- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 16
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 50
- 1/48двое суток
- 57
- 1/72трое суток
- 61
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دوستم به هفتصد و هفتاد روش مختلف و غیرمستقیم کادوهای مورد علاقهاش برای تولدش را برایم فرستاده. واقعا از این میزان طنازی و زیرکی به شگفت آمدم و در حال نلاشم که بینمک درونم را متوقف کنم و یک دست پارچ و لیوان برایش نگیرم.
کاش به طفولیت برمیگشتم و آن برچسبهای کوفتی را به هر جایی که دوست داشتم میزدم.
درس عبرت برای در تخفیف چیزی نخریدن.
این بار شیرینی چنان بدمزه و ناجالب بود که دیگر به نظرم آدمها واقعا شیرینی هستند.
کاش آدمها شیرینی بودند.
شیرینیفروشی مورد علاقهام تخفیف داشت. در نهایت هزینه بستهبندی و ارسالش از قیمت خود شیرینی بیشتر شد. سیرک!
من در حال ارزو کردن کنسل شدن قرار، توسط هر کسی جز خودم*
این سفارش، جنگ من با اضطراب اجتماعیام بود.
هنوز پول سفارشی که کنسل کردند به حسابم واریز نشده. بهخاطر همین چیزهاست که گفتم زودتر زیاد شوید. الان میتوانستیم لشکرکشی کنیم.
چرا همه چیز قسطی شده؟ مطمئنم تا چند ماه پیش "هر چیزی" قسطی نشده بود و قدرت خرید نقدی دو تکه وسایل را داشتیم.
با اینکه سفارشم را پیگیری کردم، محصول اشتباه است. کاش پیگیری نمیکردم و یادم میرفت چنین سفارشی دارم.
از جابهجا شدن شب و روزم ناراضی نیستم. تا ساعاتی طولانی مطمئنم هیچکس نیست که از وجود و حضورش خوشحال شوم و مجبورم با سختی کارها کنار بیایم.
بههرحال، نجاتدهندهی من هر چیزی بود جز نجاتدهنده.
این قضیهی نجاتدهنده و اینها از دهن افتاد؟
باید یاد بگیرم از وقتم درست استفاده کنم.
نمیدانم این کمحرفی و گوشهگزینی حاصل بزرگسالیست یا غمِ شرقی بودن.
دوست دارم فقط چیزهای ضروری بخرم ولی خب واقعا در این خراب شده تفریح دیگری جز ذوق برای چیزهای چرتوپرت ندارم.
هزار بار هشدار میدهند که صرفاً چون فلانی n کیلو وزن کم کرده، به حرفهایش گوش نکنید. بعد دقیقاً یکی با جمله «من n کیلو کم کردم» مجوز نوشتن برنامه ورزشی و غذایی را به خودش تقدیم میکند.
بهتر است آن دلقک بازندهای که جا زده و در سردرگمی غرق شده، من نباشم.
نشستهام و میبینم که یکی یکی اهداف و آرزوهایم را هر کسی جز من تیک میزند؛ انگار نجاتدهنده، آینه را فراموش کرده است.