tgindex
انجمن داستان سار

انجمن داستان سار

Статистика

موسسه داستان سار کد ثبت 1826 📝دبیر انجمن: محسن یاوری ♦برای آموزش داستان نویسی پیام دهید؛ @Mohsen1990MY پیج رسمی موسسه داستان سار: instagram.com/saranjoman 🕘اجرای صوتی بهترین داستان‌های دنیا ♦️آیدی جهت اجرای داستان @goudarzisepideh

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
21
Всего постов
127
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 811
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
330
40 постов
Вовлечённость
8,7%
к подписчикам
Постов в день
3,0
всего 127
Упоминаний
5
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
267
1/48двое суток
305
1/72трое суток
330

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • در روزهایی که جنگ به خانه آمده بود.کتاب تازه من «شاید آخرین حرف ها» با نشر ثالث منتشر شد. من با کتاب شاید آخرین حرف‌ها خواسته ام صدای کسانی باشم که تاریخ آن‌ها و رنج‌شان را نادیده گرفته است. برای پیداکردن این ناداستان‌ها، ماه‌ها و روزها و ساعت‌های زیادی را صرف جست‌وجو و خواندن روایت‌های بی‌شماری از جنگ‌های مختلف کرده‌ام. وقتی این روایت‌ها مثل تکه‌های پازل کنار هم قرار می‌گیرند، یک مفهوم بزرگ به‌وضوح آشکار خواهد شد و آن این‌که فرقی نمی‌کند که تاریخ شما را سمت برندهٔ ماجرا بگذارد یا سمت بازنده، فرقی نمی‌کند که شما آن خلبان بمب‌افکن پی‌۴۷ آمریکایی باشید که بمب‌ها را روی سرمان می‌ریزد یا جزو آدم‌هایی باشید که در شهرمان عزیزانی را از دست داده‌اند، شما در نهایت بازنده‌اید و سهم‌تان فقط کابوس است و جنگ در نهایت برای آدم‌های معمولی برنده‌ای نخواهد داشت. همان‌طور که در روایت «داستان جنگ» یا «کابوس‌ها» در این کتاب خواهید خواند. به امید دنیایی که در آن پرچم صلح همه‌جا برافراشته شود. سفارش کتاب از ایران کتاب با تخفیف در لینک زیر: https://www.iranketab.ir/book/192241-maybe-the-last-words

  • ☕️قطعه‌ای از کتاب دو درويش در راهی با هم می‌رفتند. يكی بی‌پول بود و ديگری پنج دينار داشت. درویش بی‌پول، بی‌باک می‌رفت و به هر جايی که می‌رسيدند، چه ايمن بود و چه ناامن، به آسودگی می‌خوابيد و به چيزی نمی‌انديشيد. اما ديگری مدام در بيم و هراس بود كه مبادا پنج دينار را از كف بدهد. بر چاهی رسيدند كه جای دزدان و راهزنان بود. اولی بی‌پروا دست و روی خود را شست و زير سايه‌ی درختی آرميد. در همين حين متوجه شد که دوستش با خود چه كنم چه كنم می‌كند! برخاست و از او پرسيد: اين چندين چه كنم برای چيست؟ گفت: ای جوانمرد! با من پنج دينار است و اينجا ناامن است و من جرات خفتن ندارم. مرد گفت: اين پنج دينار را به من دِه تا چاره‌ی تو كنم. پس پنج دينار را از وی گرفت و در چاه انداخت و گفت: رَستی از چه كنم چه كنم! ايمن بنشين، ايمن بخسب، و ايمن برو، که آدم فقير، دژی‌ست كه نمی‌توان فتحش كرد. 📕#قابوسنامه ✍#امیر_عنصرالمعالی_کیکاووس_بن_اسکندر_زیاری ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman

  • نگاه پر مهر استاد رادفر عزیز در جلسه رونمایی از کتاب «شاید آخرین حرف ها»_گردآوری و ترجمه: محسن یاوری _نشر ثالث #شاید_آخرین_حرفها #نشر_ثالث #محسن_یاوری #دکتر_عبدالرضا_رادفر

