- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 33
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 24
- 1/48двое суток
- 27
- 1/72трое суток
- 29
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🌺🌹🌸 📕#داستان_کوتاه_آموزنده ﻋﺼﺮ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺯﯾﺒﺎ، ﯾﮏ ﻭﻛﻴﻞ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺭ ماشین ﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺷﯿﺸﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻋﻠﻒ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺘﺎﺛﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﺵ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﺗﺎ ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ ﺷﻮﺩ. ﺍﻭ ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ " ﭼﺮﺍ ﻋﻠﻒ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﯾﺪ؟" ﻣﺮﺩ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ، " ﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﭘﻮﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﯾﺪﻥ ﻏﺬﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ.ﻣﺠﺒﻮﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﻋﻠﻒ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ." ﻭﮐﯿﻞ ﮔﻔﺖ" :ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ." " ﺍﻣﺎ ﺁﻗﺎ، ﻣﻦ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻭ ﺩﻭ ﺑﭽﻪ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ. ﺁﻧﻬﺎ ﺯﯾﺮ ﺁﻥ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ." ﻭﻛﻴﻞ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ،" ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﯿﺎﻭﺭ" ﻭ ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﮔﻔﺖ، " ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﯿﺎ." ﻣﺮﺩ ﺩﻭﻡ ﺁﻫﯽ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ، "ﻣﻦ ﻫﻢ ﯾﮏ ﻫﻤﺴﺮ ﻭ ﺷﺶ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭﻡ!" ﻭﻛﻴﻞ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ، "ﻫﻤﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﯿﺎﻭﺭ." ﻫﻤﻪ ﺳﻮﺍﺭﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺪﻧﺪ. ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻓﻘﯿﺮ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻭﻛﻴﻞ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ،" ﺁﻗﺎ، ﺷﻤﺎ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻫﺴﺘﻴﺪ. ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﭙﺎﺱ ﮔزﺍﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﻲ ﺑﺮﻳﺪ. ﻭﻛﻴﻞ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ، " ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺧﺮﺳﻨﺪﻡ. ﺷﻤﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﺷﺪ؛ ﻋﻠﻒ ﻫﺎﯼ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﺪﻭﺩ ﻳﻚ ﻣﺘﺮ ﺑﻠﻨﺪﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ" محبت خیلی از آدم ها همينطور است ؛ فقط وسایل کهنه ی دور انداختنی شان را حاضرند که ببخشند. http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 من از آن هایی که در باور خود ، همیشه حق دارند ، متنفرم .. آلبر_کامو http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 هرروز که میگذرد بیشتر معتقد میشوم که آدمها شخصیت ناپایداری دارند و نمیشود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد. کتاب: غرور_و_تعصب نوشته: جین_آستین http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 