tgindex
نهج‌‌البلاغه؛ افق‌‌ها و آرمان‌‌ها

نهج‌‌البلاغه؛ افق‌‌ها و آرمان‌‌ها

Статистика
@nahjolbalaghe_cloopперсидский

درنگاه‌علی(ع)جامعه؛بدون‌اندیشه‌وتدبیرومشارکت،بی‌مهر ومداراومیانه‌روی،بدون‌قسط‌وعدالت‌وآزادی،بی‌رفاه‌ورحمت‌وآرامش،بدون‌رعایت‌حقوق‌وحرمت وکرامت‌انسانهاوبی‌نفی‌‌جهل‌و‌تعصب‌وخشونت،قابل‌تصورنیست. ارتباط‌بامن: @ersale_nazarat نوشته-دغدغه‌های محمدرضادین‌پرور

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
867
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
762
20 постов
Вовлечённость
87,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
171
1/48двое суток
195
1/72трое суток
211

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • https://www.aparat.com/v/QwG5g نگاه نگرانت را از ما مگیر!

  • خدایا! آنقدر عقل و شعورم ببخش که قدرت و معنای کلمات را ملوّث نسازم‌، در صحنه عمل، حقیقت و دلالت اندیشه را گرامی بدارم و هیچگاه حق و باطل را بهم درنیامیزم.

  • 25 июн.1 1411013

    🖱 ❤️از دامن آن صحرای خوف انگیز یک گل شکوفه کرد: گل انسانیت، فطرت و آزادگی. آنجا تنها یکی از تجلی گاههایی بود که انسان و انسانیت معنا یافت، یکی از آنجاهایی که میتوان انسان و گوهره وجودی او را شناخت. 💎کربلا ظرف زندگی اجتماعی نوع انسان است تا در آن منشور بنگریم و بياموزيم که هر یک از ما در شدیدترین شرایط بحرانی و سخت و در ساحت های مختلف و ابعاد گوناگون حیات فردی و اجتماعی چه رفتاری را میتوانیم از خود بروز دهیم. 🕊حسین در آن صحرای بی کسی توانست گوهر ذاتی انسان را به نمایش بگذارد تا هر کسی از خلال آن بتواند به حال خویشتن بنگرد و بر احوال زارِ تفوّق شر و شرارت در هر جا بگرید و به افق عدالت و عشق و آزادی امید بندد. https://t.me/nahjolbalaghe_cloop

  • قربان و قربانی از نگاهی دیگر... 🔸آیا خداوند از همان ابتدا می‌خواست ابراهیم، اسماعیلش را قربانی کند؟ آیا می‌خواست ابراهیم، اسماعیلش را بکشد؟ 🔹آیا همین خدایی که این همه مهربان بود و این همه نعمت‌ها به ابراهیم و اسماعیل و عشیره‌شان داده بود؛ می‌خواست که او فرزند عزیزش و نور دیده‌اش را قربانی کند؟! 🔸نه! و صد بار و هزار مرتبهٔ دیگر نه! همان زمان که اشک از دیدگان ابراهیم جاری بود و فرشتگان الهی نیز از حُجره‌های آسمانی خود، سر برون آورده و با او می‌گریستند؛ جبرئیل بر او پدیدار شد و گفت: 🔹"خدایت فرماید: اسماعیل را نه، بلکه گوسفندی را در راه دوست قربانی کن!" و اینگونه بر حرمت خون انسان‌ها، تأکیدی فزون‌تر نهاد. 🔸به گمان من خداوند با این داستان، طرحی داشت برای نجات انسان‌ها از قربانی شدن در پای سیاه نمرود و نمرودیان... 🔹می‌خواست به آدمی زادگان تلنگری بزند تا مبادا در جهت مطامع دیگران خود را فدا کنند! 🔸تا حال که ابراهیم نتوانسته فرزندش را حتی به اذن خدا بکشد، دیگر هیچکس نتواند انسان دیگری را به بند ذلّت و حقارت کشد، حقوق انسانی‌اش را زیر پا نهد، زجرش دهد و خونش را بریزد! 🔹تا بگوید هیچکس حتی در پیش پای خدا و در برابر آستان او و برای قرب به مقام کبریای او نیز نباید قربانی شود... 🔸تا بگوید شرافت و رستگاری آدمی و مقام بلند و والای او از مسیر کشتن و کشته شدن نمی‌گذرد و تا اینگونه بر حرمت خون و کرامت انسان‌ها تأکیدی فزون‌تر کند. https://t.me/nahjolbalaghe_cloop

  • قسمتی از نامه مهندس بازرگان از زندان به فرزندانش را بنگرید! حیف که ارباب روحانیّتِ بی معنویّت و باندهای قدرت، تلاشهای او را بر باد دادند و او را معزول و مضروب و خانه‌نشین کردند.

