tgindex
سلیس
@salisswebКнигиперсидский

پنجره ای رو به دنیای سینما٫ تاتر و ادبیات وب سایت: www.salisnews.ir ارتباط با ما : @htaghipour اینستاگرام : www.instagram.com/salissweb

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
20
Всего постов
27
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
950
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
149
27 постов
Вовлечённость
15,7%
к подписчикам
Постов в день
2,9
всего 27
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
69
1/48двое суток
79
1/72трое суток
85

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ندوشن این‌طور به یاد می‌آورد که هدایت را بار نخست در کافه فردوسی دیده است که هرروز عصر سری به آنجا می‌زد. به روایت ندوشن، هدایت گویا دو سه شعر از او در مجله «سخن» خوانده بود و ازاین‌رو تا او را می‌بیند قیافه آشنا به خود می‌گیرد. «به عادت همیشگی‌اش چند کلمه شوخی بر زبان آورد. من در برابر او احساس حجب می‌کردم. می‌ترسیدم حرف نپخته و نابجایی بزنم و مورد تمسخر او قرار گیرم. نسبت به او احترام و تحسین داشتم و حقیقت این است که در آن زمان کسی را مهم‌تر از او نمی‌دیدم». ازآن‌پس دیدارهای آن دو ادامه پیدا می‌کند و ندوشن که تمایل شدیدی برای هم‌نشینی با هدایت داشته او را چنین توصیف می‌کند: «حالت مرموزی در او بود که کنجکاوی مرا برمی‌انگیخت و مرا جذب می‌کرد. اصولاً سلام و علیک و برخورد با هدایت ✅در سلیس نیوز بخوانید: روایت دیدار محمدعلی اسلامی ندوشن با صادق هدایت 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb 🔴 www.salisnews.ir

  • 💢اولین تلاش من برای خواندن «دن کیشوت» شکست خورد. هنوز مدرسه می‌رفتم و می‌بایست در هر مرحله واژه‌های قدیمی را در فرهنگ لغات جست‌وجو می‌کردم و جملات طولانی کتاب مرا گیج می‌کرد. درنهایت از خواندن منصرف شدم. سال‌ها بعد، زمانی که در دانشگاه تحصیل می‌کردم، کتاب کوچک ارزشمندی از آزورین به نام «مسیر دن کیشوت»، مرا بر آن داشت تا خواندن دوباره آن را بیازمایم. این بار بله آن را از ابتدا تا انتها خواندم، از هر جمله و هر صفحه آن لذت بردم، با داستان آن زوج ناهمگون، آن نجیب‌زاده پرشور آرمان‌گرا که بر آن بود تا واقعیت را طوری به تصویر بکشد که همانند کتاب‌ها و رؤیاهایش باشد و محافظ زمینی عمل‌گرا و گران شکمی که سعی می‌کرد ارباب خود را در دنیای تلخ حقیقی نگاه دارد تا در میان ابرهای خیال خود ناپدید نشود. ✅بیشتر بخوانید: نوشته‌ای‌از ماریو بارگاس یوسا درباره میگل د‌سروانتس 🔴 www.salisnews.ir 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb

  • مریلین مونر پیش از آن‌که بازیگری ستایش شده باشد، یکی از محبوب‌ترین نماد‌های زیبایی و جذابیت جنسی دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در فرهنگ‌عامه به شمار می‌رفت. او بانام اصلی نورما جین مورتنسون، بازیگر، مدل و خواننده یکی از مشهورترین شخصیت‌های زمان خود محسوب می‌شد. در سال ۱۹۹۹ انستیتوی فیلم آمریکا، مریلین مونر را در رتبه‌ی ششم فهرست بزرگ‌ترین افسانه‌های نمایشگر زن در دوران طلایی هالیوود قرار داد و مدت‌ها پس از مرگش، همچنان نماد اصلی فرهنگ‌عامه به شمار می‌رود. شهرت مریلین مونر پس از مرگش هرگز فراموش نشد و ماجراهای عاشقانه و مرگ عجیبش همچنان موردتحقیق و گفت‌وگوست. درباره او فیلم و کتاب‌های مختلفی منتشرشده که هریک سعی در بیان گوشه‌های تاریک و ناگفته‌های تازه از زندگی این ستاره جذاب غمگین داشته‌اند. ✅در سلیس نیوز بخوانید: مریلین مونر؛ بازیگری خود شیفته 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb 🔴 www.salisnews.ir

