tgindex
Hosein

اینجا اگاهی ،آرامش را به اشتراک میگذاریم امید که چراغ زندگی تک تک مان روشن باشد

Последний пост
4 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
41
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Психология (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
283 467
+1 за 3 дн.
Сутки
+21
+0,01%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
149 тыс
40 постов
Вовлечённость
52,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 41
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
94 069
1/48двое суток
107 803
1/72трое суток
116 269

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 4 авг.61,3 тыс732

    پیش از آنکه بگویید «من این هستم»، «من آن هستم»، یا خودتان را با نقش‌ها، گذشته و افکارتان تعریف کنید، لحظه‌ای مکث کنید. اگر بتوانید فقط حضور خود را احساس کنید و «من هستم» را بدون هیچ برچسبی تجربه کنید، با عمیق‌ترین جوهره وجودتان تماس پیدا کرده‌اید. از مفهوم «بودن» تا تجربه واقعی «بودن»، تنها یک قدم فاصله است؛ قدمی که از ذهن به حضور برداشته می‌شود. #اکهارت_توله @hoseinmind

  • 19 июл.112 тыс8

    https://feverup.com/m/691649

  • 19 июл.106 тыс43

    видео или голосовое, без подписи

  • 9 июл.151 тыс101

    видео или голосовое, без подписи

  • 5 июл.161 тыс31

    видео или голосовое, без подписи

  • 5 июл.127 тыс39

    видео или голосовое, без подписи

  • 1 июл.141 тыс142

    https://youtu.be/2EaV48WY-D0?si=9KYyih1kgKP-gl3i

  • 1 июл.124 тыс26

    видео или голосовое, без подписи

  • 28 июн.139 тыс11

    وب‌سایت innoghtr.ir Innoghte.com

  • 26 июн.146 тыс56

    #آلودگی این سیاره فقط بازتابِ بیرونی از آلودگی درونِ روانهاست و مسئول آن، هزاران انسانِ ناآگاهیست که مسئولیت آلودگی درونی شان را برعهده نمیگیرند. #اکهارت_تله @hoseinmind

  • 24 июн.145 тыс100

    دوردست ساخته محمد دارابی فر

  • 21 июн.170 тыс118

    به دنبال آرامش نگردید. در پی هیچ حالتی به جز همان حالتی که در آن هستید نباشید وگرنه تضاد درونی و مقاومت ناآگاهانه در خود ایجاد می‌کنید. از اینکه در آرامش نیستید خود را ببخشید همین که ناآرامی خود را به طور کامل بپذیرید، عدم آرامش شما به آرامش تبدیل می‌شود. هر چیزی را که به طور کامل بپذیرید، شما را به مقصد، به آرامش می‌رساند. این معجزه تسلیم است. هنگامی که آنچه را که هست می‌پذیرید، یکایک لحظات بهترین هستند، این پذیرش همان روشن‌بینی است. #اکهارت تله @hoseinmind

  • 19 июн.167 тыс42

    هر زمان که از ضمیر ناخودآگاه خود استفاده می کنید (در رویاپردازی یا استفاده از قدرت خلاق بینایی و تجسم ) تا حدی در دنیای سماوی هستید. بنابراین اینطور نیست که شما باید به آنجا برسید. شما همیشه آنجا هستید. ذهن ناخودآگاه یا فروهشیار شما با منبع سماوی پیوند خورده است و زندگی، هوش، و قوای حسی بدن فیزیکی شما دائماً از آنجا جاری می شود. شما با زمینه‌ی سماوی خود کار می‌کنید. حتی اگر فکر می‌کنید که موجودی مادی و وابسته به دنیای مادی  هستید، چنین نیستید. به همین خاطر باید بیاموزید چگونه با پایگاه واقعی عملیات خود آشنا شوید. فرض کنید دو خانه دارید - یکی در محله‌های فقیرنشین که در آن دائماً آشفتگی و جدال در جریان است و دیگری در بخش زیبای شهر که نظم و هماهنگی در آن وجود دارد. وقتی به خانه بهتر خود می روید، آرامش و رضایت خاطر  پیدا می‌کنید. این همان چیزی است که من از شما می‌خواهم: به‌جای اینکه در «سقوط» جسم فیزیکی باشید، در آگاهی بدن سماوی خود زندگی کنید. دربِ ورود به عالم سماوی مراقبه است. #پاراماهانسا_یوگاناندا @hoseinmind

