tgindex
Последний пост
6 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 063
−4 за 4 дн.
Сутки
−2
−0,07%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
3 267
20 постов
Вовлечённость
106,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1 177
1/48двое суток
1 348
1/72трое суток
1 454

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 6 авг.1 22536

    شیوه‌ی بحث میان اباذری و وهابی (ر.ک. "نقد اقتصاد سیاسی")مرا به یاد این مقاله‌ی چند سال پیش انداخت: ttps://www.radiozamaneh.com/401484/

  • 5 авг.1 32748

    https://www.youtube.com/watch?v=dZ58-is1sow

  • 4 авг.2 58755

    جرأت ادامه دادن یا امید رسیدن نشستی با حضور: سعید مدنی محمدرضا نیکفر علیرضا رجایی 🗓️ چهارشنبه ۱۴ مرداد 🕰️ ساعت ۱۸:۰۰ به وقت اروپای مرکزی 🕰️ ساعت ۱۹:۳۰ به وقت تهران 📍 در کلاب «گُدار» می‌توانید با عضویت در این کانال ها به آرشیو برنامه های این کلاب و برنامه‌های اعلامی آن دسترسی داشته باشید👇🏼 https://linktr.ee/godar 🆔@clubhouseGodar

  • 17 июл.2 55252

    در برابر خطر جنگ، برای زندگی و صلح https://www.radiozamaneh.com/895061 بخش پایانی این مقاله: سه مسئله اکنون معمولاً در توضیح نزاع میان ایران و آمریکا از سه مسئله‌ی مشخص نام می‌برند: موضوع نیروهای به‌اصطلاح «نیابتی»، موضوع برنامه‌ی هسته‌ای ایران‌، و موضوع تنگه‌ی هرمز. تنها تأکید بر اینکه هیچ کدام از این مسئله‌ها به آمریکا و متحدانش ربطی ندارد، مشکلی را حل نمی‌کند. بر سر هر کدام از آنها باید موضعی چاره‌جویانه در موقعیت مشخص داشت، نه از منظر جهانی که به اراده‌ی نیک ما امپریالیسم و ارتجاع از آن حذف می‌شوند. ● در باره‌ی «نیابتی»ها. موضوع را نمی‌توان پس زد، با گفتن اینکه اسرائیل و آمریکا هم در «اپوزیسیون» ایرانی، گروه‌ها و رسانه‌های نیابتی‌های خود را دارند و در کشورهای دیگر هم با ایجاد گروه‌های وابسته به خود و حکومت‌های از پیش وابسته، دخالت می‌کنند. موضع اصولی این است: یک شرط برقراری آرامش در کشورهای منطقه و در کل منطقه این است که اصل منحصر بودن دسترسی به سلاح به حکومت، رعایت شود. تعیین سازوکار اسلحه‌زدایی از فضای سیاسی و اجتماعی، امر مردم هر کشوری است. همبستگی با محرومان و ستمدیدگان مسئله‌ی دیگری است. اگر ابراز همبستگی، از طریق گفت‌وگو، بیان مشکلات خلق‌ها برای یکدیگر، ایجاد نهادهای مقابله‌ی جمعی علیه ستم و تبعیض، و کمک‌رسانی‌های غیرنظامی غیرحکومتی پیش می‌رفت، اکنون منطقه‌ای آرامتر و همبسته‌تر داشتیم. ● در باره‌ی برنامه‌ی هسته‌ای. خواست تعطیل کردن برنامه‌ی هسته‌‌ای به خیر و صلاح مردم ایران و در جهت ممانعت از مسابقه‌ی تسلیحاتی هسته‌ای در منطقه و جهان است. اگر از آغاز این برنامه، کار نظری، آگاه‌گرانه، رسانه‌ای و کنش‌گرانه‌ی جدی‌ای علیه آن شکل می‌گرفت، اکنون جنبش صلح در ایران بنیادهای فکری و عملی استواری داشت. به هر حال اکنون آشکار شده است که برنامه‌ی هسته‌ای تا چه حد به کشور آسیب زده، گِرد خود چگونه یک همتفافته‌ی نظامی−اقتصادی کنترل‌ناپذیر ایجاد کرده و بهانه ایجاد کرده برای وارد آوردن فشار تحریمی بر کشور. اگر با آنچه خرج اورانیوم کردند، فقط بیابان‌زدایی می‌کردند و درخت می‌کاشتند، اکنون ایران سبز و خرّم بود ز در سرتاسر جهان از نظر نیکوکاری مثال‌زدنی. بی‌هیچ اما و اگر باید خواهان تعطیل کردن این برنامه شد. برای توده‌ی اورانیوم غنی‌شده می‌توان چاره‌ای یافت جز آنچه آمریکا می‌خواهد تحمیل کند. باید به برنامه‌ی هسته‌ای پایان داد، ضمن انتقاد از استاندارد دوگانه‌ای که روا می‌دارد، اسرائیل برخوردار از یک زرادخانه‌ی هسته‌ای خارج از هرگونه کنترل باشد. ● درباره‌ی تنگه‌ی هرمز. این آبراهه میان ایران و عمان مشترک است. حقوق بین‌الملل در مورد آبراه‌ها و سنت و عادت، تنظیم‌گر عبور و مرور از آن‌اند. بردن امور تنگه‌ی هرمز، زیر آنچه مقامات تهران به آن «ترتیبات ایرانی» می‌گویند، زیاده‌خواهی‌ای است که با مقاومت مواجه خواهد شد. شعار حق فرمانروایی مسلّم ایرانی بر تنگه، همچون شعار حق مسلّم هسته‌ای، به تنش و درگیری منجر می‌شود، ضمن اینکه به خاطر نادیده گرفتن حق دیگران نادرست است. راه صلح‌آمیز، گشودن تنگه‌ی هرمز، و چاره‌اندیشی درباره‌ی «ترتیبات» آن از راه گفت‌وگو میان ایران و عمان، و به بحث گذاشتن آن در کنفرانس‌های منطقه‌ای است. تأکید در این باره که آمریکا و هیچ قدرت خارجی دیگری حق دخالت در تنگه و تصمیم‌گیری درباره‌ی امور آن را ندارند، بجاست و از الزامات برقراری صلح در منطقه است.

