موج سوم (محمدعلی شهابی)
Статистикаروزنامهنگارآزادِ اجتماعی با تمرکز برحوزه سلامت و تامیناجتماعی؛ ازکرمان، برای ایران مینویسم. (تو مگو همه به جنگند و زصلح من چهآید/ تویکی نهای، هزاری، تو چراغخود برافروز) راه ارتباطی : dardestan_shahab@yahoo.com
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 30
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Здоровье
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 264
- 1/48двое суток
- 1 448
- 1/72трое суток
- 1 562
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سطر | شماره ۶ عزل و نصب هم آدابی دارد تغییر مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی واکنشهای زیادی داشته است. چرا مصطفی سالاری رفت و آیا غلامحسین محمدی انتخاب مناسبی برای این مسئولیت است؟ درباره دلایل تصمیم بهتر است چیزی را که نمیدانیم حدس نزنیم و درباره مدیر جدید هم پیش از دیدن عملکردش قضاوت قطعی نکنیم. اما این اتفاق از منظر مدیریت حرفهای پرسشهای جدی دارد. با هر دو مدیر تجربه همکاری داشتهام. حدود ده سال پیش برای مجموعه تحت مدیریت دکتر احمد میدری کانون ارزیابی برگزار میکردیم. در مصاحبهها به نقدهایی درباره سبک مدیریت خود او رسیده بودیم. پیشنهاد کردم آنها را هم بیواسطه بشنود. پذیرفت و در جلسهای خصوصی، نقدها را صریح شنید. آنچه از آن تجربه برایم ماند، ظرفیت متفاوت او برای شنیدن نقدهایی بود که موضوعشان خودش بود. از دوره اول مدیریت دکتر مصطفی سالاری با او کار کردهام، اما در ۲۲ ماه اخیر این همکاری بسیار نزدیکتر بوده است. در این مدت ویژگیهایی در او دیدم که نمیتوانم به سادگی از کنارشان بگذرم. تحولخواهی، عاشقانه کار کردن، عشق واقعی به مردم، هوش و قدرت تحلیل بسیار بالا و انرژی و تلاشی که واقعاً کمنظیر بود. نکته جالب اینکه کم هم پیش نیامد درباره بعضی تصمیمها و روشهای مدیریتیاش نظر متفاوتی داشته باشم. گاهی این نقدها را در جمع و گاهی در پیام خصوصی و صریحتر از آنچه معمولاً در نظام اداری رایج است برایش نوشتهام. کمتر مدیری را دیدهام که در برابر چنین بازخوردهایی این میزان سعهصدر نشان دهد. تجربه غالب من این بود که نقد صریح را میشنید، بیآنکه آن را به مسئلهای شخصی در رابطه کاری تبدیل کند. از طرفی تا جایی که از نزدیک شاهد بودم، سالاری برای رسیدن به این جایگاه در پی کسب موقعیت و عنوان نبود. پذیرش این مسئولیت را بیشتر از جنس میل به کار به معنادار و اثرگذاری میدیدم تا خواست شخصی برای داشتن یک جایگاه مدیریتی. با چنین شناختی، دشوار است تصور کنم مدیری با این ظرفیت شنیدن نقد، نیازمند چنین شیوهای از جابهجایی بوده باشد. میشد با او صریح حرف زد و اگر قرار بر تغییر بود، آن را شفافتر و حرفهایتر پیش برد. شاید تلخی ماجرا همینجاست. وقتی از هر دو سوی یک تصمیم، تجربهای از ظرفیت گفتوگو و شنیدن حرف سخت دیدهای، انتظار نداری پایان کار به شکلی رقم بخورد که اینهمه پرسش درباره نحوه آن باقی بماند. اما مسئله بزرگتر است. عزل و نصب مدیران در نظام اداری ما تا چه اندازه حرفهای است؟ سالهاست مدیران گاهی همانطور که ناگهانی میآیند، ناگهانی هم میروند. تغییرها گاهی در روزهای تعطیل اعلام میشوند، چرایی تصمیم روشن نیست و انتقال مسئولیت به صدور یک حکم و جابهجایی یک نام تقلیل پیدا میکند. درباره انگیزه زمان این تغییر اطلاعی ندارم. اما مستقل از انگیزه، شیوه یک تصمیم هم بخشی از خود تصمیم است. در ادبیات آموزش از «برنامه درسی پنهان» صحبت میشود. چیزهایی که رسماً آموزش نمیدهیم، اما آدمها از رفتار ما یاد میگیرند. سازمانها هم برنامه درسی پنهان دارند. وقتی یک مدیر ارشد به این شکل کنار گذاشته میشود، فقط مدیری را عوض نکردهایم. چیزی هم به سازمان آموزش دادهایم. از احمد میدری با آن پیشینه علمی و سالها مطالعه درباره توسعه، نهادها و کیفیت حکمرانی، انتظار بیشتری میرود. اگر قرار است سنت عزلهای ناگهانی و کمتوضیح جایی تغییر کند، آیا نباید انتظار داشت شخصی مثل وی از پیشگامان اینگونه تغییرات بوده و توجه بیشتری به کارکردِ آموزشیِ رفتار صاحبان قدرت داشته باشد؟ اما نیمه دیگر ماجرا به همان اندازه مهم است: انتصاب مدیر جدید؛ پژوهشهای حوزه جانشینی مدیران ارشد (Nyberg et al., 2021) هم تأکید دارند که جانشینی مدیرعامل یک جابهجایی ساده نیست. اسمها را نمیشود فقط در حکمها عوض کرد. باید معلوم باشد چرا این فرد، برای این سازمان و در این مقطع، انتخاب درستتری است. برای سازمانی به پیچیدگی تأمین اجتماعی، سؤال فقط این نیست که مدیر جدید آدم توانمندی هست یا نه. سؤال این است: آیا برای این سازمان، در این مقطع و با این مسائل، انتخاب مناسبی است و بر اساس چه شواهدی؟ چه شایستگیهایی برای این مسئولیت تعریف شده؟ چگونه سنجیده شده؟ چه گزینههایی بررسی شدهاند؟ ممکن است غلامحسین محمدی مدیر موفقی برای تأمین اجتماعی شود. اما موفقیت احتمالی آینده، جای یک فرایند حرفهای انتخاب را نمیگیرد. در یک نظام مدیریت حرفهای، هم رفتن باید منطق قابل فهمی داشته باشد و هم آمدن. اینها همان چیزهاییاند که مدیریت را حرفهای میکنند. و چه رنجی کشیده این کشور از فقدانش، چه فرصتهایی که از دست داده و چه هزینههایی که هنوز میپردازد. عزل با حکم ممکن است. انتصاب هم با حکم ممکن است. اما آنچه با حکم ساخته نمیشود، مدیریت حرفهای است. https://t.me/satrinsight
✳️ میدری و رفقایش با سپردن بزرگترین سازمان بیمهای ایران - که ۲۲درصد درمان کشور را هم پوشش میدهد - به کارشناس روابط عمومی شهرداری تهران که حتی الفبای بیمه و درمان را هم نمیداند، توهین بزرگی به خانواده تامیناجتماعی واین سازمان انجام دادند؛ رزومهداشتن در جمهوریاسلامی نه سخت است و نه هنرمندی محسوب میشود؛ ابلاغها اینجوریست دیگر، از جنس ابلاغ میدری به محمدی! غلامحسین محمدی یارغار میدری، از فنیوحرفهای- مجموعهای که در یکسال گذشته به علت شرایط جنگی، بیشتر مواقع در تعطیلی بوده است و مدیریت در آن، رزومهای برای یک سازمان تخصصیِ حیاتی مانند تامیناجتماعی محسوب نمیشود- راهی تامین میشود. روزهای سختی در حوزههای بیمهای بخصوص تحمیل بیمههای قالیبافی و کارگری از سوی نمایندگان، تقسیط بدهیها، بذل و بخشش به مجلس برای بقای وزارت و رهاسازی این سازمان برای اهداف شخصی و بقای سیاسی، درپیش است که دودش بعدها بعد از رفتن محمدی و ساخت رزومهاش به چشم تامین و بیمهشدهها خواهد رفت؛ رزومهسازان و رزومهخواهان میآیند و میروند ولی این ما ذینفعان هستیم که قربانیان اصلی این بازیهای سیاسی ولجبازانه خواهیم شد. @moje3news
📌 به نقل از رویداد ۲۴: ✳️جانشین سالاری یعنی غلامحسین محمدی، فردی بیتجربه و بدون سابقه مرتبط است. سوابق اجرایی محمدی در مسئولیتهایی، چون روابط عمومی شهرداری تهران، مشاور شهردار و ریاست سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور خلاصه میشود. او از پاییز ۱۴۰۳ ریاست سازمان آموزش فنیوحرفهای کشور را برعهده داشته است. اکنون مشخص نیست انتخاب او برای مدیریت بزرگترین سازمان بیمهگر کشور بر پایه چه ارزیابی تخصصی صورت گرفته و برنامه محمدی برای پرداخت مستمریها، تعهدات درمانی، وصول مطالبات سازمان و مقابله با ناترازی مالی چیست. نگاهی به این سوابق نشان میدهد که کارنامه او هیچ سنخیت ساختاری و تخصصی با مدیریت یک صندوق پیچیده چندصد هزار میلیاردی ندارد. گماردن چهرهای بدون سابقه شفاف بیمهای و اقتصادی در راس سازمان تامین اجتماعی، مصداق آشکار ترجیح روابط بر شایستهسالاری و به بازی گرفتن سرمایههای بیننسلی بیمهشدگان است. طبق دستور و مصوبه صریح رئیسجمهور، بخشی از بودجهها و اعتبارات مسئولیت اجتماعی شرکتهای زیرمجموعه و وزارتخانه میبایست مستقیما صرف مسائل زیرساختی آموزش و پرورش، تجهیز مدارس و رفع محرومیت آموزشی در کشور میشد. اما بر خلاف این دستور ابلاغی، این اعتبارات از مسیر قانونی خود انحراف یافته و به سمت سازمان آموزش فنی و حرفهای به مجموعه تحت مدیریت وقت غلامحسین محمدی هدایت شد. این سرپیچی از دستور عالیترین مقام اجرایی کشور، ابهامات اساسی متعددی را رقم زده است. مشخص نیست در شرایطی که مدارس و دانشگاهها غیر حضوری شده و با تعطیلیهای متعدد روبهرو بودند، این بودجههای هنگفت دقیقا صرف چه برنامههایی شده است؟ از سوی دیگر، هیچ گزارش شفافی ارائه نشده که نشان دهد تزریق این منابع تا چه میزان به بهبود نرخ اشتغال، ایجاد شغل واقعی و مهارتآموزی ملموس جویندگان کار انجامیده است. نگرانی جدیتر آن است که انتصاب رئیس پیشین سازمان آموزش فنیوحرفهای، زمینه انتقال بخشی از منابع بیمه بیکاری و دیگر منابع سازمان تأمیناجتماعی به برنامههای مهارتآموزی در سازمان فنیوحرفهای را فراهم کند. بهویژه آنکه پیشتر نیز در قالب تفاهمنامهای، پرداخت هزینه آموزش مقرریبگیران بیمه بیکاری از محل اعتبارات این بخش بر عهده تأمین اجتماعی قرار گرفته بود. البته تاکنون سندی درباره تصمیم جدید برای انتقال منابع منتشر نشده و این موضوع فعلاً یک نگرانی است، نه واقعیتی اثباتشده؛ اما اگر منابع متعلق به بیمهشدگان، بدون محاسبات بیمهای دقیق و نظارت شرکای اجتماعی، صرف تأمین مالی مأموریت دستگاهی دیگر شود، ناترازی صندوق تشدید خواهد شد و روند فرسایش مالی تأمین اجتماعی شتاب خواهد گرفت. دولت باید پیشاپیش تضمین دهد که این انتصاب، مقدمه دستاندازی به ذخایر بیننسلی کارگران و بازنشستگان نیست. آنچه در پایان باید مورد توجه قرار گیرد این است که سازمان تأمین اجتماعی محل آزمون و خطا و کسب تجربه برای مدیران بیتجربه و انجام تسویه حسابهای سیاسی و رفیق بازیهای سیاسی نیست. اداره چنین نهاد چند وجهی به تجربه، شناخت و توانایی اثباتشده نیاز دارد. صدور حکم برای یک جوان بیتجربه و فاقد استانداردهای لازم شاید به او یک عنوان تازه بدهد، اما آنچه مسلم است تجربه و تخصص را نمیتوان با حکم اداری کسب کرد. @moje3news
💢 شوک مدیریتی میدری در تعطیلات آخر هفته با عزل غافلگیرانه مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی | چرا وزیر در آستانه استیضاح سالاری را برکنار کرد؟ 🔺رویداد۲۴ گزارش میدهد؛ 🔸در خبری غیر منتظره و در اقدامی غیر متعارف و بدون اطلاعرسانی قبلی و ارائه هرگونه توضیح رسمی، مصطفی سالاری عزل و غلامحسین محمدی به جای وی به عنوان سرپرست سازمان تامین اجتماعی منصوب شد. این جابهجایی شبانه در تعطیلات رسمی در حالی صورت گرفته که فشارهای مجلس برای استیضاح میدری افزایش یافته است. 🔸برخی بر این باورند انگیزه اصلی میدری از این عزل غافلگیرانه، پاکسازی عرصه از گزینههای قدرتمند جانشینی وی بوده است. وزیر کار با حذف سالاری کوشید تا جایگزینهای در دسترس دولت و مجلس را کاهش دهد. بدون اینکه به عواقب این تصمیم سیاسی و شتابزده یعنی به خطر انداختن ثبات مدیریتی سازمان وسیعی با میلیونها ذینفع، توجهی کند. 🔸جانشین انتخابی میدری فردی بیتجربه و بدون سابقه مرتبط است. نگاهی به سوابق وی نشان میدهد که کارنامه او هیچ سنخیت ساختاری و تخصصی با مدیریت یک صندوق پیچیده چندصد هزار میلیاردی ندارد. برای جزئیات بیشتر کلیک کنید Rouydad24.ir @rouydad24
📌«ضعف سیاستمداران عموما کمبود علم نیست. آنها در دوراهی حفظ قدرت سیاسی از طریق قربانیکردن منافع عمومی یا تامین منافع عمومی و از دست دادن تدریجی قدرت سیاسی گرفتارند..» ✳️ جمله فوق، بخشی از پیشگفتار احمد میدری وزیررفاه بر ترجمه کتاب « چرا ملتها، شکست میخورند» نوشته نعیماوغلو وجرج رابینسون است؛ جملهای که احمد میدری عصر امروز خود مصداق آن شد و منافع عمومی را قربانی حفظ قدرت خود کرد؛ بحث در این مطلب برکناری سالاری از تامیناجتماعی نیست که در مذمت غیراخلاقی بودن این شیوه از برکناری و برخی علل آن، فردا خواهم نوشت، بلکه بحث برسر لجبازی یک وزیر با سرنوشت یک سازمان بزرگ بیمهای به قصد ارضای خود و اطرافیان است؛ مگر میشود در شرایط خاص جنگی مملکت، مدیرعامل مستقر را فارغ از عملکرد او که اتفاقا تا اینجا و بین سهجنگ و اقتصاد فروپاشیده- باوجود نقد شدید به برخی انتصابات او - کارنامه خوبی هم در مدیریت سازمان در شرایط بحرانی داشته است برکنار کرد و مدیری فرسنگها دور از ادبیات تأمیناجتماعی که تا همین دیروز به استناد قانون بودجه دوسال قبل که در بودجه امسال هم حذف شده، بر سر دریافت سهمی معادل یکدههزارم دستمزد لیست کارفرمایان جهت واریز به حساب سازمان آموزش فنی و حرفهای با عنوان آموزش نیروی کار، با این سازمان چالش داشته است را در راس آن مستقر کرد! سرپرستی که نه الفبای تأمیناجتماعی را میداند و نه دلی در گروی این سازمان خواهد داشت؛ او آمده است برای خود رزومه بسازد تا هم پلههای ترقی را زودتر طی کند و هم میدری خسته و عصبانی را ارضا کند؛ این انتصاب بد در بدترین شرایط، حاصلی جز خسران برای این صندوق بیمهای نخواهد داشت. چقدر تلاش کردیم و نوشتیم تا میدری برای وزارت گزینه نهایی و تایید شود و در مجلس رأی اعتماد بگیرد ولی در انتها پشتپا زد به همه آنچه کردیم و امید بسته بودیم؛ @moje3news
