tgindex
کانال علمی افق رویداد

کانال علمی افق رویداد

Статистика
@ofoghroydaddКнигиперсидский

#زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_آبادی صفحه رسمی کانال افق رویداد تاسیس ۲۰۱۵ کانال دیگر ما: @ofoghroydad آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب: @ofoghclip

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
53
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
13 323
+7 за 3 дн.
Сутки
−3
−0,02%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 442
40 постов
Вовлечённость
18,3%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 53
Упоминаний
6
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1 250
1/48двое суток
1 432
1/72трое суток
1 545

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • وقتی تلاش برای متفاوت بودن، گفت‌وگوهای آنلاین را منفی‌تر می‌کند پژوهشی جدید نشان می‌دهد که منفی‌تر شدن گفت‌وگوهای شبکه‌های اجتماعی فقط نتیجه الگوریتم‌های پیشنهاد محتوا نیست؛ میل طبیعی کاربران به متفاوت و متمایز بودن نیز می‌تواند به‌تدریج گفت‌وگوها را به سمت منفی‌گرایی سوق دهد. پژوهشگران با تحلیل بیش از ۲ میلیارد نظر در ۲۱۵۰ اجتماع ردیت (Reddit) دریافتند که هم رشته‌گفت‌وگوها و هم اجتماعات این پلتفرم با گذشت زمان گرایش بیشتری به محتوای منفی پیدا می‌کنند. بررسی زبانی نظرات نشان داد که یکی از عوامل این روند، چیزی است که روان‌شناسان آن را تمایزطلبی (Differentiation) می‌نامند؛ یعنی تمایل افراد به بیان چیزی متفاوت از آنچه دیگران قبلاً گفته‌اند. منطق این پدیده نسبتاً ساده است: محتوای منفی تنوع بیشتری برای بیان کردن دارد. اگر درباره یک فیلم همه کاربران بگویند «خوب بود»، برای جلب توجه و ارائه نظری متفاوت، گزینه‌های کمتری باقی می‌ماند. اما می‌توان درباره جنبه‌های مختلفی که از آن فیلم دوست نداشته‌ایم، نقدهای متفاوتی مطرح کرد. بنابراین، با ادامه گفت‌وگو، بیان یک نظر منفیِ جدید ممکن است آسان‌تر از بیان یک نظر مثبتِ جدید باشد. پژوهشگران برای بررسی این فرض، یک آزمایش نیز انجام دادند. افرادی که به‌طور آزمایشی تشویق شده بودند متفاوت و منحصربه‌فرد به نظر برسند، به‌مرور نظرات منفی‌تری منتشر کردند؛ در حالی که از آنها مستقیماً خواسته نشده بود منفی باشند. به بیان دیگر، منفی‌گرایی می‌تواند پیامد جانبی تلاش برای متمایز شدن باشد. این یافته الگوریتم‌ها را از معادله حذف نمی‌کند. الگوریتم‌های رتبه‌بندی همچنان می‌توانند با برجسته کردن محتوای تحریک‌کننده و اختلاف‌برانگیز، چرخه‌ای از توجه، خشم و تولید محتوای مشابه ایجاد کنند. اما پژوهش نشان می‌دهد حتی بدون چنین سازوکارهایی نیز دینامیک خودِ گفت‌وگو می‌تواند افراد را به سمت دیدگاه‌های منفی‌تر سوق دهد. نکته جالب این است که این روند الزاماً به معنای تبدیل شدن تدریجی هر جامعه آنلاین به محیطی کاملاً سمی نیست. پژوهشگران در بررسی رشته‌های بسیار طولانی، با هزاران نظر، نوعی نوسان مشاهده کردند: پس از افزایش منفی‌گرایی، ممکن است کاربران دوباره بتوانند با بیان دیدگاه‌های مثبت‌تر از دیگران متمایز شوند. این پدیده احتمالاً محدود به شبکه‌های اجتماعی نیست. پژوهشگران معتقدند هر محیطی که افراد مجبور باشند برای مدت طولانی درباره یک موضوع واحد صحبت کنند، در حالی که اطلاعات جدید کمی برای افزودن وجود دارد، ممکن است با چنین مشکلی مواجه شود؛ برای مثال چرخه خبری ۲۴ساعته تلویزیون. در مقابل، گفت‌وگوهای روزمره معمولاً امکان تغییر موضوع دارند و بنابراین کمتر در چنین «تله منفی‌گرایی» گرفتار می‌شوند. در مجموع، پژوهش یک نکته ظریف را برجسته می‌کند: میل به متفاوت بودن ذاتاً مسئله‌ای منفی نیست؛ حتی یکی از انگیزه‌های طبیعی انسان است. اما وقتی گفت‌وگو روی یک موضوع ثابت قفل می‌شود و برای متمایز شدن باید دائماً چیز تازه‌ای گفت، منفی‌گرایی می‌تواند به یکی از ساده‌ترین راه‌های متفاوت شدن تبدیل شود. 🚀 @ofoghroydadd Proceedings of the National Academy of Sciences (2026).

  • 13 авг.1 59167

    Ricky Gervais: Mortality 2025 ریکی جرویز: فناپذیر، استندآپ کمدی به کارگردانی John L. Spencer است. در این ویژه‌برنامهٔ استندآپ کمدی، ریکی جرویز با صداقت تیز و بی‌پرده دربارهٔ زندگی، مرگ، معنای وجود و وضعیت جهان امروز صحبت میکند … مدت: ۵۹ دقیقه دانلود با زیرنویس چسبیده؛ بدون فیلترشکن کلیک کنید ➖➖➖➖ Ricky Gervais: SuperNature 2022 ریکی جرویز فوق طبیعت؛ استند آپ کمدی با اجرای ریکی جرویز و به کارگردانی جان ال اسپنسر است. ریکی جرویز قوانین کمدی را بیان می‌کند، گربه‌اش را لوس می‌کند و ماوراءطبیعه‌ها را از بین می‌برد و به این نتیجه می‌رسد که طبیعت واقعی به اندازه کافی فوق‌العاده است... مدت: ۶۴ دقیقه دانلود با زیرنویس چسبیده؛ بدون فیلترشکن کلیک کنید ➖➖➖➖ Ricky Gervais: Armageddon 2023 ریکی جرویز آرماگدون؛ استندآپ کمدی با اجرای ریکی جرویز است. در این استندآپ، ریکی جرویز با استفاده از طنز و شوخی‌های خود به موضوعاتی مانند پیشرفت هوش مصنوعی، سیاست درست در جامعه، تجربیات خانوادگی هنگفت از عروسی تا مراسم خاکسپاری و در نهایت، مسائلی پیرامون پایان بشر می‌پردازد... مدت: ۶۳ دقیقه دانلود با زیرنویس چسبیده؛ بدون فیلترشکن کلیک کنید 🚀 @ofoghroydadd #ریکی_جرویز #ریکی_جرویس