  • 10 июл.3 55175

    خامنه‌ای‌؛ پایان و تداوم این نوشته پی‌جوی شرط‌های امکان خامنه‌ای و خامنه‌ای‌مآبی است. شرط‌های امکان که دگرگون نشوند، پدیده‌ی دیروز به صورتی امروزین درمی‌آید و فردا زیر عنوانی دیگر ظاهر می‌شود. https://www.radiozamaneh.com/894312

  • 22 июн.3 68655

    معیار و مبنا بهبود وضعیت مردم است، آن هم به صورتی بی‌واسطه، در وضعیتی که وساطتِ بُروز تحولی کیفی بدون ریسک تیره‌روزی بیشتر ناممکن است. در این مقطع، بهترین حالت ممکن، کاهش فقر و فلاکت و فروکش کردن حس استیصال است. در فضایی که امید به صورتی مشخص معطوف به همین فردا باشد، مقاومت و مبارزه‌‌ی مدنی امکان آن را می‌یابد که گسترده شود و استوار گردد. دشمن امید و آسودگی، هر نیرو و اقدامی است که تنش بیافریند و وضعیت را دوباره به حالت جنگی درآورد. https://www.radiozamaneh.com/892390

  • 7 июн.3 58738

    خواندنی: https://www.radiozamaneh.com/891170

  • 21 мая4 44962

    گفتاری کوتاه درباره وضعیت در کلابهاوس "گُدار" (۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) https://www.youtube.com/watch?v=pDcBUFPv-9A

  • 15 мая3 71431

    نقد اپوزیسیونیسم مدتی است که مفهوم "اپوزیسیون" در بحث‌ها و نوشته‌های سیاسی ایرانیان رایج شده است. تکرار کاربرد این واژه این تصور را ایجاد می‌کند که پدیده‌ای که به آن اشاره می‌شود، همواره وجود داشته است. گفتاری در این باره https://www.radiozamaneh.com/888941 در این گفتار به این پرسش‌ها پرداخته می‌شود: ● پدیده‌ی "اپوزیسیون" چگونه شکل گرفت؟ ● "اپوزیسیون" یک بسته‌ی گفتمانی بزرگ است. گفتمان آن را می‌توانیم "اپوزیسیونیسم" بنامیم. "اپوزیسیونیسم" چه مشخصاتی دارد؟ ● اکنون "اپوزیسیون" و "اپوزیسیونیسم" در چه وضعیتی هستند؟ ● نقد "اپوزیسیونیسم" چه بهره‌ای برای مبارزه دموکراتیک دارد؟