  • قسمتی از نامه مهندس بازرگان از زندان به فرزندانش را بنگرید! حیف که ارباب روحانیّتِ بی معنویّت و باندهای قدرت، تلاشهای او را بر باد دادند و او را معزول و مضروب و خانه‌نشین کردند.

  • ❗️با نگاهی دیگر به آیه، این پرسش پیش می‌آید که برای پناه به خداوند سپیده‌دم، چرا قرآن پس از شب فراگیر، از دو خوی ناپسند:«وسوسه گری و حسد» نام برده است. ❓بنظر شما چرا؟ ⁉️مگر این دو صفت و ویژگی چقدر مهم است که با دوری از آندو می‌توانیم از تیرگی رها و گام‌هایی…

  • من شر غاسق اذا وقب غاسق: شبِ فراگیر، مار سیاه، شخصی که داخل و پنهان شود. وقب: گودی در سنگ، هر گونه فرورفتگی مثالِ بارزِ غاسق، تاریکی شب دیجور است که در آن رهزنان و جانوران و خواب و خیالات وحشت انگیز از کمینگاهها و از خلال جانها و درون آدمیان سر بر آورده،…

  • قُل اعوذُ بِربّ الفلق... بگو پناه می‌برم به پروردگار سپیده‌دم از هر شر و سیاهی مطلق و فراگیر که بی هیچ حدّ و قید و قانون و اخلاقی همی‌تازد.

  • 21 февр.37321из partoveqoran

    قُل اعوذُ بِربّ الفلق... بگو پناه می‌برم به پروردگار سپیده‌دم از هر شر و سیاهی مطلق و فراگیر که بی هیچ حدّ و قید و قانون و اخلاقی همی‌تازد.

  • 19 февр.36664из partoveqoran

    تفسیر نو برای نسل نو بازخوانی: «پرتوی از قرآن» آیت‌الله طالقانی ارائه:محمدرضا دین‌پرور نبش‌دانشسرای‌شش۸شب پیامک: ۰۹۳۷۹۳۵۶۴۶۳ https://t.me/partoveqoran

  • 4 февр.49424из partoveqoran

    🟢 آی... ای رُبوبیّتِ وسیع و فراگیرنده! 🟡 ای همو که پیوسته درون جهان و زیر پوست‌ها و پرده‌های گوناگونِ هر دورانی را می‌پرورانی و چون آمادهٔ ظهور شدند، آن پرده‌ها و پوست‌ها را سرشکاف می‌کنی و بر هر جا خیر و نور و رحمت می‌پراکنی! 🔴 به تدبیرت تاریکی را بشکاف و از زمین و زمان و بذر و چشمه و ابر، جوانه و آب‌های زلال و باران‌های حیات‌بخش بر ما بریز! https://t.me/partoveqoran

  • 4 февр.1 212411

    امروز _ جشنِ رهایی انسان _ بر تمام آتش‌به‌جانان و روزگارْسیاهان فرخنده‌باد! https://t.me/nahjolbalaghe_cloop

  • از درد ما است که در دل تار شب در دل نخلستانهای دور از سویدای دل می نالد.

