پوریا پلیکان
Статистикаراه ارتباطی: @pelicanpooria اینستاگرام: Http://www.Instagram.com/pooria_pelican
- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 4 256
- 1/48двое суток
- 4 877
- 1/72трое суток
- 5 260
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دعوتید به «عصرِ فراموشی» جلسهی سوّم: زن در شاهنامهی فردوسی کارشناسان: حسین جنت مکان، ساغر خسروی. دبیر اجرایی: پوریا پلیکان آدرس: تهران، خیابان سهروردی، خیابان اورامان، کافه فراموشی. زمان: چهارشنبه، بیست و یکمِ اَمرداد، ساعت هفده و سی. ورود برای تمام علاقهمندان آزاد و رایگان است. برای پیدا کردن «کافه فراموشی» میتوانید از اپلیکیشنهای مسیریاب استفاده کنید. عصر فراموشی | کانال رسمی ✍🏼🍷
درود عزیزان، گروه ادبیِ عصر فراموشی در تلگرام راهاندازی شد. خواهش میکنم گروه رو سنجاق کنید که بالای پیامهاتون نمایش داده بشه. عکسها، فایلهای صوتیِ جلسات و اطلاعیهها در این گروه قرار میگیره. انتشار آثار وَ هرگونه بحث وُ گفتوگو پیرامون مسائل علوم انسانی، هنر و ادبیات در گروه آزاده. https://t.me/+HqtkNNlTd11jNmM0
«کارگاه آنلاینِ فروغخوانی و فروغشناسی» آخرین مهلت ثبتنام ثبتنام در اینستاگرام: @pooria_pelican ثبتنام در تلگرام: 09378869903 @pelicanpooria
دعوتید به «عصرِ فراموشی» جلسهی دوّم: شعر زنان کارشناسان: مهرنوش قربانعلی، نیلوفر امانتچی، سمیرا نیک نوروزی، سمانه عابدینی، شیما شاهسواران احمدی. دبیر اجرایی: پوریا پلیکان آدرس: تهران، خیابان سهروردی، خیابان اورامان، کافه فراموشی. زمان: چهارشنبه، هفتمِ اَمرداد، ساعت هفده و سی تا نوزده و سی. ورود برای تمام علاقهمندان آزاد و رایگان است. برای پیدا کردن «کافه فراموشی» میتوانید از اپلیکیشنهای مسیریاب استفاده کنید.
без подписи
«کارگاه آنلاینِ فروغخوانی و فروغشناسی» آخرین مهلت ثبتنام: دوشنبه، پنجمِ اَمرداد. ثبتنام در اینستاگرام: @pooria_pelican ثبتنام در تلگرام: 09378869903 @pelicanpooria چقدر فروغ فرخزاد را میشناسیم؟ مایکل هیلمن (پژوهشگر امریکایی) میگوید: «یکی از امیدهای ما، نسبت به فرهنگ مردمِ ایران، کتابِ شعرِ فروغ فرخزاد است. اگر ایرانیها این کتاب را خوب بفهمند، به لحاظِ فرهنگی، رشدِ خوبی خواهند داشت».
دعوتید به «ادبیات در عصرِ فراموشی» جلسهی اوّل: شعر زنان کارشناسان: مهرنوش قربانعلی، نیلوفر امانتچی، سمیرا نیک نوروزی. دبیر اجرایی: پوریا پلیکان آدرس: تهران، خیابان سهروردی، خیابان اورامان، کافه فراموشی. زمان: چهارشنبه، بیست و چهارم تیر ماه، ساعت هفده تا نوزده. ورود برای تمام علاقهمندان آزاد و رایگان است.
