مطالعات زنان، جنسیت و    خانواده 🔸مدیر نشست: افسانه افلاکی 🔸زمان: دوشنبه ۱۴۰۵/۵/۱۹      از ساعت ۲۱ تا ۲۲ 🔸نشانی نشست در گوگل میت: https://meet.google.com/coo-vdqi-ogn حضور علاقه مندان آزاد و رایگان است @hatanhai @Chicagoanschool #جامعه‌شناسی_تفسیری_پرگمتیستی #انجمن_جامعه‌شناسی_ایران @iran_sociology

  • 9 авг.1 4024317

    ❤️ روایت یک پرونده آزار جنسی در دانشگاه کردستان: خودآگاهی جمعی دانشجویان؛ میراث جنبش ژینا 🖍زهرا باقری‌شاد بسیاری از زنان پس از جنبش ژینا، نسبت به خشونت علیه زنان در خانواده، دانشگاه، محل کار و در کل جامعه حساسیت بیشتری پیدا کردند. آن‌ها شهامت بیشتری یافتند تا روابط نابرابر قدرت میان استاد مرد و دانشجوی زن را به چالش بکشند و درباره تجربه‌های خشونت، تعرض و آزار جنسی سخن بگویند. برای زنان بازمانده از تجربه آزار و تعرض جنسی، روایت کردن به یک کنش شجاعانه و سیاسی تبدیل شد. روایت‌های متعددی از آزار و تعرض جنسی از سوی یکی از استادان دانشگاه کردستان توسط راویان مطرح شده است. به گفته این دانشجو، استاد موردنظر پس از کنش اعتراضی دانشجویان در هشتم تیرماه ۱۴۰۵ و انتشار خبر و گزارش تجمع دانشجویان در کانال شورای صنفی دانشجویان دانشگاه کردستان و بسیاری از رسانه‌های دیگر، سه پست در اینستاگرام خود با عناوین «برائت قطعی»، «اقدام غیراخلاقی» و «سناریوی قتل نمادین» منتشر کرد و در آن‌ها از خود دفاع کرد و از سناریوسازی علیه خود سخن گفت. ✅از سوی مسئولان و ساختار رسمی دانشگاه، حمایت‌های لازم برای دانشجویانی که تجربه آزار جنسی را مطرح می‌کنند، فراهم نشده است. همچنین، با وجود حساسیت و آسیب‌پذیری این روایت‌ها، هیئت بدوی رسیدگی‌کننده عمدتاً از مردان تشکیل شده و هیچ سازوکار حمایتی با رویکردی فمینیستی و حساس به عوارض روانی بازگو کردن تجربه‌های آزار جنسی در روند رسیدگی پیش‌بینی نشده بود. او تأکید می‌کند که حمایت‌های روانی و تخصصی لازم برای کاهش این آسیب‌ها نیز، که بخشی ضروری از چنین فرایندی است، وجود نداشت. در حال حاضر نیز، با صدور حکم تبرئه از سوی هیئت تجدیدنظر، احساس ناامنی در میان راویان افزایش یافته است. بازگشت استاد مورد شکایت به محیط دانشگاه برای برخی از این دانشجویان با احساس خطر و نگرانی همراه است؛ چراکه نه‌تنها حمایت‌های کافی برای بازگشت امن دانشجویان به فضای دانشگاه فراهم نشده، بلکه این تصمیم می‌تواند پیامدهای روانی و اجتماعی سنگینی برای کسانی داشته باشد که با شجاعت تجربه‌های خود را بیان کرده‌اند. یکی از کاستی‌ها در محیط‌های دانشگاهی در ایران، نحوه درک و مواجهه با رابطه میان استاد و دانشجو است. 🔴در ایران هنوز این آگاهی به‌طور گسترده شکل نگرفته است که به دلیل نابرابری قدرت، هرگونه رابطه عاطفی یا جنسی میان استاد و دانشجو می‌تواند مصداق سوءاستفاده از موقعیت باشد. این مسئله نه در قوانین به‌طور مشخص پیش‌بینی شده و نه در بسیاری از محیط‌های دانشگاهی به‌عنوان یک هنجار حرفه‌ای جا افتاده است. در نتیجه، رفتارهایی مانند لاس زدن با دانشجو، شوخی‌های جنسی یا حتی پیشنهادهای نامناسب، گاه آن‌قدر عادی‌سازی شده‌اند که نه از سوی مسئولان دانشگاه و نه حتی از سوی خود دانشجویان جدی گرفته می‌شوند ✒️اگر چند سال قبل چنین اتفاقی رخ می‌داد، شاید بسیاری از ما نیز مانند نسل‌های پیشین دانشجویان زن، رفتارهای استادان آزارگر را نادیده می‌گرفتیم یا قدرت مقابله با آن را در خود نمی‌یافتیم. اما امروز شرایط اجتماعی تغییر کرده است. یکی از مهم‌ترین زمینه‌های این تغییر، تجربه جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» بود. جنبش ژینا برای بسیاری از زنان، نه‌فقط در کردستان بلکه در سراسر ایران، نقطه‌ای تعیین‌کننده بود. بسیاری از زنان پس از آن، نسبت به خشونت علیه زنان در خانواده، دانشگاه، محل کار و در کل جامعه حساسیت بیشتری پیدا کردند. آن‌ها شهامت بیشتری پیدا کردند تا روابط قدرت نابرابر میان استاد مرد و دانشجوی زن را به چالش بکشند و درباره تجربه‌های خشونت، تعرض و آزار جنسی کلامی و فیزیکی که در محیط دانشگاه تجربه می‌کردند، سخن بگویند و در برابر آن سکوت نکنند. برای زنان بازمانده از تجربه آزار و تعرض جنسی، روایت کردن به یک کنش شجاعانه و سیاسی تبدیل شد. همین فضا باعث شد که وقتی نخستین روایت‌ها از تعرض و آزار توسط استاد نام‌برده مطرح شد، دانشجویان زن دیگری نیز احساس کنند تنها نیستند و بتوانند تجربه‌های خود را بیان کنند. #تجاوز #آزار_جنسی #زنان_دانشگاه #زنان_دانشجو 📎ادامه مطلب ✈️@Zane_Ruz_Channel