حقیقت ندارد ، زمانی که انسان پیر میشود، از رویاهایش دست میکشد؛ بلکه انسان زمانی که از رویاهایش دست میکشد ، پیر میشود... گابریل_گارسیا_مارکز http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 تیکه_کتاب خاطرات، عموماً در ذهن ماندگارند. برخی از آنها را باید صیقل داد و گوشهای جای داد، و بعضی دیگر را میبایست هرچند وقت یکبار هرس کرد! اینکه میگویم هرس کنیم، به این دلیل است که خاطرات در تمام ذهن و روح ریشه میدوانند و نمیشود از بیخ و بن؛ آنها را کَند و دور انداخت! ولی اینکه گاهی خار و خسی را که روح را میخراشد، هرس کنیم؛ باعث میشود در جاریِ زندگی؛ راحتتر دوام آورد. کتاب: خانواده_پاسکوآل_دوآرته نوشته: کامیلو_خوسه_سلا http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 با سعدی، شیرین سخن : "مکن سرگشته آن دل را که دستآموز غم کردی به زیرِ پای هجرانش لگدکوبِ ستم کردی قلم بر بیدلان گفتی نخواهم راند و هم راندی جفا بر عاشقان گفتی نخواهم کرد و هم کردی بَدم گفتی و خرسندم عَفاکَ الله، نِکو گفتی سگم خواندی و خشنودم جَزاکَ الله، کَرَم کردی چه لطف است این که فرمودی؟ مگر سَبْقُ اللِّسان بودت؟ چه حرف است این که آوردی؟ مگر سَهْوُ الْقلم کردی؟ عنایت با من اولیتر که تأدیب جفا دیدم گلافشان بر سَر من کن که خارم در قَدم کردی غنیمت دان اگر روزی به شادی در رسی اِی دل پس از چندین تحملها که زیر بارِ غم کردی شب غمهای سعدی را مگر هنگام روز آمد؟ که تاریک و ضعیفش چون چراغِ صبحدم کردی" http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 روندگان طریق تو راه گم نکنند که نور چشم امید و چراغ ایمانی هوشنگ_ابتهاج http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 خود را وادار کنید تا در یک محدوده زمانی مشخص ابدا حرفی نزنید. مثلاً در جر و بحث های دیگران دخالت نکنید. یا تا زمانی که نظری از شما نپرسيدند، پاسخی ندهید. در هنگام قضاوت و داوری در مورد ديگران، لحظه ای درنگ کنید و با خود بگویید آیا من جای طرف مقابل هستم که در مورد او اظهار نظر میکنم؟ در مقابل افراد عصبانی و خشمگین، چند دقیقه ای درنگ کنیم تا آنان آرام شوند. آیا میتوانید از حالا به بعد به این موارد آگاه بود و آنان را در زندگی اجرا کنید؟ قطعاً میتوانید. چون انسان قادر به انجام همه امور است. وین_دایر http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 **چگونه درست عذرخواهی کنیم!؟** *پژوهشهای علمی نشان میدهند که یک عذرخواهی مؤثر میتواند اعتماد را بازسازی کند ، احساسات منفی را کاهش دهد و رابطه را ترمیم نماید. در ادامه، پنج گام اساسی یک عذرخواهی اثربخش آمده است: ✔️۱.پذیرش مسئولیت: نقش خود را در خطا بپذیرید و از توجیه یا مقصر دانستن دیگران بپرهیزید. مثال: «من اشتباه کردم که دیر خبر دادم، و میپذیرم که باعث ناراحتیاتان شدم.» ✔️۲.بیان صادقانه پشیمانی: پشیمانی باید واقعی، شفاف و بدون حالت دفاعی باشد.مثال:«متأسفم که با حرفم ناراحتتان کردم.» ✔️۳.توضیح بدون توجیهگری: رویداد را توضیح دهید،اما از سرزنش دیگران یا دفاعیات طولانی خودداری کنید. مثال:«بهخاطر استرس کار نتوانستم به قولم عمل کنم ، اما این دلیل کافی نیست.» ✔️۴.جبران و اقدام اصلاحی: برای جبران اشتباه یا اصلاح رفتار، پیشنهاد مشخصی بدهید.مثال:«اگر کاری هست که بتواند جبران کند ، حتما انجام خواهم داد.» ✔️۵.تعهد به تغییر در آینده: نشان دهید که از خطا درس گرفتهاید و برای پیشگیری از تکرار آن تلاش خواهید کرد.