  • 12 мая2 96511

    چالش‌ها و بحران‌های گذار مهمانان: محمدرضا نیک‌فر بهروز خلیق مهرداد درویش پور چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۰۰ (اروپای مرکزی) | ۱۹:۳۰ (تهران) در کلاب گُدار شما می توانید با عضویت در این کانال ها به آرشیو برنامه های این کلاب و برنامه‌های اعلامی آن دسترسی داشته باشید👇🏼 https://linktr.ee/godar

  • 12 мая2 6232

    без подписи

  • 4 мая3 93542

    جنبش‌های اجتماعی و استراتژی سیاسی با حضور: آصف بیات محمدرضا نیکفر بهروز خلیق مهرداد درویش‌پور 🗓️ چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت 🕔 ساعت ۱۸:۰۰ به وقت اروپای مرکزی (۱۹:۳۰ تهران) 📍 در کلاب گُدار شما می توانید با عضویت در این کانال ها به آرشیو برنامه های این کلاب و برنامه‌های اعلامی آن دسترسی داشته باشید👇🏼 https://linktr.ee/godar 🆔@clubhouseGodar

  • 4 мая2 93014

    без подписи

  • 15 апр.4 67583

    نقد "اپوزیونیسم"(oppositionism) ایرانی اپوزیونیسم ایرانی بینش و منشی است که سیاست را عملاً از محتوای اجتماعی‌اش تهی کرده است. این بینش و منش زمانی شکل گرفت که مفهوم سیاسی-اجتماعی دگرگونی بنیادی در ذهن فعالان سیاسی رنگ باخت، و به جای آن "براندازی" در معنایی مکانیکی نشست. بخش بزرگی از فعالان سیاسی در خارج از کشور عملاً در این معنا "برانداز" شدند. آنگاه که چنین شد، پرسش نخست از فعال سیاسی دیگر این نبود که در باره‌ی آزادی و برابری و عدالت چه فکر می‌کند، بلکه این بود که "برانداز" است یا نه. باز گردیم به مضمون اجتماعی تصور از تغییر! اکنون عدالت و آزادی در موقعیت جنگی به معنای در نظر گرفتن حق مردم در تعیین سرنوشت خویش در وضعیتی است که زیر بمباران و گرفتار استیصال ناشی از فقر و فلاکت نباشند. این رویکرد به معنای عبور از "اپوزیونیسم" است. "اپوزیونیسم" ابتذال و ورشکستگی خود را از جمله در برخورد با موقعیت بحرانی حاد کنونی نشان داده است. ما پا در یک دوره‌ی تازه گذشته‌ایم. جنگ هم که به هر صورت متوقف شود، به دوره‌ی پیش برنمی‌گردیم. از تجربه‌ی دوره‌ی به سرآمده درس گرفته‌ایم اگر "اپوزیونیسم" را پشت سر بگذاریم و به جای آن به سیاستی بگرویم جامعه‌گرا و دارای حس مسئولیت به سرنوشت مردم. دیدیم و همچنان می‌بیینم که "اپوزیونیسم" در روایت صریحش در گفتار راست افراطی، چگونه نگاهی ابزاری به جامعه دارد: از این دیدگاه منحط، جامعه را باید مغزشویی کرد، زیر فشار تحریم و در ادامه در زیر بمباران قرار داد، تا به جان بیاید و به "براندازی" روآورد. بازنمایی انحطاط سیاست اپوزیسیونیستی و بررسی ریشه‌های ناتوانی عمومی فعالان سیاسی مردم‌دوست در مقابله با گسترش ابتذال و چنین خط منحطی از وظایف مقدم دوره‌ی جدید است. https://www.radiozamaneh.com/886284