  • 13 авг.1 28961

    جرج کارلین: میدونین بهشت کجاست؟ بهشت یه میخونه‌اس نزدیکای فرودگاه که تمام زنایی که اونجا کار میکنند بالاتنه‌شون لخته ترجمه : #هدیه_دشتی 🚀 @ofoghroydadd #جرج_کارلین #بهشت #GEORGE_CARLIN

  • 12 авг.1 41021

    تماس چشمی چگونه به یادگیری زبان در نوزادان کمک می‌کند؟ پژوهش جدیدی نشان می‌دهد تماس چشمی ممکن است فراتر از جلب توجه نوزادان عمل کند و با ایجاد نوعی هماهنگی میان فعالیت مغز بزرگسال و نوزاد، به یادگیری کمک کند. پژوهشگران با بررسی ۴۲ نوزاد ۹ماهه از بریتانیا و سنگاپور، آزمایشی انجام دادند که در آن نوزادان از طریق ویدئو با فردی مواجه می‌شدند که زبانی ساختگی و جدید را به آنها آموزش می‌داد. زمانی که چشم‌های گوینده کاملا قابل مشاهده بود و مستقیما به دوربین نگاه می‌کرد، نوزادان توانستند الگوهای صوتی جدید را تشخیص دهند و ترکیب‌های صوتی ناآشنا را از کلمات قبلا شنیده‌شده تفکیک کنند. اما زمانی که چشم‌های گوینده با عینک تیره یا کاملاً مات پوشانده شده بود، این یادگیری مشاهده نشد؛ با وجود اینکه میزان توجه نوزادان به صفحه تقریبا تفاوتی نداشت. یک «دست دادن عصبی» میان دو مغز 🧠🤝🧠 برای بررسی علت این تفاوت، پژوهشگران از EEG استفاده کردند. فعالیت مغزی گوینده پیش از ضبط ویدئو ثبت شده بود و هنگام تماشای ویدئو نیز فعالیت مغزی نوزادان اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد هرچه هماهنگی فعالیت مغز گوینده با مغز نوزاد بیشتر بود، توانایی نوزاد برای یادگیری انتخابی زبان نیز بیشتر می‌شد. نکته مهم این بود که هماهنگی یک‌طرفه از مغز بزرگسال به مغز نوزاد بهتر از فعالیت مستقل مغز نوزاد، توانایی یادگیری را پیش‌بینی می‌کرد. در تحلیل آماری، هنگامی که این هماهنگی عصبی در نظر گرفته شد، اثر مستقیم تماس چشمی بر یادگیری تقریبا از بین رفت. این موضوع نشان می‌دهد تماس چشمی احتمالا صرفا باعث افزایش توجه نمی‌شود، بلکه ممکن است از طریق ایجاد هماهنگی عصبی، به نوزاد علامت دهد که اطلاعات پیشِ رو ارزش یادگیری دارد. توجه بیشتر لزوما به معنای یادگیری بیشتر نیست این یافته از ایده‌ای مهم در روان‌شناسی رشد حمایت می‌کند که می‌گوید بزرگسالان فقط اطلاعات را در اختیار نوزاد قرار نمی‌دهند؛ بلکه با نشانه‌های اجتماعی مانند تماس چشمی، به او کمک می‌کنند تشخیص دهد کدام اطلاعات مهم‌تر هستند. جالب اینکه این الگو هم در نوزادان بریتانیایی و هم در نوزادان سنگاپوری مشاهده شد. بنابراین ممکن است نقش تماس چشمی در یادگیری اجتماعی، دست‌کم در این دو فرهنگ، نسبتا عمومی باشد. با این حال، نباید این نتیجه را بیش از حد تعمیم داد. پژوهش تنها ۴۲ نوزاد را بررسی کرده، محیط آزمایشگاهی و زبان مورد استفاده مصنوعی بوده و تعامل میان نوزاد و گوینده نیز از طریق ویدئوی ازپیش‌ضبط‌شده انجام شده است. بنابراین هنوز مشخص نیست آیا همین سازوکار در تعاملات واقعی والدین و کودکان یا در یادگیری بلندمدت زبان نیز به همین شکل عمل می‌کند. در مجموع، این پژوهش تصویری جالب از یادگیری اولیه ارائه می‌دهد؛ اینکه تماس چشمی ممکن است نه فقط توجه نوزاد، بلکه ارتباط عصبی میان دو مغز را تنظیم کند و به مغز نوزاد علامت دهد که «این اطلاعات مهم است؛ یاد بگیر». 🔗Nature Communications 🚀 @ofoghroydadd

  • 11 авг.1 070удалён 13 авг.