✳️اگر روزی بنا باشد به علت جنایت دیماه کیفرخواستی صادر شود، قاعدتاً دوکیفرخواست لازم است؛ یکی بابت قتل و عام معترضان و دیگری پرورش ژنهای فاسدی تحت عنوان «تراستی» که ارزهای نفتی و صادراتی را با حمایت و پشتوانه فاسدان حکومتی برگشت ندادند و عامل اصلی افزایش نرخ ارز وتورم قبل از اعتراضات سال گذشته شدند؛ تراستیها دمشان به دستگاههای مختلف وصل است و امکان ندارد کسی چنین پولهای هنگفتی را بدون حمایت نهادهای ناظر بالادست و مسئول، مقامات ارشد و کاسبان تحریم به جیب بزند؛ حساب کنید بسیاری از منابع نفتی،گازی و انرژی ما با نرخ خیلی پایین توسط این واسطهها، فروخته شده تا به قول خودشان تحریمها را دور بزنند ولی به ادعای رئیس قوه قضاییه فقط ۶ و نیم میلیارد دلار برگشت ارز داشتهاند؛ تازه در برخی موارد ارز با نرخ ۳۵۰۰ گرفته، کالا وارد نکرده و در بهترین حالت بعد از چندسال با ریال تسویه کردهاند؛ پولها را با جایش برده و پس ندادهاند؛ تحریم وجنگ، اکسیژن تراستیهاست. داستان زندگی ما و این حکمرانی فاسد ویغماگر، میتواند تا سالها موضوع آموزشی در دانشکدههای علوم سیاسی جهان باشد که چگونه توانستند پول ملی سرزمینی با رتبه پنجم منابع انرژی ومعدنی دنیا را به بیارزشترین پول جهان تبدیل کنند. سایر نمرات کارنامه جای خود. @moje3news
🔷چه کسانی مسئول حفاظت از اموال تأمیناجتماعی هستند؟ ✳️ ساختمان پلیس گذرنامه در چهارم فروردین هدف حمله موشکی قرار گرفت و بکلی تخریب شد؛ این ساختمان متعلق به تامین اجتماعی بود که با وجود سند قطعی، حکم تخلیه دادگاه و پیگیری حقوقی، اما هرگز تخلیه نشد؛ هر وقت هم ازسوی تامیناجتماعی پیگیری انجام شده بود، حضرات ساکن، نمایندگان این سازمان را تهدید به بازداشت کرده بودند؛ اگر قبل از حمله و طبق حکم قضایی تخلیه انجام شده بود، در لیست اهداف نظامی قرار نمیگرفت و موشک نمیخورد؛ این ساختمان چهارطبقه با مساحت ۳۲۰۰ مترمربع در خیابان ترکمنستان واقع شده بود و اکنون فقط زمین آن باقی مانده است؛ بعد از حمله حتی آهنآلات ساختمان را هم بارکرده و معلوم نیست با آنها چهکردهاند؛ اهنآلاتی که متعلق به این سازمان بوده است؛ مقامات تامین حداقل زمین باقیمانده که ارزش آن ۱۳۰۰ میلیارد تومان برآورد شده است را حصارکشی کنند و به شهرداری اعلام کنند هیچ ارگانی حق ساختوساز و دخل و تصرف ندارد؛ آقای پزشکیان، رئیس شورای عالی امنیت ملی که پریشب میگفت چرا تأمیناجتماعی پول ندارد تا هزینههای درمان بیمهشدهها را بپردازد دستور دهند تمام ساختمانهایی که در سراسر کشور متعلق به این سازمان بوده و گویا با مصوبه شوراهای تامین یا سایر روابط و بدون ضوابط به نهادهای نظامی امنیتی و اطلاعاتی سپرده شدهاند و حتی تامین اجتماعی پول آب، برق و گاز آنها را هم میپردازد هرچه سریعتر تخلیه شوند و به صاحبان آن بازگردانده شوند تا خرج درمان شود؛ نه قراردادی نه اجارهای ونه هیچ ضمانتی؛ این چه مملکتی است که به همین راحتی حقالناس و منابع بیمه شده و بازنشسته را تصرف میکنند و آب از آب تکان نمیخورد؛ در طرح ادغام شعب هم بلافاصله بعد از تخلیه واحدها، متاسفانه با همدستی برخی افراد در حراستها، این اموال در اختیار این نهادها قرار میگیرد؛ آقای رییسجمهور شترسواری دولا دولا نمیشود؛ بفرمایید دستور دهید منابع سازمان به سازمان برگردد. هیچ نهادی نباید فراتر از قانون باشد چه سپاه چه ناجا چه وزارت اطلاعات؛ به عنوان رئیس شعام، اعلام شود که حقالناس را تصرف نکنند. @moje3news
✳️درباره روز خبرنگار 📌سعید دلفانی؛ رئیس پیشین دادسرای رسانه و قاضی دیوان عدالت اداری ✳️سالهایی که مسئولیت سرپرستی دادسرای فرهنگ و رسانه را بر عهده داشتم و پروندههای مرتبط با اصحاب رسانه را رسیدگی میکردم، شاید بیش از هر زمان دیگری مرا به تأمل درباره حرفه «خبرنگاری» واداشت. هر بار که نام یک خبرنگار بر روی جلد پروندهای نقش میبست، احساس میکردم قرار نیست فقط درباره چند سطر خبر یا یک عنوان اتهامی تصمیم گرفته شود؛ گویی پای حرفهای در میان بود که با حق مردم برای دانستن گره خورده است. آن روزها به تدریج فهمیدم خبرنگاری، برخلاف آنچه گاهی تصور میشود، شغل راحتی نیست. پشت بسیاری از خبرهایی که در چند دقیقه خوانده میشوند، ساعتها پیگیری، گفتوگو، تحقیق، ناامیدی، امید و گاهی ایستادن در برابر تهدیدها و بیمهریها وجود دارد. شاید به همین دلیل بود که پروندههای رسانهای برای من هیچوقت شبیه دیگر پروندهها نبود. رسیدگی به این پروندهها ظرافت خاصی میخواست. بارها عناوینی مانند «تشویش اذهان عمومی» در پروندهها دیده میشد، اما هرچه بیشتر در متن گزارشها و نوشتهها دقیق میشدم، بیشتر به این فکر میکردم که آیا همیشه آنچه تشویش نامیده میشود، واقعاً تشویش است؟ یا گاهی خبرنگار فقط پرسشی را مطرح کرده که عدهای علاقهای به شنیدن آن نداشتهاند؟ به یاد دارم در یکی از همین موارد، گزارشی مطبوعاتی را مطالعه میکردم که درباره یکی از آسیبهای اجتماعی، یعنی فقر و پیامدهای تلخ آن مانند پدیده کلیهفروشی، نوشته شده بود. گزارشی که هدف آن نه ایجاد نگرانی بیدلیل، بلکه نشان دادن یک واقعیت تلخ اجتماعی و جلب توجه افکار عمومی و مسولان به یک آسیب اجتماعی پنهان بود؛ اما همین نگاه آسیبشناسانه نیز برای برخی خوشایند نبود و محل انتقاد قرار گرفت. آنجا بیشتر به این موضوع فکر کردم که گاهی طرح یک واقعیت تلخ، به معنای ایجاد نگرانی نیست؛ بلکه میتواند مقدمهای برای دیدن مسئله و پیدا کردن راهحل باشد. کم نبودند گزارشهایی که اگرچه برای برخی عدهای تلخ بود، اما بیش از آنکه افکار عمومی را مشوش کند، به تنویر افکارعمومی کمک میکرد. همین تجربهها نیز یک گلایه را در ذهنم پررنگتر کرد؛ اینکه چرا در برابر نقد، گاهی سریعترین تصمیم، شکایت کیفری است. چرا به جای پاسخ دادن، پرونده قضایی تشکیل میدهیم؟ چرا به جای شنیدن، به دنبال خاموشکردن صدا هستیم؟ واقعیت این است که همه اختلافهای رسانهای، راهحل کیفری ندارند. دادسرا نباید نخستین مقصد یک گزارش انتقادی باشد و شکایت کیفری نیز نباید اولین واکنش به پرسش یک خبرنگار باشد. در روز خبرنگار، پیامهای تبریک فراوانی منتشر خواهد شد و از جایگاه خبرنگار و رسانه سخن بسیار گفته میشود. اما اگر بخواهم بر اساس سالهای تجربه قضایی، تنها یک تبریک واقعی برای خبرنگاران آرزو کنم، این آرزو است که روزی برسد که یک خبرنگار، پس از انتشار یک گزارش مسئولانه، بیش از آنکه نگران احضاریه و شکایت کیفری باشد، امیدوار باشد که پاسخی روشن و صادقانه دریافت خواهد کرد. من خبرنگار را از میان پروندهها شناختم؛ و همان پروندهها به من آموختند که حمایت از خبرنگار، حمایت از یک صنف نیست، حمایت از حق جامعه برای دانستن است و جامعهای که حق دانستن را پاس بدارد، راه رسیدن به عدالت و حکمرانی بهتر را هموارتر خواهد یافت. روز خبرنگار، بر آنان که حقیقت را با مسئولیت مینویسند، نهراسیده میپرسند و چراغ آگاهی را روشن نگه میدارند، مبارک. @moje3news
✳️ دوستانی که از بیمارستان فیاضبخش در مورد اتفاقات این مرکز پیام میدهند، لطفا نگران نباشید؛ تمام احکام تعلیقی و اخراج و مانند اینها به دستور مدیرعامل سازمان رفع شده و کسی هم در انتظار خدمت نیست؛ پیگیری اتفاقات این بیمارستان در پنج روز گذشته، اولویت اول کانال بوده است؛ بیکفایتی مدیران مختلف بخصوص در بیمارستان کاملا هویدا بوده و بهترین پیشنهاد برای دلجویی از پرستاران حضور مدیرعامل سازمان در جمع آنها و شنیدن رودرروی دلخوری و گلایهها البته بدون همراهی مدیران است؛ برکناری چند نفر از افراد نادان در این مجموعه و استان تهران بشدت ضروری است؛ @moje3news
✳️ در مورد اعتراض جمعی از پرستاران بیمارستان فیاضبخش تأمیناجتماعی، نکته اساسی و مهم این است که هرچه سریعتر مشکل شش پرستار لغو قرارداد شده حل شود و مجموعه تامیناجتماعی در جایگاه کاتالیزورِ برخورد با هیچ معترضی قرار نگیرد؛ خبر اعتراض و لغو قرارداد چند نفر…
✳️ در مورد اعتراض جمعی از پرستاران بیمارستان فیاضبخش تأمیناجتماعی، نکته اساسی و مهم این است که هرچه سریعتر مشکل شش پرستار لغو قرارداد شده حل شود و مجموعه تامیناجتماعی در جایگاه کاتالیزورِ برخورد با هیچ معترضی قرار نگیرد؛ خبر اعتراض و لغو قرارداد چند نفر از پرستاران از سوی کانال موجسوم تایید میشود؛ لازم است مدیران ستادی درمان تأمیناجتماعی در اسرع وقت نسبت به برقراری آرامش از طریق حضور در این مرکز و گفتگو با پرستاران اقدام کنند و از رفتارهای احساسی و هیجانی پرهیز شود؛ تجمعات و اعتراضات در ایران همیشه با حاشیه وهیجان همراه بوده است و حتی یک تجمع سراغ ندارید که تمام اصول رعایت شود؛ از طرفی نبض اعتراض در مرکز درمانی همیشه صنفی است مگر اینکه خلافش ثابت شود؛ بایستی از سپردن امور بررسی این موارد به دست آدمهای فاقد ابتکار، تجربه و دانشی خودداری و نبایستی این موارد به بیرون از سازمان منتقل شود. @moje3news
