tgindex
قلمرو نقد

قلمرو نقد

Статистика
@r_dorostВидеоперсидский

🎞آن‌کس که مامنی ندارد، در «نوشتن» خانه کند... 🎞قلمرو نقد این مامن نویسندگیِ اکنونِ رضا درستکار است. @Reza_Dorostkar :راه ارتباطی💠

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Видео (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 137
−1 за 4 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
392
21 постов
Вовлечённость
34,5%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 24
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
99
1/48двое суток
113
1/72трое суток
122

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • چاره‌ای نیست، هست!؟/ 📽️قبل از بعد، به خودت نگاه کن 📽️برای نقدِ «چاره‌ای نیست» (No other choice) "پارک چان ووک" رفته بودیم...؛ جز به جز آن قابل‌تر از حد جای بحث داشت، دارد. گفتم؛ مسئله، کاپیتالیسم و نقد این گستره، «وضع موجود» و میل بر برهم‌نمایی با آن نیست، که هست؛ مسئله تصویر بعد «تو» نزد خودت است، و این‌که با آن چه خواهی کرد؟ 📽قلمرو_نقد ╔════════════╗ @r_dorost ‌‌╚════════════╝

  • 📒رنج و آگاهی... 📒انسان گاهی رنج را به‌طرزی وحشتناک دوست می‌دارد؛ تا سر حد عشق. این یک واقعیت است. من... طرفدار رنج نیستم، اما هوادار سعادت هم نیستم. من... طرفدار امیال‌ام هستم و آن هم به این سبب که به آن‌ها در همه حال دسترسی دارم. رنج، تردید است، نفی است. رنج، یگانه دلیل آگاهی‌ست. آگاهی؛ به عقیده‌ی من؛ بدبختی بزرگ انسان است. این را هم می‌دانم که انسان آن را دوست می‌دارد و با هیچ رضایت‌مندی دیگری عوض نخواهد کرد. یادداشت‌های زیرزمینی فئودور داستایفسکی 📒قلمرو_نقد ╔════════════╗ @r_dorost ‌‌╚════════════╝

  • 12 авг.8163из r_dorost

    💠آن بالا ... 💠موسیقی مستاجرِ: فیلیپه سارده رومن پولانسکی 💠در سرزمین ما شاید هنوز هیچ چیز عالی نباشد اما ...، به اعتراف گرسنگان، سخنرانی‌های وزیر تغذیه فوق‌العاده است. 💠برتولت برشت @r_dorost