    🔴پست‌های سشنبه ۱۱ آگوست ⬅️ آیا باید با هوش مصنوعی ازدواج کرد؟ مسئله‌ای فراتر از عشق و فناوری ⬅️ شیوه نوشتن در هنگام چت و یا شیوه حرف زدن بی‌معنی نیست، بلکه سرنخ‌هایی از شخصیت فرد به دست می‌دهد ⬅️ مزیت های دوزبانه بودن، در سطح مغز و اجتماعی ⬅️ رنگ آبی مصری در ایرانِ عصر آهن؛ نشانه‌ای از ارتباطات دوردست جهان باستان ➖➖➖ 🔴پست‌های دوشنبه ۱۰ آگوست ⬅️یک میلیون سال تولیدمثل بدون آمیزش جنسی، سامانه‌ای زیستی را از بین نبرده است ⬅️پال اِردوش؛ مردی که تقریبا همه‌چیز را کنار گذاشت تا ریاضیات را دنبال کند ⬅️پاسخ علم به تجربه‌های عجیب؛ بخش سوم: رویای شفاف ⬅️ پاسخ به حرفهای ترامپ در مورد واکسن و اوتیسم ➖➖➖ 🔴پست‌های یکشنبه ۹ آگوست ⬅️عن‌در ستایش زن‌ستیزان ⬅️ در مورد مردستیزی در ایران و تفاوتش با زن‌ستیزی ⬅️ فقط رژیم غذایی مادر مهم نیست؛ عادات غذایی پدر هم ممکن است بر رشد جنین اثر بگذارد ⬅️ تنهایی ممکن است بیش از انزوای اجتماعی به سلامت آسیب بزند ⬅️ دوره مجردی، می‌تواند فرصتی برای رشد فردی باشد ⬅️ گذر به جهان آینه‌ای: ذرات به رشته‌هایی شبح‌گون تبدیل می‌شوند و معمای تک‌قطبی مغناطیسی حل می‌شود. ➖➖➖ 🔴پست‌های شنبه ۸ آگوست ⬅️ پاسخ علم به تجربه‌های عجیب؛ بخش اول: وقتی احساس می‌کنیم کسی اینجاست ولی نیست؛ علم چه توضیحی برای «احساس حضور» دارد؟ ⬅️ پنجمین انتشار محرمانه اسناد: پنتاگون ویدئوهای تازه‌ای از اشیا و پدیده‌های ناشناس منتشر کرد ⬅️ منطقی رفتار کردن لزوما به معنای اخلاقی رفتار کردن نیست و برعکس.(چرا نوشتید رژیم در فلان مورد منطقی یا عاقلانه رفتار کرده؟ پس هوادار رژیم هستید!) ⬅️ فرهنگ‌سازی: خشونت را با جنسیت نسنجیم؛ با انسانیت بسنجیم ⬅️ تحقیقی جدید و جالب: میراث نئاندرتال‌ها؛ ژنی باستانی از نئاندرتال‌ها در ما که برخی انسان‌های امروز را بلندقدتر و عضلانی‌تر می‌کند به ویژه مردم آسیای شرقی را ⬅️ عادی‌سازی کثافتی به نام هیتلر ⬅️ پیچیده‌گویی و عقده توجه ⬅️ ترویج علم و فلسفه و ارتباط آن با پیچیده‌گویی و اصطلاحات تخصصی ⬅️ پاسخ علم به تجربه‌های عجیب؛ بخش دوم: تجربه خروج از بدن

  • 11 авг.1 62622

    آیا باید با هوش مصنوعی ازدواج کرد؟ مسئله‌ای فراتر از عشق و فناوری گسترش چت‌بات‌ها و دستیارهای هوش مصنوعی باعث شده برخی کاربران به این سیستم‌ها دلبستگی عاطفی و حتی رابطه‌ای عاشقانه پیدا کنند. حالا یک پژوهش نظری از این‌یونگ چونگ، پژوهشگر حکمرانی هوش مصنوعی در مرکز برکمن کلاین دانشگاه هاروارد، پرسش رادیکال‌تری را مطرح می‌کند: اگر روزی هوش مصنوعی به سطحی برسد که بتواند مانند یک شریک زندگی عمل کند، آیا باید امکان ازدواج انسان و هوش مصنوعی را به رسمیت شناخت؟... خواندن این گزارش ➡️ 🚀 @ofoghroydadd

  • 9 авг.2 27962

    دوره مجردی، می‌تواند فرصتی برای رشد فردی باشد پژوهشی جدید نشان می‌دهد که مجرد بودن لزوما به معنای فقدان یا محرومیت نیست و می‌تواند، برای برخی افراد، فرصتی برای رشد شخصی، تجربه‌های تازه و افزایش رضایت از زندگی فراهم کند. این پژوهش بر پایه نظریه خودگستری (Self-Expansion Theory) انجام شده است؛ نظریه‌ای که می‌گوید انسان‌ها از طریق آشنایی با افراد، تجربه‌های جدید و ورود به فعالیت‌های متفاوت، ایده‌ها، مهارت‌ها و دیدگاه‌های تازه‌ای را وارد مفهوم خود می‌کنند. پژوهش‌های پیشین بیشتر این فرایند را در روابط عاشقانه بررسی کرده بودند، اما پژوهش جدید نشان می‌دهد که روابط غیرعاشقانه و حتی تنهایی دوره‌ای(نه همیشگی) نیز می‌توانند چنین نقشی داشته باشند. پژوهشگران از افراد مجرد درباره میزان باوری که به امکان رشد و کسب تجربه از دوران مجردی خود داشتند پرسیدند و سپس رفتار آنان را در طول زمان بررسی کردند. نتایج نشان داد افرادی که مجردی را فرصتی برای گسترش تجربه‌های شخصی خود می‌دانستند، بیشتر به فعالیت‌های جدید روی می‌آوردند؛ از جمله یادگیری مهارت‌های تازه، ورزش‌های گروهی و بیرون رفتن با دوستان. این افراد همچنین ترس کمتری از مجرد ماندن، رضایت بیشتری از وضعیت خود، احساس استقلال و شایستگی بیشتر، ارتباط اجتماعی قوی‌تر و در مجموع شادی بیشتری گزارش کردند. یکی از یافته‌های قابل‌توجه این بود که تا ۸۲ درصد از افراد مجرد برای تجربه‌های جدید و رشد شخصی، از روابط نزدیک غیرعاشقانه مانند دوستی‌ها و روابط خانوادگی استفاده می‌کردند.(این یعنی تنهایی مورد بحث در این بخش از تحقیق تنهایی عاطفی است، نه تنهایی همه جانبه؛ چون هنوز فرد با دوستان و خانواده و همکاران رابطه دارد/سام) حدود ۱۸ درصد نیز گزارش کردند که چنین تجربه‌هایی را به‌تنهایی دنبال می‌کنند؛ یعنی حتی خلوت فردی نیز می‌تواند بستری برای تجربه و رشد باشد(این ۱۸ درصد تنهایی همه جانبه است؛ اما دقت کنیم این تنهایی نیز دوره‌ای است نه تا آخر زندگی). با این حال، پژوهشگران تاکید می‌کنند که یافته‌ها به معنای برتری مجردی بر رابطه عاشقانه نیست. هدف این پژوهش این نیست که بگوید رابطه عاطفی مانعی برای رشد است یا مجرد ماندن بهتر است. نکته اصلی این است که امکان رشد و گسترش خود به وضعیت تاهل محدود نمی‌شود. در واقع، نگرش فرد نسبت به مجردی می‌تواند اهمیت داشته باشد. کسی که این دوره را فرصتی برای یادگیری، شکل دادن به علایق، ایجاد روابط اجتماعی و دنبال کردن اهداف شخصی می‌بیند، ممکن است تجربه مثبت‌تری از دوره مجردی داشته باشد. البته یک محدودیت مهم نیز وجود دارد؛ این پژوهش هنوز به‌طور قطعی نشان نمی‌دهد که نگرش مثبت به مجردی باعث افزایش رفتارهای رشددهنده و شادی می‌شود یا برعکس، افرادی که ذاتا شادتر و فعال‌تر هستند، نگرش مثبت‌تری نسبت به مجردی دارند. پژوهشگران نیز انجام پژوهش‌های طولی و آزمایشی بیشتر را برای پاسخ به این پرسش ضروری می‌دانند. بنابراین نتیجه دقیق‌تر این نیست که «مجردی انسان را خوشبخت‌تر می‌کند»، بلکه این است که مجرد بودن می‌تواند برای برخی افراد بستری مناسب برای رشد شخصی باشد؛ به‌ویژه زمانی که فرد از این «دوره» برای تجربه‌های تازه، روابط اجتماعی، یادگیری و دنبال کردن اهداف خود استفاده کند. حتی فردی که در جست‌وجوی یک رابطه عاطفی است نیز لزوما مجبور نیست زندگی و رشد شخصی خود را تا پیدا کردن شریک عاطفی به تعویق بیندازد. سام آریامنش 🚀 @ofoghroydadd Personality and Social Psychology Bulletin (2026). 🎥 دلیل تنهایی شما چیست، و چگونه دوست پیدا کنید 🎥 احساس تنهایی 🔗 تنهایی ممکن است بیش از انزوای اجتماعی به سلامت آسیب بزند