  • 15 апр.3 30255

    پایان یافتن قطعی جنگ، حفظ انتظام کشوری، و گشایش امکان سیاست‌ورزی: این بهترین حالت ممکن در وضعیت کنونی است، حالتی که به اعتبار تداوم حکومت به هیچ رو آرمانی نیست. بهترین حالت ممکن در وضعیت کنونی با براندازی حکومت قرین نیست؛ و قرین نبودن آنچه بهترین حالتش می‌خوانیم با تغییر رژیم، ایجاب نمی‌کند که از قطب تسلیم‌طلبی در برابر مهاجمان، به قطب تسلیم به حکومت بگراییم. حکومت اکنون به طور عینی در موقعیت دفاع از کشور قرار گرفته است. مقاومت حکومت، دفاع در برابر مهاجمانی است که ایرانی می‌خواهند سرافکنده و دست‌نشانده. چیزی که مهاجمان نمی‌خواهند آزادی و عدالت و سربلندی برای ایران و ایرانیان است. متجاوزان سابقه‌ی تاریخی شناخته‌شده‌ای دارند. هر آنچه در ایران در دوره‌ی اخیر گذشته است، به نحوی به دخالت آمریکا در شکل طرح ‌ریزی و پیش‌برد یک اقدام کودتایی برمی‌گردد. کودتای ۲۸ مرداد راه برقراری حکومتی به راستی مشروط به قانون و پای‌بند به حقوق ملت را سد کرد. اما همان کودتا در برابر خواست کنونی حداکثری واشنگتن در مورد نشاندن یک رژیم دست‌نشانده به جای رژیم فعلی از طریق تهاجمی همه‌جانبه، یک اتفاق ساده جلوه می‌کند. آن اتفاق ساده با ایران چه کرد، و حال در نظر گیرید تغییر رژیم با بمباران چه بر سر کشور خواهد آورد. زادبوم ما بار نخست نیست که در معرض هجوم قرار می‌گیرد. هر بار وضع از آنچه بود، بدتر شده است. این بار نیز مسئله‌ی اصلی برای ما ممانعت از بدتر شدن وضعیت است. اما عده‌ای می‌‌گویند: وضع موجود بدترین وضع ممکن است و بالاتر از سیاهی رنگی نیست. این استدلال به نفع تسلیم و شکست، منع اندیشیدن بر خود برای تن دادن به عاقبتی نکبت‌بار است. معنای آن نه تنها دست شستن از استقلال کشور، بلکه دست شستن از عزت نفس خویش و انکار توانایی مردم ما برای دست‌یابی به شأنی انسانی با اتکا به نیروی خود است. دفاع از کشور در موقعیت کنونی، از زاویه‌ی تصمیم و آگاهی فردی، دفاع از خودفرمانی و آزادگی است؛ دفاع از این موضع است که من می‌خواهم خود، با مبارزه‌ی خود و در کنار هم‌میهنان خود در مورد سرنوشت زادبودمم تصمیم بگیرم و این تصمیم را به فرماندهی جنگی دولت‌های مهاجم وانمی‌گذارم، دولت‌هایی که کارنامه‌های جنایت‌باری دارند. همسنگر شدن با حکومت، تنها همسویی با یک دسته‌ی مشخص نیست؛ در بافتار بحث ما همسویی با آن هم‌میهنانی است که در موقعیت کنونی چنان در برابر مهاجمان ایستاده‌اند که برای جهانیان شگفتی‌آفرین شده‌اند، شگفتی‌آفرین اما نه برای آن بخشی از "اپوزیسیون" که حکومت را دسته‌ای پادرهوا و بدون هرگونه پشتیبانی قلمداد می‌کند. خط بدیل در برابر شکست‌طلبی و تسلیم‌ شدن به آنچه حکومت مقدر می‌کند، دفاع از استقلال است، استقلال کشور و باور بر این که تصمیم مردم در مورد سرنوشت خویش باید در استقلال فکر و عمل صورت گیرد و به هیچ رو روا نیست که ترکیب بمباران، با فلاکت و حالت استیصال، زمینه‌ساز تعیین سرنوشت مردم و کشور شود. خط بدیل را می‌توان مدافع−مطالبه‌گر خواند. این خط، مدافع کشور و حق مردم برای تصمیم مستقلانه درباره‌ی سرنوشت خویش و تداوم مسیر مبارزه‌ای است که خود برای دستیابی به آزادی و عدالت پیش برده و پیش می‌برند، و به دلیل پایبندی‌ به این مسیر است که مطالبه‌گر است و مطلوب آن رسیدن به وضعیتی است که سیاست‌ورزی جمعی مستقلانه ممکن باشد. برپایه‌ی این تعریف کلی، تأکید خط مدافع−مطالبه‌گر ، از جمله، بر این نکته‌هاست: − دفاع از کشور و دفاع از مدافعان آن − لزوم پیش‌ گذاشتن برنامه‌ای برای صلح و امنیت در منطقه و کلاً برنامه‌ای برای یک سیاست خارجی مبتنی بر همزیستی صلح‌آمیز و برابرحقوق ملت‌ها و تلاش مشترک برای حفظ محیط زیست در منطقه و در جهان − لزوم یک دیپلماسی فعال و استفاده از هر فرصتی برای مذاکره − در نظر گرفتن منافع عمومی کشور و مردم در هر گونه توافق، و در میان گذاشتن روشن هر آنچه می‌گذرد با مردم − نقد رویکردهای پارانویایی به جای دفاع شهروندی − گشایش رسانه‌ای و آزادی اینترنت − آزادی زندانیان سیاسی − منع و لغو مجازات اعدام − مطالبه‌ی توجه دولت به مشکل حادّ گسترش فقر و فلاکت و به این خاطر لزوم ملی شدن همه شرکت‌های فرادولتی و تخصیص مالیات و درآمد آنها به مردم فقرزده − لزوم تشکیل شوراهای کارگری برای اِعمال کنترل بر بازسازی، تداوم تولید، و ممانعت از اخراج − تشویق و تقویت ابتکارهای شهروندی برای تقویت تاب‌آوری − تسهیل یاری‌رسانی ایرانیان خارج از کشور https://www.radiozamaneh.com/886284

