tgindex
پیکسل‌هایی که زندگی‌ست

پیکسل‌هایی که زندگی‌ست

Статистика
@pixels_ThatAreLifeперсидский

من بر درت از روزی که درخت بود، کوبیده‌ام. (ضیف فهد) ‌ ‌ ‌ @Hadis_davarii

Последний пост
9 авг.
Последнее чтение
12 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
4 274
+2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 718
20 постов
Вовлечённость
40,2%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
970
1/48двое суток
1 111
1/72трое суток
1 198

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 9 авг.1 0941932

    خاطره‌ها و غم‌ها متحرک‌اند. برخی روزها به چنان دورها می‌روند که به زحمت به چشممان می‌آیند، رفته‌شان می‌پنداریم. پس به چیزهای دیگری رو می‌کنیم. ‌ مارسل پروست درجستجوی زمان از دست رفته، طرف گرمانت ترجمه‌ی مهدی سحابی ‌‌

  • 8 авг.9632832

    لذت تنهایی‌ام همچنان تجاوزناپذیر بود. ‌ مارسل پروست درجستجوی زمان از دست رفته، طرف گرمانت ترجمه‌ی مهدی سحابی ‌‌

  • 7 авг.1 1062228

    اندوه، چون بویی تحمل‌ناپذیر بود که از زمان زادنم از هر اتاق تازه‌ای، یعنی از هر اتاقی، به مشامم می‌رسید: در آنی که معمولاً به‌سر می‌بردم، خودم حاضر نبودم، فکر در جای دیگری بود و به‌ جای خودش فقط عادت را می‌نشانید. ‌ مارسل پروست درجستجوی زمان از دست رفته، طرف گرمانت ترجمه‌ی مهدی سحابی ‌‌

  • 7 авг.1 0871733

    آیا نباید توجه و نیروی دفاعی‌مان را به درون خودمان منتقل کنیم و هدفمان نه غلبه بر آدمی که دوست می‌داریم، که مهارکردن رنجی باشد که از دست او می‌کشیم؟ ‌ مارسل پروست درجستجوی زمان از دست رفته، طرف گرمانت ترجمه‌ی مهدی سحابی ‌‌

  • 7 авг.1 0781448

    می‌توانستم به خیال‌بافی‌های صامتِ خلوتِ تنهایی‌ام شکلی تازه، ناطق و فعال بدهم که خود به گمانم نوعی پیشرفت، و تقریباً تحقق آرزوهایم بود. ‌ مارسل پروست درجستجوی زمان از دست رفته، طرف گرمانت ترجمه‌ی مهدی سحابی ‌‌ @pixels_ThatAreLife

  • 7 авг.1 0172222

    همین که عاشق می‌شویم دلمان می‌خواهد همه‌ی امتیازهای کوچک ناشناخته‌ای را که داریم به دلدار بشناسانیم. ‌ مارسل پروست درجستجوی زمان از دست رفته، طرف گرمانت ترجمه‌ی مهدی سحابی ‌

  • 6 авг.1 1703226

    همه‌چیز مُرده، هرجا را نگاه کنی جز نعش نمی‌بینی. فقط یک مشت آدم مانده‌اند و دورشان جز خاموشی هیچ نیست؛ این است دنیا. ‌ داستایفسکی نازنین، ترجمه‌ی یلدا بیدختی‌نژاد ‌

  • 6 авг.1 1212513

    امان از طبیعت! درد این‌جاست که آدمیزاد روی زمین تنهاست. ‌ داستایفسکی نازنین، ترجمه‌ی یلدا بیدختی‌نژاد ‌

  • 6 авг.1 1191814

    حالا باز اتاق‌های خالی و تنهایی. آونگ ساعت می‌رود و می‌آید، کار دیگری که ندارد، دلش برای چیزی نسوخته، غمی ندارد. مصیبت این‌جاست که بعد از این دیگر کسی نیست! ‌ داستایفسکی نازنین، ترجمه‌ی یلدا بیدختی‌نژاد ‌

