tgindex
🔻صَریر کِلک🔻

🔻صَریر کِلک🔻

Статистика
@sarire_kelkКнигиперсидский

🔴 ن وَ الْقَلَمِ وَ مَا يَسْطُرُونَ هر ندایی که تو را بالا کشید آن ندا می‌دان که از بالا رسید (مولانا) 📚تقدیم به پویندگان راه حقیقت و عرفان📚 لینک دعوت : https://t.me/sarire_kelk

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
20
Всего постов
151
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 419
+10 за 4 дн.
Сутки
+3
+0,21%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
175
40 постов
Вовлечённость
12,3%
к подписчикам
Постов в день
2,9
всего 151
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
177
1/48двое суток
202
1/72трое суток
218

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🔸 هر ناله و فریاد که کردم نشِنیدی پیداست نگارا، که بلند است جَنابت #حافظ @sarire_kelk

  • 🔸 و گفت: «ما مبتلا شدیم به روزگاری که نیست در او آدابِ اسلام، و نه نیز اخلاقِ جاهلیّت، و نه احکامِ خداوندانِ مروّت». #تذکرة_الأولیاء #ذکر_ابوبکر_واسطی @sarire_kelk

  • 🔸 بالجمله ای عزیز، از صحبت جَهَله و غَفَله‌ی عوام، گریزان می‌باش تا روح عزیزان بنماید بحلّت. قال علی(ع) فی ذمّ الجّهال و العوام: انّ کفر النعمة لؤم و مصاحبة الجهال شوم. و قال(ع) فی حقهم: فالصورة صورة الانسان و القلب قلب الحیوان. لذا علی(ع) با آنکه مرشد کلّ کاملین است، باز هم پیغمبر(ص) در مقام نصیحت به او می‌فرماید: ای علی همیشه طالب کامل‌تر از خود باش. چنانکه حضرت موسی(ع) با آنکه از انبیا و اولیای اولوالعزم بود، طالب لقا و ارشاد حضرت خضر(ع)، که خدا درباره‌اش می‌فرماید: "وَ عَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا" شد. (و از پیشگاه خود دانشی ویژه به او آموخته بودیم - كهف/۶۵) کما قال فی القرآن: "قَالَ لَهُ مُوسَىٰ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰٓ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا" (موسی به او گفت: آیا [اذن می‌دهی كه‌] من تو را [به این هدف‌] پیروی كنم كه از آنچه به تو آموخته‌اند، مایه رشدی به من بیاموزی؟ - كهف/۶۶) مبادا، هیچ با عامّت سَر و کار که از فطرت شوی، ناگه نگونسار 📕 #شرح_گلشن_راز شیخ محمود شبستری ✍ #وثوق_الحکماء تصحیح: سیدحسن مدرسی ص۴۶۱ @sarire_kelk

  • 🔸 #مصرع «از دو گویان جهان، بیزارم» #جامی @sarire_kelk

  • 🔸 یاد حق‌تعالی بهترین عبادت و برترین اسباب آرامش دل پریشان است: "الا بذکر الله تطمئن القلوب" آگاه باشید! دل‌ها فقط به یاد خدا آرام می‌گیرد. (رعد/۳۸) زنگار دل، با صیقل ذکر زدوده شده و لطیفه‌ی ایمان قوی‌تر می‌شود و شوق عبادت و اطاعت افزون می‌گردد. ذکر حق‌تعالی (چه لسانی و چه قلبی) "جلاءالصدور و طمانینةالقلوب" است، خاصیتی غیر از این، ذکر نیست، لقلقه‌ی زبان است: هست در بندِ لقلقه مانده از درِ معنی و خبر، رانده #سنایی @sarire_kelk

  • без подписи

  • 🔸 دور است سَرِ آب از این بادیه، هش دار تا غولِ بیابان نفریبد به سرابت تا در رهِ پیری به چه آیین رَوی ای دل باری به غلط صرف شد ایام شبابت #حافظ @sarire_kelk