  • 8 авг.2 31121

    میراث نئاندرتال‌ها؛ ژنی باستانی که برخی انسان‌های امروز را بلندقدتر و عضلانی‌تر می‌کند در اروپایی‌های امروزی، DNA نئاندرتالی به‌طور کلی بیشتر از آسیا است، اما این آللِ مشخصِ مرتبط با رشد در جمعیت‌های آسیایی بسیار شایع‌تر است. پژوهشی تازه نشان می‌دهد یکی از تغییرات ژنتیکی به‌جامانده از نئاندرتال‌ها می‌تواند بر رشد استخوان و عضله در انسان‌های امروزی اثر بگذارد؛ گونه‌ای از میراث ژنتیکی که امروزه در جمعیت‌های جنوب و شرق آسیا بسیار شایع‌تر از اروپا است. نئاندرتال‌ها حدود ۳۰۰ هزار تا ۴۰ هزار سال پیش در بخش‌هایی از اروپا و غرب آسیا زندگی می‌کردند. پیش از انقراض با انسان خردمند آمیزش داشتند و در نتیجه، حدود ۱ تا ۴ درصد از DNA بسیاری از انسان‌های امروزی با تبار خارج از آفریقا منشأ نئاندرتالی دارد. «حتی شما» پژوهش جدید به‌طور مشخص روی گیرنده هورمون رشد تمرکز کرده است؛ پروتئینی که در تنظیم رشد استخوان‌ها و عضلات نقش دارد. پژوهشگران با بررسی پنج ژنوم نئاندرتال با کیفیت مناسب، دو تغییر در توالی این گیرنده پیدا کردند که در نئاندرتال‌ها وجود داشته و بعداً از طریق آمیزش با انسان خردمند وارد جمعیت‌های امروزی شده‌اند. برآورد پژوهشگران نشان می‌دهد این نسخه ژنتیکی حدود ۴۷ هزار سال پیش وارد جمعیت انسان‌های امروزی شده است. امروزه تقریباً ۲۰ درصد از جمعیت جنوب آسیا و ۱۵ درصد از جمعیت شرق آسیا حامل آن هستند؛ در اروپا این میزان تنها حدود ۰٫۵ درصد است و در جمعیت‌های جنوب صحرای آفریقا مشاهده نمی‌شود.(این اعداد مرتبط با آلل رشد نئاندرتال‌ها در جمعیت امروزی هستند، نه درصد پراکندگی کلی دی ان ای نئاندرتال در جمعیت امروزی) برای بررسی عملکرد این تغییر ژنتیکی، دانشمندان سلول‌های موش را مهندسی کردند تا نسخه نئاندرتالی یا نسخه رایج انسانی گیرنده هورمون رشد را تولید کنند. سلول‌های دارای نسخه نئاندرتالی طی پنج روز حدود ۳۹ درصد بیشتر تکثیر شدند؛ نتیجه‌ای که نشان می‌دهد این تغییر می‌تواند فعالیت مسیر رشد را تغییر دهد. اما آیا این اثر در انسان‌های واقعی نیز دیده می‌شود؟ پژوهشگران برای پاسخ به این سؤال داده‌های ژنتیکی و پزشکی بیش از ۱٫۱ میلیون بزرگسال را از پنج بانک زیستی بررسی کردند. حاملان این نسخه نئاندرتالی به‌طور متوسط حدود ۰٫۳ سانتی‌متر بلندقدتر از افراد فاقد آن بودند و حدود ۰٫۲۵ کیلوگرم توده عضلانی بیشتری داشتند. این اثرها بسیار کوچک‌اند، اما اهمیت پژوهش فقط در اندازه آنها نیست. پژوهش توانسته است زنجیره‌ای نسبتا مشخص از DNA باستانی ▶️ تغییر گیرنده هورمون رشد ▶️ تغییر عملکرد سلولی ▶️ تفاوت قابل‌اندازه‌گیری در انسان‌های امروزی را نشان دهد. به همین دلیل، پژوهشگران آن را نمونه‌ای جالب از تأثیر میراث ژنتیکی نئاندرتال‌ها بر ویژگی‌های بدن انسان امروزی می‌دانند. این نسخه ژنتیکی همچنین با برخی ویژگی‌های چهره ارتباط داشت. حاملان آن به‌طور متوسط بخش پشتی استخوان فک پایین کوتاه‌تری داشتند و احتمال بروز اوربایت و کوتاه‌تر بودن ریشه دندان‌هایشان بیشتر بود. این یافته به این معنا نیست که «ژن نئاندرتال باعث می‌شود انسان‌ها عضلانی و بلندقد شوند». اثر این گونه تغییرات ژنتیکی بسیار محدود است. قد، توده عضلانی و شکل بدن حاصل تاثیر هزاران عامل ژنتیکی و محیطی هستند و این نسخه نئاندرتالی تنها یکی از آنهاست. همچنین کلیشه رایج درباره نئاندرتال‌ها به‌عنوان انسان‌هایی کوتاه‌قد و بدنی کاملا متفاوت، چندان دقیق نیست. شواهد فسیلی نشان می‌دهد نئاندرتال‌ها معمولا قفسه سینه پهن‌تر، استخوان‌های ضخیم‌تر و بدنی نیرومندتر از بسیاری از انسان‌های امروزی داشتند. حتی میانگین قد برخی جمعیت‌های نئاندرتال اروپایی از میانگین قد انسان‌های امروزی در بخش بزرگی از اوراسیا بیشتر بوده است. از سوی دیگر، فراوانی این نسخه ژنتیکی در شرق و جنوب آسیا بسیار بیشتر از اروپا است. بنابراین نمی‌توان تصور کرد که ویژگی‌های ظاهری نئاندرتال‌ها صرفا در اروپاییان امروزی باقی مانده باشد. در مجموع، این پژوهش نمونه‌ای دقیق از این واقعیت است که آمیزش انسان خردمند و نئاندرتال فقط یک رویداد تاریخی مربوط به ده‌ها هزار سال پیش نبوده است؛ بخشی از DNA نئاندرتال هنوز هم در بدن انسان‌های امروزی فعال است و در مواردی می‌تواند بر ویژگی‌های زیستی قابل‌اندازه‌گیری اثر بگذارد. اما سهم آن در ظاهر یا فیزیولوژی هر فرد بسیار محدودتر از چیزی است که تیترهای عامه‌پسند ممکن است القا کنند. سام آریامنش 🚀 @ofoghroydadd 🔗 Nature

