tgindex
کارگاه نویسندگی

کارگاه نویسندگی

Статистика
@fuyvioОбразованиеперсидский

⚫ کارگاه نویسندگی جای برای تو نویسنده‌ی عزیز گروه چالش https://t.me/+k4z0Ry7WYGlkYzk8

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
32
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 098
+1 за 3 дн.
Сутки
+4
+0,37%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
302
32 постов
Вовлечённость
27,5%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 32
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
286
1/48двое суток
327
1/72трое суток
353

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ✨شکسته ننویسید بعضی‌ها فکر می‌کنند نوشتن همان حرف‌زدن مکتوب است. این بزرگ‌ترین اشتباهی است که می‌شود در مورد کارهای مکتوب انجام داد. باید دقت کنید مطلب به صورت محاوره‌ای و شکسته نوشته نشود. به‌رغم آنچه فکر می‌شود، شکسته‌نویسی باعث ایجاد صمیمیت و نزدیکی نمی‌شود. خیلی‌ها هم ساده‌نویسی را با محاوره‌نویسی اشتباه می‌گیرند. برای اینکه هم متن ساده و روان و تأثیرگذار باشد، هم به‌صورت شکسته نوشته نشود دو راه وجود دارد: اول به هم‌ریختن ارکان جمله یا پس و پیش ‌کردن بجا و مناسب ارکان جمله می‌توان لحن، زبان و تاکید و آهنگ خاص ایجاد کرد که به ارتباط‌گیری با خواننده کمک بسیاری می‌کند. دوم به کار بردن بهترین کلمه و تعبیر، مثلا اگر برای فوت‌کردن از عبارت «دار فانی را وداع گفت» استفاده کنیم، به یک فضای رسمی نزدیک می‌شویم. ولی با استفاده از فعل «تمام کرد» بدون شکسته‌نویسی به زبان محاوره نزدیک می‌شویم. شکسته‌نویسی جز برای نقل‌قول نوعی مبتذل‌نویسی است، نوعی لمپنیسم ادبی که اتفاقا عده‌ای درحال تئوریزه‌کردن آن هستند. شاید قوی‌ترین نثر غیرشکسته را که پهلو به پهلوی محاوره می‌زند به‌توان در جلال آل‌احمد سراغ گرفت. 👤مهدی قزلی #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • به نظر من وظیفهٔ همهٔ رمان‌نویس‌ها، نقاش‌ها، تمام موسیقی‌دان‌ها و همهٔ افرادی که برای به حرکت در آوردن هنر تلاش می‌کنند، یکی است و آن: به دنبال چیزی باشند که به درستی حس می‌کنند، بدون اینکه به سبک‌ها توجه کنند. بدون اینکه به تئوری توجه کنند: چسبیدن به آنچه حس می‌کنند قابل اعتماد است. چیزی که مجبورشان می‌کند فرمی بیابند، فرمی که مال خودشان باشد، که در نتیجه، فرمی زنده خواهد بود نه فرمی آکادمیک و محدود. ناتالی ساروت #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • نویسندگان در کنار مشاهدات دقیق زیاد می‌خوانند و زیاد می‌شوند. آن‌ها در ذهنشان سعی می‌کنند دیده‌ها، شنیده‌ها و خوانده‌هایشان را به هم مرتبط کنند و بفهمند انسان‌ها چرا رفتارهای متفاوتی را به عنوان یک فرد خاص یا به عنوان طبقه‌ای از اجتماع بروز می‌دهند. نویسنده‌های توانا نسبت به دوره و زمانۀ خودشان نوعی بصیرت ژرف و عمیق دارند. یک نویسندۀ خوب متفکری خوب است. دست یافتن به یک بصیرت نیازمند ممارست و تمرین طولانی و پیوسته است. نویسندگانی که چنین توانایی دارند همواره در مورد مفاهیم زندگی بشر از خود سؤال کرده‌اند و سعی کرده‌اند آن‌ها را بهتر درک کنند. آتوسا افشین نوید #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • خیلی‌ها از نوشتن می‌ترسند چون می‌ترسند ریسک کنند. ریسک کردن، سطح دارد. کسی که تا به امروز بلند حرف نزده است، فقط با بیان حرف‌هایش ریسک بزرگی می‌کند. ولی نویسنده‌ای که سال‌ها نوشته و تولید کرده و به اشتراک گذاشته است، باید در قلبش بگردد و ببیند چه چیزی در آن اعماق او را بیش از هر چیز دیگری می‌ترساند. منتظر خدای نوشتن نشوید تا لولۀ الهامات را لایروبی کند. گرۀ مشکل نوشتن و سختی انجام کار، تنها به دست خودتان باز می شود. لرن هرینگ #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • رمانت گیر کرده؟ ✍🏻 ماه‌هاست می‌نویسی، اما داستان جلو نمی‌رود؟ نمی‌دانی مشکل از شخصیت‌هاست، پیرنگ، دیالوگ یا پایان‌بندی؟ من رمانت را می‌خوانم، مشکلش را پیدا می‌کنم و قدم‌به‌قدم کنارت می‌مانم تا اصلاحش کنی. منتورینگ تخصصی رمان ✍🏻 نقد و هدایت اختصاصی 📖 بررسی فصل‌به‌فصل 🧩 رفع گره‌های داستان 🎭 شخصیت‌پردازی و دیالوگ 🔥 همراهی تا پایان ظرفیت این ماه: فقط ۳ نویسنده آرمیتا | منتور نویسندگی و رمان 📩 برای بررسی اولیه، نمونه‌ای از رمانت را در تلگرام بفرست. @avazpen5