  • 🔸 ⭕️ هفت شهر عشق را عطار گشت، ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم این ضرب‌المثل از آنجا آمده است که مسیر رسیدن به درگاه الهی و وصال محبوب، گذرگاه‌های فراوان دارد. عطار در اثر خویش "منطق‌الطیر" آن‌ها را اینگونه بیان می‌کند: گفت ما را هفت وادی در ره است چون گذشتی هفت وادی، درگه است هست وادیِ طلب آغاز کار وادیِ عشق است از آن پس، بی کنار پس سیُم وادی است آن معرفت پس چهارم وادی، استغنا صفت هست پنجم، وادیِ توحیدِ پاک پس ششم، وادیِ حیرت صعب‌ناک هفتمین، وادیِ فقر است و فنا بعد از این روی رَوش نبْوَد تو را در کشش افتی، رَوش گم گرددت گر بُوَد یک قطره قلزم گرددت 📕 #منطق_الطیر ✍ #عطار_نیشابوری 🔻  #شرح ۱. وادیِ طلب طلب، آتشی است که به اقتضای خواهش دل در جانِ طالب عشق شعله‌ور می‌شود و شوقی عظیم برای یافتن حقیقتی به نام معشوق، وجود عاشق را فرا می‌گیرد. در این وادی، سالک باید مردانه قدم در راه بگذارد، از خود بگذرد و همتی استوار داشته باشد. او باید در همه حال و همه جا یار را بجوید و به دنبال احساسی که در درونش پدید آمده، به جستجو و کاوش بپردازد. این وادی، وادی حساسی است و انتخاب درست در آن بسیار مهم است. سالک باید چنان بکوشد که معشوق را در پیدا و پنهان به‌درستی بیابد چرا که عاقبت جوینده، یابنده است. ۲. وادیِ عشق در این وادی، وجود طالب از عشق، شوق و مستی سرشار می‌شود. عشق چنان وجودش را پر می‌کند که یکسره به آتشی سوزان بدل می‌گردد و در تب و تاب می‌افتد. عشق به معشوق، در قالب عشق به همه مظاهر هستی که جلوه‌ای از رخ دوست هستند، نمودار می‌شود و انسان سرتاسر خوبی، صفا، صلح و آشتی می‌گردد. به یاد دوست، همه‌کس و همه‌چیز را دوست می‌دارد و دیگر هیچ دلی را نمی‌آزارد، کسی را خوار و خفیف نمی‌شمارد و مورد تمسخر قرار نمی‌دهد. ۳. وادیِ معرفت اینجا وادی شناخت است. به نظر سالک، اصل معرفت در شناخت کامل رب‌العالمین است. «معرفت، حیات دل است در میان سالکان و اعراض از معرفت جز در محضر حضور روا نیست. ارزش هر کس به معرفت اوست و هر که را معرفت نباشد، بی‌قیمت است.» در این وادی، عارف نسبت به نفس خویش و ذات عشق شناخت پیدا می‌کند و چشم دل و جان، چشم سر و چشم درونی‌اش به روی یکدیگر گشوده می‌شود. در محضر رندان، نامحرمان و مدعیانِ کذّاب نمی‌توانند برقصند. مدعی خواست که آید به تماشاگه راز  دست غیب آمد و بر سینهٔ نامحرم زد (حافظ) ۴. وادیِ استغنا در این مرحله، سالک چنان به معشوق متکی می‌گردد که از همه چیز و همه کس جز او بی‌نیاز می‌شود. او خود را در کوی امن و رجا مستغنی می‌یابد و یک‌باره از مال و مقام و جلوه‌های وسوسه‌انگیز زندگی دل می‌کند و طمع می‌برد. این وادی، پشت پا زدن به هوس‌ها و جلوه‌های دنیوی است. نکتهٔ مهم، پا گذاشتن بر سر افلاک است، نه پا گذاشتن بر گنبد مینا. سالک واقعی تنها می‌تواند با افتخار احساس کند که گوشه‌ای از صفات خداوندی در وجودش متجلی شده و به استغنا رسیده است. هر چه این صفات در او بیشتر جلوه‌گر شود، دیگران نیز از تشعشعات گرمابخش روح او بهره‌مند و مستغنی می‌گردند. ۵. وادی توحید اکنون سالک به وادی توحید می‌رسد. در این وادی، چشم دل به سوی خدا گشوده می‌شود و سالک موحد می‌گردد و وحدت عالم را رؤیت می‌کند. او مشاهده می‌کند که در جهان «یکی هست و هیچ نیست جز او» و هرچه و هر که را می‌نگرد، خدا را در آن می‌بیند. در این حال، سالک همه چیز و همه جا را چون مظهر و آفریدهٔ خداست یگانه می‌بیند و می‌ستاید و حتی جدایی حق را از عالم هستی که جلوهٔ رخ دوست است دوگانگی و دوئیت می‌داند. به دریا بنگرم دریا تو بینم  به صحرا بنگرم صحرا تو بینم  به هر جا بنگرم کوه و در و دشت  نشان از قامت رعنا تو بینم (باباطاهر) ۶. وادیِ حيرت در این مرحله، در دل سالک و اهل حق، هنگام تأمل، تفکر و حضور، حیرت و سرگشتگی راه می‌یابد. سالک چنان متحیر می‌شود که راه بیان بر او بسته می‌گردد. عاشق هر کجا از این عالم هستی را می‌نگرد، معرفتی تازه نصیبش می‌شود و از این همه عظمت، سرگشته‌تر و حیران‌تر از پیش می‌گردد. او در طوفان معرفت به رقص می‌آید و در وادی حیرت مقیم می‌گردد. چه کسی را دیده‌اید که در حیرت و سرگردانی، لذتی مضاعف در وجودش خیمه بزند؟ برخی چون منصور حلاج، چنان مست سُکر الهی می‌شوند که از سرِ حیرت لب به شطح می‌گشایند و «أنا الحق» می‌گویند. ۷. وادیِ فنا از شگفتی‌های طریق عرفانی، رسیدن به بقا در عین فناست. فنا به معنای نیست شدن از هر منظر است؛ به گونه‌ای که جز رب‌العالمین، همه را نیست ببینی. نیستی در عین هستی و هستی در عین نیستی. این مرحله، مرحله‌ی نیستی و محو شدن سالک است؛ جایی که از خود بی‌خود می‌شود و بقای خویش را در عشق به او می‌بیند. در این حال، منیّت و خودخواهی او همراه با همه صفات مذموم و ناپسند نابود می‌شود و وجودش به صفات پسندیده و محمود الهی زنده می‌گردد. @sarire_kelk