  • 8 авг.1 5302917

    ❤️ خوشی‌کشی هنری 🖊پرستو فرخی آثار مهرنوش بادپر را نمی‌توان به بازنمایی‌های صرفاً بصری تقلیل داد؛ این آثار در حقیقت، بایگانی زندهٔ تاریخ زیسته و میدانی برای منازعات بنیادین سیاسی بر سر پیکرهٔ زنانه است؛ بدن‌هایی که در آنها رنج، فرسودگی، سکوت و در عین حال مقاومت زنانه درهم تنیده‌اند. در این آثار، بدن زن از سطح موضوع زیبایی‌شناختی فراتر می‌رود و به بایگانی اثرات قدرت، انضباط، محرومیت و سرکوب بدل می‌شود. از این منظر، هر فیگور نه فقط حامل درد، بلکه حامل ردی از ایستادگی است: ایستادگی در برابر محو شدن و یا زیباسازی خشونت و الزام اجتماعی به سکوت و رضایت. همین‌جاست که نقاشی‌های بادپر، با زبانی تلخ اما افشاگر، بدن را به سندی تاریخی و سیاستی زنده تبدیل می‌کنند؛ سندی که هم زخم را نشان می‌دهد و هم امکان مقاومت را. ✒️این آثار نه سیاه‌نمایی‌اند و نه اغراق؛ آن‌ها بازنمایی صادقانهٔ واقعیتی هستند که بسیاری ترجیح می‌دهند نبینند. آنچه در این آثار آزاردهنده به نظر می‌رسد، خود تصویر نیست، بلکه حقیقتی است که تصویر از زیر لایه‌های انکار بیرون می‌کشد: حقیقت زیست زنانه در جامعه‌ای که رنج زنان را عادی‌سازی می‌کند، اما بازنمایی آن رنج را «افراطی» می‌نامد. وقتی هنرمند درد، فرسودگی، خاموشی، خشونت، یا فرودستی تحمیلی را به تصویر می‌کشد، اغلب به جای آنکه ساختار بازتولیدکننده این ستم مورد پرسش قرار گیرد، به خود هنرمند و آثارش اتهام زده می‌شود. این همان سازوکار آشنای پدرسالارانه است: نه تغییر واقعیت، بلکه خاموش‌کردن بازتاب آن هدف است. آثار مهرنوش بادپر از همین منظر اهمیت دارند؛ زیرا به جای زیباسازی رنج، آن را قابل رؤیت می‌کنند. آنها به ما یادآوری می‌کنند که بدن زن، روان زن و تجربهٔ زنانه فقط محل زیبایی، لطافت و سکوت نیست؛ بلکه کانون فشار، حذف، سرکوب، مقاومت و بقا هم هست. خوشی‌کشی هنری، کنشی است که از تولید لذت آرام‌بخش سر باز می‌زند تا حقیقت رنج را افشا کند. اگر این تصاویر برای برخی تلخ‌اند، شاید دلیلش این باشد که با چیزی مواجه شده‌اند که سال‌ها از آن چشم پوشیده‌اند. ✅مسئله برای کسانی که این آثار را سیاه‌نمایی می‌خوانند، در واقع خود نقاشی‌ها نیست. مسئله، عمق فاجعه‌ای است که این آثار آشکار می‌کنند. آنچه تحمل‌ناپذیر است، نه رنگ‌های تیره و نه فرم‌های ملتهب، بلکه دیدن این واقعیت است که رنج زنان نه استثنا، بلکه بخش ساختاری از نظم اجتماعی ماست. 🌸عده‌ای با سیاه‌نمایی خواندن این آثار به دنبال گسلایتینگ هنری هستند. آنها می‌خواهند روایت زن از رنج خودش را غیرواقعی یا بیمارگونه جلوه دهند تا مجبور نشوند با مسئولیت اجتماعی خود مواجه شوند. آنان ادعا می‌کنند که هنرمند تاریکی را به واقعیت تحمیل کرده است. اما هنرمند تاریکی را تولید نمی‌کند، بلکه آن را آشکار می‌کند. بنابراین، اتهام سیاه‌نمایی، ابزاری است برای حفظ استتار ظلم و این نقاشی‌ها، اسناد بایگانی ناگفته‌ها هستند. هنر فمینیستی قرار نیست آرامش‌بخش باشد، قرار نیست زخم را بپوشاند تا تماشاگر آسوده بماند. دقیقاً برعکس، رسالتش این است که آنچه را پنهان شده، مرئی کند؛ آنچه را عادی شده، مسئله‌مند سازد و آنچه را انکار شده، به کانون توجه بدل سازد. از این منظر، نقاشی‌های مهرنوش بادپر نه تصویری اغراق‌آمیز از جامعه، بلکه سندی از حقیقتی سرکوب‌شده‌اند. هنر فمینیستی، هنری «واگیردار» است؛ یعنی مخاطب را از حالت انفعالی دیداری خارج کرده و او را به شاهد عینی یک فاجعه تبدیل می‌کند و از او مسئولیت اجتماعی در برابر رنج دیگری می‌طلبد. 🔴اتهام «سیاه‌نمایی» یک مکانیسم دفاعی است مثلا «اگر ادعا کنیم این آثار اغراق‌آمیز هستند، دیگر لازم نیست برای تغییر وضعیت زنان کاری کنیم.» این اتهام، تماشاگر را از مسئولیت اخلاقی رها می‌کند. آنها ترجیح می‌دهند به جای روبرو شدن با واقعیت از مواجهه با آن و مسئولیت خود در بازتولید همان فاجعه شانه خالی کنند. 🌸آثار مقاومت زنانه در آثار بادپر: ✅مقاومت در برابر روایت مسلط از زن: رسانه‌ها و هنر سنتی، بدن زن را از منظر نگاه مردانه به تصویر می‌کشند؛ بدنی که ابژه‌شده و فاقد عاملیت است و بیشتر برای تماشا و لذت مردان ساخته شده است. در نگاه رایج، بدن زن باید زیبا، آرام، مطیع و قابل‌مصرف باشد. اما در این آثار، بدنها اغلب ناآرام، شکسته، فرسوده یا متلاطم‌اند. این دقیقاً جایی است که مقاومت رخ می‌دهد. از منظر نظریه «نگاه خیره مردانه» (Male Gaze)، بدن زن معمولاً برای مصرف بصری ساخته می‌شود؛ اما این نقاشی‌ها از بدن «لذت‌زدایی» می‌کنند. زن اینجا برای تماشا شدن وجود ندارد. بدن زن در اینجا سوژه است، نه شیء. درد، تنهایی، و کشمکش درونی او سوژهٔ اصلی است، نه صرفاً ابزاری برای ارضای نگاه بیننده. این خروج از قابلیت مصرف بصری، نوعی مقاومت علیه ابژه‌سازی است. بدن در این آثار، به‌جای آنکه موضوع زیبایی باشد، تبدیل به سند تاریخ می‌شود؛ تاریخی از فشار، کنترل، حذف و بقا. اینجا بدن زن نه موضوع میل و نگاه خیره، بلکه بستری است که فشارهای ساختاری بر آن حک شده است. رسالت هنر فمینیستی مرئی‌سازی عمق فاجعه است؛ فاجعه‌ای که زیر نگاه خیرهٔ مردانه پنهان می‌ماند یا به شکلی تحریف‌شده بازنمایی می‌شود. ✅مقاومت در برابر نامرئی‌سازی و پیوند امر شخصی به سیاسی در هنر فمینیستی، مقاومت لزوماً به معنای نمایش پیروزی یا کنش قهرمانانه نیست. گاهی، بزرگ‌ترین شکل مقاومت، صرفاً بقا، حضور، دیدن و ثبت کردن حقیقت در جهانی است که تمام سازوکارهایش برای محو این حقیقت طراحی شده‌اند. پدرسالاری بر پایهٔ نامرئی‌سازی بنا شده است. این سیستم معمولاً رنج زنان را به حوزه خصوصی تبعید می‌کنند؛ یعنی زن باید درد بکشد، اما بی‌صدا و نامرئی. در جامعه‌ای که رنج زنان را امر خصوصی یا سیاه‌نمایی می‌نامد، رؤیت‌پذیرسازی رنج به خودی خود کنش مقاومتی است. ✒️ترسیم دردی که قرار بوده در چهاردیواری خانه دفن شود، سیاسی‌‌سازی امر خصوصی است. اینجا هنرمند نقش یک شاهد عینی را بازی می‌کند که سکوت را می‌شکند. این نقاشی‌ها، پناهگاه امنیت کاذب تماشاگر را تخریب می‌کنند که خود شکلی از مقاومت است. همین بیرون‌کشیدن تجربهٔ زنانه از تاریکی، کنشی سیاسی است. در سنت فمینیستی، این همان لحظه‌‌ی تبدیل امر شخصی به سیاسی است. ✅به تعبیر سارا احمد، «فمینیست کسی است که مشکل را مشاهده‌پذیر می‌کند» بنابراین حتی اگر این آثار اندوهگین باشند، همین تصویرکردن اندوه، شکلی از مقاومت علیه فرهنگ انکار است. ✅مقاومت در فرم‌های شکسته و ناتمام: اگر فرم‌های بدن در آثار مهرنوش بادپر کشیده، ناتمام، متلاطم یا ازهم‌گسیخته‌اند، این فقط یک انتخاب زیبایی‌شناختی نیست؛ بلکه نوعی امتناع از «کامل‌بودن زنانه» است. زن در فرهنگ مردسالار باید مرتب، کنترل‌شده و زیبا و کاملاً زنانه باشد. فرم شکسته، درواقع سرپیچی از این انضباط است. بدن زنانه‌ای که از نظم مطلوب فرهنگی خارج می‌شود، بدن آزاردهنده تلقی می‌شود؛ چون مرزهای نظم را به‌هم می‌ریزد. اما همین آزاردهندگی، پتانسیل مقاومت دارد. ✅مقاومت از طریق امتناع از خوش‌بینی اجباری: یکی از رادیکال‌ترین وجوه این آثار، امتناع از تولید تصویر زن خوشحال، راضی و سازگار است. جامعه اغلب از زنان می‌خواهد حتی در رنج، آرام و امیدوار بمانند. هنری که این اجبار را رد می‌کند، در حال مقاومت است. این آثار دقیقاً با رد این خوش‌بینی تحمیلی، مقاومت می‌کنند. آنها حاضر نیستند رنج را آرایش کنند تا تماشاگر احساس راحتی کند. 📎ادامه مطلب ✈️@Zane_Ruz_Channel