مثال: «تلاش میکنم برنامههایم را بهتر تنظیم کنم تا دیگر این اتفاق نیفتد.» http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 با "حکیم ابوالقاسم فردوسی " هر آنکس که اندیشهٔ بد کند به فرجام بد با تن خود کند همه مردمی باید و راستی نباید به کار اندرون کاستی هر آنکس که باشد از ایرانیان ببندد بدین بارگه برمیان به آزادگان گفت ننگست این که ویران بود بوم ایران زمین نشاید که باشیم همداستان که دشمن زند زین نشان داستان همه سودمندی ز مردم بود چو او گم شود مردمی گم بود نخسبد کسی با دلی دردمند که از درد او بر من آید گزند به سنگ و به گچ باید از قعر آب برآورده تا چشمهٔ آفتاب هر آنگه که سازیم زین گونه بند ز دشمن به ایران نیاید گزند نمانیم که این بوم ویران کنند همی غارت از شهر ایران کنند نخوانند بر ما کسی آفرین چو ویران بود بوم ایران زمین http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 بر سرِ راهِ تو بودم ، که رسیدی ناگاه جلوهای کردی و آن جلوه مرا برد زِ راه "هلالی جغتایی" http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌸🌹🌺 هرکس میتواند با رنج های دیگری همدردی کند؛ اما خشنود شدن از موفقیت های دیگری، سرشت بسیار پاکی میخواهد. اسکار وایلد http://Telegram.me/modiriate_shahri
.🌸🌹🌺 روز خبرنگار به همه ی روایتگران حقیقت و راستی مبارک باد ؛ روزتان مبارک ؛ روز شما که قلم را اسیر دنیا و ترس و طمع نکرده اید ؛ شما که با اعتقاد و آگاهی ، رسالت واقعی خود را لحظه ای از یاد نبرده اید و چشم و گوش و زبان مردم سرزمین مهر و مهرورزی و آزادگی ، ایران همیشه سربلند وجاویدان هستید. روز خبرنگار بر شما مبارک علیرضا حیات غیب http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 به سراپای تو ای سرو سهی قامت من کز تو فارغ سر مویی به سراپایم نیست "رهی معیری" http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌸🌹🌺 نقلقول و تأمل: «جامعه نه فقط بر کنشهای انسان اثر میگذارد ، بلکه از خلال همان کنشها پیوسته بازتولید میشود.» ✍ آنتونی گیدنز تأمل گاهی تصور میکنیم جامعه چیزی بیرون از ماست؛ مجموعهای از قوانین، نهادها و سنتهایی که فقط بر زندگی ما تأثیر میگذارند. *اما گیدنز یادآوری میکند که ما فقط از جامعه تأثیر نمیپذیریم. *هر بار که به کسی سلام میکنیم... در صف میایستیم... به یک قانون احترام میگذاریم... یا حتی شیوهای خاص از گفتوگو را تکرار میکنیم... در حال بازتولید همان جامعه هستیم. جامعه، فقط چیزی نیست که در آن زندگی میکنیم؛ جامعه، چیزی است که هر روز با رفتارهای خود آن را میسازیم. *برای امروز به این سؤال فکر کنیم: کدام رفتار روزمرهی ما، بدون اینکه متوجه باشیم، هر روز در حال ساختن یا حفظ کردن بخشی از جامعه است؟... http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 "گرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برون تا نپنداری که جان از پیچ و تاب آید برون ضربتی باید که جان خفته برخیزد ز خاک ناله کی بی زخمه از تار رباب آید برون تاک خویش از گریه های نیمشب سیراب دار کز درون او شعاع آفتاب آید برون ذرهٔ بی مایه ئی ترسم که ناپیدا شوی پخته تر کن خویش را تا آفتاب آید برون در گذر از خاک و خود را پیکر خاکی مگیر چاک اگر در سینه ریزی ماهتاب آید برون گر بروی تو حریم خویش را در بسته اند سر بسنگ آستان زن لعل ناب آید برون" اقبال لاهوری http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 بر سر در یک حمام نوشتند: برای حفظ شئونات اخلاقی از پذیرش دانشمندان و فلاسفه معذوریم. روزی که ارشمیدس به حمام رفت، لابد چرک بود. اما به جای اینکه کیسه بکشد شروع به بازی و غوطهخوردن در آب کرد. پایین میرفت و بالا میآمد، باز پایین میرفت و بالا میآمد، خیلی آرام، یک بار دیگر که پایین رفت یکهو از آب بیرون جست. فریاد کشید: یافتم، یافتم... کسانی که حمام نرفتهاند نمیدانند که فریاد در حمام چه انعکاس پرابهت و چندبارهای دارد. پژواک صدا در خود صدا میپیچد و باز ارشمیدس انگار که «مویش» را میکشند از ته دل فریاد میزد: یافتم، یافتم... اولین گمان این بود که ارشمیدس سنگ پا پیدا کرده است، اما تا آن روز کسی برای سنگ پا اینطور نعره نکشیده بود. آنهایی که به ارشمیدس نزدیکتر بودند بیاختیار ذهنشان به ثروت و جواهری رفت که ارشمیدس از روی خوششانسی و اتفاق آن را پیدا کرده است که فریاد در فریاد ارشمیدس انداختند: مال ماست، مال ماست... اما ارشمیدس بیاعتنا به همهچیز و همهکس و حتی لباسهایش، از سر شوق، لخت مادرزاد از حمام بیرون زد. صاحب حمام فقط یک فریاد کوتاه داشت: پس پول حمام چی؟ بعد یکهو مثل تیر از ذهنش گذشت که ارشمیدس چیز باارزشی یافته و فریادزنان به دنبالش افتاد: مال من است، مال من است. حمامی پس از اینکه دویست، سیصد متر به دنبال ارشمیدس دوید، دیگر کاملاً باورش شد که ارشمیدس چیز باارزشی پیدا کرده و حالا فریاد میزد: دزد، دزد، بگیریدش... وقتی ارشمیدس از کنار بازار شهر گذشت جمعیتی که از پیاش میدوید به هجده نفر رسید، در حالی که ارشمیدس همچنان فریاد میزد: یافتم، یافتم... شمعفروشان و نعلبندان و خلاصه کاسبکارها از کسانی که به دنبال ارشمیدس بودند میپرسیدند: «مگر چه شده است؟» و آنها جواب میدادند: «یافتش، یافتش» و همینطور از پی ارشمیدس میدویدند. پیرزنی گفت: چه بیحیاست این مرد. لاتی به محض اینکه ارشمیدس را آنطور لخت مادرزاد دید گفت: این چیچی پیدا کرده که باید حتماً لخت باشه تا نشون بده؟ در سرکوی سگبازها، آنجا که «کلبی»ها جمع میشدند، بالاخره جلوی ارشمیدس را گرفتند. لنگی به دور تنش پیچیدند، پیرمردی نفسنفسزنان از راه رسید: من هفته قبل در حمام انگشتر طلایم را گم کردم، زنم شاهد است. حمامی هم رسید: منطقاً آنچه در حمام است، مال حمامی است. یکی از سوفسطائیان خواست با این نظر مخالفت کند که مأمور دولت آمد: حرف بیحرف! این چیزها مال دولت است. مرد میانسالی از جمعیت گفت: قربان هنوز معلوم نیست چیچی هست. مأمور خود را از تک و تا نینداخت: پس زودتر معلوم کنید تا بفهمیم صاحب چه چیزی هستیم. اما ارشمیدس که غافل از دور و برش بود همینطور داد و فریاد میکرد: یافتم، یافتم، یافتم... جمعیت که هر دم بیشتر میشد و کلافه بود دستهجمعی فریاد زدند: آخه بگو چی یافتی؟ ارشمیدس با همان شور و حرارت فریاد کرد: هر جسمی که در آب فرورود به اندازه وزن مایع همحجمش سبک میشود. مردم گفتند: چی، چی گفتی؟ ارشمیدس که از دقت و توجه مردم نسبت به مسائل علمی شوقزده شده بود شمرده گفت: دقت کنید، هر جسمی که در آب فرورود به اندازه وزن مایع همحجمش سبک میشود. همگی با هم گفتند: «این مردک خر چه میگوید، دیوانه است» و از دورش پراکنده شدند و ارشمیدس از دور صدای مردی را شنید که میگفت «هر جسمی که در آب فرورود به اندازه ارشمیدس دیوانه نمیشود» و صدای خنده مردم بلند شد. فردای آن روز به سردر حمام یک تابلوی کوچک نصب شد که روی آن با خط خوش یونانی نوشته شده بود: برای حفظ شئونات اخلاقی از پذیرش دانشمندان و فلاسفه معذوریم «وقتی جامعه دنبال طلاست و دانشمند دنبال حقیقت، نتیجهش میشه همین تابلو سر در حمام: از پذیرش دانایی معذوریم» http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌸 در کتاب بیشعوری خیلی قشنگ نوشته است: «بیشعورها قابلیت شگفت انگیزی برای دیدن تنها یک وجه از هر مسالهای را دارند، همان وجهی که منافع آنان را تامین می کند» حالا شما مرتب سعی کنید که برای کسی که نمی فهمد توضیح بدهید! http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌸🌹🌺 قدرت از آن کسی است که مطالعه میکند، میاندیشد؛ و کسانی که نگاهی سطحی به همه چیز دارند ، تاوان سنگینی پس خواهند داد. رابرت_گرین http://Telegram.me/modiriate_shahri
🌺🌹🌺 آزمون واقعی شخصیت این است: که چگونه با کسی که هیچ سودی برای شما ندارد رفتار میکنید. جورج_اورول http://Telegram.me/modiriate_shahri