  • 🔸 ⭕️ تفاوت نگاه عادی و نگاه عرفانی به «عید» برای صوفی، عید یک رویداد تقویمی نیست، بلکه حالتی درونی و دائمی است. سالی دو عید کردن، کارِ عوام باشد ما صوفیان جان را هر دَم دو عید باید #مولانا می‌گوید: «سالی دو عید کردن، کار مردم عادی است». یعنی داشتن فقط دو عید در سال (عید فطر و عید قربان) مربوط به کسانی است که در ظاهر و مناسبت‌های بیرونی زندگی می‌کنند. اما «ما صوفیان، هر لحظه و هر دم باید دو عید داشته باشیم». عیدِ اهلِ معنا، نه روزی از روزها، که هر نَفَسی با ذکر نامی از نام‌های خدا برآید، و با تفکری درباره‌ی صفات و اسماء الهی باز گردد، خود عیدی است بی‌تکرار. در واقع آغاز سلوک صوفی با " تلقین ذکر دوام و فکر مدام"، جان می‌گیرد، او یک نَفَس از ذکر و فکر الهی غافل نمی‌نشیند. ذکر، دل را از خوابِ غفلت بیدار می‌کند و فکر، راه را تا حضرتِ حق می‌گشاید: سینه، صَیقل‌ها زده در ذِکْر و فِکْر تا پَذیرَد آینه‌یْ دل، نَقْشِ بِکْر #مولانا @sarire_kelk

  • без подписи

  • 🔸 گفت: از جان این ضریح چه می‌خواهی؟ گفتم: جانِ خویش گفت: تا چه شود؟ گفتم: تا که جان دهم گفت: و بعد؟ گفتم: دوباره جان بگیرم...! 📸 #عکس_جعفری @sarire_kelk