  • جامعه‌شناسی زن روز pinned «❤️ دوره‌های مدرسه فمینیستی زن روز: 🌸 دوره «چالش‌های زنان در مسیر شغلی»؛ ⬅️ با ارائه نازلی ابراهیمی |آغاز دوره: ۲۵ مردادماه | ۱۰ جلسه | یکشنبه‌ها ساعت ۱۸ 🌸 دوره تفکر انتقادی در معرفت‌شناسی فمینیستی؛ ⬅️با ارائه‌ دکتر سارا قزلباش | آغاز دوره: ۳ شهریورماه…»

  • 7 авг.1 721209

    ❤️ دوره‌های مدرسه فمینیستی زن روز: 🌸 دوره «چالش‌های زنان در مسیر شغلی»؛ ⬅️ با ارائه نازلی ابراهیمی |آغاز دوره: ۲۵ مردادماه | ۱۰ جلسه | یکشنبه‌ها ساعت ۱۸ 🌸 دوره تفکر انتقادی در معرفت‌شناسی فمینیستی؛ ⬅️با ارائه‌ دکتر سارا قزلباش | آغاز دوره: ۳ شهریورماه | ۴ جلسه | سه‌شنبه‌ها ساعت ۱۸ 🌸 دوره «بدن زن و سینما» ⬅️ با ارائه طاهره جورکش | آغاز دوره: ۵ شهریورماه | ۶ جلسه |‌ پنجشنبه‌ها ساعت ۱۶ ✅ برای ثبت‌نام به آیدی تلگرامی زیر پیام دهید: ✈️@Zaneruz_admin ✈️ t.me/Zane_Ruz_Channel