  • 8 апр.4 97187

    صرف نظر از اینکه آتش‌بس پایدار بماند یا نه، ما وارد دوره‌ی تازه‌ای شده‌ایم، نه همین امروز، بلکه از مدتها پیش، شاید از آستانه‌ی جنگ ۱۲ روزه. اما اینک ممکن است بهتر دگرگونی را دریابیم. شکست، پدیداری جهان در شکلی رادیکال است. یک باره چیزهایی را می‌بینیم که پیشتر ندیده بودیم‌شان. آن شبکه‌ای که جهان را می‌سازد، به صورتی دیگر جلوه‌گر می‌شود. عناصری در آن محو یا کم‌اهمیت می‌شوند، و در عوض عناصری دیگر برجسته می‌گردند. مقولات، معنای تازه‌ای می‌یابند و پیوندهای گفتمانی میان آنها دگرگون می‌شوند. سویه‌ای از پیروزی ایران می‌تواند شامل چنین اموری باشد: ● حفظ یاد مینابی‌ها، و تحکیم تعهد احساسی و فکری به مواظبت از کودکان، ● بازاندیشی مفهوم‌های نظم، اعتماد و درک اهمیت حفظ خانه‌ی تاریخی مشترک که به هر چه می‌خواهیم برسیم، باید در آن برسیم، ● درک تازه‌ای از میهن، کشور و زیرساخت‌هایش که از آن همه‌اند، و مبارزه برای عدالت و آزادی به خاطر آن است که جامعه به راستی جامعیت یابد، ● بازخوانی دستاوردهای جنبش‌های اجتماعی، درک اهمیت تشکل و داشتن نماینده و سخنگو تا دیگران به جای مردم تصمیم نگیرند، ● درک اهمیت تفکر انتقادی و توانایی مقاومت در برابر رسانه‌‌های دروغ‌پراکن، ● بازبینی جامعه‌گرایانه‌ی همه‌ی مفهوم‌ها و گزاره‌های سیاسی رایج... https://www.radiozamaneh.com/885443

