tgindex
ناتیلوس

ناتیلوس

Статистика
@monarbreКнигиперсидский

"دره‌ی علف هزار رنگ" آدرس ایمیلم: maryamkamalabadi2001@gmail.com

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 514
−4 за 3 дн.
Сутки
−1
−0,07%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
692
22 постов
Вовлечённость
45,7%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 22
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
265
1/48двое суток
303
1/72трое суток
327

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • تنها چیزی که امشب خوشحالم می‌کنه: اینکه بخوابم و دیگه بیدار نشم. چهارچوب تنم برای عذابه مدامه ازش بیزارم دلم می‌خواد تنی نمونه جسمی نباشه و جسمم این جسم نباشه. چطور ازش فرار کنم؟ چطور باهاش کنار بیام؟ چطور حملش کنم؟ چطور ازش بخوام زنده باشه؟

  • از آدم‌ها خسته‌ام.

  • از مردها خسته‌ام.

  • видео или голосовое, без подписи

  • تو آسمون یه عالمه ابر هست انگار یه صبح پاییزیه ولی وسط تابستونیم اینکه فکر کردم پاییزه و بعد یادم اومد نه هنوز تابستونه خوشحالم کرد.

  • 1 авг.1 0124

    دیگه نبودن خیلی عجیبه.

  • видео или голосовое, без подписи

  • در چند روز گذشته موبایلم رو از دست دادم پدربزرگم رو از دست دادم گل‌‌کاغذیم خشک شد جسمم همراه خوبی نیست سردردهام تموم نمی‌شه تابستونه هم سردمه هم گرممه احساس ضعف می‌کنم نمی‌دونم حوصله‌ی چی رو دارم شاید آدمی در دوردست؟ شاید کار مورد علاقه که تمام روز وقتم رو بگیره؟ شاید هم یه همراه خوب برای گذر از این شب‌ها و روزها. نمی‌دونم هفته‌ی عجیبی بود.

  • دیشب برای «ح» نوشتم: «زندگی خیلی جالب و بامزه می‌تونه باشه یهو با یکی از حواس پنج‌گانه‌ت شیفته‌ی یه احساسی می‌شی و سرشار می‌شی از زندگی. زندگی‌ای که نمی‌دونی چقدر دیگه‌اش مونده و چه چیزهای دیگه برای تو داره.» و امروز ظهر باز براش نوشتم: «زندگی غیرمنتظره‌ست مرگ همین کنار دسته باورت نمی‌شه چقدر نزدیکه تا اینکه از دست می‌دی.»

  • این همه از دست دادم ولی هنوز با از دست دادن کنار نیومدم.

  • شب‌های تابستان.

  • شاید هم نباید یادت بیاد.

  • @monarbre – Raving George - You're Mine feat. Oscar & The Wolf (Original..

  • @monarbre

  • خب اتفاق زیبای امروز موبایلم از دستم افتاد و کل صفحه‌اش نابود شد :)))

  • وای عاشق این حسم که برم طبیعت یا یه جایی، درحالی که می‌دونم با فاصله کمی آدم‌ها اون اطراف هستن، مشغول یه کاری برای خودم باشم؛ مثلا یه گوشه نقاشی بکشم برم عکس بگیرم برم از دور همون آدم‌ها رو تماشا کنم راه برم، فکر کنم و هر کار دیگه درحالی که می‌دونم اون آدم‌ها هستن و من خودم یکم فاصله گرفتم.

  • هفته‌ی پیش پنج‌شنبه، یه مهمونی تابستونه‌ی جالب دعوت شدم و درحالی که پاهام روی دو خط باریک وسط یه دریاچه‌ی پر از ماهی بود، دامنم و لباسم خیس شده بود و پوستم گرم و خنک بود. ماهی‌ها زیر پاهام بودن و آب تیره بود رها و آزاد بودم تابستون بود! گرم بود صدای آب میومد و آدم‌ها با فاصله از من ایستاده بودن و می‌دونستم که آدم‌ها رو دارم و حالا می‌تونم این گوشه یکم برای خودم سرگرم باشم. این حس‌های جوانی رو خیلی دوست دارم این‌ شب‌ها که دلت نمی‌خواد تموم بشن آدم‌ها که همه‌ی اتفاقات به اون‌ها وصله!

  • این‌ها غر نیستن دغدغه‌ان 🐝

  • بیست و چهارسالمه و بلد نیستم پول دربیارم! 🐝

  • видео или голосовое, без подписи

ناتیلوس — tgindex