tgindex
دغدغه‌های فرهنگی

دغدغه‌های فرهنگی

Статистика
@mjmohammadzadehперсидский

ایران‌شناسی، تاریخ زبان و ادبیات فارسی، فرهنگ‌و رسانه. صفحه رسمی محمدجعفر محمدزاده/ پژوهشگر و آموزگار. ارتباط: @mjmz47 https://t.me/mjmohammadzadeh

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
42
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
536
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
77
40 постов
Вовлечённость
14,4%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 42
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
21
1/48двое суток
24
1/72трое суток
25

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • 👇👇 https://vehar.ir/851-20/ @mjmohammadzadeh

  • https://x.com/i/status/2086728324299083896 @mjmohammadzadeh

  • ✅ *شصت و پنجمین شب شاهنامه(۶۵)* * سیاوش؛ رنج و آرامش * دوشنبه‌شب: ساعت ۲۰:۳۰ تالار اجتماعات مجتمع ستارخان 📡 *پخش به صورت زنده از کانال ایران فرهنگی در پیام‌رسان ایتا و صفحه اینستاگرام:* 👇👇👇 https://eitaa.com/mjmohammadzadeh 👇👇👇 https://www.instagram.com/m.j.mohamadzadeh @mjmohammadzadeh

  • روزنامه جام جم | حادثه‌های کوچک سرنوشت‌های بزرگ https://share.google/c59wsAkOIoWWDYllb @mjmohammadzadeh

  • شاهنامه متنی زنده است... #شبهای_شاهنامه #فردوسی #زبان_و_ادبیات_فارسی #محمدجعفر_محمدزاده @mjmohammadzadeh

  • ✅ شصت و چهارمین شب شاهنامه(۶۴) _ تنهایی سیاوش _ دوشنبه‌شب: ساعت ۲۰:۳۰ تالار اجتماعات مجتمع ستارخان 📡 پخش به صورت زنده از کانال ایران فرهنگی در پیام‌رسان ایتا و صفحه اینستاگرام: 👇👇👇 https://eitaa.com/mjmohammadzadeh 👇👇👇 https://www.instagram.com/m.j.mohamadzadeh @mjmohammadzadeh

  • 🔸 شب‌های شاهنامه‌ (۳۴) ✅ قسمت سی‌ و چهارم از پادپخش/پادکست شبهای فرهنگ، گفتارهای محمدجعفر محمدزاده را از رادیو فرهنگ بشنوید. 📻 موج اف. ام ردیف ۱۰۶ ▫️🌙 دوشنبه و سه‌شنبه‌شبها ساعت ۲۱:۳۰ ◀️  پژوهش‌هایی دربارۀ شاهنامه فردوسی و شرح داستان‌های آن. @mjmohammadzadeh