  • 6 авг.3 039122

    بخشی از سخنرانی سم هریس در نقد احترام به عقاید ترجمه هدیه دشتی 🚀 @ofoghroydad «نظر هیچکسی محترم نیست؛ نظر، قابل نقد است. اما خود شما محترمی، مگر آنکه خلافش را ثابت کنی»

  • 4 авг.2 80968

    #ژنتیک_قدم_اول ✍استیو جونز و بورین وان لون 🚀 @ofoghroydadd

  • 3 авг.3 21320

    6.16 from matn zist-93 -3_0.pdf

  • 3 авг.2 35426

    آیا پرندگان خزنده‌اند؟ رشد آموزش زیست‌شناسی زمستان ۱۳۹۲ - دکتر عرفان خسروی 🦩 @ofoghclip

  • 3 авг.2 67730

    ۷ نکته و اطلاعات عمومی کلیدی زبان‌شناسی و ژنتیک در مورد ایرانیان که هنگام بحث به کارتان می‌آید ۱. فرضیه آلتایی مردود شده است، و این آلتایی را در بحث‌ها استفاده نکنید سال‌ها تصور می‌شد زبان‌های ترکی، مغولی و تونگوزی (و در برخی نسخه‌ها کره‌ای و ژاپنی) اعضای…

  • 3 авг.2 70963

    ۷ نکته و اطلاعات عمومی کلیدی زبان‌شناسی و ژنتیک در مورد ایرانیان که هنگام بحث به کارتان می‌آید ۱. فرضیه آلتایی مردود شده است، و این آلتایی را در بحث‌ها استفاده نکنید سال‌ها تصور می‌شد زبان‌های ترکی، مغولی و تونگوزی (و در برخی نسخه‌ها کره‌ای و ژاپنی) اعضای یک خانواده زبانی مشترک به نام «آلتایی» هستند. اما از دهه ۱۹۶۰ به بعد، این فرضیه با نقدهای جدی زبان‌شناسان تاریخی روبه‌رو شد. پژوهشگرانی مانند Gerhard Doerfer و Gerard Clauson نشان دادند که بخش قابل توجهی از شباهت‌های واژگانی این زبان‌ها را می‌توان با وام‌گیری، تماس طولانی‌مدت میان اقوام و همگرایی زبانی توضیح داد، نه با داشتن یک نیای مشترک. در دهه‌های بعد، به‌ویژه از دهه ۱۹۹۰، این دیدگاه در میان متخصصان زبان‌شناسی تاریخی به موضع غالب تبدیل شد و امروزه دیگر همه‌ی دانشگاه‌های معتبر و دانشنامه‌های معتبر، فرضیه آلتایی را به‌عنوان یک خانواده زبانی پذیرفته‌شده تدریس نمی‌کنند. نتیجه: بنابراین امروزه زبان‌های ترکی یک خانواده زبانی مستقل (Turkic language family) محسوب می‌شوند. خانواده‌ای شامل ده‌ها زبان مانند ترکی استانبولی، آذری، ترکمنی، ازبکی، قزاقی، قرقیزی، اویغوری، یاکوتی و بسیاری زبان‌های دیگر. نکته جالب اینجاست که ریشه نهایی این خانواده زبانی هنوز مشخص نشده است. کسی نمی‌داند این خانواده زبانی از کجا آمده است. برخلاف خانواده‌هایی مانند هندواروپایی که زبان نیای آن‌ها تا حد زیادی بازسازی شده، درباره منشا دوردست زبان‌های ترکی هنوز اتفاق نظر وجود ندارد و این موضوع همچنان یکی از زمینه‌های فعال پژوهش در زبان‌شناسی تاریخی است. ۲. شباهت ظاهری زبان‌ها همیشه به معنی خویشاوندی نیست. یکی از رایج‌ترین اشتباهات این است که اگر دو زبان از نظر دستور یا ساختار شبیه باشند، پس حتماً از یک ریشه‌اند. این برداشت نادرست است. برای مثال، زبان‌های ترکی، مغولی و تونگوزی همگی زبان‌هایی پیوندی هستند، هماهنگی واکه دارند و ترتیب جمله در آن‌ها معمولا فاعل ـ مفعول ـ فعل است. اما این ویژگی‌ها به‌تنهایی هیچ‌کدام اثبات‌کننده خویشاوندی نیستند. (چنانکه نوشتیم زبانهای ترکی هم‌خانواده هیچ زبان دیگری نیست. فعلا ریشه‌اش هم نامشخص است و در دست تحقیق است.) زبان‌شناسی تاریخی خویشاوندی را بر اساس واژه‌های هم‌ریشه، تغییرات آوایی منظم و امکان بازسازی زبان نیا تشخیص می‌دهد، نه صرفا شباهت‌های دستوری. ۳. قوم، زبان و ژنتیک سه مفهوم متفاوت‌اند. افرادی که یک زبان صحبت می‌کنند الزاما از یک تبار ژنتیکی نیستند. مثل آذری‌ها، ترکیه‌های مصری‌ها و کشورهای آمریکای جنوبی. آذری‌ها و ترکیه‌ای ترکی صحبت میکنند، اما تبار ترکی ندارند و ادامه همان جمعیت بومی منطقه هستند. مصری‌ها عربی صحبت میکنند اما عرب‌تبار نیستند و ادامه همان جمعیت باستانی مصر هستند. کشورهای امریکای جنوبی نیز همینطور. زبان یک قوم یا منطقه می‌تواند تغییر کند بدون اینکه خود جمعیت جایگزین شود: نمونه مردم آذربایجان، مصر، آرژانتین و غیره. نمونه‌هایی که نشان می‌دهد زبان ≠ تبار ژنتیکی ۱. آذربایجان: ترکی صحبت می‌کند، اما ترک تبار نیستند؛ یعنی جمعیت آن از ترک‌های آسیای مرکزی نیامده و تشکیل نشده است و ادامه همان جمعیت بومی منطقه است. زبان ترکی آذربایجانی در اثر تحولات تاریخی گسترش یافت، اما جمعیت امروز آذربایجان حاصل ترکیب جمعیت‌های بومی قفقاز و فلات ایران با مهاجرت‌های تاریخی است. ۲. ترکیه: ترکی صحبت می‌کند، اما تاریخ جمعیتی آن فقط مهاجران ترک نیست(تنها ده درصد از هر فرد به ترکان آسیای مرکزی می‌رسد). زبان ترکی در آناتولی گسترش یافت، اما جمعیت امروز ترکیه تداوم جمعیت‌های باستانی آناتولی و آمیزش با گروه‌های مهاجر مختلف است. ۳. آرژانتین: اسپانیایی صحبت می‌کند، اما رومی‌تبار نیست. جمعیت آرژانتین عمدتا حاصل ترکیب بومیان آمریکای جنوبی و مهاجران اروپایی، به‌ویژه اسپانیایی‌ها و ایتالیایی‌ها است. ۴. مکزیک: اسپانیایی صحبت می‌کند، اما اسپانیایی‌تبار نیستند. زبان اسپانیایی پس از استعمار اسپانیا گسترش یافت، اما بخش بزرگی از جمعیت مکزیک ریشه در تمدن‌ها و جمعیت‌های بومی مانند آزتک‌ها و مایاها دارد. ۵. پرو: اسپانیایی صحبت می‌کند، اما اسپانیایی نیستند. زبان رسمی اسپانیایی است، اما خود جمعیت پرو پیوند تاریخی عمیقی با تمدن‌های بومی آند، به‌ویژه اینکاها، دارد و حاصل آمیزش تاریخی بومیان و مهاجران