  • 🔸 ⭕️ نقش تمثیل، قصص و حکایات در آثار عارفان بزرگ عارفان بزرگ، از جمله مولانا، عطار، سهروردی، سنایی، از تمثیل و حکایت به‌عنوان ابزاری آموزشی و معرفتی استفاده می‌کردند. آن‌ها به‌خوبی می‌دانستند که بسیاری از حقایق عرفانی فراتر از زبان مستقیم و مفهومی هستند و نمی‌توان آن‌ها را با اصطلاحات خشک و فلسفی به‌طور کامل انتقال داد. حکایتِ عارفانه از سنخِ «خبر» نیست تا با واقعِ تاریخی سنجیده شود؛ از سنخِ «انشاء» است. یعنی نمی‌گوید «این رخ داده»، بلکه در جانِ شنونده «رخدادی» می‌آفریند. بنابراین عارفان با استفاده از داستان و تمثیل، مفاهیم انتزاعی مانند فناء، وحدت وجود، عشق الهی و سلوک را به شکلی ملموس و قابل فهم درمی‌آوردند. حتی اگر حکایت از نظر تاریخی یا واقعی مطابق با واقع نباشد برای عارفان، مهم معنای درونی و نمادین آن است، نه صحت ظاهری‌اش. آن‌ها معتقدند که داستان می‌تواند مانند آینه‌ای عمل کند که خواننده را به تأمل در وضعیت خود وادارد و تجربه‌ای درونی برای او رقم بزند. در واقع، هدف، انتقال «حقیقت» از طریق «نماد» است، نه گزارش واقعیت. به همین دلیل، در آثار بزرگ عرفانی، قصه‌ها اغلب برگرفته از سنت‌های گوناگون هستند، اما چون حامل پیام‌های عمیق سلوکی‌اند، ارزش معرفتی خود را حفظ می‌کنند. «هر قصه‌ای را مغزی هست. قصه را جهتِ آن مغز آورده‌اند بزرگان؛ نه از بهرِ دفعِ ملالت. به‌صورتِ حکایت برای آن آورده‌اند تا آن غَرَض در آن بنمایند.» 📕 #مقالات ✍ #شمس_تبریزی ویرایش متن: جعفر مدرس صادقی چاپ بیست‌وششم ۱۴۰۴، دفتر اول، ص۳۱ @sarire_kelk

  • 🔸 آدمی را که خواهی که بشناسی، او را در سخن آر. از سخنِ او، او را بدانی! #مولانا #فیه_ما_فیه @sarire_kelk

  • 🔸 به نامِ او که جان را به شعله‌یِ طلب، گرمی می‌بخشد. برای شیفتگانِ ساحتِ حق و پویندگانِ طریقِ راستی، عطارِ نیشابوری به درستی آغازِ کار را در «وادیِ طلب» نشان می‌دهد؛ همان آتشِ جان‌سوزی که به عنایتِ کششِ دل، در نهادِ عاشق می‌افتد و جان را به شوقی بی‌پایان برای وصالِ معشوق، بی‌قرار می‌سازد. چنان‌که عبدالله‌بن‌مبارک نیز اشاره دارد که: «دل دوستانِ حق، هرگز ساکن نشود». این وادی، عرصه‌یِ انتخاب‌هایِ سترگ است؛ جایی که سالک باید با همتی بلند، چنان در جست‌وجویِ پنهان و پیدایِ معشوق بکوشد تا به سرمنزلِ مقصود نائل آید: دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید (حافظ) اما زینهار که گردنه‌هایِ این طریق، پُر از دزدانِ راهزن و رهزنانِ ابلیس‌صفت است. از همین‌روی، استوانه‌هایِ عرفان و اربابِ سلوک، پیمودنِ بی‌رهبر و بی‌مرشد را در این وادیِ پرآفت و خوف، جایز ندانسته و بر ضرورتِ یافتنِ پیرِ روشن‌ضمیر تأکید ورزیده‌اند: پیر را بگزین که بی پیر این سفر هست بس پر آفت و خوف و خطر (مولانا) باید دانست که سلوک و آدابِ بندگی، نه امری کورکورانه، که طریقی است که تنها با راهنماییِ صالحِ زمان میسر می‌گردد. مبادا که در مسیرِ قربِ الهی، به دستاویزهایِ غیرِ حق متمسک شویم که در آن صورت، جهلِ جسور و تعصباتِ نفسانی را بر هستی و آبرویِ خویش مسلط کرده‌ایم. نکته‌یِ ظریفی در این میان نهفته است که نباید از آن غفلت ورزید: شیطان و قابیل نیز نه برایِ دنیا، که به زعمِ خویش برایِ نزدیکی به حضرتِ حق و کسبِ محبتِ او بود که به ورطه‌یِ حسد و شقاوت درافتادند؛ اما چون در پیِ «حق»، از طریقِ «ناصواب» و با فعلی «ناصواب‌تر» حرکت کردند، نه تنها به مقصود نرسیدند، که در ظلمتِ ابدی گرفتار آمدند. بنابراین، مقصدِ بلند، پیمودنِ راهی درست و راهبری شایسته را نیز می‌طلبد. @sarire_kelk