  • صدای تو می‌بارد و زنده‌ام من... 💢منوچهر آتشی 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb 🔴 www.salisnews.ir

  • 💢«اولیس» اثر «جیمز جویس» محصول دوران اسطوره‌ای زندگی و حضور نویسندگان و ناشران انگلیسی‌زبان اروپایی و آمریکایی در پاریس، پایتخت هنری جهان پس از جنگ جهانی اول است. 🔸وقتی اولیس سرانجام به‌صورت کتاب در پاریس منتشر شد، ویلیام باتلر ییتس یکی از بزرگ‌ترین شاعران و نمایشنامه‌نویسان ایرلندی از این رمان بسیار تعریف کرد، اما جورج برناردشاو از توصیفات «بی‌بندوباری» در این رمان انتقاد کرد؛ اما در نشریات فرانسوی، به‌غیراز یک مقاله در «نوول روو فرانسز»، چندان از جویس سخن گفته نمی‌شد. ✅ ادامه این نوشتار را در سلیس نیوز بخوانید: همه‌ی آنچه باید درباره «اولیس» اثر جیمز جویس بدانید! 🔴 @salissweb 🔴 www.saliss.com 🔴 www.salisnews.ir

  • 💢چند هفته پس از برگزاری مراسم اسکار ۲۰۱۴ خبر تکان‌دهنده مرگ «فیلپ سیمور هافمن» در اثر مصرف بیش‌ازحد مواد مخدر منتشر شد و پیکر بی‌جان او در آپارتمانش واقع در وست ویلج نیویورک پیدا کردند. وقتی مأموران وارد آپارتمان او شدند، هنوز سرنگ تزریق روی بازویش بود. یک سال قبل گفته بود که از طریق یکی از کلینیک‌های درمانی، شروع به ترک هروئین کرده است. او به هنگام مرگ ۴۷ سال داشت و دو هفته از اکران آخرین فیلمش «جیب خدا» می‌گذشت. هافمن دو فیلم دیگر را به پایان رسانده بود و در حال بازی در سومین بخش از سه‌گانه «بازی‌های گرسنگی» بود. ✅در سلیس نیوز بخوانید: پرونده‌ای برای مرگ‌های نابهنگام ستارگان هالیوود 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb 🔴 www.salisnews.ir

  • روزی حضرت مسيح به حواریون خویش گفت: مرا با شما حاجتی است. گفتند: ای پیامر! بگوی. عیسی مسیح فرمود: می خواهم پای شما را بشویم و با اصرار شروع به شستن پای حواریون کرد. آنها گفتند: ای پیامبر خدا! ما سزاوارتریم که پای تو را بشوییم. فرمود: انسانیت به تواضع و خدمت به مردم است. این کار را کردم تا تواضع کرده باشم و شما هم تواضع را فرا بگیرید و در بین مردم فروتنی کنید که: حکمت با تواضع رشد میکند نه با تکبر، چنان که گیاه در زمین نرم می روید نه در زمین سخت.... 🔴 @salissweb 🔴 www.saliss.com 🔴 www.salisnews.ir