  • 31 дек.1 3209

    https://t.me/nahjolbalaghe_cloop

  • 24 нояб.1 23249

    عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی‌سینا همدان درباره روایت منسوب به فاطمه زهرا(س) درباره دیده نشدن زنان گفت: حضرت فاطمه زهرا(س) به عنوان بانوی اول اسلام، الگویی از حضور اجتماعی زنان در صدر اسلام بود، اما تاریخ نشان می‌دهد نگرش‌های خاصی، به ویژه از قرن دوم و سوم هجری، فعالیت اجتماعی زنان را محدود کرده و آنان را به خانه‌نشینی و عدم دسترسی به فرصت‌های برابر سوق داده است. تاریخ جوامع مسلمان نشان می‌دهد که به‌سبب غلبه اندیشه «خانه‌نشینی» و «پرده‌پوشی» زنان، هرگز اقدامات جدی برای توسعه نقش آنان انجام نشده است. زنان در بسیاری از دوره‌ها به‌عنوان سرمایه انسانی و اجتماعی مورد پشتیبانی قرار نگرفته‌اند. غیرت‌ورزی‌های افراطی مردان و دغدغه حفظ امنیت و حیثیت خانواده، آزادی زنان را محدود کرده و آنان را از دانش‌افزایی، دسترسی به موقعیت‌های اجتماعی و فرصت‌های برابر با مردان باز داشته است. محدودکردن نقش زنان به خانه‌داری، همسرداری، زایش و پرورش فرزند باعث شده استعدادهای فردی و قابلیت‌های جنسیتی آنان نادیده گرفته شود و این روند معمولاً با توجیهات دینی همراه بوده است. یکی از ابزارهای این توجیهات، استناد به سخنان بزرگان دین به‌ویژه زنان سرآمد است؛ زیرا گفتار و رفتار پیشوایان دینی برای مسلمانان مستند شرعی بوده و فقیهان نیز بر پایه آن‌ها به استنباط حکم پرداخته‌اند. در حوزه زنان، روایات بسیاری مورد استناد فقیهان قرار گرفته و گاهی نقش آنان را در شریعت و عرصه اجتماعی محدود کرده است. از جمله این روایات، سخنی منسوب به حضرت فاطمه(س) است که در آن آمده «خَیرٌ لَهُنَّ أَن لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَرَوْنَهُنَّ»؛ یعنی «بهتر است برای زنان که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند»؛ این روایت برای برخی دینداران مبنایی برای مقابله با کنشگری زنان شده و حتی برخی زنان نیز به‌طور عملی به آن استناد کرده‌اند و خانه‌نشینی و پوشیدگی افراطی را رفتاری همراه با پاداش الهی دانسته‌اند. کمی اسناد روایت در منابع اصلی و وجود تنها دو سند از راویان بصره و راویان واسط (شهری در عراق) در برخی کتاب‌های روایی متأخر، نشانه ضعف جدی سندی این متن پراستناد است. متن این روایت، افزون بر تعارض با قرآن کریم و عقل عرفی بشر، گفتمانی را مطرح می‌کند که با سیره عملی زنان در صدر اسلام کاملاً در تضاد و تناقض است. این متن حضور اجتماعی زنان را نادیده گرفته و خلاف آن را توصیه می‌کند. این متن جعلی، با انتساب سخنی ساختگی به خاندان پاک پیامبر(ص)، تلاش کرده است کنش اجتماعی زنان را حذف و خانه‌نشینی آنان را تثبیت کند. این روایت توانست قرن‌ها بر ذهنیت مسلمانان اثر بگذارد و با بهره‌گیری از اعتماد به نام اهل‌ بیت(ع)، زنان را از مواهب پیشرفت علمی، معرفتی و تمدنی محروم کند./ ایکنا https://iqna.ir/fa/news/4318657 @iqnanews96

  • 24 нояб.1 08010

    باید که بیش از مالیات به عمران و آبادی زمین بیندیشی، که هر کس بدون رونق اقتصادی (بی رشد و توسعه و بدون آنکه چراغ جایی را برافروزد) مالیات‌ و عوارض را افزون گیرد، کشور را ویران و ملت را نابود کرده است... نهج‌البلاغه.نامه۵۳

  • 11 нояб.1 03252

    در جامعه‌ای مردسالار؛ آنک دختری تنها بازخوانی کتاب «فاطمه فاطمه است» اثردکترعلی‌شریعتی کاری از محمدرضا دین‌پرور تهیه از طریق: @ersale_nazarat