  • 5 авг.1 3664025

    اگر زنی عاشق باشد... آخ، زن عاشق معایب و حتی بدجنسی‌های مرد محبوبش را توجیه می‌کند، طوری که خود مرد هم تابه‌حال نتوانسته باشد چنین توجیهاتی برای بدی‌هایش بیاورد. ‌ داستایفسکی نازنین، ترجمه‌ی یلدا بیدختی‌نژاد ‌

  • 4 авг.1 3653529

    بله، غرور دارد! من هم از آدم‌های مغرور خوشم می‌آید. مغرورها به‌خصوص وقتی جذاب‌اند که مطمئنی روی‌شان تسلط داری. ‌ داستایفسکی نازنین، ترجمه‌ی یلدا بیدختی‌نژاد ‌

  • 4 авг.1 3262711

    جوانی، حتی اگر اواخرش باشد و چیزی به پایانش نمانده باشد، ذاتش بزرگواری و بخشندگی است، حتی اگر بزرگواری‌اش در راه کج و خطا باشد. ‌ داستایفسکی نازنین، ترجمه‌ی یلدا بیدختی‌نژاد ‌

  • 4 авг.1 4263317

    می‌دانید، من از آن آدم‌هایی‌ام که می‌خواهم بدی کنم، اما بدی‌ام خوبی از آب درمی‌آید. ‌ داستایفسکی نازنین، ترجمه‌ی یلدا بیدختی‌نژاد ‌

  • 4 авг.1 4843423

    تمام ترس و وحشتم دقیقاً از همین است؛ این که همه‌چیز را می‌فهمم! ‌ ‌ داستایفسکی نازنین، ترجمه‌ی یلدا بیدختی‌نژاد ‌

  • 31 июл.2 0344548

    ضعفِ من دیدن دنیا بود با منطقی کودکانه. اشتباه من بیرون کشیدن عشق بود از غار تاریک به روشنایی‌ها، و گستردنِ سینه‌ام بود چون کلیسایی درگشوده برای تمامی عاشقان. ‌ نزار قبانی در بندر آبی چشمانت... ترجمه‌ی احمد پوری

  • 28 июл.2 2793829

    گاه یک قطره آب که روی دست ما می‌افتد از همهٔ دیدارها زنده‌تر است. ‌سهراب سپهری نامه‌هایی به دوستان هنوز در سفرم، به کوشش پریدخت سپهری ‌

  • 20 июл.3 0764857

    همیشه تلاش. همیشه شکست. مهم نیست. دوباره تلاش کن. دوباره شکست بخور. بهتر شکست بخور. ‌ ساموئل بکت عشق اول و دیگر نوشته‌ها، ترجمه‌ی سهیل سُمّی ‌

  • 18 июл.3 3267565

    گفتی بیا! زندگی خیلی زیباست. دویدم. ‌ ‌حسین پناهی ‌

  • 16 июл.3 4794956

    من در این خانه به گم‌نامی نمناک علف نزدیکم. ‌ سهراب سپهری صدای پای آب ‌

  • 16 июл.3 4422739

    من با پیچ‌و‌خم‌های زندگی و مخاطرات آن ناآشنا نیستم، من از آن‌ها وحشتی ندارم و بی‌باکانه با آن‌ها روبه‌رو می‌شوم. من با هراس ناآشنا نیستم، حافظه‌ام همسری است وفادار و تخیلم (بر خلاف خودم) دخترکی‌ست ساعی که تمام روز آرام سرگرم کار خویش است و شب‌هنگام می‌داند چگونه به‌زیبایی از آن با من سخن بگوید تا توجه مرا به آن جلب کند، گرچه، باید اقرار کنم، که نقاشی‌هایش همیشه منظره، گل، یا تصویر زندگی روستایی نیستند. من چیزهای هراس‌آور را در پیش چشمانم دیده‌ام و از ترس پا پس ننهاده‌ام. سورن کیرکگور ترس‌و‌لرز ترجمه‌ی عبدالکریم رشیدیان ‌ ‌ #photo: @pixels_ThatAreLife

پیکسل‌هایی که زندگی‌ست — tgindex