  • 18 июн.143 тыс7

    видео или голосовое, без подписи

  • 14 июн.185 тыс118

    watching clouds move slowly learning from their rhythm Slow down Take your time

  • 9 июн.231 тыс200

    لینک یوتوب مناجات « روی به سوی تو» https://youtu.be/PaweYuTFPVk?si=bhizv2bC6lChk7fz

  • 9 июн.171 тыс118

    تو که آغوشت را بیرونی نیست اکنون برای من، همه‌چیز یکی شده است. ای لطیف و ای مهربان. تو که رحمتت بی ادعا پشت اتفاقات در جریان است. تو که مهربانی‌ات چون نسیمی روی قلب حس می‌شود. ایمان در قلب من بکار، و آرامش را و مرا از کسانی قرار ده که وجودشان با یادِ تو آرام می‌گیرد. ای صبور، ای قدردان. تو که بی‌ خستگی منتظر می‌مانی. تو که هر تلاش کوچکی را می‌بینی. به من قدرت کسانی را عطا کن که تو را با یقین خواندند. چه بسیار گروه‌ کوچکی که به اذن تو بر لشکری بزرگ چیره شدند. اگر تو بخواهی میشود.  ای محافظ ای ماندگار ای امن. تو که از آنچه گم شدنیست پاسداری می‌کنی. فرمان زندگی‌ام را به دستت می‌سپارم. فرشتگانی پیش رو و پشتِ سرم قرار ده. من آن‌ها را نمی‌بینم، اما نورشان قدم‌هایم را می‌شناسد. بگذار در همین نور قدم بردارم.  ای سرپرست، ای یار. نزدیکی‌ات را از من دریغ نکن. تو یاری‌رسانِ هر یاری رسانی. به فریادم برس. آن‌گاه که ابراهیم را ریشخند کردند، گفت: «به خدا پناه می‌برم.» همان کافی بود؛ من هم خودم را به تو واگذار کرده و به تو پناه میبرم، بگذار برای من هم همین کافی باشد. ای زداینده ی غصه ها، ای شفا‌بخش. تو که برای جهانِ پیدا و پنهان روزی میفرستی. تو که لاعلاج را شفا می‌دهی. ابر غم ها را پراکنده کن و بار سنگینِ بر دوشم را دارم بردار. آنچه را نیاز دارم به من ببخش؛ و آنچه را که خود نمی‌دانم به آن نیازمندم را به من عطا کن.  ای یگانه، ای یکتا. تو فراتر از شمارشی. تو مرکزی بدون محیط. مرا یکپارچه کن. بگذار زبان و دلم با هم بگویند: «خدایی جز تو نیست.» بگذار با تمام وجود زندگیش کنم؛ بگذار این کلام، مرا از نو بسازد. تو که دوستی‌ات بی دریغ است. مرا در حمایتت بپوشان؛ که این بهترین است، این کافی است و این تنها از تو ممکن است. ای بخشنده، ای بی‌نیاز. تو که دستِ بخشنده‌ات پشتِ هر نعمتی است. تو که به هیچ‌ نیاز نداری و همه‌چیز را می‌بخشی. مرا گرامی بدار و راه را نشانم ده، همان راهی که به کسانی که صدایشان را در حضور تو آهسته کردند. آن آهستگی را، آن گوش‌سپردن را به من بیاموز. سپاس تو را. سپاس تو را. سپاس تو را. ای بخشنده ، ای مهربان. تو که رحمتت چنان بزرگ است که منکران را نیز در بر می‌گیرد. داستانِ مرا با مهربانی مهر و موم کن. گفتی: «از رحمت خدا ناامید نشوید.» این را به کسانی گفتی که از مسیر خارج شده بودند؛ این را به من گفتی. ای شنوای همه‌چیز، ای همیشه نزدیک. تو که هر نجوایی را می‌شنوی. تو که نزدیکی؛ نزدیک‌تر از ضربان قلبی که نام تو را میتپد. مرا به خانه بازگردان. جایی که در آن تنها دعا ذکر شکوه توست. جایی که تنها کلام، شکر گذاریست. تو آغازی. تو انجامی تو پایانی. تو هم حجابی و هم رازی که پشت حجاب پوشیده شده است. دل هر آن کس را که این نجوا را می‌شنود، در پناه خود امن دار. مشعل یادِ خود را در جانمان برافروز. ما را در بسترِ آرامش خودت، بیدار و هشیار نگه دار. ما را در آغوش بگیر و برای خودت بردار. تو را سپاس، تو را سپاس، تو را سپاس، تو را سپاس.