  • به دشمن اعتمادی نیست؛ درسی از شاهنامه ✍ محمدجعفر محمدزاده* شاهنامه گنجینه خرد ایرانیان است. فردوسی در پس هر داستان، تجربه‌ای از کامیابی‌ها و ناکامی‌های یک ملت را به یادگار نهاده است؛ تجربه‌هایی که اگرچه در جامه اسطوره بیان شده‌اند و از مرز زمان گذشته‌اند ولی همچنان با زندگی امروز ما سخن می‌گویند. یکی از روشن‌ترین این تجربه‌ها آن است که «در مناسبات با دشمن، اعتماد جایگاهی ندارد؛ نه آن‌گاه که با کینه به نبرد می‌ایستد و نه آن‌گاه که با مهر و وعده دوستی نزدیک می‌شود.» داستان سیاوش، از رساترین روایت‌های شاهنامه برای بیان این حقیقت است. داستان سیاوش از ژرف‌ترین و چندلایه‌ترین بخش‌های شاهنامه است. این داستان، خواننده را از لایه‌های درهم‌تنیده تقدیر، تدبیر، هوس، خودکامگی، آزمندی و خیانت عبور می‌دهد. در این روایت، تنها با سرگذشت سیاوش روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با نیروهایی مواجهیم که هر یک در سرنوشت ملت‌ها نقش دارند. سرآغاز داستان، «تقدیر» است. مادر سیاوش، شاهزاده‌ای از توران، به چنگ پهلوانان ایرانی می‌افتد. داوری برای سرنوشت او به کاووس می‌رسد و کاووس دلباخته او می‌شود. از این پیوند، سیاوش زاده می‌شود؛ و از همان آغاز، سرنوشتش میان ایران و توران گره می‌خورد. پس از تقدیر، «تدبیر» رستم صحنه را در دست می‌گیرد. رستم، دوراندیشانه، سیاوش را از فضای دربار کاووس دور می‌کند و به زابلستان می‌برد تا آیین پادشاهی، بزم و رزم، خرد و آزادگی را به او بیاموزد. سیاوش در دامان رستم جوانی پاک‌سرشت، دادگر و خردمند می‌شود، اما حتی این تربیت نیز او را از دام‌هایی که در انتظارش است، نمی‌رهاند. گره اصلی داستان با «هوس» سودابه تازی آغاز می‌شود. سودابه، شاهبانوی کاخ کاووس، دل در گرو سیاوش می‌بندد و چون با پاکدامنی و استواری او روبه‌رو می‌شود، مهر آلوده‌اش به کینه‌ای سوزان تبدیل می‌گردد. سیاوش برای حفظ راستی و آبرو، از «آزمون آتش» می‌گذرد و سربلند بیرون می‌آید، اما این پیروزی، آتش بدگمانی را در دل کاووس خاموش نمی‌کند. پادشاهی که باید نگهبان داد باشد، اسیر تردید، خودکامگی و هوس می‌شود. سیاوش به‌خوبی دریافته است که در چنین درباری امنیتی ندارد. با شنیدن خبر یورش تورانیان، داوطلب نبرد می‌شود؛ شاید در میدان جنگ کشته شود و از فتنه دربار برهد و شاید با پیروزی و نام‌آوری بر تهمت‌ها چیره شود. اما سرنوشت، راه دیگری برای او رقم زده است. سرنوشت سیاوش در میانه سه نیروی ویرانگر رقم می‌خورد: «هوس سودابه»، «خودرایی کاووس» و «آزمندی افراسیاب.» سودابه با مهری آلوده به هوس، او را به دام می‌کشاند و افراسیاب، با نقشه‌ای برای آینده ایران دخترش فرنگیس را به همسری وی درمی‌آورد؛ سرانجام چون آینده آنگونه که می‌خواهد پیش نمی‌رود مهر فرزندش را نادیده می‌گیرد و فرمان قتل او را صادر می‌کند. در اینجا یکی از ژرف‌ترین درس‌های شاهنامه آشکار می‌شود. سودابه با مهری فریبنده به نابودی سیاوش می‌اندیشد و افراسیاب با کینه و آزمندی خون او را بر زمین می‌ریزد. آن یکی دام محبت می‌گستراند و این یکی شمشیر کین برمی‌کشد، اما هر دو در یک نقطه به هم می‌رسند: «نابودی سیاوش». فردوسی با این رویارویی شگفت، هشدار می‌دهد که دشمن همیشه با چهره خشم و تهدید ظاهر نمی‌شود؛ گاه با لبخند، خویشاوندی، وعده و کین خود را دنبال می‌کند. با این همه، فردوسی همۀ تقصیر را بر گردن دشمن نمی‌گذارد. اگر کاووس گرفتار مهر سودابه، خودرأیی، بی‌ثباتی و غفلت از داد نبود، نه سودابه مجال توطئه می‌یافت و نه افراسیاب کامیاب می‌شد. شاهنامه بدین‌گونه یادآوری می‌کند که دشمن بیرونی، آنگاه کامیاب می‌شود که در درون، خرد جای خود را به هوس و اعتماد خام و خودکامگی داده باشد. این، تنها درس یک داستان اسطوره‌ای نیست؛ تجربه‌ای است که ایران بارها دیده است. هرگاه ایرانیان با تکیه بر خرد، همبستگی و شناخت درست از دوست و دشمن از منافع ملی خود پاسداری کرده‌اند، از دشوارترین آزمون‌ها سربلند بیرون آمده‌اند؛ و هرگاه فریب مهر ظاهری یا وعده‌های فریبنده دشمن را خورده‌اند، هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند. شاهنامه ما را به «بدبینی» فرا نمی‌خواند؛ به «هوشیاری» دعوت می‌کند. پیام فردوسی آن است که در روابط با دشمن، احساسات جای خرد را نگیرد و اعتماد، جانشین شناخت نشود. سیاست، همانند زندگی، بر پایه تشخیص درست واقعیت‌ها استوار است، نه بر آرزوها. از همین رو، داستان سیاوش تنها روایت اندوه‌بار یک شاهزاده پاکدامن نیست؛ هشداری جاودانه برای ایران است. ملتی که تجربه‌های تاریخی و اساطیری خود را از یاد ببرد، ناگزیر آنها را در متن تاریخ، تجربه خواهد کرد. شاهنامه از ما می‌خواهد گذشته را نه برای حسرت خوردن، بلکه برای بهتر دیدن آینده بخوانیم؛ زیرا فراموشی تاریخ، قربانگاه‌های تازه می‌آفریند و سیاوشان دیگری را روانه تیغ آزمندیان و زورمندان می‌کند. *چکیده شصت و یکمین شب شاهنامه @mjmohammadzadeh