تیزند خاطرات دست به هر ثانیهای میبرم خندهای روی پوستم باز میشود #پوریا_پلیکان @pooria_pelican ✍🏼🍷
🍷 کارگاه حافظخوانی 🍷 عاشقانههای حافظ، فریادِ زندگی و آزادیاند. وَ آن جا که از آزادی میگوید، عاشقترین شاعر است. در هر جلسه: 🔹 یک الی سه غزل میخوانیم. 🔹 بیت به بیت تشریح میکنیم. 🔹 به زیباییشناسیِ هنریِ حافظ میپردازیم. 🔹 تفکرات حافظ را پیرامون مسائل فلسفی، تاریخی و اجتماعی بررسی میکنیم. 🔹 در حواشی جلسات، مطالبی نیز پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران خواهیم گفت. 🔹 جلسات به صورت آنلاین و تماس تصویری گروهی برگزار میشوند. ثبتنام در بله و تلگرام: 09378869903 @pelicanpooria
حروف را دنبال میکنم تا به نام تو میرسم الف ب ها ها ها خودکارم مرده است و مرگ با تکانِ شانهها بیرون نمیرود #پوریا_پلیکان
♦️ انواع قالب در شعر پارسی ♦️ ساختار، پیشینه و درونمایه ♦️ آموزش جامع به زبان ساده + تفسیر نینامهی مولانا، نخستین غزل از دیوان حافظ، چند رباعی از خیام وَ قصیدهای سیاسی از سعدی. روی لینک کلیک کنید: https://pelicanacademy.ir/courses/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b5%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d9%86/ @pooria_pelican ✍🏼🍷
کارگاه آموزش عروض سماعی موسیقی در شعر کلاسیک آخرین مهلت ثبتنام ثبتنام در تلگرام: @pelicanpooria 09378869903
«کارگاه علمی و عملیِ عروض و قافیه» (موسیقی در شعر سنتی) کلاسِ عروض، کلاسِ روی میز ریتم گرفتن است. کلاسِ دست زدن و خندیدن و خواندن است. شعرهای زیادی را از حافظ و خیام و مولانا و سعدی میخوانیم؛ با هم دست میزنیم و روی میز ریتم میگیریم؛ و گاهی نیز به تفسیر اشعار میپردازیم. ♦️ تمرکز بر آموزشِ شنیداریست. ♦️ نخستین هدف: با خواندن یا شنیدنِ یک شعر، بتوانید وزن موسیقاییِ آن را تشخیص دهید. ♦️ آموزش تمام قواعد پایه. ♦️ دوره آنلاین است و به صورت تماسِ گروهی برگزار میشود. ♦️ تعداد جلسات: شش. ♦️ آخرین مهلت ثبتنام: جمعه، پنجم دی ماه. ثبتنام و اطلاعات بیشتر در اینستاگرام: pooria_pelican pooria_academy در تلگرام: 09378869903 @pelicanpooria @pooria_pelican ✍️🍷
دعوتید به جشن یلدا به صرف شعر وُ حافظ وُ چای وُ شیرینی وُ آواز وُ موسیقی وُ گفتوگو دربارهی آیین باستانی یلدا 🍷🎼 ⌚ زمان: پنجشنبه، بیست و هفتم آذر. ساعت چهارده و سی دقیقه. 📌 مکان: تهران، خیابان مصطفا خمینی، پایینتر از چهارراه سرچشمه، کوچه شهید علیزاده کمیلی. خانهموزهی پروین اعتصامی. حضور برای عموم آزاد و رایگان است. این برنامه با همکاری خانهموزهی پروین اعتصامی و مجموعهی آکادمی پلیکان برگزار میشود. برای دریافت موقعیت مکانی میتوانید با شمارهی 09010577264 در تماس باشید یا از طریق گوگل نام خانهموزهی پروین اعتصامی را جستجو کنید.
میبوسمت و دهانت کلاهِ شعبدهبازیِ من است هر بار گُلی خرگوشی شعری اسلحهای از آن بیرون میکشم میبوسمت و تختخوابمان بر شانهی خرگوشها روان است میرود تا روزهای کودکی آنجا که درخت، درخت بود گُل، گُل پنجره، پنجره خرگوش اما برف بود تا میآمد سفید میشدیم میبوسمت و گُلی که در دهانت روییده در دهانم به بلوغ میرسد خرگوشهای سفید در دهانمان به بلوغ میرسند پنجره دیگر پنجره نیست جیغ و گلوله است درختها قنداقِ اسلحه وَ گُل استعارهایست از اسکناسی چرک و مچاله مزین شده به چهرهی چند روانپریش میبوسمت برای ثانیهای ثانیه از کار میافتد اسلحه به خواب میرود گلوله در هوا میایستد اما صدای گلوله از گلوله صدای جیغ از جیغ صدای بوسه از بوسه جدا شده به راهش ادامه میدهد میبوسمت و نیل در پاهای پرطراوتِ تو جاریست باید عصای جادوییام را به نیل بزنم و واژههایی را که سالها در من بردگی کردهاند در تو رها کنم #پوریا_پلیکان @pooria_pelican ✍️🍷
بو میکشم موهای خیست را و همچنان که تنم در خانه ایستاده سرم به زیر آبشار میرود #پوریا_پلیکان @pooria_pelican ✍️🍷