  • قلمرو نقد pinned a photo

  • مدیریت فرهنگی و نگاهی به یک افسانه!/ قامت و ردا و داد 📒طرف ما، یک دوره صدرات داشت درست در میانه همین دوران. (شبیه همه‌ی چیزهای زمانه‌اش بود.) اتفاقا من هم منتقدی بودم که سیاست‌های او را نقد می‌کردم (نه هتاکی، که باب این روزگار شده است)! یاد دنیای تصویر آن روزها، به‌خیر. سال‌ها بود که صفحه‌ای داشتم و موظف و پیوسته در آن مطلب می‌نوشتم! طرف مورد بحث ما (بعضِ این مدیران کم‌مایه در این سال‌ها بود)، با سواد بود و ارزش «نقد» را داشت. هم سینماگر بود و‌ هم مدیر. از معدود معدود مدیران فرهنگی بود که «برنامه» می‌فهمید، «افق» داشت. وقتی مسئولیت سینما را پذیرفت، دفترش را تعطیل و‌ دوقفله کرد. (خیلی‌ها مدیر می‌شوند که فردای خودشان را در بازار سینما بسازند!) در دوره او چندین و چند جشنواره موضوعی برگزار می‌شد، سمینار و هفته پژوهش، پنل‌های مختلف؛ که همگی را سال‌هاست خاموش و از میدان به‌در کرده‌اند! (این‌ها کل بودجه را صرف امور کارمندان می‌کنند، دوره‌شان، برهوت است.) او منتقدان را می‌شناخت و از جمله خود من را. به‌رغم نقدهای تند و تیزی که به دستگاه‌های زیر نظر او و سیاست‌های سینمایی نوشته می‌شد، همیشه از منتقدان و خود من می‌خواست که در سمینارها حضور یابیم و مقاله بدهیم، جدی بود، جداً می‌خواست. (این روزها همه دعوت به خنثی‌شدن و مراقب‌ خودبودن می‌کنند! یعنی حرفی نزن، و جز مدح، هرگز چیزی ننوبس و نگو، که دوستان بد رنجیده می‌شوند!) مانند پهلوانی در گود بود و بی‌واهمه همیشه «هماورد اندیشمند» می‌طلبید، چون خودش باسواد (واقعی) و ارزشمند (واقعی) بود؛ یاوه‌گویی در محضرش، مجال ظهور نمی‌یافت. برای بهتر شدن خروجی‌هایش انگار که با خودش هم در کورس بود. با این روش‌، توسعه‌یافتگی و پهنه‌ی باز و پذیرنده‌ی شخصیتش را به منصه ظهور می‌رساند و از چیزی نمی‌هراسید. مدیری قوی بود، از نقد استقبال می‌کرد و جریان نقد هم او را «لایق» و برجسته به‌حساب می‌آورد، در کنار «نقد»، احترامی فی‌مابین حاکم بود و بین مدیر و رسانه تعاملی سازنده و آشکار برقرار. مثل امروزی‌ها خودش را به صندلی ریاست ندوخته بود! مدیر در اختفا نبود! به صندلی‌های لرزان و ویبره، وابسته و دلبسته نبود. (آه! از این صندلی‌های هیچ!) «مدیریت» اگر ردایی بود، الحق به قامتش می‌آمد. (امروزه این ردا، لباسی گشاد به تن مدیران نحیف است.) مدیر با ابهت دانشی، با سابقه و عملکردی درخشان بود؛ عمرش را به بطالت سپری نکرده بود، خوانده و نوشته و ساخته بود و ساخته شده بود. چیزی که سال‌های سال است آن را نداشته‌ایم، نداریم. او سینماگر بود، خودش بود، خوب و بد؛ و نمادین اگر می‌خواستی بداتی، به‌نامش می‌آمد؛ مثل سیف‌الله؛ و به کارش؛ داد، استعاری هم اگر می‌خواستی بخوانی، به دوره‌اش شبیه بود؛ شبیه کس و کار و همه‌دوره‌هایش. شاید برای همین است که انگار داریم از افسانه‌ها حرف می‌زنیم... ‌یاد باد آن روزگاران... 📒قلمرو_نقد ╔════════════╗ @r_dorost ‌‌╚════════════╝

  • 📒خبرنگار یا پاپاراتزی!؟ 📒نمی‌دانم چرا «روز خبرنگار»، من را یاد یکی از سکانس‌های یکی از همین سریال‌های مشعشع پیام‌دار صداوسیما انداخت! پسری جوان بود که پدرش در سریال او را باعشق، «خبرنگار» خطاب می‌کرد. جایی پدر به‌شوخی از پسر می‌پرسید؛ تو چه خبرنگاری هستی که همش در فضای مجازی در پی افشای دستمزد فلان بازیگر و تهیه فیلم مخفی از فلان فوتبالیست می‌گردی!؟ البته سوال به‌جایی بود آن‌هم در آن مجموعه بیهوده؛ و خبرنگارک جوان ما هم پاسخ می‌داد: «می‌دونی بابا تا حالا دست چند تا سلبریتی را رو کردم!؟» یادم هست که عکس‌العمل پدر در نمای بعدی، خیلی دیدنی بود! و سوال را مکرر می‌کرد؛ این دیگر چه نوع خبرنگاری است!؟ در آن سریال مفخم، سازندگان، مرز بین «خبرنگار» و «پاپاراتزی» را درنوردیده بودند تا چهره‌ی انگلِ نظام رسانه‌ای (یعنی پاپاراتزی) را تطهیر کنند و با پرت کردن مخاطبان از جوهره، از تصویر واقعی خبرنگاران اصیل فرو بکاهند. فکرش را بکنید نماد وجدان بیدار جامعه، که با مسئولیت‌ها و رنج‌هایش شناخته می‌شود، بدل شده بود به ‌جوانکی بیکار که بابایش او را در جایی به‌عنوان خبرنگار استخدام کرده بود! و او هم کارش فضولی و سرک کشیدن به احوالات خصوصی آدم‌های درجه چند حوزه فوتبال و سینما بود؛ و تازه خود را خبرنگار درجه یک هم می‌دانست! آن خبرنگار قلابی و آن سریال ساده‌انگار، مثل ده‌ها و صدها برنامه‌ی غیرقابل مصرف دیگر که ساخته شدند و با برخوردهای تقلیلی‌شان با پدیده‌ها، اساسا رسانه را تقلیل داده و بی‌جوهر کردند، الان دیگر در یاد هیچ‌کس نمانده و نیستند و در دل فروکاستن‌های بی‌موقع خود مدفون شدند. ✍️فرق بین هنرمند و غیر آن، و خبرنگار و پاپاراتزی هم دقیقا در همین «ماندن»‌ها و محوشدن‌ها است، یکی که اصیل است طبعا می‌ماند؛ و آن دیگری که از در تعاریف الکی و فشاری و من در آوردی و حمایت‌های معنی‌دار از افراد نشانه‌دار در آمده، ‌فرق دوغ و دوشاب نمی‌داند…، می‌رود و تمام. @r_dorost