  • 💢موتسارت و باران 🔸«برای آن که از این دنیا جدا شوم، کافی است توجه‌ام را به چیزی جلب کنم که طنین می‌اندازد: به حقیقت، به صدای باران روی سقف ماشین، به کلمه‌های عاشقانه یا پیانوی موتسارت. 🔸من با واقعیت رابطه‌ای پنهانی دارم. من تنها چیزهای پنهانی را می‌بینم. کافی است در این لحظه که می‌نویسم، دو نفر در اتاقی به هم عشق بورزند، دو نت با هم گپ بزنند، تا من این دنیا را قابل زیستن بدانم... 🔸در این زندگی ظلمانی، روشنایی باارزش‌ترین موهبت است، حتی وقتی که این روشنایی ما را بکُشد. 🔸نه سکوت طولانی و نه سر و صدای زیادی: تیپ تاپ قطره‌های باران بر برگ‌های چنار و جیغ پرستوها در طول قطعه‌های موتسارت بهترین آموزگاران کلام واقعی هستند. بین من و دنیا شیشه‌ای است. نوشتن راهی است برای گذر از این شیشه بی آن که بشکند. 🔸برای از دست دادن چیزی، باید اول صاحبِ آن بود. ما هیچ وقت در این زندگی صاحب چیزی نیستیم و هیچ وقت چیزی را از دست نمی‌دهیم. در این زندگی فقط باید آواز خواند، باید با غبار روان‌های عاشق‌مان از ته گلو، از ته دل، از ته مغز، از ته قلب، از ته روح آواز بخوانیم. 🔸من از همان ابتدای کودکی با خودم حرف می‌زدم. من در خویش گفت‌وگویی را دنبال می‌کنم که دنیا سعی می‌کند آن را قطع کند. برای تداوم بخشیدن به این مکالمه، من به نوشتن روی آوردم. آن چه درون من بیان می‌شود، در کتاب‌هایم نیست. کتاب پاسخی است به سر و صدای دنیا. آن چه درون من بیان می‌شود، به سکوت سپرده می‌شود. 🔸زیبایی ما را در میان بازوان‌اش می‌گیرد و از زمین بلند می‌کند. چند لحظه‌ای ما را مقابل چهره‌اش نگه می‌دارد-مانند مادرانی که فرزندان کوچک‌شان را بلند می‌کنند تا ببوسند- بی‌اطلاع قبلی ما را بر زمین می‌گذارد، ما را به زندگی لغزنده‌مان بازمی‌گرداند- همان کاری که مادرها می‌کنند. 🔸در قلب من درختی است. ملودی‌های موتسارت مانند باران تابستانی به برگ‌های این درخت روشنایی می‌بخشند. 🔸واقعیت از خلوص صدا ناشی می‌شود. این خلوص از روشنایی قلب نشأت می‌گیرد. قطعاً لحن کلام مسیح به اندازه‌ی محتوایِ کلام‌اش آموزنده بوده است... واقعیت فرزندِ صدای روشن و خالص است. 🔸نوشتن راهی است برای پاسخ گفتن به زندگی. برای پاسخ گفتن به یک موهبت، موهبتی دیگر لازم است. نه برای آن که عدالت برقرار شود بلکه برای ادامه دادن به بخشیدن و دریافت کردن. تا ابد. 🔸دلم می‌خواهد بتوانم دعا بخوانم، دلم می‌خواهد بتوانم کمک کنم، دلم می‌خواهد بتوانم تشکر کنم، دلم می‌خواهد بتوانم صبر کنم، دلم می‌خواهد بتوانم عشق بورزم، دلم می‌خواهد بتوانم گریه کنم، دلم می‌خواهد آن چه را آموختنی نیست بدانم، اما نمی‌دانم. من فقط می‌توانم بنشینم و بگذارم خدا، یا برای آن که خیلی هم متوقع نباشم، یکی از واسطه‌های‌اش: باران، خنده‌ی کودکان یا موتسارت، برای انجام کارها به جای من وارد عمل شوند. 🔸نورانی‌ترین لحظه‌های زندگی من لحظه‌هایی است که به تماشای دنیا قناعت می‌کنم. این لحظه‌ها از تنهایی و سکوت ساخته شده‌اند. روی تخت دراز می‌کشم یا پشت میزم می‌نشینم یا در خیابان قدم می‌زنم... همین الان بیایید بی آن که به هیچ بیاندیشیم، به هیچ، حتی به این که وجود داریم، گونه‌مان را به شیشه سرد بفشاریم تا بارش باران را تماشا کنیم. نانی را تکه کنیم، به قطعه‌ای از موسیقی موتسارت گوش دهیم یا زیر بارانِ خندان قدم بزنیم. 🔸عمق زندگی وحشتناک و زیبا است. وحشتناک و زیبا، هر دو با هم، هر دو هم‌زمان. من در برابر این امر وحشتناک در جستجوی پناه نیستم. دوست ندارم با من مدارا شود. می‌خواهم این بخش وحشتناک را تماشا کنم تا این که رنج را فراموش نکنم و آن سوی دیگر را برویانم، آن سوی برف را، آن سوی موتسارت را. زیبایی، اتاقِ انتظارِ عشق است، زیبایی حاشیه‌ی عشقی است که من هرگز از آن ناامید نخواهم شد. مردم‌گریزها فقط بر بخش وحشتناک چشم می‌دوزند تا از آن شاد شوند. من آن‌ها را با این خوراک روزانه‌شان رها می‌کنم. 🔸دست‌هایتان را در رودخانه فروبرید. به آب نگاه کنید که با این مانع چه گونه برخورد می‌کند. چه گونه سرخوش از میان دست‌هایتان می‌پیچد. بگذارید طراوت دست شما به روح‌تان برسد. چمباتمه‌زنان، با ذهنی خالی، مانند کودکی در برابر یک جیرجیرک، به صدای آب روان، به تکبر شفاف زمانی که می‌گریزد گوش دهید: شما در این لحظه یک سونات پیانو از موتسارت را حس کرده‌اید، گوش داده‌اید. 🔸میان زمین و آسمان، نردبانی است. سکوت در اوج این نردبان است. کلام یا نوشتار، هر چه قدر هم قانع‎کننده باشند، باز هم در میانه‌ی این نردبان هستند. باید بر آن‌ها پا نهاد، بدون هیچ فشاری... سکوت اولین و آخرین است. سکوت عشق است و در غیر این صورت از صدا هم پست‌تر است. ساعت‌های خاموشی، ساعت‌هایی هستند که آشکارا آواز سر می‌دهند.» 💢موتسارت و باران، کریستیان بوبن 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb 🔴 www.salisnews.ir