  • 6 авг.1 581138

    🎬 تمامی فیلم‌های فمینیستی کانال جامعه‌شناسی زن روز به همراه تحلیل آن‌ها به کانال زیر انتقال یافتند. 🔗 https://t.me/+pJ5JKb7UcYEyYmQ0

  • 6 авг.2 4522261

    🎬The Hours 🎬ساعت‌ها 🎭#تحلیل_فیلم فیلم ساعت‌ها به کارگردانی استیون دالدری، اقتباسی از رمان مایکل کانینگهام (که با الهام از رمان خانم دالووی اثر ویرجینیا وولف نوشته شده)، یکی از کلیدی‌ترین و چندلایه‌ترین آثار سینمایی برای واکاوی از منظر فلسفه، نظریه و نقد فمینیستی است. این فیلم داستان سه زن از سه نسل و دوره تاریخی متفاوت را روایت می‌کند که زندگی‌شان به واسطهٔ رمان خانم دالووی به یکدیگر گره خورده است: ✅ویرجینیا وولف (دهه ۱۹۲۰ - انگلستان): نویسنده‌ای درگیر با ملال، بیماری روانی و محدودیت‌های خلاقیت زنانه در حومهٔ لندن. ✅لورا براون (دهه ۱۹۵۰ - آمریکا): زنی خانه‌دار در آمریکای پس از جنگ جهانی دوم که در چنبرهٔ «ملال زن خانه‌دار طبقه‌متوسط» و کلیشه‌های مادری/همسری گرفتار شده است. ✅کلاریسا وان (سال ۲۰۰۱ - نیویورک): ویراستاری امروزی و مستقل که زندگی‌اش را وقف مراقبت از معشوق سابق و دوست صمیمی‌اش (ریچارد، که به ایدز مبتلاست) کرده و پیوندی آشکار با شخصیت کلاریسا دالووی دارد. یکی از درخشان‌ترین بخش‌های فیلم، به تصویر کشیدن زندگی لورا براون (با بازی جولیان مور) در دهه ۱۹۵۰ است. از منظر فمینیسم لیبرال و مادی‌گرا، وضعیت لورا تجسدِ عینی فصلی از کتاب معروف بتی فریدان یعنی «راز و رمز زنانه» (The Feminine Mystique) است. لورا همسری مهربان، فرزندی دوست‌داشتنی و خانه‌ای زیبا دارد؛ یعنی تمام آنچه رویای آمریکایی دهه ۵۰ برای یک زن تعریف می‌کرد. با این حال، او عمیقاً ناراضی و در آستانهٔ فروپاشی روانی است. ✒️فیلم نشان می‌دهد که چگونه ساختار پدرسالار با تقلیل هویت زن به «نقش‌های بازتولیدی» (آشپزی، تمیزکاری، مادری)، اشتیاق وجودی او به خلاقیت و خودبودگی را سرکوب می‌کند. شخصیت کلاریسا وان (با بازی مریل استریپ) بازنمای بحران زنِ مدرن در تلاقی استقلال و وظیفهٔ مراقبت است. او تمام روز خود را صرف برنامه‌ریزی یک مهمانی برای ریچارد (نویسنده‌ای در آستانهٔ مرگ) می‌کند. ریچارد به طعنه او را «خانم دالووی» خطاب می‌کند، زیرا او نیز مانند قهرمان وولف، زندگی واقعی خود را پشت ماسک مراقبت و تسکین دیگران پنهان کرده است. 📹 کلاریسا در معرض بی‌ثباتی عاطفی شدیدی است. او سوژگی خود را قربانی بقای ریچارد کرده است؛ امری که نشان می‌دهد حتی در جامعهٔ مدرن قرن بیست‌ویکم، بارعاطفی بازتولید روان‌شناختی اطرافیان همچنان به شکل نامتقارنی روی دوش زنان قرار دارد. لئونارد وولف و پزشکان با نیت خیرخواهانه اما سرکوبگر، تلاش می‌کنند ویرجینیا را در حومهٔ آرام شهر (ریچموند) قرنطینه کنند. این قرنطینه، نمادِ رام‌کردنِ زنی است که تفکر و خلاقیتش از دید جامعه خطرناک و «جنون‌آمیز» تلقی می‌شود. فرار وولف به ایستگاه قطار و فریاد او که: «من در این آرامشِ مرگبار در حال پوسیدنم!»، شورشی است علیه اختلال‌انگاری عاملیت و ذهنیت مستقل زنانه. ✒️در اواخر فیلم، لورا (در سنین کهنسالی) در گفت‌وگو با کلاریسا می‌گوید: «هیچ‌کس مرا نخواهد بخشید… اما من چاره‌ای نداشتم. مرگ را به خانه‌ام آورده بودم. زنده ماندن را انتخاب کردم.» فیلم از قضاوت اخلاقی لورا سر باز می‌زند و در عوض، ساختاری را متهم می‌کند که زن را در دوراهیِ وحشتناکِ «فنای خود» یا «فنای نقش مادری» قرار می‌دهد. 🌸 فیلم ساعت‌ها به ما نشان می‌دهد که در گذر زمان (از ۱۹۲۳ تا ۲۰۰۱)، ابزارهای پدرسالاری برای انقیاد زنان تغییر کرده‌اند، اما هستهٔ مرکزی چالش‌ها پابرجا باقی مانده است. از «بندهای فیزیکی و پزشکی» در مورد ویرجینیا، تا «دیوارهای شیشه‌ایِ حومهٔ شهر» برای لورا، و در نهایت «بندهای نامرئیِ وظیفه و مراقبت عاطفی» برای کلاریسا. این فیلم سندی افشاگر است برای ساعت‌هایی که زنان نه برای خود، بلکه برای حفظ تعادل دنیای مردانه زیسته‌اند؛ و در عین حال، ستایشی است از تلاش مداوم و پرهزینهٔ آن‌ها برای یافتن صدایی از آنِ خود. #معرفی_فیلم #فیلم_فمینیستی 📹 فیلم The Hours را اینجا تماشا کنید. ❤️ @Zane_Ruz_Channel

  • 5 авг.1 6831741

    💾 دل آزاری 🎼ما زنده به عشقیم نظاما و نمیریم عشقی‌ست وجودی که پی آن عدمی نیست... 🎤باصدای: #قمرالملوک_وزیری ▫️شعر: نظام وفا ▫️نوازنده تار: مرتضی نی‌داوود #صدای_زن #آهنگ_شب #موسیقی_زنان ❤️ @Zane_Ruz_Channel

