چوب الف | محمدصادق فرامرزی
Статистикаو آبهای جهان تا از آسیاب افتاد قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 32
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 70
- 1/48двое суток
- 80
- 1/72трое суток
- 86
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔸دیوار خانهها نخستین «مرز» احداث شده از سوی بشر بود. چنانکه بی این دیوار، خانواده نیز امکان دوام نداشت. Our Girls چالشِ اخلاق، همسرنوشتی و تعهد است در جهانی که نخستین مرز خود یعنی دیوار خانه را از دست داده است... استعاره این جهان بیمرز در چالش اصلی فیلم ظاهرا در حاشیه است اما مناسبات سیال میان این خانوادهها در نسبت واقعی با لحظه سقوط مرزهاست! 🔹فیلم البته نه در جایگاه موعظهگرانهای مینشیند تا نسخه بازگشت به الگوی سنتی خانواده را تجویز کند و نه در پسِ تخیل رادیکالش از فروریختن دیوار، قابِ آزادی میسازد... صرفا نهیب میزند که در این جهان که مرز نخستینش فرو ریخته است تا کجا هنوز درک مشترک و امکانِ اخلاقی مییابیم؟ اگر بیابیم! #معرفی_فیلم @sadeqfaramarzi
. 🎯 کسی وقت ندارد، اما همه محتاج دانستناند؛ بهتر است «لید» را احیا کنیم 🔴 بیستسال پیش، که اینترنت در حال گسترش عمومی بود، خیلیها خوشبین بودند که دوران بیسابقهای از آگاهی و تساهل و انساندوستی در راه است. حالا آن خوشبینیها دود شده و به هوا رفتهاند.…
. 🎯 کسی وقت ندارد، اما همه محتاج دانستناند؛ بهتر است «لید» را احیا کنیم 🔴 بیستسال پیش، که اینترنت در حال گسترش عمومی بود، خیلیها خوشبین بودند که دوران بیسابقهای از آگاهی و تساهل و انساندوستی در راه است. حالا آن خوشبینیها دود شده و به هوا رفتهاند. جهان درگیر چنان بحرانهایی است که برخی محققان حتی انقراضِ قریبالوقوع بشر را دور از ذهن نمیدانند. 🔴 آدام توز، مورخ بزرگ آمریکایی-انگلیسی، میگوید ما واردِ دورۀ «بحرانهای چندگانه» شدهایم. دورهای که شاخصۀ آن پیچیدگی و در هم تنیدگیِ فزایندۀ مسائل است. در عصر بحرانهای چندگانه کافی نیست که فقط یک چیز بدانید، هر چند این دانش بسیار دقیق باشد. 🔴 بلکه لازم است علاوه بر تخصص، چیزهای بسیاری بدانید، تا در بافتی از دانش قرار بگیرید که به شما اجازه دهد ارتباط موضوعات با همدیگر را درک کنید و از انواع و اقسام دامهای ظریفی بپرهیزید که شبکههای اجتماعی و بنگاههای خبری پیش پای شما پهن میکنند. 🔴 ضرورتِ دانستنِ چیزهای بسیار در عصرِ بحرانهای چندگانه است که «انتخاب رسانۀ قابلاعتماد» را به مسئلهای تبدیل کرده است که میارزد وقت و هزینۀ کافی برای آن صرف کنیم. «لید» خدمت رسانهای جدید ترجمان، تلاشی است برای ارائۀ بستههای کوچکی از دانستنیهای ضروری در قالب ویدئو. 🔴فلسفۀ «لید» از تاریخِ نامش الهام میگیرد. در قرن نوزدهم، اختراع تلگراف نوید انقلابی عظیم را در روزنامهنگاری میداد. اما مشکلاتی جدی وجود داشت: هزینۀ ارسال پیام با این تکنولوژی جدید بسیار بالا بود و خطوط ارتباطی هر لحظه ممکن بود قطع شود. 🔴 روزنامهنگاران برای فائقآمدن بر این مشکلات دست به ابتکار تازهای زدند. آنها اخبار را در کوتاهترین حالت ممکن و با اولویتدادن به مهمترین اتفاقات ارسال میکردند تا اگر خطها قطع شد، اصلیترین بخشهای پیام منتقل شده باشد. نام این روش را «لید» نوشتن گذاشتند. 