  • ‏ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﯾﮏ ﺟﻮﺭﯼ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺶ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺣﺘﯽﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﻮﺩ... «سیلویا پلات» شاعر و رمان‌نویس برجستۀ آمریکایی، کسی که با اشعار اعتراف گونه و روایت سراسر درد و رنج زندگی کوتاه و سرانجام تراژیک حیاتش، شمایلی ماندگار در ادبیات پیشروی جهان از خود به یادگار گذاشته است. سیلویا پلات را پس از ویرجینیا ولف، تأثیرگذارترین زن در دنیای ادبیات می‌شناسند. سیلویا برخلاف بسیاری از مشاهیر دنیای هنر و ادبیات که در اوج شهرت و محبوبیت دست به خودکشی زدند، پس از مرگ خودخواسته‌اش بود که به افسانه‌ای بر سر زبان‌ها بدل شد. ✅در سلیس نیوز بخوانید: سیلویا پلات؛ معمایی ناگشوده 🔴 www.salisnews.ir 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb

  • خیلی مردم اغلب از روزنامه‌نگاران می‌پرسند: «چطور سوژه‌هایتان را انتخاب می‌کنید؟» اغلب آن‌ها نمی‌دانند که گاه روزنامه‌نگاران باتجربه هم در انتخاب سوژه‌هایشان به مشکل جدی برمی‌خورند؛ اما به قول یک استاد روزنامه‌نگاری مسئله تنها دیدن است. ✅ادامه این نوشتار را در سلیس‌نیوز بخوانید: چگونه برای نوشتن یک گزارش سوژه پیدا کنیم؟ 🔴 www.salisnews.ir 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb

  • 💢اگر شما هم در دسته افرادی قرار دارید که خواسته یا ناخواسته با عصر دیجیتال و دنیای کامپیوتر پیش رفته‌اید، احتمالاً به‌سختی به یاد می‌آورید آخرین باری که وقت زیادی را برای نوشتن با دست صرف کرده‌اید، چه زمانی بوده است. اما پژوهش‌ها نشان می‌دهد نوشتن با دست مزایای قابل‌توجهی برای مغز و یادگیری و حافظه دارد. در جهان تحت سلطه نمایشگرها و صفحه‌کلیدها، فرایند نوشتن با دست که افکار را حرف‌به‌حرف روی کاغذ می‌آورد، به‌سرعت در حال ناپدید شدن است و پیام‌‌های متنی و فهرست مایحتاج روزانه تایپ‌شده جای نامه‌های دست‌نویس و یادداشت‌هایی چسبناک را گرفته‌اند. البته صفحه‌کلید‌های فواید آشکاری دارند و بی‌شک بهره‌وری را افزایش داده‌اند؛ تصور کنید مجبور می‌شدید همه ایمیل‌هایتان را با دست‌ بنویسید. ✅ادامه این نوشتار را در سلیس نیوز بخوانید: آیا نوشتن با دست برای تفکر و یادگیری بهتر از تایپ کردن است؟ 🔴 www.salisnews.ir 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb

  • زندگی آنگاه غیر قابل تحمل است که امید از کف برود و تمنا همچنان دست‌نخورده بر جای باقی بماند. 💢آئورا، کارلوس فوئنتس 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb 🔴 www.salisnews.ir