  • هر دقیقه یک جمله: برای نویسنده شدن لازم است به صورت مداوم بنویسید. هرروز پنج دقیقه نوشتن بهتر از این است که در هفته 35 دقیقه یا حتی دو ساعت بنویسید؛ اما روزهایی هست که صرف پنج دقیقه برای نوشتن هم برایمان دشوار است. با این حال همه چیز را از دست نداده‌ایم. اگر روزی فقط یک جمله هم بنویسید هنوز مغز خود را پرورش می‌دهید که برای مواقع لازم آماده باشد و به شکلی منظم بنویسد. همۀ ما برای نوشتن یک جمله در روز وقت داریم و آن جمله می‌تواند آغازگر قطعه‌ای بلندتر باشد. لازم نیست آن جمله شگفت‌انگیز باشد. ریموند کارور در جایی تعریف کرده که چطور این شیوه برایش کارایی داشته است: «برای چند روز هر جا می‌رفتم مدام این جمله توی ذهنم می‌چرخید: داشت جاروبرقی می‌کشید که صدای زنگ تلفن بلند شد. حس کردم داستانی در این جمله هست که منتظر است من آن را بازگو کنم. من آن داستان را ساختم درست مثل اینکه بخواهم شعری بگویم. یک سطر و بعد سطر دیگر. چیزی نگذشت که شاهد یک داستان بودم و فهمیدم این همان داستانی است که قرار بود بنویسم.» مارگرت جراوتی #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • ازآنجاکه نوشتن کار سختی است، قواعد و مقرراتی دارد که ما آن‌ها را یاد می‌گیریم تا هدایتمان کند؛ اما بیشتر اوقات این قوانین راهمان را می‌بندد. به‌عنوان‌مثال من در کالج، یک استاد انگلیسی داشتم که هر وقت دانشجویان دربارۀ طرز نوشتن فلان یا بهمان چیز در مقاله‌اش می‌پرسیدند، او می‌گفت: «از اول شروع کن. آن‌قدر پیش برو تا به آخر برسی». بنابراین این شعار من شد، قانون شخصی من شد و من با این باور که این روش گام به گام منطقی، تنها راه درست نوشتن است، چقدر رنج بردم و جان کندم. سال‌ها طول کشید تا دریافتم که روند نوشتن، همیشه این‌طور نیست. سعی در وانمود کردن به اینکه این روش درست است، باعث می‌شود کلماتتان تصنعی به نظر برسد. گاهی باید از وسط شروع کنید، بعد به اول برگردید، بعد بروید آخرش را بنویسید و بعد توقف کنید. هنریت کلاوسر #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • برای اینکه بتوانیم بنویسیم باید امکان بده‌بستان فراهم کنیم، باید بتوانیم داستان‌های قبلی خودمان را بخوانیم، باید بهترین‌ها را بخوانیم تا بزرگ‌تر از گذشتگان شویم. فقط هم کافی نیست که کتاب بخوانید. باید با آدم‌ها ملاقات کنید. یک آدم‌هایی تجربه‌هایی کرده‌اند باید بیایند و بنشینند در جلساتی و این تجربه‌ها را بررسی کنند و آن‌ها را رشد دهند تا دوباره و دوباره بنویسید تا بالاخره کار خوبی در بیاید. مگر ما چقدر داستان نوشتیم و هی برای دوستان خواندیم و هی پاره کردیم و دوباره نوشتیم؟ من هربار که کلاسی بوده از اغلب داستان‌نویسان دعوت کرده‌ام تا از دوستان داستان‌نویس هرکدام چیزی یاد بگیرم، دانش پهلوی من نیست پیش همه است. مصاحبه با هوشنگ گلشیری #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • ▫️آیا فکر می‌کنید که اگر داستانتان ملال‌آور باشد خیلی بد است. ولی باید بگویم که اگر از هر پنج داستان یکی ملال‌آور نباشد، باید خدا را شکر کرد. این داستان‌های ملال‌آور نیستند که بد هستند، بلکه بد، موقعی است که ملال‌آور نوشته شوند. چخوف #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • 6 авг.189101