  • ✍️وقتی از مردانگی صحبت به میان می آید، صحبت از یک جنسیت نیست، صحبت از مرامی غیر جنسی و خصلتی عام است که اگر کالبدی را فرا بگیرد مملو از ایثار میشود، مردانگی یک صفتِ گاه بیگاه نیست، عادت و منش و روزمرگی است، آدمی چنان غرق دیگری میشود که شیره ی جانش بی وقفه وقف میشود و با هر عضوی از اجتماع عاشقانه میسازد. کاش میشد برای لحظه ای مردانگی را از اینان دور کرد، کاش میشد آنها را برای لحظه ای متوقف کرد، برای اینکه بتوانند به خودشان نگاهی بیاندازند، نه در آینه و چشمانشان!بلکه  اندکی به خستگی و قامت زخمی شان در سایه های بجامانده در دیوارهای شهر، شهری که  با مردانگی بیگانه شده … ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman #آرمان_گودرزی ویدیو از صفحه سعید کیانی مهر

  • 🎠 گاه به حادثه‌ای از اسب می‌افتیم تا پس از آن بر زینِ کارِ واقعی‌مان بنشینیم گزیده ای از اپیزود بیست و دوم انسانک به نام اسب‌ها ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman #حسام_ایپکچی

  • اتی در ۲۹ سالگی جان باخت. او  معتقد بود که نفرت، بزرگ‌ترین تهدید برای روح انسان است. او صراحتاً می‌گفت که نفرت از نازی‌ها هیچ دردی را دوا نمی‌کند. از نظر او، نفرت ورزیدن به دشمن، انسان را شبیه به خودِ دشمن می‌کند. او باور داشت که اگر ما با نفرت به نازی‌ها پاسخ دهیم، دنیای بعد از جنگ نیز همچنان بیمار و آلوده به کینه خواهد بود. برای ساختن یک دنیای جدید، باید این زنجیره قطع شود. ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman #اتی_هیلسوم

  • داستان: آبجی‌خانم نویسنده: صادق هدایت گوینده و تدوینگر: امیر کبیریان @saranjoman 🔻شما هم می‌توانید داستان‌های کوتاه و اشعار مورد علاقه‌ی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید. جهت هماهنگی👇🏻 @goudarzisepideh

  • فیلم «مغازه گوشه خیابان» (The Shop Around the Corner) یک فیلم کمدی رمانتیک کلاسیک محصول سال ۱۹۴۰ آمریکا به کارگردانی ارنست لوبیچ است که بر اساس یک نمایشنامه مجارستانی ساخته شده و داستان دو همکار در یک مغازه را روایت می‌کند که در محیط کار چشم دیدن یکدیگر را ندارند، اما بدون آنکه بدانند، از طریق نامه‌نگاری عاشق هم شده‌اند. در این صحنه‌ی کلیدی از فیلم «فروشگاه کنار خیابان» (The Shop Around the Corner)، آلفرد (جیمز استوارت) که متوجه شده همکارش کلارا (مارگارت سالوان) همان نامه‌نگار عاشق اوست، با طعنه درباره کتابی که او می‌خواند صحبت می‌کند. او پس از اشاره به کتاب روی میز، از کلارا درباره کتاب “جنایت و مکافات” داستایفسکی می‌پرسد و در ادامه به کنایه می‌گوید که مردم اغلب به ظاهر افراد توجه می‌کنند و از حقیقت درونی بی‌اطلاع هستند. ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman #فیلم #داستایفسکی

  • «تا حالا شده حس کنی توی شلوغ‌ترین جمع‌ها، تنهاترین آدم باشی؟ یا احساس کنی دنیا یک تئاتر بزرگه و تو فقط داری تماشا می‌کنی؟ ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman

  • «از کنفوسیوس پرسیدند: برای رهایی از روزگاری سخت وسیاه  چه تدابیر عاجلی باید اندیشید؟» او این جواب حیرت‌آور را داد: «باید کاری کرد که واژه‌ها در معنای درست خود به کار روند. باید محتوای آن‌ها را دریافت. بگذارید امیر امیر باشد، پدر پدر، و انسان انسان. اما مدام به زبان خیانت می‌شود، و واژه‌ها دیگر با مدلول خود مطابقت ندارند. هستی و زبان از یکدیگر جدا می‌شوند… وقتی زبان آشفته گردد، همه چیز دچار آفت می‌شود. وقتی کلمات (نام‌گذاری‌ها و مفاهیم) دقیق نباشند، حکم‌ها روشن نیست، کارها رونق نمی‌گیرد، مجازات‌ها به‌جا اعمال نمی‌شوند و مردم سر از کارها درنمی‌آورند.» «از این رو، انسان آزاده واژه‌ها را چنان برمی‌گزیند که هیچ ابهامی پیش نیاید، و حکم‌های خود را به صورتی درمی‌آورد که بتوان بی‌دودلی آن‌ها را به عمل درآورد. انسان آزاده کمترین ابهامی را در سخنان خود برنمی‌تابد.» ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman #کارل_یاسپرس، #کنفوسیوس، #احمد_سمیعی، تهران، خوارزمی، ۱۳۸۸، صص. ۴۸-۴۹