  • 5 авг.1 7433427

    🗓 ۱۴ مرداد سالروز درگذشت قمرالملوک وزیری؛قمرِ آواز ایران ✅#معرفی_زنان_تاثیر_گذار 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ #قمرالملوک_وزیری (زاده ۱۲۸۴ در تاکستان – درگذشته ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ در تهران) خواننده آوازهای سنتی ایرانی بود که در دورهٔ خود بسیار شهرت یافت. وی نخستین زنی بود که در ایران بدون حجاب روی صحنه رفت. مهم‌ترین عامل موفقیت شتابنده او نیاز زمانه به نو شدن و دگرگونی بود. وی در نوع‌دوستی و بخشش زیاده روی داشت، چنان‌که اواخر عمر خود را به تنگ‌دستی گذراند قمرالملوک وزیری که نام شناسنامه‌اش پیش‌تر «قمرخانم سید حسین‌خان» بود، نخستین زن در دوران تاریخ معاصر ایران بود که بی‌حجاب به خوانندگی در حضور مردان پرداخت. از وی به عنوان پرآوازه‌ترین خواننده زن آوازهای سنتی ایران یاد می‌شود. در جلد نخست کتاب سیمای هنرمندان ایران که بیش از یکصد و سی صفحه از قمرالملوک نوشته‌است، به "نقل از جهان‌شاه صارمی در آدینه شمارهٔ ۳۷" آمده‌است: «قمر در ۱۲۸۴ خورشیدی در تاکستان چشم به جهان گشود. پدرش سید حسن چهار ماه پیش از تولد او درگذشته بود. از دامان مادرش که طوبی نام داشت بیش از هشت ماه بهره‌مند نشد و از هشت ماهگی تحت تکفل و سرپرستی مادربزرگش خیرالنساء ملقب به افتخارالذاکرین قرار گرفت».در هجده ماهگی مادرش به دلیل ابتلا به بیماری حصبه درگذشت و از این زمان تحت سرپرستی مادربزرگش که روضه‌خوان زنانه حرم ناصرالدین شاه بود قرار گرفت. او در جایی گفته‌است: «من مدیون تربیت اولیهٔ خودم هستم، چراکه همان پامنبری کردن‌ها به من جرئت خوانندگی داد.» در جوانی پس از آشنایی با مرتضی نی‌داوود با ردیف موسیقی ملی آشنا شد و راهش را برای کسب تجربیات از استادان دیگر هموار ساخت. کار پیش‌رفت قمر در مدتی کوتاه به آن‌جا رسید که کمپانی هیزمسترزویس به‌خاطر ضبط صدای او دستگاه صفحه‌پُرکُنی به تهران آورد. بعد از آن کمپانی پولیفون هم آمد. به گفته ساسان سپنتا و امیرجاهد ۲۰۰ صفحه از قمر ضبط شده‌است. 🌸قمر نخستین کنسرت خود را در سال ۱۳۰۳ در گراند هتل برگزار کرد. روز بعد نظمیه از او تعهد گرفت که بی‌حجاب کنسرت ندهد، زیرا در آن زمان، زنان بی‌چادر را در خیابان‌ها دست‌گیر می‌کردند و به کلانتری‌ها و بازداشت‌گاه‌ها می‌بردند. اما این اتفاق باعث ریختن ترس زنان از خوانندگی و ورود خوانندگان دیگری چون ملوک ضرابی و روح‌انگیز شد. قمر عواید کنسرت را به امور خیریه اختصاص می‌داد. وی در سفر خراسان در مشهد کنسرت داد و عواید آن را صرف آرامگاه فردوسی کرد. در همدان در سال ۱۳۱۰ کنسرت داد و ترانه‌هایی از عارف خواند. وقتی نیرالدوله والی خراسان چند گلدان نقره به او هدیه کرد، آن را به عارف پیشکش نمود، با این‌که عارف مورد غضب والی و دستگاه رضاشاه بود. در سال ۱۳۰۸ به نفع شیر و خورشید سرخ کنسرت داد و عواید آن به بچه‌های یتیم اختصاص داده شد. 🌸گشایش رادیو ایران در سال ۱۳۱۹ صدای قمر را به عموم مردم رساند. 🔳 قمرالملوک وزیری در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ در شمیران، بر اثر سکته مغزی درگذشت. #زنان_تاثیر_گذار ❤️ @Zane_Ruz_Channel