  • 4 апр.3 17762

    نظم جهانی در قرن بیست و یکم به یک گسست قطعی و خشونت‌آمیز از وضع پیشین رسیده است. "جنگ ایران" که در شکل آشکارش در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد همچون بوته‌ی آزمایشِ یک نظام بین‌المللیِ عمیقاً دگرگون‌شده عمل می‌کند.... ...بازگردان به "عصر حجر" سابقه دارد. نمونه‌ای مشهور سخن ژنرال کورتیس له‌می است. این ژنرال که فرمانده عملیات بمباران ژاپن در جنگ جهانی دوم و پساتر ویتنام بود، در مورد مردم ویتنام چنین نظری داشت: «باید سر فرود آوررند و دست از تعرض بردارند، وگرنه آنان را بمباران می‌کنیم و به عصر حجر برمی‌گردانیم.».. ... جنگ کنونی علیه ایران نشان می‌دهد که چگونه یک ابرقدرت در وضعیت زوال نسبی، تلاش می‌کند تا نه از طریق خریدن وجهه برای خود از راه مشارکت در حل مسائل عمده‌ی جهانی و تحکیم حقوق بین‌الملل، بلکه با توسل به نیروی نظامی و فشار اقتصادیِ بی‌واسطه و شدید، تسلط خود را دوباره تثبیت کند.... ... ایران هم شکست خورد و هم شکست نخورد. شکست نخورد به این دلیل که آمریکا و اسرا‌ئیل به هدف‌های خود نرسیدند و حتا صحبت از باخت‌شان در میان است. کاری که کردند کشتن عده‌ای، از جمله از میان مقامات، و ویرانگری وسیع است... ... شکست ایران، نه به تجاوز خارجی، بلکه به وضعیت داخلی آن برمی‌گردد‌، به ناتوانی جامعه در به زیر کشیدن رژیم حاکم یا مهار آن به گونه‌ای که بتوان با درایت و هوشمندی با موقعیت جدید مواجه شد. یک سویه‌ی دیگر شکست ایران به لحاظ فرهنگی و اجتماعی، به گرایش بخشی از ایرانیان به پشتیبانی از متجاوزان برمی‌گردد... https://www.radiozamaneh.com/884915

  • 28 мар.2 81514

    https://www.instagram.com/reels/DWb5pBnDNvz/

  • 28 мар.4 18194

    امروز به بخش‌هایی از سخنرانی‌ها و بحث‌های روز اول «کنگره آزادی ایران» (لندن) گوش کردم. برداشت کلی: نسبت به دوران انقلاب پیشرفت خوبی دیده می‌شود. مدام از دموکراسی، حقوق اقوام، حقوق زنان، تحزب، قانون‌مداری و رواداری صحبت می‌شود. دموکراسی خوب است. بیشتر سخنرانی‌ها یا بخش‌های اصلی اغلب آنها انشاهایی دبیرستانی با این مضمون بود. همین خود پیشرفتی است نسبت به ۴۸ سال پیش. عدالت اجتماعی و نقد امتیازوری طبقاتی در این بحثها به کل غایب بود. اما مشابهت با آن بینش دوران انقلاب: بی‌توجهی به آنچه دارد پیش می‌آید. به ندرت از جنگ سخن در میان بود، و این که بمب‌افکنی به مرحله نابود کردن کارخانه‌ها رسیده است. کارگر ایرانی که بی‌ثبات‌کار شده بود، الان دارد به "فعله" تبدیل می‌شود، تازه اگر بعدا برای فعلگی جایی بیاید. از جنگ که حرف می‌زنند فراتر نمی‌روند از حد جنگ بد است، صلح خوب است. از اتفاقات همین شب پیش اثری نبود. فضای بحث‌ها فضای "اپوزیسیونی" بود که مشخصه آن این است: یک رژیم وجود دارد، و در برابر آن مردم، ملت، یا ملیت خاصی. همین: دو بسته در مقابل آن، و وقتی بخواهند مشخص‌تر حرف بزنند، اشاره می‌کنند مثلا در مورد رژیم به یک جناح اصلاح‌طلب و در مورد نیروی مقابل رژیم عمدتا یا بر اساس تقسیم‌بندی هویتی یا تقسیم‌بندی عمومی سیاسی. توجه نمی‌کنند که ایران در کانون جنگی قرار گرفته که یک نکته عطف در این قرن است. این رخدادی است که نماد گسست نهایی و قطعی از نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم است. برنامه ترامپ برای جهان و برنامه نتانیاهو برای منطقه به هم در مورد ایران تلاقی کرده‌اند و مکمل هم شده‌اند. توجه ندارند چه خبر است. گرفتارند در همان فضای اپوزیسیونی همیشگی دولت‌محور. اصلا بحث نمی‌کنند چه دارد پیش می‌آید. بر آن کشوری که اینان در مورد آینده مطلوب آن حرف می‌زنند، چه دارد می‌گذرد و احتمال دارد دچار چه سرنوشتی می‌شود. جنگ هم اگر قطع شود و به شکلی دیگر ادامه یابد، با ایرانی مواجه می‌شویم که چهره‌ای دیگر دارد.

  • 19 мар.3 09143

    https://www.bbc.com/persian/articles/ce82e0jx35xo