  • #احمد_اخوت اول بار در کلاس هشتم دبیرستان با واژهٔ «مشغول» آشنا شدم. البته پیش از این هم در ذهنم بود، اما تشخیص و هویت نداشت. واژه‌ای بود کنار کلمات دیگر که اصلاً نمی‌دیدمش. در این سال انگار لحظه‌ای از کنار کلمات دیگر برخاست و برایم دستی تکان داد و نشست سر جایش. او را درست این‌طور دیدم... ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman

  • روبه‌روی آینه می‌ایستم و آینه سعی می‌کند سعی می‌کند سعی می‌کند از این همه خرابه چهره بسازد! ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman #گروس_عبدالملکیان

  • داستان :  عزاداران بیل- داستان سوم نویسنده: غلامحسین ساعدی اجرا: پروانه بخشی @saranjoman 🔻شما هم می‌توانید داستان‌های کوتاه و اشعار مورد علاقه‌ی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید. جهت هماهنگی👇🏻 @goudarzisepideh

  • شاید برای همین دنیای #موراکامی این‌قدر موسیقیایی و زنده‌ست؛ چون خودش موقع نوشتن، فقط با کلمات تنها نیست. گربه‌ها کنارش‌ان، موسیقی پخش میشه و کتاب‌ها هم همیشه یه گوشه‌ای از این خلوت حضور دارن. 🐈🎧📚 شما وقتی تنها می‌شید، چی بیشتر از همه بهتون آرامش میده؟ ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman

  • ▪️تماس چشمی بازیگران فیلم‌های پیرو پائولو پازولینی با دوربین در قالب راوی یا ناظر ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman

  • 📕 نمایشنامه «پرندگان در طویله» شش نمایشنامه از انقلاب مشروطه ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman ✍ غلامحسین ساعدی (گوهرمراد)

  • بهترین حالت سفر، سفر به یک روستای بکر و خوش آب‌وهواست! مکانی که آسمان شب آن، سرشار از ستاره‌های بی‌نقاب است و حال‌وهوای اصیل و جانانه‌اش، برای تنفس و زندگی کردن جان می‌دهد... روستایی که تمام گوشه‌های آن دنج و آرام است، و نسیم خنک شبانگاهش، تداعی‌کننده تمام احساسات نیکوی دنیاست... جایی که خبری از صدای بوق و هیاهوی گیج‌کننده اتوبان‌ها نیست! جایی که زیبایی بی‌پرده ماه را می‌توان دید، آوای دل‌انگیز سکوت را می‌توان شنید، گل را می‌توان بویید و صفای سبز درخت را می‌توان لمس کرد و در آغوش کشید! حال‌وهوای مصنوعی شهرها چقدر نفس‌گیر شده است؛ امید و آرزوهای مردم این مکان‌ها، بوی دود و آهن می‌دهد! لازم است اقدامی صورت گیرد... باید در میان اصالت بکر یک روستای فراموش‌شده، کلبه‌ای ساخت؛ و به دور از هیاهو و آلودگی این روزگار خاکستری، از زندگی لذت برد! ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman ✍ #نرگس_صرافیان_طوفان

  • ▪️بخشی از ترجمه‌ی نمایش‌نامهٔ ریچارد سوم اثر شکسپیر با صدای #عبدالله_کوثری، ادیب و مترجم ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman

  • 10 авг.3146из محسن یاوری

    عزاداران بَیَل - قصۀ دوم نویسنده: غلامحسین ساعدی گوینده و تدوینگر: امیر کبیریان @saranjoman 🔻شما هم می‌توانید داستان‌های کوتاه و اشعار مورد علاقه‌ی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید. جهت هماهنگی👇🏻 @goudarzisepideh

  • #معرفی_فیلم فرشته‌ای در حسرتِ زندگیِ انسانی... 🎥 زیر آسمان برلین (Wings of Desire, 1987) 🎬 کارگردان: #ویم_وندرس 🌟 با نقش‌آفرینی: برونو گانتس | سولویگ دومارتن | اوتو زاندر روایتی شاعرانه و فلسفی که با تصویر، سکوت و تأمل، تنهایی، عشق و معنای زیستن را جست‌وجو می‌کند. ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman گوینده: پوریا ملکی #معرفی_فیلم#تحلیل_فیلم#نقد_فیلم#سینما

انجمن داستان سار — tgindex