  • 5 авг.2 60714852

    ❤️ "مردان جوایز علمی و اختراعات بیشتری در طول تاریخ داشتند، پس مردان ذاتا شایسته‌تر و باهوش‌تر از زنان هستند." سالهاست از این استدلال برای تحقیر، حذف و فرودست نشان دادن زنان استفاده می‌شود. حالا میخواهیم از چند زاویه مهم بررسی کنیم که آیا باید به این استدلال انقدر سطحی نگاه کنیم یا خیر. 🖇‌‌1. اگر زنان واقعا باهوش و توانمند بودند، چرا بیشتر اختراعات رو مردان انجام داده‌اند؟ این یکی از رایج‌ترین استدلال‌هایی است که برای اثبات برتری ذاتی مردان مطرح میشود. استدلالی که در نگاه اول منطقی به نظر می‌رسد؛ تاریخ رو میخونیم، بیشتر مخترعان، دانشمندان و برندگان جوایز علمی مرد هستند، پس نتیجه می‌گیریم مردان ذاتا باهوش‌ترند. اما این استدلال یک پیش‌ فرض پنهان دارد که معمولا هیچ‌کس درباره آن سوال نمی‌کند. اینکه "آیا تاریخ علم میدان رقابتی برابر میان زنان و مردان بوده است یا خیر؟" تقریبا تمام کسانی که این ادعا را تکرار می‌کنند از شرایطی که این نتیجه رو به وجود اورده است نمیپرسند. هیچکس نمیپرسد چه کسانی اجازه داشتند درس بخونند، چه کسانی میتوانستند وارد دانشگاه شوند، چه کسانی اجازه داشتند مالک آزمایشگاه، کتابخانه یا سرمایه باشند و چه کسانی اصلا فرصت داشتند عمرشان را صرف پژوهش کنند. ✒️فرض کنید از ابتدای یک مسابقه نیمی از شرکت‌کنندگان را پشت در نگه دارید، اجازه ورود به زمین مسابقه به آنها ندهید و چند ساعت بعد مدالها را فقط به کسانی بدهید که داخل زمین بوده‌اند. آیا میتوان نتیجه گرفت گروهی که پشت در مانده بودند ذاتا ضعیف‌تر بودند؟ یا باید اول بپرسیم چه کسانی اصلا اجازه مسابقه پیدا کردند؟ دقیقا همین اتفاق در بخش بزرگی از تاریخ علم افتاده است. قبل از اینکه نتیجه بگیریم، باید ببینیم آیا فرصت رقابت برای هردو گروه یکسان بوده یا نه. 🖇2. زنان برای قرنها از آموزش عالی و نهادهای علمی کنار گذاشته شدند و در نقاط بسیاری از جهان این محرومیت به روشهای گوناگون هنوز هم ادامه دارد. نخستین دانشگاههای اروپا از جمله بولونیا، پاریس، آکسفورد و کمبریج، قرنها تقریبا به‌طور کامل درهای خود را به روی زنان بسته بودند. بسیاری از زنان حتی اگر استعداد علمی فوق‌العاده‌ای داشتند، اجازه تحصیل، تدریس و امکان عضویت در انجمنهای علمی را نداشتند. در دانشگاه آکسفورد زنان از اواخر قرن نوزدهم توانستند در برخی کلاسها شرکت کنند، اما تا سال ۱۹۲۰ حتی اجازه دریافت مدرک رسمی نداشتند. یعنی ممکن بود همان درس را بخوانند، همان امتحان را بدهند اما دانشگاه آنها را به عنوان فارغ‌التحصیل به رسمیت نشناسد. حتی امروزه در قرن بیست و یکم افغانستان کشوری است که دختران را به صورت رسمی و قانونی از تحصیل و کار محروم کرده است و میلیونها دختر صرفا به دلیل جنسیت از ادامه تحصیل بازمانده‌اند و البته همیشه این قانون نبوده که دختران و زنان رو از تحصیل ممنوع کرده. فرهنگ مردسالار، ترس، ناامنی و خشونت، نتیجه‌ای مشابه ایجاد می‌کند. برای مثال: 1. در شمال نیجریه، گروهی به نام بوکوحرام(گروه اسلام‌گرای افراطی در نیجریه) سالها مدارس دخترانه را هدف قرار داده‌اند. مشهورترین نمونه ربوده شدن بیش از ۲۷۰ دختر مدرسه‌ای در سال ۲۰۱۴ در چیبوک. 2. در پاکستان در بعضی مناطق، دختران هنوز با فشار فرهنگی یا تهدید گروه‌های افراطی برای ادامه تحصیل روبه‌رو هستند. دختری پاکستانی با نام ملاله یوسف‌زی و فعال آموزش که در سال ۲۰۱۲ توسط طالبان پاکستان بدلیل دفاع از حق تحصیل دختران از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفت و خوشبختانه او زنده ماند. ازدواج اجباری برای دختران، کودک‌همسری، اجازه ندادن مردان خانواده به تحصیل دختران، کمبود امنیت، آزارجنسی در محیط‌های دانشگاهی، شکاف دستمزد، مسئولیت بیشتر مراقبت از خانواده و کلیشه‌های شغلی هنوز در بسیاری از کشورها بر مسیر علمی زنان اثر میگذارند. 🖇3. زنان دانشمند سالها سخت کار کردن ولی مردسالاری نام آنها را از تاریخ حذف کرده است. در طول تاریخ زنانی بودند که اختراع کردند، پژوهش کردند، آزمایش انجام دادند، داده جمع‌آوری کردند و به کشف‌های بزرگی رسیدند اما اعتبار کارشان به همکار، استاد یا همسر مردشان رسید. در دوره‌هایی نیز بسیاری از زنان اصلا اجازه نداشتند به نام خود اختراع ثبت کنند یا برای عبور از محدودیت‌های قانونی و اجتماعی ناچار بودند آثارشان را به نام یک مرد منتشر یا ثبت کنند. وقتی چنین الگویی بارها در طول تاریخ تکرار شده باشد طبیعی است که چند نسل بعد، کتابهای تاریخ بیشتر از مردان نام ببرند. چون نام مردان بیشتر از نام زنان فرصت ثبت شدن و ماندگار شدن در تاریخ را پیدا کرده است. روزالیند فرانکلین|Rosalind Franklin: روزالیند فرانکلین با استفاده از پراش پرتو ایکس، تصویری از DNA ثبت کرد که بعدها با نام "عکس51" شناخته شد. تصویری که یکی از مهم‌ترین شواهد برای کشف ساختار مارپیچ دوگانه دی‌ان‌ای بود. در اوایل دهه ۱۹۵۰ این تصویر و بخشی از داده‌ها و گزارشهای پژوهشی فرانکلین بدون اطلاع و رضایت او، توسط همکارش موریس ویلکینز دزدیده شد و در اختیار جیمز واتسون و فرانسیس کریک قرار گرفت و در توسعه مدل نهایی آن‌ها نقش مهمی ایفا کرد و در سال ۱۹۶۲ جایزه نوبل فیزیولوژی به واتسون، کریک و ویلکینز اهدا شد. درحالیکه فرانکلین چهار سال پیش از آن بر اثر سرطان درگذشته بود و نام و سهم او در این کشف در زمان حیاتش و سالها پس از آن کمتر از آنچه شایسته‌اش بود مورد توجه و قدردانی قرار گرفت. لیزه مایتنر|Lise Meitner: لیزه مایتنر فیزیکدان اتریش که نقش اساسی در توضیح نظری شکافت هسته‌ای داشت، ولی جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۴۴ تنها به همکار مردش اتو هان، تعلق گرفت و نام او حذف شد. سهم مایتنر در این کشف بسیار فراتر از چیزی بود که در زمان خود به رسمیت شناخته شد. جوسلین بل برنل|Jocelyn Bell Burnell: جوسلین بل برنل در دوران دانشجویی نخستین تپ‌اختر (Pulsar) را کشف کرد. کشفی که یکی از مهمترین رویدادهای اخترفیزیک قرن بیستم بود. ولی جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۷۴ به استاد راهنمای او و یکی دیگر از همکاران مردش رسید، نه به زنی که نخستین بار این سیگنال را شناسایی کرده بود. 🖇4. زنان نه‌تنها از تاریخ علم حذف شدند بلکه بخش بزرگی از کار علمی را بدون اعتبار انجام دادند. تاریخ علم از هزاران نفر که پشت صحنه کار کرده‌اند تشکیل شده است. افرادی که داده جمع‌آوری کرده‌اند، آزمایش انجام داده‌اند، نمونه آماده کرده‌اند، محاسبات انجام داده‌اند یا سالها دستیار پژوهش بوده‌اند. در بسیاری از دوره‌های تاریخی، زنان دقیقا در همین جایگاه قرار داشتند. چون ساختارهای علمی به آنها اجازه نمیداد در جایگاه اصلی قرار بگیرند. برای مثال: گروه زنانی که در رصدخانه‌ها و مراکز نجوم به عنوان رایانه‌های انسانی کار میکردند. زیرا پیش از اختراع رایانه‌های امروزی، بسیاری از محاسبات پیچیده نجومی و ریاضی باید به صورت دستی انجام میشد و بخش بزرگی از این کار را زنانی انجام میدادند که ساعتها داده‌های علمی را بررسی و دسته‌بندی میکردند. در رصدخانه کالج هاروارد، زنانی مانند آنی جامپ کنن و هنریتا سوان لیویت همراه با گروهی از پژوهشگران زن، سالها به بررسی داده‌های مربوط به ستارگان پرداختند. لیویت با مطالعه ستارگان متغیر، رابطه‌ای میان درخشندگی و دوره تناوب آن‌ها کشف کرد. رابطه‌ای که بعدها به یکی از ابزارهای اساسی برای اندازه‌گیری فاصله کهکشان‌ها و گسترش علم کیهان‌شناسی تبدیل شد. در نتیجه این زنان صرفا ماشین‌حساب انسانی نبودند. بسیاری از آنها تحلیل علمی انجام میدادند و به کشف‌های مهمی رسیدند اما سالها در سایه دانشمندان مرد باقی ماندند. در بسیاری از آزمایشگاهها نیز زنان، همکار یا دستیار پژوهشی بودند که تاثیر زیادی روی کشف و اختراعات جدید داشتند اما نامشان اصلا در مقاله نمیومد یا در جایگاهی قرار میگرفت که کمتر دیده میشد. 🖇‌5. علم به زمان احتیاج دارد. ولی زمان، همیشه به طور برابر بین زنان و مردان تقسیم نشده است. پژوهش علمی فقط به یک ایده خوب نیاز ندارد. به سالها مطالعه، تمرکز، آزمایشهای تکراری شکست خوردن و دوباره تلاش کردن نیاز دارد. دانشمندان مرد بخش بزرگی از عمر خود را صرف کار پژوهشی کردند. ساعتهای طولانی در کتابخانه، آزمایشگاه یا مراکز علمی گذراندند. اما برای بسیاری از زنان حتی در زمانی که توانستند وارد دنیای علم شوند، داشتن چنین زمانی یک امتیاز به حساب میشه. درصورتیکه این یک امکان بدیهی برای بسیاری از مردان بود. مسئولیت اصلی مراقبت از خانه و خانواده به زنان به عنوان یک وظیفه سپرده میشه. مراقبت از کودکان، رسیدگی به امور خانه، پخت‌وپز، نظافت، مراقبت از سالمندان و مدیریت تمام جزئیات زندگی روزمره. کارایی که زمان و انرژی زیادی مصرف میکنند. به همین دلیل بسیاری از زنانی که وارد مسیر علمی میشوند مجبورند همزمان دونقش سنگین را مدیریت کنند؛ از یک طرف پژوهشگری که باید ساعتها مطالعه و تحقیق کند و از طرف دیگر همسر و مادری که جامعه از او انتظار دارد مسئولیت اصلی خانه و خانواده را برعهده بگیرد. بسیاری از زنان پژوهشگر مجبور بودند و هستند بین فرصتهای شغلی، ازدواج، فرزندآوری و ادامه تحقیقات خود انتخابهای دشواری داشته باشند. انتخابهایی که بسیاری از مردان دانشمند تجربه نمیکنند. ✅جامعه از یک دانشمند مرد انتظار ندارد پس از پایان کار آزمایشگاه، شیفت دوم کاری خود را در خانه آغاز کند. درنهایت سالهاست برای تحقیر زنان، موفقیت چندهزار مرد را به همه مردان تعمیم میدهند، اما محرومیت میلیونها زن را به پای ناتوانی خود زنان مینویسند. درحالیکه اکثریت مردان تاریخ نیز نه مخترع بوده‌اند و نه برنده نوبل. 🌸سوال اصلی این نیست که چه کسی برنده شد سوال اینه که چه کسانی اصلا اجازه رقابت داشتند. #زنان_علم #تبعیض_جنسیتی ▫️Her womanlifefreedom ✈️@Zane_Ruz_Channel

