Parantezbaz
Статистикаمیفرماد که "عشق" آدمیت است. instagram: instagram.com/mohamadshiroyeh Unknown Chat: https://t.me/harfmanbot?start=1197794074
- Последний пост
- 7 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 163
- 1/48двое суток
- 186
- 1/72трое суток
- 201
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گوشهای از رونمایی گرگومیش.
پایان یک هفتهی خیلی لعنتی.
اگه روزی به هر شکلی توی زندگیم بودی؛ یه جایی توی دفترم نوشته شدی.
видео или голосовое, без подписи
پایان یک هفتهی خیلی لعنتی.
این هفته هرروزش انگار جمعه بود.
سرگردون چرایی؟
این حس نوستالژیا هم خیلی گمراهکنندهس. بعضی وقتا یهجوری گذشته رو شستهرفته جلوه میده انگار نه انگار یه زمانی تمومقد داشتی مقابلش ورجلا میزدی. مرددم و نمیتونم تصمیم بگیرم کارکرد «فقدان» تو این دنیا چجوریه؟ از دست دادن چیزی که عزیزه بدتره یا هرگز نداشتنش؟
تاپآرتیست هفتۀ گذشتهم توی اسپاتیفای کوکوروزیئه، تاپآرتیست این هفتهم امیرعباس گلاب:) همینقدر غیرقابل پیشبینی.
واسه امتحانهام از چت جپت راجعبه "عرفان" سوال پرسیدم. امشب دربارۀ رپ باهاش حرف زدم و گفت با توجه به اینکه به عرفان علاقه داری خوبه بهت بگم که یه سری موزیک رپ هستن که شاملِ مضامین عرفانی میشن:))) دِ آخه هوش مصنوعی حیوونکی:))
دیشب از تا دیروقت بیدار موندنم پشیمون شدم.
نیاز داشتم یه نفر امشب پایه بود و این آلبوم تازهی فرزاد قدیمی رو توی اتوبان گوش میکردیم و به هر ترک امتیاز میدادیم. عاشق انجام این حرکت با آلبومهای جدیدالانتشارم:) شیطونه میگه بشینم واسهتون لاینهای بانمکشو جدا کنم و بنویسم:))
و ابوعلی دقاق گفت که: میان شوق و اشتیاق فرق است؛ شوق به دیدار بنشیند و اشتیاق به دیدار بنشود.
لعنت بهتون که برای کتاب گرفتن باید تأمل کنم.
انتشار اولین تصاویر از لاله مرزبان
در همین حین که یه جوونِ ساکن بلاد کفر داره به این فکر میکنه که برنامه تابستونش رو چطور بچینه که بتونه توی سفر رویاییش با دوستدختر محبوبش جیتیاِیسیکس بازی کنه، من هم از صبح برای امتحانم که قرار بود توی دوساعتی که برق خونه میره شروع شه آماده شدم و همینطور که داشتم اینترنتم رو به موبایلدیتا تغییر میدادم، حکمتیِ خدا سایت رو رفرش کردم و دیدم استاد امتحان رو نیمساعت زودتر شروع کرده. بقیه رو خبر کردم و عرقریزون امتحان رو تموم کردم. الان هم توی این گرما آمریکانوی گرم سفارش دادم چون مصطفی با آمریکانوی گرم کوکی کرهای میده بهم و دارم برای آخرین امتحان میخونم که کوتاهترین فاصله رو از قبلی داشته. فردا روزیه که قراره برق خونهمون نره پس لازم نیست چک کنم که آیا ساعت برقرفتگی با امتحانم تداخل داره یا نه. زندگی توی خاورمیانه شدید جالبه.
دلم اونوقتهایی رو میخواد که بعد کلی حرف دمِ دستی و خزعبل، وارد سانس مکالمات عمیق میشی و بعدش انگار یه دورۀ کامل تراپی رو پشت سر گذاشتی.
خیلی از بحثهام رو موکول میکنم به ملاقات حضوری ولی تا اون موقع یادم رفته که چی میخواستم بگم.
شاید به رسم هرسال، طلوع امروزو بیدار باشم؛ منتظر خورشید، و به استقبالش.
دلم میخواد طلوع امروزو بیدار باشم؛ منتظر خورشید، و به استقبالش.