اروپایی است. ۶. بولیوی: اسپانیایی صحبت می‌کند، اما اسپانیایی‌تبار نیست. با وجود زبان اسپانیایی، بخش بزرگی از جمعیت بولیوی از اقوام بومی آند مانند کچوا و آیمارا هستند. ۷. برزیل: پرتغالی صحبت می‌کند، اما پرتغالی نیستند. پرتغالی در دورهٔ استعمار وارد برزیل شد، اما جمعیت برزیل ترکیبی از بومیان آمریکای جنوبی، اروپایی‌ها، آفریقایی‌ها و گروه‌های مهاجر دیگر است. ۸. کلمبیا: اسپانیایی صحبت می‌کند، اما فقط اسپانیایی‌تبار نیست. زبان اسپانیایی میراث استعمار است، اما جمعیت کلمبیا ترکیبی از بومیان، اروپایی‌ها و آفریقایی‌تباران است. ۹. مصر: عربی صحبت می‌کند، اما مردم آن عرب تبار نیستند. عربی پس از گسترش اسلام زبان غالب شد، اما جمعیت مصر ادامهٔ تاریخی جمعیت‌های باستانی درهٔ نیل همراه با کمی آمیزش‌های بعدی است. • همچنین افرادی که از نظر ژنتیکی به هم نزدیک‌اند، ممکن است زبان‌های کاملا متفاوتی داشته باشند. نمونه‌های فراوانی در جهان وجود دارد که یک جمعیت بدون تغییر عمدهٔ ژنتیکی، در طول تاریخ زبان خود را تغییر داده است. بنابراین نباید از روی زبان دربارهٔ ژنتیک یا از روی ژنتیک دربارهٔ زبان نتیجه‌گیری قطعی کرد. ۴. «ایرانی» در زبان‌شناسی و جمعیت شناسی با «ایرانی» در معنای سیاسی یکی نیست. مرز سیاسی را در این بحث ها فراموش کنید. وقتی در کتاب‌های دانشگاهی می‌خوانید: Eastern Iranic people منظور «شهروند ایران» یا «وابسته به دولت ایران» نیست. منظور این است که آن قوم به شاخهٔ ایرانیِ خانوادهٔ هندواروپایی تعلق داشته و به یکی از زبان‌های ایرانی سخن می‌گفته است. فرهنگ سکاها بخشی از سنت گسترده فرهنگ‌های کوچ‌نشین ایرانی‌زبان استپ‌های اوراسیا بود. به همین دلیل است که سکاها، سرمت‌ها، آلان‌ها و بسیاری از اقوام استپ اوراسیا در منابع دانشگاهی «Iranic» نامیده می‌شوند، حتی اگر هرگز در قلمرو دولت‌های ایرانی زندگی نکرده باشند. ۵. سکاها در اجماع علمی امروز مردمانی ایرانی‌ و ایرانی زبان شناخته می‌شوند. در گذشته دیدگاه‌های گوناگونی دربارهٔ زبان سکاها مطرح بود، اما امروزه اجماع غالب زبان‌شناسی، باستان‌شناسی و بخش بزرگی از مطالعات ژنتیک این است که سکاها مردمانی ایرانی‌زبان شرقی (Eastern Iranic) بوده‌اند. این موضوع را می‌توان در منابعی مانند Britannica، Encyclopedia Iranica و بسیاری از کتاب‌های دانشگاهی آکسفورد، کمبریج، پرینستون مشاهده کرد. ۶. مقاله با اجماع علمی تفاوت دارد. گاهی افراد برای اثبات یک ادعا تنها به یک مقاله استناد می‌کنند. اما در علم، یک مقاله لزوما نمایندهٔ اجماع علمی نیست. مقاله‌ها ممکن است فرضیه‌های جدید ارائه دهند، بعداً اصلاح شوند یا حتی رد شوند. برای فهم اینکه جامعهٔ علمی امروز چه دیدگاهی دارد، باید به مجموعهٔ شواهد، مرورهای نظام‌مند، کتاب‌های دانشگاهی، دانشنامه‌های تخصصی و نظر غالب متخصصان نگاه کرد، نه فقط به یک مقالهٔ منفرد. به همین دلیل ممکن است مقاله‌ای دیدگاهی متفاوت مطرح کند، اما هنوز وارد اجماع علمی نشده باشد. ۷. پیتزای ژنتیکی هر انسانی یک پیتزای ژنتیکی است. هر انسان یک ترکیب ژنتیکی منحصربه‌فرد است؛ حتی دو برادر نیز دقیقا ژنوم یکسانی ندارند. در سطح قوم هر قوم نیز یک پیتزای ژنتیکی است، لایه به لایه روی هم سوار شده است. ایران از ۵ بخش تشکیل شده است: ساکنان جزایر خلیج فارس ترکمن‌ها بلوچ‌ها سیستانی‌ها بخش CIC دور این ۵ تا خط میکشیم در یک دایره قرار بدهید به نام «مردمان ایرانی(ایرانی اینجا سیاسی نیست و ارتباطی به مرز ندارد)»؛ یعنی مردمانی که وجه شباهت ژنتیکی بالایی دارند. ۵ دایره در یک دایره. بخش CIC یا خوشه مرکزی ایران چیست؟ اگر پیتزای ژنتیکی آذری، کرد، فارس، لر، گیلکی، مازنی، عرب‌های ایران کنار هم بگذارید تا حداکثر شبیه همدیگر است. به همین دلیل همه اینها که نام بردیم یک دسته به نام خوشه مرکزی ایران صدا زده می‌شوند. یعنی این اقوام به همراه ۴ مورد دیگر یعنی ترکمن و جزایر خلیج فارس و سیستان و بلوچستان، اجداد مشترکی داشته اند ـ تا چند هزار سال پیش. هر کدام درصد کمی ترک، عرب یونانی و غیره دارند، اما غالب همه آنها به عمدتا بومی و دیرینهٔ فلات ایران، با آمیختگی‌های محدود از همسایگان طی هزاران سال بازمیگردد. در مقیاس ژنتیک جمعیت، این گروه‌ها یعنی آذری، لر، فارس، کردی و غیره، بخش قابل‌توجهی از تاریخ ژنتیکی مشترک خود را از جمعیت‌های قدیمی فلات ایران به ارث برده‌اند. این جمعیت‌ها در طول هزاران سال با گروه‌های دیگر نیز تماس داشته‌اند، تماس‌ها مهاجرت‌ها و هجوم‌ها «تاثیر ناچیزی» داشته است، و بخش بزرگی از ساختار ژنتیکی آن‌ها تداوم تاریخی منطقه را نشان می‌دهد. شما در اکنون، مهم نیست فارسی حرف میزنید یا کردی یا ترکی و غیره اولا : تا حداکثر ادامه همان جمعیت بومی قبلی هستید. جابجایی رخ نداده. ترک و عرب نشده‌اید. ترک زبان هستید. ما برای سادگی و اینکه خودشان دوست دارند در گفت‌گوهای روزانه میگوییم ترک‌ها؛ وگرنه ترک نیستید، ترک‌زبان شده‌اید. و زبان به تنهایی معرف شخص نیست. دوما: وجه شباهت ژنتیکی بالایی با بقیه اقوام ایرانی دارید که به جمعیت های مشترکی در گذشته میرسد: عموزاده هستید سوما : خالص وجود ندارد چهارما: برای برخی اقوام :«زبان تغییر کرده، جمعیت ادامه همان جمعیت قبلی است» 🚀 @ofoghroydad