✳️ترامپ اعلام کرده که به درخواست ایران و کشورهای میانجی از بمباران تهران عقبنشینی کرده است؛ گویا همبنسلمان با او تماس داشته و هم عراقچی در گفتگو با پاکستان و قطر از طرح پیشنهادی قطر مبنی بر بازگشایی تنگه بطوری که کشتیها برای ورود از ساحل ایران و برای خروج از خط عمانی عبور کنند، حمایت کرده؛ چه ایران درخواست حضور در مذاکرات سوییس را داشته و چه دیگران پیشنهاد کرده باشند، فرقی نمیکند؛ ذات دیپلماسی همین است که مانع وقوع جنگ آن هم از نوع زیرساختی شود؛ حالا مرندیِ پسر، توییت زده که این تهدیدهای ترامپ توخالی و خبرگزاری مهر هم نوشته ایران درخواست مذاکرهای نکرده است. واقعا این جریان بلندپرواز چرا فکر میکنند بر بام دنیا قرار دارند؟ آیا از توییت تهدید مرندی مبنی بر نابودی زیرساختهای منطقه به قیمت نابودی زیرساختهای نصف و نیمه ما میترسند؟ چرا به جای این مطالبی که فقط مصرف داخلی دارد بازگشت مجدد به مذاکرات به جای جنگ را توییت نمیکنند! این هرچه باشد اسمش تهدید متقابل و قدرتنمایی نیست؛ دوباره آمریکا را تحریک نکنید؛ کاش در این مملکت روزی برسد که گوشی را از دست بچهها بگیرند تا در امور اساسی مملکت دخالت نکنند. مرندی پدر چه گلی برسر نظام سلامت زد که حالا مرندی پسر میخواهد در سیاست خارجی آن را تکرار کند؟ بابا اجازه دهید وزارتخارجه نفس بکشد، کاسه داغ تر از آش نشوید؛ @moje3news
✳️ آیا دیپلماسی و لابی میانجیها میتواند از جنگ سوم پیشگیری کند؟ روی کاغذ، منطقه منتظر شروع جنگ شدیدی علیه ایران با گستره زیاد در ساعتهای آینده است، اما درمیان همه تهدیدهای طرفین، رایزنیها هم دوچندان شده و هر لحظه ممکن است خبری از بازگشت ایران به تفاهمنامه منتشر شود؛ @moje3news
✳️ مجید کاظمی خلبان ارزنده ارتشی که پیکرش امروز در شیراز تشییع شد به ادعای کانال نیروی هوایی ارتش، عازم ماموریتی پیچیده و اجباری میشود؛ قرار بوده صبح دهم اسفند از پایگاه شکاری بوشهر به العدید یورش ببرند که عملیاتشان لو میرود و درنتیجه پایگاه بوشهر ازسوی جنگندههای آمریکایی با خاک یکسان میشود؛ در این شرایط کاظمی با سوخو از شکاری شیراز عازم قطر میشود، در ارتفاع پایین پرواز میکند و از سامانههای راداری عبور میکند،بمباران پایگاه را انجام میدهد اما در بازگشت سوخوی او هدف پدافند قرار میگیرد و وقتی ایجکت میکند پیکرش به ساحل برخورد کرده و شهید میشود؛ واقعا در نبود امکانات و تجهیزات و با این پدافند قدرتمند آمریکاییها، اعزام این چهار خلبان که به از دست رفتن هر چهار نیروی انسانی باتجربه شکاری ارتش منجر شده چه دستاوردی داشته است؛ تربیت این نیروها آن هم از این نسل تکرارنشدنی بسیار سخت است؛ این خبر در میان خبرها شاید کمتر دیده شد، اما جسارت و شهامت او در سایه این تجهیزات فرسوده بیمانند بوده است. قطعا اگر شیراز حضور داشتم در تشییع این انسان بزرگ شرکت میکردم؛ یادش مانا. @moje3news
✳️ شامگاه شهریور ۵۷ فرماندار نظامی تهران اعلام کرد که در حوادث این روز مجموعا ۸۷ نفر از معترضان کشته شده که ۶۴ نفر از آنها در میدان ژاله و بقیه در سایر نقاط پایتخت حضور داشتهاند؛ انقلابیون اما این آمار را رد کرده و مدعی تعداد ۴۰۰۰ کشته شدند؛ حتی ابراهیم یزدی گفته بود که در میدان ژاله ۵۰۰ نفر کشته شدهاند؛ مخالفان شاه برای اثرگذاری بر افکار عمومی جهان، آمارها را چندین برابر کردند بطوری که بعد از ورود آیتالله خمینی به بهشت زهرای تهران، یکی از همراهان او آمار کشتهها بدست حکومت پهلوی را ۶۶ هزار نفر اعلام کرد؛ سالها گذشت تا اینکه عمادالدین باقی روزنامهنگار و از افشاکنندگان قتلهای زنجیرهای پس از دسترسی به آمار بنیادشهید، رقم اعلامی فرمانداری نظامی تهران را تایید و در کتاب بررسی انقلاب ایران آمارهای ۱۷شهریور را حتی با یک کشته کمتر، ۸۷ نفرو آمار کل کشتهها از ۴۲ تا ۵۷ با احتساب کمونیستها، چریکهای فدایی و هر آنکسی که اسمش در آمار نیامده بود را مجموعا ۳۱۶۷ نفر اعلام کرد؛ یعنی یک بیستم ادعای همراهان آیتالله خمینی در بدو ورود به ایران؛ راستیآزمایی با تاخیر بیست ساله؛ ✳️ بعد از حوادث دیماه پارسال، تلویزیون اینترنشنال در ادعایی ابتدا از ۱۲ هزار، سپس ۳۵هزار، مجددا ۴۲ هزار و نهایتا ۵۲ هزار کشته این حوادث خبر داد؛ همان روزها اسراییلیها از دههزار کشته سخن گفتند و هرانا از هفتهزار؛ بعدها ترامپ هم عدد ۵۲هزار را تکرار کرد؛ همین امروز این ادعای تلویزیون اینترنشنال چنان در اذهان نقش بسته است که اگر زیر ۴۰ هزار نفر بر زبان بیاورید کسی باورش نمیشود و شما را متهم به ندانستن یا جانبداری از حکومت میکنند؛ درباره محکومیت جنایت دیماه قبلا مطالب زیادی نوشته و نمیخواهم این مطلب را در قالب احساسی و هیجانی بیان کنم؛ مراد ویسی، علیاصغررمضانپور و مهدی پرپنچی از اعضای شورای سردبیری