  • ✅ شصت و سومین شب شاهنامه(۶۳) 📡 پخش به صورت زنده از کانال ایران فرهنگی در پیام‌رسان ایتا و صفحه اینستاگرام به نشانی‌های زیر: 👇👇👇 https://eitaa.com/mjmohammadzadeh 👇👇👇 https://www.instagram.com/m.j.mohamadzadeh @mjmohammadzadeh

  • یادداشت امروز، پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵ در روزنامه جام جم ✍محمدجعفر محمدزاده به دشمن اعتمادی نیست؛ درسی از شاهنامه https://jamejamonline.ir/006Xtr @mjmohammadzadeh

  • شاهنامه؛ داستان خردمندان ✍️ محمدجعفر محمدزاده* در کنار گونه‌هایی چون داستان عاشقانه، اجتماعی، پلیسی، تاریخی و خانوادگی، جای گونه‌ای دیگر در تقسیم‌بندی روایت خالی است؛ گونه‌ای که می‌توان آن را داستان خردمندانه نامید. در این گونه، محور روایت نه عشق است، نه حادثه، نه ماجراجویی و نه صرفاً سوگ، بلکه رویارویی خرد با نیروهای تباه‌کننده انسان است. شاهنامه فردوسی، بیش از هر اثر دیگری در ادبیات فارسی، ظرفیت معرفی و تبیین این گونه روایی را دارد. داستان‌های شاهنامه را می‌توان از منظرهای گوناگون معناشناختی دسته‌بندی کرد. داستان رستم و سهراب، سوگنامه‌ای سترگ و تراژدی جان‌سوزی است؛ هفت‌خان رستم، زال و رودابه، بیژن و منیژه، دوازده رخ، بهرام گور، شیرین و شیرویه و بسیاری دیگر نیز هر یک بن‌مایه‌ای دارند که بر پایه آن‌ها در یکی از گونه‌های شناخته‌شده داستانی جای می‌گیرند. اما داستان سیاوش ــ با سه شخصیت محوریِ سیاوش، سودابه و کاووس ــ در کدام گونه قرار می‌گیرد؟ ممکن است برخی، به سبب دلباختگی سودابه به سیاوش، آن را داستانی عاشقانه بدانند. برخی دیگر، کشمکش درونی کاووس میان دلبستگی به سودابه و اعتماد به سیاوش را محور اصلی روایت بشمارند. چنان‌که دوست ارجمندم، دکتر سید فرزین رسایی نیز در کتاب «سیاوش؛ تنهایی و تردید» بر یکی از ابعاد مهم شخصیت سیاوش تأکید کرده است. به گمان من، داستان سیاوش پیش از هر چیز، داستان تقابل خرد و آزمندی است؛ آزی که در این داستان، در چهره هوس جلوه می‌کند. فردوسی «آز» را تنها به معنای حرص مال به کار نمی‌برد، بلکه آن را خویِ فزون‌خواهی و زیاده‌طلبی می‌داند؛ نیرویی که انسان را از مرز اعتدال بیرون می‌برد و به سقوط می‌کشاند. آز گاه در شکل قدرت‌طلبی ظاهر می‌شود، گاه در صورت مال‌اندوزی و گاه در چهره شهوت و هوس. این‌ها سه جلوه از حقیقت‌ آزمندی‌اند. شاهنامه سرشار از نمونه‌های این حقیقت است. جمشید هنگامی سقوط می‌کند که آزِ قدرت او را به خودبزرگ‌بینی و طغیان می‌کشاند و فرّه ایزدی از او روی برمی‌گرداند. سودابه اسیر آزِ هوس است همان که هم خود را به تباهی و سقوط می‌کشاند و هم زندگی سیاوش را به خون می‌آلاید. سلم و تور هم هم به سبب آزمندی و زیاده‌خواهی خون ایرج را ریختند و بذر کینه افشاندند؛ ضحاک نیز چهره‌ای است که گویی هر سه گونه آز را در خود گرد آورده است؛ قدرت‌طلبی، زیاده‌خواهی و هوس‌رانی، و از همین رو داستان ضحاک کامل‌ترین نماد تباهی در شاهنامه است. در این میان، سیاوش درست در نقطه مقابل آزمندی قرار دارد. او نه شیفته و فریفتۀ قدرت و ثروت کاووس می‌شود، نه تسلیم هوس سودابه، و نه برای حفظ جان از پاکی و راستی دست می‌کشد. همه تصمیم‌های او بر مدار خرد، پاکی و خویشتنداری است. از همین رو، رفتار سودابه را نباید عاشقانه دانست. آنچه او را به حرکت درمی‌آورد عشق نیست، هوس است. گاه به خطا، عشق را در برابر عقل یا خرد قرار داده‌اند، حال آنکه عشق در تقابل با خرد نیست؛ بلکه مرتبه‌ای والاتر از عقل معاش است. آنچه در برابر خرد قرار می‌گیرد، هوس است، نه عشق. عشق انسان را به پاکی و تعالی می‌رساند، آنگونه که در داستانهای زال و رودابه با عشقی پاک مواجهیم که آن را "عشق خردمندانه" باید بنامیم، ترکیبی که پیش از این شاید نشنیده باشیم. اما هوس سرانجامی جز سقوط و رسوایی ندارد آنگونه که سودابه کرد و چشید. اگر بتوان از عشقی در این داستان سخن گفت، آن عشقِ سیاوش به حقیقت، پاکی و خرد است؛ عشقی که او را به پذیرش همه سختی‌های این راه وا می‌دارد. سیاوش آگاهانه بهای خردمند زیستن را می‌پردازد و از همین رو، شکست ظاهری او، پیروزی اخلاقی و معنوی اوست. شاید راز این حقیقت در همان شوقی نهفته باشد که فردوسی در آغاز داستان سیاوش از آن پرده برمی‌دارد. اگر در پایان داستان رستم و سهراب، اندوه جانکاه او از خلال ابیاتش آشکار است: یکی داستان است پر آب چشم دل نازک از رستم آید به خشم فردوسی این داستان را با امید و اشتیاق آغاز می‌کند و می‌سراید: یکی میوه‌داری بمانَد ز من که بارد همی بار او بر چمن این «میوه»، تنها روایت زندگی سیاوش نیست؛ ثمره درخت خرد است. فردوسی می‌داند که هوس، هرچند می‌تواند جان سیاوش را بگیرد، ولی هرگز توان شکست دادن خرد را ندارد. از همین رو، داستان سیاوش را باید از برجسته‌ترین نمونه‌های داستان خردمندانه در ادبیات فارسی دانست؛ داستانی که در آن، پیروزی حقیقی نه از آنِ قدرت و ثروت است، نه هوس، بلکه از آنِ خرد است؛ حتی اگر بهای این پیروزی، جانِ خردمند باشد. *چکیده و تأملی در شب‌های پنجاه ونه و شصتم شاهنامه @mjmohammadzadeh