  • 9 июн.145 тыс127

    ای خدای جان دلم، ای زنده، ای پا بر جا. تو در هر چیز زنده‌ای، تو بی‌نیازی و همه‌چیز را در بر گرفته‌ای؛ من به‌ سوی تو می‌آیم. بگذار نامت دیواری گردِ تنهایی دلِ من باشد. بگذار تمام زندگی‌ام به زبان تو سروده شود. ای آغاز، ای انجام. تو که پیش از پیش بودی و پس از پس باقی می‌مانی؛ مرا به آن خلوتگاهِ راز ببر، آنجا که همه‌چیز از نو آغاز می‌شود. هرچه تو بخواهی، همان می‌شود؛ نیروی دیگری در کار نیست. ای بردبار، ای پرده‌پوش. تو که بی‌هیچ خشمی، صبوری می‌کنی. تو که آنچه را مایه شرمساری من است، می‌پوشانی. مهربانی‌ات را چون بالی بر سرم بگستران. من به ریسمان تو چنگ زده‌ام؛ آن را در دستانم حس می‌کنم، حتی در تاریکی آن‌زمان که هیچ‌چیز نمیبینم. ای همه‌جا حاضر، ای توانا.   تو که آغوشت را مرزی نیست و قدرتت نیازی به خودنمایی ندارد. گردِ من دیواری ناپیدا بنا کن؛ بگذار خشت‌هایش نشانه‌های تو باشد و ملاتش مهربانی. من در همین خانه‌ای که دیده نمی‌شود، زندگی خواهم کرد. ای چشمِ بیدار، ای پاسخ‌دهنده. تویی که از دریچه هر چشمی می‌بینی. تو که پیش از خواستن پاسخ می‌دهی. آنچه را دوست دارم، در پناه خود نگه دار؛ ایمانم را، جانم را، خانواده‌ام را . هیچ‌چیز به من نمی‌رسد، مگر آنکه نخست از تو گذشته باشد. ای پناه، ای دفع‌کننده بلاها. تو میان من و حادثه ها ایستاده ای و مرا از آنچه را آمدنش را نمی‌بینم، محافظت میکنی. مرا از شرِّ خودم در امان بدار در نامِ زیبای خودت بپوشان و اگر کسی بر علیه من تیغ کشید، بگذار پیش از من با تو روبرو شود. ای رام کننده سرکشان، ای دادخواه. تو جباران را فرو می‌کشی و سهم گم‌شده را بازمی‌گردانی. مرا از شرِّ بدخواهان رهایی بخش؛ نیازی نیست من از خود دفاع کنم، تو به جای من صحبت کن آنگاه که کلام من راه گشا نیست و تنها کار را سخت تر می‌کند. ای میراننده، ای آزمون‌گر. تو که سختی‌ها را چون چراغِ هدایت می‌فرستی و دری را می‌بندی تا درِ دیگری بگشایی، تو که همه اوهام و تصویرات در برابرت رنگ میبازند. مرا از مکر و نقشه‌ شوم ضالمان مصون دار و آن‌ها را به سوی خودشان بازگردان؛ دنیا دار مکافات است؛ آنچه می‌فرستیم، به خودمان باز می‌گردد. پس بگذار کج‌رفتاران با خودشان روبرو شوند.  ای باشکوه، ای بسیار پاک. تو زلال تر از هر اندیشه‌ای هستی که من درباره‌ات دارم و دامانت از هر چه ناپاکی به دور است. بگذار شیرینیِ نزدیکی تو را بچشم و در گوشم به آرامی زمزمه کن «نزدیک شو، نترس، تو اکنون در امانی» ای سرچشمه آرامش، ای بخشنده ایمان، ای حامی و نگاهبان. تو بیش از باورِ من به تو، به من باور داری. تو که هوشیاری‌ات را خوابی نیست. مرا از بلاهای ناگهانی در امان دار. من خبرِ خوب را شنیده‌ام: هیچ‌چیز آنچه را تو نوشته‌ای، تغییر نمی‌دهد. ای باشکوه، ای باشکوه. تو که بیکرانگی‌ات را کرانه‌ای نیست. تو که عظمتت ما را فروتن می‌کند. تاجِ عزت بر سرم بگذار و مگذار حرف های کوچک دیگران دلم را بیاشوبد. تمامِ نیروها از آنِ توست؛ نیروی من از آنِ من نیست، آن را از تو وام گرفته‌ام و مالکیتی بر آن ندارم. ای با ابهت، ای که بزرگی‌ات دل را دلباخته می‌کند. تو که معنایی هستی که همه‌چیز معنایش را از آن می‌یابد. مرا در زیبایی بپوشان که از آنِ من نیست؛ بگذار آن زمان که مردمان به من مینگرند زیبایی بی نهایت تو را ببینند.  ای مهربان، ای دوست داشتنی ای که بی‌هیچ چشم‌داشتی عشق می‌ورزی. تو همان اشتیاقِ درون منی؛ صدایی که خودش را صدا می‌زند. عشق از تو سرچشمه میگیرد نه از من پس بگذار عشق در من جاری باشد از میان من عبور کند و دل‌ها را گرد هم آورد. آنان که ایمان دارند، تو را پرشورتر دوست می‌دارند؛ من می‌خواهم یکی از آنان باشم. ای پیدا، ای پنهان. چهره‌ات روی تمام چیزهایی است که می‌بینم، و رازت درون تمام چیزهایی که نمی‌بینم. چشمانم را به حقیقت باز کن، نشانه‌ها را نشانم بده. تو با دوستان نرم و مهربان، و در برابر منکران، محکم و سرسختی. هر دو رویِ عشق را به من یاد بده. ای پناهگاه، ای نور تو عظمتی هستی که ترس در آن نامش را فراموش می‌کند. تو که نورت، روشناییِ هر نورِیست. دست مرا بگیر و چهره‌ام را روشن کن. وقتی نا اهلان با من مجادله می‌کنند، تنها یک چیز خواهم گفت: «من روی به سوی خدا آورده‌ام.» دیگر حرفی باقی نمی‌ماند. ای زیبا، ای نوآفرین، تو خودِ زیبایی هستی؛ زیباییِ مطلقی که مشتاقِ دیده شدن است. تو ای شایسته‌، ای سزاوار. ای که می‌آفرینی بی‌آنکه تکرار کنی. تو ای خودِ عشق. پایم بر زمین اما رویم به سوی توست؛ بندِ زبانم بگشای و کلامم را وسیله ایجاد آشتی و رحمت کن و هر گرهی را که مانعِ فهمیده‌شدنِ من می‌شود، باز کن. شکسته‌ها را تو نو می‌کنی، مرا به سلاحِ شجاعت مجهز کن، اما دستانم را نرم نگه دار. به یادم آور که پیروزی تنها از آنِ توست؛ من قهرمانِ این داستان نیستم. ای در برگیرنده همه‌چیز.