این شبکه این ادعا و این ارقام را مطرح کردند و با توجه به فضای پس از این جنایت، درسایه قطع اینترنت، انسداد رسانهای داخل و انزجار شدید ملی از حکومت، به راحتی بر موج خبری سوار شدند و هرگز توضیح ندادند که این اعداد از کجا بدست آمده است؛ آمار حدود ۳۲۰۰تایی حکومت هم ازسوی خیلیها رد شد و گفتند این آمار دروغ است، اما به دستور دولت سایتی اعلام شد که هرکسی ادعایی مبنی بر کشتهشدن فردی غیر از افراد این لیست دارد، اعلام کند؛ در برخی شهرستانها مانند نجفآباد آمارهایی از سوی چند چهره رسانهای اضافه و تایید شد؛ در نهایت آمار پس از اصلاحات به ۳۴۰۰ نفر رسید؛ تا اینکه هفته گذشته مراد ویسی از اعضای سردبیری این شبکه و اعلام کنندگان آمار۴۰ هزارتایی تایید کرد که او فقط آمار ۳۲۰۰ نفر را در دست دارد؛ اعلام رقم دقیق، خیلی مهم است؛ برخی جاها وقتی در تعداد آمار داخلی و خارجی شک ایجاد میشود، میخوانیم یا میشنویم که برای توجیه ادعای خود میگویند حتی یک کشته هم زیادی است؛ آری این مفهوم انسانی و اخلاقی درست و حکومت مسئول همه کشتههاست و باید پاسخگوی این جنایت باشد، اما اکنون ما با چند رقم ادعایی مواجه هستیم که مدعیان هیچ سندی برای آن ارایه ندادهاند؛ اینکه حکومت منفور است دلیل نمیشود هر ادعایی را مطرح کنیم و هر کسی خلاف نظر ما اندیشه کرد را به آمار اینترنشنال و ترامپ حواله دهیم؛ تنها اسناد واقعی که به ما کمک میکند، آمار ثبتاحوال و فوتیهای جوان این سه روز دیماه است که میشود با سال قبل یعنی ۴۰۳ و امسال یعنی ۴۰۵ مقایسه کرد و میانگین گرفت؛ شاید گواهی پزشکی قانونی هم بتواند کمک کند؛ بحث این مطلب علمی است نه مبتنی بر هیجان و لجاجت؛ پژوهشی شبیه پژوهش عمادالدین باقی لازم است که برخلاف جریان رسمی، آمار اعلامی حکومت شاه در شهریور ۵۷ را در نهایت تایید کرد و ادعای ۶۶هزار کشته انقلاب ۵۷ بدست حکومت پهلوی رد شد( کتاب بررسی انقلاب ایران)؛ امروز هم به تحقیق جامعی نیاز داریم که در نهایت ثابت کند ادعای اینترنشنال چقدر صحت دارد و آیا این اعداد برای اثرگذاری بر جریان افکار عمومی بوده یا نه و یا واقعا وجود داشته است؛ برای این مهم نیاز به همراهی پزشکی قانونی،سازمانهای بهشتزهرا، ثبتاحوال و همراهی خانوادهها و بستگانی است که ادعا میکنند یکی از نزدیکان آنها در این حوادث کشته شده است؛ برای این تحقیق حداقل سه تا پنج پژوهشگر با سابقه گزارش نویسی تحقیقی و رسانهای و چند روزنامهنگار تحقیقی مسلط لازم است. جامعه رسانهای اگر میخواهد به دوران اوج خود برگردد باید روی این مهم متمرکز شود؛ نه سکوت کند، نه بترسد و نه رودربایستی داشته باشد؛ رسانههای ایران متاسفانه در مهمترین بزنگاه، جا ماندند و عرصه را واگذار کردند؛ یک تحقیق جامع میتواند در نهایت به افزایش سواد رسانهای ملی هم کمک کند. در این مسیر دولت هم میتواند کمک کند و آمارهای درخواستی را در اختیار پژوهشگران بگذارد. @moje3news
✳️ نسخه انگلیسی کتاب fiat money inflation in france را برای یک آزمون زبان مطالعه کردم؛ کتابی که اثر پول بی پشتوانه بعد از انقلاب فرانسه را روی جامعه آنزمان شرح داده و در ایران با عنوان تورم و اخلاق ترجمه شده است؛ حکایتی دقیق از این روزهای زندگی ما ایرانیان؛ سقوط ارزش ریال، تورم افسارگسیخته، رشد طبقه قارچی و نوکیسه و دلال که درشهوت افزایش پول حاصل از رانت و دلالی سرازپا نمیشناسند و روند فعلی کاملا بر وفق مرادشان است؛ این اثر تاریخی به زیبایی نشان میدهد تورم چگونه ارزشهای اخلاقی یک جامعه را متلاشی میکند، انسانیت را از بین میبرد و هرج و مرج فکری و ناامیدی ایجاد میکند؛ جالبترین بخش کتاب آنجایی است که قربانیان تورم چون امید خود را ازدست میدهند و به آینده امیدی ندارند در نتیجه به سرمایهگذاری وساختن جامعه و تولید اهمیت نمیدهند، به سمت روزمرگی رفته و بشدت مصرفگرا میشوند؛ یک عامل ناامیدی آنها نابرابری حاصل از رقابت با طبقه نوکیسه(parvenu)ها بود که این طبقه دلال در اثر تورم، ناگهان از طریق اخذ وامهای زیاد که به مرور زمان ارزش اقساط آن در برابر تورم بیارزش میشد و خرید سکه و طلا و انباشت در منزل به سرمایه هنگفت رسیده بودند؛ این وضعیت عملا چیزی به نام وطندوستی و ملیگرایی و اخلاق انسانی و شرافت را از بین برده و ساختار هم با قوانین وضعی به این شرایط دامن زده بود؛ نوکیسهها قشر برتر جامعه بودند و طبقه شریف اما ضعیف و قشر کارگری قربانی اصلی تورم؛ این کتاب انگاری حال و روز امروز ما ایرانیان است؛ وقتی این کتاب را میخوانید اصلا به ۲۵۰ سال قبل نمیروید، بلافاصله از سال ۱۳۹۶ به اینسو را مرور میکنید؛ ده سالی که حتی بدتر از دهسال سخت فرانسویها بعد از انقلاب کبیرشان است. کتاب تورم و اخلاق نسبتا کوتاه است و برای کاهش تروماهای ناشی از این تورم و بیاخلاقی فعلی در جامعه، خواندنش خالی از ارزش نیست. ترجمه فارسی آن هم موجود است. @moje3news