  • #سعدی‌خوانی @mjmohammadzadeh

  • ✅ شصت و دومین شب شاهنامه(۶۲) 📡 *پخش به صورت زنده از کانال ایران فرهنگی در پیام‌رسان ایتا و صفحه اینستاگرام به نشانی‌های زیر:* 👇👇👇 https://eitaa.com/mjmohammadzadeh 👇👇👇 https://www.instagram.com/m.j.mohamadzadeh @mjmohammadzadeh

  • تسلیت به فرزندان، همسر، برادران، دوستان و بستگان عزیز سفرکرده، عبدالکریم گراوند. @mjmohammadzadeh

  • 🔸 شب‌های شاهنامه‌ (۳۳) ✅ قسمت سی‌ و سوم از پادپخش/پادکست شبهای فرهنگ، گفتارهای محمدجعفر محمدزاده را از رادیو فرهنگ بشنوید. 📻 موج اف. ام ردیف ۱۰۶ ▫️🌙 دوشنبه و سه‌شنبه‌شبها ساعت ۲۱:۳۰ ◀️  پژوهش‌هایی دربارۀ شاهنامه فردوسی و شرح داستان‌های آن. @mjmohammadzadeh

  • جلسه سعدی‌خوانی فردا سه‌شنبه: ساعت ۱۷ کانون رسالت، تالار فیروزه گلستان سعدی، باب هفتم؛ حکایت‌های: ۱،۲، ۳، ۵، ۷، ۱۴، ۱۸، ۱۹. @mjmohammadzadeh

  • https://jamejamonline.ir/006XZ5 @mjmohammadzadeh

  • ✅ شصت و یکمین شب شاهنامه(۶۱) ز گفتار دهقان کنون داستان تو برخوان و برگوی با راستان 👈 ادامه داستان سیاوش 🕣 دوشنبه: ساعت ۲۰:۳۰ 🏢 مجتمع مسکونی ستارخان، تالار اجتماعات 📡 پخش به صورت زنده از کانال ایران فرهنگی در پیام‌رسان ایتا و صفحه اینستاگرام به نشانی‌های زیر: 👇👇👇 https://eitaa.com/mjmohammadzadeh 👇👇👇 https://www.instagram.com/m.j.mohamadzadeh @mjmohammadzadeh

  • ما را تو می‌شناسی! @mjmohammadzadeh