در قابهای خالی عکس تو را میبینم در عکسهای تو تنها خودم را که تنها قدم میزنم که تنها زندگی میکنم و آنقدر به دود کردنِ تنهایی ادامه میدهم تا صفحهی زمان تاریک شود عکسها ثانیههایی باد کردهاند جنازههایی که خاکشان نکردهایم و ما مگسهایی اسیر در دست زمان که از ثانیهای به ثانیهای دیگر لغزانده میشویم گوش تیز کردهام بر تیک تاک استخوانهایم و انتظار میکشم فرو ریختنم را انتظارت را میکشم ای مرگ که چهرهی نامرئیات در تمام عکسها پیداست انتظارت را میکشم ای مرگ ای تنهاترین معشوق که بوسیدنِ پاهایت را باید تا آسمان ادامه داد #پوریا_پلیکان @pooria_pelican ✍️🍷
سُرایشِ این شعر با جنون همراه بود. دیوانهوار و خشمگین راه میرفتم وُ سطرها یکی پس از دیگری به دهانم هجوم میآوردند. برادر: و آخرین گلولهای که به او شلیک کردید نیز از تنش بیرون رفت حالا تنها مانده تنها با چند حفرهی تاریک کوه است با غارهایی که به هیچ کجا نمیرسند و غارنشینان از تنش رفتهاند کوه است و خشکیده آنقدر که پرندگان وحشی از خشکیاش گریختهاند کوه است و تنها مانده با هرچیز که رفته است تنها مانده با چند حفرهی تاریک تنها مانده با چند نقاشی بر دیوارهی غارها تنها مانده با آوازهایش که در آتشِ نقاشی شده میسوزند برادرم را میگویم که کنار خیابان افتاده است و هرچه آب به او مینوشانیم از حفرههای تنش گدازههای آتشفشان بیرون میریزد خواهر: هنوز زمستان نرسیده اما نُتهای موسیقی بر دفترم یخ بستهاند و هر سازی میزنم صدای زوزه میآید زمستان نرسیده اما لنزِ دوربینها یخ بسته است و عکسها مه گرفته میافتند زمستان نرسیده اما الفبا یخ بسته است و هر حرفی میزنیم قندیل از دهانمان میریزد همیشه پیش از آن که چیزی بگویی آن واژه را خوب در دهانت گرم میکردی واژهها کنار تو آرام بودند و دستانِ بزرگت با آن خطوطِ خشک سطرهای شعری روشن را بر گونههایم میکشیدند گفتی خوب شعر بخوانم خوب نگاه کنم خوب گوش دهم تا مادرِ خوبی باشم اما کدام مادر؟ امروز مادر از تو چه دارد جز چند حفرهی یخزده؟ شاعر: امروز شاعر با واژهها چه میکند جز تلاشی برای به بند کشیدنِ سطرها؟ قسم به انتحار قسم به پوستی که میسوزد و مچاله میشود قسم به کارگرانی که از لولههای نفت حلقآویز شدهاند: «آتش همیشه مهربان نیست» و من این سطرها را با طنابی به بند کشیدهام که از دور گلوی کارگران باز کردهام مادر: در لابهلای اشکهایت هر بار یک قاشق از قلبم را در دهانت میگذاشتم دستهایت حصاری از یاس بود وقتی انگشتانم را میگرفتی و قلبت را همچون شلیلِ آبداری میشد از پشتِ پوستت دید قلبت بزرگ شد دستهایت – که گویی فسیلِ مارهای آبی را بر پوستت نقاشی کشیده بودند – ستونهای زندگیام بودند دستهایت حصاری از یاس بود وقتی بر کمرگاهِ معشوقهات قرار میگرفت و ماهی که در گلوگاهت داشتی با بوسههایش آبیاری میشد حتا اگر تو را در خاک بگذارند من این دستها را به خانه میآورم بر دیواری میآویزم و هر روز با آبپاشی به آنها رسیدگی میکنم تا چند روزی بیشتر دوام بیاوری پدر: بلندشو نوید بلندشو محسن بلندشو عدنان حالا وقتِ حفره حفره شدنت نیست پوستِ پیرهنِ کارَت بر جالباسی تاول زده است از چایی که مادرت ریخته رویاهایمان بخار میشود بلندشو و حفرههایت را همچون سنگریزههایی در آغوشت جمع کن تو اگر برف بودی امروز خیابان در خیابان سفید میشدیم اما تو برف نیستی تو نفتی بنزینی بیپولی و ایمانی هستی که خانه به خانه در رگهای شهر خواهی سوخت خواهر، برادر، پدر و مادر همصدا: بیدار شوید بیدار شوید حفرههایتان را در مشت بگیرید به میدانهای شهر بیاورید و بپاشید بر صورتِ هرکه با لبخند از خیابان میگذرد بر صورتِ هرکه فرمانِ قتل میدهد بر صورتِ هرکه حفره حفره نیست بپاشید بر این وطن که حفره حفره شده است و هر کداممان در حفرهای محبوسایم شاعر: ما حفرهحفرهایم مشتهایمان را به آسمان بردهایم بیآنکه بدانیم در هر مشت حفرهای پنهان است مادر: امروز نه شاعر! امروز دیگر مشتها مشت نیستند امروز مشتهای ما باز است مشتهای آنها هم باز است حفرهها با دهانی باز رها شدهاند و با دندانهای بزرگشان در آسمانِ سرزمینمان شناورند #پوریا_پلیکان @pooria_pelican ✍️🍷
میگذارم مرگ بیاید دستی به صورتم بکشد و هرچه را میخواهد با خود ببرد لبی که به تو آغشته است به زندگی ادامه میدهد #پوریا_پلیکان @pooria_pelican ✍️🍷
خودم را در آغوش کشیدهام و در برابر مرگ چنان ایستادهام که انگار آینهای روبهروی آینهای دیگر #پوریا_پلیکان @pooria_pelican ✍️🍷