  • 📒مترادف... 📒در هیچ عصری و زمانه‌ای مانند این دوران، کلمات و واژه‌ها را از هدف ساده و طبیعی خویش که مرتبط ساختن انسان‌ها به یکدیگر است، منحرف ننموده‌اند. «حرف زدن» و «فریب دادن» امروزه تقریبا مترادف هم شده‌اند... ✍️اینیاتسیو سیلونه 📒قلمرو_نقد ╔════════════╗ @r_dorost ‌‌╚════════════╝

  • قلمرو نقد pinned a video

  • ویدئو/ ادامه دادن، آزمون ما بود… 📒احتمالا همه‌ی ما نمی‌دانیم، اما همیشه یک نبرد نامرئی در زندگی‌مان وجود دارد تا ما را بیازارد... این سال‌ها خیلی آدم‌ها بودند که کارشان سنگ‌اندازی‌ بود و حسادت‌… خسته نمی‌شدند، مدام هم عوض می‌شدند، شارژ می‌شدند، می‌آمدند سنگی می‌انداختند، می‌رفتند و باز از نو... خیلی‌ها را به انزوا و «تنهایی» کشاندند، و… ✍️اما درام هستی در سخت‌جانی است؛ مثل من و ما، کسانی هم بودند که دوست می‌داشتند بایستند و از ظلم و سلب شکست نخورند؛ چون “ابی” در «کندو»، از باختن نهراسند، از کتک خوردن و تحقیر، محقر و کوچک نشوند: که بلا اگر می‌بارد، توان هم می‌آید... آری، بودند اشخاصی که قوی‌بودن را رج زدند، ادامه‌دادن، آزمون این راه بود، مثل ابی… 📒قلمرو_نقد ╔════════════╗ @r_dorost ‌‌╚════════════╝

  • 2 авг.21335из r_dorost

    💠رنج و خنده! 💠شاید من بهتر از هر کسی می‌دانم که چرا بشر تنها موجودی است که می‌خندد ...؛ زیرا در این جهان، تنها انسان است که به شدت رنج می‌برد و مجبور است خنده را بیافریند.» 💠نیچه - ماجراهای جاودان در فلسفه @r_dorost

  • 📒طاغی بزرگ 📒لوییس بونوئل» از آن نوادر شگفت روزگار خود بود؛ یک «سینماگر تمام‌عیار» و با اندیشه. او قبل از مرگش گفته بود: دلم می‌خواهد فیلمی بسازم علیه تمام افکار، تمام عقاید، در مخالفت با تمام ایدئولوژی‌ها. فیلم من باید ضد کمونیست‌ها، ضد سوسیالیست‌ها، ضد کاتولیک‌ها، ضد لیبرال‌ها و ضد فاشیست‌ها باشد. دلم می‌خواهد فیلمی بسازم علیه بودا، علیه شیوا، علیه همه... 📒قلمرو_نقد ╔════════════╗ @r_dorost ‌‌╚════════════╝