    برای یک نویسنده تجربۀ بد معنا ندارد. برای یک نویسنده همه‌چیز، همه‌چیز مفید و آموزنده است. ماریو بارگاس یوسا #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • کارگاه نویسندگی pinned «✨ ثبت‌نام ترم مرداد کارگاه‌های تخصصی نویسندگی و نگارش خلاق زیر نظر آرمیتا نویسنده، شاعر و فیلم‌نامه‌نویس ✍️ ایده‌هایتان را به داستان، رمان و آثار ماندگار تبدیل کنید. 📚 کارگاه داستان و رمان • پیرنگ، شخصیت‌پردازی و فضاسازی • تبدیل ایده به رمان و مجموعه‌داستان…»

  • 5 авг.1 054510

    ✨ ثبت‌نام ترم مرداد کارگاه‌های تخصصی نویسندگی و نگارش خلاق زیر نظر آرمیتا نویسنده، شاعر و فیلم‌نامه‌نویس ✍️ ایده‌هایتان را به داستان، رمان و آثار ماندگار تبدیل کنید. 📚 کارگاه داستان و رمان • پیرنگ، شخصیت‌پردازی و فضاسازی • تبدیل ایده به رمان و مجموعه‌داستان 📝 کارگاه نثر ادبی و مستندنگاری • نثر، قطعه و دلنوشته • خاطره‌نویسی و روایت شخصی ✂️ کارگاه تخصصی ویراستاری • ویرایش زبانی و ساختاری • درست‌نویسی حرفه‌ای 🎼 دوره شعر (کلاسیک و نو) جهت مشاوره و تعیین سطح با ما در ارتباط باشید. ⏳ ظرفیت محدود است. 📩 دریافت سرفصل‌ها و ثبت‌نام: 🆔 @avazpen5

