Hypophrenigma
СтатистикаHomilies from the Horizon of Horror @jldin @sazejalaledin @hypophrenigma @nusratistic
- Последний пост
- 04:08
- Последнее чтение
- ещё не заходили
- Постов за неделю
- 16
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- английский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 211
- 1/48двое суток
- 241
- 1/72трое суток
- 260
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
شوبرت از چایکوفسکی زنگ موبایلتره...
حالا نه به این معنی که ببین عرب موسیقی نداشته و ما نژاد خالص و خلص آریایی بهش اضافه کردیم و اصلا مگه اسلام موسیقی داره که باهاش قرآن بخونند و هرچی تو دنیا هست رو ما ساختیم....
یک دقیقه و نیم بیشتر نیست، اما اعجاببرانگیزه! اینهمه تکنیک اینهمه توانمندی در استفاده از مقامها و اینهمه تاثیر موسیقی ایرانی روی الحان موسیقی عرب!
سوره اعلی آیات ۳ تا میانه ۷ محمود شحات انور وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ بیات نوا جنس نهاوند بالا ٱلۡمَرۡعَىٰ اشاره به عقد راست در بیات فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً بیات نوا جنس نهاوند بالا أَحۡوَىٰ اشاره به عقد راست در بیات سَنُقۡرِئُكَ بیات عجم فَلَا تَنسَىٰٓ بیات نوا عقد شوری إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُۚ بیات شوری شورانگیز بازگشت به اصل بیات در قفله وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ فَجَعَلَهُۥ بیات عجم غُثَآءً أَحۡوَىٰ بیات حسینی سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ بیات نوا إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُۚ بیات محیر عقد شوری
فالناس قلوبهم متقلبة؛ قد تحبك اليوم وتكرهك غداً. که دلهای آدمیان هر آن به گونهایست: امروزت دوست میدارند و فدا بدت. قلوب الناس ليست الجنة، فلا تتعب نفسك من أجل البقاء فيها. دل مردمان بهشت نیست [که پاینده باشد]، پس خودت را برای ماندن در آن [که ماندگار نیست] به زحمت نینداز.
حالا این حکایت اینجا تموم نمیشه، اما تا همینجاش بادیهنشین ۳ حکیم ۰
دانایی بادیهنشینی را گفت آیا تو را به سه چیز رهنمون باشم تا بدانها محبت و خشنودی مردم را بهدست آوری؟ بادیهنشین گفت: نه .
بود آیا بود آیا که ببارد نمنم؟
منبعد، چه سود ار قدمی رنجه کند دوست؟
نظر قاطعم درباره روزها و شبهایِ فرداش تعطیل
این جفای خلق با تو در جهان گر بدانی گنج زر آمد نهان خلق را با تو چنین بدخو کنند تا تو را ناچار رو آن سو کنند جلالالدّین بلخی. مثنوی. دفتر پنجم. قصه اهل ضروان
الان شوخی کنم بد میشه :)
без подписи
بعد میگن فحش نده...
ماجرا اونجا جالب میشه که یکی از بهترین نسخهها از این کتاب معایب الرجال رو آقایی به نام علیاکبر تفرشی کتابت کرده ۸۲۵۲-۷۸۵۶۸ مجلس ، فیلم ۴۸۵۰ مرکزی د.ت اون نسخه به خط نستعلیق البته احتمالا به خط خود بیبی فاطمه استرآبادی نویسندهٔ کتابه
دو تا کتاب هست: تأدیب النسوان و دیگری معایب الرجال این هر دو زمان قاجار نوشته شده. اما اینکه چه کسی اولی رو نوشت و منتشر کرد و حاوی چه مطالبیه، و چه شد که چه کسی چه جوابی بر اون نوشت و همه نقدها و تاریخِ این دو کتاب به کنار. اما یه چیزی جالبه که برای اهل بصیرت در آن نکتههاست: از تأدیب النسوان، چه تو کتابخونه مجلس، چه تو مرکزی و چه مجموعههای شخصی و چاپ شدهها چیزی پیدا نمیشه الا یکی دو نسخه چاپ سنگی و آنهم بدخط و ناخوانا.... اما از معایب الرجال تا دلتون بخواد نسخه هست. یکی به خط شکسته ممتاز و یکی به خط نستعلیق زیبا و... به همراه کلی تجدید چاپ. همین :)))
بحث شیرین عقرب شد، خب حالا چه کنیم که نیاد؟ در مواقع آمدن که یه راهکار همین دمپاییه و نیکوتمهیدیست، مجرب. اما برای نیامدنش: دو تا راهکارِ تابستانمناسبت از قول آقای بیدل بشنویم: امان خواه از گزند خلق در گرم اختلاطیها که عقرب بیشتر در فصل تابستان شود پیدا ز حاسد گر امان خواهی وداعِ گرمجوشی کن زمستان سرد میسازد دکانِ نیش عقربها ساده و خلاصه اینکه بشین تو خونه، خلوتگزین، فاصله به فاصله بیفزا، دیگه اگر جبری در کار بود و مجبور به معاشرت بودی سکوت و سکوت و سکوت که به خاموشی توان شد ایمن از ایذای کج بحثان نفس دزدیدن است اینجا فسون نیش عقربها
اگرچه مرز توبهپذیری و رد واقعا خیلی باریکه، اینجوری که چه کسی رو خطاش رو ببخشی و اجازه بدی برگرده و چه کسی رو آب بریزی بره.... اما جدی برای بعضیها یه شیوه برخورد بیشتر وجود نداره: ان عادَتِ العقرب عُدنا لها و کانتِ النَّعلُ لها حاضِره دمپایی تو دستمه، عقربه برگرده باز هم میزنم!
ترسم آن سیمین بدن باشد در آغوش رقیب دیدهام تقویم را، امشب قمر در عقرب است عالی شیرازی
نه بابا ما غلط کنیم درباره حضرت استاد سرکار خانوم بادپر و آثار فاخرشون حرف بزنیم... اول اینکه ما املجماعتی که از دیدن صحنه ادرار پدر خانواده تو سینک بدمون میاد رو چه به این چراغ انداختن بر تاریکیهای خانواده ایرانی؟ چراغ با شما، چراغ شما... دوما ما خوشیزیرِدلزدگان و اسیران سیر رویاییم. گل و بلبل و می و معشوق و طرب و لهو و از این قسم منهیات بلدیم و از صنعت والا و عالیِ چرکنگاری بینصیب و بیبهرهایم... سه اینکه ما هنرمند حکومتی و درباری و بیافتخارِ همراهی با مردم بودهایم. داغ ننگ از مردم نبودن به پیشانی داریم و نمیدونیم تو زندگی مردم چه خبره، شما دانایید و ما بیخبر. چهارم، امر قدسی حقیقت؟! اصلا جون داداش به تیپ و قیافه ما نمیخوره! ما همون توکار بزک و دغل و دروغیم. شما چهره واقعی مردم ایران رو به دنیا نشون میدید (دنیا جاییست در غرب قاره سبز و نیمه شمالی قاره امریکا) کفایت از وظیفه میکنه. خلاصه که هنرمندا که شمایید....