✳️ معتقدم حملات اخیر خیلی پیچیده و هدفمند بود؛ بعد از مراسم تشییع رهبری، بحث انتقام اوج گرفت و فضای سیاسی پس از تفاهم به سمت تقابل رفت؛ تندروها بر موج ایجاد شده سوار شدند؛ ما نمیدانیم در معادلات سیاسی پشت صحنه چه گذشته است اما اینکه آمریکاییها خود به تنهایی حملاتی را آغاز کردند و به اسراییل هم اجازه شرکت ندادند تا اینجای کار نشان میدهد که یکی از اهداف اصلی آنها خاموشکردن مخالفان تفاهم در داخل بوده است؛ مکانهای متعددی را بمباران کردند و خسارات زیادی هم به چند استان ساحلی وارد شد و سپس آب از آسیاب تندروها که افتاد آنها هم ادامه ندادند؛ همچنان معتقدم این حمله برای یکدست کردن ساختار در حمایت از تفاهم بود و شاید بعدها مشخص شود که حتی مورد استقبال برخی هم بوده باشد؛ این یک واقعیت است که حکومت، حمله آمریکا به خود را هضم کرده و حتی ممکن است به آن افتخار هم کند و از بابت شکست هم هراسی نداشته باشد، چون ابرقدرتی او در نظم جهانی پذیرفته شده و اگر بتواند مقاومت و سرانجام مذاکره هم کند باز طرف مقابلش آمریکاست - یک جورایی پرستیژ نظامی سیاسی هم محسوب میشود- اما حمله اسراییل را تحمل نمیکند و این اصل را آمریکاییها خوب میدانند و به همین علت اجازه قدرتنمایی به اسراییل ندادند؛ به هرحال برای ساکت کردن بخشی از قدرت گاهی ممکن است اتفاقات عجیب وپیچیدهای روی دهد که به مخیله آدمیزاد خارج از گود هم نگنجد. اکنون با این حملات وحجمتخریبها نقش تندروها ضعیفتر شده و نمیتوانند با فشار بر ساختار، خواهان ادامه جنگ و یا انتقام باشند؛ اگر دقت کنید چند روزی است خبری از هیچکدام نیست و ساکت شدهاند؛ با توجه به سخنان امروز ترامپ به نظر میرسد، حامیان توافق در دوسوی ماجرا وزن بیشتری پیدا کردهاند که امیدوارم نقطه پایانی باشد بر همه تنشها؛ ترامپ درست میگوید که تخریب دوساعت طول میکشد اما بازسازی بیستسال و در صورت تخریب گسترده ۹۱ میلیون نفر آسیب می بینند؛ تخریب فرودگاه بوشهر وچابهار در حملات اخیر و قطعی وسهمیهبندی گاز در زمستان پیشرو( ناشی از جنگ چهلروزه)، پاسخی است به همه حامیان ادامه جنگ در داخل و نسخه آپدیت شده خارجی آنها در اینترنشنال. همانهایی که فنجان قهوه در دست میگفتند: «بگذارید تخریب کنند، دوباره ساخته میشوند»؛ @moje3news
✳️ تیتر اصلی شماره فردای روزنامه پیامما به موضوع داروهای اهدایی کشورها در بحبوحه جنگ اختصاص دارد، اما هیچ مقامی تاکنون حاضر نشده از وضعیت این داروها سخنی گوید و خبر «پیامما» را تایید یا رد کند؛ @moje3news
✳️بانک رفاه کارگران در نیمی از ماههای سال دقیقا بروزرسانی سیستمهای خود را به تاریخ سیام ماه موکول میکند و اختلال بانکی ایجاد شده را هم البته از قبل اطلاعرسانی میکند؛ در این بازه درصد زیادی از تراکنشهای بانکی پس از چندساعت برگشت میخورد؛ با توجه به تمام رفتارهای اداری در این مملکت میشود نام آن را اقدام عمدی در جهت فریز کردن حقوق های پرداختی آخرماه نامید؛ اگر غیر از این مورد دلیلی وجود دارد توضیح دهند؛ این بانک که متعلق به تأمیناجتماعی است اعلام کند چرا دقیقا این اختلالها سیام هرماه و یکساعت قبل از واریز حقوق بازنشستگان و کارکنان تامین و دانشگاهها شروع میشود و تا دو روز بعد هم بعضاً رفع نمیشود؟ به هرحال حرف از گردش ۱۴۰همت منابع ماهانه تامین است؛ دانشگاه که بماند؛ @moje3news
✳️ داروهای اهدایی کشورهای منطقه در بحبوحه جنگ ۴۰روزه که در اختیار هلالاحمر قرار گرفته بود در مراکز درمانی کشور توزیع شده، اما قابل استفاده نیستند، چون کد تیتک ندارند؛ کدی که سازمان غذا و دارو باید به آنها اختصاص دهد و به علت اختلاف بین هلالاحمر و وزارت بهداشت، این داروها در انبارهای بیمارستانی بلااستفاده ماندهاند؛ اینکه ناشی از سهلانگاری یا عمدی در کار است، موضوع مطلبی شد که با عنوان «مسئولیت با کیست» در شماره فردای پیامما منتشر شده است تا شاید گرهی از کار باز شود و این داروها قبل از انقضا در چرخه استفاده قرار گیرند. @moje3news