  • 30 июл.20125из r_dorost

    💠بازگشت از ذهن ... 💠موسیقی سریال "پیکی بلایندرز" Peaky Blinders series 💠من تو را آفریده بودم زیبا، جذاب، بسیار رویایی و ... حالا خودم در همین ذهن رویایی‌ام می‌شکنم تو را. 💠ابری من- شی‌بابله تومی @r_dorost

  • 29 июл.1822из cinemasalamat

    ویدئو/ بسته فیلم کوتاه و یازدهمین نشست سینماسلامت در خانه هنرمندان ایران 🟪سالن استاد ناصری خانه‌ی هنرمندان ایران، ششم مرداد ۱۴۰۵ شاهد به نمایش درآمدن ۴ فیلم کوتاه حوزه سلامت بود. فیلم‌ها با حضور #حسین_کاکاوند (تهیه‌کننده و مهمان ویژه)، #رضا_درستکار (منتقد سینما و مدیر جلسات سینماسلامت) و سازندگان آثار (#مهدی_برزکی، #هادی_معنوی‌پور، #فرید_حاجی و #فرهاد_شنتیایی) به نمایش درآمد و مورد نقد و بررسی و استقبال بسیار خوب مخاطبان قرار گرفت. تصویر و تدوین: #کیادخت_توفیقی #خانه‌ی_هنرمندان_ایران #سالن_استاد_ناصری #بسته_فیلم_کوتاه #فن‌سالاران #سینما_سلامت 🟪https://t.me/cinemasalamat 🟦@fansalaranclub

  • 28 июл.16631из cinemasalamat

    امروز در سینماسلامت/ بازی خیلی خوب مهدی قربانی در فیلم «مورچه» 🟪هرچند «مهدی قربانی» با فیلم سینمایی استثنایی «ابد و یک روز» (سعید روستایی) به شهرت رسید، اما هرگز زیر سایه آن فیلم بزرگ نماند و امروز تعدادی زیاد فیلم خوب در کارنامه‌اش دارد. قربانی در فیلم کوتاه «مورچه» (فرهاد شنتیایی) هم بازی کرده و جوایزی هم برده است که امروز ۶ مرداد ۱۴۰۵ در سالن استاد ناصری "خانه هنرمندان ایران" و در قالب اکران‌های «سینماسلامت» به نمایش در می‌آید. او نقش اول فیلم را دارد و با توجه به سن‌وسالش، الحق از عهده اجرای پیچیده شخصیت در زمان کوتاه فیلم برآمده است. 🌱عکس بالا: یکی از حضورهایش در جشنواره کودکان و نوجوانان اصفهان https://t.me/cinemasalamat 🟦@fansalaranclub

  • 26 июл.1571из cinemasalamat

    ویدئو/ زیستن در سلامت‌ 🟪دهمین جلسه «سینماسلامت» به نمایش فیلم مستند «یکی از آن سه نفر» اختصاص داشت. و در نشست پس از نمایش، سازنده این فیلم، امید خاکپورنیا و رضا درستکار درباره فیلم حرف زدند. خاکپورنیا گفت: «استاد متوسلانی آن‌قدر خوب زندگی کرده و خوب بوده که در این دهه‌ها هم به فعالیت‌هایش استمرار بخشیده و هم این‌که کمتر مانعی برایش تراشیده‌اند.» 🟪https://t.me/cinemasalamat 🟦@fansalaranclub