  • اطلاعات را قطره‌چکانی بده 💧 همه گذشته شخصیت را در صفحه اول ننویس. بگذار خواننده کم‌کم کشف کند. 📌 کشف کردن، لذت خواندن را چند برابر می‌کند. #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • یکی از باورهای خدشه‌ناپذیرم در میان انبوه تردیدهایی که در مورد استعداد ادبی دارم، این است که: نویسنده نیک می‌داند نوشتن بهترین امکانی است که می‌توانسته برایش به وجود آید، چراکه نوشتن برای او برترین شیوهٔ ممکن زیستن است، آن هم با نادیده گرفتن همهٔ موقعیت‌های اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی که از طریق نوشتن می‌تواند نصیبش شود. ماریو بارگاس یوسا #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • چند تمرین ساده است که کمک می‌کند بتوانید بنشینید و بدون بهانه برای نداشتن موضوع بنویسید: چشمانتان را ببندید و به دوران کودکی‌تان فکر کنید. چیزی بدیع دربارۀ روز تعطیل خوبی که داشته‌اید بنویسید. مجله‌ای را باز کنید و اولین سطر داستان یا مقاله‌ای را بخوانید و درباره‌اش بنویسید. سعی کنید راجع به هر چیزی که از آن بدتان می‌آید بنویسید. چیزی را زنده فرض کنید و از زبان آن بنویسید. دربارۀ یکی از فامیل‌هایتان بنویسید. جودی دلتون #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • شخصیت را انتخاب‌هایش می‌سازند ⚖️ وقتی راه آسان وجود دارد، انتخاب شخصیت بیشتر از هزار جمله او را معرفی می‌کند. 📌 شخصیت واقعی، هنگام تصمیم‌های سخت دیده می‌شود. #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • : و او دقیقاً می‌دانست چه کسی این موفقیت را ممکن ساخته است. در تمام ۵۶ سال زندگی مشترکشان، بارها گفت که اگر مرسدس نبود، «صد سال تنهایی» هرگز نوشته نمی‌شد. این مرسدس بود که باور کرد هجده ماه فقر، ارزش سرمایه‌گذاری بر استعداد همسرش را دارد. وقتی همه می‌گفتند باید شغلی ثابت پیدا کند، او وسایل خانه را فروخت. وقتی دیگران از تسلیم شدن سخن می‌گفتند، او سشوارش را به گرو گذاشت. گابریل بعدها گفت: «مرسدس مهم‌ترین انسان زندگی من است. بدون او هرگز چیزی نمی‌نوشتم.» مرسدس اما با همان سادگی همیشگی گفت: «با او ازدواج کردم، چون نمی‌خواستم زن دیگری با او ازدواج کند.» گابریل گارسیا مارکز در ۱۷ آوریل ۲۰۱۴، در ۸۷ سالگی درگذشت. مرسدس شش سال پس از او، در ۱۵ اوت ۲۰۲۰ و در ۸۸ سالگی چشم از جهان فروبست. آن‌ها ۵۶ سال در کنار هم زندگی کردند، دو پسر را بزرگ کردند و با هم یکی از بزرگ‌ترین میراث‌های ادبی قرن بیستم را ساختند. اما همه چیز از تصمیمی آغاز شد که مرسدس در سال ۱۹۶۵ گرفت؛ اینکه همه دارایی‌هایشان را بفروشد تا همسرش بتواند خود را در اتاقی حبس کند و کتابش را بنویسد. بیشتر مردم از او می‌خواستند شغلی ثابت پیدا کند، درآمدی مطمئن داشته باشد و واقع‌بین باشد. اما مرسدس به جای آن، سشوارش را به گرو گذاشت و برای او «زمان» خرید. هجده ماه بعد، گابریل با شاهکاری از اتاق بیرون آمد. پانزده سال بعد، جایزه نوبل را به دست آورد. آن کتاب ادبیات جهان را دگرگون کرد؛ اما این مرسدس بود که نشان داد چه چیزهایی ممکن است. او همه چیز را روی یک دست‌نوشته شرط بست. و برنده شد. #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • : گابریل گارسیا مارکز برای نوشتن کتابی که بعدها جایزه نوبل را برایش به ارمغان آورد، خود را به مدت ۱۸ ماه در اتاقی حبس کرد. در این مدت، همسرش مرسدس بارچا برای زنده نگه داشتن خانواده، هرچه داشتند فروخت؛ از وسایل خانه و جواهرات گرفته تا حتی سشوارش. مرسدس همه چیز را روی یک دست‌نوشته شرط بست و در نهایت برنده شد. گابریل گارسیا مارکز نخستین بار در سال ۱۹۴۴، در یک جشن رقص مدرسه، مرسدس بارچا را دید. گابریل ۱۳ سال داشت و مرسدس تنها ۹ ساله بود؛ دختری باوقار، آراسته و فراتر از سن خود پخته. گابریل به یکی از دوستانش گفت: «من با این دختر ازدواج خواهم کرد.» مرسدس اما او را پسری خیال‌پرداز و خنده‌دار می‌دانست. سال‌ها گابریل با نامه‌ها و دیدارهای مکرر به دنبال او رفت و با اطمینان از آینده‌ای که در ذهنش ساخته بود، از قصدش برای ازدواج سخن گفت. مرسدس که دختری واقع‌بین و محتاط بود، چندان قانع نمی‌شد؛ نویسندگان معمولاً همسران قابل اتکایی نبودند. اما گابریل دست‌بردار نبود. سرانجام مرسدس