  • 💢معرفی کتاب: ناطور دشت «ماجرا را از آن روزی شروع می‌كنم كه از پِنسی زدم بیرون. همین دبیرستانی كه تو اگِرس‌تاونِ پنسیلوانیاست. احتمالا اسمش به گوشت خورده باشد، یا حتما آگهی‌هایش را دیده‌ای. هزارتا مجله تبلیغش را كرده‌اند، توی همه‌شان هم یك پسر به‌حساب تیزوبز سوار اسب دارد از روی یك حصار می‌پرد. انگار كه تو پنسی آدم همیشه خدا فقط و فقط چوگان بازی می‌كند. من كه یك اسب هم آن دوروبرها ندیدم. همیشه هم پای این عكس نوشته «از سال ۱۸۸۸، نوجوانانِ شما را در قالب جوانانی رعنا و خوش‌فكر به جامعه تحویل داده‌ایم.» ارواح شكم‌شان. قالب كوفتی‌ای كه تو پنسی می‌زنند هیچ توفیری با مدرسه‌های دیگر ندارد، كره‌خر می‌گیرند و الاغ تحویل می‌دهند. بعد هم من آن‌جا كسی را ندیدم كه رعنا و خوش‌فكر و این حرف‌ها باشد. فوق فوقش دو نفر كه آنها هم لابد از قبل رعنا و خوش‌فكر بوده‌اند.» رمان «ناطور دشت» نوشته جی.دی.سلــینجر یكی از محبوب‌ترین رمان‌های قرن بیستم است كه به تازگی با ترجمه محمدرضا ترك‌تتاری در نشر چشمه منتشر شده. سلینجر در رمان ناطوردشت با خلق پسر نوجوانی به نام هلدن كالفیلد، كه سخت از دست دنیا و آدم‌ها عاصی و شاكی است، یكی از محبوب‌ترین و مشهورترین رمان‌های با موضوع مسائل و دغدغه‌های نوجوانان و یكی از معروف‌ترین و محبوب‌ترین شخصیت‌های داستانی نوجوان را پدید آورد و نیز، از خلال نقل داستان هلدن و عصیان او، به نقد تندوتیز مظاهر فرهنگ و سبك زندگی امریكایی و سطحی‌نگری و میانمایگی حاكم بر جامعه پرداخت. رمان ناطوردشت همچنین حكایت معصومیت از دست رفته و گذر از دوران كودكی و نوجوانی به‌سمتِ جوانی و بزرگسالی است. این رمان اولین بار در سال ۱۹۵۱ منتشر شد. روایت چند روز از زندگی نوجوانی به نام هلدن كالفیلداست كه از مدرسه اخراج شده و قبل از بازگشت به خانه، این‌جا و آن‌جا پرسه می‌زند و در جریان این پرسه‌زنی با جنگلی انسانی مواجه می‌شود كه در آن از نیكی نشانی نیست. هلدن عاصی با كتاب و ادبیات آشناست و بزرگ‌تر از سنش فكر می‌كند و با مناسبات حاكم بر محیط و جامعه‌ای كه در آن زندگی می‌كند سرِ سازگاری ندارد و به هجو و ریشخند این مناسبات می‌پردازد. او بچه‌مثبت نیست و بین بچه‌های هم‌سن‌وسالش عنصری ناجور به‌حساب می‌آید. نوجوانی است زیرك و بی‌اعصاب كه هیچ دل خوشی از آدم‌های سطحی و معمولی‌ و میانمایه‌ای كه می‌بیند ندارد و آن آدم‌ها هم البته دل خوشی از او ندارند. باهوش‌تر از آن است كه نظم زوركی را بپذیرد و به مقررات تحمیلی آدم‌بزرگ‌ها تن بدهد. شهرت سلینجر بیشتر به‌خاطر رمان ناطوردشت است. او، بعد از به ‌شهرت رسیدن با این رمان، به‌تدریج در لاك انزوا فرو رفت و در انظار عمومی ظاهر نشد و بدل شد به نویسنده‌ای رسانه‌گریز و غیراجتماعی كه كسی را به خلوت خود راه نمی‌داد. رمان «ناطور دشت» با ترجمه و مقدمه محمدرضا ترك‌تتاری در نشر چشمه منتشر شده است.محمدرضا ترك‌تتاری مترجم جوانی است و پیشتر استاد پترزبورگ، مغز اندرو و عرق سرد از او منتشر شده. ✅اسدالله امرایی 🔴 www.salisnews.ir 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb

  • 💢گوزل یاخینا و میراث تبعید؛ داستان‌هایی که فراملی می‌شوند گوزل یاخینا، نویسنده تاتارتبار روس از ریشه‌های خانوادگی رمان‌هایش، مسئولیت اخلاقی نویسنده در برابر تاریخ و تبدیل یک داستان ملی به روایتی انسانی و جهانی می‌گوید. من از همه‌ کسانی که رمان اول مرا «زلیخا چشم‌هایش را باز می‌کند»، خوانده‌اند، سپاسگزارم. خوشحال خواهم شد اگر دومی «فرزندان من» را هم بخوانند. این رمان درباره‌ تاریخ مشترک ماست. اگر متن من به کسی کمک کند پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های خود را بهتر درک کند، عالی خواهد بود. به‌هرحال، بسیاری از مردم در مناطق مختلف با قحطی، سرکوب یا دیکتاتوری روبه‌رو شدند. این واقعاً یک بدبختی مشترک، یک دردی است که همه‌ ما را متحد می‌کند. ✅ادامه این نوشتار را در سلیس نیوز بخوانید: گفت‌وگو با گوزل یاخینا، نویسنده تاتارتبار روس 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb 🔴 www.salisnews.ir

  • 💢راز لباس‌های خنک در روزهای داغ؛ چرا جنس پارچه از رنگ لباس مهم‌تر است هوا خشک است یا شرجی؟ این مهم‌ترین پرسشی است که هنگام انتخاب لباس در روزهای گرم باید از خود بپرسید. پژوهش‌ها هم نشان می‌دهد برای خنک ماندن، تنها رنگ لباس اهمیت ندارد، بلکه جنس پارچه، مدل لباس و حتی میزان رطوبت هوا می‌توانند در تنظیم دمای بدن و کاهش نیاز به استفاده از سیستم‌های تهویه مطبوع نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشند.به گزارش بی‌بی‌بی‌سی، پژوهشگران دریافته‌اند که با انتخاب لباس مناسب می‌توان دمای سیستم‌های تهویه مطبوع در خانه یا خودرو را تا دو درجه سانتی‌گراد بالاتر تنظیم کرد؛ اقدامی که در بلندمدت هم مصرف انرژی و هزینه‌ها را کاهش می‌دهد و هم به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای کمک می‌کند. ✅در سلیس‌نیوز بخوانید: در گرمای شدید چه لباسی بپوشیم تا خنک‌تر بمانیم؟ 🔴 www.salisnews.ir 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb

  • 💢فرانک کاپرا  می‌گفت: "سینما یک بیماری است". من خیلی زود به این بیماری مبتلا شدم، هر بار که با مادرم، پدرم یا برادرم به طرف گیشه‌ی سینما می‌رفتیم، احساسش می کردم... وقتی وارد می‌شدیم، برای من مانند ورود به مکانی مقدس بود، عبادتگاهی که جهان هستی دور و برم بازسازی و اجرا می شد. این سینما چه بود؟ چه چیز خاصی در آن وجود داشت؟ فکر می کنم در طی سالیان پاسخ این پرسش را به تدریج کشف کرده ام! ▫️مارتین اسکورسیزی ✅در سلیس نیوز بخوانید: درس‌های فیلم‌نامه‌نویسی مارتین اسکورسیزی 🔴 www.salisnews.ir 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb

  • 💢اخبار خوبند یا بد؟ ▫️رودلف دوبلی از جمله مخالفان پی‌گیری افراطی اخبار است و بخشی از کتاب هنر شفاف اندیشیدن را نیز به این بحث اختصاص داده است. برخی از نکات کتاب او در مورد مصرف افراطی اخبار این است: 🔸خبرها گمراه‌کننده هستند. چون بر روی جنجالی‌ترین یا هیجان‌انگیزترین بخش رویدادها متمرکز می‌شوند و نه الزاماً مهم‌ترین‌ها. 🔸 از هزاران خبری که طی یک سال «مصرف» می‌کنید، موارد معدودی ممکن است بر روی تصمیم‌های مهم شما تأثیر بگذارند. 🔸 خبرها حباب روی دریای رویدادهای جهان هستند. آگاهی از اخبار توان تشریح آن‌چه در اطراف‌‌تان می‌گذرد را چندان افزایش نمی‌دهد. 🔸 خبر مدام قسمت احساسی مغز را تحریک می‌کند و استرس ایجاد می‌کند و از این نظر برای بدن می‌تواند مضر باشد. 🔸 اخبار را می‌توان مادر همه‌ی خطاهای شناختی دانست. 🔸 خبر، مانع فکر کردن و تحلیل می‌شود. 🔸 پیگیری اخبار اعتیاد می‌آورد. 🔸 پیگیری اخبار، وقت می‌گیرد. 🔸 خبرها ما را منفعل می‌کنند و حس انفعال را القا می‌کنند [شبیه درماندگی آموخته شده] ✅مانند بسیاری از  عبارت‌های دیگر، این گزاره‌ها را هم نمی‌توان کاملا درست یا غلط دانست اما بی‌تردید فرصتی ارزشمند برای فکر کردن و تبادل‌نظر با دیگران فراهم می‌کنند. برای داشتن درک بهتری از اخبار به این سوالات نیز فکر و در مورد آنها گفتگو کنید 🔹آیا می‌توان رسانه‌ها و اخبار را به صورت مطلق ترک کرد و آن‌ها را پیگیری نکرد؟ 🔹 آیا می‌شود حد متعادلی از پیگیری اخبار تعیین کرد؟ اگر پاسخ شما مثبت است، این حد را چگونه تعیین می‌کنید؟ 🔹 آیا مخالف حد تعادل هستید و فکر می‌کنید هر نوع پیگیری اخبار، دوباره شما را داخل یک باتلاق خبری فرو می‌برد؟ 🔹 آیا هزینه‌ی پیگیری نکردن اخبار از هزینه‌های پیگیری کردنش بیشتر نیست؟ ✅بیشتر بخوانید: تاثیر منفی رسانه‌های اجتماعی بر سلامت روانی افراد 🔴 www.salisnews.ir 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb

  • ذهنی که هر چیزی را به پرسش می‌کشد،اگر توان تحمل بارِ نادانیِ خویش را نداشته باشد،سرانجام خودش را هم زیر پرسش می‌کشد و در کامِ شک فرومی‌رود. 💢امیل دورکیم 🔴 www.salisnews.ir 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb

  • 💢نگاهی به «قبرستان دهلی»؛ از تغییر ذائقه مخاطب و تجربه‌ای چندوجهی تا چالش ستاره‌محوری و اقتصاد تئاتر «قبرستان دهلی» با ترکیب تئاتر و موسیقی و حضور شهرام شکوهی، فراتر از یک کنسرت‌تئاتر موفق، پرسشی مهم را پیش روی تئاتر ایران قرار می‌دهد: آیا برای بازگرداندن مخاطب به سالن‌های نمایش، تئاتر نیز باید زبان تازه‌ای برای گفت‌وگو با مخاطب امروز پیدا کند؟ وقتی سالن‌های تئاتر یکی پس از دیگری از کمبود مخاطب، هزینه‌های سرسام‌آور تولید و دشواری‌های اقتصاد فرهنگ می‌گویند، پر شدن یک سالن، آن هم در چندین شب متوالی، دیگر فقط یک موفقیت گیشه نیست؛ نشانه تغییری است که آرام‌آرام در حال وقوع است. «قبرستان دهلی» که این روزها در بلک‌باکس مجموعه ایران‌مال روی صحنه است، بیش از آنکه یک کنسرت‌تئاتر موفق باشد، پرسشی جدی را پیش روی تئاتر ایران قرار داده است؛ آیا زمان آن نرسیده که تعریف خود را از تئاتر بازنویسی کنیم؟ ✅در سلیس‌نیوز بخوانید: «قبرستان دهلی»؛ وقتی تئاتر دیگر فقط تئاتر نیست 🔴 www.salisnews.ir 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb

  • رهروان سپیده‌دمان و بامدادانیم رهروان خورشید‌ها و سحر‌گاهان نه از شب‌مان پروایی‌ست نه از روزگاران غمزده و نه از ظلمات ما را که رهروان خورشیدها و سحر‌گاهانیم 🔴 www.salisnews.ir 🔴 instagram salisnews 🔴 @salissweb

سلیس — tgindex