  • هنرمند را فشارها و حواشی از پای درمی‌آورد 📒رضا درستکار، نویسنده و منتقد سینما در گفت‌وگویی با انصاف نیوز گفت: اکبر عبدی از معدود بازیگرانی بود که استعداد و قریحه‌ای منحصر‌به‌فرد داشت و با از دست رفتن او، یکی از ستون‌های مهم بازیگری کمدی در ایران فرو ریخت.  فقدان چنین هنرمندی واقعاً دردناک است.   ما معمولاً زمانی متوجه ارزش هنرمندان می‌شویم که دیگر در میان ما نیستند. اساساً با فرهنگ رفتار درستی نداریم و بیش از آنکه به تولید و ماندگاری آثار فرهنگی اهمیت بدهیم، گرفتار شعار و هیاهو هستیم.   این منتقد درباره جایگاه اجاره‌نشین‌ها گفت: از معدود آثار سینمای ایران است که هنوز استخوان‌بندی نمایشی‌اش کاملاً استوار مانده، با نگاهی تلخ و طنزی سیاه، خانواده‌ای بزرگ را به تصویر می‌کشد که می‌تواند استعاره‌ای از جامعه ما باشد. بازی‌ها و از جمله حضور اکبر عبدی هم انگار فرصتی برای درخشیدن بوده است.   عبدی به‌واسطه فیزیک، قریحه ذاتی و آن “نمک” کم‌نظیرش، شخصیت‌هایی خلق می‌کرد که فراتر از یک تیپ ساده بودند.   البته! فشارهای زندگی و شرایط حرفه‌ای، گاهی هنرمند را ناچار می‌کند در آثاری بازی کند که با جایگاه واقعی‌اش فاصله دارد. من شخصاً عبدی را در برخی آثار سال‌های بعد دوست نداشتم، فکر کنم در آینده هم با همان نقش‌های ماندگارش به‌یاد خواهد آمد؛ با اجاره‌نشین‌ها، مادر، دلشدگان، ناصرالدین‌شاه،آکتور سینما و دیگر آثاری که فرصت دادند تا استعداد واقعی‌اش ظهور و بروز پیدا کند.   اگر هنرمند فرصت پیدا کند که آزادانه و بدون فشارهای بیرونی، تنها به خلق اثر هنری فکر کند، نتیجه کارنامه‌اش حتما ماندگار خواهد شد. @r_dorost

  • 26 июл.180из Fansalaran

    سی‌وپنجمین مجله فن‌سالاران، ویژه‌نامه‌ای برای چهارمین سالگرد انتشار 🟧آماده‌سازی سی‌وپنجمین شماره مجله فن‌سالاران آغاز شده‌است. شماره ۳۵، یک مجله ویژه‌ به‌مناسبت آغاز چهارمین سال انتشار (در دهمین سال فعالیت‌) فن‌سالاران است. ☑️فراتر از یک رسانه 🟧@fansalaran

  • خبر ناگوار! 📒همگان خسته از زندگی، در انتظار خبری هستند (چه خبری!؟)، و خبرهای بد، خودشان را زود و تند و سریع به مخاطب می‌رسانند! گفته بود: هر کسی دو بار می‌میرد؛ یک بار وقتی که عشق را در دلش می‌میرانند...؛ و باری دیگر آنگاه که زندگی را بدرود می‌گوید. اما مرگ زندگی، در برابر مرگ عشق ناچیز است. خبر ناگوار ما، میراندن عشق در دل هنرمند قبل از مرگش است، وگرنه که «مرگ»، سهم مساوی و طبیعی همه ما است، قسمت همه می‌شود. بله! اکبر عبدی هم برای دومین بار… عبدی بدرود حیات گفت. روحش در آرامش. 📒قلمرو_نقد ╔════════════╗ @r_dorost ‌‌╚════════════╝

  • . . ▪️تحلیل و بررسی آثار نــــاب سینما 💯 « @honar7modiran ... »    « @honar7modiran ...♡ 🎞☕️📔

  • 22 июл.1864из Fansalaranclub

    نشست ویژه/ یازدهمین جلسه سینماسلامت؛ اکران ۴ فیلم کوتاه سلامت 🟧🟦گروه مطالعات فرهنگی باشگاه فن‌سالاران: یازدهمین جلسه سینماسلامت، برای نخستین بار به اکران ۴ فیلم کوتاه برگزیده حوزه سلامت اختصاص دارد. ۱.حدود سیزده کیلوگرم (مهدی برزکی) ۲.جوجه رنگی (فرید حاجی) ۳.مورچه (فرهاد شنتیایی) و ۴.اسب در خاطرش می‌دوید (هادی معنوی‌پور). هر چهار فیلم مرتبط با حوزه سلامت و از آثار برگزیده و درجه‌ی‌ یک فیلم کوتاه هستند؛ با حضور رضا درستکار. 🎬زمان: ساعت ۱۸ سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ - خانه هنرمندان ایران 🟧@fansalaran 🟦@fansalaranclub