  • 30 окт.1 350123

    🔹 ما عقب گرد داریم...[می خواهیم] برای دنیای جدید ایده تازه بدهیم [اما] با همان رویکرد و تفکر اخباری‌گری که از اساس اجازه تحول فکری نمی دهد. در عمل، مبنای تفکر[شان] این است که برای همه چیز باید در همین متون حدیثی گشت و راه حل یافت. من نقد فلسفه سنتی را از سوی آنها دوست دارم اما هیچ جایگزینی ندارند. مثل آخر صفوی، که فلسفه قدیم نقد شد و اخباری‌گری جایش را گرفت. فیض کاشانی کتاب درباره اسب می نوشت اما فقط تعدادی روایت بود! 🔹 مفهوم علم در میان ما، روز به روز دور از نگرش علمی ـ تجربی شد. به نظرم سیطره تفکر صدرایی نقش مهمی در تخریب معنای علم تجربی داشت، و ما را در امتداد هزاران سال، در قانع شدن، به همان سرمایه های کهن عقل گرایانه یونانی در هر دو بعد عقل بحثی و شهودی، پیش برد، و زمینه نوعی انقلاب فکری و علمی را آن هم درست وقتی اروپا متحول شد، از دست ما گرفت. ما دلخوش به وحدت عاقل و معقول و اتحاد با عقل فعال بودیم در حالی که دقیقا در مسیر انفعال حرکت می کردیم. 🔹 من صرف تکیه بر تفکر تجربی را ستایش نمی کنم، اما تا اینجا این حرف درست بود که قرآن نگرش واقع گرایانه ای به علم داشت که مسلمانها از آنها دور شدند. از همان ابتدای اسلام، برخلاف روش قرآنی که علم را در معنای عام به کار می برد، علما، علم را به معنای حدیث گرفتند. ده ها کتاب و رساله هست که نام کتاب العلم دارد، در بخاری و کافی هم هست اما همه آنها مقصودشان علم حدیث است. به تبع آن، علم اصلی، همان علم دینی شد و بقیه در حاشیه قرار گرفتند. هیچ کس علم را جز افرادی نادر مثل رازی و بیرونی، جدی نگرفت. 🔹 این که دنیای اسلام توانست بهره ای در علم داشته باشد، حرفی نیست اما باید بدانیم هیچ نوع انقلاب علمی [در هیچ زمانی میان مسلمانان] پدید نیامد، انقلابی مشابه آنچه در رنسانس و پس از آن قرن های هفدهم و هجدهم در بغداد پدید نیامد. ما همان علوم یونانی را توسط فارابی و ابن سینا، لباس جدید پوشاندیم. اتفاق خاصی نیفتاد. دانش های فرعی ما توسعه یافت. البته در زمینه حقوق و فقه، توسعه داشتیم اما آنها هم به دلایلی، متوقف شد. 🔹 ما انتظار داشتیم بعد از انقلاب، ادبیات علمی تری را داشته باشیم. متاسفانه نه فقط در علم، کار جدی نکردیم، بلکه از لحاظ دینی هم نگرش های عاقلانه جای خود را به تمایلات  خرافه گرایانه واگذار کرد. 🔹طی سه چهار دهه گذشته، بر شمار آداب و رسوم مذهبی بی پایه افزوده شده، حجم داستان های شگفت در مداحی و روضه خوانی بیشتر شده، و باورهایی که به تدریج در حال گرفتن رنگ تقدس است، فزونی یافته است. حتی بر شمار امامزاده ها هم افزوده شده است. شما عقب ماندگی علمی را هم به عنوان خرافات علمی در نظر بگیرید، چیزی که در رشد پدیده ای ساختگی و ناشی از تنفر نسبت به غرب، به نام طب سنتی قابل مشاهده است. همه آنها که از طب سنتی ترویج می کنند، به طور مداوم به علم جدید حمله می کنند. بنده وقتی این دوره را با دوره صفوی مقایسه می کنم، فرق چندانی نمی بینم. چنان که دوره قاجاری هم تا اواسط راه و حتی بعد از آن همین طور است... 🔹حقیقت آن است که ترویج خرافات، قدری هم در گرو این است که کسانی که قدرت و پول دارند، می خواهند خود را مذهبی تر هم نشان دهند و از این راه، بهره برداری بیشتری بکنند. این کار معمولا در دل خرافات راحت تر انجام می شود. جنس آدمهای متدین پولدار، مدام به سمت ظاهربینی غش می کند. به میزان دینداری باید عقل را هم تقویت کرد. آدم هایی را داشتیم که اوائل انقلاب، نگاه های روشنفکری بهتری به دین داشتند، اما به تدریج، یا سکوت کردند یا خود به حمایت از این امور پرداختند. 🔹 ما در این دوره، شاهد تکرار صفویه هستیم؛ مقصودم به خصوص روی این جهت است که در دوره آخر صفوی، تلاش کردند همه علوم را از دل احادیث درآورند، مشابه این تلاش را در اسلامی کردن علوم در دوره جدید مشاهده می کنیم. گاهی آنها که فلسفی ترند می گویند ما در کل می خواهیم نگرش توحیدی را حاکم کنیم، اما به طور مشخص، عده ای دنبال آن هستند که از دل احادیث و متون دینی، همه علوم را استخراج کنند. برخی می گویند می خواهیم علوم انسانی و اجتماعی را استخراج کنیم، برخی پا را بالاتر گذاشته و همه علوم را می گویند. مشکل این است که فکر علمی، فکر کشف روابط علمی در جهان، فکری که بتواند مثل نیوتن یا انیشتین عمل کند، در عمق فکر ما نیست. با این وضع، ما حتی تشیع را از عقل هم دور می کنیم. رسول جعفریان

  • مپرس از عدل او در کشور روم و گر نامش بپرسی قیصر روم ز عدل او همه کشور چنان بود کز آبادی زمین چون آسمان بود چو عدل و داد بودش کار و پیشه به عدل و داد فرمودی همیشه ز بس کو در جهان داد و دهش کرد جهان تندخو را خوش منش کرد چو برحق بود، بی دینی نیاورد به ناحق خونی از بینی نیاورد نه ظلم شمع بر پروانه بگذاشت نه بومی را یکی ویرانه بگذاشت اگر یک طفل، پُر زر کرده طشتی به گِردِ کشورِ قیصر بگشتی ز بیم شه نبودی یک ستمگر که پرسیدی که این خاک است یا زر چنان عدلش گشاده داشتی دست که دست باد بر سنبل فروبست عطار