tgindex
ءء
@rezaeifaezeКнигиперсидский

صاحب نوشته‌ها خودم هستم @faezerezaei_ir کتاب و کتاب‌خوانی: @Bookandbookreading @padcastandmusic :پادکست و موسیقی ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-e058d06683

Последний пост
1 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
201
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
270
23 постов
Вовлечённость
134,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 23
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
54
1/48двое суток
61
1/72трое суток
66

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • کاش همهٌ آرزو ها همین قدر زود برآورده می‌شدن من تمام امروز رو داشتم به آیدا فکر می‌کردم که یه وقتایی بود حتی یک روزمون بدون دیدن هم شب نمی‌شد و حالا هزار کیلومتر ازم دوره؛ دو بارش رو داشتم به این فکر می‌کردم چه مشکلاتی داره و همه‌مون داریم و خیلیا حتی این رو مشکل حساب نمیکنن، یعنی بهش فکر نمیکنن یه بارش یاد این افتادم که قبلا زندگی‌مون سراسر محتوای بیهوده و طنز بوده و حالا دایرکت‌مون شده بود نکات آشپزی و دانستنی های غیر ضروریِ پاک کردن فلان لکه با فلان چیز یه بار هم این عصر وقتی استوری دوچرخه‌سواریش رو دیدم یاد اولین باری افتادم که باهم رفتیم توی پارک و اون اسکیت سوار شده بود و من دستش رو گرفته بودم و اون شب اندازه ۱۱ سال طول کشیده و امشب بعد از تلنبار شدن همهٌ این فکرها آیدا زنگ زد و پشت در بود، بدون خبر، بدون مقدمه، با دوچرخه‌ش و یه بغل طولانیِ پر از دلتنگی و در نهایت امروز با بوسیدن دستش به سرانجام رسید. خدایا من نیاز دارم همیشه وقتی به یه چیزی همینقدر فکر می‌کنم، آخرش اینطوری تموم شه؛ آمین.

  • توی سریال در چشم باد یه سکانسی هست که بیژن به لیلی میگه: «تو سه روز بود که با من حرف نمی‌زدی، سه روز بود که دنیا به آخر رسیده بود.»

  • بابا امروز گفت زندگی همه‌ش دریاست و آدم ها مدام روی موج های اون دچار فراز و نشیب میشن کسی که بلد باشه موج سواری کنه اتفاقاً لذت می‌بره ولی کسی که بلد نیست با هر موج می‌ترسه باید بره یاد بگیره باید بری یاد بگیری چجوری با مشکلات زندگی مواجه شی و جا نزنی

  • عزیزم مسئله این است کسی نبود که حال ما را بپرسد؛ اگر کسی می پرسید قطعا می‌گفتیم خوب نیست، بخدا خوب نیست ولی کسی نپرسید، نبود که بپرسد.

  • خیلی وقته ستاره ای نمی بینم چه توی آسمون چه توی دلم

  • 27 янв.2552из seyedtaghiseyedi

    شادی، بچه آهویی فراری غم، کوه نشسته در مقابل…

  • قشنگ ترین توصیفی که این چند وقت از احساس یکی شدن بین دو نفر شنیدم این بود که «روح‌هایمان هنگامی که کنار یکدیگر قرار می گرفتیم، جز حریر نازکی چیزی بر تن نداشتند»

  • قشنگ ترین توصیفی که این چند وقت از احساس یکی شدن بین دو نفر شنیدم این بود که «روح‌هایمان هنگامی که کنار یکدیگر قرار می گرفتیم، جز حریر نازکی چیزی بر تن نداشتند»

  • Voice message

  • ریه هام؟ شیشهٌ خالیِ عطرهای توئه.

  • کاش من همه بودم، با همه دهان ها تو را می بوسیدم

  • وصف این روزهام: گفت «خیلی‌ خسته ام، از بس آدم می‌بینم و از بس حرف می‌زنم، اما مجبورم، باید ببینم دنیا چه خبر است، بعد شاید کاریش بکنم.» آینه های دردار / هوشنگ گلشیری

  • "پاییزِ تو سر می‌رسد"

  • هوشنگ گلشیری یه جا می‌گه: «چیزی نیست که بشود با قرص و آمپول و نمی‌دانم قدم زدن کنار خیابان‌ها یا روشن کردن یکی دو سیگار کاری‌اش کرد. اینجا، باور کنید، من گاهی دیگر انگار نمی‌توانم نفس بکشم. از بغض و این حرف‌ها نیست، فقط نمی‌توانم، مثل حالا.» همون.

  • هوشنگ گلشیری یه جا می‌گه: «چیزی نیست که بشود با قرص و آمپول و نمی‌دانم قدم زدن کنار خیابان‌ها یا روشن کردن یکی دو سیگار کاری‌اش کرد. اینجا، باور کنید، من گاهی دیگر انگار نمی‌توانم نفس بکشم. از بغض و این حرف‌ها نیست، فقط نمی‌توانم، مثل حالا.» همون.

  • حسین پیرحیاتی – تو بمان

  • مهر ۴۰۴

  • انسان امن تو کسیه که موقع بحث و دلخوری بهش نزدیک‌تر شی نه دور تر؛ حالا با یه نگاه، یه حرف، دوتا لیوان چایی، یه بغل

  • без подписи