  • без подписи

  • 🔸 پروردگارا...! ای که همیشه عاشقانه مرا هدایت کردی به تو نیاز دارم! محتاج مهر و عشقِ بی‌حد و بیکرانت هستم. راه را به من نشان بده هدایتم کن به سویی که عشق باشد، هدایتم کن به سویی که پاکی باشد و خوبی و مهربانی، هدایتم کن به راهی که انتهایش نور باشد، نوری که از عشق تو می‌تابد. هدایتم کن به راهی که آرامش را قرین لحظه‌هایم کند. آمین @sarire_kelk

  • 🔸 شورش بلبلان سحر باشد خفته از صبح بی‌خبر باشد تیرباران عشق خوبان را دل شوریدگان سپر باشد #سعدی #خط_جعفری @sarire_kelk

  • 🔸 با عصا، کوران اگر ره دیده‌اند در پناهِ خلقِ روشن دیده‌اند کوران و نابینایان اگر چه با عصا به جایی راه برده‌اند و به مقصود رسیده‌اند، ولی در پناهِ مردم بینا راه را از چاه تشخیص داده‌اند. این عصا چه‌بْوَد؟ قیاسات و دلیل آن  عصا کی دادشان؟ بینا جلیل این عصا که ذکرش رفت چیست؟ منظور از آن عصا، همانا قیاس‌ها و دلایل است. آن عصا را کی به آنها داد؟ خدا. برای چه داد؟ برای اینکه مادام که نابینا هستند و در زمینی که چشمانشان نمی‌بیند عصا را وسیله‌ی رفتار خود کنند. چون عصا شد آلتِ جنگ و نفیر آن عصا را خُرد بشکن، ای ضَریر ولی به محض اینکه این عصا، آلت جنگ و ستیز شد، ای کوردل، آن را خُرد و متلاشی کن. (عصای استدلال به درد راهبری و راهنمایی سالک نمی‌خورد، بلکه تنها می‌تواند او را در آغاز کار چند قدمی راه ببرد.) او عصاتان داد، تا پیش آمدید آن عصا، از خشم هم بر وی زدید؟ خداوند، این عصا را به شما داد تا با آن راه بروید، ولی آیا شما آن عصا را نیز از خشم و غضب بر سر حق کوفتيد؟ (استدلال تا جایی معتبر است که حقیقت مخدوش نشود و به کفر و الحاد نرسد.) حلقهٔ کوران! به چه کار اندريد؟ دیده‌بان را در میانه آورید ای گروه کوردلان و سرگشتگان به چه کار مشغولید؟ فرد بینایی را در میان خود وارد کنید و به او اقتدا نمایید تا دست شما را بگیرد و راه را به شما نشان دهد و به مطلوب واصلتان سازد. 📕 #شرح_مثنوی_مولانا ✍ #استاد_کریم_زمانی @sarire_kelk

  • 🌑 فرا رسیدن سالروز رحلت رسول اکرم #حضرت_محمد(ص) و شهادت حضرت #امام_حسن_مجتبی(ع) بر رهروان راستین اهل طریق و سالکین راه حق و حقیقت تسلیت باد. @sarire_kelk

  • без подписи