  • 4 авг.1 9392111

    📔The Power of Women and the Subversion of the Community 🖊 Selma James, Mariarosa Dalla Costa 📔کتاب زنان و جامعه قدرت و واژگونی 🖊ماریاروزا دالاکاستا 🖋️مترجم : سروناز احمدی این کتاب بررسی انتقادی نقش زنان در جامعه سرمایه‌داری است، به ویژه با تمرکز بر کار بدون دستمزدی که توسط زنان در خانه انجام می‌شود. بحث اول کتاب اصطلاحاً «کار نامرئی» است، کاری که زنان در خانه انجام می‌دهند، که در جهت بازتولید نیروی کار در سیستم سرمایه‌داری بسیار مهم است اما به عنوان یک کار در نظر گرفته نمی‌شود. این کار در خانه علی‌رغم اهمیت آن، این کار بدون دستمزد است و به رسمیت شناخته نمی‌شود. ✅نویسندگان از کمپین «دستمزد برای کارهای خانه» حمایت می‌کنند که خواستار پرداخت مالی برای کارگران خانگی است. این تقاضا اما فقط در مورد پول و مباحث مالی نیست، بلکه در جهت ارزش بخشیدن به کار زنان و نقد تعیین نقش جنسیتی سنتی است که زنان را در چارچوب خانه محدود می‌کند. یکی دیگر از مباحث اصلی کتاب تقویت متقابل سرمایه‌داری و مردسالاری است. به بیان نویسندگان، سرمایه‌داری برای حفظ نیروی کار به انقیاد زنان متکی است و از طرف دیگر، مردسالاری از وابستگی اقتصادی زنان به مردان سود می‌برد. 📖 در نهایت، نویسندگان پتانسیل تغییر انقلابی بزرگی در به رسمیت شناختن کار زنان می‌بینند. به بیان آنان، با سازماندهی کار خانگی و مطالبه دستمزد برای کارهای خانه، زنان می‌توانند نظام سرمایه‌داری را به چالش کشیده و در نهایت جامعه عادلانه‌تری ایجاد کنند. این کتاب در پی یافتن پایه‌ای مادی برای خواهرانگی، سراغ کار خانگی می‌رود و برای متمایز ساختن کار زن خانه‌دار که زنان برای انجام آن تربیت و با آن تعریف می‌شوند و همچنین برای نشان دادن اینکه نیروی کار یعنی طبقه کارگر محصول این کار است از تمام تحلیل‌های پیشین جامعه سرمایه‌داری فاصله می‌گیرد؛ تحلیل‌هایی که ابتدا و انتهایشان کارخانه است و ابتدا و انتهای این کارخانه‌ها نیز مردان هستند. ✒️انزوای ما در خانواده هنگام انجام کارخانگی ماهیت اجتماعی و دستمزد نداشتن آن نیز تولید ارزش اضافی این کار را پنهان کرده است. ارائه خدمات در انزوای بدون مزد نیز این واقعیت را که در حال خدمت به سرمایه هستیم پنهان می‌کند؛ درحالیکه کار ما همیشه برای بازتولید نیروی کار حیاتی است. 📔 اگر اساس بی‌قدرتی‌مان در رابطه با مردان و سرمایه، دستمزد نداشتن کارمان باشد، پس اهرم قدرت‌مان هم باید مزد برای این کار باشد اهرمی که به تنهایی امکان رد این کار را فراهم می‌کند. #کار_خانگی #معرفی_کتاب #کتاب_فمینیستی 🗂 منبع معرفی کتب مطالعات فمینیستی: 📎 https://www.instagram.com/feministbookcase?igsh=ZTBqdWJ2M3YzbGJ5 🔮 feministbookcase ❤️ @Zane_Ruz_Channel

  • 4 авг.1 7185327из Zane_Ruz_Twitter

    ❤️ شرم از بدن (Body shaming) ✍ از کارهای مهرنوش بادپر. "این آثار از تاریک‌ترین روزهای زندگی‌ام یعنی دوران کودکی نشئت گرفته است که فکر می‌کنم بین افراد دهه‌ی شصت در ایران این تجربه مشترک باشد." 🖍پروین سهیلی ✍ یکی از خانم‌هایی که گفتاردرمانی میومد پیشم بخاطر لکنت؛ تعریف می‌کرد که در دوره بلوغ از خجالت شدید و آزارهای جنسی در خیابان و..سینه‌هاش رو‌ محکم با روسری می‌بسته تا دیده نشن که خیلی هم دردناک بوده. 🖍زن زندگی آزادی ✍ تصویر داره نشون میده که دخترها شونه‌ها رو به داخل می‌چرخوندن که سینه‌ها معلوم نشه. این کار انقد رایج بوده که دخترها کمرشون قوز می‌شده 🖍Bina ✍ مادر منم همیشه نوجوانی تحقیرم می‌کرد که ما همه سینه‌هامون کوچیکه تو به کی رفتی یه ذره بچه‌ای باید سینه‌بند بزرگتر از خودم برات بگیرم آخه، خیلی طول کشید بتونم بدنمو بپذیرم. 🖍Mahnaz ✍ شرمی که به دخترا میدن برای زن شدن کاملا واقعیه، من سینه‌هام وقتی رشد کرد خودم خیلی بزرگ نبودم شاید ۱۱،۱۲ سالم بود، رفته بودیم لب دریا یه زنی بهم گفت با اینهمه پستون نیا تو آب. انقدر حالم بدشد که ازون روز همیشه قوز می‌کردم سینه‌هام پیدا نباشه و از خودم خجالت می‌کشیدم. دوره بلوغ رو‌ تبدیل به وحشتناکترین دوره برامون کردن انگار خودش الردی سخت نیست 🖍evie ✍ ۱۲ ساله که بودم، هیکلم سریع‌تر از همسن هام رشد می‌کرد. زنداییم به مامانم یاد داده بود که یه کش شبیه سوتین درست کنه برام که سینه‌هامو جمع کنه و دیده نشه! هنوز که یادم میاد دلم برا خودم می‌سوزه تمام مدت اون کشو می‌بستم رو سینه که دیده نشه و تخت بشه... 🖍فیثاغورث ✍ عمه‌ی من همین قوز کردن روش مونده😔 🖍Azadeh ✍ تو مدرسه با اون لباس فرم گشاد یکی از بچه‌ها بهم گفت اینکه خط سوتینت زیر لباس دیده میشه گناهه. تازه من متولد دهه ۷۰ ام. یعنی فشار تو خونه که وای سوتین بپوش جلو مردا زشته یه طرف، تو خیابون که خط سوتینت دیده میشه یه طرف. یکی نبود بگه من الان چه گ... بخورم که سینه دارم؟ در نتیجه: قوز 🖍Talking joghd ✍ این مساله اینقدر جدی بود که حتی من در دوران نوجوانی شنیده بودم که مادرم به دوست‌های دختر دارش توصیه می‌کرد که برن برای دخترشون لباس گشاد بخرن تا اینکه بچه رو اذیت نکنن که مجبور باشه قوز کنه. یعنی اینقدر آزارگری زیاد بود! 🖍Vologasos #بدن_زن ✈️@Zane_Ruz_Twitter