🔴 در «عصر حواسپرتی» که هیچکس وقت ندارد، اما همه نیاز به دانستن دارند، ترجمان تصمیم گرفته است «لید» را به سبکی جدید احیا کند. لیدهای ترجمان در قالب ویدئوهایی کوتاه ارائه میشود که عصارۀ گزارشهای ژورنالیستیِ مهم در مطبوعات معتبر جهانی یا کتابهای تازه را در قالبی فشرده ارائه میکند. 🔴متنهای لید با وسواس ترجمه، خلاصهسازی، بازنویسی و ویرایش میشوند و تمرکز آنها، عمدتاً بر کلانحوزههای جامعه، سیاست و فرهنگ خواهد بود. محتوای لید مستقل از محتوای مجله، سایت و شبکههای اجتماعی ترجمان است و آن را باید بهمثابۀ محصولی مستقل در نظر گرفت. 📌 لید را بینید، دنبال کنید و به دوستان خودتان معرفی نمایید. 🔗https://B2n.ir/zn3120 @tarjomaanweb
🔻غنینژادیسم با دفاع ملی ایرانیان چه میکند؟ 🔻 گفتوگو با احسان فرزانه پژوهشگر مسائل اقتصاد سیاسی در قسمت ۱۶۰ «فرهیختگان گپ» 🎥 ویدیو کامل در یوتیوب | آپارات | سایت #فرهیختگان_گپ کاری از مجله تصویری فرهیختگان @FarhikhteganMag
🔻غنینژادیسم با دفاع ملی ایرانیان چه میکند؟ 🔻 گفتوگو با احسان فرزانه پژوهشگر مسائل اقتصاد سیاسی در قسمت ۱۶۰ «فرهیختگان گپ» 🎥 ویدیو کامل در یوتیوب | آپارات | سایت #فرهیختگان_گپ کاری از مجله تصویری فرهیختگان @FarhikhteganMag
🎯 ظهور یک نابرابری جدید — بگو چقدر پول داری تا بگویم چقدر میتوانی سواد داشته باشی 🔴 آنقدر تحقیقات در این زمینه پرشمارند که حالا دیگر میتوان با اطمینان گفت، «متوسط سواد انسانها رو به کاهش است». مثلاً در بیشتر کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، نمرات سوادآموزی بزرگسالان طی دههٔ گذشته ثابت مانده یا افت کرده است. تواناییِ خواندن و نوشتن در مدارس ابتدایی رو به کاهش است و اختلال کمتوجهی-بیشفعالی در میان دانشآموزان بهشکلی بیسابقه افزایش پیدا کرده. اما یک چیز کمتر مورد توجه قرار میگیرد: بیشترین نشانههای کاهش سواد و تواناییهای ذهنی در میان فقیرترین گروهها دیده میشود. 🔴 آنچه جانبرن-مرداک، روزنامهنگار فایننشالتایمز، «فرهنگ پسامتنی» میخواند، یعنی جایگزینی خواندن با مصرفِ تصاویر و ویدئوهای کوتاه در شبکههای اجتماعی، میتواند نوعی نابرابری جدید ایجاد کند. 🔴 اتفاقی که شباهت بسیاری با مصرف خوراکیهای ناسالم دارد. هرچه تنقلاتِ فرآوریشده دسترسپذیرتر و اعتیادآورتر شدهاند، فاصله میان کسانی که امکانات لازم را برای سبک زندگی سالم دارند و کسانی که در برابر فرهنگ غذاییِ چاقکننده آسیبپذیرند بیشتر شده است. این شکاف آشکارا رنگوبوی طبقاتی دارد؛ در سراسر غرب، چاقی با فقر پیوندی قوی دارد. بعید نیست در سالهای آینده اختلال تمرکز، عملکرد نامناسب در مدرسه و کمسوادی هم پیوندی قدرتمند با سطح فقر پیدا کند. 🔴 ماریان وُلف، پژوهشگر و نویسندۀ کتاب «آهسته بشتاب» نشان داده است که پرورش توانایی خواندنِ متنهای بلند واقعاً ذهن را دگرگون میکند: دایرۀ واژگان را بیشتر و فعالیت ذهنی را به نیمکرهٔ چپ که تحلیلیتر است میبرد و توان تمرکز، استدلال و تفکر عمیق را بیشتر میکند. 🔴 اما توانایی خواندنِ متنهای بلند، مهارتی ذاتی نیست و باید آموخته شود. در تاریخ مدرن، آموزشِ این مهارتِ بنیادین یکی از وظایف اصلی مدرسه بوده، اما محیط دیجیتال چنانکه کال نیوپورت در کتاب خود، کار عمیق، نشان میدهد، اساساً برای حواسپرتی ساخته شده: اعلانها برای جلب توجه رقابت میکنند، شبکههای اجتماعی عمداً اعتیادآور طراحی شدهاند و انبوه محتوا ما را به جابهجا شدنِ سریع کانونِ توجه عادت میدهد. این الگوریتم ذهن را به سرسریخوانی، یافتن الگوهای تکراری و پریدن بیوقفه از متنی به متن دیگر خو میدهند. 