  • 2 авг.2 88474

    بیداری نیمه‌شب شاید اختلال نباشد؛ بازگشت به الگوی خواب اجداد ما • در برخی جوامع گذشته، خواب انسان اغلب به شکل دو مرحله‌ای (Segmented Sleep) بود: خواب اول، دوره کوتاهی بیداری در نیمه‌شب و سپس خواب دوم تا صبح. • این الگو در منابع تاریخی، از جمله متون ادبی، پزشکی و حقوقی، در فرهنگ‌های مختلف ثبت شده است. • گسترش نور مصنوعی و تغییر سبک زندگی پس از انقلاب صنعتی احتمالاً باعث رواج بیشتر خواب یکپارچه شبانه شد. • بیدار شدن در حوالی ساعت ۳ صبح لزوماً نشانه اختلال نیست و می‌تواند بخشی از الگوی طبیعی خواب برخی افراد باشد. • خواب انسان در چرخه‌های حدود ۹۰ تا ۱۱۰ دقیقه‌ای شامل مراحل خواب سبک، عمیق و REM انجام می‌شود. • بیشتر افراد هر شب حدود ۴ تا ۶ چرخه خواب را تجربه می‌کنند. • خواب عمیق بیشتر در نیمه اول شب رخ می‌دهد؛ به همین دلیل بیدار شدن در ساعات نزدیک صبح آسان‌تر است. • بیداری‌های کوتاه در طول شب طبیعی هستند و بسیاری از افراد آن‌ها را به یاد نمی‌آورند. • برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند در شرایط بدون نور مصنوعی و محدودیت زمانی، افراد ممکن است دوباره به الگوی خواب دو مرحله‌ای تمایل پیدا کنند. • مطالعه‌ای روی یک جامعه کشاورزی در ماداگاسکار که نور مصنوعی شبانه نداشتند، الگوهای خواب چندبخشی را گزارش کرد. • افزایش طبیعی کورتیزول نزدیک صبح با افزایش هوشیاری مرتبط است، اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند این افزایش لزوماً نتیجه بیدار شدن نیست. • ارتباط بین کورتیزول و بیداری شبانه میان افراد متفاوت است و هنوز کاملاً روشن نیست. • تغییرات هورمونی دوران یائسگی می‌تواند خواب را مختل کند؛ کاهش استروژن و پروژسترون ممکن است خواب عمیق را کاهش دهد. • افت قند خون شبانه در برخی شرایط، به‌ویژه در افراد مبتلا به دیابت، می‌تواند باعث فعال شدن هورمون‌های استرس و بیداری شود. • کافئین حتی در ساعات بعدازظهر و مصرف الکل می‌توانند کیفیت خواب، به‌ویژه خواب REM، را کاهش دهند. • نگرانی درباره بیدار ماندن و نگاه کردن مکرر به ساعت می‌تواند چرخه بی‌خوابی را تقویت کند. • رعایت بهداشت خواب، مانند کاهش نور شدید پیش از خواب، محدود کردن محرک‌ها و داشتن برنامه منظم، به بهبود خواب کمک می‌کند. • زمان ثابت بیدار شدن می‌تواند به تنظیم ساعت زیستی بدن کمک کند. • اگر پس از حدود ۲۰ دقیقه خواب بازنگشت، انجام فعالیتی آرام خارج از تخت می‌تواند ارتباط تخت با بیداری را کاهش دهد. • درمان شناختی رفتاری برای بی‌خوابی (CBT-I) یکی از مؤثرترین و توصیه‌شده‌ترین روش‌ها برای درمان بی‌خوابی مزمن است. • بیدار شدن ساعت ۳ صبح در بسیاری از موارد می‌تواند بخشی از تنوع طبیعی خواب انسان باشد، اما بیداری‌های مکرر و طولانی ممکن است نیاز به بررسی داشته باشند. 🚀 @ofoghroydadd کلیپ کوتاه: 🎥 تفاوت سحرخیزان و شب زنده‌داران 🎥 چرا خواب می‌بینیم؟ معنی خواب‌هایی که می‌بینیم چیست؟ 🎥 چگونگی عملکرد بیهوشی 🎥 آیا از تاثیر خواب بر اندازه بیضه‌ها و میزان تستوسترون خود آگاهی دارید؟خواب ابرنیروی شماست! 🎥 بی‌خوابی