  • 4 июн.165 тыс60

    Men who care for the land Women who nourish the plants

  • 3 июн.188 тыс22

    اشو می‌گوید: ما كاملا بي آلايش، پاك و ساده بدنيا می‌آييم ، جامعه طرح و نگارهايی در لوح سفيد ما ترسیم می‌کند، ما را آلوده و مسموم می‌كند، ما را معلول و از كارافتاده می‌كند. زير بغل ما عصاهايی قرار مي دهد تا قادر نباشیم روي پاهای خود بايستیم. جامعه ما را كاملا متكی و وابسته به خود بار می‌آورد و این بزرگترين دسيسه عليه انسانيت است، انسانهایی با معلولیت ذهنی که با آرمانگرايی، كيش و مسلك، ‌سياست و هزار و يك چيز ديگر که لايه به لايه روي آگاهی ما انباشته شده است، احاطه شده‌اند. خودآگاهی و وجود الهی ما که شفاف است ، تيره و تار می‌شود و كوركورانه وارد يك زندگی ناشايست، بدون لطافت، و كاملا وابسته می‌شویم. تنها راه نجات ما خنثی كردن تمام این دسيسه هاست. من درس تزكيه نفس و اخلاق نمی‌دهم. من فقط درس مراقبه می‌دهم تا تو بتوانی از دست ذهن رها شوی. ذهن متعلق به جامعه است و مراقبه متعلق به تو. تو به كمك مراقبه كاملا آزاد و رها می‌شوي و ناگهان گنج باطنی خويش را كشف می‌كنی. و اين سرآغاز سفر بزرگ شادی و نشاط، ‌زيبايی، ‌آواز و ترانه و بزم شادی است. سفری كه بی پايان است. سفریكه به تو نگاهی جاودان می‌بخشد. به تو اطمينان می‌بخشد كه جاودان هستی. @hoseinmind