🔴 صریح باشیم: انتخاب شناختیِ سالم آسان نیست. در فرهنگی سرشار از سرگرمیهای فوری، توانایی خواندن متنهای بلند شاید بهزودی به قلمرو خردهفرهنگهای نخبگان محدود شود. 🔴 اگر چنین اتفاقی بیفتد، چه میشود؟ نوجوانانی که توان اندیشیدن بلندمدت را از دست دادهاند قبیلهایتر و غیرعقلانیتر میشوند؛ به واقعیتها و حتی رویدادهای تاریخی بیاعتنایی میکنند، به «وایب» اهمیت میدهند تا استدلال و آمادهٔ پذیرش نظریههای توطئهاند. اگر این توصیف آشناست، شاید نشانهای است از آنکه تا چه اندازه در این مسیر پیش رفتهایم. این وضعیت فرصت تازهای برای فساد در سیاست میسازد، چون مردم را مستعد فریبخوردن و سادهبینی میکند و همیشه سیاستمدارانی پیدا میشوند که از چنین مردمی سوءاستفاده کنند. 📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «تفکر دارد به کالایی لوکس بدل میشود»، نوشتۀ مری هرینگتون است که در شمارۀ ۳۶ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. @tarjomaanweb
без подписи
✅ گفتگوی خوبی بود(بخصوص نیمه دومش) درباره پیشفرضهای غلطی همچون آغاز مدرنیزاسیون ایران در دوره پهلوی اول که از شدت تکرار تبدیل به یک باور عمومی شده است. 📎 https://youtu.be/9aMe3K4REik?si=NnTKg73sWMzi1xub @sadeqfaramarzi
✅ گفتگوی خوبی بود(بخصوص نیمه دومش) درباره پیشفرضهای غلطی همچون آغاز مدرنیزاسیون ایران در دوره پهلوی اول که از شدت تکرار تبدیل به یک باور عمومی شده است. 📎 https://youtu.be/9aMe3K4REik?si=NnTKg73sWMzi1xub @sadeqfaramarzi
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
📸 با آنکه زنان بار اصلی آیین اربعین را به دوش دارند اما در کمتر قاب دوربینی دیده میشوند... اندرونی این بزم معرفت را دستان زنان راهبری میکند و رهگذران، بیرونی این میهمانسرا را به چشم میبینند؛ گذشته از آنکه فرهنگ عمومی عراق هم چنان نیست که زنان را چندان به بیرونی بکشاند... اما هرچه که هست خشت به خشت این عمارت را محبت میسازد و زنانند که معمار محبت بودهاند در تاریخ. #گزارش_تصویری عکاس: حسین عماد جفات
🔴 دربارهی پرفسور شاندلِ شریعتی و فقر تخیلِ مفهومی دکتر غنینژاد ✍سینا جهاندیده دکتر موسی غنینژاد، اقتصاددان و یکی از شناختهشدهترین منتقدان سنت چپ و روشنفکری دینی در ایران معاصر است. بخش مهمی از فعالیت فکری او در سالهای گذشته معطوف به نقد مارکسیسم، اندیشههای جمعگرایانه و شخصیتهایی چون علی شریعتی بوده است. او در برخی گفتوگوها و نوشتههای خود تلاش کرده است نشان دهد که بسیاری از مفاهیم رایج در روشنفکری ایرانی، بهویژه در دهههای چهل و پنجاه، متأثر از ایدئولوژیهایی بودهاند که به باور او با آزادی فردی و عقلانیت اقتصادی ناسازگارند. اما در نقد اخیر خود بر علی شریعتی، غنینژاد از سطح نقد یک اندیشه فراتر رفته و شریعتی را «شیاد» دانسته است. یکی از دلایلی که برای این داوری مطرح کرده، ارجاع شریعتی به شخصیتی به نام «پروفسور شاندل» در آثارش است. استدلال این است که چون چنین شخصیتی در جهان بیرونی وجود نداشته، پس شریعتی با ساختن یک شخصیت موهوم دست به فریب زده است. اما این استدلال، پیش از آنکه مسئلهای دربارهی شریعتی باشد، مسئلهای دربارهی فهم ما از فلسفه، ادبیات و تاریخ اندیشه است. پرسش اساسی این است: آیا هر شخصیتی که در یک متن فکری ظاهر میشود، باید دارای وجود تاریخی و شناسنامه بیرونی باشد تا معتبر تلقی شود؟ اگر چنین معیاری را بپذیریم، باید بخش بزرگی از میراث فلسفی بشر را کنار بگذاریم. آیا سقراطی که در آثار افلاطون سخن میگوید، دقیقا همان سقراط تاریخی است؟ یا شخصیتی است که افلاطون برای بیان پرسشها و اندیشههای فلسفی خود ساخته و پرداخته است؟ ما امروز میدانیم که میان «سقراط تاریخی» و «سقراط افلاطونی» فاصله وجود دارد. اما هیچ فیلسوف جدیای به این دلیل افلاطون را متهم به جعل و فریب نمیکند. آیا زرتشت نیچه همان زرتشت تاریخی است؟ آیا نیچه قصد داشت یک زندگینامه تاریخی از پیامبر ایرانی بنویسد؟ روشن است که چنین نبود. زرتشت در کتاب چنین گفت زرتشت یک شخصیت مفهومی است؛ صدایی فلسفی که نیچه از طریق آن درباره مرگ خدا، انسان برتر و دگرگونی ارزشها سخن میگوید. فلسفه و ادبیات همواره از چنین شخصیتهایی ساخته شدهاند. شخصیت مفهومی، نه یک دروغ تاریخی، بلکه ابزاری برای اندیشیدن است. انسان متفکر گاهی برای آنکه بتواند با خویشتن گفتوگو کند، دیگریای میآفریند؛ صدایی که از او جداست و در عین حال بخشی از وجود فکری او را نمایندگی میکند. از همین منظر باید به شاندل نگاه کرد. شاندل را نمیتوان صرفاً با این پرسش سنجید که «آیا چنین استادی در دانشگاهی در فرانسه وجود داشته است؟» پرسش درستتر این است که: «شاندل در نظام فکری شریعتی چه نقشی ایفا میکند؟» شاندل در واقع همان «دیگری» شریعتی است؛ یک شخصیت واسطه که شریعتی از طریق او با خود، تاریخ، دین و جهان مدرن وارد گفتوگو میشود. شریعتی با خلق این شخصیت میان خود نویسنده و خود متفکر فاصله ایجاد میکند؛ فاصلهای که امکان اندیشیدن و خودنقدی را فراهم میآورد. حتی خود نام «شاندل» نشاندهنده همین بازی نمادین است. واژه فرانسوی Chandelle به معنای «شمع» است و شریعتی با این نامگذاری، به نوعی رمزگذاری شخصی نیز دست زده است؛ زیرا «ش» و «م» و «ع» به عنوان حروفی از نام «شریعتی، علی، مزینانی» خوانده شدهاند. بنابراین شاندل نه یک شخصیت جعلی برای فریب مخاطب، بلکه یک تمهید ادبی و فکری است؛ همانگونه که زرتشت نیچه یا سقراط افلاطون نیز شخصیتهایی فراتر از وجود تاریخی صرف هستند . نکته مهم اینجاست که در سنت فلسفی، حقیقت همیشه از مسیر گزارش واقعیت بیرونی به دست نمیآید. گاهی حقیقت در اسطوره، استعاره، گفتوگوی خیالی و شخصیت مفهومی آشکار میشود. اگر معیار داوری درباره فلسفه و ادبیات، فقط وجود خارجی شخصیتها باشد، باید بسیاری از بزرگترین آثار تمدن بشری را فاقد اعتبار بدانیم. این نوع نگاه، ناشی از نوعی تقلیلگرایی است؛ یعنی فروکاستن جهان پیچیده اندیشه به معیارهای اثباتپذیری علوم تجربی یا اسناد تاریخی. اما فلسفه، ادبیات و علوم انسانی با «امکانهای معنا» سروکار دارند، نه فقط با اشیای قابل اندازهگیری. نقد شریعتی میتواند و باید صورت بگیرد؛ میتوان دربارهی نسبت او با مارکسیسم، اسلام سیاسی، ایدئولوژی، روشنفکری و مدرنیته بحث کرد. اما نقد جدی باید با اندیشه او درگیر شود، نه اینکه یک شخصیت مفهومی را با معیار اداره ثبت احوال داوری کند. مسئله شاندل در نهایت مسئله شریعتی نیست؛ مسئلهای درباره فهم ما از اندیشه است. جامعهای که میان «وجود تاریخی» و «حقیقت مفهومی» تفاوت نگذارد، نه تنها شریعتی را بد میفهمد، بلکه افلاطون، نیچه، کییرکگور و بخش بزرگی از تاریخ فلسفه را نیز نخواهد فهمید. @tabarshenasi_ketab