  • 1 авг.2 76871из HiggsMindBk

    فصل چهارم ساختار استدلال و منطق 📚مغز فریبکار شما 👤استیون نوولا @HiggsMind ‌

  • 1 авг.3 46781

    شواهد DNA در تایید خویشاوند بودن انسان و شامپانزه! رتروویروس‌های درون‌زا، تکه‌های dna باستانی هستند که ویروس‌ها، وارد ژنوم ما و اجدادمان کرده‌اند! بین ۵ تا ۸ درصد ژنوم ما از همین تکه‌های ویروسی تشکیل شده است. این تکه‌های dna ویروسی، می‌توانند مدرکی غیرقابل انکار در تایید خویشاوندی گونه‌ها ارائه دهند! توضیح آن را در ویدئو ببینید! ترجمه و زیرنویس: امیر پارسا 🚀 @Ofoghroydadd

  • 30 июл.3 30752из daneshagahicontent

    پیش از شروع این متن چه ادعایی دارد و چه ندارد این جزوه دو نیمه داره که به هم وصل می‌شن. نیمهٔ اول دربارهٔ اینه که چطور دربارهٔ حرف‌ها و خبرها فکر کنیم: یک رخداد چقدر محتمله، یک ادعا چقدر پایه داره، و چرا باید بیشترِ چیزایی که می‌شنویم رو نادیده بگیریم. نیمهٔ دوم دربارهٔ اینه که وقتی این فکر نکردن و بی‌وقفه خبر بلعیدن ادامه پیدا می‌کنه، توی بدن و مغز چه اتفاقی می‌افته. چون قراره از سطحِ آمار و احتمال شروع کنیم و به سطحِ هورمون و سلولِ عصبی برسیم، خوبه از اول مرزها رو روشن کنم. این متن چه ادعایی دارد نیمهٔ اول تکیه‌گاهش چند خطِ جدیِ علومِ شناختی و آماره: تفکیکِ «ممکن» از «محتمل»، مفهومِ سابقه یا نرخِ پایه، تفاوتِ سیگنال و نویز، و کارِ کسایی مثلِ کانمن و تتلاک روی خطاهای پیش‌بینی و کیفیتِ قضاوت. نیمهٔ دوم هم روی علومِ اعصابِ استرس بنا شده: محورِ HPA، کورتیزولِ مزمن، بارِ آلوستاتیک، و اثرِ نااطمینانی بر این سیستم. این‌ها استعارهٔ صرف نیستن؛ پشتشون پژوهش هست و هرجا منبعِ مشخصی داره، اشاره می‌کنم. این متن چه ادعایی ندارد اول و از همه مهم‌تر: «اعتیاد به کورتیزول» یک استعاره‌ست، نه یک تشخیصِ پزشکی. هیچ بیماری‌ای به اسمِ «اعتیاد به کورتیزول» یا «اعتیاد به استرس» توی کتاب‌های رسمیِ تشخیصِ بالینی وجود نداره. چیزی که واقعاً هست اینه: سیستمِ استرسِ مغز و سیستمِ پاداشِ مغز از یک جاهایی به هم گره خورده‌ان، نااطمینانی واقعاً پاسخِ استرس رو روشن می‌کنه، و چک کردنِ وسواسیِ خبر واقعاً روی منطقِ «پاداشِ نامنظم» کار می‌کنه. ولی «معتاد به کورتیزولِ خودت شدن» یک علمِ واقعی ولی ظریف‌تر رو ساده‌سازی می‌کنه. من این تعبیر رو به‌عنوان یک استعارهٔ گویا به کار می‌برم و همین‌جا صریح می‌گم که استعاره‌ست؛ همین صراحت، بخشی از قرارِ ما با خواننده‌ست. دوم، این یک نسخهٔ درمانی نیست. اگه واقعاً توی یک حالِ بدِ عمیق گیر افتادی، این جزوه جای متخصص یا پزشک رو نمی‌گیره؛ فقط می‌تونه کمک کنه بهتر بفهمی چی داره اتفاق می‌افته. سوم، این جزوه قطعی حرف نمی‌زنه. علم در حالِ تغییره و بعضی بخش‌ها هنوز محلِ بحث‌ان. مثلاً «نرخِ پایه رو آدم‌ها نادیده می‌گیرن» یک یافتهٔ محکمه، ولی همین یافته به نحوهٔ بیانِ مسئله هم حساسه. یا کلِ «حلقهٔ آسیب» که توی فصل ۸ می‌سازم، تک‌تکِ حلقه‌هاش پشتوانهٔ پژوهشی دارن، ولی خودِ این حلقه به‌عنوان یک کلِ یکپارچه، یک جمع‌بندیِ منطقیه، نه چیزی که توی یک آزمایشِ واحد سرتاسر اثبات شده باشه. هرجا چیزی قطعی نیست، صریح می‌گم. سه ادعای اصلی این متن یک، بیشترِ ورودی‌های خبری ارزشِ عملیِ کمی دارن مگر اینکه از فیلترِ احتمال، منبع و کانتکست رد بشن. دو، نااطمینانیِ مزمن می‌تونه سیستمِ استرس رو روشن نگه داره و هزینهٔ شناختی و بدنی بسازه. سه، راهِ‌حل قطعِ کاملِ ارتباط با جهان نیست؛ طراحیِ ورودی، تأخیر، منابعِ معتبر، و بازیابیِ سیستمه. سه چیزی که این متن نمی‌گوید یک، اینکه کورتیزول «بد» است. دو، اینکه خبر دیدن یک بیماریه. سه، اینکه هر استرسی آسیب‌زاست. خلاصه، باز هم همون حرفِ منظومه: این رو یک نقشه بدون، نه خودِ سرزمین. نقشهٔ خوب کمک می‌کنه راهت رو پیدا کنی، ولی هیچ نقشه‌ای جای راه رفتنِ واقعی رو نمی‌گیره.

  • 30 июл.2 70111из daneshagahicontent

    видео или голосовое, без подписи

  • 30 июл.2 90445

    видео или голосовое, без подписи