چیزی را در او دید که ارزش ایمان آوردن داشت؛ نه موفقیتی که هنوز به دست نیاورده بود، بلکه شور و وسواسی که شاید روزی اثری بزرگ خلق می‌کرد. آن‌ها در ۲۱ مارس ۱۹۵۸ ازدواج کردند. نه پولی داشتند، نه آینده‌ای روشن. فقط روزنامه‌نگاری جوان که مدام می‌گفت روزی کتاب مهمی خواهد نوشت. اما هفت سال گذشت و آن «روزی» از راه نرسید. گابریل در روزنامه‌نگاری، تبلیغات و روابط عمومی کار می‌کرد؛ شغل‌هایی که خرج زندگی را تأمین می‌کردند، اما نیروی خلاقه‌اش را می‌فرسودند. آن‌ها صاحب دو پسر به نام‌های رودریگو و گونزالو شدند و زندگی بیش از آنکه به ادبیات شباهت داشته باشد، به تلاشی برای بقا تبدیل شد. در ژانویه ۱۹۶۵، گابریل و مرسدس برای تعطیلات از مکزیکوسیتی به سوی آکاپولکو راه افتادند. در میانه راه، ناگهان کل رمان در ذهن گابریل شکل گرفت؛ از نخستین جمله تا آخرین صفحه، کامل و یکپارچه. صدا، ساختار و روایت چند نسل از یک خانواده، همگی یکباره به ذهنش هجوم آوردند. «صد سال تنهایی» همچون الهامی ناگهانی متولد شد. گابریل همان‌جا خودرو را برگرداند و به مکزیکوسیتی بازگشتند. او وارد خانه شد و گفت: «می‌خواهم این کتاب را بنویسم.» مرسدس خوب می‌دانست این جمله چه معنایی دارد؛ یعنی گابریل ماه‌ها در اتاق پشتی خانه خواهد ماند، بدون شغل، بدون درآمد و بدون آنکه کسی بداند چه زمانی کارش تمام می‌شود. مرسدس تصمیمی گرفت که بعدها تاریخ ادبیات را تغییر داد: «برو و بنویس.» در هجده ماه بعد، گابریل گارسیا مارکز با وسواسی کم‌نظیر روزی هشت تا ده ساعت می‌نوشت، پشت سر هم سیگار می‌کشید و تنها با قهوه تلخ و تمرکز مطلق زندگی می‌کرد. دنیای بیرون برایش از میان رفته بود. مرسدس در این مدت همه چیز دیگر بود؛ مدیر خانه، مادر، حسابدار، تکیه‌گاه خانواده و کسی که شاهد آب شدن آخرین اندوخته‌هایشان بود. چند ماه بیشتر نگذشته بود که تمام پولشان تمام شد. مرسدس شروع به فروش دارایی‌هایشان کرد؛ ابتدا خودرو، سپس مبلمان، جواهرات، وسایل آشپزخانه و هر چیزی که می‌توانست خرج اجاره خانه و غذا را تأمین کند. وقتی نسخه نهایی تایپ‌شده کتاب آماده شد تا برای ناشر در بوئنوس‌آیرس ارسال شود، آن‌ها حتی پول پست کردن آن را هم نداشتند. بسته بسیار سنگین بود؛ صدها صفحه دست‌نوشته. هزینه ارسال بین‌المللی از مکزیک به آرژانتین بیش از پولی بود که برایشان باقی مانده بود. مرسدس در خانه‌ای که تقریباً خالی شده بود، به دنبال آخرین وسیله ارزشمند گشت. او سشوارش را به گرو گذاشت. هزینه ارسال ۱۲۲ دلار بود و پول سشوار آن را تأمین کرد. گابریل دست‌نوشته را برای انتشارات سودآمریکانا در آرژانتین فرستاد. سپس هر دو، فقیر اما امیدوار، در انتظار پاسخ ماندند. سرانجام «صد سال تنهایی» در ۵ ژوئن ۱۹۶۷ منتشر شد. کتاب‌فروشی‌های بوئنوس‌آیرس ظرف چند روز تمام نسخه‌های چاپ اول، یعنی ۸ هزار نسخه، را فروختند. ناشر ناچار شد بلافاصله چاپ دوم و سپس چاپ‌های بعدی را منتشر کند. چند هفته بعد روشن شد که اثری استثنایی منتشر شده است. رمان در سراسر آمریکای لاتین، سپس اروپا و سرانجام سراسر جهان گسترش یافت. منتقدان آن را شاهکاری ادبی نامیدند و خوانندگان با اشتیاق آن را خواندند. تنها در سه سال، کتاب به زبان‌های گوناگون ترجمه شد و میلیون‌ها نسخه از آن به فروش رفت. گابریل گارسیا مارکز از روزنامه‌نگاری گمنام به یکی از مشهورترین نویسندگان جهان تبدیل شد. در سال ۱۹۸۲، جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. او در مراسم نوبل در استکهلم، به جای لباس رسمی اروپایی، لباس سنتی کلمبیایی «لیکی‌لیکی» را بر تن کرد؛ انتخابی آگاهانه که نشان می‌داد می‌خواهد به عنوان نویسنده‌ای آمریکای لاتینی و با هویت خود این جایزه را بپذیرد.

  • دیر وارد داستان شو ⏳ لازم نیست صبح شخصیت را بنویسی، صبحانه‌اش را تعریف کنی و بعد تازه اتفاق اصلی شروع شود. از جایی شروع کن که اتفاق مهم نزدیک است. 📌 هرچه دیرتر وارد داستان شوی، ریتم قوی‌تر می‌شود. #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی

  • اولین جمله، قرارداد نویسنده با خواننده 📖 اولین جمله فقط شروع نیست. به خواننده می‌گوید: قرار است وارد چه فضایی شود؟ رازآلود؟ عاشقانه؟ ترسناک؟ 📌 اولین جمله باید کنجکاوی بسازد، نه اطلاعات. #آموزش_صفر_تا_صد_نویسندگی